بهترین فیلمهای ماهرشالا علی؛ از «کتاب سبز» تا «بنجامین باتن»
سینما همواره در تسخیر ستارگانی بوده که با هیاهو و برونگرایی، تمام توجهات را به خود جلب میکنند. اما در این میان، بازیگرانی هم وجود دارند که مسیر متفاوتی را در پیش میگیرند؛ هنرمندانی که استعداد ویژهای در ایفای نقشهای درونگرایانه دارند. ماهرشالا علی از همین جنس بازیگران است؛ هنرمندی که با بازی زیرپوستی و عمیقش، به ابعاد عاطفی هر فیلمی قدرت میبخشد. به مناسبت اکران «مادرت مادرت مادرت»، در این مقاله بهترین فیلمهای ماهرشالا علی را مرور میکنیم.
مسیر حرفهای ماهرشالا علی در هالیوود، برخلاف بسیاری از ستارگان همنسلش، یکشبه و ناگهانی شکل نگرفت. او سالها در نقشهای مکمل حضور موثری داشت تا در نهایت به یک بازیگر مرد نقش اول قابل اعتنا تبدیل شد. علی استعداد ویژهای در عرضهی احساسات درونی و رنجهای خاموش انسانی دارد؛ حالا چه در نقش یک خلافکار خردهپا و چه در نقش یک پدر دلسوز. فیلمهای ماهرشالا علی غالبا آثاری هستند که به لطف همین حضور کنترلشده و کاریزماتیک، از یک اثر معمولی فراتر رفتهاند و البته بیدلیل نیست که او در کمتر از سه سال، دو بار جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد را به خانه برد و در فهرست بازیگران برتر قرن 21 نیویورک تایمز قرار گرفت.
بهترین فیلمهای ماهرشالا علی که باید ببینید
10. رکسان رکسان (Roxanne Roxanne)
9. مورد عجیب بنجامین باتن (The Curious Case of Benjamin Button)
8. دنیا را پشت سر بگذار (Leave the World Behind)
7. کتاب سبز (Green Book)
6. مکانی آن سوی کاجها (The Place Beyond the Pines)
5. آواز قو (Swan Song)
4. کفشها (Kicks)
3. ارقام پنهان (Hidden Figures)
2. مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی (Spider-Man: Into the Spider-Verse)
1. مهتاب (Moonlight)
10. رکسان رکسان (Roxanne Roxanne)

- سال اکران: 2017
- کارگردان: مایکل لامل
- سایر بازیگران: چنتی آدامز، نیا لانگ، کوین فیلیپس، شان رینگولد، نلسون الیس، کرتیس کوک، چارلی هادسن
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.2 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 68 از 100
فیلمهای زندگینامهای موزیکال معمولا در دام کلیشههای این ژانر گرفتار میشوند اما «رکسان رکسان» سعی دارد دنیای موسیقی هیپهاپ دهه 80 میلادی را از زوایای تازهای بررسی کند. ساختهی مایکل لامل بیشتر از موسیقی، پرترهای تلخ از فقر، مسئولیتهای زودهنگام و تلاش برای شکستن چرخهی خشونت است.
ماجراها در یک محلهی فقیرنشین اتفاق میافتد و زندگی لولیتا شانته (چنتی آدامز) را دنبال میکند؛ یک دختر 14 ساله که برای مهارتهای حیرتانگیزش در نبردهای رپ خیابانی شناخته میشود. در حالی که شانته با چالشهای زندگی در کنار مادری خسته و درگیر بحران و مراقبت از خواهران کوچکترش دستوپنجه نرم میکند، فرصتی پیش میآید تا با ضبط یک قطعهی موسیقی، مسیر زندگیاش را تغییر دهد. این قطعه به سرعت به یک موفقیت بزرگ تبدیل میشود و نام «رکسان شانته» را بر سر زبانها میاندازد. اما درست زمانی که به نظر میرسد درهای خوشبختی به روی او باز شده، او درگیر یک رابطهی عاطفی مخرب و خطرناک با مردی بزرگتر از خودش به نام کراس (ماهرشالا علی) میشود.
این اولین تجربهی بازیگری چنتی آدامز بود و او در نقش رکسان شانته بازی غافلگیرکنندهای دارد و توانسته آسیبپذیری کودکانهی یک دختر نوجوان و سرسختی یک خوانندهی خیابانی را به شکلی ملموس به تصویر بکشد (او حتی جایزه ویژه جشنواره ساندنس برای بهترین بازیگر نوظهور را به خانه برد). ماهرشالا علی اینجا در نقش کراس، به شدت جالب توجه است؛ او جذابیت خاصی دارد اما به شدت سمی رفتار میکند و معمولا با هدایای گرانقیمت و بازیهای روانی، برای رکسان تله میگذارد و فیلم با هوشمندی، تاثیرات ویرانگر این رابطه را به نمایش میگذارد.
«رکسان رکسان» بینقص نیست اما رویکرد بیپردهاش نسبت به شخصیت اصلی، آن را از آثار مشابه متمایز میکند. مایکل لامل به جای آنکه فیلمی سرراست دربارهی تولد یک ستاره بسازد، به تاریکترین زوایای زندگی شانته نفوذ میکند. «رکسان رکسان» اثر تلخی است اما ارزش یک بار تماشا را دارد، خصوصا اگر از طرفداران موسیقی هیپهاپ آمریکا هستید.
9. مورد عجیب بنجامین باتن (The Curious Case of Benjamin Button)

- سال اکران: 2008
- کارگردان: دیوید فینچر
- سایر بازیگران: برد پیت، کیت بلانشت، تراجی پی. هنسون، جولیا اورموند، الیاس کوتیاس، جرد هریس، جیسون فلمینگ، تیلدا سوینتن
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.8 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 72 از 100
چه میشد اگر پیر به دنیا میآمدیم، جوان میشدیم و در نوزادی از جهان میرفتیم؟ «مورد عجیب بنجامین باتن» برداشتی آزاد از داستان کوتاه اف. اسکات فیتزجرالد است و در آن فینچر، از فضاهای تاریک و تریلرهای جنایی همیشگیاش فاصله گرفته و یک اثر عاشقانه و مالیخولیایی دربارهی مرگ، زندگی و انزوا ساخته است. فیلم کنکاشی دردناک دربارهی تنهایی ذاتی انسان و گذر اجتنابناپذیر عمر است؛ اثری که نشان میدهد حتی اگر در خلاف جهت عقربههای ساعت حرکت کنیم، باز هم نمیتوانیم از فقدان و از دست دادن عزیزانمان رهایی پیدا کنیم.
قصه اواخر جنگ جهانی اول در نیواورلئان آغاز میشود و زندگی بنجامین (برد پیت) را روایت میکند؛ نوزادی که با ظاهری پیر و فرسوده به دنیا میآید. پس از مرگ مادرش در حین زایمان، پدر وحشتزدهاش او را در پلههای یک خانهی سالمندان رها میکند. آنجا، زنی دلسوز به نام کویینی (تراجی پی. هنسون) سرپرستی او را برعهده میگیرد و بنجامین در میان انسانهایی که در قدمهای آخر زندگیشان هستند، بزرگ میشود. در حالی که او برخلاف طبیعت از پیری به سمت جوانی و کودکی حرکت میکند، با دختربچهای به نام دیزی (کیت بلانشت) آشنا میشود؛ دیداری که سرنوشت هر دوی آنها را برای دههها به هم گره میزند.
از آنجایی که نمیتوان اهمیت بازیگران مکمل را در شکلگیری جهانبینی شخصیت اصلی نادیده گرفت، باید به نقشآفرینی کوتاه اما بسیار تاثیرگذار ماهرشالا علی در نقش تیزی، شریک زندگی کویینی، اشاره کرد. علی در یکی از اولین حضورهای مهم سینماییاش، گرمای پدرانهای به فیلم تزریق میکند که در دوران اکران فیلم، چندان به چشم نیامد اما در بازبینیهای دوباره، میتوانید آن را بهتر لمس کنید. او به جای ترحم، بنجامین را همانطور که هست، میپذیرد و درسهای مهمی دربارهی سرنوشت و مفهوم فقدان به او میآموزد.
چیزی که باعث میشود «مورد عجیب بنجامین باتن» را جدی بگیریم، ناتوانی تراژیک شخصیتهایش در متوقف کردن زمان است. فینچر با وسواسی مثالزدنی، تقابلِ اجتنابناپذیر عشق و زوال را به تصویر میکشد و برد پیت نیز به خوبی توانسته تنهایی مردی که گویی به جهان اطرافش تعلق ندارد را به نمایش بگذارد. حتی اگر این فیلم را قبلا دیدهاید، تماشای دوبارهی آن خالی از لطف نیست و دیدگاههای تازهای درباره زندگی به شما میدهد.
8. دنیا را پشت سر بگذار (Leave the World Behind)
![]()
- سال اکران: 2023
- کارگردان: سم اسماعیل
- سایر بازیگران: جولیا رابرتس، ایتن هاک، میهالا هرولد، کوین بیکن، فرح مکنزی، چارلی ایوانز
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 73 از 100
در عصر مدرن، این هیولاها یا زامبیها نیستند که ما را میترسانند، کافی است برای چند ساعت اینترنت قطع شود و سیگنالهای ارتباطی از کار بیفتند تا وحشت کنیم. «دنیا را پشت سر بگذار» با چنین ایدهای به میدان میآید، یک فیلم آخرالزمانی متفاوت، که بیشتر علاقه دارد اثری خفقانآور دربارهی شکنندگی «حس امنیت انسان مدرن» باشد. سم اسماعیل که سریال محبوب «آقای ربات» را هم در کارنامه دارد، اینجا به ما نشان میدهد که چگونه یک جامعهی پیشرفته، در غیاب دادهها و اطلاعات، به سرعت در باتلاق پارانویا و سوءظن فرو میرود و تمدن در کسری از ثانیه مرزهای انسانیاش را از دست میدهد.
فیلم داستان تعطیلات خانوادگی آماندا (جولیا رابرتس) و کلی (ایتن هاوک) و دو فرزندشان را روایت میکند که ناگهان با قطع کامل اینترنت، تلویزیون و تلفن همراه مواجه میشوند. همزمان، نشانههای عجیب مانند سقوط هواپیما، صدای انفجارهای دور، و رفتار غیرعادی حیوانات رخ میدهد و بعد صاحبان اصلی خانه، جی. اچ. (ماهرشالا علی) و دخترش روث، به شکل غیرمنتظرهای سر میرسند و ادعا میکنند به دلیل قطع برق گسترده در نیویورک به آنجا پناه آوردهاند. مواجههی این دو خانواده در فضایی سرشار از بیاعتمادی، نقطهی آغاز یک فروپاشی تدریجی است.
فیلم تیم بازیگری پرستارهای دارد و مشخصا همه خوب هستند، اما میتوان ادعا کرد که ماهرشالا علی عالی است. او با تسلط، شخصیتی چندلایه خلق میکند؛ مردی نسبتا ثروتمند که بیشتر از دیگران به عمق فاجعه واقف است، اما در عین حال وحشت درونیاش را در پس ظاهری آرام، مودب و صدایی کنترلشده پنهان میکند. مثل همیشه، قدرت بازیگری علی در همین خویشتنداری نهفته است؛ مکثها و نگاههایش سنجیده هستند و به راحتی نمیتوان به او اعتماد کرد.
«دنیا را پشت سر بگذار» سوالات زیادی مطرح میکند اما از پاسخ دادن به بسیاری از آنها، طرفه میرود. البته هدف هم همین است، چون پاسخ مشخصی وجود ندارد. فیلم به جای اینکه دنبال دلایل خارجی بگردد، یک آینه جلوی ما میگذارد تا ببینیم وحشت واقعی از کجا سرچشمه میگیرد: شکافهای طبقاتی، تنشهای نژادی و همهی چیزهایی که انسان زیر نقاب مدرنیته پنهان کرده است تا خودش را متمدن نشان دهد. «دنیا را پشت سر بگذار» به ما میگوید که اگر روزی جهان سقوط کند، اولین چیزی که از هم میپاشد، تعهد و اعتماد انسانها به یکدیگر است. اینکه تا چه اندازه با این رویکرد موافق هستید، بحث دیگری است اما میتوان دربارهی درونمایهی این فیلم اندکی تفکر کرد.
7. کتاب سبز (Green Book)

- سال اکران: 2018
- کارگردان: پیتر فارلی
- سایر بازیگران: ویگو مورتنسن، لیندا کاردلیانی، اقبال طبا، دانیل گرین، سباستین مانیسکالو، برایان استپانک، دان شارک
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.2 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 77 از 100
«کتاب سبز» فیلم واقعا خوبی است اما هنوز هم منتقدانی را پیدا میکنید که آن را سزاوار کسب جایزهی اسکار بهترین فیلم نمیدانند. فیلم، داستان واقعی پیانیست جاز مشهور، دان شرلی (ماهرشالا علی) را روایت میکند که در سال 1962 آماده میشود تا تور کنسرت جنوب خود را آغاز کند. تنها چیزی که او کم دارد، یک راننده و محافظ است، در نتیجه یک خلافکار خردهپای ایتالیایی-آمریکایی به نام تونی لیپ (ویگو مورتنسن) را استخدام میکند. این دو مرد هیچ شباهتی به یکدیگر ندارند، شرلی از دنیای آدمهای فرهیخته است و در مقابل، تونی مردی کمسواد به حساب میآید که دیدگاههای محدودی نسبت به جهان دارد. با این حال، در طول این سفر، یک دوستی نامتعارف میان آنها شکل میگیرد.
فیلم با الهام از داستان واقعی سفر جادهای دان شرلی (ملقب به دکتر شرلی)، پیانیست آفریقایی-آمریکایی مشهور دههی 50 و 60 میلادی، و رانندهی او تونی والانگا ساخته شده است و نژادپرستی در پسزمینهی جنوب آمریکا در دههی 60 میلادی را بررسی میکند. بازی ویگو مورتنسن در نقش تونی والانگا، از نقاط برجستهی فیلم است. او که از جنبهی سبک بازیگری، چندان هم از ماهرشالا علی دور نیست و معمولا زیرپوستی بازی میکند، اینجا شخصیتی را به تصویر میکشد که تعصبات اولیهاش -که بیشتر ناشی از جامعه است- در طول قصه تغییر پیدا میکند. و در نقطهی مقابل او، علی را داریم که پرستیژ و آسیبپذیری یک هنرمند سیاهپوست را به درستی ترسیم میکند. ترکیب مورتنسن و علی، به راستی یک ترکیب برنده است!
اگر احیانا نمیدانید، نام فیلم به کتابچه «راهنمای سفر مخصوص شهروندان آفریقایی-آمریکایی» در دوران اوج نژادپرستی در جنوب آمریکا اشاره دارد. فیلم از این بستر تاریخی، به مثابه چارچوبی نمادین استفاده میکند تا مشکلی که هنوز هم گریبانگیر آمریکا است را از زوایای تازهای بررسی کند. البته برخی از منتقدان به برداشت سادهی فیلم از نژادپرستی انتقاد کردند و این مقوله را پیچیدهتر میدانند؛ این نقدها و اینکه فیلم «شعارزده» توصیف میشود جای بحث دارد اما اینکه پیتر فارلی (فیلمساز) به موضوعاتی همچون دوستی، اهمیت تغییر نگرشهای اجتماعی، نژادپرستی و اتحاد پرداخته است را باید به فال نیک گرفت زیرا این مضامین تنها به جامعهی آمریکا خلاصه نمیشود. «کتاب سبز» ماهرشالا علی را صاحب دومین جایزهی اسکارش هم کرد.
6. مکانی آن سوی کاجها (The Place Beyond the Pines)

- سال اکران: 2012
- کارگردان: درک سیانفرنس
- سایر بازیگران: رایان گاسلینگ، بردلی کوپر، اوا مندس، ری لیوتا، بن مندلسون، رز بیرن، بروس گرینوود، هریس یولین
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 79 از 100
سینما همیشه بستری ایدهآل برای واکاوی پیامدهای اعمال انسانی بوده است، اما کمتر اثری را پیدا میکنید که توانسته باشد سنگینی انتخابهای ما را به قدرت «مکانی آن سوی کاجها» به تصویر بکشد. ساختهی درک سیانفرنس، در ظاهر تریلری جنایی دربارهی سرقت از بانک و فساد پلیس است اما در واقع باید آن را یک تراژدی مدرن آمریکایی دربارهی سرنوشت، مفهوم پدرانگی و سایههای گریزناپذیر گذشته بدانیم.
قصه با ساختاری چندلایه و اپیزودیک آغاز میشود و در پردهی اول، زندگی لوک (رایان گاسلینگ) را دنبال میکند؛ یک موتورسوار بدلکار که متوجه میشود از معشوقهی سابقش، رومینا (اوا مندس)، صاحب فرزند شده است. لوک برای تامین آیندهی پسرش و اثبات اینکه میتواند پدر خوبی باشد، در مسیری تاریک قدم میگذارد و به سرقت مسلحانه از بانکها روی میآورد. این تصمیمات خطرناک، او را خیلی زود در مسیر تقابل با ایوری کراس (بردلی کوپر) قرار میدهد؛ یک افسر پلیس تازهکار و جاهطلب که خود با بحرانهای اخلاقی و فساد ساختاری در ادارهی پلیس دستوپنجه نرم میکند. رویارویی این دو مرد، نقطهی عطفی است که دههها بعد، سرنوشت پسران نوجوانشان را نیز به یکدیگر گره میزند.
در میان این هیاهوی خشونت و تاوان، نمیتوان از حضور کوتاه اما مهم ماهرشالا علی در نقش کوفی، شریک زندگی جدید رومینا، غافل شد. در جهانی که شخصیتهای اصلی درگیر تصمیمات خودخواهانه هستند، کوفی تجسم ثبات، شرافت و بلوغ عاطفی است. علی با همان وقار همیشگیاش، مردی را به تصویر میکشد که بدون داشتن پیوند خونی، مسئولیت پدری را خالصانه میپذیرد و در برابر تحقیرها و تهدیدهای فیزیکی لوک، خویشتنداری میکند. علی در همان مدت کوتاه حضورش نشان میدهد که برای تسخیر قاب دوربین و انتقال حس به مخاطب، نیازی به زمان زیاد و دیالوگهای طولانی ندارد.
«مکانی آن سوی کاجها» ساختارهای رایج قصهگویی را کنار میگذارد تا مثل «مورد عجیب بنجامین باتن»، تاثیر بیرحمانهی گذر زمان را به بهترین شکل ممکن به رخ بکشد. درک سیانفرنس اینجا ما را در هزارتویی از دوراهیهای اخلاقی رها میکند؛ جایی که هیچکس کاملا مقصر یا کاملا بیگناه نیست.
5. آواز قو (Swan Song)

- سال اکران: 2021
- کارگردان: بنجامین کلیری
- سایر بازیگران: نائومی هریس، آکوافینا، گلن کلوز، آدام بیچ، لی شورتن، دکس ری
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.8 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 80 از 100
مرگ، پایان گریزناپذیر هستی انسان است اما چه میشد اگر میتوانستیم با فدا کردن هویت فردیمان، عزیزانمان را از رنج فقدان مصون نگه داریم؟ «آواز قو»، نخستین ساختهی بلند بنجامین کلیری، این پرسش فلسفی و اخلاقی را در مرکز یک درام خانوادگی قرار میدهد.
قصه در آیندهای نهچندان دور اتفاق میافتد و زندگی کامرون ترنر (ماهرشالا علی) را دنبال میکند؛ یک طراح موفق و پدری مهربان که متوجه میشود به یک بیماری لاعلاج مبتلا است و ماههای پایانی عمرش را سپری میکند. کامرون که پیش از این شاهد فروپاشی روانی همسر باردارش پاپی (نائومی هریس) در پی مرگ برادرش بوده، نمیتواند تحمل کند که خانوادهاش بار دیگر چنین اندوهی را تجربه کنند. در این میان، او با پیشنهاد وسوسهانگیزی از سوی دکتر اسکات (گلن کلوز) روبهرو میشود: اینکه به یک مرکز پیشرفتهی پزشکی برود تا یک نسخهی شبیهسازیشدهی کاملا بینقص از او بسازند که پس از مرگ کامرون، بدون اینکه کسی متوجه شود، جایگزین او در خانواده شود. اکنون کامرون در یک دوراهی دردناک گرفتار شده است؛ او باید بین سپری کردن روزهای آخر در کنار عزیزانش یا فدا کردن آخرین لحظات زندگیاش برای تضمین خوشبختی آنها، یکی را انتخاب کند.
این فیلم تنها بر نقشآفرینی خیرهکنندهی ماهرشالا علی استوار است. او اینجا وظیفهی دشوار جان بخشیدن به دو نسخهی متفاوت از یک انسان را برعهده دارد: کامرون اصلی که در حال پژمرده شدن به خاطر بیماری است و کپی تازهنفسی که تمام خاطرات او را دارد اما فاقد نقصهای جسمانی اوست. قدرت بازیگری ماهرشالا علی در این فیلم، نه در فریادها یا اکتهای برونگرایانه، بلکه در سکوتها و ریزترین تغییرات در زبان بدنش نهفته است. او به شکلی استادانه و زیرپوستی، وحشت از دست دادن هویت مردی را به تصویر میکشد که متوجه میشود جهان حتی بدون حضور واقعی او نیز میتواند به مسیر خود ادامه دهد.
«آواز قو» با وجود ریتم آرام و فضای مینیمالیستیاش، ذهن مخاطب را تا مدتها پس از تیتراژ پایانی درگیر نگه میدارد. بنجامین کلیری با پرهیز از قضاوتهای اخلاقی و ارائهی پاسخهای ساده، ما را در موقعیتی پیچیده قرار میدهد تا از خودمان بپرسیم که مرز میان فداکاری و خودخواهی کجاست.
4. کفشها (Kicks)

- سال اکران: 2016
- کارگردان: جاستین تیپینگ
- سایر بازیگران: جاکینگ گیلوری، سی.جی. والاس، کوفی سیریبوی، دانته کلارک، کریستوفر مییر، مالی شایکن
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 85 از 100=
در سینمای نوجوانانه، اشیای مادی معمولا نمادی برای جایگاه اجتماعی و پناهگاهی برای فرار از واقعیتهای تلخ زندگی هستند. مثل «بچههای آسمان» مجید مجیدی که دنیای چند کودک با «کفش» تعریف میشود. «کفشها» ساختهی تحسینبرانگیز جاستین تیپینگ هم به مسیر مشابهی میرود و نشان میدهد که چگونه یک جفت کفش کتانی میتواند برای یک نوجوان حاشیهنشین، به خط اتصال او با هویت، احترام و مردانگی تبدیل شود.
قصه در محلههای فقیرنشین کالیفرنیا اتفاق میافتد و زندگی براندون (جاکینگ گیلوری) را دنبال میکند؛ یک پسر 15 سالهی ریزجثه و درونگرا که به خاطر ظاهر ضعیفش مدام از سوی همسنوسالانش تحقیر میشود. براندون که رویای به دست آوردن احترام و دیده شدن را در سر دارد، تمام پساندازش را صرف خرید یک جفت کفش کتانی گرانقیمت «ایر جردن» میکند. با پوشیدن این کفشها، او برای لحظاتی کوتاه احساس قدرت و غرور میکند، اما این خوشحالی دوام چندانی ندارد؛ چون یک گانگستر خشن و بیرحم محلی به نام فلاکو (کوفی سیریبو) کفشها را به زور از پای او درمیآورد. براندون که احساس حقارت و خشم میکند، تصمیم میگیرد به جای تسلیم شدن، همراه با دو دوست صمیمیاش، ریکو (کریستوفر مایر) و آلبرت (کریستوفر جردن والاس)، وارد خیابانهای خطرناک اوکلند شود تا کفشهایش را پس بگیرد؛ سفری تاریک که آنها را با واقعیتهای هولناک دنیای بزرگسالان روبهرو میکند.
در این جهان پرآشوب، حضور ماهرشالا علی در نقش عمو مارلون، وزنهای عاطفی و اخلاقی به فیلم میبخشد. علی که نقش یک خلافکار سابقهدار را بازی میکند، اینجا موفق شده تا تجربهی یک خلافکار فقید از سالها زندگی در خیابان را به بهترین شکل به نمایش بگذارد. او ابتدا با بیتفاوتی و نصیحتهای گزندهاش سعی دارد براندون را از ادامهی این مسیر منصرف کند و به او بفهماند که یک جفت کفش؛ ارزش به خطر انداختن جان و ورود به بازی خونین خیابان را ندارد. این رفتاری است که انتظار داریم یک پدر رنجدیده نشان دهد؛ مردی که عشقش را با سختگیری نشان میدهد و به خوبی میداند که ورود به چرخهی خشونت، بازگشتی نخواهد داشت.
«کفشها» با ترکیب هوشمندانهی واقعگرایی و لحظات سورئال، تصویر قابل درکی از زندگی یک نوجوان کلافه و خسته با رویاهای بزرگ ارائه میدهد. جاستین تیپینگ به این مسئله میپردازد که چگونه فرهنگ مادیگرایی میتواند انسانها را به سمت نابودی سوق دهد و نوجوانی چه دورهی حساس و مهمی برای ماست و چه تاثیری بر آینده میگذارد.
3. ارقام پنهان (Hidden Figures)

- سال اکران: 2016
- کارگردان: تئودور ملفی
- سایر بازیگران: تراجی پی. هنسون، اکتاویا اسپنسر، جنل مونی، کوین کاستنر، کیرستن دانست، جیمز پارسونز
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.8 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 93 از 100
وقتی صحبت از «رقابت فضایی» دههی 60 میلادی و نبرد علمی میان ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی به میان میآید، معمولا اولین کسانی که در کانون توجه قرار میگیرند، فضانوردان و سیاستمداران هستند. اما «ارقام پنهان» دوربین خود را به سوی قهرمانانی میچرخاند که در سایه ماندند. این درام زندگینامهای، پرترهای الهامبخش از شجاعت و دلاوری زنانی است که در یکی از پرالتهابترین دورانهای تاریخ آمریکا، با نبوغ خود قواعد بازی را تغییر دادند.
قصه در دفاتر ناسا اتفاق میافتد و سرگذشت سه زن ریاضیدان آفریقایی-آمریکایی به نامهای کاترین جانسون (تراجی پی. هنسون)، دوروتی وان (اکتاویا اسپنسر) و ماری جکسون (جنل مونی) را دنبال میکند که با استفاده از مهارتهای ریاضی و هوش استثنایی خود کارهای بزرگی انجام میدهند. آنها در حالی که با چالشهای سیستماتیک دستوپنجه نرم میکنند، ماموریت مییابند تا در پروژهی تاریخی و پیچیدهی فرستادن فضانوردی به نام جان گلن به مدار زمینمرکزی نقشی کلیدی ایفا کنند.
کارهایی که این سه زن انجام دادند، از این جهت حائز اهمیت است که آنها در روزهایی زندگی میکردند که نژادپرستی و تبعیض جنسی شرایط را برای زنان سیاهپوست به شدت سخت کرده بود. با این حال، آنها از همهی موانع عبور و نبوغ خود را به همگان اثبات میکنند. «ارقام پنهان» تنها دربارهی استعداد نیست، بلکه مبارزه با احتمالات را به تصویر میکشد، همهچیز علیه قهرمانان قصه است اما آنها کوتاه نمیآیند تا نشان دهند که اهمیت دارند و میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند.
ماهرشالا علی در فیلم نقش جیم جانسون را بازی میکند؛ مردی که به تدریج شیفتهی کاترین میشود. با اینکه تمرکز قصه روی سه قهرمان اصلی است، اما علی اینجا هم از فرصت کوتاه خود بهترین استفاده را میبرد و تصویری متفاوت از مردانگی در آن برهه تاریخی ارائه میدهد. جیم در ابتدا با پیشفرضهای سنتی دربارهی جایگاه و شغل زنان درگیر است، اما خیلی زود با درک نبوغ کاترین، به حامی اصلی او تبدیل میشود.
2. مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی (Spider-Man: Into the Spider-Verse)

- سال اکران: 2018
- کارگردان: باب پرسیچتی، پیتر رمزی، رودنی روثمن
- سایر بازیگران: شامیک مور، لیو شرایبر، برایان تایری هنری، جیک جانسون، هیلی استاینفلد، لیلی تاملین، نیکولاس کیج
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 97 از 100
«مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی» انیمیشن ساختارشکنی است که شاید نیازی به معرفی نداشته باشد. این ساختهی باب پرسیچتی، پیتر رمزی و رودنی روثمن، نه تنها یک نامهی عاشقانهی تمامعیار به کتابهای مصور است، بلکه به ما یادآوری میکند که مدیوم انیمیشن تنها برای خلق جهانهای خیالی نیست، بلکه میتواند مرزهای داستانگویی بصری را جابهجا کند.
قصه در جهانی موازی اتفاق میافتد و زندگی مایلز مورالز (شامیک مور) را دنبال میکند؛ یک نوجوان سیاهپوست که درگیر انتظارات بالای والدینش و تطبیق یافتن با یک مدرسهی نخبگان است. پس از گزیده شدن توسط یک عنکبوت، مایلز تواناییهای عجیبی به دست میآورد و ناگهان خود را در میانهی یک توطئهی بزرگ میبیند. زمانی که شرور بیرحم شهر، کینگپین (لیو شرایبر)، دستگاهی را برای باز کردن پورتالهایی به جهانهای موازی روشن میکند، تعادل واقعیت به هم میریزد. در این میان، مایلز با نسخههای متفاوتی از مرد عنکبوتی از دنیاهای دیگر آشنا میشود، از جمله یک پیتر پارکرِ (جیک جانسون) پا به سن گذاشته، و گوئن استیسی (هیلی استاینفلد). آنها باید پیش از فروپاشی کامل جهانِ مایلز، کینگپین را متوقف کنند و به دنیاهای خود بازگردند.
ماهرشالا علی در فیلم، صداپیشگی نقش عمو آرون را برعهده دارد. او با صداپیشگی گرم خود، عمق مناسبی به آرون بخشیده است؛ مردی که از یک سو تنها پناهگاه امن و حامی مایلز در برابر فشارهای سختگیرانهی خانواده است، و از سوی دیگر در تاریکی شب، به ضدقهرمانی به نام پرولر تبدیل میشود. قدرت اجرای ماهرشالا علی در این است که بدون نیاز به حضور فیزیکی، دوگانگی پرولر را به نمایش میگذارد؛ کسی که میان عشق بیقیدوشرط به برادرزادهاش و وفاداری به یک سندیکای جنایتکار گرفتار شده است.
«به درون دنیای عنکبوتی» به دلیل سبک بصری نزدیکش به کتابهای کمیک، چالشهای فنی بسیاری ایجاد کرد و بیش از 140 انیماتور به مدت چهار سال روی آن کار کردند تا این شاهکار سینمایی را خلق کنند. اما فراتر از تکنولوژیهای پیشرفته، برگ برندهی این انیمیشن، درونمایه و مفاهیم قصهاش است. فیلم داستان جستجو برای هویت است و به ما میگوید قهرمان بودن یعنی ضعف داشتن و کنار آمدن با آن و پذیرفتن خود.
1. مهتاب (Moonlight)

- سال اکران: 2016
- کارگردان: بری جنکینز
- سایر بازیگران: تراوانته رودز، اندره هلند، جنل مونی، نائومی هریس، اشتون ساندرس، جرل جروم، الکس هیبرت
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 98 از 100
هر ساله فیلمهای متعددی با محوریت بلوغ تولید میشود اما کمتر اثری ظرافت و شاعرانگی «مهتاب» را دارد. این ساختهی بری جنکینز، فقط یک درام اجتماعی درباره فقر نیست، بلکه به ما نشان میدهد که محیط تا چه اندازه بر ما تاثیر میگذارد و میتواند سرنوشت ما را تعیین کند.
قصه در محلههای فقیرنشین میامی اتفاق میافتد و زندگی یک پسر سیاهپوست به نام شایرون را در سه مقطع حساس از زندگیاش (کودکی، نوجوانی و جوانی) دنبال میکند. شایرون در کودکی پسربچهای منزوی، کوچک و کمحرف است که از یک سو با قلدری و آزار همسنوسالانش دستوپنجه نرم میکند و از سوی دیگر با بیتوجهیها و بحران اعتیاد ویرانگر مادرش، پائولا (نائومی هریس) روبهروست. در این روزهای سخت، شایرون پناهگاه غیرمنتظرهای را در آشنایی با یک مرد محلی پیدا میکند؛ رابطهای که به او کمک میکند تا در هزارتوی پیچیدهی کشف تمایلات درونیاش و فشارهای ناشی از تعاریف سنتی مردانگی در جامعهی سیاهپوستان، مسیر خود را برای زنده ماندن پیدا کند.
با اینکه حضور فیزیکی ماهرشالا علی در نقش «خوان» تنها به پردهی اول فیلم محدود میشود، اما سایهی سنگین و حمایتگر او را تا آخرین لحظات قصه بر سر شایرون احساس میکنید؛ نقشآفرینی خیرهکنندهای که نخستین جایزهی اسکار را سزاوارانه برای او به ارمغان آورد. علی با شکستن کلیشههای مرسوم یک خلافکار خیابانی، به این شخصیت شفقت و خردی عمیق میبخشد. او یکی از عناصر عاطفی کلیدی فیلم است؛ مردی که با وجود آگاهی از تضادهای اخلاقی شغلش، با آرامشی ذاتی و نگاههایی پرمهر، تنها سنگر امن زندگی شایرون را میسازد.
«مهتاب» یک تجربهی حسی و بصری ویژه است؛ بری جنکینز موفق میشود تا ما را به درون ذهن آشفتهی قهرمانش ببرد. جنکینز همچنین به جای استفاده از دیالوگهای شعاری، بیشتر حرفهایش را به واسطهی تصاویر میزند و این بیتردید بهترین ساختهی او تا به امروز است. فیلم البته به دلیل بعضی محتواها، ممکن است برای همهی سلیقهها مناسب نباشد و بهتر است این نکته را هم در نظر بگیرید؛ با این حال اگر قرار است درباره بهترین فیلمهای ماهرشالا علی صحبت کنیم، برجستهترین نقشآفرینی او را در «مهتاب» پیدا میکنید.
منبع: collider, دیجیکالا مگ



