نقد سریال «کوری»؛ داستان انتقام در سایه یک فاجعه اجتماعی

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۸ دقیقه
نقد سریال کوری

سریال «کوری» یکی از پرحاشیه‌ترین و در عین حال قابل‌تامل‌ترین تولیدات اخیر شبکه نمایش خانگی است. این اثر به کارگردانی سجاد پهلوان‌زاده، تهیه‌کنندگی کاظم دانشی و نویسندگی امیر ابیلی از پلتفرم فیلم‌نت پخش می‌شود. اما دلیل این همه سروصدا چیست؟

داستانی که از دل یک فاجعه واقعی بیرون کشیده شده

داستان «کوری» با ورود مشروبات الکلی تقلبی به بازار آغاز می‌شود. نوشیدنی‌هایی که قرار است زمینه‌ساز شبی ظاهرا خوش و به‌یادماندنی باشند، در نهایت به یک تراژدی تلخ ختم می‌شوند. بخش مهمی از این حادثه به یک مراسم عروسی مربوط است؛ جشنی که پس از مصرف نوشیدنی‌های آلوده، به صحنه‌ای از یک فاجعه جمعی تبدیل می‌شود و مرگ و نابینایی را به زندگی چند خانواده وارد می‌کند. زمانی که مشخص می‌شود یکی از قربانیان، فرزند فردی بانفوذ است، ماجرا وارد مرحله پیچیده‌تری می‌شود و پای قدرت، رازهای پنهان و روابط پشت‌پرده نیز به پرونده باز می‌شود.

نکته مهم درباره این داستان، الهام گرفتن نویسنده از یک اتفاق واقعی برای طراحی بحران اصلی آن است. طبق گزارشی که در اردیبهشت ۱۴۰۳ منتشر شد، ۲۹ پزشک در یک مهمانی در حوالی شیراز پس از مصرف نوشیدنی آلوده دچار مسمومیت شدند. در این حادثه یکی از پزشکان جان خود را از دست داد و تعدادی دیگر نیز با آسیب‌های جدی جسمی، از جمله نارسایی کلیوی، مواجه شدند.

اتکا به چنین اتفاقی باعث می‌شود کوری بتواند از چارچوب یک تریلر جنایی معمولی فراتر برود. سریال با قرار دادن خطر مسمومیت با متانول در مرکز داستان، عواقب آن را که می‌تواند شامل نابینایی، آسیب مغزی و حتی مرگ باشد، از سطح یک خبر یا آمار فراتر می‌برد و تأثیرات ویرانگر آن را در قالب فروپاشی زندگی و خانواده‌های درگیر با این حادثه به شکلی ملموس به تصویر می‌کشد. جمله‌ای که در معرفی رسمی سریال به‌عنوان چکیده داستان منتشر شد -«عدالت برای همه…!»- به‌خوبی نشان می‌دهد که محور اصلی روایت، نه فقط کشف عاملان یک جنایت، بلکه پرسشی بزرگ‌تر درباره برابری در برابر قانون است: آیا در جهانی که ثروت و نفوذ در آن نقش دارند، عدالت واقعا شامل حال همه می‌شود؟

هشدار: بخش‌هایی از ادامه متن می‌توانند داستان سریال را برای شما اسپویل کنند!

روایتی که قهرمان واحد ندارد

یکی از ویژگی‌های مهم فرمی «کوری»، فاصله گرفتن از الگوی تک‌قهرمانه‌ای است که در بسیاری از سریال‌های ایرانی دیده می‌شود. هرچند قسمت نخست داستان را از زاویه دید یونس فلاحت، بازپرس پرونده با بازی امیر جعفری، آغاز می‌کند، اما خیلی زود شخصیت‌ها و خطوط داستانی دیگری نیز در کنار او اهمیت پیدا می‌کنند؛ از همسر سابق بازپرس گرفته تا ماجرای تلخ عروسی خاندان شمس. روایت کوری ساختاری معمایی دارد و بخش‌هایی که در ابتدا پراکنده به نظر می‌رسند، اما با پیشروی داستان، ارتباط میان آن‌ها به‌تدریج روشن‌تر می‌شود.

بررسی سریال کوری

در این ساختار، حادثه اصلی یعنی مسمومیت الکلی، بیشتر نقش یک گره مرکزی را دارد که چندین خط داستانی را به یکدیگر پیوند می‌دهد. بنابراین، مسئله اصلی دیگر فقط این نیست که «چه اتفاقی افتاده است»، بلکه نحوه مواجهه هر شخصیت با این فاجعه نیز اهمیت پیدا می‌کند. به همین دلیل، کوری به‌جای آنکه صرفاً یک درام حادثه‌محور باشد، به روایتی درباره تأثیر یک فاجعه بر لایه‌ها و گروه‌های مختلف جامعه تبدیل می‌شود. مهم‌ترین پیچش این خط روایی نیز در پایان قسمت چهارم اتفاق می‌افتد؛ جایی که مسیر داستان تغییر می‌کند و ابعاد پیچیده‌تر و رازآلودتری از شخصیت‌ها آشکار می‌شود.

چرخه‌ای که از فرار کردن تغذیه می‌کند

اگر بخواهیم موتور محرک درام کوری را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت: این سریال کمتر درباره «چه کسی مقصر است» و بیشتر درباره «چه کسی حاضر است بار مقصر بودن را بپذیرد» حرف می‌زند. تقریباً هیچ‌کدام از شخصیت‌های کلیدی داستان از بازپرس پرونده گرفته تا خاندان شمس و حتی نهاد قضایی در برابر پیامد تصمیم‌ها یا سکوت‌های گذشته‌شان نمی‌ایستند؛ همه ترجیح می‌دهند فاصله بگیرند، پنهان کنند یا امیدوار باشند که ماجرا خودبه‌خود فروکش کند.

عزت‌الله شمس نمونه‌ای روشن از این الگوست یعنی مردی که انگار از صمیمیت با خانواده‌اش هراس دارد، زیرا نزدیک شدن به عزیزانش را با احتمال تکرار همان خطای گذشته پیوند می‌دهد؛ خطایی که هنوز مشخص نیست عمدی بوده یا سهوی، اما به مرگ چند جوان منجر شده است. طنز تلخ ماجرا اینجاست که همین فاصله گرفتن نیز نمی‌تواند مانع وقوع فاجعه شود. او درست در شب عروسی پسرش، یعنی در یکی از مهم‌ترین لحظات زندگی خانوادگی‌اش، هم فرزندش را از دست می‌دهد و هم نابینا شدن عروسش را به چشم می‌بیند. یونس فلاحت نیز به شکلی متفاوت همین الگو را تکرار می‌کند. سال‌ها سکوت درباره همسر سابق و بستن مسیر ارتباط او با دخترشان، سرانجام با بازگشت همان زن به شکلی بحرانی و دردناک دوباره به زندگی یونس بازمی‌گردد؛ بازگشتی که هم با مرگ یکی از نزدیکان او پیوند می‌خورد و هم رابطه میان پدر و دختر را متزلزل می‌کند. حتی نهادهای رسمی نیز از این چرخه در امان نیستند. درست در لحظه‌ای که دستگاه قضایی تصور می‌کند پرونده مسمومیت‌های الکلی در آستانه بسته شدن قرار دارد، پرونده‌ای تازه و پیچیده‌تر شکل می‌گیرد.

نقد و بررسی سریال کوری

نتیجه انباشت این فرارهای پی‌درپی، از پایان قسمت سوم به بعد کاملاً محسوس می‌شود و تعادلی که در ابتدای داستان به هم خورده بود، دیگر قابل بازسازی نیست. دایره کسانی که از این بی‌مسئولیتی‌های زنجیره‌ای آسیب دیده‌اند از هسته خانواده یونس و شمس گرفته تا حلقه بیرونی‌تر پلیس، بازپرس‌ها و دستگاه قضایی آن‌قدر گسترده شده که هیچ بازگشتی به نقطه شروع ممکن نیست و همین ویژگی است که کوری را از یک درام خانوادگی صرف، به روایتی درباره ماهیت زنجیره‌ای گناه در یک جامعه بدل می‌کند.

وقتی همدلی به معنای تأیید نیست

از قسمت چهارم به بعد، با ورود شیدا به مرحله تازه‌ای از انتقام، روایت کوری وارد مسیر متفاوتی می‌شود. او با ربودن نوه دختری شمس و تهدید به افشای اطلاعات مربوط به یک پرونده قدیمی، مخاطب را به شکلی هوشمندانه میان همدلی و نفرت نسبت به این شخصیت معلق نگه می‌دارد. نزدیک‌تر شدن شیدا به دخترش و ورود دوباره او به زندگی جدید همسر سابق، در ابتدا باعث می‌شود مخاطب فاصله بیشتری از او بگیرد اما سریال با بازگشت به گذشته و روایت رابطه عاشقانه محسن و مارال، بار دیگر مخاطب را به دنیای ذهنی و انگیزه‌های این شخصیت انتقام‌جو نزدیک می‌کند.

در اینجا مخاطب می‌تواند با شخصیت انتقام‌جو همدلی کند، بدون اینکه لزوماً خودِ عمل انتقام را تأیید کند. کوری نشان می‌دهد که درک کردن انگیزه یک شخصیت، به معنای بخشیدن یا توجیه رفتار او نیست. انتقام، حتی زمانی که از رنجی واقعی سرچشمه گرفته باشد، همچنان می‌تواند همان چرخه‌ای را بازتولید کند که شخصیت زمانی خودش قربانی آن بوده است.
از قسمت ششم به بعد، این خط داستانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و سریال به‌تدریج از قالب یک تریلر جنایی ساده که صرفاً به دنبال پاسخ دادن به پرسش «چه اتفاقی افتاد؟» است، فاصله می‌گیرد و به پرسش پیچیده‌تر «چه کسی باید هزینه آن را بپردازد؟» نزدیک می‌شود. نتیجه، شکل‌گیری فضایی خاکستری است که در آن نمی‌توان شخصیت‌ها را به‌سادگی در دو گروه مشخصِ خوب و بد قرار داد.

کوری

واقع‌گرایی به قیمت چند لغزش فنی

سجاد پهلوان‌زاده که «کوری» سومین تجربه او در سریال‌سازی پس از «سقوط» و «حیثیت گمشده» محسوب می‌شود، برای این اثر رویکردی مستندگونه را در پیش گرفته است. دوربین در بخش زیادی از صحنه‌ها روی دست قرار دارد، شخصیت‌ها را دنبال می‌کند و از لرزش‌های ظریف و حساب‌شده خود ابایی ندارد؛ انگار یکی از حاضران در صحنه است که با نفس‌بریده همراه شخصیت‌ها پیش می‌رود، نه چشمی ثابت و بی‌طرف که صرفاً از فاصله‌ای امن وقایع را تماشا کند. برداشت‌های بلند نیز در تقویت همین رویکرد نقش دارند.

برای مثال، صحنه دستگیری ساقی با برداشتی طولانی با حفظ پیوستگی زمانی و فشار موقعیت، تنش موجود را مستقیماً به مخاطب منتقل می‌کند و فرصت چندانی برای فاصله گرفتن از فضای ملتهب داستان باقی نمی‌گذارند. با این حال، این انتخاب فرمی کاملاً بدون نقص نیست. در صحنه‌های ابتدایی قسمت‌های اولیه، ریتم و تدوین هنوز به انسجام کافی نرسیده و دوربین در بعضی لحظات حالتی سردرگم پیدا می‌کند. با این حال، شاید جدی‌ترین ضعف به صداگذاری مربوط باشد. شاید باورتان نشود اما برخی دیالوگ‌ها مجدد دوبله شده‌اند که این در برخی لحظات آن‌قدر محسوس است که برای سریالی که بخش قابل توجهی از تأثیرگذاری خود را از فضاسازی و ایجاد حس حضور در دل موقعیت می‌گیرد، این مسئله صرفاً یک ایراد فنی کوچک نیست.

بازیگری: از درخشش تا اجراهای منفعل

کیفیت بازی‌ها در کوری کاملاً یکدست نیست و در کنار اجراهای درخشان، نمونه‌هایی از بازی‌های کم‌رمق‌تر نیز دیده می‌شود. امیر نوروزی یکی از باورپذیرترین اجراهای سریال را ارائه می‌کند. در کنار او، یسنا میرطهماسب، مجید نوروزی و غزاله اکرمی از جمله نقاط قوت بازیگری مجموعه هستند. حدیث میرامینی نیز به خصوص در نمایش اندوه شخصیت خود عالی عمل کرده و به‌طور کامل با احساسات مخاطب ارتباط برقرار می‌کند.

در سوی دیگر، مریلا زارعی که همواره یکی از بازیگران قابل اتکای سینمای ایران بوده، در اینجا اجرایی نسبتاً ضعیف ارائه می‌دهد که ظرافت‌های همیشگی بازی‌های او را کمتر در خود دارد. برخی نقش‌های فرعی نیز همچنان بیشتر در قالب تیپ باقی مانده‌اند و از نظر کیفیت اجرا فاصله محسوسی با بازی‌های برجسته‌تر مجموعه دارند.

بررسی سریال کوری نماوا

جمع‌بندی

«کوری» به‌واسطه انتخاب سوژه‌ای واقعی و کمتر روایت‌شده، از همان ابتدا خودش را از انبوه ملودرام‌های آشنای نمایش خانگی متمایز می‌کند. ساختار روایی خاص، دکوپاژ واقع‌گرایانه و مستندوار، و مضمون خاکستری انتقام که مخاطب را بدون توجیه اخلاقی به همدلی دعوت می‌کند، این سریال را از سطح یک تریلر جنایی صرف بالاتر می‌برد.

اما این ظرفیت هنوز به‌طور کامل به نتیجه نرسیده است. ریتم گاها کند، ایرادهای فنی در صداگذاری و ناهمواری کیفیت بازیگری از جمله چالش‌هایی هستند که سریال باید در نیمه دوم فصل نخست پاسخ درخوری برایشان پیدا کند. در پایان سرنوشت نهایی «کوری» به این بستگی دارد که آیا می‌تواند رازهای انباشته‌شده‌اش را با یک پایان‌بندی حساب‌شده جمع کند یا نه که به شخصه فعلا چندان به آن امیدوار نیستم.

شناسنامه سریال «کوری»

پخش: نماوا/فیلم‌نت، ۱۴۰۵
کارگردان: سجاد پهلوان زاده
بازیگران: مریلا زارعی، امیر جعفری،سارا بهرامی، محسن قصابیان
خلاصه داستان: پس از وقوع فاجعه‌ای غیرمنتظره و مرگبار در یک جشن عروسی، یک بازپرس جنایی که مسئول رسیدگی به این پرونده شده، با حقایقی تکان‌دهنده روبرو می شود…

20 سریال‌ برتر نماوا؛ از «قورباغه» تا «خاتون»
20 سریال ایرانی برتر فیلم‌نت؛ از «وحشی» تا «پوست شیر»

دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X