بهترین فیلمهای ایرانی از نگاه مردم؛ ۳۰ فیلم بیادماندنی که در خاطرهها ماندهاند
سینمای ایران در طول دههها آثار فاخر زیادی ارائه داده که موفقیتهای این آثار گاهی فراتر از جشنوارههای داخلی و در مجامع بینالمللی نیز مورد توجه قرار گرفتهاند. واقعیت این است که در کنار این آثار درخشان، حجم زیادی فیلم تکراری، سفارشی و کممایه هم به خصوص در سالهای اخیر تولید شده که بیشتر به دنبال گیشه بوده تا حرف تازه. حتی همان نگاه بعضا اغراقآمیز به فقر و معضلات اجتماعی که زمانی نقطه قوت بود، گاهی به فرمولی کلیشهای بدل شده که جشنوارهپسند است اما از تماشاگر داخلی فاصله دارد. سینمای ما با محدودیتها، ممیزیها و اقتصاد شکنندهاش دستوپنجه نرم میکند و همین باعث شده بخش زیادی از انرژی فیلمسازان صرف عبور از موانع شود، نه خلق اثری فاخر. نکتهی جالب اینجاست که میان فیلمهایی که منتقدان میستایند و فیلمهایی که مردم دوست دارند، برخی مواقع فاصلهای وجود دارد. گاهی اثری که در جشنوارهها تحسین میشود، در میان تماشاگران عادی چندان جایی باز نمیکند و در مقابل، فیلمی که شاید از نظر هنری عالی نباشد، در دل مردم مینشیند و سالها به یاد میماند. این فهرست تلاشی است برای دیدن سینمای ایران از همین زاویه.
به عبارتی دیگر، در اینجا قرار است در مورد برخی از محبوبترین فیلمهای ایرانی که جایگاه ویژهای در میان مخاطبان پیدا کردهاند، حرف بزنیم. اینها فیلمهایی هستند که بسیاری از مردم سالها پس از اکرانشان همچنان آنها را پیشنهاد میکنند، دوباره میبینند، دیالوگهایشان را نقل میکنند و دربارهشان حرف میزنند. برخی از آنها ممکن است آثار کلاسیک هنری باشند، برخی فیلمهای پرفروش و محبوب گیشه و برخی دیگر آثار احساسی که به بخشی از فرهنگ عامهی ایران تبدیل شدهاند. البته پیش از شروع، ذکر این نکته مهم است که سینمای ایران گستردهتر از آن است که در یک فهرست بگنجد. هیچ لیستی نمیتواند همهی آثار ارزشمند را در خود جای دهد و طبیعی است که برخی از فیلمهای محبوب شما اینجا نباشند. همچنین سلیقه امری شخصی است؛ پس این فهرست را نه یک رتبهبندی نهایی، بلکه دعوتی برای کشف و تماشای دوبارهی برخی از آثار دوستداشتنی سینمای ایران در نظر بگیرید.
30. سام و نرگس
29. لیلی با من است
۲۸. تاراج
۲۷. اخراجیها
۲۶. بادیگارد
۲۵. آدمبرفی
۲۴. کلاه قرمزی و پسرخاله
۲۳. شهر موشها
22. هیس! دخترها فریاد نمیزنند
21. میم مثل مادر
20. سنتوری
19. مارمولک
18. ایستاده در غبار
17. ماجرای نیمروز
16. مغزهای کوچک زنگ زده
15. خانه پدری
14. متری شیش و نیم
13. ابد و یک روز
۱2. برادران لیلا
۱۱. آژانس شیشهای
۱۰. فروشنده
۹. اجارهنشینها
۸. بچههای آسمان
۷. هامون
۶. ناخدا خورشید
۵. دربارهی الی
۴. گوزنها
3. گاو
2. طعم گیلاس
1. جدایی نادر از سیمین
30. سام و نرگس
کارگردان: ایرج قادری
بازیگران: محمدرضا گلزار، نوشین حسینخانی، محمود کاکاوند
سال انتشار: 1379

فیلم سینمایی «سام و نرگس» به نویسندگی و کارگردانی ایرج قادری که به نوعی اولین بازی محمدرضا گلزار که تا آن زمان عضوی از گروه موسیقی آریان بود، محسوب میشود، همچون بیشتر آثار پس از انقلاب ایرج قادری که در بستری ملودرام و عاشقانه روایت میشد، از ملودرامهای شاخص سینمای دههی ۸۰ است که در زمان خود توانست به یکی از مهمترین و پرمخاطبترین آثار سینمایی تبدیل شود و به خصوص در میان جوانان مورد توجه قرار گیرد. داستان فیلم سام و نرگس حول محور دو رفیق صمیمی به نام سام و عبد میگذرد. مسیری که با گذشت زمان سام به نرگس، خواهر عبد علاقهمند میشود. این رابطه پنهانی به سوءتفاهمی تلخ دامن میزند که سرانجام به مرگ تراژیک عبد منجر میشود. در پی این فاجعه، سام به اتهام قتل دستگیر میشود و از آنجا که توان اثبات بیگناهی خود را ندارد، در برابر بیاعتمادی خانواده و طرد جامعه تنها میماند.
29. لیلی با من است
کارگردان: کمال تبریزی
بازیگران: پرویز پرستویی، محمود عزیزی، مازیار لرستانی
سال انتشار: 1374

فیلم «لیلی با من است»، یکی از فیلمهای برتر دفاعمقدس با چاشنی کمدی است که در سال ۱۳۷۴ روی پرده رفت. کمال تبریزی کارگردان و نویسندهی توانمند کشورمان در برههای که اغلب فیلمهای دفاعمقدس داستان درامی داشتند، فیلمی را ساخت که در آن تلخیهای جنگ با اتفاقات طنز آمیخته شده بود. بازی خوب پرویز پرستویی و کار قوی کمال تبریزی باعث شد تا این فیلم مخاطبهای زیادی را جذب کند. در واقع میتوان گفت لیلی با من است ازجمله آثار جنگی است که تحولی در سینمای دفاعمقدس ایجاد کرد. داستان فیلم، از این قرار است که مردی به نام صادق مشکینی، فیلمبردار تلویزیون، با مشکلات مالی مواجه میشود. او میخواهد برای تکمیل ساختوساز خانه نیمهکارهاش از صدا و سیما درخواست وام کند. تلاش او برای دریافت وام از اداره به نتیجه نمیرسد و ناچار میشود برای جلب موافقت مسئولان و گرفتن وام، در مقام فیلمبردار به سفری کوتاه به جبهه برود.
۲۸. تاراج
کارگردان: ایرج قادری
بازیگران: جمشید هاشمپور، بهزاد جوانبخش، فخری خوروش
سال انتشار: 1364

فیلم «تاراج» به کارگردانی ایرج قادری در سالهای میانی دههی 60، توانست مخاطبان فراوانی برای خودش دستوپا کند. این فیلم دقیقا در تقابل با سیاستهای سینمایی آن دهه قرار داشت؛ هم ستارهسازی میکرد و هم با هدف جلب مخاطبان ساخته شده بود. شاید یکی از مهمترین جذابیتهای فیلم را باید در رستگاری ضدقهرمانش دانست؛ زینال بندری با بازی جمشید هاشمپور، در ابتدای فیلم به دلیل قاچاق مواد مخدر در شرف اعدام است که با رشوه نجات پیدا میکند، اما در میانهی داستان، با اعتیاد پسرش به هروئین، دگرگون میشود و در کنار ستوان احمد برای مبارزه با فساد میایستد. علیرغم حفرههای داستانی، تاراج در مواردی باورپذیرتر از آثار حادثهای همدورهی خود است و حادثهپردازی، تعقیبوگریزها و فیلمبرداری فرج الله حیدری به جذابیت آن افزودهاند.
۲۷. اخراجیها
کارگردان: مسعود ده نمکی
بازیگران: اکبر عبدی، امین حیایی، کامبیز دیرباز
سال انتشار: 1385

فیلم «اخراجیها» نخستین فیلم بلند داستانی دهنمکی پس از ساخت چند مستند بود و در اواسط دههی هشتاد به یکی از پرفروشترین و پرمخاطبترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران تبدیل شد. داستان آن حول محور گروهی از اراذل و اوباش جنوب تهران به سرکردگی مجید سوزوکی میچرخد که برای رسیدن به اهداف شخصی، راهی جبههی جنگ ایران و عراق میشوند و در نهایت دستخوش تحولات عمیق روحی و اعتقادی میگردند. این فیلم با الهام از خاطرات شخصی دهنمکی از جبهه ساخته شد و با بهرهگیری از تیپهای برآمده از فرهنگ عامه، حس نزدیکی و همذاتپنداری مخاطب را برانگیخت.
فیلم با یک لحن شوخ و سرگرمکننده، دل مردم عادی را که همیشه حس میکردند تحقیر میشوند، بدست میآورد و همین لحن و حال و هوا باعث شد آدمهایی از قشرهای مختلف با شخصیتهایش همدلی کنند. با این حال فیلم از نظر ساختاری ضعفهای جدی دارد؛ شخصیت اصلی پس از ورود به جبهه میان انبوه شخصیتها گم میشود و تحول قهرمان به جای پرداخت منطقی، تنها در یک لحظه احساساتی و شعاری رقم میخورد. البته موسیقی متن و تیتراژ ماندگار فیلم یکی از مولفههای مهم ماندگاری این اثر به شمار میرود.
۲۶. بادیگارد
کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
بازیگران: پرویز پرستویی، مریلا زارعی، بابک حمیدیان
سال انتشار: 1394

فیلم «بادیگارد» ساختهی ابراهیم حاتمیکیا، داستان حیدر ذبیحی (پرویز پرستویی) را روایت میکند؛ محافظ پا به سن گذاشتهای که پس از سالها حفاظت از جان شخصیتهای مهم کشور، اکنون مسئول حفاظت از یک دانشمند هستهای میشود. حاتمیکیا در این اثر مفاهیم همیشگی سینمای خود مانند جنگ، ایثار و شهادت را در قالبی مدرن و معاصر بازآفرینی میکند و درگیریهای عقیدتی محافظی را به تصویر میکشد که خود را غریبهای در زمانهی کنونی میبیند و باور دارد وظیفه از اعتقاد میآید؛ او تنها حاضر است جانش را فدای کسی کند که به عقیدهی خودش ارزش حفاظت داشته باشد. به عبارتی برخورد نگاههای متفاوت و تغییر زمانه، ستون اصلی داستان است.
از نظر فنی، بادیگارد اثری خوشساخت و چشمنواز است؛ سکانسهای اکشن و تعقیب و گریز آن با بهرهگیری از امکانات مناسب و فیلمبرداری قوی، فیلم را به یکی از هیجانانگیزترین آثار سال بدل کرده و بازی درخشان پرویز پرستویی نیز سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد را برایش به ارمغان آورده است. با این حال، ضعف اصلی فیلم در پرداخت شخصیتهاست؛ تمرکز بیش از حد بر حیدر ذبیحی باعث شده باقی شخصیتها از همسر و فرزندان گرفته تا دانشمند هستهای، منفعل و تکبعدی باقی بمانند و تنها در خدمت برجسته کردن قهرمان قرار گیرند.
۲۵. آدمبرفی
کارگردان: داوود میرباقری
بازیگران: اکبر عبدی، داریوش ارجمند، مهدی فتحی
سال انتشار: 1373

«آدم برفی» نخستین فیلم سینمایی داود میرباقری، اثری در ژانر کمدی است که در سال ۱۳۷۳ ساخته شد و پس از سه سال توقیف، در سال ۱۳۷۶ به اکران درآمد و با جذب بیش از پنج میلیون مخاطب به پرفروشترین فیلم سال بدل شد. داستان فیلم به مسالهی مهاجرت ایرانیان به غرب میپردازد و دو روایت موازی را در هم میآمیزد؛ عباس خاکپور (اکبر عبدی) که برای گرفتن ویزای آمریکا به ترکیه رفته و ناچار میشود برای رسیدن به مقصودش در لباس زنانه و با نام درنا ظاهر شود. او در این میان با جواد کولی (پرویز پرستویی)، اسی دربهدر (داریوش ارجمند) و چرچیل (مهدی فتحی) سروکار پیدا میکند و سرانجام با دلبستگی به دنیا خورشیدی (آزیتا حاجیان) از سودای آمریکا دست میکشد. میرباقری برای نمایش باورپذیر غربت و اسارت ایرانیها میان رفتن و ماندن، تراژدی و کمدی را شانهبهشانه به تصویر میکشد.
پرداخت شخصیتها در آدم برفی چنان است که تماشاگر آنها را باور میکند، چون هر یک خصوصیتی آشنا برای ایرانیها دارند، هرچند فیلم بیش از آنکه بر دیالوگ استوار باشد سرشار از مونولوگ است و هر شخصیت یکتنه از درون خود سخن میگوید؛ ویژگیای که تا حدی به تئاتری بودن فضای اثر بازمیگردد و تماشاگر را همچون دیوار چهارم این نمایش قرار میدهد. هرچند فیلم در نگاه نخست اثری سفارشی به نظر میرسد که قرار بوده جنبههای منفی مهاجرت را به شکلی نمادین تصویر کند، اما برخلاف بسیاری از آثار پروپاگاندای مشابه دههی شصت که امروز در خاطرهها نماندهاند، فراتر از یک کار سفارشی ظاهر شده و مهمترین وجه آن، پرمخاطب بودن و ماندگاریاش است.
۲۴. کلاه قرمزی و پسرخاله
کارگردان: ایرج طهماسب
بازیگران: ایرج طهماسب، فاطمه معتمدآریا، حمید جبلی
سال انتشار: 1373

«کلاهقرمزی و پسرخاله» نخستین تجربهی کارگردانی ایرج طهماسب در سینماست که در سال ۱۳۷۳ ساخته شد و همان سال روی پرده رفت. این فیلم که ادامهی محبوبیت برنامهی تلویزیونی کلاهقرمزی بود، با صداپیشگی حمید جبلی و عروسکگردانی دنیا فنیزاده شکل گرفت و توانست در بازهی زمانی انتشار خود به یکی از پربینندهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران بدل شود. داستان فیلم سرنوشت کلاهقرمزی را روایت میکند؛ پسربچهای روستایی که پس از اخراج از مدرسه و ناکامی در یافتن شغل، با دیدن برنامهی آقای مجری راهی تهران میشود و با کمک پسرخاله به تلویزیون میرود و در آنجا به خاطر علاقهاش به آقای مجری دردسرهایی به بار میآورد.
طهماسب در این اثر داستانی سرراست تعریف کرد و با وجود دشواری کار با عروسک، علاوه بر فضاهای داخلی، سکانسهای خارجی فراوانی نیز برای فیلم در نظر گرفت. جذابیت اصلی فیلم به دو عروسک کلاهقرمزی و پسرخاله بازمیگشت؛ کلاهقرمزی پسربچهای شیطان و پرحرف بود که کلمهها را اشتباه ادا میکرد و برخلاف عروسکهای آن دوره چندان مودب نبود و پسرخاله با لحنی آرام و کشدار و تکیهکلامهای خاص خود مهربانی و دلسوزی را نمایندگی میکرد. ترانههایی مانند «سلام الاغ عزیز» و «آقای راننده» با موسیقی محمدرضا عقیلی، در کنار بازی دیگر هنرمندان، در ماندگاری این اثر نقشی اساسی داشتند؛ بهگونهای که پس از گذشت بیش از سی سال، فیلم همچنان برای نسلی که کودکیشان را در آن دوره گذراندهاند جذابیت خود را حفظ کرده است.
۲۳. شهر موشها
کارگردان: محمدعلی طالبی
بازیگران: ایرج طهماسب، حمید جبلی، فاطمه معتمدآریا
سال انتشار: 1364

«شهر موشها» فیلم سینمایی عروسکی محصول سال ۱۳۶۴ است که نسخهی سینمایی سریال تلویزیونی «مدرسه موشها» بهشمار میرود. این برنامهی تلویزیونی که در اوایل دههی ۱۳۶۰ صرفاً قرار بود کودکان را به مدرسهرفتن تشویق کند، چنان محبوبیتی یافت که فیلم سینمایی از روی آن ساخته شد. داستان فیلم زمانی آغاز میشود که شهر آرام موشها مورد حملهی گربهای سیاه به نام «اسمشو نبر» قرار میگیرد و اهالی برای نجات جان خود ناچار میشوند خانههایشان را ترک کنند؛ در این میان مسیر بچهها از پدر و مادرها جدا میشود و بچهموشها به همراه آشپزباشی و آقای معلم از راه طولانی و خطرناکتر به سفر میروند و سرانجام همان بچهموشها گربهی سیاه را فراری میدهند. از صداپیشگان، عروسکگردانان و بازیگران این اثر میتوان به حمید جبلی، فاطمه معتمدآریا و ایرج طهماسب اشاره کرد.
ساخت یک فیلم بلند عروسکی آن هم در بحبوحهی جنگ در دههی شصت کار آسانی نبود؛ مرضیه برومند و محمدعلی طالبی با جسارتی تمام، عروسکها را از فضای استودیو خارج کردند و بخش بسیاری از فیلم را در دل کوه و دشت و فضای باز فیلمبرداری کردند تا اثری مناسب پردهی سینما خلق شود. فیلم به فروش بسیار خوبی در گیشه رسید و رفتهرفته به بخشی از نوستالژی بچههای دههی شصت بدل شد. همچنین ترانههای بهیادماندنی فیلم برای کودکانی که رویاهایشان زیر آوار جنگ بود حکم مرهم را داشت. همکاری برومند با گروهی از متخصصان عروسکگردانی همچون حمید جبلی، ایرج طهماسب و…، جانی به موشهای این شهر بخشید که پس از گذشت دههها همچنان در خاطرهها زنده است.
22. هیس! دخترها فریاد نمیزنند
کارگردان: پوران درخشنده
بازیگران: شهاب حسینی، طناز طباطبایی، مریلا زارعی
سال انتشار: 1392

«هیس! دخترها فریاد نمیزنند» به نویسندگی و کارگردانی پوران درخشنده، در اکران ویژهی عید فطر سال ۱۳۹۲ روی پرده رفت. این فیلم به موضوعی حساس و کمپرداخته در سینمای ایران یعنی سوءاستفاده و آزار جنسی کودکان میپردازد؛ سوژهای که درخشنده ایدهی آن را سالها در ذهن داشت، از دفترچهای که سال ۶۸ از شهر بوکان به دستش رسیده بود تا ماجرایی واقعی که دربارهی دختر یکی از آشنایانش شنید. داستان حول شیرین میچرخد، دختری که در کودکی مورد آزار قرار گرفته و این ترس و خاطرهی تلخ حتی در بزرگسالی رهایش نمیکند، تا جایی که مردی را که دختربچهای را به زور با خود میبرد به قتل میرساند و به اعدام محکوم میشود.
جستوجو برای یافتن علت این عمل، تماشاگر را به گذشتهی شیرین میبرد. فیلم با بازی درخشان طناز طباطبایی و حضور بازیگرانی چون مریلا زارعی، شهاب حسینی، جمشید هاشمپور و… ساخته شد و محبوبترین فیلم از دیدگاه تماشاگران در جشنوارهی سیویکم فیلم فجر لقب گرفت و حتی نشریهی ورایتی آمریکا از آن تمجید کرد. با وجود اهمیت و جسارت سوژه، نقدها متوجهی شعارزدگی و ضعف در پرداخت دراماتیک فیلم بود و با اینکه ریتم فیلم چندان خوب نیست، بسیاری این اثر را با همهی کاستیهایش یکی از کاملترین و تاثیرگذارترین فیلمهای کارنامهی پوران درخشنده میدانند؛ فیلمی تلخ که میکوشد آگاهی جامعه را نسبت به مسئلهای مهم بالا ببرد.
21. میم مثل مادر
کارگردان: رسول ملاقلیپور
بازیگران: گلشیفته فراهانی، جمشید هاشمپور، حسین یاری
سال انتشار: 1385

«میم مثل مادر» ملودرامی اجتماعی به نویسندگی و کارگردانی زندهیاد رسول ملاقلیپور است که با بازی گلشیفته فراهانی، حسین یاری و علی شادمان روی پرده رفت. داستان این فیلم در مورد سپیده است؛ پرستاری که در جنگ ایران و عراق و طی بمباران شیمیایی سردشت دچار آسیب شده و سالها بعد در آستانهی مادر شدن، با تشخیص معلولیت جنین روبهرو میشود. همسرش سهیل بر سقط جنین پافشاری میکند و در نهایت با مخالفت سپیده، او را طلاق میدهد اما سپیده بهتنهایی فرزند معلولش سعید را بزرگ میکند و به مادری بدل میشود که در برابر توپ و تانک، گازهای شیمیایی، فقر و بیمهری همسر میایستد.
این فیلم که ملاقلیپور آن را در حال و هوای بیماری مادر خود ساخت و خود آریا عظیمینژاد موسیقی کلاسیک و احساسیاش را بر تن آن نشاند، در سال ۲۰۰۷ به عنوان نمایندهی ایران در هشتادمین دورهی جوایز اسکار انتخاب شد. این فیلم با بازی درخشان گلشیفته فراهانی در نقش سپیده، موسیقی موثر و مهمتر از همه با بزرگداشت مقام «مادر» به مثابه بنیان خانواده و نماد مهر و ایثار، اثری شریف و تأثیرگذار باقی میماند که میکوشد تلنگری ارزشمند به جامعه بزند.
20. سنتوری
کارگردان: داریوش مهرجویی
بازیگران: بهرام رادان، گلشیفته فراهانی، مسعود رایگان
سال انتشار: 1385

«سنتوری» (یا علی سنتوری) درامی اجتماعی به کارگردانی داریوش مهرجویی است که با اقتباسی آزاد از رمان «عقاید یک دلقک» اثر هاینریش بل، نویسندهی آلمانی، ساخته شد؛ فیلمنامهای که مهرجویی آن را با همراهی همسرش وحیده محمدیفر نوشت و سرچشمهی اولیهاش به یادداشتهای «بهار سیاه» نوشتهی رامین اسکندری دربارهی زندگی و مرگ تلخ برادرش پیمان بازمیگردد. داستان فیلم در مورد علی (با بازی بهرام رادان) است؛ پسر خانوادهای مذهبی و بازاری که میان خانواده و عشقش به سنتور، دومی را برمیگزیند و به بهای راندهشدن از خانه به ستارهای در موسیقی بدل میشود. اما این اوج دیری نمیپاید؛ علی پس از ازدواج با هانیه (گلشیفته فراهانی) رفتهرفته به دام اعتیاد میافتد و با جدایی همسر و سقوط تا مرز کارتنخوابی، همهچیز را از دست میدهد تا سرانجام با یاری خانواده و ترک اعتیاد، بار دیگر از صفر آغاز کند.
حضور بازیگرانی کارکشته، آهنگسازی درخشان اردوان کامکار و صدای محسن چاوشی، این اثر را به یکی از معدود تجربههای موزیکال موفق سینمای ایران تبدیل کرد. فیلم تضاد سنت و مدرنیته در جامعهای در حال گذار و سقوط هنرمندی که در جامعهای با درک سطحی از هنر، مدام محدود و سرکوب میشود را به خوبی نشان داد و با وجود نمایش در بیستوپنجمین جشنوارهی فجر و کسب جایزهی بهترین فیلم از نگاه تماشاگران و بهترین بازیگر نقش اول مرد، پیش از اکران توقیف شد و سالها رنگ پرده را ندید. نسخهی بیسانسور آن بهصورت قاچاق در خانهها دستبهدست شد و سرانجام پس از حذف بخشهایی، به شبکهی نمایش خانگی راه یافت. این توقیف که به افسردگی مهرجویی و مرگ زودهنگام فرامرز فرازمند، تهیهکنندهی فیلم، دامن زد، در نهایت با محکومیت وزارت فرهنگ و ارشاد و حکم پرداخت غرامت همراه شد؛ ماجرایی که خود به نمادی از سلیقهای بودن ممیزی در آن سالها بدل گشت.
19. مارمولک
کارگردان: کمال تبریزی
بازیگران: پرویز پرستویی، بهرام ابراهیمی، شاهرخ فروتنیان
سال انتشار: 1382

«مارمولک» را میتوان یکی از پرحاشیهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران دانست؛ اثری در ژانر کمدی درام، ساختهی کمال تبریزی و نویسندگی پیمان قاسمخانی که در سال ۱۳۸۲ با بازی درخشان پرویز پرستویی روی پرده رفت. داستان فیلم برداشتی بومیشده از «زائر» (۱۹۲۳) ساختهی چارلی چاپلین و «ما فرشته نیستیم» (۱۹۸۹) است و سرگذشت رضا مثقالی معروف به رضا مارمولک را روایت میکند؛ دزدی سابقهدار که در بیمارستان با ربودن لباس یک روحانی از زندان میگریزد تا با گذرنامهی جعلی از کشور خارج شود، اما در شهرکی مرزی به اشتباه با امام جماعت اعزامی عوضی گرفته میشود و ناچار بر منبر مینشیند. رضا که با زبان ساده و خاکی خود مردم را موعظه میکند، رفتهرفته زیر تأثیر همین لباس و موقعیت تازه قرار میگیرد و دگرگون میشود؛ روایتی که فیلم آن را با چاشنی طنز و در دل ساختاری ساده، از سرقت تا تحول درونی پیش میبرد.
مارمولک با وجود استقبال گستردهی مردم، از همان روزهای نخست اکران با مخالفت شدید برخی محافل روبهرو شد که آن را دستمایه قرار دادن لباس روحانیت میدانستند و سرانجام سازندگان را وادار به خارجکردن فیلم از پرده کردند؛ این در حالی بود که اثر در بیستودومین جشنوارهی فجر سیمرغ بهترین فیلمنامه و عنوان بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را گرفته بود. سالها بعد، با انتشار محدود سیدی در ۱۳۹۴، عرضهی رسمی در شبکهی نمایش خانگی در فروردین ۱۳۹۹ و سرانجام پخش تلویزیونی در نوروز ۱۴۰۱، فیلم بار دیگر در کانون توجه قرار گرفت. نگاه دقیقتر به اثر نشان میدهد که مارمولک تصویری منفی از روحانیت ارائه نمیکند، بلکه با لحنی مشفقانه این پرسش را پیش میکشد که روحانیت با بازنگری در شیوهی ارتباطش با مردم و بهویژه نسل جوان تا چه اندازه میتواند در رساندن پیام خود موثرتر باشد؛ همان نکتهای که در کنار بازی بهیادماندنی پرستویی و کارگردانی هوشمندانهی تبریزی، مارمولک را به اثری چندلایه و ماندگار در سینمای ایران بدل کرده است.
18. ایستاده در غبار
کارگردان: محمدحسین مهدویان
بازیگران: هادی حجازیفر، امیرحسین هاشمی، ابراهیم امینی
سال انتشار: 1395

فیلم «ایستاده در غبار» روایتی متفاوت را دربارهی زندگی سردار حاج احمد متوسلیان، یکی از فرماندهان جاویدالاثر و نامآشنای دفاع مقدس، انتخاب میکند؛ اثری به نویسندگی و کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیهکنندگی حبیبالله والینژاد که در سال ۱۳۹۵ به سینماها رسید. مهدویان که پیشتر با مستند نیمهداستانی «آخرین روزهای زمستان» درباره شهید حسن باقری توجهها را جلب کرده بود، اینبار با همان سبک و سیاق به سراغ زندگی متوسلیان رفت؛ شیوهای که در آن بخش زیادی از کلام شنیدهشده در فیلم برگرفته از مستندات و صداهای واقعی است و تصاویر بازسازیشده آن را همراهی میکنند. فیلم زندگی این فرمانده را از کودکی خاموش و گوشهگیر تا روزهای فرماندهی در دروازههای خرمشهر و سرانجام مفقودشدنش دنبال میکند؛ سرنوشتی که فرسنگها دورتر از مرزهای ایران رقم خورد. ایستاده در غبار در بخش نگاه نو سیوچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور یافت و سیمرغ بلورین بهترین فیلم را به همراه جوایز طراحی صحنه و لباس و جلوههای میدانی به دست آورد و نسخهای سریالی از آن نیز پخش شد.
ارزش اصلی فیلم را بسیاری در نوع نگاهش به قهرمان میدانند؛ مهدویان بهجای قدیس ساختن از متوسلیان، او را آدمی معمولی با خلقوخوی خاص خود، گاه تندخو و سرسخت، به تصویر میکشد و همین رویکرد، فیلم را در نزدیکشدن به شخصیت قهرمان از بسیاری از آثار سینمای جنگ ایران متمایز میکند. طراحی صحنه و لباس دقیق و وسواسگونه، قاببندی تصاویر و فیلمبرداری متاثر از فضای مستند، فضای جنگ و سالهای دههی شصت را باورپذیر بازسازی کردهاند. با اینحال فیلم از ضعفهایی نیز بینصیب نیست؛ مهمترین ایراد، کمرنگماندن وجه درام و گسترشنیافتن شخصیت متوسلیان است، چنانکه بسیاری از رویدادها بدون مقدمه رخ میدهند و نقاط کلیدی داستان با ابهام رها میشوند. در مجموع، ایستاده در غبار اثری است که میتوان آن را هم تجربهای تازه و ستودنی در سینمای دفاع مقدس خواند و هم محل مناقشهای جدی درباره مرز میان واقعیت و بازسازی آن.
17. ماجرای نیمروز
کارگردان: محمدحسین مهدویان
بازیگران: مهرداد صدیقیان، احمد مهرانفر، هادی حجازیفر
سال انتشار: 1395

پس از موفقیت «ایستاده در غبار» و یافتن سبک و سیاق شخصیاش، محمدحسین مهدویان اینبار سراغ یکی از حساسترین و کمروایتشدهترین برهههای تاریخ معاصر ایران رفت و «ماجرای نیمروز» را در سال ۱۳۹۵ به تصویر کشید؛ فیلمی که فیلمنامهاش را خود او به همراه ابراهیم امینی نوشت. این اثر با بازی مهرداد صدیقیان، احمد مهرانفر، هادی حجازیفر و جواد عزتی ساخته شد و به ترورهای سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۶۰ و رویدادهای پس از عزل ابوالحسن بنیصدر میپردازد؛ روایتی که از زاویه دید ماموران اطلاعاتی سپاه دنبال میشود و سرانجام به شناسایی محل اختفا و کشتهشدن موسی خیابانی میرسد.
مهدویان همان تکنیک نیمهمستند آزمودهشده در فیلم پیشین را اینبار در دل فضای شهری و میان آدمهای یک قصه به کار گرفت؛ کاری بهمراتب دشوارتر که با قاببندیهای مستندوار و تدوین خوب، فضای دهه شصت را باورپذیر بازسازی کرد. فیلم در سیوپنجمین جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از هر سه نگاه هیأت داوران، ملی و تماشاگران و نیز سیمرغ بهترین طراحی صحنه و لباس را بدست آورد.
16. مغزهای کوچک زنگ زده
کارگردان: هومن سیدی
بازیگران: نوید محمدزاده، فرهاد اصلانی، فرید سجادی حسینی
سال انتشار: 1397

حاشیهنشینی نزدیک البرز و زندان قزلحصار، جایی پر از آشغالجمعکنها، اراذل و فروشندگان مواد، بستری است که هومن سیدی در سال ۱۳۹۶ برای «مغزهای کوچک زنگزده» برگزید؛ اثری که خودش آن را نوشت و کارگردانی کرد و سعید سعدی تهیهکنندگیاش را بر عهده داشت. قصه حول خانوادهای ازهمپاشیده میچرخد که در آن شکور (فرهاد اصلانی) برادر بزرگ و پدرخواندهای است که آشپزخانه تولید مواد مخدر دارد و در واقع چوپان گلهای از گوسفندان بیمغز است، شاهین (نوید محمدزاده) برادر یاغی و سرخوردهای که راوی فیلم است و در میانه بحران هویت میکوشد خود را خشنتر از آنچه هست نشان دهد و شهروز و شهره که هر یک به نوعی در گرداب خشونت این خانواده گرفتارند. سیدی که از همان فیلمهای نخستش به تصویر کشیدن خردهخلافکارها و خشونتشان علاقه داشت، اینبار با تکیه بر استعاره چوپان و گله، اثری اجتماعی گنگستری ساخت که هرچند از نمونههای موفق خارجی تاثیر گرفته، اما کاملا متعلق به سینمای ایران است.
فیلم در سیوششمین جشنواره فیلم فجر دیده شد و حتی دبورا یانگ، منتقد هالیوود ریپورتر، آن را مهیجترین فیلم جشنواره و واجد ظرفیت جذب مخاطب بینالمللی خواند. نقطه قوت اصلی فیلم را میتوان فضاسازی ملموس و باورپذیر آن دانست؛ فضایی که به اندازه خشن است بیآنکه روی کثیفی و فقرش سیاهنمایی شود و در کنار آن، شخصیتپردازی شخصیتهای اصلی و بازیهای درخشان جمع بازیگران از دیگر نکات مثبت فیلم است. هرچند چند سکانس عاطفی در منطق فیلم جا نمیافتند و برخی شخصیتهای فرعی چنان کم اهمیت شمرده شدهاند که رفتارهایشان باورپذیر از کار درنمیآید.
15. خانه پدری
کارگردان: کیانوش عیاری
بازیگران: مهدی هاشمی، شهاب حسینی، مهران رجبی
سال انتشار: 1393

خانهای قدیمی با حیاطی پر از گلدان و درخت انجیر و حوض و زیرزمینی تاریک در گوشه قاب که از همان نخستین نما حکم تضاد آشکار و پنهان این بنا را دارد؛ نقطه شروع اثری از کیانوش عیاری که خودش آن را در سال ۱۳۸۹ نوشت، کارگردانی و تهیه کرد و سرنوشتش بیش از یک دهه با توقیف گره خورد. ماجرا در سال ۱۳۰۸ آغاز میشود، آنجا که کلب حسن (مهران رجبی) بهخاطر ظن به بیآبرویی، دخترش ملوک را با کمک پسر نوجوانش محتشم میکشد و در زیرزمین خانه دفن میکند. عیاری این جنایت را نقطه آغاز روایتی اپیزودیک میکند که تا سال ۱۳۷۹ امتداد مییابد و در آن مهدی هاشمی، شهاب حسینی، ناصر هاشمی، مینا ساداتی و نازنین فراهانی هر یک بخشی از تاوان نسلی این پنهانکاری را بازی میکنند؛ تاوانی که نسل به نسل سرپوشگذاشتن بر اشتباه و حذف هویت و استقلال زنان را در خانوادهای مردسالار تکرار میکند.
به عبارتی همین صراحت تلخ بود که فیلم را از پرده پایین کشید و بحثهای گستردهای را میان موافقان و مخالفان برانگیخت. نقطه قوت بیچونوچرای فیلم، آن ده تا پانزده دقیقه طوفانی و شوکهکننده آغازین است؛ تعقیب و قتل وحشتناک دختر که هر تماشاگری را میخکوب میکند و جسارت کمنظیر عیاری در پرورش ایدهاش را نشان میدهد اما بقیهی جنبههای فیلم در سطح خیلی خوبی قرار ندارند. عیاری با تکیه بر سوژهای جسورانه و تابوشکنانه، اثری دغدغهمند ساخته که با اینکه نوآوری خاصی ندارد اما همان افتتاحیهاش برای ماندگاریاش کافیست.
14. متری شیش و نیم
کارگردان: سعید روستایی
بازیگران: پیمان معادی، نوید محمدزاده، فرهاد اصلانی
سال انتشار: 1397

خاطره تلخ مردی پای چوبه دار که میگوید کفن برادرش را «متری شش و نیم» خریدند، همان جملهای است که نام دومین ساخته سعید روستایی از آن بیرون آمده؛ اثری اجتماعی پلیسی محصول ۱۳۹۷ که داستان گروهی از مأموران مبارزه با مواد مخدر به سرپرستی صمد (پیمان معادی) را دنبال میکند که در پی دستگیری عمدهفروش بزرگ شیشه، ناصر خاکزاد (نوید محمدزاده)، حلقه به حلقه از خردهفروشها بالا میروند تا به رأس هرم برسند. فیلم در سیوهفتمین جشنواره فجر سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را گرفت و بعدها نامزد سزار بهترین فیلم خارجیزبان ۲۰۲۲ هم شد.
نقطهی قوت بیچونوچرای فیلم همان حدود یکساعت ابتدایی است که لحظهبهلحظه تنش و غافلگیری را بالا میبرد، در کنار بازی درخشان معادی در نقش یکی از واقعیترین و خاکستریترین پلیسهای سالهای اخیر سینمای ایران که جای تحسین دارد. اما فیلم به مرور دچار سقوط میشود و انرژی نیمه اول جای خود را به صحنههای بیکارکرد میدهد. پراکندهشدن قصه در خردهداستانهای بیتاثیر نیز از دیگر ضعفهایی است که باعث میشود متری شیش و نیم با وجود شروع تکاندهنده و بازیهای خوب، به اثری در نهایت معمولی تبدیل شود.
13. ابد و یک روز
کارگردان: سعید روستایی
بازیگران: پیمان معادی، نوید محمدزاده، پریناز ایزدیار
سال انتشار: 1394

«ابد و یک روز» فیلمی است که نه با احتیاط، بلکه با اطمینان کامل وارد تاریکترین گوشههای یک خانوادهی پایین شهری میشود و از دل فقر، اعتیاد و فروپاشی، قصهای میسازد که بیننده را تا مدتها رها نمیکند. فیلم در سی و چهارمین جشنواره فجر با ۹ سیمرغ بلورین، از جمله بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه، رکورد آن دوره را شکست و در اکران عمومی هم استقبال تماشاگران نشان داد که ماجرا فراتر از موفقیت جشنوارهای است. داستان این فیلم در مورد سمیه (پریناز ایزدیار) است که بار یک خانواده درهمشکسته را به تنهایی حمل میکند.
مادر بیمار، برادر بزرگتری که سابقه اعتیاد دارد و محسن که نه تنها ترک نکرده، بلکه در محله مواد میفروشد. در این میان سمیه وانمود میکند قرار است با مردی افغان ازدواج کند و برود؛ تکانهای عمدی برای بیدار کردن خانوادهای که عادت کرده همه چیز را به او بسپارد. روستایی این فضای پرتنش را با ریتم تند، دیالوگهای کوبنده و شوخیهای تلخ جلو میبرد و با وجود برخی خردهداستانهای کماثر، موفق میشود بازیهایی بسازد که به ویژه در سکانس بردن محسن به کمپ، در ذهن ماندگار میشوند.
۱2. برادران لیلا
کارگردان: سعید روستایی
بازیگران:
سعید پورصمیمی، ترانه علیدوستی، نوید محمدزاده
سال انتشار: 2022

سعید روستایی در «برادران لیلا» جسورتر از همیشه عمل کرد. فیلم بدون پروانه نمایش راهی جشنواره کن شد، توقیف شد، سازندگانش پرونده قضایی خوردند و روستایی به شش ماه زندان محکوم شد. اما همین مسیر پرچالش بخشی از هویت فیلم شد؛ اثری که پیش از آنکه کسی در ایران بتواند رسما ببیندش، بهعنوان «مناقشهبرانگیزترین فیلم سال» شناخته شده بود و در اسفند ۱۴۰۱ نیز به صورت غیررسمی در اینترنت منتشر شد.
داستان فیلم در مورد لیلا (ترانه علیدوستی) است که تنها دختر خانوادهای فقیر است که زندگی در سایه مراقبت از پدر و مادر و چهار برادر را انتخاب کرده است. لیلا برای حل مشکلات اقتصادی خانواده پیشنهاد میکند با سرمایه پدر، مغازهای در پاساژ محل کارش بخرند اما پدر (سعید پورصمیمی)، تصمیم گرفته تا سکههایش را پنهانی برای هدیه عروسی کنار بگذارد. روستایی از این تضاد ساده، تمثیلی میسازد که در آن هر شخصیت نماد قشری از جامعه است. بازیها از بهترینهای کارنامه هر بازیگر هستند، اما فیلمنامه در میانه راه گم میشود و بهجای نشاندادن بدبختی، در دیالوگهای شعاری توضیحش میدهد. با این حال، به عنوان تصویری از طبقهی متوسطی که دارد زیر فشار اقتصاد و توهم آبرو له میشود، برادران لیلا چیزی است که خیلی از ایرانیها آن را نه فیلم، بلکه برشی از زندگی خودشان میبینند.
۱۱. آژانس شیشهای
کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
بازیگران: پرویز پرستویی، رضا کیانیان، حبیب رضایی
سال انتشار: 1376

حاتمیکیا در «آژانس شیشهای» یک پرسش ساده را به بحرانی تمامعیار بدل میکند: وقتی یک رزمندهی سابق برای نجات جان همرزمش به آخر خط میرسد، جامعه با او چه میکند؟ حاج کاظم، با آن بازی فراموشنشدنی پرویز پرستویی، آدمی است که سالها خشمش را مثل آتشفشانی خاموش فرو خورده و حالا، کنار عباس که در آستانه مرگ است، سرانجام فوران میکند. این فیلم استیصال گروهی از اعضای جامعه را نشان میدهد و همین صراحت تلخ بود که فیلم را در جشنوارهی فجر سال ۷۶ با ۹ سیمرغ بلورین به پرافتخارترین کار حاتمیکیا تبدیل کرد و دیالوگهایش را تا امروز سر زبانها نگه داشت.
نکتهای که آژانس شیشهای را پس از این همه سال زنده نگه داشته، همان تعبیر «شیشهای» است؛ تصویری از جامعهای که مناسباتش آنقدر شفاف و شکننده است که با کوچکترین ضربه از هم میپاشد. فیلم، عملا تریبونی میشود برای رویارویی نگاههایی که هیچکدام کاملا بر حق یا کاملا مقصر نیستند و درست همین موضوع است است که منتقدان را نسبت به فیلم دو دسته کرده اما فارغ از این جدلها، آن چه فیلم را به نقطهی عطف سینمای پس از انقلاب بدل کرده، جسارتی در بیان است که نمیگذارد به سادگی دوستش بداریم یا پسش بزنیم.
۱۰. فروشنده
کارگردان: اصغر فرهادی
بازیگران: شهاب حسینی، ترانه علیدوستی، مینا ساداتی
سال انتشار: 1395

وقتی ساختمانی در حال فروریختن، زندگی یک زوج بازیگر تئاتر را از مدارش خارج میکند، اصغر فرهادی در «فروشنده» داستانی را کلید میزند که از دل یک نقلمکان ساده به یک بحران اخلاقی تمامعیار میرسد. عماد و رعنا که با بازی شهاب حسینی و ترانه علیدوستی روی صحنه نقش ویلی لومان و همسرش را در نمایش مرگ فروشندهی آرتور میلر ایفا میکنند، به آپارتمانی تازه پناه میبرند که ساکن قبلیاش ردپای پرحاشیهای از خود به جا گذاشته است. همین گذشتهی پنهان است که در غیاب عماد، به حملهای به رعنا منجر میشود و آرامش این زوج را برای همیشه میشکند. فرهادی که این هفتمین فیلم بلندش بود و نام نخستینش «برسد به دست آهو» را در میانهی فیلمبرداری به «فروشنده» تغییر داد، اثری ساخت که در جشنوارهی کن جایزهی بهترین فیلمنامه را برای او و جایزهی بهترین بازیگر مرد را برای شهاب حسینی به ارمغان آورد و در اسفند ۱۳۹۵ نیز اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان را از آن خود کرد؛ موفقیتی که در اکران داخلی هم با کسب رتبهی پرفروشترین فیلم سال همراه شد.
آنچه فروشنده را از دیگر کارهای فرهادی متمایز میکند، نه تنوع شخصیتها بلکه تمرکز فشردهاش بر دو نفر و چرخش تدریجی عماد از یک معلم ادبیات مهربان به مردی تشنهی انتقام است. فرهادی پس از آن آغاز کوبنده ساختمان در حال ریزش، ریتم را آرام میکند تا تماشاگر با درگیری درونی عماد همراه شود؛ مردی که میان اندیشیدن روشنفکرانه و عمل کردن در لحظهی بحران فاصلهای عمیق میبیند. با این حال نمیتوان منکر آن شد که پایانبندی نه چندان عالی و کمرنگ شدن شخصیت رعنا در نیمهی دوم از نقطه ضعفهای فیلم است.
۹. اجارهنشینها
کارگردان: داریوش مهرجویی
بازیگران: عزتالله انتظامی، اکبر عبدی، حسین سرشار
سال انتشار: 1365

ساختمانی فرسوده در حاشیهی تهران، با مالکی که درگذشته و هیچ وارثی پشت سر نگذاشته، نقطهی شروع یکی از ماندگارترین کمدی درامهای سینمای ایران است. داریوش مهرجویی در «اجارهنشینها» سرنوشت ساکنان همین آپارتمان رو به ویرانی را دنبال میکند؛ خانهای که عباس آقا با بازی عزتالله انتظامی، مباشر شکمگندهی مالک درگذشته، نه خودش تعمیرش میکند و نه به دیگران اجازهی دستزدن به آن را میدهد، چون با همدستی دلالان محلی نقشهی تصاحب ملک را در سر دارد. هر طبقهی این بنا میزبان نسلی و طبقهای متفاوت است و همین تنوع است که توافق بر سر هزینهی تعمیرات را ناممکن میکند.
آنچه اجارهنشینها را از فضای کلیشهای سینمای آن سالها جدا میکند، همان لایههای زیرینی است که مهرجویی زیر پوست یک کمدی موقعیت مردمپسند پنهان کرده است. این آپارتمان را به سادگی میتوان استعارهای از یک سرزمین خواند، با ساکنانی که زبان یکدیگر را نمیفهمند اما ناگزیر زیر یک سقف کنار هم ماندهاند. واکنشها به هسته اصلی داستان بود که فیلم را پرحاشیه کرد و برخی آن را اثری ضدانقلاب نامیده و خواستار توقف اکرانش شدند. در هر صورت فیلم در پنجمین جشنوارهی فجر نامزد هشت جایزه شد اما بهخاطر همان جنجالها تنها با یک جایزه سالن را ترک کرد؛ با این حال به یکی از پربینندهترین و تأثیرگذارترین آثار تاریخ سینمای ایران بدل گردید.
۸. بچههای آسمان
کارگردان: مجید مجیدی
بازیگران: رضا ناجی، میر فرخ هاشمیان، فرشته سرابندی
سال انتشار: 1375

وقتی فیلمنامهای فقط درباره یک برادر و خواهر و یک جفت کفش گمشده باشد، شاید کمتر کسی روی موفقیتش شرط ببندد؛ همان اتفاقی که برای «بچههای آسمان» افتاد و چندین شرکت فیلمسازی آن را رد کردند و حتی دوستان مجید مجیدی به او توصیه کردند این پروژه را رها کند. اما مجیدی تسلیم نشد و سرانجام تهیهکنندهای پیدا کرد که با بودجهای مختصر ساخت این فیلم محصول ۱۳۷۵ را پذیرفت. داستان حول پسرکی به نام علی میچرخد که هنگام بازگشت از تعمیراتی کفشهای خواهرش زهرا را گم میکند؛ خانواده در فقر زندگی میکنند و پدر توانایی خرید کفش نو را ندارد، پس این دو قراری مخفیانه میگذارند تا به نوبت از یک کتانی استفاده کنند: صبحها زهرا آن را میپوشد و ظهر علی در مسیر منتظر میماند تا کفش را بگیرد و خودش به مدرسه برود. با وجود تلاش زهرا برای رساندن بهموقع کفش، علی هر روز دیر میرسد، تا اینکه مسابقه دویی در مدرسه برگزار میشود که جایزه نفر سوم آن یک جفت کتانی است و علی میکوشد به جای اول شدن، سوم شود. مجیدی با رویکردی مینیمالیستی، لوکیشنهای واقعی، کوچههای باریک و خانههای قدیمی، فضایی ملموس از دنیای سخت کودکان طبقه فرودست خلق کرده و با همین داستان ساده، احساسات انسانی را به خوبی منتقل کرده است.
کارنامه جهانی این اثر بود که نام سینمای کودک ایران را بر سر زبانها انداخت؛ «بچههای آسمان» نخستین فیلم ایرانی است که به جمع پنج نامزد نهایی جایزه اسکار بهترین فیلم خارجیزبان در سال ۱۹۹۸ راه یافت و اگرچه جایزه را نبرد، همین نامزدی راه را برای آثار ایرانی در اسکار باز کرد. این فیلم پیشتر در سال ۱۳۷۵ سیمرغ بلورین بهترین فیلم پانزدهمین جشنواره فجر را گرفته بود و جایزه فیپرشی جشنواره بینالمللی مونترال را نیز به دست آورد و راجر ایبرت، منتقد سرشناس آمریکایی، آن را یکی از بهترین آثار سینمای کودکان دانست. بچههای آسمان در کشورهای متعددی اکران گسترده داشت و یکی از بهترین آثار تاریخ سینمای ایران است.
۷. هامون
کارگردان: داریوش مهرجویی
بازیگران: خسرو شکیبایی، عزتالله انتظامی، حسین سرشار
سال انتشار: 1368

فیلمنامهای که سالها پیش از ساخته شدنش و درست در میانه یک بحران شخصی روی کاغذ آمده بود، سرانجام به یکی از بحثبرانگیزترین آثار سینمای ایران بدل شد؛ داریوش مهرجویی «هامون» را در جریان جدایی از همسرش نوشت و این فیلم اجتماعی و سورئالیستی را در سال ۱۳۶۸ با بازی خسرو شکیبایی، بیتا فرهی، عزتالله انتظامی و فتحعلی اویسی جلوی دوربین برد؛ اثری که مهرجویی خود میگوید با الهام از بوف کور صادق هدایت نوشته شده و ایده اصلیاش از کتاب «ترس و لرز» کییرکگور و بر پایه پارادوکس عشق و عقل شکل گرفته است. داستان درباره حمید هامون است که پیوسته با همسرش مهشید کشمکش دارد و زندگی کابوسگونهاش را در حالی مرور میکند که مشغول نوشتن رسالهای درباره عشق و ایمان است.
موفقیت هامون در همان نخستین نمایش خود را نشان داد؛ این فیلم در هشتمین جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۶۸ روی پرده رفت و با آنکه جایزه بهترین فیلم را نگرفت و داوران آن را به «مهاجر» حاتمیکیا دادند، با کسب پنج سیمرغ بلورین بههمراه جایزه ویژه هیئت داوران و دریافت جوایز بهترین کارگردانی، فیلمنامه، فیلمبرداری، نقش اول مرد و تدوین، فاتح اصلی و ستاره بیرقیب سینمای آن سال ایران لقب گرفت. این فیلم بعدها البته حواشی زیادی پیدا کرد، تا جایی که مهرجویی در دی ۱۳۸۵ در نامهای به رئیس صدا و سیما به سانسور حدود ۴۰ صحنه و گفتوگو از هامون در پخش تلویزیونی شبکه چهار اعتراض کرد.
۶. ناخدا خورشید
کارگردان: ناصر تقوایی
بازیگران: داریوش ارجمند، علی نصیریان، سعید پورصمیمی
سال انتشار: 1365

ناصر تقوایی در سال ۱۳۶۵ روایتی جنوبی از یک ناخدای یکدست را روی پرده آورد. ناخدا خورشید، فیلمی جنایی به نویسندگی و کارگردانی خود او که برداشتی آزاد از رمان «داشتن و نداشتن» از ارنست همینگوی است. داریوش ارجمند، علی نصیریان، فتحعلی اویسی، سعید پورصمیمی و پروانه معصومی نقشهای اصلی این اثر را بازی کردهاند و کارنامه فیلم در جشنوارهها هم پرافتخار است از جمله سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد برای داریوش ارجمند و لوح زرین بهترین بازیگر نقش دوم مرد برای سعید پورصمیمی در پنجمین جشنواره فیلم فجر و جایزه یوزپلنگ برنزی چهلویکمین جشنواره بینالمللی فیلم لوکارنو برای ناصر تقوایی.
ماجرای فیلم در دهه 40 شمسی میگذرد، آنجا که یکی از بزرگان شهر به نام خواجه ماجد، ناخدا خورشید را لو میدهد و بار قاچاق لنجش به آتش کشیده میشود. ورود دلالی به نام فرهان که قصد دارد چند فراری سیاسی را از مرز آبی عبور دهد، ناخدا را که از مصادره لنجش بیمناک است، به همکاری میکشاند. این روایت، با آنکه طرح کلی و شخصیت قهرمانش را از هری مورگان در اثر همینگوی وام گرفته، رنگوروی جنوبی خود را حفظ کرده و با دیالوگها و کارگردانی عالی تقوایی، به یکی از قلههای سینمای پس از انقلاب بدل شده است.
۵. دربارهی الی
کارگردان: اصغر فرهادی
بازیگران: ترانه علیدوستی، گلشیفته فراهانی، شهاب حسینی
سال انتشار: 1387

یکسری از آدمهایی که خیلی شبیه خود ما هستند، با همان شیوهی و حرفزدن و برخورد، در دل «دربارهی الی» جان میگیرند؛ماجرای این فیلم با سفری سهروزه به دریای خزر آغاز میشود؛ چند نفر از همکلاسیهای سابق دانشکده حقوق، از خانوادههای طبقه متوسط ایران، با همسران و بچههایشان دور هم جمع میشوند و سپیده که برنامهریز اصلی سفر است، معلم مهدکودک دخترش، الی، را هم با خود میآورد تا او را به احمد، دوست مطلقهای که از آلمان آمده، معرفی کند. نیمساعت ابتدایی فیلم با لحنی صمیمی و سرخوشانه پیش میرود تا زیر و بم کاراکترها دستمان بیاید، اما با ناپدید شدن الی همه چیز رنگ دیگری میگیرد. این روایت را اصغر فرهادی نوشته و کارگردانی کرده که پس از اکران مورد ستایش منتقدان و مردم قرار گرفت و خرس نقرهای بهترین کارگردانی جشنواره بینالمللی فیلم برلین ۲۰۰۹ را به دست آورد؛ فرهادی در این اثر از سبک رئالیسم پیروی کرد و باعث شد موج جدیدی در سینمای ایران رقم بخورد.
پشت ظاهر ساده این سفر دوستانه، فیلمی درباره دروغ و قضاوت نهفته است؛ آدمهای درباره الی از همان ابتدا آشنا به نظر میرسند، شخصیتهایی در ظاهر روشنفکر و امروزی، نه سیاه و نه سفید که در مواجهه با بحران کمکم نیمه تاریک خود را بیاختیار لو میدهند. فراتر از هر چیز، این کارگردانی فرهادی است که حرف اول و آخر را در فیلم میزند و مخاطب را به درون فیلم پرتاب میکند و وادارش میکند که همراه شخصیتها درباره الی به داوری بنشیند. درباره الی فیلمی استوار بر تعلیق ذسد که هرچه پیش از دیدنش کمتر دربارهاش بدانیم بهتر است و بهتر است که اگر آن را ندیدهاید، سرفرصت به سراغش بروید.
۴. گوزنها
کارگردان: مسعود کیمیایی
بازیگران: بهروز وثوقی، فرامرز قریبیان، نصرت پرتوی
سال انتشار: 1353

در دل فضایی تلخ و آکنده از فقر، اعتیاد و فرسودگی اجتماعی، «گوزنها» روایت دوستی دو مرد را پیش میبرد که هر کدام در مسیری متفاوت به نقطهای مشترک میرسند. قدرت (فرامرز قریبیان)، مردی تحت تعقیب که پس از یک سرقت مسلحانه به سراغ دوست قدیمیاش سید رسول (بهروز وثوقی) میآید، با انسانی روبهرو میشود که دیگر شباهتی به گذشته ندارد؛ مردی گرفتار اعتیاد که عزتنفس خود را از دست داده است. با این حال، حضور قدرت در خانه محقر سید و زنده شدن خاطرات رفاقت، زمینه تحولی تدریجی را فراهم میکند. همین پیوند میان رفاقت، جوانمردی و بازگشت به خویشتن، یکی از مهمترین لایههای دراماتیک فیلم را شکل میدهد و شخصیت سید رسول را به کانون اصلی روایت بدل میسازد.
آنچه بیش از هر چیز به ماندگاری گوزنها کمک کرده، پرداخت دقیق شخصیتها است. فیلم با تکیه بر تضادهای درونی سید رسول، تصویری از انسانی ارائه میدهد که میان ضعف و شرافت در نوسان است. همچنین دیالوگهای ماندگار، رابطه باورپذیر میان سید و قدرت، حضور موثر شخصیتهای فرعی و همچنین استفاده سنجیده از میزانسن، دوربین و موسیقی، همگی در خدمت نمایش داستان قرار گرفتهاند.
3. گاو
کارگردان: داریوش مهرجویی
بازیگران: عزتالله انتظامی، علی نصیریان، جعفر والی
سال انتشار: 1348

در میان آثار تاثیرگذار سینمای ایران، «گاو» جایگاه ویژهای دارد؛ فیلمی که داریوش مهرجویی آن را بر اساس داستانی از غلامحسین ساعدی ساخت و در سال ۱۳۴۷ به تولید رساند. این اثر که دومین فیلم مهرجویی پس از «الماس ۳۳» به شمار میآید، از مهمترین نمونههای موج نوی سینمای ایران محسوب میشود و توانست توجه مخاطبان و منتقدان را در ایران و خارج از کشور به خود جلب کند. داستان در روستایی کوچک جریان دارد؛ جایی که مش حسن تمام امید و دلبستگی خود را در گاوی میبیند که نه تنها مایه امرار معاش خانوادهاش است، بلکه اهالی روستا نیز از وجود آن بهرهمند میشوند. همین وابستگی عمیق باعث میشود گاو برای او چیزی فراتر از یک حیوان باشد و به بخشی از هویت و زندگیاش تبدیل شود. اهمیت و موفقیت این فیلم تا جایی پیش رفت که در چندین دوره نظرسنجی منتقدان سینمای ایران به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران انتخاب شد و در جشنوارههای معتبر بینالمللی نیز به نمایش درآمد و جوایز متعددی را به دست آورد.
گره اصلی داستان زمانی شکل میگیرد که مش حسن برای مدتی روستا را ترک میکند و در غیاب او گاوش به دلیلی نامعلوم میمیرد. اهالی روستا که از شدت علاقه او به گاو آگاه هستند، تصمیم میگیرند حقیقت را پنهان کرده و وانمود کنند که حیوان فرار کرده است. با این حال، مش حسن این روایت را نمیپذیرد و به تدریج درگیر بحرانی روحی و روانی میشود که زندگی او را دگرگون میکند. اندوه ناشی از این فقدان چنان بر او سنگینی میکند که کمکم خود را گاو میپندارد و رفتارهایی مشابه آن از خود نشان میدهد. فیلم در کنار روایت این تراژدی، تصویری از زندگی روستایی، روابط اجتماعی، باورهای رایج و تاثیر عمیق فقدان بر ذهن انسان ارائه میدهد و به همین دلیل همچنان یکی از ماندگارترین آثار تاریخ سینمای ایران به شمار میرود.
2. طعم گیلاس
کارگردان: عباس کیارستمی
بازیگران: همایون ارشادی ، افشین خورشید بختیاری، صفرعلی مرادی
سال انتشار: 1378

مردی میانسال به نام آقای بدیعی (با بازی همایون ارشادی) پشت فرمان اتومبیلش نشسته و در حاشیهی خشک تهران، در جادههای خاکی و میان کارگاههای سنگبری و آدمهایی که در مرز شهر و دنیای متمدن زندگی میکنند، دنبال کسی میگردد که تقاضای پردردسرش را در ازای ۲۰۰ هزار تومان انجام دهد. او پیشاپیش قبر خود را کنار درختی کنده است؛ میخواهد قرصهای خوابش را یکجا بخورد، شب در آن قبر بخوابد و کسی صبح فردا روی جسدش خاک بریزد. نه میدانیم او کیست، از کجا آمده، شغلش چیست و چرا مرگی خودخواسته را پذیراست؛ کیارستمی از هر چیزی که فیلمش را به آدرس مشخصی برساند دوری کرده است. در مسیر این جستوجو بدیعی با آدمهای مختلفی روبهرو میشود که هر کدام به شیوهی خود قصد و غرضش را تفسیر میکنند.
فیلم طعم گیلاس، اثری است که با سادگی ظاهریاش، مخاطب را در برابر یکی از بنیادیترین سوالهای بشری قرار میدهد: آیا زندگی ارزش ادامه دادن دارد؟ داستان از یک خط روایی ساده پیروی میکند اما کیارستمی در همین بستر ساده، فضایی میسازد که در آن هر گفتوگو به یک مواجهه فلسفی تبدیل میشود؛ مواجههای میان مرگخواهی و دلایل ماندن. این فیلم در سطح بینالمللی نیز خوش درخشید که مهمترین موفقیت آن کسب نخل طلا در جشنواره فیلم کن ۱۹۹۷ بود.
1. جدایی نادر از سیمین
کارگردان: اصغر فرهادی
بازیگران: لیلا حاتمی، پیمان معادی، شهاب حسینی
سال انتشار: 1389

ساختهی اصغر فرهادی در سال ۱۳۸۹، یعنی «جدایی نادر از سیمین»، پنجمین تجربه سینمایی این کارگردان بود که نویسندگی و تهیهکنندگی آن را هم خودش برعهده داشت این درام در دوره اکران خود علاوهبر فروش خوب خود، در نهایت اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان سال ۲۰۱۲ را به دست آورد. کارنامهی جوایز آن البته از اسکار فراتر رفت و تا گلدن گلوب بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان و خرس طلایی و جایزه هیئت داوران جشنواره برلین رسید. در دل ماجرا، نادر و سیمین زوجی از طبقه متوسط تهراناند که بر سر نگهداری از پدر سالخورده و آلزایمری نادر اختلاف دارند؛ سیمین میخواهد همراه دختر دهسالهشان ترمه از کشور برود اما نادر حاضر نیست پدرش را رها کند و همین کشمکش با درخواست طلاق و سپس ماجرای پرستاری به نام راضیه به زنجیرهای از حوادث تلخ میانجامد.
آنچه فیلم را برجسته کرده پیش از هر چیز کارگردانی فرهادی است که قصهای در ظاهر ساده را به اثری پرتعلیق بدل کرده و بیننده را تا تیتراژ پایانی میخکوب نگه میدارد. در کنار فیلمنامه و کارگردانی، بازیها کیفیتی بالا دارند و به خصوص لیلا حاتمی بهدرستی زنی در آرزوی مهاجرت را به تصویر میکشد. بدون شک «جدایی نادر از سیمین» یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران است که قدرت اصلی آن همان نگاه انسانی و واقعگرایانه به چالشهای زندگی است و موفقیت جهانیاش حاصل ترکیب هنرمندانهی فیلمنامه، بازیها و کارگردانی است.















