بازگشت به ریشهها؛ کن ۲۰۲۶ و پایان عصر بلاکباسترها
جشنواره بینالمللی فیلم کن برای چندین دهه به عنوان نقطه تلاقی شکوهمند هنر ناب سینما و تجارت بزرگ هالیوود شناخته میشد؛ رویدادی که یک سوی آن به سینمای مستقل و پیشرو جهان تکیه داشت و سوی دیگرش ویترینی پر زرق و برق برای نمایش قدرت استودیوهای بزرگ آمریکایی بود. با این حال، نگاهی به لیست آثار حاضر در جشنواره سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که این تعادل سنتی دچار یک دگرگونی اساسی و تاریخی شده است. در سالی که استودیوهای هالیوودی از ترس نقدهای کوبنده منتقدان و موجهای ویرانگر رسانههای اجتماعی، ترجیح دادهاند از این میدان بزرگ دوری کنند، کاخ کلوبها و بلوار کروازت فرصت را برای بازپسگیری هویت اصلی خود غنیمت شمردهاند.
این غیبت بیسابقه، نه نشانهای از افول جشنواره، بلکه نویدبخش آغازی دوباره برای سینمای اصیل است. کن با آغوش باز به استقبال مخاطبان نسل جدید رفته است؛ سینمادوستانی جهاندیده که سلیقه خود را در پلتفرمهای مستقل شکل دادهاند و اشتیاقشان برای کشف جلوههای نوظهور هنر هفتم، فرسنگها با فرمولهای تکراری سینمای بدنه فاصله دارد. در این مقاله به بررسی چرخش بزرگ قدرت در این رویداد باشکوه میپردازیم و تحلیل میکنیم که چگونه کن با تکیه بر جهانبینی منحصربهفرد کارگردانان بزرگی چون اصغر فرهادی و پدرو آلمودوار، مسیر نوین خود را بدون وابستگی به سایه هالیوود پیدا کرده است.
فرش قرمز کن دوباره زیر پای مولفان؛ وقتی هالیوود از معتبرترین جشنواره جهان عقب مینشیند.
بازگشت کن به ریشههای بینالمللی خود در غیبت آثار بزرگ آمریکایی؛ تکیه بر اصالتی که به جشنواره هویت میدهد
دهههاست که کن جایگاهی منحصربهفرد در تخیل فرهنگی جهان دارد؛ نه فقط به عنوان معتبرترین جشنواره سینمایی دنیا، بلکه به عنوان مجللترین پایگاه برونمرزی هالیوود.
از حضور گریس کلی در بلوار کروازت، کوئنتین تارانتینو و اوما تورمن در افتتاحیه «پالپ فیکشن» (Pulp (Fiction و جولیا رابرتز که با پای برهنه روی فرش قرمز قدم زد گرفته تا تام کروز که با پرواز جنگندهها بر فراز آسمان، منطقه ریویرا را به تعطیلی کشاند، هالیوود همواره رد پای خود را در کن به جا گذاشته است.

اما جشنواره کن ۲۰۲۶ روایت کاملا متفاوتی را بازگو کرد. ماه گذشته وقتی فهرست فیلمها اعلام شد، یک ویژگی بلافاصله جلب توجه کرد: غیبت تقریبا کامل فیلمهای استودیوهای بزرگ هالیوود.
اسکات راکسبورو، رییس دفتر اروپایی هالیوود ریپورتر و از قدیمیهای این جشنواره میگوید: «امسال هیچ فیلم بزرگ آمریکایی در جشنواره وجود ندارد. معمولا حداقل یک اثر بلاکباستر بزرگ در کن افتتاح میشود یا کمپانیها از این جشنواره برای آغاز اکران اروپایی فیلم خود استفاده میکنند.»
در سالهای اخیر، کن میزبان افتتاحیه فیلمهایی چون «ماموریت غیرممکن: روزشمار نهایی» (Mission: Impossible–The Final Reckoning)، «تاپ گان: ماوریک» (Top Gun: Maverick)، «الویس» (Elvis) و «ایندیانا جونز و گردونه سرنوشت» (Indiana Jones and the Dial of Destiny) بوده است. اما امسال هیچ اثر بلاکباستر استودیویی در جدول اکران دیده نمیشود.

در بخش مسابقه اصلی برای تصاحب نخل طلا، تنها دو فیلم آمریکایی رقابت میکنند: فانتزی موزیکال ایرا ساکس به نام «مردی که دوست دارم» (The Man I Love) با بازی رامی ملک و ربکا هال که داستانش در دوران اوج بیماری ایدز میگذرد، و درام جنایی جیمز گری به نام «ببر کاغذی» (Paper Tiger) با حضور آدام درایور و اسکارلت جوهانسون. جالب اینجاست که سرمایه اصلی هر دو فیلم خارج از آمریکا تامین شده است.

در همین حال، در بخش «نوعی نگاه»، شاهد افتتاحیه فیلم «رابطه نوجوانانه و مرگ در کمپ میاسما» (Teenage Sex and Death at Camp Miasma) ساخته جین شونبرون با بازی جیلین اندرسون و همچنین فیلم «پسر کلوب»، نخستین تجربه کارگردانی جردن فرستمن خواهیم بود. فیلم نوآرگونه «الماس» (Diamond) به کارگردانی اندی گارسیا، ستاره هالیوود و با بازی بیل موری و داستین هافمن در بخش خارج از مسابقه به نمایش درمیآید. فیلم «اتوبوس شبانه یکطرفه ملخی» (Propeller One-Way Night Coach) نیز که نخستین تجربه کارگردانی جان تراولتا و اقتباسی از کتاب سال ۱۹۹۷ خود او درباره یک جوان علاقهمند به هوانوردی است، در همین بخش روی پرده میرود.
چرخشی به سوی سینمای مولف و مستقل
تیری فرمو، دبیر جشنواره، استدلال کرده است که کن صرفا تغییرات وسیعتر این صنعت را بازتاب میدهد. او اخیرا گفت: «از نظر کمی، استودیوها نسبت به گذشته بلاکباسترهای کمتر و فیلمهای مولف کمتری تولید میکنند.»
راکسبورو معتقد است استودیوها نسبت به ریسکهای اکران افتتاحیه در جشنوارهها محتاطتر شدهاند. او با اشاره به فیلمهای مدعی جوایز مانند «ننبرد پشت نبرد» (One Battle After Another) و «گناهکاران» (Sinners) که بدون حضور در جشنوارهها به موفقیت رسیدند، گفت: «استودیوها فهمیدهاند که میتوان یک فیلم بزرگ را بدون کمک یک جشنواره سینمایی معتبر هم اکران کرد.»

بحث کنترل روی فیلم نیز مطرح است. در یک جشنواره، این منتقدان هستند که فضای پیرامون فیلم شما را شکل میدهند و این موضوع میتواند به شکلی فاجعهبار نتیجه عکس بدهد؛ به عنوان نمونه فیلم «ایندیانا جونز و گردونه سرنوشت» در سال ۲۰۲۳ پس از آنکه توسط منتقدان کن کوبیده شد، در گیشه شکست خورد. راکسبورو میگوید: «امروزه یک نقد منفی میتواند فورا در رسانههای اجتماعی دست به دست و همهگیر شود.»
مساله بعدی سیاست است. جشنواره برلین امسال تحت تاثیر شدید پرسشهایی درباره وضعیت ژئوپلیتیک جهان بود که حتی به مداخله دولت آلمان انجامید. برای استودیوهای بزرگ، حاشیههای ویدیویی که از کنفرانسهای مطبوعاتی در فضای مجازی پخش میشود میتواند بسیار آسیبرسان باشد.
در عوض، بخش مسابقه امسال نشاندهنده بازگشت به همان ساختار بینالمللی و مولفمحوری است که کن اعتبارش را بر پایه آن ساخته است. پدرو آلمودوار با فیلم «کریسمس تلخ» (Bitter Christmas) بازمیگردد؛ داستانی درباره گروهی از دوستان فیلمساز که از زندگی یکدیگر برای ساخت آثارشان مایه میگذارند و به نوعی همنوعخواری فرهنگی دست میزنند.

آلمودوار پیش از حضور در کن، از جوایز اسکار به دلیل بیش از حد غیرسیاسی بودن انتقاد کرد. او به لوسآنجلس تایمز گفت: «تماشای پخش زنده اسکار که در آن اعتراضات چندانی علیه جنگ یا علیه ترامپ وجود نداشت، بسیار قابل تامل بود.»
اصغر فرهادی، برنده ایرانی جایزه اسکار، فیلم «داستانهای موازی» (Parallel Tales) را با بازی ایزابل هوپر و ونسان کسل به جشنواره آورد.

لازلو نمش، کارگردان مجارستانی با درام مقاومت فرانسه به نام «مولن» (Mullen) بازگشت. کریستیان مونجیو، کارگردان رومانیایی با فیلم «فیورد» (The Fjord) که در نروژ میگذرد کامبک خود را رقم میزند و آندری زویاگینتسف، فیلمساز تبعیدی روس، از تریلر سیاسی خود به نام «مینوتور» (Minotaur) رونمایی کرد.
ساندرا هولر در فیلم «سرزمین پدری» (Fatherland) ساخته پاول پاولیکوفسکی ایفای نقش کرده است که داستان آن حول محور بازگشت توماس مان نویسنده از تبعید آمریکا پس از جنگ جهانی دوم میگذرد. هیروکازو کورهایدا و ریوسوکه هاماگوچی، استادان سینمای ژاپن نیز فیلمهای جدیدی در بخش مسابقه دارند.

ترکیب هیات داوران به ریاست پارک چان ووک، کارگردان کرهجنوبی و با حضور دمی مور و کلوئی ژائو نیز بازتابدهنده همین رویکرد بینالمللی است.
نگاه نسل جدید سینمادوستان
کریس کوتونو، معاون سردبیر مجله «ئه ربیتس فوت» میگوید: «عجیب است، اما من هیچوقت تا این حد برای فهرست فیلمهای کن هیجانزده نبودهام. کن گاهی اوقات در تله نمایشهای تجاری این صنعت گرفتار میشود. امسال به نظر میرسد تمرکز بسیار بیشتری روی سینمای کارگردانان مولف جهانی معطوف شده است.»
کوتونو گفت مخاطبان جوانتر که سلیقه آنها توسط پلتفرمهایی مانند لترباکسد و موبی شکل گرفته است، بیش از پیش به سمت کارگردانان بینالمللی جذب میشوند که زمانی آثارشان خاصپسند قلمداد میشد: «بسیاری از بینندگان جوانتر برای فیلم جدید هاماگوچی بیشتر هیجانزده میشوند تا فیلمی از کوپولا یا تارانتینو. شاید جشنواره با دیدن این تیپ جدید از سینمادوستان جهاندیده، دارد با این واقعیت کنار میآید که دیگر نیازی به استودیوهای بزرگ ندارد.»
این غیبت فقط محدود به هالیوود نیست. سینمای بریتانیا نیز امسال به طور شگفتانگیزی حضور کمرنگی دارد و هیچ کارگردانی از بریتانیا در بخش مسابقه اصلی حضور ندارد. تنها فیلم بریتانیایی در بخش رسمی جشنواره، «کانتونا» (Cantona) است؛ مستندی درباره این فوتبالیست فرانسوی به کارگردانی بن نیکولاس و دیوید تایهورن که در بخش نمایشهای ویژه اکران میشود. این در حالی است که کلایو بارنارد فیلم «من فرو ریختن ساختمانها را مانند رعد و برق میبینم» (I See the Collapse of Buildings Like a Lightning Bolt) را در بخش دو هفته کارگردانان افتتاح میکند و سارا اسحاق، فیلمساز یمنی-اسکاتلندی، فیلم «ایستگاه» (The Station) را به هفته منتقدان میآورد. مستند برانابی تامپسون با نام «ماوریک: ماجراهای حماسی دیوید لین» (Maverick: The Epic Adventures of David Lean) نیز در بخش کلاسیکهای کن به نمایش درمیآید.
بریتانیا همچنین از طریق برنامه موسوم به «۸ بزرگ» که توسط انستیتو فیلم بریتانیا (BFI) و بریتیش کانسیل برگزار میشود و پروژههای جدید فیلمسازان تازهکار را برجسته میکند، در جشنواره نماینده دارد.
میا بیز، مدیر صندوق فیلمسازی انستیتو فیلم بریتانیا گفت بریتانیا همچنان حضور پررنگی در بخشهای مختلف برنامه دارد و اشاره کرد که انتخاب فیلمها در جشنوارهها اغلب به زمانبندی آماده شدن آثار بستگی دارد.
او گفت: «با توجه به اینکه جشنواره برلین در ماه فوریه یکی از موفقترین دورهها برای فیلمهای بریتانیایی در طول سالهای گذشته بود و با نگاه به جشنوارههای پاییز که امیدواریم فیلمهای آینده بریتانیا را جشن بگیرند، معتقدیم دلایل زیادی برای خوشحالی و امید به آینده وجود دارد.»
اما نه عقبنشینی هالیوود و نه سال آرامتر سینمای بریتانیا، هیچکدام احتمالا نمیتواند به اعتبار کن به عنوان مهمترین مرجع تعیین سلیقه سینمایی در این صنعت لطمه بزند. از فیلم «انورا» (Anora) گرفته تا آثار غیرانگلیسیزبان سال گذشته مانند «ارزش معنوی» (Spiritual Worth)، «مامور مخفی» (The Mole Agent) و «یک تصادف ساده» (It Was Just an Accident)، فیلمهایی که در بلوار کروازت متولد میشوند، تا مدتها پس از آنکه قایقهای تفریحی ستارهها به خانههای خود بازگردند، بر فصل جوایز سینمایی حکمرانی میکنند.
منبع: The Guardian

