از فیلم «الدن رینگ» چه میدانیم؟
بازی «الدن رینگ» (Elden Ring) شاید شاهکار استودیوی فرامسافتور و احتمالا نقطهی شکوفایی کامل ژانر سولزلایک باشد، اما با توجه به عظمت جهانش و ساختار روایی خاصی که دارد، بههیچوجه شبیه اثری نیست که به آسانی بتواند به فیلم تبدیل شود. با این حال، استودیوی اِی24 تصمیم گرفته شانسش را امتحان کند، اما آیا قمار 100 میلیون دلاری آنها جواب میدهد؟ در این مقاله، همهی اطلاعات منتشر شده از فیلم «الدن رینگ» و هرچه که نیاز است بدانید را جمعآوری کردهایم.
اگر «الدن رینگ» را تجربه کردهاید، حتما میدانید که ساختار متعارفی ندارد؛ اینجا با یک جهان اسطورهای پیچیده روبهرو هستیم که روایتش بیشتر از طریق اتمسفر، طراحی محیطی و تکههای پراکندهی داستانی شکل میگیرد، نه یک خط داستانی سرراست. مسلما نباید انتظار داشته باشیم که اقتباس سینمایی آن، مسیر مشابهی را طی کند (چون اساسا امکانپذیر نیست) و ظاهرا سازندگان هم نسبت به این مسئله واقف هستند.
بنابراین فیلم قرار نیست مستقیما وقایع بازی را بازسازی کند، بلکه به سراغ دورهای پیش از آن میرود. این تصمیم هوشمندانه است، چون اگر قرار بود داستان بازی دوباره روایت شود، به شدت سادهسازی میشد و ابعاد ابهامآمیز، چندلایه و غیرخطی آن از بین میرفت. اینکه فیلم یک پیشدرآمد باشد، به فیلمساز اجازه میدهد در همان جهان، اما با آزادی روایی بیشتر حرکت کند.
خبر رسمی تولید فیلم در ماه مه 2025 توسط اِی24 اعلام شد؛ استودیویی که اغلب با آثار هنری، مهجور و گاهی تجربی شناخته میشود، نه بلاکباسترهای فانتزی پرخرج. این بدان معنا بود که قرار نیست با یک اقتباس معمولی روبهرو باشیم. علاوه بر این، مشخص شد که استودیوی فرامسافتور هم در ساخت فیلم مشارکت دارد تا امیدوار شویم که هویت اثر اصلی حفظ خواهد شد.
اتفاق خوب دیگر، حضور الکس گارلند در مقام کارگردان است. اولین ساختهی او، «اکس ماکینا» (2014) یک فیلم علمی-تخیلی تحسینبرانگیز بود که وعدهی ظهور یک فیلمساز مولف را میداد. او با «نابودی» (2018) سعی کرد از زاویهی دیگری به این ژانر نزدیک شود، فیلمی که ضعفهای خاص خودش را داشت اما به اندازهی «اکس ماکینا» فلسفی و خوشساخت بود. گارلند در ادامه، «مردان»، «جنگ داخلی» و «جنگاوری» را ساخت که آخری را باید بازگشت او به فرم بدانیم. او اما فیلمنامهنویس درجهیکی هم هست، «28 روز بعد» (2002)، «آفتاب» (2007)، «هرگز رهایم مکن» (2010) و «28 سال بعد» (2025) را نوشته و هر بار نشان داده که در عرضهی ایدههای مفهومی و خلق فضاهای تاریک استعداد دارد. از قضا، او یک گیمر هم هست که در ادامه به آن میپردازیم.
و در نهایت، جرج آر. آر. مارتین هم یکی از تهیهکنندگان فیلم است. مارتین که او را بیشتر با رمانهای «بازی تاج و تخت» میشناسید، در طراحی جهان اسطورهای بازی «الدن رینگ» نقشی کلیدی ایفا کرده بود.
ظهور یک پدیده

وقتی بازی «الدن رینگ» برای نخستین بار در نمایشگاه E3 2019 معرفی شد، تقریبا همه هیجانزده شدند. نام هیدتاکا میازاکی در کنار جرج آر. آر. مارتین، بهتنهایی کافی بود تا بازی در رادار گیمرها قرار بگیرد. فرامسافتور پس از موفقیتهای پیدرپی با «دیمنز سولز»، سهگانه «دارک سولز» و «سکیرو»، به نقطهای رسیده بود که دیگر نمیخواست فقط فرمول آشنای خودش را تکرار کند؛ استودیو به دنبال خلق اثری بود که هم دیانای بازیهای «سولزلایک» را حفظ کند و هم وسعت، آزادی عمل و حس ماجراجویی را به سطحی تازه ببرد.
مارتین دیالوگها یا روایت لحظهبهلحظه بازی را ننوشت. نقش او بیشتر در طراحی افسانههای کهن، تاریخ باستانی، خاندانها، روابط قدرت و شالوده اسطورهای جهان بازی بود؛ یعنی همان بخشهایی که قبل از آغاز ماجرای اصلی رخ دادهاند و مثل لایهای مدفون زیر ویرانهها، در جایجای سرزمین بازی حس میشوند. میازاکی بعدها گفت که این مدل همکاری به او آزادی زیادی داده تا آن تاریخ عظیم و پرجزئیات را بگیرد و به سبک خاص فرامسافتور (یعنی روایت غیرمستقیم)، تکهتکه و رازآلود، و به تجربهای بازیمحور تبدیل کند. نتیجهی نهایی درخشان بود؛ «الدن رینگ» از جنبهی جهانسازی، حس یک اسطورهی شکسته را دارد؛ گویی بازیکن وارد دنیایی میشود که بزرگترین رویدادهایش هزار سال قبل اتفاق افتاده و حالا فقط پژواک آن باقی مانده است.
«الدن رینگ» از جنبه طراحی هم یکی از جاهطلبانهترین پروژههای فرامسافتور بود، چون آنها باید فرمولهای همیشگی خود را در ساختار جهانباز پیادهسازی میکردند. برای بازی، مناطق بزرگ و متعددی طراحی شد اما در قلب آنها همان فلسفه آشنای فرامسافتور حضور داشت: کنجکاوی باید پاداش بگیرد، خطر همیشه در کمین باشد و هر مسیر فرعی و مخفی به کشفی فراموشنشدنی ختم شود. رویکرد آنها جواب داد و «الدن رینگ» به آسانی از دیگر بازیهای جهانباز فاصله گرفت.
البته فرایند تولید بیدردسر پیش نرفت. پس از معرفی اولیه، بازی برای مدتی طولانی در سکوت خبری فرو رفت و همین مسئله باعث شد شایعهها و نگرانیها درباره روند ساخت آن بالا بگیرد. بخشی از این سکوت، به رویکرد همیشگی فرامسافتور برمیگشت که ترجیح میدهد قبل از رسیدن به مراحل نهایی تولید، اطلاعات زیادی منتشر نکند. اما واقعیت این بود که توسعه بازی با چالشهایی جدی هم روبهرو شده بود؛ از جمله پیچیدگی فنی یک جهان بسیار بزرگتر از آثار قبلی استودیو، و همهگیری کووید-19. مانند بسیاری از پروژههای بزرگ آن دوره، ساخت «الدن رینگ» هم با وقفهها، دشواریهای ارتباطی و… روبهرو شد. با این حال، وقتی بازی در سال 2021 با یک نمایش گیمپلی مفصل برگشت، همه نگرانیها فروکش کرد.
و سرانجام، بازی در فوریه 2022 منتشر و به سرعت به یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ بازیهای ویدیویی تبدیل شد. بازخوردها مثبت بودند و بازی از جنبهی تجاری همه را غافلگیر کرد. موفقیت «الدن رینگ» معنادار بود، چون به همه ثابت کرد که بازیهای سخت و پیچیده میتوانند به مخاطب عظیم جهانی برسند، البته به شرطی که کیفیت، هویت و خلاقیت داشته باشند. «الدن رینگ» نه تنها جایزه بهترین بازی سال را به خانه برد، بلکه جایگاه فرامسافتور را هم تثبیت کرد؛ استودیوی محبوب گیمرهای هاردکور، حالا استودیوی محبوب همهی گیمرها بود. «الدن رینگ» نتیجهی سالها آزمون و خطای فرامسافتور است و حالا در فهرست بهترین بازیهای تاریخ، جایگاه ثابتی دارد. با این تفاصیل، بدیهی است که نسخهی سینمایی آنهم هیجان زیادی ایجاد کند و انتظارات از آن بالا باشد.
فیلمسازی که یک گیمر حرفهای است

اصولا هیچچیز بدتر از این نیست که یک فیلمساز، وظیفهی ساخت یک اثر اقتباسی را برعهده بگیرد اما هیچ درکی از بازیهای ویدیویی نداشته باشد. خوشبختانه، گارلند یک گیمر حرفهای و از عاشقان «الدن رینگ» است. وقتی در مصاحبه با آیجیان، از او پرسیده شد که سختترین باس بازی کدام است، او گفت که مالنیا بیشترین چالش را برایش داشته است. او همچنین به این نکته اشاره کرد که رادان را مثل آب خوردن شکست داده است! او در ادامه گفت که بازی را شش بار تمام کرده و در حال تجربهی دور هفتم است! چند ماه بعد، گارلند در مصاحبه با نیویورکر، اطلاعات جالبتری ارائه داد. ظاهرا او «بدون دستمزد»، یک فیلمنامه 160 صفحهای برای فیلم نوشته و آن را برای هیدتاکا میازاکی فرستاده است.
البته کسانی که گارلند را میشناسد، احتمالا از علاقهی او به صنعت بازی آگاه هستند. او در رمان «ساحل» (2000) بارها به بازیهای ویدیویی اشاره کرده بود. او همچنین، قصهی بازی «ایناسلیو: اودیسه به سمت غرب» (Enslaved: Odyssey to the West) را نوشته که برای آن، جایزه انجمن نویسندگان بریتانیا را به خانه برد. گارلند سرپست نویسندگان بازی «دیامسی» (دویل می کرای) هم بوده است. و یک نکتهی دیگر، گارلند قصد داشت از فیلمسازی خداحافظی کند اما «الدن رینگ» نظرش را تغییر داد.
بازیگران فیلم «الدن رینگ» را بشناسید

مدتی بعد از معرفی فیلم، شایعاتی در باب حضور بن ویشاو، کیلی اسپینی و کیت کانر در این پروژه منتشر شد و بعد از چند ماه، کاشف به عمل آمد که این شایعهها حقیقت دارند. کیت کانر در فیلم «جنگاوری» گارلند هم به ایفای نقش پرداخته است و به نظر میرسد که نقش اصلی فیلم خواهد بود. کیلی اسپینی هم که «بیگانه: رومولس» را در کارنامه دارد، پیش از این در «جنگ داخلی» با گارلند همکاری کرده بود. بین ویشاو اما چهره سرشناستری است و او را بیشتر با نقش کیو، در نسخههای اخیر جیمز باند از جمله «اسکایفال» و «اسکپتر» میشناسید.
علاوه بر بازیگران فوقالذکر، جاناتان پرایس (اسبهای آرام)، تام برک (فیوریوسا: حماسه مکس دیوانه)، هاوانا رز لیو (باتمز)، پیتر سرافیناویچ (نگهبانان کهشان)، سونویا میزونو (اکس ماکینا)، روبی کروز (برای تمام بشریت)، جان هاجکینسون (ناپلئون)، جفرسون هال (وایکینگها)، اما لیرد (بروتالیست) و نیک آفرمن (جنگ داخلی) نیز در فیلم حضور خواهند داشت. تا این لحظه تایید نشده که آنها چه نقشی را ایفا میکنند.
داستان از چه قرار است؟

قبل از اینکه به گمانهزنی درباره قصهی فیلم برسیم، شاید بهتر باشد نگاهی اجمالی به داستان بازی داشته باشیم. رویدادهای «الدن رینگ» در سرزمین میانه (Lands Between) رخ میدهد، جایی که زمانی زیر سایه نظمی مقدس و قدرتمند به نام الدن رینگ اداره میشد. وقتی این نظم در هم میشکند، همهچیز رو به زوال میرود؛ نیمهخدایان قیام میکنند، سرزمینها به فساد کشیده میشوند و امید به رستگاری از بین میرود. در گذشته، این جهان تحت حکمرانی ملکه ماریکا قرار داشت اما روزی فاجعهای رخ میدهد، الدن رینگ شکسته میشود و فرزندان ملکه ماریکا، هر کدام صاحب یک تکه از آن شده و وارد جنگی ویرانگر میشوند. در این میان، ما در نقش «تارنیشد» – یا همان راندهشده- وارد میدان میشویم؛ کسی که زمانی از این سرزمین طرد شده بود، اما اکنون با فراخوانی نیرویی مرموز بازگشته تا تکههای شکستهی حلقه را جمع کند و به مقام الدن لُرد برسد.
در حال حاضر، اطلاعات زیادی از قصهی فیلم نداریم، حتی با استناد به تصاویر لو رفته از صحنه فیلمبرداری، هرچه که بگوییم حدس و گمان است. با این حال، شانس بالایی وجود دارد که قلعه استورم ویل (Stormveil Castle)، رایا لوکاریا (Raya Lucaria) و پایتخت سلطنتی لیندل (Leyndell’s Royal Capital) را در فیلم داشته باشیم. همچنین بر اساس تصاویر، به نظر میرسد که ملکه ماریکا هم در فیلم حضور دارد.
بهترین حدس ما این است: ماجراها بعد از دومین جنگ لیورنیا اتفاق میافتد. یعنی دورانی که راداگون (Radagon) و رنالا (Rennala) با هم ازدواج کردهاند و گادفری (Godfrey)، اولین همسر ملکه ماریکا و نخستین الدن لُرد، هنوز قلعه استورم ویل را فتح نکرده است. گادفری در این دوره، دست به کشتار و تاختوتاز در سرزمینهای میانیه میزند تا توسط ملکه ماریکا تبعید شود. سپس ماریکا، راداگون را به عنوان همسر دوم خود انتخاب میکند، اتفاقی که قلب رنالا را میشکند.
همچنین براساس تصاویری که از پایتخت سلطنتی لیندل در دسترس قرار گرفته، به نظر میرسد که هنوز تخریب نشده، این بدان معناست که اژدهای باستانی، گرنسکس (Gransax) هنوز دیوارهای آن را نابود نکرده است، اتفاقی که قبل از پادشاه شدن راداگون رخ میدهد.
پس از این رویدادها، حادثهی «شب خنجرهای سیاه» (Night of Black Knives) را داریم که طی آن، گروهی از آدمکشها شبانه به نیمهخدایان حمله میکنند تا آنها را به قتل میرسانند. گادوین، فرزند ملکه ماریکا، از کسانی است که روحش در این شب کشته شده و بدنش به «شاهزاده مرگ» تبدیل میشود. ماریکا پس از این تراژدی، ناراحت و خشمگین شده و الدن رینگ را میشکند تا فرزندانش تکههای آن را تصاحب کرده و این سرزمین را به هرج و مرج بکشانند.
مسلما نمیتوان این حجم از داستان را در فیلم گنجاند اما به نظر میرسد که دومین جنگ لیورنیا، نقطهی مناسبی برای شروع باشد، چون همهی عناصر لازم برای تبدیل شدن به یک فیلم استاندارد هالیوودی را دارد. نبرد خاندانها و خدایان، به سبک «بازی تاج و تخت»، همیشه جذاب است و البته لزومی هم ندارد که دهها ویدیوی تحلیلی تماشا کنید تا متوجه شوید قصه از چه قرار است! در هر صورت، باید منتظر بمانیم و ببینیم سازندگان چه نقشهای دارند.
فیلم «الدن رینگ» چه زمانی اکران میشود؟

طبق اعلام استودیوی اِی24 و باندای نامکو، فیلم «الدن رینگ» در تاریخ 3 مارس 2028 (13 اسفند 1406) روی پرده میرود. با احتساب هزینهی تبلیغات، این فیلم بودجهای حدودا 150 میلیون دلاری خواهد داشت که آن را به پرهزینهترین اثر سینمایی تاریخ استودیوی اِی24 تبدیل میکند. بنابراین، این فیلم باید حداقل 300 میلیون دلار بفروشد که به سوددهی برسد و در واقع باید به پرفروشترین فیلم این استودیو تبدیل شود. موفقیتترین محصول آنها تا این لحظه، «مارتی سوپریم» است که با بودجه 70 میلیون دلاری، به فروش 191 میلیون دلاری رسید. در صورت انتشار اطلاعات تازه درباره فیلم، آنها را اختیار شما قرار خواهیم داد.
آیا نسبت به فیلم «الدن رینگ» خوشبین هستید؟ نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.
منبع: Kotaku



