۵ کتاب شعر پرفروش در دیجیکالا
شاهرخ مسکوب، نویسنده و ادیبِ میهنپرست جمله معروفی دارد که میگوید ایرانی بودن با همه مصیبتهایش به زبان فارسی میارزد. گمانم خیلی از ما ایرانیان عاشق شعر و ادبیات ایرانی و زبان فارسی با او موافق باشیم. دوستی میگفت ما شاید در جهان تنها ملتی باشیم که اشعار شعرای چند قرن پیش را هنوز به راحتی میخوانیم و درک و تفسیر میکنیم. دیوان حافظ را سر سفره هفتسین میگذاریم و آرامگاه شعرای ما از سعدی و حافظ گرفته تا عطار و خیام و فردوسی همیشه مملو از زیارتکنندگان است. حتی اگر عادت به شعرخوانی نداشته باشید، شنیدن شعر حالتان را خوش میکند. این روزها که جهان بینهایت زشت شده بیشتر از همیشه به شعر نیاز داریم ولی واقعا نمیشود از میان شعرای کلاسیک و معاصر فارسی واقعا تعدادی را انتخاب کرد. درنتیجه به عنوان راهنمایی برای ورود به جهان کتابهای شعر سراغ نظرات خریداران در دیجیکالا رفتیم و ۵ کتاب شعر پرفروش در دیجیکالا که با اقبال عمومی مواجه شدهاند را برایتان گلچین کردیم.
۱. شاهنامه فردوسی

شاعر عصر سامانیان که میگویند اگر زبان فارسی هنوز زنده است و ما به آن سخن میگوییم تا حد زیادی مدیون فردوسی است. حکیم ابوالقاسم فردوسی که میگویند لقب حکیمش اشاره به حکمت خسروانیاش دارد، در توس متولد شد. شاهان سامانی خوشبختانه به زبان فارسی اهمیت میدادند و از آن حمایت میکردند. فردوسی شاهنامه را با الهام از شاهنامهی دیگری سرود. شاهنامهی ابومنصوری به دستور حاکم توس به نثر نوشته شده بود و داستان زندگی شاهان و اسطورههای ایرانی و البته در جهت ترویج رفتار و آیین نکو و تقبیح استبداد آنها بود. فردوسی که به نظم مسلط بود این داستانهای حماسی و اسطورهای را پرورش داد و شاهنامهی خودش را خلق کرد. اثری عظیم که لابد میدانید سی سال نوشتنش زمان برد. آنقدر که سامانیان از بین رفتند و غزنویان بر تخت سلطنت نشستند و وقتی کار شاهنامه تمام شد و فردوسی آن را به سلطان محمود غزنوی داد از صلهی ناچیز او رنجید.
برخلاف تصور بسیاری، قهرمان شاهنامه رستم نیست. در میان پادشاهان و اسطورههایی که در شاهنامه داستانشان روایت شده، رستم هم یکی از آنهاست که به فراخور ماجرای دراماتیکش بهخصوص در زمینهی پسرکشی و نزدیکیهایی که با اسطورههای یونانی دارد از جمله جنگ او با اسفندیار که نمونهی یونانیاش آشیل است، بیشتر از بقیه پررنگ شده. شاهنامه با پادشاهی کیومرث آغاز میشود:
نخستین خدیوی که کشور گشود/ سر پادشاهان کیومرث بود
در ۵۰ هزار بیت شاهنامه بیش از ۵۰ پادشاهی و داستان دورانها و نیک و بدشان به نظم درآمده. برخی مانند ضحاک مورد لعن و نفرین قرار گرفتهاند و برخی مثل فریدون از ستایش شاعر برخوردار شدهاند:
فریدون فرخ فرشته نبود/ ز مشک و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت این نیکویی/ تو داد و دهش کن فریدون تویی
شاهنامه سه بخش دارد. بخش اساطیری که مربوط به پادشاهان است و از کیومرث آغاز میشود و داستان کیکاووس و سیاوش هم در همین زمره است و با فریدون تمام میشود. بخش پهلوانی که مربوط به جنبش کاوهی آهنگر علیه ضحاک است و بعد ماجراهای رستم و سهراب و با به قدرت رسیدن پسر اسفندیار به پایان میرسد و یک بخش تاریخی هم دارد که کمتر به آن پرداخته شده و از زمان اسکندر تا حملهی اعراب است. اگر به نظم هم شاهنامه را نمیخوانید داستانهایش به نثر هم موجودند اما خواندنش به صورت شعر به زبان فارسی خوانندهاش قوام میبخشد.
شاهنامه نشر نگاه با تصحیح مجتبی مینوی از نسخ خوب و تمیز و معتبر است.
۲. بوستان و گلستان سعدی

به میل و سلیقهی شخصی اگر بود غزلیات سعدی، استاد سخن را انتخاب میکردم که سرشار از رندی و عاشقانههای درجه یک است. اما خب بوستان و گلستان و روایتهایشان پرفروشترند. شاعر قرن هفتم و اهل شیراز که برعکس همشهری مشهور دیگرش حافظ بسیار اهل سفر بود. استاد سخن است چون به همان اندازه که به شعر تسلط داشت روی نثر هم مسلط بود. این را میتوان از همان حکایات گلستان فهمید. اول بوستان را بعد از یک سفر طولانی و بازگشت به ایران سرود. در قالب مثنوی که دستش را باز میگذاشت با قافیههای جفت ابیات بتواند حکایاتش را به شعر بنویسد. محتوای بوستان یکجورهایی آموزشی محسوب میشود. از عدالت و عشق و شکر پروردگار میگوید. این مفاهیم در دل داستانهایی بلند به زبان شعر روایت میشود و سعدی در بوستان در عرفانیترین نسخهی خودش است.
گلستان شامل حکایاتی به زبان نثر آهنگین یا مسجع است و البته گاهی هم ابیاتی چاشنی نثر و حکایت میشوند. عبرتآموز است و خواندنش از بوستان کمی دشوارتر. هشت باب دارد که همهشان اخلاقی نیست و بعضیها را میشود اجتماعی و حتی سیاسی هم در نظر آورد: سیرت پادشاهان، اخلاق درویشان، فضیلت قناعت، فواید خاموشی، عشق و جوانی، ضعف و پیری، تأثیر تربیت و آداب صحبت. برخی حکایتهایش زبان طنز دارند و رندی سعدی اینجا بیشتر از بوستان محسوس است.
۳. نیما یوشیج
نیما یوشیج با نام اصلی علی اسفندیاری سال ۱۲۷۶ در مازندران متولد شد. سال ۱۳۰۱ منظومهی افسانه را منتشر کرد که پایهی شعر نو بود و به حق پدر شعر معاصر و شعر نوی ایران لقب گرفت. کنار زدن فرم کلاسیک شعر ایرانی، شجاعت زیادی هم میطلبید. ایرانیها به هر حال قرنها به آن فرم وفادار بودند. با قافیه و ردیف آهنگین زندگی میکردند اما نیما معتقد بود که شعر باید همراه با زمانه پوست بیندازد. شاعران شعر نوی بعد از نیما، از فروغ فرخزاد گرفته تا احمد شاملو چه روش شعری او را دنبال کردند و چه تلاش کردند سبک خودشان را پایهریزی کنند همه خودشان را وامدار نیما میدانستند. درواقع نیما یوشیج جزو معدود شاعران معاصر است که متفقالقول برایش ارزش و احترام قائلند. فروغ در گفتوگویی گفته بود که به موقع با نیما آشنا شده. بعد از یک دورهی سرگردانی و وقتی لازم بوده زبانش را پیدا کند. و اینکه نیما برایش یک جور کمال داشته شبیه حافظ. نیما حرف روز میزد. حتی عاشقانههایش هم سانتیمانتال صرف نبود و از روح آن سالهای پرآشوب ایران، سالهای جنگ جهانی و کودتا و قیام میرزا کوچک خان و شکلگیری احزاب الهام میگرفت. ماجرا فقط فرم هم نبود. نیما در محتوا هم فضاسازی خاص خودش را داشت. نمونهاش در شعر معروفی که در کتابهای درسی هم آمده:
خانهام ابریست
یکسره روی زمین ابریست با آن.
از فراز گردنه خرد و خراب و مست
باد میپیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من!
آی نیزن که تو را آوای نی بردهست دور از ره کجایی؟
۴. اخوان ثالث

اول اینکه خواندن این سری کتابهای «شعر زمان ما» را کلا از دست ندهید. محمد حقوقی زحمت بسیاری برای گردآوری و مقدمه نوشتن و توضیح و تشریح شاعران معاصر در این مجموعه کشیده و نتیجهاش واقعا زیباست. آقای مهدی اخوان ثالث هم که با آن زبان فاخر ریشه گرفته از ادبیات خراسانی، شاعر نابی است که با خواندن شعرهایش وزن و سنگینی کلمات انتخابی را در آثارش حس میکنید. کلمات در دست اخوان قوام پیدا میکنند. شکل میگیرند و به بهترین حالت خودشان درمیآیند. شعرهایش به فرم نو هستند اما کلمات چنان آهنگیناند که گویی یک قافیه و وزن درونشان پنهان شده. اخوان اگر همان یک شعر «زمستان است» را هم گفته بود به گردن شعر معاصر ایران حق داشت. البته که به شعر کلاسیک هم مسلط بود. اینکه کنار فردوسی دفن شده فقط به دلیل همشهری بودنشان نیست. اخوان هم مثل فردوسی حماسهسرا بود. گیرم به شیوهای جدید. به ایران علاقهی بسیار داشت و میهنپرستی تمام عیار بود. نوشتن از م.امید کار راحتی نیست. به جایش ترجیح میدهم بخشی از شعر درخشان او را بخوانید که در این کتاب هم آمده است:
چه می گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد!
فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندوه، پنهان است
حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان استسلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است.
۵. هوشنگ ابتهاج
برخی میگویند ه.الف سایه شاعر بیش از اندازه قدردیدهای است و آنقدرها هم شاعر توانمندی نبوده. بعد از مرگش که به خاطر عقاید سیاسیاش مورد هجمهی زیادی قرار گرفت. واقعیت اینجاست که اهمیت ابتهاج فقط به عنوان شاعر نبود. حامی محمدرضا شجریان و موسیقی سنتی ایران و لطفی و گروه چاووش و شاید به همان اندازه که در ادبیات و شعر موثر بوده در موسیقی هم تاثیر داشته اما خب اینجا میخواهیم از او در قامت یک شاعر یاد کنیم. ابتهاج هم غزل میسرود و هم شعر نو میگفت. معروفترین شعر نوی او که «ارغوان» است اما بخاطر غزلهایش بیشتر میان دوستداران شعر محبوب بود. هرچند اشعار نوی او شبیه اصطلاح سر زبانها افتاد:
به در نگاه میکنم، دریچه آه میکشد
یا
ارغوان، این چه رازی است که هر سال بهار/ با عزای دل ما میآید…
راستی میدانستید که شاعر ترانهی میهنی «ایران ای سرای امید/ از بامت سپیده دمید» هم ابتهاج بوده است؟
کتاب «آینه در آینه» بیشتر گردآوری شعرهای نوی اوست. اگر میخواهید گزیدهای از ه.الف سایه بخوانید طبعا بهتر است به نظر استاد شفیعی کدکنی گزیده را انتخاب کنید و همین کتاب را بیشتر معتبر کرده است.
از بهاران خبرم نیست
آنچه میبینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آن چنان نزدیک است
که چو برمیکشم از سینه نفس
نفسم را برمیگرداند.
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی میماند.





