۵ کتاب پرفروش سینمایی در دیجیکالا
پیوند هنر هفتم با ادبیات و کلمات فقط مربوط به روی پردهی سینما و فیلمنامه نیست. زمانی بود که از دل آنچه در کتابها و مجلهها میخواندیم فیلمها را تصور میکردیم. دانشنامهی سینمای جهان بهزاد رحیمیان کتاب مقدسی بود که ما را به دل فیلمهایی میبرد که آن زمان در دسترس نبودند. حالا فیلمها هستند اما تماشاگران هم کنجکاوتر و حرفهایتر شدهاند و کتابهای سینمایی در سالهای اخیر نه فقط با اقبال دانشجویان روبهرو میشوند که علاقهمندان جدی سینما هم که به دنبال کشف ریزهکاریهای فیلمها هستند از کتابهای سینمایی استقبال میکنند. بهخصوص کتابهایی که شرح حال فیلمسازان است و شیوههای فیلمسازیشان و تشریح فیلمهایشان. سینهفیلها میخوانند تا حرفهایتر نظر بدهند و مهمتر از آن بتوانند بیشتر از فیلمها لذت ببرند. ۵ کتاب پرفروش سینمایی در دیجیکالا هم برای مخاطبان جدی سینماست و هم کسانی که نسبت به برخی اسمهای پرسروصدای جهان فیلم کنجکاوی دارند.
۱. رومن به روایت پولانسکی
۲. چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم
۳. راهنمایی کوچک برای نوشتن دربارهی فیلمها
۴. پالپ فیکشن
۵. تکنیک بازیگری
۱. رومن به روایت پولانسکی
نویسنده: رومن پولانسکی
مترجم: آزاده اخلاقی
رومن پولانسکی کارگردان محشری است حتی اگر حاشیه دوروبر اسمش زیاد باشد. اتهامات مربوط به تعرض او به دختری جوان در سالهای گذشته، باعث شد که حتی نتواند برای گرفتن جایزهی اسکارش به آمریکا سفر کند. در همهی این سالها در فرانسه زندگی کرده و فیلم ساخته. عشاق سینما با فیلمهای وهمآلود ترسناکش مثل «بچه رزمری»، «مستاجر» و «محلهی چینیها» عاشقش شدند. یکجور سبعیتی در نمایش خشونت و پلیدی داشت که میخکوبتان میکرد. آن لالایی اول «بچه رزمری» با موسیقی محزون کریشتف کمدا تلفیقی از احساسات مادری و اضطرابی از تولد پلیدی است. جک نیکلسون «محلهی چینیها» با آن زخم و چسب روی بینیاش تبدیل به شمایل شد. پولانسکی در هزارهی سوم هم فیلم خوب ساخته. «پیانیست» که برندهی جایزهی اسکار شد و آدرین برودی را به عنوان ستاره به سینما معرفی کرد، یکی از بهترین آثاری است که دربارهی جنگ جهانی دوم ساخته شده. فیلم «من متهم میکنم» هم یکجورهایی حدیث نفس کارگردان است.
پولانسکی در این کتاب اتوبیوگرافیک از کودکیاش شروع کرده. از حملهی آلمانها به خانوادهاش که یهودی بودند. از اینکه چطور از مدرسه عقب افتاد و چطور به مهمترین مدرسهی فیلمسازی لهستان و شاید حتی کل اروپای شرقی یعنی لودز راه پیدا کرد. از روند ساخت فیلمهایش در این کتاب گفته و همکاریهایش و البته آن تراژدی بزرگ زندگیاش. شارون تیت، همسر پولانسکی ستارهی سینما بود که به دست فرقهی منسون به شکل وحشیانهای به قتل رسید. آن هم در حالی که بچهی خودش و رومن را باردار بود.
این کتاب مفصل نزدیک ۶۰۰ صفحهای آنقدر جذاب نوشته شده که به محض شروع کردن به سختی از دستتان میافتد. بخشی از این جذابیت البته به ترجمهی درخشان آزاده اخلاقی و ویراستاری محسن آزرم هم برمیگردد. اولی عکاس و هنرمند تجسمی و دومی منتقد سینمایی که هر دو بسیار حرفهای روی کتاب کار کردهاند.
سکانس چاقو خوردن بینی جک باعث کنجکاویهای زیادی شد. من و جک دیگر حالمان به هم میخورد از بس که در جلسات مختلف راجع به چگونگی گرفتن این سکانس توضیح داده بودیم. آنقدر که گاهی وقتها حوصلهمان سر میرفت و میگفتیم بله. آن صحنه واقعی بوده است. این صحنه بهنظر شبکههای تلویزیونی بریتانیا و آمریکا زیادی خشن بود و آن را درآوردند. طبق معمول من صحنه را زیادی خشن گرفته بودم و خیلی از منتقدها با وجود اینکه در کل «محلهی چینیها» را دوست داشتند، اما از خون و خونریزی و خشونت فیلم انتقاد کردند. اگر صحنهی چاقو خوردن بینی جک و صحنهی کوتاه مرگ را در آخر فیلم در نظر نگیریم، یک قطره خون هم در کل فیلم دیده نمیشود.
۲. چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم
نویسنده: راجر کورمن
مترجم: مریم امینی
چه کتاب دلنشینی. اگر قرار باشد یک کتاب انگیزشی در حوزهی سینما داشته باشیم همین اثر آقای راجر کورمن است. پادشاه بیموویها که باورنکردنی است اما بیش از ۴۰۰ فیلم ساخت. شهرتش به خاطر فیلمهای کمهزینهاش بود که پرفروش هم میشدند. اما کورمن یک کارگردان درجه دو نبود. او یک سرگرمیساز درجه یک بود که اتفاقا در کشف نسل طلایی فیلمسازان بزرگ هالیوود که خیلی از آنها بعدتر فیلمنامهنویس یا کارگردان سینمایی مستقل دههی ۷۰ شدند، نقش داشت. بدون کورمن فرانسیس فورد کوپولا و «پدرخوانده» و مارتین اسکورسیزی و «رفقای خوب» وجود نداشتند. به علاوه کورمن در معرفی فیلمهای هنری اروپایی مثل آثار اینگمار برگمان و فدریکو فلینی در آمریکا هم تلاش زیادی کرد. اولین نقشآفرینی جک نیکلسون در فیلمی از راجر کورمن بود و حالا کورمن در این کتاب اتوبیوگرافیک که چندینبار تجدید چاپ شده توضیح داده که روش کارش در فیلمسازی چطور بوده. چطور با هزینهی کم فیلم ساخته که خوب فروخته و چطور از زیر بار کار کردن با استودیوها در رفته.
در کتاب نقل قولهایی از آدمهایی آمده که با کورمن کار کردهاند و اینطوری با روش کار فیلمساز هم آشنا میشوید. همان اوایل کتاب دربارهی نگاهش به فیلمسازی مستقل و پول درآوردن میگوید:
برای یک فیلمساز مستقل، ساختن یک فیلم و منتظر دریافت پول ماندن، خط مشیاش است که به سقوط میانجامد. باورنکردنی است اما ممکن است یک سال طول بکشد تا صاحبان سالنهای سینما میزان فروش فیلم یک فیلمساز مستقل را در دفاتر حساب خود وارد کنند. هر چند بعد از جارو شدن پاپ کورن در آخرین سانس نمایش میدانند که فیلم دقیقا چند دلار فروخته است. پس از چند بار شکایت از سینماداران، همیشه پیش از شروع جلسه دادگاه، چکهایم روی پلههای دادگاه بوده، این موضوع را خوب میدانم. یکبار وکیلی به من گفت: «حداقل سینماداران با بهره پول تو سالنهای جدید خوبی میسازند.» با این همه ترجیح میدهم آن منفعت نصیب خودم شود.
از همین قسمت لابد متوجه شدهاید که کتاب ترجمهی خیلی خوبی هم دارد.
۳. راهنمایی کوچک برای نوشتن دربارهی فیلمها
نویسنده: تیموتی کوریگان
مترجم: مهسا رضوی
این کتاب درواقع یک راهنمای جمعوجور برای شناخت اصطلاحات سینمایی و عمیقتر شدن در آنهاست. برای دو گروه خواننده مفید است و لابد به همین دلیل هم پرفروش شده: یکی آنهایی که دلشان میخواهد دربارهی فیلمها بنویسند. از اسم کتاب هم پیداست. کتاب درواقع به شما ابزارهای درک فیلم را که در نوشتن نقد و یادداشت میتواند به دادتان برسد، معرفی میکند. بعد سراغ سبک نوشتن دربارهی فیلمها میرود. از همه جالبتر اینکه یک سری مقالهی نمونه هم دارد که کنار هر پاراگراف نوشته که چرا ضروری است و چه کارکردی دارد تا مثالهای عینی هم داشته باشید. رویکردهای مختلف نسبت به نوشتن دربارهی فیلمها را بررسی میکند. اینکه تاریخی سراغ بررسی فیلم میروید یا با ژانر بازی میکنید یا به تئوری مولف اعتقاد دارید و از این منظر فیلمها را بررسی میکنید.
آخر بعضی فصلها تمرین هم دارد. مثلا بعد از اینکه فهرستی داده که برای نوشتن یک مقالهی موثر باید چه چیزهایی را بازبینی کنید و از یادداشت برداشتن از فیلم را شامل میشود تا ذخیره کردن نوشته در کامپیوتر و نگهداشتن یک کپی از آن، تمرین داده که سه نسخه از پاراگراف مقدمهی یک یادداشتتان دربارهی فیلم را بنویسید. و در هر نسخه نظراتتان را روشنتر از قبل بیان کنید. به معنای واقعی کتابی کاربردی است که قدم به قدم خوانندهاش را برای رسیدن به هدفش همراهی میکند.
۴. پالپ فیکشن
نویسنده: دانا پولان
مترجم: احسان چادگانی
خب نوبت میرسد به عاشقان سینمای کوئنتین تارانتینو که تعدادشان در ایران کم نیست و احتمالا پرفروش شدن کتاب «پالپ فیکشن» خودش دلیل دیگری است بر اینکه تارانتینو و فیلم مهمش در ایران چقدر طرفدار دارند. نشر خوب یک سری کتاب دربارهی فیلمها چاپ کرده که منبعشان BFI (انستیتو فیلم بریتانیا) است و کتاب «پالپ فیکشن» هم از همین سری است. فیلم «پالپ فیکشن» که اولینبار در جشنوارهی کن رونمایی شد، باعث شد تارانتینو برای همه و نه فقط خورههای فیلمی که آثار قبلیاش را دیده بودند، تبدیل به نامی آشنا بشود. با آن تدوین عجیب و غریب و شخصیتها و موقعیتهای کمیک و خشن، «پالپ فیکشن» اتفاق سینمایی دههی ۹۰ بود. دانا پولان در این کتاب بررسی کرده که تارانتینو از چه تکنیکهای سینمایی در «پالپ فیکشن» استفاده کرد که فیلم تبدیل به یک پدیده شد. یکی از بخشهای کتاب که برای طرفداران تارانتینو لذتبخش خواهد بود رمزگشایی از ارجاعات فیلم است که خب با توجه به شناختمان از تارانتینو میدانیم که حتی یک آکسسوار در یک گوشه صحنه میتواند ارجاعی به یک فیلم یا شخصیت سینمایی باشد.
کتاب اوایل هزاره سوم نوشته شده. یعنی زمانی که اینترنت و شبکههای اجتماعی فراگیر شدند و با فاصله از زمان ساخته شدن فیلم پروندهی «پالپ فیکشن» این بار در فضای مجازی باز شد. پولان به اظهارنظرها و بررسیها در فضای مجازی هم در کتابش اشاره کرده. کتاب عیشی است که وادارتان میکند دوباره «پالپ فیکشن» را ببینید. اینبار دقیقتر و آگاهتر نسبت به فوتوفنهای سینمایی آقای تارانتینو.
۵. تکنیک بازیگری
نویسنده: استلا آدلر
مترجم: احمد دامود
دست آخر بین کتابهای پرفروش سینمایی دیجیکالا یک اثر کاملا تخصصی هم وجود دارد. اینکه از بین رشتههای سینمایی کتابی دربارهی بازیگری بیشترین اقبال را داشته اصلا عجیب نیست. خانم استلا آدلر هم که برای علاقمندان بازیگری نامی آشنا و استادی بزرگ است. آدلر از مهمترین معلمان سینماست. در آموزش بازیگری با استفاده از متد استانیسلاوسکی انقلابی به پا کرد. آدلر پیش از آشنایی با استانیسلاوسکی با متد تئاتری لی استراسبرگ، بازیگران را هدایت میکرد و آموزش میداد. روشی که روی حافظهی عاطفی بازیگر تمرکز داشت. مهمترین شاگرد آدلر همان بازیگر بزرگی است که عکسش روی جلد کتاب هم آمده و مقدمهای هم بر کتاب استادش نوشته: مارلون براندو.
آدلر روی استفاده از تخیل در بازیگری تاکید زیادی داشت. بعد به شرایط محیطی میپرداخت. تمام فاکتورهایی که باعث میشد بازیگر نقش را درک و دریافت کند در این کتاب به روشنی توسط آدلر تشریح شده. متد استانیسلاوسکی هنوز هم زنده است و درنتیجه اگر به بازیگری به آن روش علاقمندید این کتاب راهنمای خوبی است. به جز آن به عنوان مخاطبی که دلش نمیخواهد بازیگر شود هم میتوانید کشف کنید که بازیگران چطور در نقشهای متفاوت زنده میشوند.




