پرحاشیهترین فیلمهای تاریخ جشنواره کن؛ از «بازیهای خندهدار» تا «تصادف»
جشنوارهی فیلم کن یکی از معتبرترین جشنوارههای فیلمهای سینمایی و بدون شک یکی از بدنامترین و پرحاشیهترین آنها از نظر انتقادات و واکنشهای مخاطبان است. تاریخ این جشنواره پر از فیلمهایی است که بیست دقیقه تشویق ایستاده گرفتهاند و آنقدر از آنها تعریف کردهاند که اغلب کارگردانان این تحسینها و تمجیدها را به خواب هم نمیبینند. اما این تنها یک طیف ماجراست. در جایی که فیلمها تا این اندازه مورد تشویق و تحسین قرار میگیرند، فیلمهایی هم هستند که با واکنشهای منفی شدیدی مواجه میشوند. مردم به دلیل ماهیت افراطی آنچه در مقابلشان به نمابش گذاشته میشود، گاه فیلم را هو میکنند، از سالن بیرون میروند یا غش میکنند؛ مثلا فیلمهای لارس فون تریه و گاسپار نوئه حسابی در این زمینه بدنام هستند.
جشنوارهی کن جشنوارهای است که انگار این واکنشهای شدید را از معتبرترین منتقدان فیلم دنیا بیرون میکشد؛ به عنوان مثال فقط کافی است یک نمونه مارک کرمود، منتقد بریتانیایی، را به یاد بیاورید که چنان از فیلم «پخمهها» (The Idiots) لارس فون تریه منزجر شد که قبل از اینکه از نمایش حذف شود، ایستاد و فریاد زد: «Il est merde».
خلاصه، کن جشنوارهای است که به دلایل مختلف با جشنوارههای دیگری فرق دارد. در این فهرست به ترتیب از دههی شصت میلادی تا امروز، نگاهی به پرحاشیهترین و جنجالیترین فیلمهای سینمایی میپردازیم که تاکنون در کن به نمایش درآمدهاند.
پرحاشیهترین فیلمهای تاریخ جشنواره کن که باید ببینید
۱۰. زندگی شیرین (La Dolce Vita)

- سال اکران: ۱۹۶۰
- کارگردان: فدریکو فلینی
- بازیگران: مارچلو ماسترویانی، آنیتا اکبرگ، آنوک امه، ماگلی نوئل، نادیا گری
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۸ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۹۵ از ۱۰۰
شاهکار فدریکو فلینی در سال ۱۹۶۰، که داستان زندگی مارچلو روبینیِ روزنامهنگار را در طول هفت شبانهروز در جامعهای رو به زوال در شهر رم دنبال میکند، حتی پیش از رسیدن به جشنوارهی کن غوغایی به پا کرد. وقتی این فیلم برای اولین بار در ایتالیا اکران شد، تماشاگران در خیابان به فلینی تف میانداختند، همزمان واتیکان هم فیلم را محکوم کرد. ایتالیاییها آن را حملهای مستقیم به پایتخت خود و همچنین کلیسای کاتولیک میدانستند و کارگردان متهم شد که اعتبار کشورش را برای مخاطبان سینما به خطر انداخته است.
در جشنوارهی کن، این فیلم نخل طلا برد؛ اما انگار این قضیه در ایتالیا اوضاع را بسیار بدتر کرد. هیئت داوران جشنوارهی کن دو دسته بودند؛ برخی فیلم را بیش از حد طولانی و اپیزودیک میدانستند؛ برخی دیگر نگاه استادانهی فلینی پشت دوربین را میستودند. با این حال، این اختلاف نظرات بین هیئت داوران و نارضایتی برخی از مخاطبان در کن، به پای خود ایتالیاییها نمیرسید. میتوان به جرئت گفت از آن زمان هیچ فیلمی به کن نیامده که به این اندازه مردم خود کشورش از آن متنفر باشند. البته اکنون «زندگی شیرین» به عنوان یکی از بزرگترین آثار فلینی شناخته میشود، اما در آن زمان انواع و اقسام دردسرها را ایجاد کرد.
۹. از ته دل وحشی (Wild at Heart)

- سال اکران: ۱۹۹۰
- کارگردان: دیوید لینچ
- بازیگران: نیکلاس کیج، لورا درن، ویلم دفو، کریسپین گلاور، ایزابلا روسلینی، هری دین استنتون
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۲ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۶۶ از ۱۰۰
با اینکه فیلم ۱۹۸۴ «تلماسه» (Dune) شکست بزرگی برای لینچ بود، اما پیش از آنکه او بخواهد سراغ اقتباس رمان فرانک هربرت برود، این کارگردان تواناییهای خود را با «کلهپاککن» (Eraserhead) و «مرد فیلنما» (The Elephant Man) اثبات کرده بود. پس از یک تجربهی ناامیدکننده با «تلماسه»، لینچ به همان کاری که بلد بود بازگشت و شاهکار «مخمل آبی» (Blue Velvet) را در ۱۹۸۶ به ما ارائه داد؛ پیش از ورود به دنیای «توئین پیکس» (Twin Peaks). با افزایش آشفتگیهای استودیویی در فصل دوم سریال، لینچ زمان کمتری را سر صحنهی فیلمبرداری «توئین پیکس» گذراند؛ چون داشت روی «از ته دل وحشی» کار میکرد که در بخش رقابتی جشنوارهی کن حضور داشت.
با وجود ماهیت خودآگاه فیلم (و اینکه حقیقتاً «از ته دل وحشی» فیلم فوقالعادهای است)، وقتی «از ته دل وحشی» به عنوان برندهی نخل طلا اعلام شد، غوغایی در کن به راه افتاد. این تصمیم با ترکیبی از تشویقها و هو کردنهای بلند و مداوم روبرو شد. تعداد قابل توجهی از منتقدان احساس میکردند «از ته دل وحشی» در مقایسه با آثار گذشتهی لینچ، یکی از فیلمهای کماهمیتتر اوست و خشونت بیمورد، مستهجن، افراطی و بدون عمق فیلم را بهانه کردند.
این فیلم همچنان به عنوان یکی از پرحاشیهترین فیلمهای کن تمام دوران به حساب میآید. «از ته دل وحشی» با اینکه بیشک خشن است، اما عجیبترین یا جنجالیترین فیلم لینچ نیست و عجیب است که چطور چهارمین فیلم لینچ توانست این همه جنجال به پا کند. بالاخره دلیلی دارد که «از ته دل وحشی» در کن به نمایش درآمد و جایزه برد و امروز با نگاهی دوباره به آن، میتوان دید که بسیار بهتر از آن چیزی است که منتقدان به آن بها دادند.
۸. تصادف (Crash)

- سال اکران: ۱۹۹۶
- کارگردان: دیوید کراننبرگ
- بازیگران: جیمز اسپیدر، هالی هانتر، الیاس کوتیاس، دبورا کارا آنگر
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۴ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۶۶ از ۱۰۰
هرچه واکنشهای منفی نسبت به «از ته دل وحشی» غیرمنطقی است، واکنشها به «تصادف» دیوید کراننبرگ قابل درک است. این فیلم که اقتباسی از رمان شگفتانگیز جِی. جی. بالارد به حساب میآید، دربارهی تهیهکنندهای است که درگیر یک خردهفرهنگ زیرزمینی شامل افرادی میشود که تصادفات رانندگی آنها را تحریک میکند.
فرانسیس فورد کوپولا ریاست هیئت داوران جشنوارهی کن را بر عهده داشت و جایزهی ویژهی هیئت داوران را به «تصادف» اهدا کرد، اما طبق گزارشات، این جایزه بعد از اختلاف نظرهای فراوان داده شد؛ برخی از اعضای هیئت داوران میخواستند نخل طلا را به «تصادف» بدهند و برخی دیگر اصلا آن را در حد جایزه نمیدانستند. جای تعجب نیست که این فیلم در زمان نمایش با موجی از واکنشهای منفی و هو کردنها مواجه شد و منتقدان را هم به دودستگی کشاند؛ برخی معتقد بودند که این فیلم واقعاً یک اثر سینمایی جالب و بدیع است، در حالی که برخی دیگر آن را یک اثر بیمایه میدانستند که خود را در رخت هنر پنهان کرده است.
جنجالها در کن به پایان نرسید؛ زیرا شورای وستمینستر در بریتانیا پخش آن را ممنوع کرد؛ یعنی نمایش آن در هیچ سینمایی در وستاند قانونی نبود؛ حتی با وجود اینکه پیشتر اجازهی ویژه برای نمایش اولیهی فیلم را داده بودند. هرچه منتقدان واکنشهای ضد و نقیضی به «تصادف» نشان دادند، مطبوعات که انگار عروسیاشان بود، حسابی روی حواشی مانور دادند. این فیلم همچنان یکی از بهترین فیلمهای دیوید کراننبرگ است که به عنوان یکی از پرحاشیهترین فیلمهای تاریخ جشنوارهی کن شناخته میشود.
۷. بازیهای خندهدار (Funny Games)

- سال اکران: ۱۹۹۷
- کارگردان: میشائل هانکه
- بازیگران: سوزان لوتار، اولریش موهه، آرنو فریش، فرانک گیرینگ
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۵ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۳ از ۱۰۰
«بازیهای خندهدار» ساختهی میشائل هانکه اثری زننده است. اینکه خوب است یا نه، جای بحث دارد؛ اما شکی در آن نیست که رسالت خود را بر بیننده تمام میکند. تقریباً کل فیلم در خانهای میگذرد که یک خانوادهی اتریشی برای تعطیلات به آنجا رفتهاند. دو مرد جوان مؤدب با دستکشهای سفید دم در میآیند و میپرسند که آیا میتوانند چند تخم مرغ قرض بگیرند. از اینجا به بعد، یک سری شکنجهی روانی و جسمی وحشتناک بر سر این خانواده میآید.
هانکه بارها شخصیتها را وادار میکند دیوار چهارم را بشکنند و اساساً از تماشاگران میپرسد که چرا هنوز دارند فیلم را تماشا میکنند و کل ماجرا به طرز چشمگیری زننده و اضطرابآور است. در نتیجه، در جشنوارهی کن عدهی زیادی از سالن بیرون رفته و مشخص بود که به شدت عصبانی و منزجر شدهاند. مسئله اینجاست که این فیلم اساسا طوری طراحی شده که چنین واکنشی را برانگیزد؛ انگار انگشتی به سمت تماشاگرانی نشانه میگیرد که به خشونت روی پردهی سینما صرفاً به عنوان سرگرمی نگاه میکنند.
آنچه مردم را بسیار ناراحت میکرد، فقدان کامل همدلی یا حتی دلیلی پشت چیزی بود که تماشا میکردند. این مشکلی بود که برخی از منتقدان هم به آن اشاره داشتند. اما عدهی زیادی هم بودند که از «بازیهای خندهدار» به عنوان یک شاهکار در سینما یاد کردند. این فیلم امروز هم اختلاف نظرهای فراوانی را برمیانگیزاند. فقط حواستان باشد که با دیدن بازسازی آن وقتتان را تلف نکنید.
۶. برگشتناپذیر (Irréversible)

- سال اکران: ۲۰۰۲
- کارگردان: گاسپار نوئه
- بازیگران: مونیکا بلوچی، ونسان کسل، آلبر دوپنتل
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۳ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۶۰ از ۱۰۰
یکی از پرحاشیهترین و بحثبرانگیزترین فیلمهای کن، فیلم تکاندهنده و در عین حال درخشان گاسپار نوئه محصول ۲۰۰۲ است که با یکی از خشنترین سکانسهای تاریخ سینما آغاز میشود؛ سکانسی که در آن سر مردی با کپسول آتشنشانی فرو میرود. نکتهای که آن را به شدت زننده میکند، این است که انگار به گونهای فیلمبرداری شده که هیچ کاتی در آن وجود ندارد. فیلم به صورت معکوس فیلمبرداری شده و ما پی میبریم که این آغاز وحشتناک، دایرهای وحشتناکتر از خشونت را تکمیل میکند که در پایان فیلم میبینیم؛ یعنی نه دقیقهی خشن در زیرگذر.
اما ساختار فیلم، دقیقا عامل موفقیت آن است؛ زیرا احساس شما را نسبت به آنچه در حال وقوع است، تغییر میدهد. با این حال، طبق شنیدهها، موقع نمایش افتتاحیهی فیلم در کن، بیش از ۲۰۰ نفر از سالن خارج شدند و چندین نفر از تماشاگران به مراقبتهای پزشکی نیاز داشتند. منتقدان در مقابل «برگشتناپذیر» دو دسته شدند: کسانی که فکر میکردند فیلم نوئه شاهکار است و کسانی که فکر میکردند این فیلم غیرقابل قبول است. در بریتانیا، این فیلم یکی از معدود فیلمهایی است که به دلیل خشونتش از هیئت ردهبندی سنی فیلمهای بریتانیا، رتبه «Extremely Strong» دریافت کرده است.
با گذشت بیش از بیست سال از فیلم، ذرهای از بدنامی آن کاسته نشده و همچنان اثری است که مخاطبان و منتقدان را به دو دستگی میکشاند. نوئه فیلمسازی است که میداند چطور مخاطب را به طرق مختلف تحریک کند و این را هم با بالاترین کیفیت فیلمسازی ارائه دهد. در نهایت، اینکه فکر کنید «برگشتناپذیر» خوب است یا نه، تا حد زیادی به نظر شخصی خودتان بستگی دارد.
۵. ماری آنتوانت (Marie Antoinette)

- سال اکران: ۲۰۰۶
- کارگردان: سوفیا کوپولا
- بازیگران: کرستن دانست، جیسون شوارتزمن، جودی دیویس، رز بیرن، جیمی درنان، تام هاردی
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۵ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۵۷ از ۱۰۰
ساختن فیلمی دربارهی یکی از جنجالیترین چهرههای تاریخ فرانسه توسط یک کارگردان امریکایی و تبدیل او به نوجوانی بدعنق و عاشق خرید کردن، معلوم است که هرگز در جشنوارهی کن با استقبال خوبی روبرو نخواهد شد.
این فیلم در اولین نمایش خود در کن ۲۰۰۶ با صدای بلند و بیرحمانه هو شد و موسیقی متن آن که شامل گروههایی مانند Gang of Four و New Order بود، اوضاع را بسیار بدتر هم کرد. در نگاه مخاطبان و منتقدان کن، بیطرفی در مواجهه با «ماری آنتوانت» کنار گذاشته شد. با اینکه با نگاهی به گذشته، اکنون میتوان گفت که «مری آنتوانت» یکی از بهترین فیلمهای سوفیا کوپولا است، اما سال ۲۰۰۶ هم منتقدان و هم مخاطبان فرانسوی حسابی به آن حمله کردند.
تصمیم کوپولا برای روایت داستانِ این چهرهی تاریخی، به عنوان داستانی از انزوای جوانی و حذف کامل تاریخ سیاسی از این داستان، بدون شک جسورانه و جالب است؛ اما رویکردی است که هیچ شانسی برای موفقیت در کن نداشت.
۴. موتورهای مقدس (Holy Motors)

- سال اکران: ۲۰۱۲
- کارگردان: لئوس کاراکس
- بازیگران: دونی لَوان، ادیت اسکوب، کاتاژینا گلینکا، ایو مندز، کایلی مینوگ
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۹۱ از ۱۰۰
«موتورهای مقدس» یکی از بهترین فیلمهای قرن بیست و یکم و در مقابل از پرحاشیهترین فیلمهای جشنوارهی کن است. فیلم لئوس کاراکس مردی را دنبال میکند که در طول یک روز با یک لیموزین سفید در پاریس پرسه میزند، هویتهای مختلف را به خود میگیرد، و هیچکدام از اینها هرگز توضیح داده نمیشوند.
این موضوع باعث ایجاد یک شکاف بزرگ در جشنوارهی کن شد؛ برخی ایستاده و پرشور فیلم را تشویق میکردند و برخی در سردرگمی کامل قرار داشتند. «موتورهای مقدس» جایزهی نخل طلا را به فیلم «عشق» (Amour) میشائل هانکه باخت. اما حتی این تصمیم هم نظرات متفاوتی برانگیخت. مسئله این نبود که «عشق» فیلم خوبی نیست؛ مسئله این بود که طرفداران «موتورهای مقدس» چنان تحت تأثیر فیلم کاراکس قرار گرفته بودند که حتی ایدهی دادن جایزه به فیلم دیگری برایشان غیرقابل هضم بود.
«موتورهای مقدس» اولین فیلم کاراکس در سیزده سال بود و این دوباره به انتقادات و تحسینهای طرفدارانش دامن میزد. آنهایی که فیلم را دوست داشتند، «موتورهای مقدس» را یک دستاورد استثنایی قلمداد میکردند. آنهایی هم که از فیلم خوششان نیامد، میگفتند که وقفهی سیزدهسالهی کاراکس از عرصهی سینما، فیلمسازی را از یاد او برده است.
۳. آبی گرمترین رنگ دنیاست (Blue is the Warmest Colour)

- سال اکران: ۲۰۱۳
- کارگردان: عبدالطیف کشیش
- بازیگران: لئا سیدو، ادل اگزارکوپولوس
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۶ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۸۸ از ۱۰۰
عبدالطیف کشیش پس از آنکه داستانهای پشت صحنهی فیلم برندهی نخل طلای او اندکی پس از جشنوارهی کن منتشر شد، در مرکز جنجالها قرار گرفت. هیئت داوران به رهبری استیون اسپیلبرگ، جایزه را به طور مشترک به کارگردان و هر دو بازیگر نقش اول زن (ادل اگزارکوپولوس و لئا سیدو) اهدا و تشویق ایستادهی تماشاگران، این تصمیم هیئت داوران را حمایت کرد.
اما کمی بعد از جشنواره، هر دو بازیگر نقش اول زن علناً در مورد اینکه فیلمبرداری چقدر طاقتفرسا و تقریبا تحقیرآمیز بوده است، صحبت کردند. این اتهامات چنان سایهای بر فیلم انداخت که برای برخی، تماشای آن غیرممکن شد و اکنون به نظر میرسد نخل طلای آن، با ابهامات و اما و اگرهایی مواجه است.
لئا سیدو به وضوح از تجربهی تحقیرآمیز خود بر سر فیلمبرداری «آبی گرمترین رنگ دنیاست» گفته و اعلام کرده دیگر هرگز با کشیش کار نخواهد کرد؛ جملهای چنان منفی که باعث میشود تماشای فیلم، هرچقدر هم که خوب باشد، ناراحتتان کند.
۲. خانهای که جک ساخت (The House that Jack Built)

- سال اکران: ۲۰۱۸
- کارگردان: لارس فون تریه
- بازیگران: مت دیلون، برونو گانتس، اوما تورمن، سوفی گرابول، جرمی دیویس
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۸ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۵۹ از ۱۰۰
لارس فون تریه مسلماً بزرگترین فیلمساز جنجالی در سینماست. نه به این دلیل که فیلمهایش شوکهکننده هستند، بلکه به این دلیل که فیلمهایش فقط میخواهند بیننده را شوکه کنند. بسیاری از پرحاشیهترین فیلمهای جشنوارهی کن، به دست فون تریه ساخته شدهاند؛ فیلمهایی که حسابی خشم مردم را برانگیختهاند (برای دیدن نظر مارک کرمود در مورد فیلم «پخمهها» به مقدمه مراجعه کنید)، اما اینجا فقط یکی را قرار میدهیم که یکی از بهترین فیلمهای لارس فون تریه و احتمالاً قدرنادیدهترین آنهاست.
داستان فیلم «خانهای که جک ساخت» در طول پنج «حادثه» و یک دورهی دوازده ساله روایت میشود. قهرمان داستان، جک (مت دیلون)، یک قاتل زنجیرهای است که قتلهای خود در دهههای ۷۰ و ۸۰ در ایالت واشنگتن را برای کسی به نام ورج تعریف میکند. این فیلم به راحتی یکی از جالبترین فیلمهای فون تریه است که بازی فوقالعادهی دیلون در مرکزیت آن قرار میگیرد. «خانهای که جک ساخت» در سال ۲۰۱۸ در بخش خارج از مسابقه در جشنوارهی کن به نمایش درآمد، احتمالاً به این خاطر که فون تریه در جشنوارهی سال ۲۰۱۱ گفته بود «هیتلر را درک میکند». همچنین به نظر میرسد فون تریه با انتخاب برونو گانتس برای این فیلم، که در نقش هیتلر در «سقوط» (Downfall) محصول سال ۲۰۰۴ عالی ظاهر شد، میخواست طعنهای دیگر به این حواشی بزند.
«خانهای که جک ساخت» را میتوان به عنوان فیلمی در نظر گرفت که فون تریه صادقانه خودش را واکاوی میکند، نتیجه یک فیلم درست و درمان است که زننده بودن آن، تنها محض شوکه کردن مخاطب نیست.
۱. تیتان (Titane)

- سال اکران: ۲۰۲۱
- کارگردان: ژولیا دوکورنو
- بازیگران: ونسان لندون، میریم آکدیو، آگاته روسل، گیرانس ماریلیر
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۴ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۹۰ از ۱۰۰
جولیا دوکورنو که پیش از این با فیلم «خام» (Raw) در سال ۲۰۱۶ مخاطبان و منتقدان را شگفتزده کرده بود، پنج سال بعد با فیلم «تیتان» (Titane) به کن بازگشت. اگر مردم فکر میکردند «خام» (Raw) بحثبرانگیز است، «تیتان» چیز دیگری بود؛ فیلمی که در آن زنی توسط یک ماشین باردار میشود و سپس دست به یک کشتار خشونتآمیز میزند. دوکورنو به شیوهای خیرهکننده باری دیگر استعدادهای خود را، که پیشتر در «خام» نشان داده بود، به رخ کشید؛ اما همه با این نظر موافق نبودند.
دوکورنو برای «تیتان» جایزهی نخل طلا را برد و به دومین زنی تبدیل شد که این جایزه را میگیرد (پس از جین کمپیون در سال ۱۹۹۳). اگرچه این فیلم طرفداران زیادی پیدا کرد (از جمله اسپایک لی، که ریاست هیئت داوران را بر عهده داشت و به طور تصادفی برنده را به جای آخر مراسم، اول از همه اعلام کرد)، منتقدان فیلم میگفتند که «تیتان» تنها محض شوکه کردن مخاطب ساخته شده است. بنا به گزارشها، چندین نفر از تماشاگران در طول سکانس وحشتناکی که در آن کسی صورتش را به سینک میکوبد، غش کردند و چندین نفر هم از سالن بیرون رفتند.
با این حال، بحثبرانگیزتر از کوبیدن صورت در سینک یا خشونتِ فیلم، بیشک این است که چطور در طول تاریخ بلند و بالای کن، دوکورنو تازه دومین کارگردان زنی بوده که جایزهی نخل طلا میبرد. با اینکه این مشکل نسبت به خشونت روی پرده سینما غیرقابل توجیهتر است، اما آخرسر این خشونت و موضوع متفاوت «تیتان» بود که آن را به یکی از پرحاشیهترین فیلمهای تاریخ کن تبدیل کرد.
منبع: Taste of Cinema



