دغدغه‌های محیط زیستی «سایلنت هیل» ۲۰۰۶ در بیست سالگی فیلم هنوز هم پابرجاست

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۶ دقیقه
فیلم «سایلنت هیل» ۲۰۰۶

اولین اقتباس سینمایی از بازی‌های ویدیویی «سایلنت هیل» (Silent Hill) نقص‌های زیادی دارد؛ از اجراهای ضعیف برخی بازیگران، تا داستان پر از ابهام، خلاصه موانع زیادی جلوی موفقیت فیلم را گرفتند. اما جلوه‌های ویژه‌ی دلهره‌آور، فضای پرتنش و زیبایی‌شناسی تاریک و تلخ آن، در کنار ارتباط عمیق داستان با دنیای اصلی «سایلنت هیل»، باعث شده از زمان اکران اولیه‌ی فیلم در سال ۲۰۰۶ میلادی، طرفداران بارها و بارها به آن بازگردند و دوباره تماشایش کنند.

بی‌شک بین اقتباس‌های سینمایی «سایلنت هیل»، فیلم ۲۰۰۶ از بقیه بهتر است. به جز فضای پرتنش و جلوه‌های ویژه‌ی تأثیرگذار، مضامین عمیقی در زیر داستان گاه سطحی «سایلنت هیل» وجود دارد که با هر بار دیدن مجدد آن، بیشتر خودشان را نشان می‌دهند. در زیر پوسته‌ی روانشناسانه و وحشت فرقه‌ای «سایلنت هیل»، ارزش‌های زیست‌محیطی، سیاسی و فمینیستی در زیرلایه‌های فیلم وجود دارند که در معدود فیلم‌های ترسناک عامه‌پسند دیده می‌شوند.

هشدار! در ادامه خطر لو رفتن داستان فیلم «سایلنت هیل» (۲۰۰۶) وجود دارد

«سایلنت هیل» داستان رز (رادا میچل) را دنبال می‌کند، مادری که سعی دارد دلایل کابوس‌های شارون (جودل فرلند)، دخترخوانده‌اش، در مورد شهر سایلنت هیل را کشف کند. رز پس از تحقیقات گسترده، متوجه می‌شود که شهر اصلی که بخش عمده‌ای از فیلم در آن می‌گذرد، به دلیل آتش‌سوزی در معادن زغال‌سنگ متروکه شده است. این یک پدیده‌ی واقعی است که در دنیای خودمان هم اتفاق می‌افتد. در جاهایی که فعالیت گسترده‌ی معادن دیده می‌شود، آتش‌سوزی‌های بلندمدت امری محتمل هستند.

رز تصمیم می‌گیرد دخترش را به سایلنت هیل ببرد، جایی که اگر با بازی‌ها آشنا باشید، می‌دانید اتفاقات خوبی در انتظار کاراکترها نیست. رز در یک واقعیت جایگزین و مه‌آلود از شهری که به دنبالش بود، از خواب بیدار می‌شود و می‌فهمد شارون ناپدید شده. پیدا کردن شارون در بُعد پیچیده‌ی سایلنت هیل به رز و افسر پلیس، سیبِل (لوری هولدن)، بستگی دارد.

رادا میچل

داستان بازی ویدیویی اصلی در شهر سایلنت هیل، جایی در ایالات متحده اتفاق می‌افتد؛ بدون اینکه دقیقا به جغرافیای این شهر یا ایالت اشاره داشته باشد. توضیح خاصی هم درباره‌ی فاجعه‌ی محیط زیستی که ساکنان آن را به ترک محل سوق داده، ارائه نمی‌شود. در فیلم، شهر سایلنت هیل در ویرجینیای غربی قرار دارد؛ ایالتی که اغلب به‌خاطر اتکای اقتصادی‌اش به صنایع زغال سنگ شناخته می‌شود. این محیط آپالاچی، ترسی را که سازندگانش می‌خواهند مخاطبان احساس کنند، در خود جای داده است. فیلمسازان ژانر وحشت سال‌هاست که از آپالاچی به عنوان مکانی برای برانگیختن ترس در بینندگان استفاده کرده‌اند؛ مسئله‌ای که بار سنگین تحریف رسانه‌ای و دگرسازی فرهنگی نسبت به منطقه را نشان می‌دهد.

فیلم «سایلنت هیل» اما بدون تکیه بر بازنمایی‌های کلیشه‌ای از مردم آپالاچی، یک مشکل واقعی که ویرجینیای غربی و بسیاری از بخش‌های دیگر آپالاچی با آن مواجه هستند را برجسته می‌کند. در حالی که کلیشه‌ها اغلب بر خشونت غیرمتمدنانه‌ی این محیط تمرکز دارند (فیلم «بازماندگان» (Deliverance) نمونه‌ای از آن است)، مردم سایلنت هیل در فیلم ۲۰۰۶ گروهی بنیادگرا از طبقه‌ی متوسط هستند که عضو فرقه‌ی «برادران» (Brethren) شده‌اند.

۱۵ فیلم برتر درباره‌ی جهان‌های موازی که شما را به دنیایی ترسناک می‌برند

فیلم در فلش‌بک‌ها بیشتر به این دنیا و مردم آن می‌پردازد. این فلش‌بک‌ها ما را به پیش از فاجعه‌ای می‌برند که شهر را غیرقابل سکونت کرد و به‌جایش، یک واقعیت جهنمی جایگزین سایلنت هیل شد. ساکنان سایلنت هیل از نظر اقتصادی در رفاه هستند، آرمان‌های والایی دارند، انطباق کامل اجتماعی را از مردم شهر می‌طلبند و رفتارهایی را که از نظرشان غیرعادی است، به بی‌رحمانه‌ترین شکل سرکوب می‌کنند.

این بازنمایی بیشتر از آنکه مشخصاً نقدی بر مردم آپالاچی باشد، به رفتار مردم شهرهای کوچکتر در حاشیه شباهت پیدا می‌کند. خلاف بازنمایی سنتی از مردم آپالاچی در قالب تپه‌نشینان پراکنده و خشن – که تا سال‌ها بر رسانه‌ها غالب بود – «سایلنت هیل» با نگاهی تازه سراغ این منطقه می‌رود.

با اینکه هنوز تصویر خشنی از ساکنان سایلنت هیل به تصویر کشیده می شود، این خشونت ریشه در تخریب آپالاچی‌ها به عنوان مردمی نادان و بی‌فرهنگ ندارد؛ بلکه بیشتر تصویری درباره‌ی گروه‌های اجتماعی بسته و تعریف محدود آن‌ها از انطباق اجتماعی ارائه می‌دهد که مخصوص آپالاچی نیست؛ بلکه در هر جایی ممکن است اتفاق بیفتد.

استفاده از ویرجینیای غربی به عنوان پس‌زمینه‌ای که داستان «سایلنت هیل» در آن رخ می‌دهد، مسائل واقعی معاصر را برجسته می‌کند؛ مسائل واقعی چون تخریب محیط زیستی ناشی از معادن و صنایع استخراجی که قرن‌هاست ساکنان منطقه را آزار داده‌اند.

آلیسا در فیلم سایلنت هیل ۲۰۰۶

فاجعه‌ای که در نهایت باعث ایجاد بُعد ماورای طبیعی در سایلنت هیل می‌شود، لایه‌های مفهومی فیلم ۲۰۰۶ را عمیق‌تر می‌کند. آلیسا (که جودل فرند نقش او را هم بازی می‌کند) دختر جوانی است که پیش از شکل‌گیری این بُعد در سایلنت هیل زندگی می‌کرده. او که به قولی «حرامزاده» بوده، مدام مورد تحقیر و تمسخر ساکنان متدین شهر قرار می‌گرفته. دالیا (دبورا کارا آنگر)، مادر آلیسا، پس از اینکه آلیسا توسط سرایدار مدرسه‌اش مورد تجاوز قرار می‌گیرد، به کریستابلا (آلیس کریگ)، کاهنه‌ی اعظم فرقه‌ی برادران، اجازه می‌دهد تا روی دخترش مراسم تطهیر انجام دهند. کریستابلا و پیروانش سپس سعی می‌کنند آلیسا را ​​​​در یک مراسم قربانی زنده زنده بسوزانند. این مراسم توسط دالیا و افسر پلیس توماس گوچی (کیم کوتس) متوقف می‌شود. اما آن‌ها دیر از راه می‌رسند و چهره و بدن آلیسا به طرز وحشتناکی در آتش می‌سوزد. این آتش در نهایت باعث فاجعه‌ی درز زغال سنگ می‌شود که ساکنان را مجبور به ترک شهر می‌کند.

آلیسا، که نفرت تمام وجودش را فراگرفته، بُعد تاریک و کابوس‌وارِ شهر سایلنت هیل را می‌سازد؛ یک دنیای دائماً در حال تغییر که دالیای گناهکار و اعضای گناهکار فرقه‌ی برادران را در جهنم مه‌گرفته و هیولاوار خود به دام می‌اندازد. در نهایت، آلیسا خود نیز تغییر و تحولاتی را از سر می‌گذراند. وجودِ او بین موجودی شیطانی که از نفرتش تغذیه می‌کند، و تجسم معصومیت او، که شارون است، تقسیم می‌شود.

«سایلنت هیل» ۲۰۰۶

اگر فیلم «سایلنت هیل» را یک رسانه‌ی اکوفمنیسیتی توصیف کنیم، اغراق نکرده‌ایم. ترم «اکوفمنیسیم» (Ecofeminism) در ScienceDirect به صورت «فعالیت سیاسی و نقد فکری» توصیف شده است. این چارچوبی است که استدلال می‌کند آسیب وارده به زنان و آسیب وارده به محیط زیست، یکدیگر را منعکس می‌کنند و به چندین روش موازی اجتماعی و سیاسی آشکار می‌شوند.

آتش زغال سنگ پس از شکنجه‌ی دختری شعله‌ور می‌شود که ساکنان سایلنت هیل بلای وحشتناکی سرش می‌آورند. بازیگران فیلم، که عمدتاً زن هستند، تنها با هیولاهای بُعد ماوراءالطبیعه مبارزه نمی‌کنند، بلکه در حال مبارزه با فاجعه‌ای محیط زیستی هستند و همزمان می‌کوشند دخترکی را از سرنوشت وحشتناکش نجات دهند؛ سرنوشتی که به دست یک‌سری آدم متعصب محافظه‌کار رقم خورده است. زخم‌هایی که آلیسا از خشونت برادران خود متحمل شده، بازتاب زخم‌هایی است که که ویرجینیای غربی، ایالت زادگاهش، از معدن‌کاری و استخراج معادن متحمل شده است. خشونت علیه زنان و خشونت علیه زمین، و همچنین اقدامات سیاسی به رهبری زنان، در سایلنت هیل جدایی‌ناپذیرند.

در دورانی که تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت‌های انسانی و ظهور فاشیسم دست به دست هم داده‌اند و بشریت را به سمت روزهایی تاریک می‌برند، فیلم «سایلنت هیل» (۲۰۰۶) بستری غافلگیرکننده و در عین حال تکان‌دهنده برای نقد زیست‌محیطی و اجتماعی ارائه می‌دهد که متأسفانه با گذشت زمان، تنها ملموس‌تر شده است.

شناسنامه فیلم «سایلنت هیل» (Silent Hill)

کارگردان: کریستوفر گانس
نویسنده: راجر ایوری براساس بازی‌های «سایلنت هیل» از «کونامی»
بازیگران: رادا میشل، شان بین، لوری هولدن، دبورا کارا آنگر، جودل فرلاند، آلیس کریج
محصول: ۲۰۰۶، ایالات متحده، کانادا و فرانسه
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۶.۵ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز:  ۳۴٪
خلاصه داستان: این فیلم داستان مادری مهربان را دنبال می‌کند که دخترخوانده‌اش را به شهر سایلنت هیل می‌برد، شهری که تنها سرنخ درباره‌ی وضعیت خوابگردی دخترش است. او پس از بیهوش شدن در یک تصادف رانندگی، در شهری غرق در مه و خاکستر به هوش می‌آید و می‌بیند دخترش گم شده است. او در جستجوی دخترک در شهر به جستجو ادامه می‌دهد و ارتباط دختر را با شهر سایلنت هیل کشف می‌کند…

منبع: Den of Geek

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X