۱۰ فیلم حماسی علمی-تخیلی برتر تاریخ که باید تماشا کنید
فیلمهای علمی-تخیلی ذاتا ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به آثاری حماسی دارند. این ژانر معمولا سراغ موضوعاتی مانند سفر در زمان، نبردهای فضایی، سفرهای میانستارهای و جنگهای میانکهکشانی میرود؛ بنابراین طبیعی است که روایتهای آن در مقیاسی عظیم شکل بگیرند و زمان بیشتری برای داستانگویی نیاز داشته باشند. البته فیلمهای حماسی علمی-تخیلی فقط به دوران معاصر محدود نمیشوند. از همان سالهای سینمای صامت، فیلمسازان به ساخت آثار بزرگمقیاس در این ژانر علاقه نشان دادهاند و هر دهه نیز با پیشرفت فناوری، امکان خلق حماسههایی جاهطلبانهتر فراهم شده است.
از قرن بیستم تا امروز، آنقدر فیلم حماسی علمی-تخیلی ساخته شده که میتوان با آنها چندین جهان سینمایی را پر کرد. بسیاری از این آثار نه فقط برای ژانر علمی-تخیلی، بلکه برای تاریخ سینما نقطه عطف به شمار میروند و برخی دیگر، با وجود شناختهشده نبودن، از نظر مقیاس و جاهطلبی چیزی از مشهورترین نمونهها کم ندارند. هر یک از این فیلمها با رویکرد و هدفی متفاوت ساخته شدهاند، اما همه آنها یک ویژگی مشترک دارند؛ روایت داستانهایی بزرگ در ابعادی فراتر از تصور. در ادامه، نگاهی داریم به ۱۰ فیلم حماسی برتر تاریخ سینمای علمی-تخیلی.
۱۰. «نائوشیکا از دره باد» (Nausicaä of the Valley of the Wind)
۹. «میانستارهای» (Interstellar)
۸. «تلماسه: بخش دو» (Dune: Part Two)
۷. «نابودگر ۲: روز داوری» (Terminator 2: Judgment Day)
۶. «متروپلیس» (Metropolis)
۵. «استاکر» (Stalker)
۴. «بر گوی نقرهای» (On the Silver Globe)
۳. «تا پایان جهان» (Until the End of the World)
۲. «امپراتوری ضربه میزند» (The Empire Strikes Back)
۱. «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» (2001: A Space Odyssey)
۱۰. «نائوشیکا از دره باد» (Nausicaä of the Valley of the Wind)

- سال اکران: ۱۹۸۴
- کارگردان: هایائو میازاکی
- صداپیشگان: سومی شیماموتو، گورو نایا، یوجی ماتسودا
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۸ از ۱۰
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۷ از ۱۰۰
هایائو میازاکی بیشتر با آثار فانتزی خود شناخته میشود، اما دومین فیلم بلند او، نائوشیکا از دره باد که بر اساس مانگای خودش ساخته شده، یکی از مهمترین آثار علمی-تخیلی او به شمار میرود. این فیلم در دنیایی پساآخرالزمانی روایت میشود؛ جایی که انسان و طبیعت برای بقا در کشمکشی دائمی قرار دارند. نتیجه، یک انیمه حماسی باشکوه از یکی از تاثیرگذارترین فیلمسازان تاریخ انیمه است. هرچند نسخه اولیه فیلم در آمریکا با تدوینی نامناسب اکران شد، اما این اشتباه سالها پیش جبران شد و امروز نائوشیکا از دره باد به عنوان یکی از آثار پایه و تاثیرگذار تاریخ انیمه شناخته میشود.
داستان درباره شاهزادهای صلحطلب به نام نائوشیکا است که در دره باد زندگی میکند؛ سرزمینی کوچک که میان جنگل سمی اطراف و امپراتوری قدرتمندی گرفتار شده است که قصد نابودی این جنگل را دارد. میازاکی در این فیلم از آثاری مانند «تلماسه» (Dune) و همچنین ادبیات فانتزی الهام گرفته و بسیاری از مفاهیمی را که بعدها در فیلمهایش گسترش داد، برای نخستین بار مطرح میکند. نائوشیکا از دره باد به جای تاکید بر خشونت، بر همدلی، درک متقابل و امکان همزیستی انسان با طبیعت تمرکز دارد و این مفاهیم را در قالب تصاویری چشمنواز، خیالانگیز و گاه روانگردان به تصویر میکشد.
۹. «میانستارهای» (Interstellar)

- سال اکران: ۲۰۱۴
- کارگردان: کریستوفر نولان
- بازیگران: متیو مککانهی، ان هتوی، جسیکا چستین
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۸.۷ از ۱۰
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۷۳ از ۱۰۰
کریستوفر نولان در طول سالهای فعالیتش همواره مسیر رو به رشدی را طی کرده و فیلمهایش به تدریج ابعادی بزرگتر پیدا کردهاند؛ تا جایی که امروز بیشتر با آثار حماسی شناخته میشود. از سهگانه بتمن گرفته تا «اوپنهایمر» (Oppenheimer) برنده اسکار و اقتباس جدیدش از «ادیسه» (The Odyssey)، نولان نشان داده علاقه دارد داستانهایش را در بزرگترین مقیاس ممکن روایت کند. این ویژگی در میانستارهای نیز به وضوح دیده میشود؛ اثری که تلاش میکند حال و هوای علمی-تخیلی سخت «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» (2001: A Space Odyssey) را با روایت و احساسات یک بلاکباستر عامهپسند ترکیب کند.
ایده اولیه فیلم را لیندا اوبست و کیپ تورن، فیزیکدان برجسته، توسعه دادند. داستان درباره گروهی از فضانوردان است که در تلاش برای نجات زمین رو به نابودی، راهی سفری میانستارهای میشوند تا سیارهای مناسب برای ادامه حیات بشر پیدا کنند. نتیجه نهایی، ترکیبی از نگاه احساسی استیون اسپیلبرگ و جاهطلبی فلسفی استنلی کوبریک است؛ حتی بیش از پروژه مشترک آنها یعنی «هوش مصنوعی» (A.I. Artificial Intelligence). با این حال، میانستارهای همچنان امضای شخصی نولان را حفظ میکند و با تلفیق مفاهیم بزرگ علمی-تخیلی و سرگرمی در مقیاس وسیع، یکی از مهمترین آثار این ژانر در قرن بیست و یکم محسوب میشود.
۸. «تلماسه: بخش دو» (Dune: Part Two)

- سال اکران: ۲۰۲۴
- کارگردان: دنی ویلنوو
- بازیگران: تیموتی شالامی، زندایا، ربکا فرگوسن
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۸.۴ از ۱۰
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۲ از ۱۰۰
دنی ویلنوو نیز مانند نولان مسیر حرفهای خود را از فیلمهای جنایی و درام آغاز کرد و به مرور به یکی از مهمترین سازندگان آثار حماسی هالیوود تبدیل شد. او با «ورود» (Arrival) جایگاهش را در ژانر علمی-تخیلی تثبیت کرد و سپس کارگردانی «بلید رانر ۲۰۴۹» (Blade Runner 2049) و دو اقتباس از رمان «تلماسه» (Dune) فرانک هربرت را بر عهده گرفت؛ مجموعهای که قسمت سوم آن نیز در راه است. در میان این آثار، تلماسه: بخش دو بدون تردید بزرگترین دستاورد علمی-تخیلی او به شمار میرود.
این فیلم نیمه دوم نخستین رمان تلماسه را روایت میکند و داستان پل اتریدیز با بازی تیموتی شالامی را ادامه میدهد؛ جوانی که در میان فرمنها زندگی میکند و همزمان که جایگاهش به عنوان منجی در حال شکل گرفتن است، برای انتقام از خاندان هارکونن و بازپسگیری سرنوشت خانواده خود آماده میشود. فیلم از نظر مقیاس کاملا حماسی است، اما ویلنوو برخلاف بسیاری از فیلمسازان، ترجیح میدهد به جای تکیه بر دیالوگهای توضیحی، بخش بزرگی از روایت را از طریق تصویر پیش ببرد. همین رویکرد باعث شده اقتباس او از رمان پیچیده هربرت تا حدی سادهتر شود، اما در عوض با خلق تصاویری خیرهکننده و باشکوه، تجربهای سینمایی کمنظیر ارائه دهد.
۷. «نابودگر ۲: روز داوری» (Terminator 2: Judgment Day)

- سال اکران: ۱۹۹۱
- کارگردان: جیمز کامرون
- بازیگران: آرنولد شوارتزنگر، لیندا همیلتون، رابرت پاتریک
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۸.۶ از ۱۰
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۰ از ۱۰۰
جیمز کامرون، فیلمسازی که تاثیر عمیقی بر کارگردانانی مانند کریستوفر نولان و دنی ویلنوو گذاشته، خیلی زود مسیر خود را به سمت ساخت آثار حماسی پیدا کرد. هرچند جاهطلبیهای او از همان ابتدا هم آشکار بود و تنها محدودیت بودجه مانع اجرای کامل ایدههایش میشد. اگر نخستین تجربه او یعنی «پیرانا ۲: تخمریزی» (Piranha II: The Spawning) را کنار بگذاریم، «نابودگر» (The Terminator) اولین فیلمی است که به خوبی جهان سینمایی کامرون را معرفی میکند؛ یک تریلر علمی-تخیلی پرهیجان که از همان زمان نشانههای جاهطلبی حماسی او را در خود داشت. کامرون پس از موفقیت «بیگانهها» (Aliens) و «ورطه» (The Abyss)، با بودجهای به مراتب بیشتر به سراغ دنباله نابودگر رفت و یکی از مهمترین آثار علمی-تخیلی تاریخ را ساخت.
نابودگر ۲: روز داوری با حفظ هسته اصلی داستان فیلم نخست، همه چیز را در مقیاسی بزرگتر و جاهطلبانهتر روایت میکند. این بار T-800 با بازی آرنولد شوارتزنگر نه یک قاتل، بلکه محافظ جان کانر با بازی ادوارد فرلانگ است و در مقابل، T-1000 با بازی رابرت پاتریک قرار میگیرد؛ رباتی ساختهشده از فلز مایع که ایده آن سالها در ذهن کامرون بود، اما تا پیشرفت فناوری جلوههای ویژه امکان اجرای آن وجود نداشت.
جلوههای بصری انقلابی فیلم که توسط شرکت ILM خلق شد، هنوز هم یکی از مهمترین دستاوردهای تاریخ سینمای علمی-تخیلی محسوب میشود. حتی امروز، با وجود هزاران جلوه دیجیتال در فیلمهای مدرن، نابودگر ۲ همچنان از نظر مقیاس و تاثیرگذاری، اثری باشکوه و تماشایی است.
۶. «متروپلیس» (Metropolis)

- سال اکران: ۱۹۲۷
- کارگردان: فریتز لانگ
- بازیگران: آلفرد ابل، بریگیته هلم، گوستاو فرولیش
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۸.۲ از ۱۰
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۷ از ۱۰۰
اگر امروز رباتهای انساننما به یکی از عناصر جدانشدنی سینمای علمی-تخیلی تبدیل شدهاند، بخش بزرگی از این میراث را مدیون متروپلیس ساخته فریتز لانگ هستیم. این شاهکار جریانساز نه تنها یکی از نخستین رباتهای ماندگار تاریخ سینما را معرفی کرد، بلکه طراحی صحنه، معماری آیندهنگرانه و ایدههای بصری آن الهامبخش نسلهای بعدی فیلمسازان شد. حتی اگر تماشای فیلمهای صامت برای بسیاری از مخاطبان امروز آسان نباشد، متروپلیس همچنان آنقدر باشکوه و تاثیرگذار است که بتواند بیننده را مجذوب خود کند.
داستان در شهری آیندهنگر و ویرانشهری به نام متروپلیس جریان دارد؛ جایی که طبقه ثروتمند در برجهای مرتفع زندگی میکنند و کارگران در اعماق زمین، ماشینهایی را به حرکت درمیآورند که رفاه شهر را تامین میکنند. زمانی که پسر حاکم شهر با جنبش کارگران روبهرو میشود و همزمان یک مخترع نقشه انتقام خود را عملی میکند، کل شهر در آستانه نابودی قرار میگیرد. با وجود نزدیک به یک قرن فاصله از زمان ساخت، متروپلیس همچنان اثری چشمگیر است. شاید جلوههای ویژه آن برای مخاطب امروز قدیمی به نظر برسد، اما جاهطلبی بصری و مفاهیم عمیق فیلم باعث شده همچنان جایگاه خود را حفظ کند.
۵. «استاکر» (Stalker)

- سال اکران: ۱۹۷۹
- کارگردان: آندری تارکوفسکی
- بازیگران: الکساندر کایدانوفسکی، آناتولی سولونیتسین، نیکولای گرینکو
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۸ از ۱۰
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۱۰۰ از ۱۰۰
آندری تارکوفسکی از آن فیلمسازانی است که نامش همیشه در فهرست بزرگترین کارگردانان تاریخ سینما دیده میشود؛ در کنار چهرههایی مانند استنلی کوبریک و آکیرا کوروساوا. هرچند گاهی درباره جایگاه او اغراق میشود، اما نمیتوان تاثیر آثارش را انکار کرد. فیلمهای تارکوفسکی صبر و حوصله میطلبند، اما در عوض تجربهای عمیق و فراموشنشدنی ارائه میکنند. اگر «سولاریس» (Solaris) شناختهشدهترین فیلم علمی-تخیلی او باشد، استاکر را باید غرقکنندهترین اثر او در این ژانر دانست.
داستان درباره مردی است که به استاکر شهرت دارد و گروهی را به منطقهای ممنوعه در دنیایی پساآخرالزمانی هدایت میکند؛ جایی که اتاقی اسرارآمیز وجود دارد و گفته میشود عمیقترین آرزوهای هر انسان را برآورده میکند. استاکر فیلمی آرام، تاملبرانگیز و متفاوت است؛ اثری که در طول زمان طولانی خود، از نظر اتفاقهای داستانی شاید به اندازه یک سکانس از بسیاری از فیلمهای این فهرست هم پرحادثه نباشد. با این حال، قدرت واقعی آن در فضاسازی، تصاویر شاعرانه و سفر معنوی شخصیتها نهفته است. تارکوفسکی شاید مانند کامرون یا نولان فیلمی پرهیجان نسازد، اما در خلق فضا و تصویر، سبکی دارد که همچنان تکرارنشدنی به نظر میرسد.
۴. «بر گوی نقرهای» (On the Silver Globe)

- سال اکران: ۱۹۸۸
- کارگردان: آندژی ژووافسکی
- بازیگران: آندژی سورین، یژی ترلا، کریستیانا یاندا
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۷.۱ از ۱۰
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۱۰۰ از ۱۰۰
بر گوی نقرهای ساخته آندژی ژووافسکی، یکی از متفاوتترین و جاهطلبانهترین فیلمهای علمی-تخیلی تاریخ سینماست. اثری سوررئال، آشفته و بلندپروازانه که هم ساختار داستانی آن چنین حال و هوایی دارد و هم روند تولیدش. ژووافسکی در سال ۱۹۷۶ فیلمبرداری این پروژه را که اقتباسی از رمان عموی بزرگش، یرژی ژووافسکی، بود آغاز کرد، اما پیش از پایان کار، دولت لهستان تولید فیلم را متوقف کرد و حتی قرار بود تمام نسخههای آن از بین بروند. خوشبختانه بخش زیادی از فیلم حفظ شد و کارگردان سالها بعد توانست پروژه را به شکلی که امکانش وجود داشت، کامل کند.
البته نمیتوان آن را اثری کاملا کامل دانست، چون بخشهایی از فیلم هرگز ساخته نشد و برای حفظ انسجام روایت، از گفتار متن استفاده شده است. با این حال، بر گوی نقرهای همچنان حماسهای کمنظیر درباره گروهی از فضانوردان است که تمدنی تازه را روی سیارهای بیگانه پایهگذاری میکنند؛ داستانی که نسلها را در بر میگیرد و از ظهور شخصیتی که به چشم یک خدا دیده میشود تا بازگشت فضانوردی که به اشتباه منجی موعود تصور میشود، ادامه پیدا میکند. نتیجه، سفری پیچیده و گاه گیجکننده است که در عین حال به همان اندازه شگفتانگیز و مسحورکننده به نظر میرسد.
۳. «تا پایان جهان» (Until the End of the World)

- سال اکران: ۱۹۹۱
- کارگردان: ویم وندرس
- بازیگران: سولوی دومارتان، ویلیام هرت، ارنی دینگو
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۶.۸ از ۱۰
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۹ از ۱۰۰
اگر فقط مقیاس را در نظر بگیریم، تا پایان جهان ساخته ویم وندرس یکی از عظیمترین فیلمهای علمی-تخیلی تاریخ است؛ البته به شرطی که نسخه کامل کارگردان را ببینید که نزدیک به پنج ساعت زمان دارد. این فیلم یک درام جادهای جهانی است که در یازده کشور فیلمبرداری شده و از همان ابتدا با هدف خلق حماسیترین فیلم جادهای تاریخ ساخته شد. داستان در آستانه پایان جهان جریان دارد و با فضایی رویاگونه و سوررئال، تجربهای متفاوت و جاهطلبانه را پیش روی مخاطب میگذارد. مسیر این فیلم برای رسیدن به جایگاه امروزی طولانی و پرپیچوخم بوده، اما امروز کمتر کسی در حماسی بودن آن تردید دارد.
داستان درباره زنی به نام کلر با بازی سولوی دومارتان است که زندگیاش با مردی مرموز به نام سم با بازی ویلیام هرت گره میخورد. سم دوربینی ویژه در اختیار دارد که به افراد نابینا اجازه میدهد تصاویر ثبتشده را ببینند. البته این تنها نقطه آغاز داستان است و فیلم در ادامه مسیرهای روایی متعددی را دنبال میکند که خلاصه کردن آنها در چند جمله تقریبا غیرممکن است. تا پایان جهان اثری سنگین و زمانبر است و تماشای آن حوصله زیادی میخواهد، اما برای کسانی که فرصت همراه شدن با آن را داشته باشند، تجربهای منحصربهفرد و فراموشنشدنی خواهد بود.
۲. «امپراتوری ضربه میزند» (The Empire Strikes Back)

- سال اکران: ۱۹۸۰
- کارگردان: اروین کرشنر
- بازیگران: مارک همیل، هریسون فورد، کری فیشر
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۸.۷ از ۱۰
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۳ از ۱۰۰
فیلمهای علمی-تخیلی لازم نیست همیشه پیچیده و فلسفی باشند تا حماسی به نظر برسند. گاهی یک ماجراجویی سرگرمکننده هم میتواند به همان اندازه تاثیرگذار باشد و امپراتوری ضربه میزند بهترین نمونه این موضوع است. فرقی نمیکند «جنگ ستارگان» (Star Wars) را علمی-تخیلی بدانید، فانتزی فضایی یا وسترنی در دل کهکشان؛ این مجموعه پیش از هر چیز برای سرگرم کردن مخاطب ساخته شده است. شاید امروز بسیاری سریال «اندور» (Andor) را بهترین اثر این جهان بدانند، اما آن سریال هم تا حد زیادی وامدار فضای تاریکتر و جدیتر امپراتوری ضربه میزند است. دنباله تحسینشده فیلم نخست به کارگردانی اروین کرشنر، با ورود به جنبه تاریک نیرو، داستان مجموعه را عمیقتر و شخصیتهایش را پیچیدهتر کرد؛ به همین دلیل هم هنوز از نگاه بسیاری بهترین فیلم مجموعه جنگ ستارگان محسوب میشود.
در حالی که شورش علیه امپراتوری ادامه دارد، مسیر شخصیتهای اصلی از هم جدا میشود. لوک اسکایواکر برای آموزش نزد یودا میرود، در حالی که هان سولو و پرنسس لیا همراه با دوستانشان به دنبال پناهگاهی امن هستند. در مقایسه با فیلم نخست، این دنباله هم از نظر مقیاس بزرگتر است و هم از نظر شخصیتپردازی عمیقتر. کرشنر برخلاف جرج لوکاس توجه بیشتری به هدایت بازیگران داشت و همین موضوع باعث شد اجراها طبیعیتر و تاثیرگذارتر از قبل باشند. نتیجه، فیلمی است که هم لحظات احساسی آن ماندگارتر شده و هم یکی از معروفترین غافلگیریهای تاریخ سینما را با بیشترین تاثیر ممکن به تصویر میکشد.
۱. «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» (2001: A Space Odyssey)

- سال اکران: ۱۹۶۸
- کارگردان: استنلی کوبریک
- بازیگران: کیر دولی، گری لاکوود، ویلیام سیلوستر
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۸.۳ از ۱۰
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۰ از ۱۰۰
نام استنلی کوبریک در هر فهرستی از بزرگترین فیلمهای علمی-تخیلی تاریخ به چشم میخورد و دلیل اصلی آن شاهکار ماندگار او، ۲۰۰۱: ادیسه فضایی است. این فیلم نه تنها نقطه عطفی در تاریخ جلوههای ویژه به شمار میرود، بلکه یکی از جاهطلبانهترین و تاثیرگذارترین سفرهای سینمایی تاریخ را هم روایت میکند. اثری که دهههاست موضوع تحلیل و تفسیر منتقدان و سینمادوستان است و همچنان الهامبخش بسیاری از فیلمهای علمی-تخیلی مدرن محسوب میشود. جایگاه کوبریک در تاریخ سینما گاهی بیش از اندازه ستایش شده است، اما ۲۰۰۱: ادیسه فضایی بدون تردید کاملا شایسته بخش بزرگی از این تحسین است. این فیلم هنوز هم در بحث بهترین آثار تاریخ سینما حضور دارد و تاثیرش بر نسلهای بعدی فیلمسازان انکارناپذیر است.
حتی اگر ارتباط چندانی با فیلم برقرار نکنید، نادیده گرفتن دستاوردهای بصری آن تقریبا غیرممکن است. جلوههای ویژه ۲۰۰۱: ادیسه فضایی با وجود گذشت چند دهه، همچنان چشمگیر به نظر میرسند و حتی بهتر از بسیاری از آثار امروزی دوام آوردهاند؛ موفقیتی که حاصل همکاری کوبریک با گروه بزرگی از مشاوران علمی و هنرمندان جلوههای ویژه بود. فیلم، داستان تاثیر یک تکسنگ مرموز بیگانه بر مسیر تکامل انسان را از آغاز تمدن تا اعماق فضا دنبال میکند و بر پایه ایدههای آرتور سی. کلارک، تجربهای کمنظیر از عظمت و ناشناختگی کیهان خلق میکند. ۲۰۰۱: ادیسه فضایی از سکوت وهمآلود فضا نهایت استفاده را میبرد، شکوه آن را به تصویر میکشد و تمام احساساتی را که مواجهه با جهان بیانتها میتواند در انسان برانگیزد، در قالب یکی از بزرگترین حماسههای تاریخ سینمای علمی-تخیلی به نمایش میگذارد.
منبع: Collider



