بهترین مینیسریالهای عاشقانه؛ از «غرور و تعصب» تا «فلیبگ»
عاشقانههای خوب فقط درباره این نیستند که چه کسی عاشق چه کسی میشود. جذابیت واقعی از جایی آغاز میشود که میان دو نفر چیزی شکل میگیرد و زندگی، با تمام پیچیدگیهایش، سر راه آن قرار میگیرد. گاهی فاصله، طبقه اجتماعی یا خانواده مانع میشود؛ گاهی ترس و تردید و گاهی هم خودِ زمان. به همین دلیل است که بعضی داستانهای عاشقانه، حتی وقتی پایانشان را میدانیم، همچنان تماشایی میمانند؛ چون مسئله فقط دانستن سرانجام رابطه نیست، بلکه دیدن مسیری است که دو نفر برای رسیدن به آن طی میکنند.
مینیسریال برای چنین داستانهایی یک مزیت مهم دارد: زمان محدود، اما کافی. یک عاشقانه برای باورپذیر شدن به فرصت نیاز دارد؛ باید بتوانیم شخصیتها را بشناسیم، کشش میان آنها را ببینیم، تغییر رابطهشان را دنبال کنیم و بفهمیم چه چیزی آنها را به هم نزدیک یا از هم دور میکند. در عین حال، این مسیر نباید آنقدر طولانی شود که رابطه در مجموعهای از موانع تکراری و جداییهای مصنوعی گرفتار شود. بهترین مینیسریالهای عاشقانه درست در همین نقطه تعادل قرار میگیرند؛ آنقدر میمانند که بتوانیم به یک رابطه دل ببندیم و پیش از آنکه قصه فرسوده شود، تمامش میکنند.
به همین دلیل، عاشقانههای این قالب فقط به داستانهای کلاسیک رسیدن دو نفر به یکدیگر محدود نمیشوند. یک مینیسریال عاشقانه میتواند درباره عشقی باشد که در برابر قواعد اجتماعی شکل میگیرد، رابطهای که سالها طول میکشد تا معنای واقعی خود را پیدا کند، دو نفری که یکدیگر را دوست دارند اما زمان مناسبی برای با هم بودن ندارند، یا زوجی که بعد از رسیدن به یکدیگر تازه با دشواریهای واقعی زندگی روبهرو میشوند. گاهی هم عشق در مرکز قصه نیست، اما آنقدر با تنهایی، خانواده، جاهطلبی، مذهب یا سیاست گره خورده که نمیتوان داستان را بدون آن تصور کرد.
فهرست پیش رو تلاش میکند همین گستره را در ۲۱ عنوان نشان دهد؛ از اقتباسهای ماندگار ادبی مانند «غرور و تعصب»، «جین ایر» و «عقل و احساس» گرفته تا عاشقانههای معاصری چون «مردم معمولی»، «یک روز» و «همراهان همیشگی». در میان آنها هم داستانهای تاریخی و پرکشمکش پیدا میشود، هم رابطههای پیچیده و واقعگرایانه، و هم آثاری که تعریف معمول ما از یک عاشقانه تلویزیونی را کنار میگذارند.
معیار انتخاب هم تنها محبوبیت یا امتیاز مخاطبان نبوده است. بلکه ماندگاری، استقبال منتقدان، جوایز، کیفیت اقتباس و مهمتر از همه، توانایی هر اثر در ساختن رابطهای باورپذیر و بهیادماندنی، در برگزیدن این ۲۱ عنوان نقش داشتهاند. بعضی از این آثار از همان زمان پخش به موفقیت رسیدند و بعضی دیگر با گذشت سالها جایگاه خود را پیدا کردند؛ اما همه آنها یک دلیل مشترک برای حضور در این فهرست دارند: وقتی قسمت آخرشان تمام میشود، هنوز چیزی از رابطهای که تماشا کردهایم در ذهنمان باقی مانده است.
پس اگر به دنبال بهترین مینیسریالهای عاشقانه خارجی هستید، این فهرست میتواند از عاشقانههای کلاسیک و تاریخی تا روایتهای مدرن و متفاوت، انتخابهای متنوعی پیش رویتان بگذارد؛ آثاری برای چند ساعت تماشا، و احتمالا سالها بهخاطر سپردن.
۱. غرور و تعصب (Pride and Prejudice)

- سال پخش: ۱۹۹۵
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۶
- کارگردان: سایمون لنگتون
- بازیگران: کالین فرث، جنیفر ایلی، آلیسون استیدمن، سوزانا هارکر
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۸.۸ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۸۸ از ۱۰۰
اگر قرار باشد فقط چند اقتباس تلویزیونی را بهعنوان نمونههای ماندگار در تاریخ عاشقانههای تلویزیونی نام ببریم، «غرور و تعصب» ۱۹۹۵ احتمالا یکی از نخستین انتخابها خواهد بود. مینیسریال ششقسمتی بیبیسی، با اقتباس اندرو دیویس از رمان مشهور جین آستن، داستان الیزابت بنت و آقای دارسی را با همان چیزی به تصویر میکشد که هسته اصلی رمان است: کشمکش میان غرور، پیشداوری و احساسی که بهتدریج راه خود را از میان این موانع پیدا میکند.
بخش مهمی از ماندگاری سریال به بازی جنیفر ایلی و کالین فرث برمیگردد؛ دو بازیگری که رابطه الیزابت و دارسی را نه با یک عاشقانه شتابزده، بلکه با نگاهها، سکوتها و تغییر تدریجی نگرش شخصیتها پیش میبرند. همین رویکرد باعث شده رابطه این دو، حتی سه دهه بعد از پخش سریال، همچنان یکی از زوجهای شاخص اقتباسهای عاشقانه تلویزیونی باشد.
«غرور و تعصب» در زمان خود نیز با استقبال و تحسین قابلتوجهی روبهرو شد و در مجموع ۹ جایزه و ۱۴ نامزدی به دست آورد؛ از جمله جایزه بفتا برای بهترین بازیگر زن که به جنیفر ایلی رسید و جایزه امی برای طراحی لباس. راز جاودانگی سریال اما فقط به جوایزش محدود نمیشود. اقتباس ۱۹۹۵ هنوز یکی از معیارهای مقایسه برای نسخههای بعدی «غرور و تعصب» و یکی از انتخابهای اصلی علاقهمندان به عاشقانههای تاریخی و اقتباسهای ادبی است.
۲. مردم معمولی (Normal People)

- سال پخش: ۲۰۲۰
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۱۲
- کارگردان: آلیس برچ
- بازیگران: پل مسکال، دیزی ادگار جونز، دزموند ایستوود، سارا گرین
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۸.۴ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۹۱ از ۱۰۰
دومین عنوان از فهرست بهترین مینیسریالهای عاشقانه «مردم معمولی» است. «مردم معمولی» یکی از آن عاشقانههایی است که به جای ساختن تصویری رویایی از رابطه، پیچیدگیهای آن را جدی میگیرد. داستان ماریان و کانل از دوران مدرسه آغاز میشود و در سالهای بعد ادامه پیدا میکند؛ اما چیزی که این رابطه را متفاوت میکند، مجموعهای از احساسات ناگفته، فاصلههای اجتماعی و ناتوانی شخصیتها در برقراری ارتباط درست با یکدیگر است.
اقتباس تلویزیونی از رمان سالی رونی در سال ۲۰۲۰ به یکی از پدیدههای مهم تلویزیونی تبدیل شد و بازی پل مسکال و دیزی ادگار جونز تحسین گستردهای به همراه داشت. سریال نامزد چندین جایزه امی شد و برای پل مسکال سکوی پرتابی جدی در سینما و تلویزیون بود. «مردم معمولی» نمونه خوبی از این است که یک عاشقانه میتواند بدون تکیه بر کلیشههای مرسوم، عمیقا احساسی و تماشایی باشد.
۳. یک روز (One Day)

- سال پخش: ۲۰۲۴
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۱۴
- کارگردان: نیکول تیلور
- بازیگران: امبیکا مود، لئو وودال، امبر گریپی
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۸.۰ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۹۲ از ۱۰۰
«یک روز» یکی از موفقترین عاشقانههای تلویزیونی سالهای اخیر است؛ سریالی که داستان اما و دکستر را در طول سالهای مختلف زندگیشان دنبال میکند. هر قسمت به مقطعی از زندگی آنها سر میزند و همین ساختار باعث میشود رابطهای که میان این دو شکل گرفته، در گذر زمان معنا و عمق بیشتری پیدا کند.
امبیکا مود و لئو وودال در نقش دو شخصیت اصلی، یکی از نقاط قوت مهم سریال هستند و شیمی میان آنها باعث شد اقتباس نتفلیکس از رمان دیوید نیکولز خیلی زود مورد توجه قرار بگیرد. «یک روز» در میان منتقدان و مخاطبان با استقبال بسیار خوبی روبهرو شد و نامزد چندین جایزه مهم از جمله امی شد. این مجموعه همچنین نمونهای موفق از اقتباس دوباره یک داستان شناختهشده برای نسل جدید است؛ اقتباسی که هرچند از فیلم خاطرهانگیز و زیبای «یک روز» با بازی آن هاتاوی و جیم استرجس است، اما توانسته هویت مستقل خودش را پیدا کند.
۴. شمال و جنوب (North & South)

- سال پخش: ۲۰۰۴
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۴
- کارگردان: برایان پرسیوال
- بازیگران: دنیلا دنبی-اش، ریچارد آرمیتاژ، سینید کیوسک، برندن کویل
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۸.۵ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۹۱ از ۱۰۰
«شمال و جنوب» یکی دیگر از بهترین مینیسریالهای عاشقانه است که شهرتش بیش از هر چیز از محبوبیت ماندگار میان تماشاگران آمده است. این اقتباس از رمان الیزابت گسکل، مارگارت هیل را از محیط آرام جنوب انگلستان به شهری صنعتی در شمال میبرد؛ جایی که او با جان تورنتون، کارخانهداری سختگیر و بلندپرواز، آشنا میشود.
عاشقانه اصلی سریال در میان اختلاف طبقاتی، تغییرات صنعتی و تنشهای اجتماعی شکل میگیرد و همین زمینه تاریخی به رابطه شخصیتها عمق بیشتری میدهد. ریچارد آرمیتاژ با نقش جان تورنتون به یکی از چهرههای محبوب عاشقانههای تاریخی تبدیل شد و «شمال و جنوب» با وجود تنها چهار قسمت، هنوز یکی از پیشنهادهای ثابت طرفداران این ژانر است.
۵. همراهان همیشگی (Fellow Travelers)

- سال پخش: ۲۰۲۳
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۸
- کارگردان: ران نیسوانر
- بازیگران: مت بومر، جاناتان بیلی، جلانی آلادین
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۸.۲ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۹۰ از ۱۰۰
«همراهان همیشگی» یکی از مهمترین عاشقانههای تلویزیونی سالهای اخیر است؛ رابطهای که از دهه ۱۹۵۰ آغاز میشود و در طول چند دهه با تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی آمریکا ادامه پیدا میکند. سریال عشق میان دو شخصیت اصلی را از تاریخ جدا نمیکند و نشان میدهد فشارهای اجتماعی و سیاسی چگونه میتوانند حتی خصوصیترین بخشهای زندگی آدمها را تحت تأثیر قرار دهند.
مت بومر و جاناتان بیلی در نقشهای اصلی، رابطهای چندلایه و پیچیده را شکل دادهاند و بازی هر دو با تحسین بسیاری روبهرو شد. «همراهان همیشگی» علاوه بر دریافت چندین جایزه و نامزدی مهم، یکی از نمونههای موفق درامهای عاشقانه در تلویزیون معاصر محسوب میشود.
۶. فلیبگ (Fleabag)

- سال پخش: ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹
- تعداد فصلها: ۲
- تعداد اپیزودها: ۱۲
- کارگردان: فیبی والر-بریج
- بازیگران: فیبی والر-بریج، اندرو اسکات، اولیویا کلمن، سیان کلیفورد
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۸.۷ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۱۰۰ از ۱۰۰
«فلیبگ» از نظر فنی مینیسریال نیست و در دو فصل ساخته شده، اما وقتی صحبت از عاشقانههای کوتاه و اثرگذار تلویزیونی به میان میآید، حذف این سریال متفاوت و دوستداشتنی، واقعا دشوار است. سریال در ظاهر یک کمدی سیاه درباره زندگی آشفته زنی جوان است، اما «فلیبگ» در فصل دوم به رابطهای میرسد که به یکی از محبوبترین و ماندگارترین عاشقانههای تلویزیون معاصر تبدیل شده و شیمی قوی میان والر-بریج و اسکات نیز یکی از نقاط برجسته و چشمگیر آن است.
فیبی والر-بریج در کنار بازی در نقش اصلی، نویسندگی سریال را نیز بر عهده داشته و توانسته کمدی، سوگ، تنهایی و عشق را در روایتی کاملا شخصی کنار هم قرار دهد. «فلیبگ» جوایز مهمی از جمله امی و گلدن گلوب را به دست آورد و فصل دوم آن با تحسین گسترده منتقدان روبهرو شد. اندرو اسکات نیز با حضور در نقش کشیش، یکی از بهیادماندنیترین شخصیتهای عاشقانه سالهای اخیر تلویزیون را خلق کرد.
۷. صحنههایی از یک ازدواج (Scenes from a Marriage)

- سال پخش: ۲۰۲۱
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۵
- کارگردان: هاگای لیوای
- بازیگران: اسکار آیزاک، جسیکا چستین، نیکول بهاری
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۸.۱ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۸۳ از ۱۰۰
«صحنههایی از یک ازدواج» مینیسریالی درام، محصول «اچبیاو» با نقشآفرینی اسکار آیزاک و جسیکا چستین است. این مینیسریال، بازسازی فیلمی با همین نام اثر کارگردان شهیر و صاحبسبک اینگمار برگمان سوئدی است. اینگمار برگمان در «صحنههایی از یک ازدواج» به سراغ وجهی از عشق میرود که معمولا در داستانهای عاشقانه کمتر دیده میشود: زندگی بعد از شکل گرفتن رابطه. در نسخه بازسازی شده هاگای لیوای نیز موضوعاتی مانند عشق، نفرت، تمایل، تکهمسری، ازدواج و طلاق، اینبار از زاویهای نو و از دریچهی رابطهی یک زوج مدرن آمریکایی بررسی میشود.
هر دو بازیگر زن و مرد این سریال کوتاه توانستند موفقیتهایی برای بازی در این سریال را کسب کنند که مهمترین آنها گلدن گلوب بود که هر دو کاندیدای بهترین بازیگر زن و مرد در بخش سریالهای کوتاه و فیلمهای تلویزیونی شدند. سریال «صحنههایی از یک ازدواج»، نمونهای خوشساخت برای به نمایش گذاشتن احساسات یک زوج و چالشهای رابطه آنها است.
۸. باری دیگر به برایـدزهد (Brideshead Revisited)
- سال پخش: ۱۹۸۱
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۱۱
- کارگردان: چارلز استاریج
- بازیگران: جرمی آیرونز، آنتونی اندروز، دایانا کوییک، کلر بلوم
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۸.۵ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۸۳ از ۱۰۰
«باری دیگر به برایـدزهد» یکی از مهمترین اقتباسهای تلویزیونی ادبیات بریتانیاست. سریال بر اساس رمان ایولین وو ساخته شده و زندگی چارلز رایدر را در ارتباط با خانوادهای اشرافی دنبال میکند؛ خانوادهای که دوستیها و دلبستگیهایش مسیر زندگی او را تغییر میدهند.
جرمی آیرونز با این مجموعه به شهرت گستردهتری رسید و سریال در زمان پخش با استقبال منتقدان و مخاطبان روبهرو شد. «باری دیگر به برایـدزهد» تنها یک عاشقانه تاریخی نیست؛ روابط عاطفی، دوستی، طبقه اجتماعی و مذهب در آن در هم تنیدهاند و همین چندلایگی باعث شده اثر پس از گذشت چند دهه همچنان جایگاه خود را حفظ کند.
در سال ۲۰۰۰ میلادی، بنیاد فیلم بریتانیا فهرستی از ۱۰۰ برنامه تلویزیونی برتر را بر اساس آرای دستاندرکاران و هنرمندان حرفهای این صنعت منتشر کرد که این سریال در رتبه دهم آن قرار گرفت. همچنین مجله تایم نیز در سال ۲۰۰۷، آن را به عنوان یکی از برترین سریالهای تلویزیونی تمامی دوران برگزید و در سال ۲۰۱۰ میلادی، روزنامه گاردین آن را در فهرست ۵۰ سریال برتر قرار داد. روزنامه دیلی تلگراف هم در سال ۲۰۱۵ میلادی، آن را در رده ۱ از فهرست بهترین اقتباسهای تلویزیونی قرار داد و دربارهاش نوشت: «بدون هیچ تردیدی، «باری دیگر برایدزهد»، بهترین اقتباس ادبی تلویزیون است. اقتباسی که کاملا به رمان اصلی «اولین وو» وفادار است و در عین حال، چیزی بیش از آن کتاب هم هست.»
۹. جین ایر (Jane Eyre)

- سال پخش: ۲۰۰۶
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۴
- کارگردان: سوزانا وایت
- بازیگران: روت ویلسون، توبی استیونز، لورین اشبورن، پام فریس
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۸.۳ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۹۱ از ۱۰۰
رمان مشهور و خواندنی شارلوت برونته بارها به سینما و تلویزیون راه پیدا کرده، اما اقتباس چهارقسمتی بیبیسی یکی از نسخههایی است که توانسته فضای تاریک و عاشقانه اثر اصلی را بهخوبی حفظ کند. داستان جین، دختری یتیم که بهعنوان معلم سرخانه وارد خانهای بزرگ میشود، با رابطه پیچیده او با ادوارد روچستر صاحب ثروتمند خانه پیوند میخورد.
روت ویلسون و توبی استیونز در نقشهای اصلی، رابطهای پرتنش و باورپذیر را شکل دادهاند و سریال از نظر فضاسازی نیز یکی از اقتباسهای موفق آثار کلاسیک ادبی به شمار میرود. این مجموعه برای علاقهمندان به عاشقانههای تاریخی، بهخصوص کسانی که از «غرور و تعصب» و «شمال و جنوب» لذت بردهاند، انتخابی طبیعی و پیشنهادی وسوسهکننده است.
۱۰. انگشتر (Fingersmith)

- سال پخش: ۲۰۰۵
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۳
- کارگردان: ازلیش والش
- بازیگران: الین کسیدی، سالی هاوکینز، ایملدا استانتون، روپرت ایوانز
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۷.۸ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۹۲ از ۱۰۰
«انگشتر» یکی از آن آثار ارزشمندی است که شاید نامش به اندازه کیفیتش شنیده نشده باشد. این مینیسریال سه قسمتی بر اساس رمان سارا واترز ساخته شده و در انگلستان ویکتوریایی، داستان دختری جوان را دنبال میکند که درگیر نقشهای برای تصاحب ثروت یک وارث میشود.
اما داستان خیلی زود از یک ماجرای سرقت و فریب فراتر میرود و رابطه میان شخصیتهای اصلی، به مرکز عاطفی قصه تبدیل میشود. ترکیب عاشقانه، درام تاریخی، تعلیق و فضای گوتیک، «انگشتر» را از بسیاری از عاشقانههای مرسوم جدا میکند و برای مخاطبی که دنبال اثری متفاوت و کمتر تکرارشده است، این مجموعه یکی از بهترین انتخابهای فهرست محسوب میشود. «انگشتر» همچنین در سال ۲۰۰۶ نامزد دریافت جایزه بفتا (BAFTA) برای بهترین سریال درام بود.
۱۱. از آغاز (From Scratch)

- سال پخش: ۲۰۲۲
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۸
- کارگردان: آتیکا لاک، تمبی لاک
- بازیگران: زوئی سالدانا، اوجنیو ماستراندرئا، دنیل ددوایلر
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۷.۹ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۸۶ از ۱۰۰
«از صفر» عاشقانهای است که از یک آشنایی در ایتالیا شروع میشود و خیلی زود دامنه داستانش را به خانواده، فرهنگ، مهاجرت و فراز و نشیبهای زندگی مشترک گسترش میدهد. این مجموعه بر اساس خاطرات تمبی لاک ساخته شده و همین ریشه شخصی، به رابطه شخصیتهای اصلی حالوهوایی صمیمیتر داده است.
زوئی سالدانا در یکی از نقشهای متفاوت کارنامهاش ظاهر شده و سریال توانسته در کنار فضای عاشقانه، به موضوعاتی مانند تفاوت فرهنگی و پیوند میان خانوادهها نیز بپردازد. «از صفر» برای کسانی که دنبال یک عاشقانه احساسی و نسبتا جمعوجور هستند، گزینهای مناسب است و در لیست بهترین مینیسریالهای عاشقانه نیز جایگاه ویژهای دارد.
۱۲. ملکه شارلوت (Queen Charlotte: A Bridgerton Story)

- سال پخش: ۲۰۲۳
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۶
- کارگردان: شوندا رایمز
- بازیگران: ایندیا آمارتئیفیو، کوری میلکریست، گلدی روشنول، جیمز فلیت
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۷.۶ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۹۴ از ۱۰۰
«ملکه شارلوت» از دل جهان «بریجرتون» بیرون آمده، اما برای تماشای آن لازم نیست حتما با تمام جزئیات آن مجموعه آشنا باشید. این مینیسریال شش قسمتی به جوانی ملکه شارلوت و ازدواج او با جورج سوم میپردازد و رابطه این دو را در میان مسائل شخصی، قدرت و تغییرات اجتماعی روایت میکند و اسپینآف پیشدرآمد مجموعه «بریجرتون» است که در ۶ قسمت حدودا یک ساعته منتشر شد.
شوندا رایمز در این مجموعه، فضای عاشقانه تاریخی را با ملودرام و درام اجتماعی ترکیب کرده است. سریال از سوی منتقدان با استقبال بسیار خوبی مواجه شد و در کنار موفقیت مخاطبان، جوایز و نامزدیهای متعددی به دست آورد. «ملکه شارلوت» برای علاقهمندان به عاشقانههای تاریخی پرزرقوبرق و تولیدات پرهزینه دوره استریم، یکی از گزینههای جذاب سالهای اخیر است.
۱۳. زنان و دختران (Wives and Daughters)

- سال پخش: ۱۹۹۹
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۱۰
- کارگردان: نیکلاس رنتون
- بازیگران: فرانچسکا آنیس، جاستین وادل، کیلی هاوز، مایکل گمبون
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۸.۱ از ۱۰
«زنان و دختران» از آن عاشقانههای کلاسیک بریتانیایی است که بیش از آنکه برای رسیدن سریع به نقطه اوج عجله کند، شخصیتهایش را آرامآرام میسازد. این اقتباس از رمان ناتمام الیزابت گسکل، زندگی مولی گیبسون را در میان تغییرات خانوادگی، روابط اجتماعی و احساسات تازه دنبال میکند.
فضای اجتماعی قرن نوزدهم، جزئیات روابط خانوادگی و توجه به شخصیتپردازی باعث شده این سریال تاریخی عاشقانه نزد علاقهمندان اقتباسهای ادبی جایگاه ویژهای داشته باشد. «زنان و دختران» شاید به اندازه «غرور و تعصب» شناختهشده نباشد، اما برای کسانی که به دنبال یک عاشقانه کلاسیک کمتر دیدهشده هستند، انتخابی ارزشمند است.
۱۴. عقل و احساس (Sense and Sensibility)

- سال پخش: ۲۰۰۸
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۳
- کارگردان: جان الکساندر
- بازیگران: هتی موراهان، چریتی ویکفیلد، دیوید موریسی، دومینیک کوپر
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۸.۰ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۹۱ از ۱۰۰
«عقل و احساس» یکی دیگر از اقتباسهای تلویزیونی مهم از آثار جین آستن است. داستان دو خواهر، الینور و ماریان داشوود، در مرکز مجموعه قرار دارد؛ دو خواهری که نگاهشان به عشق، احساس و تصمیمگیری تفاوت زیادی دارد.
فیلمنامه اندرو دیویس تلاش میکند ضمن حفظ روح رمان، روایت را برای قالب تلویزیونی گسترش دهد. نتیجه، مینیسریالی است که هم فضای آشنای آثار آستن را دارد و هم به روابط عاطفی و تفاوتهای شخصیتی دو خواهر توجه میکند. این اثر برای علاقهمندان به «غرور و تعصب» و دیگر اقتباسهای کلاسیک، گزینهای قابل اتکاست.
۱۵. میلدرد پیرس (Mildred Pierce)

- سال پخش: ۲۰۱۱
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۵
- کارگردان: تاد هینز
- بازیگران: کیت وینسلت، اوان ریچل وود، گای پیرس، ملیسا لئو
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۷.۶ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۸۱ از ۱۰۰
«میلدرد پیرس» شاید در نگاه اول انتخابی متفاوت برای فهرست عاشقانهها باشد، چون داستانش بسیار فراتر از یک رابطه عاطفی پیش میرود. تاد هینز در این مینیسریال پنج قسمتی، زندگی زنی را در دوران رکود بزرگ آمریکا دنبال میکند که تلاش دارد استقلال مالی و جایگاه اجتماعی خود را به دست بیاورد.
کیت وینسلت برای بازی در نقش اصلی یکی از مهمترین موفقیتهای کارنامه تلویزیونیاش را تجربه کرد و جوایز امی و گلدن گلوب را به دست آورد. حضور گای پیرس و اوان ریچل وود نیز به پیچیدگی روابط شخصیتها اضافه میکند. «میلدرد پیرس» در نهایت بیشتر یک درام خانوادگی و شخصیتی است که رگههای عاشقانه پررنگی دارد، اما کیفیت ساخت و کارنامه جوایزش حضور آن را در این فهرست توجیه میکند.
۱۶. پرندگان خارزار (The Thorn Birds)

- سال پخش: ۱۹۸۳
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۴
- کارگردان: داریل دوک
- بازیگران: ریچارد چمبرلین، ریچل وارد، کریستوفر پلامر، باربارا استانویک
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۷.۹ از ۱۰
«پرندگان خارزار» یکی از بزرگترین موفقیتهای تلویزیونی دهه ۱۹۸۰ و نمونهای کلاسیک از عاشقانههای حماسی است. این مینیسریال چهار قسمتی که بر اساس رمان کولین مککالو ساخته شده، رابطه شخصیتهای اصلی را در استرالیا و در گذر سالهای طولانی دنبال میکند. داستان آن در اوایل قرن بیستم میگذرد و عشق ممنوعه و پرفراز و نشیب میان مگی کلری و کشیش رالف دِ بریکاسارت را در طول چندین دهه روایت میکند.
این مینیسریال هنگام پخش به یک پدیده تلویزیونی تبدیل شد و با دریافت جوایز متعدد، از جمله چند جایزه امی، جایگاه خود را در تاریخ تلویزیون تثبیت کرد. ریچارد چمبرلین و ریچل وارد نیز با نقشآفرینی در این اثر به چهرههای شناختهشده عاشقانههای تلویزیونی تبدیل شدند. پس چنانچه از عاشقانههای پرتنش و حماسی لذت میبرید، «پرندگان خارزار» از بهترین مینیسریالهای عاشقانه این مقاله است که هنوز هم ارزش کشف و تماشا دارد.
۱۷. اوج مخملی (Tipping the Velvet)

- سال پخش: ۲۰۲۰
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۳
- کارگردان: جفری ساکس
- بازیگران: ریچل استرلینگ، کیلی هاوز، آنا چنسلر، جودی می
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۷.۷ از ۱۰
«اوج مخملی» یکی دیگر از آثار کمتر دیدهشده این فهرست است که بر اساس رمانی از سارا واترز ساخته شده. داستان نان آستلی را در انگلستان ویکتوریایی دنبال میکند؛ دختری جوان که ورودش به دنیای تئاتر و لندن، زندگی و نگاهش به عشق و هویت را تغییر میدهد.
این مجموعه سه قسمتی، فضای تاریخی را با یک عاشقانه کوییر و داستانی درباره استقلال فردی ترکیب میکند. «لبه مخمل» شاید از نظر میزان شهرت با آثار کلاسیکتر این فهرست قابل مقایسه نباشد، اما از نظر تنوع موضوعی و جایگاهش در میان درامهای عاشقانه بریتانیا، انتخاب مهمی است.
۱۸. پرنسس سفید (The White Princess)
- سال پخش: ۲۰۱۷
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۸
- کارگردان: اما فراست
- بازیگران: جودی کومر، جیکوب کالینز-لوی، ربکا بنسون، میشل فیرلی
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۷.۵ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۷۵ از ۱۰۰
«پرنسس سفید» یا «شاهدخت سفید» بر اساس رمان پرفروش «شاهدخت سفید» اثر فیلیپا گریگوری ساخته شده و دنبالهای مستقیم برای مینیسریال معروف «The White Queen» یا «ملکه سفید» به شمار میرود. عاشقانهای تاریخی است که رابطه زوج اصلی را در دل یکی از پرتنشترین دورههای تاریخ انگلستان قرار میدهد. الیزابت یورک پس از ازدواج با هنری هفتم، نه فقط با زندگی زناشویی تازه، بلکه با پیامدهای جنگ قدرت میان خاندانهای رقیب روبهرو میشود.
داستان سریال بلافاصله پس از پایان جنگ رزها (جنگهای داخلی انگلستان) آغاز میشود. با پیروزی هنری هفتم از خاندان لنکستر و ازدواج مصلحتی او با الیزابت یورک، تلاش میشود تا کشور متحد شده و صلح برقرار گردد. اما کینههای قدیمی، بیاعتمادی میان این زوج و توطئههای سیاسی مادرانشان (ملکه الیزابت وودویل و لیدی مارگارت بوفورت)، این پیوند و آینده پادشاهی انگلستان را با بحرانی جدی روبرو میکند.
جودی کومر در نقش اصلی ظاهر شده و این مجموعه یکی از آثار مهم کارنامه اولیه او پیش از شهرت جهانیاش به شمار میرود. «شاهدخت سفید» برای مخاطبانی که عاشق ترکیب تاریخ، سیاست و روابط عاطفی هستند، انتخابی جذاب و تماشایی و از بهترین مینیسریالهای عاشقانه است.
۱۹. میدلمارچ (Middlemarch)

- سال پخش: ۱۹۹۴
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۷
- کارگردان: آنتونی پیج
- بازیگران: جولیت آبری، داگلاس هاج، روفوس سیول، تروین مکداول
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۷.۴ از ۱۰
«میدلمارچ» شاید شناختهشدهترین عنوان این فهرست برای مخاطب عمومی نباشد، اما یکی از انتخابهای مهم برای علاقهمندان اقتباسهای ادبی است. این مجموعه هفت قسمتی بر اساس رمان نویسنده سرشناس جورج الیوت ساخته شده و زندگی چند خانواده را در شهری کوچک دنبال میکند و درونمایههایی از تغییرات اجتماعی، روابط پیچیده انسانی و وضعیت سیاسی بریتانیا در دوران انقلاب صنعتی را به تصویر میکشد.
عشق، ازدواج و روابط انسانی در اینجا در کنار جاهطلبی، طبقه اجتماعی و تحولات جامعه قرار میگیرند و همین نگاه گسترده باعث شده «میدلمارچ» بیشتر از یک عاشقانه ساده باشد. مجموعه در زمان خود با تحسین منتقدان روبهرو شد و جوایز و نامزدیهای متعددی دریافت کرد. از جمله جوایز آن میتوان به سه جایزه بفتای بهترین بازیگر زن، بهترین موسیقی و بهترین گریم اشاره کرد.
۲۰. دیزی جونز و شش نفر (Daisy Jones & The Six)

- سال پخش: ۲۰۲۳
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۱۰
- کارگردان: اسکات نوستدتر، ویل گراهام
- بازیگران: رایلی کیئو، سم کلافلین، کامیلا مورون، سوکی واترهاوس
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۸.۱ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۷۱ از ۱۰۰
آخرین عنوان از فهرست بهترین مینیسریالهای عاشقانه «دیزی جونز و شش نفر» یکی از متفاوتترین انتخابهای این فهرست است؛ چون روایت عاشقانه را با دنیای موسیقی و شهرت درهم میآمیزد. «دیزی جونز و شش نفر» ماجرای یک گروه موسیقی راک به نام «The Six» را در دهه ۱۹۷۰ دنبال میکند که پس از آشنایی با یک خواننده و ترانهسرای بااستعداد به نام «دیزی جونز» و پیوستن او به گروه، به شهرتی جهانی دست پیدا میکنند. با این حال، روابط پیچیده عاطفی، رقابتهای هنری و تنشهای میان دو عضو اصلی یعنی دیزی و بیلی، گروه را در اوج موفقیت به مرز نابودی میکشاند.
این مینیسریال عاشقانه اقتباسی از رمان پرفروش تیلور جنکینز رید است که بهخصوص به دلیل بازی رایلی کیئو و سم کلافلین و موسیقی مجموعه مورد توجه قرار گرفت. بخش قابل توجهی از جذابیت سریال به این برمیگردد که رابطه شخصیتها صرفا یک خط عاشقانه جدا از داستان اصلی نیست و با جاهطلبی، خلاقیت، شهرت و فروپاشی یک گروه موسیقی گره خورده است.
این مجموعه برنده دو جایزه امی در بخشهای طراحی لباس و صداگذاری و نامزد چندین جایزه گلدن گلوب بود و داستان آن به سبک یک مستند (با مصاحبه از اعضای گروه در زمان حال و فلاشبک به گذشته) روایت میشود.
۲۱. بانوی من جین (My Lady Jane)
- سال پخش: ۲۰۲۴
- تعداد فصلها: ۱
- تعداد اپیزودها: ۸
- کارگردان: جیمی بابیت، استفن شوارتز
- بازیگران: امیلی بیدر، ادوارد بلومل، جوردن پیترز، دومینیک کوپر
- امتیاز کاربران IMDb به سریال: ۷.۴ از ۱۰
- امتیاز کاربران راتنتومیتوز به سریال: ۸۰ از ۱۰۰
«بانوی من جین» یکی از متفاوتترین عاشقانههای تاریخی این فهرست است؛ سریالی که داستان واقعی و تراژیک لیدی جین گری را کنار میگذارد و به جای آن، روایتی فانتزی، شوخوشنگ و ماجراجویانه از زندگی او ارائه میدهد. داستان جین در شرایطی آغاز میشود که او برخلاف میل خود وارد یک ازدواج سیاسی با لرد گیلدفورد دادلی میشود؛ اما خیلی زود مشخص میشود که این ازدواج قرار نیست یک رابطه معمولی باشد. گیلدفورد رازی عجیب دارد و میتواند به اسب تبدیل شود؛ اتفاقی که فضای تاریخی قصه را به دنیایی جادویی و غیرمنتظره پیوند میدهد.
رابطه جین و گیلدفورد در میان توطئههای سیاسی، اختلافات اجتماعی و درگیری میان گروههای مختلف شکل میگیرد و همین مسئله باعث میشود سریال تنها به یک عاشقانه تاریخی ساده محدود نشود. جین شخصیتی مستقل و سرسخت است که تلاش میکند اختیار زندگی خودش را به دست بگیرد و در برابر قوانینی که برایش تصمیم گرفتهاند بایستد. در مقابل، گیلدفورد نیز شخصیتی است که پشت ظاهر بیخیال و شوخ خود، با گذشته و رازهایی شخصی دستوپنجه نرم میکند.
امیلی بیدر و ادوارد بلومل در نقش جین و گیلدفورد، شیمی قابلتوجهی دارند و بخش مهمی از جذابیت سریال به همین رابطهای برمیگردد که از یک ازدواج اجباری و سیاسی شروع میشود و بهتدریج رنگ و بوی عاشقانه پیدا میکند. سریال در کنار این رابطه، از طنز مدرن، طراحی صحنه و لباس چشمگیر و عناصر فانتزی استفاده میکند تا فضای آشنای داستانهای تاریخی را به چیزی متفاوتتر و سرگرمکنندهتر تبدیل کند.
«بانوی من جین» شاید از نظر تاریخی وفادار به سرگذشت واقعی لیدی جین گری نباشد و اساسا چنین هدفی هم ندارد؛ جذابیت آن دقیقا در همین بازآفرینی آزاد و جسورانه است. سریال تاریخ را بهانهای برای ساختن یک ماجراجویی عاشقانه میکند و اگر از آثاری لذت میبرید که در آنها عشق، طنز، سیاست و فانتزی در کنار هم قرار میگیرند، «بانوی من جین» میتواند یکی از انتخابهای متفاوت این فهرست باشد.
شاید یکی از دلایلی که مینیسریال برای روایت عاشقانه قالب جذابی است، این باشد که عشق بیش از هر چیز به زمان نیاز دارد؛ نه آنقدر که به یک رابطه چندین فصل فرصت بدهیم تا در چرخهای از سوءتفاهمها و جداییهای تکراری گرفتار شود، و نه آنقدر کم که علاقه دو شخصیت بدون شکل گرفتن یک رابطه واقعی، ناگهان به عشق تبدیل شود. مینیسریال میتواند درست در فاصله میان این دو قرار بگیرد: به رابطه فرصت میدهد شکل بگیرد، گذشته و تردیدهای شخصیتها را آشکار کند، آنها را به نقطه انتخاب برساند و در نهایت، قصه را در همان جایی تمام کند که باید.
این ویژگی در ژانر عاشقانه اهمیت بیشتری پیدا میکند، چون جذابیت رابطه فقط به این نیست که دو نفر سرانجام به هم میرسند یا نه. آنچه ما را با خود همراه میکند، تغییر تدریجی رابطه است؛ لحظهای که یک بیتفاوتی به علاقه تبدیل میشود، فاصلهای که میان دو نفر شکل میگیرد، چیزی که گفته نمیشود یا انتخابی که سرنوشت یک رابطه را عوض میکند. اگر این مسیر بیش از اندازه کوتاه باشد، رابطه باورپذیر نمیشود و اگر بیش از حد ادامه پیدا کند، خودِ رابطه ممکن است به مانعی برای داستان تبدیل شود. مینیسریال، دستکم در بهترین نمونههایش، امکان پیدا کردن همین نقطه تعادل را فراهم میکند.
بیست عنوانی که در فهرست بهترین مینیسریالهای عاشقانه معرفی شد، البته نشان میدهند که برای ساختن یک عاشقانه ماندگار، نسخه واحدی وجود ندارد. «غرور و تعصب» و «شمال و جنوب» از دل مناسبات طبقاتی و اجتماعی به عشق میرسند؛ «مردم معمولی» و «یک روز» رابطه را در گذر زمان دنبال میکنند؛ «همراهان همیشگی» آن را در برابر فشارهای سیاسی و اجتماعی قرار میدهد و «فلیبگ» و «صحنههایی از یک ازدواج» به بخشهایی از رابطه سرک میکشند که معمولا در قصههای عاشقانه کمتر دیده و عنوان میشوند. همین تفاوتهاست که باعث میشود این فهرست صرفا مجموعهای از داستانهای «دو نفر که عاشق هم میشوند» نباشد.
نکته مهمتر این است که در بسیاری از این آثار، پایان رابطه، پایان پرسشهای ما نیست. گاهی حتی برعکس، پایان داستان تازه ما را وادار میکند به تمام آن چه دیدهایم، دوباره و دوباره فکر کنیم. و سوالهایی از این دست در ذهنمان شکل بگیرند که آیا اگر شخصیتها زودتر حرف میزدند، سرنوشتشان تغییر میکرد؟ یا آیا بعضی رابطهها ارزش نجات دادن دارند، حتی وقتی دیگر شبیه روزهای اولشان نیستند؟ و آیا دوست داشتن همیشه به این معناست که باید کنار هم بمانیم؟
شاید به همین دلیل است که بعضی مینیسریالهای عاشقانه، با وجود تعداد محدود قسمتها، بیشتر از بسیاری از سریالهای طولانی در خاطرمان میمانند. آنها قرار نیست تمام شکلهای عشق را توضیح دهند؛ فقط یک رابطه، یک دوره از زندگی یا یک تصمیم را آنقدر دقیق دنبال میکنند که تجربهای شخصی و آشنا از آن بسازند. و وقتی قصه به پایان میرسد، چیزی برای ادامه دادن در ذهن مخاطب باقی میماند.
در میان این بیست و یک عنوان، ممکن است یکی با یک عاشقانه کلاسیک بیشتر به دل شما بنشیند و دیگری با روایتی تلختر و امروزیتر. بعضی پایانها آرامتان میکنند و بعضی دیگر تا مدتها رهایتان نمیکنند. اما اگر یک ویژگی مشترک میان بهترین مینیسریالهای عاشقانه این فهرست وجود داشته باشد، همین است: آنها به اندازه کافی به عشق فرصت میدهند تا باورش کنیم و به اندازه کافی زود تمام میشوند تا خسته نشویم و فرصت داشته باشیم که دلمان برایشان تنگ شود.
منبع: Collider



