«هابیت» ۱۹۷۷؛ یک سفر قهرمانانه که بعد از نیم‌قرن هنوز تازه است

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۶ دقیقه
«هابیت» محصول ۱۹۷۷؛ یک سفر قهرمانانه که بعد از نیم‌قرن هنوز تازه است

ایندی‌وایر این هفته به بهانه موج توجهی که هم‌زمان با اکران «ادیسه» (The Odyssey) به داستان‌های حماسی و سفر قهرمانانه شکل گرفته، سراغ انیمیشن «هابیت» محصول ۱۹۷۷ رفته است؛ اثری که با وجود گذشت نزدیک به نیم‌قرن از ساختش، هنوز یکی از نمونه‌های جذاب و متفاوت روایت یک سفر قهرمانانه به شمار می‌رود.

سال‌هاست که سفر قهرمانانه در سینما با داستان‌هایی درباره قهرمانان قدرتمند، جنگجویان شکست‌ناپذیر و نبردهای بزرگ گره خورده است؛ اما گاهی یک قهرمان معمولی، با ترس‌ها و تردیدهای خودش، معنای این سفر را بهتر از هر جنگجویی نشان می‌دهد. «هابیت» (The Hobbit) یکی از همین داستان‌هاست؛ اثری که در ظاهر درباره اژدها، گنج و ماجراجویی است، اما در هسته خود درباره انتخاب لحظه‌ای است که باید از خانه امن خود بیرون بیاییم و قدم به ناشناخته بگذاریم.

انیمیشن هابیت محصول ۱۹۷۷، با وجود گذشت نزدیک به نیم‌قرن از ساختش، هنوز قدرت عجیبی برای زنده کردن همین حس ماجراجویی دارد. نسخه رانکین و بیس با طراحی بصری متفاوت، موسیقی خاص و روایتی فشرده و سرراست، داستان بیلبو بگینز را به شکلی ارائه می‌کند که بیش از آنکه به نمایش یک قهرمان بزرگ شبیه باشد، درباره مردی معمولی است که کم‌کم می‌فهمد شجاعت همیشه به معنای نترسیدن نیست؛ گاهی فقط یعنی تصمیم بگیری با وجود ترس، به راهت ادامه بدهی.

شاید به همین دلیل است که بازگشت به این فیلم قدیمی در روزگار امروز، چیزی فراتر از یک مرور نوستالژیک بر یک انیمیشن کلاسیک است؛ فرصتی برای یادآوری اینکه بعضی ماجراجویی‌های مهم زندگی نه زمانی که برایشان برنامه‌ریزی می‌کنیم، بلکه درست وقتی از راه می‌رسند که انتظارشان را نداریم. انیمیشن هابیت محصول ۱۹۷۷ ثابت می‌کند یک سفر قهرمانانه را می‌توان بارها و بارها تکرار کرد.

9 فیلم و انیمیشن «هابیت» و «ارباب حلقه‌ها» از بدترین تا بهترین

بزرگ‌ترین ماجراجویی، چیزی است که پیش روی ما قرار دارد

هابیت

دنیای داستانی تالکین در سال ۲۰۲۶ میلادی وضعیت عجیبی دارد و شاید حتی کمی دردسرساز شده باشد. اقتباس‌های لایو اکشن پیتر جکسون از «ارباب حلقه‌ها» (The Lord of the Rings) در اوایل دهه ۲۰۰۰، از نظر فناوری دستاوردهایی تاریخی در سینما بودند و بدون تردید صنعت فیلم را تغییر دادند.

با این حال، از بسیاری جهات، جکسون و تصویری که او از سرزمین میانه ساخته بود آن‌قدر طولانی دوام آورده‌اند که حالا در نبردی بزرگ‌تر، خودشان به نوعی نقش ضدقهرمان را پیدا کرده‌اند؛ سه‌گانه هابیت که به نظر می‌رسید داستانش بیش از اندازه کش پیدا کرده و هر اطلاعات تازه‌ای که درباره «شکار گالوم» (The Hunt for Gollum) منتشر می‌شود، ما را یک قدم دیگر به این سمت می‌برد که نسخه‌ای از «سیلماریلیون» (The Silmarillion) را به سینه بچسبانیم و به دریا برویم.

سرزمین میانه دنیایی خیالی و گسترده است، به بزرگی و جذابیت همان اقیانوسی که اودیسئوس ده سال طول می‌کشد تا از آن عبور کند. پر است از هیولاها و غارهای مخفی، پادشاهان خودشیفته و جویندگان گنجی که تشنه طلا هستند، جادوگران و الف‌ها و دورف‌ها و عقاب‌های عظیمی که در آسمان پرواز می‌کنند.

10 فیلم و انیمیشن برتر درباره‌ی الف‌ها یا همان پریان خودمان

قهرمان داستان هم قوی‌ترین یا شجاع‌ترین جنگجو نیست. او کسی است که بارها و بارها دوستانش را با تکیه بر سرعت فکر و شوخ‌طبعی تمام‌نشدنی‌اش از دردسر نجات می‌دهد؛ یک هابیت درگیر ماجرایی پر از پیچ‌وخم.

در میان اقتباس‌های مختلفی که در طول سال‌ها از دنیای «هابیت» ساخته شده، نسخه‌های سینمایی پیتر جکسون بیش از همه در ذهن مخاطبان مانده‌اند؛ اما پیش از آنکه سه‌گانه او سرزمین میانه را به یکی از بزرگ‌ترین جهان‌های فانتزی سینما تبدیل کند، نسخه‌ای متفاوت از این داستان راه خود را به تلویزیون باز کرده بود. در این مقاله به سراغ نسخه انیمیشن «هابیت» (The Hobbit) محصول ۱۹۷۷ رفته‌ایم؛ ویژه‌برنامه‌ای تلویزیونی به تهیه‌کنندگی آرتور رانکین و ژول بیس که با گذشت نزدیک به نیم‌قرن، هنوز چیزی برای گفتن درباره بیلبو بگینز و سفر قهرمانانه او دارد.

این نسخه از هابیت دقیقا همان چیزی است که در فیلم جدید نولان یعنی «ادیسه» (The Odyssey) وجود ندارد: فانتزی خالص و بی‌واسطه. هرچیزی که بتواند درون کودک وجودتان را با این احساس سرشار کند که زندگی می‌تواند به اندازه آرزوهای ما گسترده باشد، در این فیلم وجود دارد.

نقدهای فیلم «ادیسه» منتشر شد؛ حماسه‌ی نولان تاریخ‌سازی می‌کند

ریتم فیلم هم واقعا خاص است؛ آن‌قدر ناگهانی، بامزه و تا حدی حال‌وهوای هیپی‌وار دارد که توضیح دقیقش مشکل است. گروه صداپیشگان فیلم هم به‌شدت حال‌وهوای دهه ۷۰ دارد؛ جان هیوستون در نقش گندالف و اوتو پرمینجر در نقش پادشاه الف‌ها! واقعا ترکیب عجیبی است. موسیقی فولکلور و میان‌پرده‌های موزیکال بامزه هم کمک می‌کنند مخاطب با سرعتی لذت‌بخش و در ۷۸ دقیقه که به‌شدت کوتاه و دوست‌داشتنی است، از دل داستان عبور کند.

هابیت

سبک بصری فیلم هم واقعا چشمگیر است. اگر با گذشت سال‌ها دوباره این انیمیشن را ببینید، تقریبا حس می‌کنید با یادگاری از یک دوره متفاوت در خیال‌پردازی روبه‌رو شده‌اید. خطوط پرقدرت و مناظر آبرنگی و بیان‌گر، دنیایی می‌سازند که هم شبیه شیشه‌های رنگی است و هم یک کتاب قصه. ترکیب نشانه‌های تصویری غربی و شرقی، به‌خصوص در طراحی اسماگ، باعث می‌شود داستان هم شبیه خاطره‌ای نصفه‌نیمه و مبهم به نظر برسد و هم در عین حال، مثل کشفی کاملا تازه و منحصربه‌فرد جلوه کند.

این نکته هم جالب است که استودیوی ژاپنی «تاپ‌کرفت» (TopCraft)، که انیمیشن هابیت محصول ۱۹۷۷ را ساخت، فیلمی به نام «نائوشیکا از دره باد» (Nausicaä of the Valley of the Wind) را هم تولید کرده است. قهرمان زن آن فیلم نامش را از شاهدختی در ادیسه گرفته و کارگردانش هم همان کسی است که بعدها دنیاهای بیشتری خلق کرد؛ دنیاهایی که در آنها این درس هابیت همچنان صدق می‌کند: غذا و شادی را به ثروتی که فقط برای خودمان احتکار کرده‌ایم، ترجیح بدهیم.

قهرمان کوچک‌جثه اقتباس تلویزیونی رانکین و بیس، وقتی با چیزی روبه‌رو می‌شود که عملا شبیه یک آگهی فاجعه‌بار در «کریگ‌لیست» (Craigslist) [یک وب‌سایت آمریکایی برای انتشار آگهی‌های آنلاین است که افراد در آن آگهی‌های مربوط به خریدوفروش کالا، اجاره خانه، پیشنهادهای شغلی، خدمات و موضوعات مختلف دیگر را منتشر می‌کنند.] است، خیلی زود می‌فهمد مهم‌ترین ویژگی یک قهرمان قدرت نیست؛ بلکه روحیه‌ای است که واقعا می‌خواهد از دیگران محافظت کند و درون آن قهرمان، روحی وجود داشته باشد که خودش نیز ارزش محافظت کردن داشته باشد.

هابیت

چیزی که بیش از هرچیز مخاطب را شیفته بیلبو می‌کند، رویارویی او با اسماگ نیست. همان‌طور که خود فیلمنامه هم نشان می‌دهد، مهم‌ترین لحظه سفر او زمانی رقم می‌خورد که درست پیش از این رویارویی، مجبور می‌شود با ترس خودش روبه‌رو شود.

بیلبو که دوستان زیرک و لغزنده‌اش او را به جلو می‌رانند، باید به تنهایی وارد یک تونل شود. او آرام‌آرام در تاریکی پیش می‌رود که صدایی به او می‌گوید: «هنوز می‌توانی برگردی… اینجا جایی است که نبرد واقعی خودت را انجام می‌دهی، بیلبو بگینز. برمی‌گردی؟»

برای بیلبوی ما، این تصمیم روی کاغذ ساده به نظر می‌رسد و او پیش از این چندبار شایستگی خودش را ثابت کرده است. اما او و همراهانش هنوز واقعا دست به دزدی نزده‌اند و پیش از آنکه بیلبو بتواند اسماگ را با هوش خود فریب دهد، نخستین پیروزی‌اش زمانی رقم می‌خورد که تصمیم می‌گیرد عقب‌نشینی نکند و در عوض، با جسارت به استقبال ناشناخته برود.

خلاصه اینکه ماجراهایی که هویت ما را شکل می‌دهند، همیشه همان چیزهایی نیستند که خودمان به دنبالش می‌رویم. گاهی یک ماجرا بی‌خبر از راه می‌رسد و ما را وادار می‌کند با این پرسش روبه‌رو شویم: برای پشت سر گذاشتن آن، حاضریم به چه کسی تبدیل شویم؟

واقع‌بینانه اگر نگاه کنیم، هابیت محصول ۱۹۷۷ خیلی راحت می‌توانست در شکاف‌های تاریخ سرگرمی گم شود. اما نیم قرن بعد، هنوز این فیلم اثرگذار است؛ چون در تمام این سال‌ها آدم‌های خوب زیادی، از فیلمسازها و نویسندگان گرفته تا تماشاگران، خرد و حکمت بیلبو را از زمانی که نخستین بار روی کاغذ متولد شد، دست‌به‌دست کرده‌اند.

منبع: IndieWire

دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X