رتبهبندی سریالهای دیمون لیندلوف؛ خالق «لاست» و «لنترنها»
وقتی دیمون لیندلوف سریال «لاست» (Lost) را با جی. جی. آبرامز و جفری لیبر ساخت، به نابغهای تبدیل شد که آنچه را که یک سریال تلویزیونی میتوانست باشد، از نو بازتعریف کرد. بعد از «لاست» دیمون لیندلوف حتی حرفهای بیشتری برای گفتن و سریالهای بیشتری برای ساختن داشتن که برخیهایشان به بهترین در ژانر خود تبدیل شدند.
از زمان دیوید لینچ و مارک فراست، که دنیای تلویزیون را با سریال خود، «توئین پیکس» (Twin Peaks) زیر و رو کردند، «لاست» بیشک بزرگترین، جسورانهترین و پیچیدهترین سریال پربینندهی زمان خودش بود؛ سریالی که تاکنون مانندش را نساخته بودند اما تا سالها بعد، بسیاری کوشیدند از روی دستش تقلید کنند. «لاست» جز تأثیری که بر دنیای سریالهای تلویزیونی گذاشت، گروه طرفداری پروپاقرصی را هم برانگیخت که حتی مدتها بعد از تمام شدن سریال، همچنان از بحث دربارهاش دست نمیکشند.
صادقانه بگوییم، لیندلوف میتوانست تنها روی موفقیت این سریال تمرکز کند که هنوز هم مورد تحسین و ستایش قرار میگیرد. اما لیندلوف مسیر دشوارتر را انتخاب کرد و به شورانر محبوب شبکهی HBO تبدیل شد که با هر اثر جدید، چیزی کاملاً متفاوت و بینهایت چالشبرانگیزتر را امتحان میکند. آخرین اثر او، «لنترنها» (Lanterns)، به تازگی از شبکهی HBO به نمایش درآمده، اما لیندلوف بیکار ننشسته است. او اینروزها با پروژهی بعدی خود مشغول است، اقتباسی از رمان پرفروش «زنجیر» (The Chain)، با بازی جودی کومر، ستاره «کشتن ایو» (Killing Eve)، در نقش اصلی. این سریال هم هرچه که باشد، و هر زمان که به تلویزیون بیاید، بیشک یکی از بهترین سریالهای زمان خود خواهد بود، درست مانند هر سریال دیگری از دیمون لیندلوف.
۵. لنترنها (Lanterns)
۴. خانم دیویس (Mrs. Davis)
۳. لاست (Lost)
۲. بازماندگان (The Leftovers)
۱. نگهبانان (Watchmen)
۵. لنترنها (Lanterns)

- سال انتشار: ۲۰۲۶
- سازنده: دیمون لیندلوف، تام کینگ
- بازیگران: کایل چندلر، آرون پیر، کلی مکدونالد، نیتن فیلیون
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به سریال: ۷.۹ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به سریال: ۹۲ از ۱۰۰
«لنترنها»، که با همکاری کریس ماندی، مغز متفکر پشت سریال «اوزارک» (Ozark)، و تام کینگ، نویسندهی کمیکهای دیسی ساخته شده، لیندلوف را به دنیای کمیکهای دیسی بازمیگرداند؛ دنیایی که او پیش از این در سریال برندهی جایزهی امی «نگهبانان» (Watchmen) در سال ۲۰۱۹ سراغش رفته بود. خلاف «نگهبانان»، که براساس دنیاسازی کمیک الن مور اما با پیچشی غیرمنتظره ساخته شده، «لنترنها» کاملاً از دنیاسازی و خط زمانی دنیای جدید دیسی پیروی میکند؛ دنیایی که توسط جیمز گان و پیتر سفران، سران جدید DCU تثبیت شده است. گان و سفران با فیلمهای «سوپرمن» (Superman) و «سوپرگرل» (Supergirl) و سریال «پیسمیکر» (Peacemaker)، بنای دنیایی را گذاشتهاند که تفاوت زیادی با نسخهی زک اسنایدر دارد. «لنترنها» هم در این دنیا میگنجد.
در این سریال، کایل چندلر نقش یکی از اعضای باتجربهی ارتش گرین لنترن را بازی میکند که وظیفه راهنمایی یک جوان تازهکار (آرون پیر) را بر عهده دارد. آنها با هم، توطئهای را در قلب آمریکا کشف میکنند که تا کیهان و فراتر از آن کشیده میشود.
چندین ویژگی بارز سریالهای دیمون لیندلوف در «لنترنها» هم کاملاً نمایان است؛ مثل تغییرات شیطنتآمیز او در ساختارشکنی قهرمانان و روایتی که مدام در زمان تغییر میکند. هنوز نمیدانیم که آیا «لنترنها» فصل دومی خواهد داشت یا نه. اما اگر هم فصل دومی در کار باشد، احتمال بازگشت لیندلوف به آن پایین است. او پروژهی دیگری در HBO دارد، سریال «زنجیر»، که براساس رمان ۲۰۱۹ آدریان مککینتی خواهد بود و بعد از «لنترنها» لیندلوف سراغش خواهد رفت.
۴. خانم دیویس (Mrs. Davis)

- سال انتشار: ۲۰۲۳
- سازنده: دیمون لیندلوف، تارا هرناندز
- بازیگران: بتی گیلپین، جیک مکدورمن، اندی مککوئین
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به سریال: ۷.۳ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به سریال: ۹۲ از ۱۰۰
این سریال محصول شبکهی Peacock چنان بیسروصدا آمد و رفت که حق میدهیم اگر تا به حال اسمش را هم نشنیده باشید. و واقعاً جای تأسف دارد؛ چون «خانم دیویس» یک سریال درخشان است که اکنون در سال ۲۰۲۶، حتی وجهی پیشگویانه پیدا کرده. داستان «خانم دیویس» راهبهای (پتی گیلپین) را دنبال میکند که میخواهد یک هوش مصنوعی شرور (همان چیزی که به خانم دیویس شناخته میشود) را از بین ببرد. وقتی خانم دیویس با خواهر سیمونِ گیلپین ارتباط میگیرد، به او پیشنهاد مبادله میدهد: اگر سیمون بتواند جام مقدس را به دست آورد، خانم دیویس خودش را حذف خواهد کرد.
و این تازه شروع ماجراست؛ با روایتی عجیب و غریب اما عمیقاً احساسی، با بازیگران مکمل فوقالعادهای که شامل جیک مکدورمن، مارگو مارتیندال، بن چاپلین و کریس دیامانتوپولوس میشود و یک خط زمانی که از قرن چهاردهم تا امروز (و هر جایی این وسط) میپرد، «خانم دیویس» بین سریالهای دیمون لیندلوف میدرخشد.
پس از سریال خطشکن «نگهبانان»، میتوان دید که لیندلوف میخواسته با «خانم دیویس» کمی خوش بگذراند؛ همزمان مشاهدات عمیقی در مورد بشریت، فناوری و نحوهی خطرناک درهمتنیدگی آنها نیز ارائه دهد. حیف است که «خانم دیویس» هرگز مورد توجه قرار نگرفت، به خصوص که لیندلوف، گیلپین و هرناندز گفته بودند که مشتاقند به همکاریهای خود ادامه دهند. اگر تا به حال آن را ندیدهاید (و صادقانه بگوییم، احتمال اینکه آن را ندیده باشید بسیار زیاد است)، حتماً پیشنهاد میکنیم سری به این سریال بزنید. وقتی آن را تماشا کنید، از خود خواهید پرسید که چرا این سریال اینقدر مهجور مانده است.
۳. لاست (Lost)

- سال انتشار: ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰
- سازنده: جی. جی. آبرامز، دیمون لیندلوف، جفری لیبر
- بازیگران: نوین اندروز، متیو فاکس، جاش هالووی، تری اوکوئین، مایکل امرسون
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به سریال: ۸.۳ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به سریال: ۸۶ از ۱۰۰
وقتی لیندلوف به سریال «لاست» آورده شد، اول دستیار جی. جی. آبرامز، یکی از خالقان سریال بود. اما به زودی ثابت کرد که این سریال دربارهی سقوط یک هواپیمای پر از آدم در جزیرهای مرموز، اساساً مال خودش است. لیندلوف در نهایت کارلتون کیوز را برای کمک به شورانری سریال به کار گرفت و این دو به طور مشترک به مغز متفکر سریال تبدیل شدند. اما همانطور که از خروجی کیوز میتوان دید، او همچنان مسیر لیندلوف را ادامه داد.
پیشفرض سادهی سقوط هواپیمایی در جزیره، به زیربنایی تبدیل شد برای ساخت جهانسازی هوشمند «لاست». دیمون لیندلوف و آبرامز تصمیم گرفتند تا در هر قسمت به گذشتهی شخصیتها قبل از سقوط هواپیما فلشبک بزنند؛ تصمیمی که به آنها اجازه میداد تا دلشکستگیها، دوستیها و دشمنیها و حتی حقایق پنهانی را کشف کنند (مثل اینکه لاک با بازی تری اوکویین قبل از سقوط هواپیما روی ویلچر مینشسته و اکنون میتواند در جزیره راه برود).
اما لیندلوف با آگاهی از اینکه مخاطب میتواند در ساخت روایت، همگام با سازندگان سریال پیش رود، تصمیمی ریسکی گرفت. او فلشفورواردها و در نهایت فلشسایدها را به روایت وارد کرد که جهانهایی موازی ساخت. این تصمیم با اینکه خطرناکترین ترفند لیندلوف بود، بیشترین تأثیر احساسی را نیز بر روایت گذاشت. اما در سراسر گرهخوردگیهای جهانسازی «لاست»، که از قاب تلویزیون هم فراتر رفت (مثل رمان منتشرشدهای که دستنوشتهای داخل داستان را نشان میدهد که در ساحل به گل نشسته)، لیندلوف میدانست که مهمترین چیز، شخصیتها و ارتباط عاطفی ما با آن شخصیتها است. زیرا، واقعاً پیش از «لاست»، هیچ چیز شبیه این شخصیتها در تلویزیون وجود نداشت؛ شخصیتهایی که هنوز هم اغلب به آنها فکر میکنیم.
حتی اگر از قسمت آخر سریال ناامید شدید، نمیتوانید انکار کنید که تحت تأثیر «لاست» قرار نگرفتید. این سریال تلویزیون را برای همیشه متحول کرد، نشان داد سریالهای تلویزیونی میتوانند مخاطب را به چالش بکشند و آنها را به سفری ببرند که تا به امروز دلتنگش هستیم. در میان مجموعه اپیزودهای «لاست»، برخی از بهترین اپیزودهای تاریخ تلویزیون تا به امروز وجود دارد، از جمله اپیزود اول که خود آبرامز کارگردانی کرده و اپیزود پنجم فصل چهارم (The Constant) که حتی فکر کردن به آن هم حالمان را دگرگون میکند. تازه «لاست» بین سریالهای دیمون لیندلوف سومین است!
۲. بازماندگان (The Leftovers)

- سال انتشار: ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷
- سازنده: دیمون لیندلوف
- بازیگران: جاستین ثرو، ایمی برنمن، کریستوفر اکلستون، لیو تایلر، مارگارت کوالی
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به سریال: ۸.۳ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به سریال: ۹۱ از ۱۰۰
اولین سریال لیندلوف پس از موفقیت چشمگیر «لاست»، «بازماندگان» بود که او با همکاری رماننویس اصلی، تام پروتا، خلق کرد. لیندلوف دلیل جذب خود به این پروژه را نقد استیون کینگ از این کتاب در «نیویورک تایمز» خوانده. در این نقد، کینگ کتابِ پروتا را «بهترین اپیزود منطقه گرگ و میش» (Twilight Zone) که ندیدهاید» توصیف کرده است. لیندلوف و پروتا با هم اقتباسی منحصر به فرد از رمان ساختند، یک کاوش خیرهکننده و گاهی اوقات ناخوشایند از غم و اندوه و مهمتر از آن، زندگی.
جاستین ثرو در «بازماندگان» نقش رئیس پلیس یک شهر کوچک در شمال ایالت نیوانگلند را بازی میکند که از فاجعهای غیرقابل توضیح، جان سالم به در برده است؛ فاجعهای که به عنوان عزیمت ناگهانی (Sudden Departure) شناخته میشود، اما مسیحیان احتمالاً آن را «رستاخیز» مینامند. طی این واقعه، دو درصد از جمعیت کل جهان ناپدید شدهاند. همسر شخصیت ثرو خانواده را ترک کرده و به یک فرقهی آخرالزمانی (Guilty Remnant) پیوسته است و ثرو حالا معشوقهای دارد که تمام خانوادهاش ناپدید شدهاند. کریستوفر اکلستون هم نقش یک کشیش محلی را در سریال بازی میکند.
راستش را بخواهید، فصل اول «بازماندگان» کمی طاقتفرسا است؛ بهشدت تاریک و غمانگیز که انگار از قصد میخواستهاند تمام امید مخاطب را از وجودش بیرون بکشند. دیمون لیندلوف خود اعتراف کرده که در این دوره سرگرم دو پروژه بوده و وقتش را بین سریال «بازماندگان» و فیلم علمی-تخیلی درخشان «سرزمین فردا» (Tomorrowland) – فیلمی به کارگردانی برَد بِرد و نویسندگی لیندلوف – تقسیم کرده و طی این فرایند، هر دو پروژه آسیب دیدند.
صادقانه بگوییم، به نظر نمیرسید که سریال بعد از فصل اول تمدید شود. اما ناگهان اتفاق معجزهآسایی افتاد: «بازماندگان» تمدید شد و با این تمدید، سریال تغییر مسیر داد؛ شکل آن تغییر کرد و از نیویورک به میراکل در تگزاس (شهری خیالی که هیچکس از آن کم نشده بود) نقل مکان کرد و جزئیاتی به آن اضافه شد که نه در فصل اول و نه در منبع اصلی وجود نداشت. جو کاملاً تیره و تار سریال هم تغییر کرد و حتی شاد شد. در حالی که همچنان در مضامین گناه و اندوهی که فصل اول به خوبی به تصویر کشیده بود، کاوش میکرد. اگر سریال را دیده باشید، نمیتوانید اپیزودی را که ثرو در یک واقعیت جایگزین، این بار در نقش یک قاتل بینالمللی، از خواب بیدار میشود، فراموش کنید. وقتی سریال برای فصل سوم تمدید شد (که حتی از تمدید آن برای بار اول هم غیرمنتظرهتر بود) اوضاع دوباره تغییر کرد. این بار داستان به استرالیا رفت؛ جایی که ممکن است در سالگرد عزیمت ناگهانی، سیلی سهمگین به راه بیفتد. همچنین فناوریای معرفی شد که میتواند شما را به جهانی بفرستد که در آن مردگان/عزیمتکردگان در حال حاضر در آن وجود دارند.
همهی اینها به ساخت یکی از عمیقترین، تلخترین و عاشقانهترین سریالهای تلویزیون انجامید که خلاف قسمت آخر «لاست»، به دلیل تأثیرگذاری روایت و اجراهای برجستهاش مورد تحسین جهانی قرار گرفت. ساخت این سریال به این شکلی که امروز شاهدش هستیم، چیزی کمتر از یک معجزه نیست. خلاف تمام پیشبینیها و با تمام موانعی که سر راه ساخت سریال بود، «بازماندگان» سه فصل ادامه یافت و به یکی از بهترین و قدرنادیدهترین سریالهای دیمون لیندلوف تبدیل شد.
۱. نگهبانان (Watchmen)

- سال انتشار: ۲۰۱۹
- سازنده: دیمون لیندلوف
- بازیگران: رجینا کینگ، دان جانسن، یحیی عبدالمتین دوم، جرمی آیرونز، تیم بلیک نلسون
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به سریال: ۸.۲ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به سریال: ۹۶ از ۱۰۰
موفقیت «بازماندگان»، سریال بعدی لیندلوف پس از «لاست»، به وضوح او را جسورتر کرد؛ وگرنه چطور میتوان ریسکهای او در «نگهبانان» را توضیح داد که بیباکانه در کمیکهای ماندگار الن مور و دیو گیبنز دست برد و یکی از برجستهترین دستاوردهای تاریخ این رسانه را ارائه داد؟ هر گونه اقتباس از کمیک اصلی «نگهبانان»، چه در قالب نسخههای چاپی مثل «ساعت قیامت» (Doomsday Clock) یا «رورشاخ» (Rorschach)، چه در قالب اقتباس سینمایی پرزرق و برق زک اسنایدر از آن، اگر نگوییم با خصومت، بیشک با تردید طرفداران مواجه شد. شاید به همین دلیل است که مور خودش را از هرگونه اسپینآف یا اقتباس از کمیک «نگهبانان»، سوا کرده است، حتی نسخهی دیمون لیندلوف.
«نگهبانان» لیندلوف با استقبال گستردهای روبرو شد، در نهایت 11 جایزهی امی را از آن خود کرد و اکنون به عنوان یکی از بهترین سریالهای ابرقهرمانی تاریخ از آن یاد میکنند. این به سادگی گواهی بر این است که نسخهی دیمون لیندلوف با ساختههای دیگر براساس «نگهبانان» فرق دارد. داستان سریال، سالها پس از وقایع کمیکها میگذرد؛ جایی که یک گروه سفیدپوست با عقاید نژادپرستانه معروف به سوارهنظام هفتم، از دفترچهی رورشاخ به عنوان مانیفست خود استفاده میکنند و دکتر منهتن غیبش زده است. اینجاست که آنجلا ایبار (رجینا کینگ که در سریال «بازماندگان» هم بود) یکی از تنها بازماندگان واقعهی قتل عام پلیسها معروف به شب سفید، تصمیم میگیرد خودش دست به کار شده، هویت این گروه را کشف کرده و به توطئههای پیچیدهتر پشت آنها پی ببرد. در طول داستان، لیندلوف به قتل عام تولسا هم میپردازد، شخصیتهای قدیمی را در داستان میگنجاند و کمی از عناصر ماوراءالطبیعه را به آن اضافه میکند. نقد تندی هم علیه نژادپرستی در امریکا و دولت پلیسی نظامی کشور ارائه میدهد. تمام بازیگران «نگهبانان» عالی هستند؛ از دان جانسون گرفته تا تیم بلیک نلسون، یحیی عبدالمتین دوم، جین اسمارت، لوئیس گاست جونیور و جرمی آیرونز که هرکدام در عالم بازیگری غولی به حساب میآیند. از موسیقی متن سریال هم نگوییم که ساختهی ترنت رزنر و آتیکوس راس بینظیر است.
این روزها کم پیش میآید دربارهی سریالی چنین حرفی بزنیم، اما تنها نکتهی منفی دربارهی «نگهبانان»، اپیزودهای اندک آن است. کاش فرصت داشتیم بیشتر در شخصیتهایی چون لیدی تریو (هونگ چائو) عمیق شویم. «نگهبانان» یک شاهکار جسورانه و یک دستاورد بزرگ در تلویزیون است. فرقی ندارد که الن مور سریال را دوست دارد یا نه، «نگهبانان» نهتنها چیزی از ارزش منبع اصلی کم نمیکند، که بر میراث آن میافزاید و اقتباسی درخور برای این کمیک شاهکار ارائه میدهد. فراتر از آن، «نگهبانان» اوج توانمندیهای دیمون لیندلوف در عالم سریالهای تلویزیونی را به تصویر میکشد و ما را به آینده و پتانسیل این رسانه، امیدوارتر میکند.
منبع: The Wrap



