۵ کتاب پرفروش فلسفه در دیجیکالا
زمانی بود که فقط اهل فن دنبال پرسشهای فلسفی میرفتند و فلسفه دور از دسترس آدمهای معمولی قرار داشت اما حالا فلسفه به لطف کتابهایی که در دسترس هستند برایمان ملموستر شده است. با اینکه خواندن «هستی و زمان» هایدگر همچنان برای یک مخاطب عادی کار دشواری است اما کتابهای کاربردی فلسفه این روزها طرفداران زیادی پیدا کردهاند. چون راستش خواندن آنها گاهی شبیه خواندن کتابهای روانشناسی کمک میکند به درک بهتری از خودمان و زندگی برسیم. ۵ کتاب پرفروش فلسفه در دیجیکالا را از بین کاربردیترها انتخاب کردیم. کتابهایی که برای همه قابل خواندن و قابل فهم باشند. خواندن یک کتاب یا حتی یک متن فلسفی به هر حال دشواریهای خاص خودش را دارد اما کتابهای این فهرست میتوانند دروازهی خوبی به جهان شگفتانگیز فلسفه باشند.
۱. فلسفه ملال
۲. هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند
۳. فلسفه جان استیوارت میل
۴. زیباییشناسی زندگی روزمره
۵. سرگذشت تنهایی
۱. فلسفه ملال
نویسنده: لارس اسوندسن
ترجمه: افشین خاکباز

کتاب را در دورهای ملالانگیز از زندگیام خواندم. بعد از خواندنش اول کتاب بیت حافظ را نوشتم که: هر که ترسد ز ملال/ انده عشقش نه حلال. و پایینش با توجه به چیزی که از کتاب آموخته بودم یادداشت کردم: از ملال و اندوهش نمیترسم اما در مه ملال هم گرفتار نمیشوم. کتاب «فلسفهی ملال» از سری کتابهای فلسفی است که نشر نو منتشر کرده و میتوانید «فلسفهی زیستن»، «فلسفهی دروغ» یا «فلسفهی شهرت» را هم از همین سری بخوانید. اما «فلسفهی ملال» جزو بنیادیترینهاست چون حتی اگر متوجهش نباشیم همهی ما در زندگی دچار ملال میشویم. در فصلهای اول کتاب نویسنده توضیح داده که اصلا ملال چه حسی است. آن را به مه تشبیه کرده و اینکه وقتی در ملال گرفتار میشویم عملکردمان در زندگی چه تغییری میکند.
یکی از نکات درخشانی که کتاب به ما یاد میدهد این است که ملال یک حال است. شبیه غم یا شادی و حال را نمیتوان با اراده تغییر داد. حال را باید با حال دیگری جایگزین کرد. سوءتفاهمی وجود دارد که ملال ناشی از غم یا زندگی دشوار است در حالی که اسوندسن روشن میکند ملال درواقع ریتم ثابت طولانی مدت است که میتواند حتی ناشی از مهمانیهای هرشبه یا شادی باشد. اینکه ما هر بار به واسطهی رسانهها شیفتهی یک ترند روز میشویم که ممکن است عجیب و غریب هم باشد، شاید ناشی از آگاهی ما از ملالی است که امکان دارد دچارش شویم و راهی برای فرار از آن.
کتاب اول برایتان مساله ملال را روشن میکند. نسبتش را با معنا و زندگی و فلسفه و کار و مرگ توضیح میدهد. بعد سراغ یک بخش جذاب میرود به اسم داستانهای ملال. اینکه چطور هنرمندان بزرگ دچار ملال شدهاند و آن را چگونه توصیف کردهاند. یک نمونهاش هم ملال رومانتیک است که ویژگیاش این میشود که نمیدانیم دنبال چه چیزی هستیم. درواقع هنرمندان رومانتیک با ذهنگرایی انگار ملال را تقویت کردند. همینجا این بحث پیش میآید که درمان ملال با شکستن مرزهای خویشتن اتفاق میافتد اما میدانید که خودمختاری افراطی خودش ملال میآورد و از ویلیام لاول قهرمان کتابی میگوید که هیچ مرزی نمیشناخت و هیچ چیزی ملالانگیزتر از بیمرزی نیست. اگر تا اینجای کتاب با خواندنش دچار ملال نشدید وارد فصل سختتری میشوید که فلسفیتر از ملال حرف میزند و بعد هم به رابطهی ملال و اخلاق میرسید.
افشین خاکباز ترجمه محشری از کتاب ارائه داده که توصیه خرید کتاب و خواندنش را راحتتر میکند. درک حالات مختلفی که در زندگی تجربه میکنیم کمک میکند وقتی در بحرانها آن احوالات سراغمان میآید بهتر بشناسیمشان و بهتر مدیریتشان کنیم.
۲. هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند
نویسنده: دانیل مارتین کلاین
مترجم: حسین یعقوبی

کتاب «هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند» یک زیر تیتر روشنگر هم دارد: «زیست با استفاده از خرد فلاسفهای بزرگ». این زیرتیتر نشان میدهد که تا چه اندازه خواندن این کتاب مفید و کاربردی است و مخاطبش همهی ما میتوانیم باشیم. کتاب جمعوجوری است که نشر چشمه آن را منتشر کرده. اسم کتاب درواقع برداشته از نقل قولی از راینولد نیبور، فیلسوف آمریکایی است. خود نویسندهی کتاب، دانیل مارتین کلاین فلسفهخوانده و چند کتاب نوشته که در همهی آنها ایدهها و آرای فلسفی را با زبانی ساده و چاشنی طنز به مخاطب ارائه داده. به خاطر همین رویکرد بیشتر کتابهای کلاین پرفروش و راحتخوان هستند.
ایده این کتابش از اینجا میآید که در دوران دانشجویی دفترچهای داشته که خیلی بعدتر پیدایش میکند. روی دفتر نوشته بوده: «مختصر و مفید» و داخل آن در هر صفحه جمله و نقل قول و نظری از فیلسوفان بزرگ که در آن برهه بهنظرش جالب رسیده یا به کارش در زندگی میآمده را یادداشت کرده. دفترچه را وقتی دوباره پیدا میکند و میخواند که ۷۵ ساله شده. یعنی حالا نگاه یک پیرمرد پخته و سرد و گرم چشیده را داریم نسبت به جملههای فلسفی که در جوانی مسحورش کرده بودند. یک سوال از زمان جوانی تا آن لحظه ثابت مانده بود. سوال اصلی بنیان فلسفه: «چگونه زیستن». و همان دفترچه را اینبار با تجربیات زیستهاش انگار بازنویسی کرده و شرحی هم بر هر یک از جملات نوشته. کل هر بخش مربوط به جملهی قصار یک فیلسوف از ۳-۴ صفحه بیشتر نمیشود. مثلا از قول آریستیپوس، فیلسوف یونانی نوشته: «هنر زندگی کامجویی در هر لحظه و هر مکان است و لذیذترین و ماندگارترین لذتها نه ذهنی هستند و نه همیشه اخلاقی». از آن جملههایی است که در جوانی احتمالا آدمها را شیفته میکند و خود کلاین در دههی پرتب و تاب ۶۰ میلادی با آن برخورد کرده. زمانی که واقعا لذتجویی میان جوانان باب شده بود. بعد مختصری از زندگی آریستیپوس مینویسد و دربارهی منطقش که میگوید لذت مترادف آرامش است و از این لحاظ با اپیکور که لذت را جور دیگری معنا میکرد در تضاد قرار میگیرد.
اگر میخواهید وارد جهان خواندن فلسفه شوید اما میترسید قطعا با همین کتاب شروع کنید.
۳. فلسفه جان استیوارت میل
نویسنده: سوزان لی
مترجم: خشایار دیهیمی

بعد از دو کتاب خیلی کاربردی فلسفه در زندگی برویم سراغ کتابی جدیتر که در آن با نظریات یک فیلسوف بزرگ آشنا میشوید. انتشارات طرح نو به سردبیری خشایار دیهیمی مجموعهای منتشر کرد به نام «نامآوران فرهنگ». کتاب «فلسفهی جان استیوارت میل» از این مجموعه است. خشایار دیهیمی در مقدمه گفته بود که میخواهند در این سری کتابها به زبان ساده نظریات فلسفی فیلسوفان بزرگ را تشریح کنند. جان استیوارت میل فیلسوف انگلیسی قرن نوزدهم و از مهمترین فیلسوفان در زمینهی فلسفهی اخلاق فایدهگرا بود. فلسفهای که پدرش به همراه جرمی بنتام بنیانگذارش بودند. البته استیوارت کاملا مسیر آنها را طی نمیکرد. در همین کتاب «فلسفه جان استیوارت میل» دو فصل خیلی مهم از نظریات او مطرح میشود. یکی فلسفهی فایدهگرا که در آن میل میگوید عمل درست دو شاخه دارد: یکی چیزی که عادلانه است و دوم چیزی که در خدمت فایده است. میل بر این عقیده بود که اصل فایده در شکل دادن به آموزههای اخلاقی نقش مهمی دارد. فایده یعنی در راستای هدف بود که منجر به شادکامی و لذت شود. تفاوت او در فایدهگرایی با جرمی بنتام بهخصوص به تعریف لذت برمیگردد که میل به کیفیت آن هم معتقد است.
فصلی که بهنظرم جالبتر است و میل را تبدیل به فیلسوفی جالبتوجه میکند بخش «رسالهی آزادی» است. میل دربارهی آزادیهای مدنی و اجتماعی حرف میزند و اینکه این آزادیها تا چه حد میتوانند گسترده شوند و روی آزادی فردی نفوذ داشته باشند. ماجرایی که بیشتر محدود به رابطهی حکومت و مردم است. حتی حکومتهایی که محصول خواستهی اکثریت هستند با آزادی فردی اقلیت چه رابطهای باید داشته باشند؟ کتاب «فلسفه جان استیوارت میل» با تمرکز روی دو اصل فایدهگرایی و رسالهی آزادی با ترجمهی خوشخوان خشایار دیهیمی راه را برای خواندن متون فلسفی باز میکند.
۴. زیباییشناسی زندگی روزمره
نویسندگان: اندرو لایت و جاناتان اسمیت
مترجم: شیما بحرینی

آیا زیباییشناسی زندگی روزمره فقط مربوط به هنرمندان یا قشری است که سر و کارشان هر روز با زیبایی است؟ کتاب «زیباییشناسی زندگی روزمره» گونههای جدید از نظریهی زیباییشناسی را مطرح میکند. شاید برایتان عجیب باشد اما حتی زیباییشناسی آب و هوا هم میتواند در این زمره قرار بگیرد. کتاب نظریات فلاسفهی مختلف را پیرامون زیباییشناسی مورد بررسی قرار میدهد تا از دل آنها به تعریف جدیدی از زیباییشناسی زندگی روزمره برسد. مثلا کانت میگفت: «آن چیزی مطبوع است که حواس آن را با حس کردنش لذتبخش مییابند.» با این تفسیر شاید بشود زیباییشناسی روزمره را با مطبوع بودن مرتبط دانست. از فصل اول که بیشتر مربوط به تئوریهای زیباییشناسی است اگر بگذریم، فصل دوم که به درک محیط روزمره میپردازد و اینکه چطور مناظر را ببینیم و اصولا تعریف چیزهایی که میبینیم در فلسفهی زیباییشناسی روزمره به چه شکل است، ملموستر است. اما فصل سوم به گمانم جالبترین فصل برای خواننده خواهد بود. پیدا کردن زیباییشناسی روزمره. این فصل دوباره در زندگی جریان دارد. مثلا اینکه چطور ورزش از امری که کاملا مربوط به تسلط ذهن و اراده و به تعبیر نویسندگان امری اخلاقی بود در سالهای اخیر به سمت امری زیباییشناسانه تغییر جهت داده است. و منظور از این زیباییشناسی فقط فیزیک ورزشکار نیست. یک پرش درست از مانع یا آن چیزی که مثلا آن را فوتبال قشنگ مینامیم همه جزئی از زیباییشناسی ورزش قرار میگیرند. در همین فصل گفته میشود که چطور زیباییشناسی هوا را تحسین کنیم و اصلا منظور از آن چیست. بعد به بخشی میرسیم که احتمالا برایمان قابل درکتر است. زیباییشناسی مزهها و بوها. این بخش درواقع زیباییشناسی خورد و خوراک است که اتفاقا نشر کرگدن کتاب دیگری با همین عنوان منتشر کرده است.
زیباییشناسی زندگی روزمره یکجور حس تابآوری با خودش دارد و به همین دلیل بنظرم از آن آثاری است که باید خوانده شود در روزگاری که با خبرهای زشت احاطه میشویم.
۵. سرگذشت تنهایی
نویسنده: فی باوند آلبرتی
مترجم: اکرم رضایی بایندر

کتاب را نشر بیدگل منتشر کرده و عنوان کاملش این است: «سرگذشت تنهایی؛ تاریخچهی یک احساس». از آن کتابهایی است که شهروندان هزارهی سوم باید بخوانند چون هرچند نویسندهی بریتانیایی کتاب میگوید تنهایی یک حس جدید نیست اما امروز بیشتر از هر زمان دیگری احساس میشود. خود نویسنده این کتاب را یکسال پیش از آن نوشته که در بریتانیا برای اولینبار در سال ۲۰۱۸ وزارتخانهی تنهایی تاسیس شد و وزیری هم برای آن گذاشتند. تازه سال بعد از آن بود که با همهگیری کووید و الزام بر دوری فیزیکی حس تنهایی آدمها پررنگتر و واضحتر هم شد. همان اول کتاب یک نقل قول روشنکننده وجود دارد:
«تنهایی نه خوب است نه بد، بلکه آگاهیای است عمیق و پایدار از خویشتن. آغاز مرحلهای که حساسیتها و آگاهیهای تازهای را با خود به همراه دارد و در نهایت ارتباط فرد را با وجود خودش و دیگران به شکلی اساسی عمق میبخشد».
همینجاست که شاید خواننده متوجه شود «تنهایی» لزوما بار منفی ندارد. مشکل اینجاست که تنهایی اغلب با انزوا، چه خودخواسته باشد و چه اجباری، اشتباه گرفته میشود. کتاب توضیح میدهد که به لحاظ معنایی و فلسفی این دو با هم بسیار متفاوتند. فصلهای مختلف کتاب با مثالهایی از آدمها و قصهها انواع مختلف تنهایی را برمیشمرد. از تنهایی سیلویا پلات بگیرید که مزمن شده بود تا رابطهی تنهایی و فقدان در رمانهای معروف «بلندیهای بادگیر» یا «افسانه گرگ و میش». فصل آشنا برای همه تنهایی است که ناشی از به وجود آمدن شبکههای اجتماعی است. آنها شیوهی جدیدی از جامعه را شکل دادهاند. جامعهای مجازی که در آن تنهایی معنای دیگری پیدا خواهد کرد.
کتاب جذابی است که همان کاری را میکند که یک کتاب فلسفی باید انجام بدهد. تمام که شد به خودتان برمیگردید و از خودتان سوال میکنید.





