نقد فصل سوم سریال «سیلو»؛ جنگ در راه است
«اپلتیوی» اخیراً با عناوینی چون «ماده تاریک» (Dark Matter)، «جداسازی» (Severance) و «پلوریبوس» (Pluribus) به یکی از بهترین پلتفرمهای پخش آنلاین، به ویژه در ژانر علمی-تخیلی تبدیل شده است. اما بین این سریالها، که اغلب در فصل جوایز حسابی مورد تقدیر و تحسین قرار میگیرند، «سیلو» مهجور مانده است؛ سریالی آخرالزمانی با دنیاسازی و روایتی جذاب پر از پیچشها و چرخشهایی که با اشارات به توطئههای سیاسی، بهشدت با زمان ما همخوانی پیدا کرده است. «سیلو» فصل اول درخشانی داشت؛ اما فصل دوم با جدا افتادن قهرمان در یک خط داستانی مجزا، کمی افت کرد. فصل سوم «سیلو» دوباره قهرمان را به مبدأ خود برمیگرداند، اما یک خط زمانی کاملاً مجزا را نیز پی میگیرد که با اینکه جریان داستان را انداخته و آن را پیچیدهتر میکند، اما به آشکارسازیهایی غافلگیرکننده میانجامد که تحمل اپیزودهای طاقتفرسای ابتدایی ارزشش را دارد. در نقد فصل سوم سریال «سیلو» بیشتر به دو خط زمانی و شخصیتهای تازهای میپردازم که تا آخر فصل، نقش پررنگ آنها در داستان مشخص میشود.
هشدار! در نقد فصل سوم سریال «سیلو» خطر لو رفتن داستان وجود دارد
نقد فصل سوم سریال «سیلو»؛ فراموشی، فروپاشی و سپس شورش

از همان اپیزود اول سریال «سیلو»، یکسری سؤالات بنیادی ذهن همه را درگیر کرد. اگر داستان «سیلو» را نمیدانید، این سریال با یک سازهی زیرزمینی ۱۴۴ طبقه شروع میشود که حدود ده هزار نفر در آن جا میگیرند و قرنها انسانها برای فرار از دنیای ویران و مسموم بیرون، در آن زندگی کردهاند؛ اما آنطور که در ادامه میفهمیم، نه یکی، که تقریباً پنجاه تایی از این سیلوها وجود دارند. در دو فصل اول، سؤالات مهمی مطرح شدند؛ چه کسانی سیلوها را ساختهاند؟ چرا آن را ساختهاند؟ واقعاً در دنیای بیرون چه خبر است؟ فصل سوم با تکیه به دو خط زمانی جداگانه، که تا پایان فصل به هم مرتبط میشوند، میکوشد به این سؤالات پاسخ دهد؛ هرچند هیچ عجلهای برای این کار ندارد.
فصل اول سریال «سیلو» با خروج قهرمان داستان، جولیت نیکولز (ربکا فرگوسن)، از سیلو ۱۸ به پایان رسید. در فصل دوم، دیدیم که او وارد سیلوی دیگری شد و بعد از فراز و نشیبهای فراوان بالاخره به سیلوی اولش بازگشت. او اولین کسی است که از بیرون رفتن از سیلو جان سالم به در برده و برای همسیلوییهایش، حکم قهرمان و رهبر دارد. فصل سوم «سیلو» ماهها بعد از این اتفاقات آغاز میشود. پس از شورش سیلو ۱۸ و سقوط شهردار برنارد هالند (تیم رابینز)، آدمهای جدیدی قدرت را در دست گرفتهاند. جولیت حالا به جای رهبر انقلابی همهجانبه، شهردار سیلوی خود شده و انگار دموکراسی بر سیلو برقرار است.
با این حال، مثل همیشه داستان هزار جور پیچ میخورد. کامیل سیمز (الکساندریا رایلی) رئیس جدید IT است که بعد از برنارد و رابرت (کامن) قدرت را به دست گرفته و با الگوریتم/هوش مصنوعی سیلو ارتباط میگیرد. مهمتر از آن، جولیت حافظهاش را از دست داده؛ یعنی کل ماجرای رفتن به سیلو ۱۷، مواجهه با سولو (استیو زان) و کشف سیفگارد را از یاد برده است. جولیت حالا با فراموشی خود دست به گریبان است و سوالهای زیادی دارد، هرچند هم او و هم ما باید برای یافتن پاسخشان تا اپیزود آخر صبر کنیم.
اما جولیت تنها کسی نیست که دنبال حقیقت میگردد. در خط زمانی دیگر، که شمهای از آن در فصل دوم نشان داده شد و صدها سال پیش از داستان اصلی میگذرد، دنیل (اشلی زاکرمن) و هلن (جسیکا هنویک)، اولی نمایندهی کنگره و دومی روزنامهنگار که در آغاز انگار هیچ ارتباطی با هیچ یک از اتفاقات سیلو نداشتند، روی یک حادثهی نظامی تحقیق میکنند که خواهر دنیل (جسیکا براون فیندلی) به نحوی در آن دخیل است. تحقیقاتشان اما آنها را به سمت توطئهای سیاسی سوق میدهد که به ساخت سیلوها انجامیده است.

فصل سوم «سیلو» داستان این دو خط زمانی را بالاخره به هم ربط و به این دو سؤال اساسی پاسخ میدهد: وقتی جولیت به سیلوی خود برگردد چه اتفاقی میافتد، و دنیل و هلن چه کسانی هستند؟ با این حال، بزرگترین ایراد فصل سوم این است که این سؤالات تا تقریباً نیمههای فصل به هیچ وجه به طور معناداری پاسخ داده نمیشوند. شخصیتهای قبلی کم بودند، صدقهسر خط زمانی گذشته، کلی شخصیت تازه هم به ماجرا اضافه میشوند. بنابراین، فصل سوم باید داستانهای زیادی را در خود بگنجاند که منجر به یکجور از هم گسیختگی روایی در اپیزودهای اولیه شده است.
البته پرداختن به روزهای پیش از ساخت سیلو، برای درک ماجراهایی که در زمان حال (زمان جولیت) اتفاق میافتد، ضروری است. اما مشکل اینجاست که داستان جولیت مدام با فلشبک به هلن و دنیل قطع میشود؛ یعنی رفت و برگشتهای مداوم که روایت کلی را نامنسجم کرده است. جدا از اینکه خط داستانی گذشته با قرار دادن شخصیتها در محیطی کاملاً متفاوت، از نظر بصری و لحن داستان با آن چه با «سیلو» به آن عادت داریم، فرق دارد، همچنین موجب شده خط داستانی جولیت هم کندتر پیش برود.
خوشبختانه، تمام اینها ارزشش را دارد. زیرا فصل سوم با جذابترین و هیجانانگیزترین آشکارسازیهای ممکن به پایان میرسد که این دو خط زمانی و شخصیتهایشان را به هم ربط میدهد و زمینه را برای فصل چهارمی میچیند که قرار است زودتر از آنچه فکر میکنید بیاید. با بازگشت به اکشن و رمز و راز فصل اول، نیمهی دوم فصل سوم از آنتاگونیستهای قبلی مثل سیمز و برنارد، قهرمان میسازد و شرور تازهای در قالب کامیل معرفی میکند. جولیت اما همچنان محور اصلی سریال است که بعد از امتناع از خوردن قرصهایی که فراموشی میآورند، بالاخره گذشتهاش یادش میآید و با چند شخصیت محبوب از فصل قبل، مثل ناکس (شین مکری) و شرلی (رمی میلنر) همکاری میکند تا با کامیل مواجه شود.
همچنین، میفهمیم هوش مصنوعی که بقای سیلو را تضمین میکند، در واقع نه یک برنامه، که آدمی است که از سیلو ۱ بر تمام سیلوها نظارت دارد و آنها را کنترل میکند و همانطور که برنارد میگوید، یک آدم را میتوان شکست داد. در همین حال، در خط زمانی گذشته، دنیل و هلن منشأ سیلوها را کشف میکنند، اما یک انفجار هستهای تکاندهنده آنها را از هم جدا میاندازد؛ هلن از سیلو ۱۸ سر در میآورد و دنیل در میانهی رونمایی از پروژهی سیلو، به سیلو ۱ میگریزد.
سیلو ۱ و تاریخی تکاندهنده

با یک نگاه به سیلو ۱ و آسانسورهایش میفهمید که این سیلوی لاکچری برای خواص است؛ برای گروهی از بنیانگذاران که گویا نابودی هستهای جهان یا حداقل آتلانتا را برنامهریزی کرده و در سیلو پناه گرفتهاند. آنها نظم سیلوها را حفظ میکنند و تصمیم میگیرند چه کسی بمیرد و چه کسی زنده بماند؛ مثل قتل عامی که به مرگ بیش از ۹۸۰۰ نفر از جمله زنان و کودکان سیلو ۱۷ انجامید. در واقع، حملهی پهپادها با گاز کشنده به این آدمها موجب مرگ آنها بوده است، نه هوای مسموم بیرون از سیلو. و چه کسی دستور این حمله را داده؟ ویکتور (مت کریون) متخصص مغز و اعصاب مهربانی که او را در گذشته کنار خواهر دنیل، شارلوت، دیده بودیم و البته خود دنیل که حالا نه به عنوان دنیل، که تروی شناخته میشود و خودش هم هویت قبلیاش را به یاد نمیآورد.
رهبران سیلو ۱، که با دستگاههای خواب مصنوعی توانستهاند ۳۵۰ سال بعد از انفجار اتمی همچنان زنده بمانند، همچنین تصمیم میگیرند چه کسی میتواند خاطراتش را حفظ کند؛ این افراد، ذهن کسانی مانند دنیل و خواهرش شارلوت، را پاک کردهاند و نامهای جدیدی به آنها دادهاند؛ دنیل حالا «تروی» است و شارلوت «سوزان».
اوضاع در سیلو ۱ زمانی به اوج خود میرسد که شورشیان با جولیت موفق میشوند لولهی سیفگارد را در سیلو ۱۸ ببندند و از مرگ کل ساکنان آن جلوگیری کنند؛ آن هم با کمک از شخصی که انتظار ندارید، یعنی کامیل که میفهمد هوش مصنوعی در واقع آدم است، نه یک برنامه. یکی از بهترین تحولات فصل سوم، بسط شخصیت کامیل است. او در ابتدا مثل رابرت سیمزِ کامن، تقریباً آنتاگونیستی تکبعدی بود. اما در طول ده اپیزود فصل سوم به یکی از چهرههای مهم سریال تبدیل میشود. الکساندریا رایلی در نقش کامیل، با اینکه بیشتر زمان این فصل در یک اتاق تنهاست، اما طیف وسیعی از احساسات را به نمایش میگذارد.
جولیت هم بخش اعظم فصل را در فراموشی سیر میکند؛ اما با یادآوری خاطرات، به جایگاه حقیقیاش در داستان برمیگردد. ربکا فرگوسن در این فصل ابعاد تازهای از جولیت را به تصویر میکشد که خلاف شخصیتی که دو فصل گذشته اقتدار خود را در هر محیطی که بود اعمال میکرد، حالا باید نقش یک جولیتِ آشفته و آسیبپذیر را بازی میکرد که اقتدارش در کنار خاطراتش از او سلب شده است. این بازیگر فیلمهای «مأموریت: غیرممکن» (Mission: Impossible) در نقش رهبر شورشیها در این دنیای دیستوپیایی، مانند فصلهای پیشین همچنان بهترین اجرای کارنامهی خود را به نمایش میگذارد.
تا آخر فصل، بالاخره جولیت به آن جولیت سرسختی که میشناختیم برمیگردد اما با مشکلی اساسی مواجه است: چطور تهدید سیلو ۱ را از بین ببرد. جولیت، به عنوان رهبر شورشیهای سیلو ۱۸، با صدای پشت هوش مصنوعی، که میفهمیم دنیل است، روبرو میشود و معاملهای میکند. دنیل که میداند آن ها در داخل تونل به دام افتادهاند، پیشنهاد آتشبس میدهد تا حداقل تا زمان پایان منابعشان در آرامش زندگی کنند؛ البته به این شرط که با سیلوهای دیگر ارتباط نگیرند. جولیت میپذیرد، اما میداند سیلو ۱ بالاخره سراغشان میآید. پس تصمیم میگیرد به جای پذیرش سرنوشت و دستبهسینه نشستن تا سیلو ۱ روزی از شرشان راحت شود، استراتژی حمله بچیند؛ یعنی یک جنگ تمام عیار علیه سیلو ۱ که شاید بالاخره ساکنین سایر سیلوها را از تهدید همیشگی رهبران راحت کند.

هنوز سؤالات زیادی مانده که فصل بعدی باید به آن پاسخ دهد؛ مثل اینکه هدف پروژهی سیلو دقیقاً چه بوده است؟ به جز کلیشههایی از اینکه بشر داشته به سمت انقراض پیش میرفته و بنیانگذاران میخواستند بشریت را نجات دهند، پاسخ مشخصی داده نمیشود. دربارهی نحوهی ادارهی سیلو ۱ هم سؤالات زیادی وجود دارد. آیا ساکنان آن شیفتی کار میکنند؟ هرچند سال یکبار از خواب مصنوعی بلند میشوند، چندهزارنفری را میکشند، جلوی شورشی را میگیرند و دوباره به خواب ناز برمیگردند؟ آیا دنیل/تروی، که حالا جای ویکتور را که خودکشی کرد گرفته، به نفع تیم بنیانگذاران بازی خواهد کرد؟ چون در لحظات پایانی فصل میبینیم که ویکتور پس از شنیدن نام هلن منقلب میشود. آیا او هلن را به یاد میآورد؟ شاید هم گذشتهی خودش یادش آمده است؟
در طرف مقابل، جولیت و گروهش چگونه میخواهند با سیلو ۱ بجنگند؟ آیا دستتنها به جنگ میروند یا میتوانند سیلوهای دیگر را هم با خود همراه کنند؟ آنها تقریباً هیچ چیزی در مورد اهداف سیلوها، تاریخچهی شورشهای شکستخورده دیگر یا حتی اینکه دقیقاً با چه کسی طرف هستند، نمیدانند؛ جز اینکه جولیت دشمن خود را در تروی میبیند که جز یک صفحه نمایش، راه ارتباط دیگری با او ندارد. اینها بخشی از سؤالاتی هستند که فصل چهارم و آخر «سیلو» باید به آنها پاسخ دهد که خوشبختانه فیلمبرداریاش رسماً به پایان رسیده و گراهام یوست، خالق سریال و اپلتیوی هم تأیید کردهاند که این فصل ۹ جولای ۲۰۲۷ (۱۸ تیر ۱۴۰۶) پخش خواهد شد.
- بسط شخصیت کامیل، برنارد و رابرت سیمز
- افشاگریهای غیرمنتظره به ویژه در اپیزودهای ۹ و ۱۰
- پاسخ به پرسشهای فصل دوم و ایجاد پرسشهای جدید
- اجرای خوب گروه اصلی بازیگران به ویژه ربکا فرگوسن و اشلی زاکرمن
- تن ندادن به کلیشههای روایی حتی در مواردی چون فراموشی گرفتن قهرمان
- افتادن ریتم داستان در اپیزودهای ابتدایی
- خطوط داستانی اضافه به ویژه در تحقیقات قتل با پاول بیلینگز
اگر فصل اول «سیلو» را دوست داشتید، اما فصل دوم برایتان خستهکننده بود، برای فصل سوم برگردید. «سیلو» از بهترین سریالهای علمی-تخیلی حال حاضر تلویزیون پر از صحنههای اکشن و ایدههای بکر است. البته باید دندان روی جگر بگذارید. فصل سوم برای بازگشت به آن شکوه دیستوپیایی فصل اول، کمی صبرتان را میسنجد. اما به ویژه دو اپیزود آخر تمام آنچه از «سیلو» توقع دارید، از اکشن و هیجان تا توطئههای سیاسی، دستهای پشت پرده و افشاگریها، همه را به سرانجام میرساند و زمینه را برای اوج نهایی آماده میکند که «سیلو» از همیشه بیشتر به آن نزدیک شده است.
شناسنامه فصل سوم سریال «سیلو» (Silo)
سازندگان: گراهام یوست
نویسندگان: گراهام یوست براساس کتاب «سیلو» نوشتهی هیو هاوی
بازیگران: ربکا فرگوسن، شین مکری، کامن، تیم رابینز، اشلی زاکرمن، الکساندریا رایلی، جسیکا هنویک
محصول: ۲۰۲۶، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به سریال: ۸.۱ از ۱۰
امتیاز سریال در سایت راتن تومیتوز: ۹۲٪
خلاصه داستان: بعد از ویرانی زمین و تبدیل آن به مکانی ناامن برای زندگی بشر، سیلوها به تنها پناهگاه انسانها تبدیل شدهاند. جولیت به عنوان تنها کسی که از سیلو ۱۸ بیرون رفته و به آن برمیگردد، حالا دچار فراموشی شده و خاطراتش از سیلو ۱۷ را از یاد برده است. در خط زمانی دیگری که صدها سال پیش از ماجراهای جولیت اتفاق میافتد، یک عضو کنگره به نام دنیل و دوست ژورنالیستش، هلن، در پی کشف حقیقت پشت توطئههای سیاسی هستند که به نحوی آنها را به سیلوها قرنها بعد مرتبط میکند. اما چگونه؟
منبع: دیجیکالا مگ



