سریال «شرق بهشت» و منابع الهام پشت طراحی لباس فوق‌العاده آن

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۸ دقیقه
طراحی لباس سریال «شرق بهشت»

«شرق بهشت» (East of Eden) اقتباس تازه‌ی سریالی از این کتاب ۷۰ ساله، به تازگی منتشر شد. این سریال، که شورانر آن زویی کازان است (نوه‌ی الیا کازان، کارگردان اقتباس سینمایی «شرق بهشت» سال ۱۹۵۵ با بازی جیمز دین) یکی از پرهزینه‌ترین و مجلل‌ترین سریال‌هایی است که اخیراً روی پلتفرم‌های پخش خانگی آمده و بخش اعظم آن به طراحی لباس فوق‌العاده‌اش بازمی‌گردد؛ به خصوص برای کاراکتر فلورنس پیو که در نقش ضدقهرمان حماسه‌ی جان استاین‌بک، بهترین اجرای کارنامه‌ی خود را به نمایش می‌گذارد. طراح لباس سریال «شرق بهشت»، کریستی کمرون نیوزیلندی، اخیراً در مصاحبه‌اش با وبسایت «وُگ» (Vogue)، درباره‌ی منابع الهام خود و سیر تکامل لباس کاراکترها با پیشرفت داستان توضیح داده است.

هشدار! در ادامه خطر لو رفتن داستان سریال «شرق بهشت» وجود دارد

پاییز امسال مملو از آثار درام تاریخی است. پیش از آنکه فیلم «عقل و احساس» (Sense and Sensibility) راهی سینماها شود و «غرور و تعصب» (Pride and Prejudice) از نتفلیکس سردرآورد، اقتباس ادبی باشکوه دیگری به این پلتفرم پخش خانگی رسیده است: روایتی تازه از شاهکار جان استاین‌بک، یعنی رمان حماسی «شرق بهشت».

این مینی‌سریال که توسط زویی کازان، نوه‌ی الیا کازان کارگردان افسانه‌ای هالیوود که اقتباس سال ۱۹۵۵ «شرق بهشت» را به سینما آورد، ساخته شده، رویکردی متفاوت پیش گرفته است: تمرکز داستان بر شخصیت کتی ایمز؛ ضدقهرمانی جذاب و تأثیرگذار که در سریال نقش او را فلورنس پیو ایفا می‌کند. کتی از همان دوران کودکی درمی‌یابد که مردان اشتیاقی شدید و مهارناپذیر نسبت به او دارند و سرانجام می‌آموزد که چگونه از این ویژگی برای منفعت شخصی‌اش بهره ببرد.

فلورنس پیو و کریستوفر ابوت در سریال «شرق بهشت»

فلورنس پیو در نقش کتی و کریستوفر ابوت در نقش آدام در سریال «شرق بهشت»

او پس از مواجهه با مردی قدرتمند که سرانجام طردش می‌کند، سر از خانه‌ی آدام تراسک (با بازی کریستوفر ابوت) درمی‌آورد، با او ازدواج کرده و از ساحل شرقی امریکا به کالیفرنیا می‌رود. اما کتی از زندگی یکنواخت خود در نقش همسر و مادرِ پسران دوقلویش، آرون و کال، ناراضی است. بنابراین، خانواده را ترک می‌کند و مسئولیت مراقبت از فرزندان را به لی (با بازی هون لی)، خدمتکار چینی-امریکایی خانواده می‌سپارد؛ سپس راهی روسپی‌خانه‌ای می‌شود که توسط زنی مقتدر به نام فِی (با بازی مارتا پلیمپتون) اداره می‌شود. او در آنجا زندگی تازه‌ای برای خود می‌سازد و نامش را به کیت تغییر می‌دهد.

طراحی لباس‌های خیره‌کننده‌ی این شخصیت که از کتی به کیت تغییر هویت می‌دهد، بازتابی است از سبک زندگی پوشش اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی. کریستی کمرون، طراح لباسی است که روی این پروژه کار کرده و پیش‌تر طراحی لباس فیلم «قدرت سگ» (The Power of the Dog) اثر جین کمپیون را نیز عهده‌دار بوده است؛ فیلمی که آن هم داستانی درباره‌ی عشق و فقدان در فضای بکر و وحشی امریکا روایت می‌کرد. اکنون که سریال «شرق بهشت» در نتفلیکس پخش شده، کمرون ما را با سیر تحول پرفرازونشیب و سرشار از مد شخصیت اصلی داستان و همچنین غیرمنتظره‌ترین منابع الهام خود، آشنا می‌کند.

منابع الهام طراحی لباس سریال «شرق بهشت»

زنی در آمستردامِ اواخر قرن نوزدهم، که توسط جورج هندریک برایتنر عکاسی شده است.

کمرون درباره‌ی منابع الهام خود به آثار عکاسانی اشاره کرده که بیش از صد سال پیش، عکس‌هایی از زندگی واقعی می‌گرفتند. دو نفر در این میان شاخص بودند: ادوارد لینلی سامبورن و جورج هندریک برایتنر. هر دوی آن‌ها از زنان در خیابان‌ها به شیوه‌ای بسیار جذاب عکاسی می‌کردند. به گفته‌ی کمرون، این تصاویر یادمان می‌اندازند که آن افراد در زمان خودشان مدرن و امروزی بوده‌اند؛ نکته‌ای که هنگام کار روی پروژه‌های تاریخی، توجه به آن حائز اهمیت است. همچنین عکس‌های آلیس آستن، دیوید همیلتون، دبورا توربویل و آرنولد گنته از محله چینی‌های سان‌فرانسیسکو الهام‌بخشِ ظاهرِ کاراکتر لی بوده‌اند.

کمرون همچنین به فهرست بلند و بالایی از نقاشان اشاره کرده که آثار آن‌ها نقش مهمی در ثبیت طراحی لباس کاراکترهای سریال «شرق بهشت» داشته است؛ از مری کسات و پیر بونار گرفته، تا برت موریسو، آنری دو تولوز-لوترک و ادوارد مونک. به گفته‌ی کمرون، از آنجا که عکس‌های آن دوره سیاه و سفید بودند، این نقاشی‌ها هستند که حس و حال واقعی رنگ‌های آن دوران را به خوبی منتقل می‌کنند.

منابع الهام طراحی لباس سریال «شرق بهشت»

راست: «دختران روی پل»، ۱۹۰۱، اثر ادوارد مونک. چپ: «مادر جوان در حال خیاطی»، ۱۹۰۰، اثر مری کسات.

کمرون به ویژه درباره‌ی سیر تحول شخصیت کتی و تکامل طراحی لباس او در «شرق بهشت» توضیحاتی داده است. به گفته‌ی کمرون، شخصیت کتی دستخوش تغییرات بسیاری می‌شود. در دوران کودکی، مادرش لباس‌های او را انتخاب می‌کند و او را طوری پرورش می‌دهد که همسری برای آینده باشد؛ نقشی که کتی هرگز قصد پذیرفتنش را ندارد. اما او با این وضعیت کنار می‌آید، بنابراین نوعی تصنع و ظاهرسازی در پوشش او وجود دارد.

وقتی کتیِ کم‌سن و سال را می‌بینیم، مشغول خواندن کتاب «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» است و اگر دقت کنید، می‌بینید که انگار لباسش هم شبیه آلیس است. این امر اتفاقی نیست. کمرون برای طراحی لباس کودکی‌های کتی به طور ویژه از «آلیس در سرزمین عجایب» الهام گرفته و عکس‌های لوئیس کارول را بررسی کرده است.

منابع الهام طراحی لباس سریال «شرق بهشت»

راست: فلورا رنکین، آیرین مک‌دونالد و مری جوزفین مک‌دونالد در «الم لاج»، ژوئیه ۱۸۶۳، عکس از لوئیس کارول. چپ: آلیس لیدل، الهام‌بخشِ «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب»، عکس از لوئیس کارول.

سپس کتی بزرگ و با آقای ادواردز آشنا می‌شود. ادواردز او را طوری می‌آراید که نقش معشوقه‌اش را ایفا کند. کمرون توضیح داده که می‌خواستند نوعی سنگینی و بافتی شبیه پارچه‌های زربفت یا بروکاد در این پوشش‌ها ایجاد کنند و به این فکر کرده‌اند که آقای ادواردز چه لباس‌هایی برای کتی می‌خریده و کتی وقتی بیرون می‌رفت و تمام پول ادواردز را صرف خرید لباس‌های پرزرق‌وبرق‌تر می‌کرد، چه چیزهایی برای خودش برمی‌گزید؛ لباس‌هایی که البته در نهایت به همان پیراهنی ختم می‌شود که کتی هنگام کتک خوردن به تن دارد. زویی می‌خواست آن لباس حال و هوایی کاملاً زنانه داشته باشد؛ ویژگی‌ای که با آسیبی که در آن لباس به کتی وارد می‌شد، تضاد ایجاد می‌کرد.

کمرون توضیح داده که خودشان طرح مورد نظرشان را روی پارچه‌ی ابریشمی چاپ کرده‌اند و لایه‌های لباس را شکل داده‌اند؛ چرا که وقتی کتی روی زمین می‌افتد، آن لایه‌ها باید می‌توانستند گویای نوعی زنانگی و در عین حال، درهم‌شکستگیِ وجود او باشند. همان ماجراست که کتی را به سوی آدام می‌کشاند.

در مقابل، آدام و برادرش چارلز عملاً هیچ چیزی جز پیراهن‌های مردانه و لباس‌های مادرِ درگذشته‌شان را ندارند، بنابراین کتی همان لباس‌های مادر را می‌پوشد. آن لباس‌ها حالتی رنگ‌ورورفته دارند و در عین حال، تداعی‌کننده‌ی مادری هستند که آدام برایش ارزش و احترام بسیاری قائل بود؛ حسی که او آن را بر کتی نیز اعمال می‌کند.

فلورنس پیو، کریستوفر ابوت و مایک فیست

آدام (کریستوفر ابوت) و کتی (فلورنس پیو) در حال ژست گرفتن برای عکس عروسی‌اشان، به همراه چارلز (مارک فیست).

نوبت به لباس عروس کتی می‌رسد که به گفته‌ی کمرون بعد از چند نمونه‌ی مختلف، بالاخره ساده‌ترین آن‌ها را انتخاب کرده‌اند؛ لباسی زیبا و باوقار که حال و هوایی ماندگار دارد؛ انگار که هیچوقت قدیمی نمی‌شود. این سبک عکس‌های عروسی همیشه جلوه‌ای جاودانه و ماندگار دارند. همچنین نوعی معصومیت در آن نهفته است که برای شخصیت کتی ویژگی غیرمعمولی محسوب می‌شود.

پس از آن، کتی و آدام به کالیفرنیا نقل‌مکان می‌کنند. در این بخش از داستان، نوعی حسِ کشفِ سلیقه‌ی شخصی در کتی دیده می‌شود. کمرون خاطرنشان کرده که با زویی کازان، شورانر سریال، بر این مسئله اتفاق نظر داشته‌اند که کتی سلیقه‌ی بسیار خوبی دارد. او مدام نقش بازی می‌کند، اما همزمان دارد ذوق و سلیقه‌ی خودش را هم برای ایفای این نقش‌ها به کار می‌گیرد.

در بحش پایانی سریال، کتی به کیت تبدیل می‌شود. کتی در مواجهه با فی، نقش یک دختر روستایی معصوم را بازی می‌کند، اما آن ظاهر به‌سرعت جای خود را به لباس‌های پرزر‌ و برق و خاصِ روسپی‌خانه‌ها می‌دهد؛ لباس‌هایی که کیت می‌پوشد تا همرنگ جماعت شود. او در آغاز هم‌رنگ و هم‌پایه‌ی دخترهاست، اما سپس از آن‌ها فراتر رفته و به جایگاه بالاتری می‌رسد.

بهترین سریال‌های اقتباسی از رمان‌های معروف؛ از «بازی تاج و تخت» تا «شرلوک»

به گفته‌ی کمرون زمانی که کیت کنترل اوضاع را به دست می‌گیرد، امضای شخصی خود را به نمایش می‌گذارد. زویی کازان برای این تحول شخصیتی حتی اشاره‌ای به پتی اسمیت داشته است؛ تصویری از کسی که هویت بصری منحصربه‌فرد و بسیار متمایزی برای خود خلق کرده است. کیت کسی است که سبک و طراحی‌های تمیزتر و شیک‌تر را می‌پسندد؛ تزئینات کمتر و زیبایی‌شناسی‌ای که سنجیده‌تر و پخته‌تر است.

با این حال، او عاشق جلوه‌های نمایشی و دراماتیک است. این شاید فرصتی بود تا کیت به همان کسی تبدیل شود که همیشه آرزویش را داشت، اما پیش‌تر امکانش را نیافته بود. لباس‌هایی که کیت در این برهه از زندگی‌اش می‌پوشد، خودِ او را به نمایش می‌گذارند، نه کسی که برای خوشایند دیگران نمایش بازی می‌کند. پوشش او حکم نوعی یونیفرم را دارد و پالت رنگی آن قاطع و صریح است، اما تنوع و بافت‌های گوناگونی در آن دیده می‌شود؛ ضمن اینکه فلورنس پیو تأکید داشته که ظاهر کیت در این دوره واقعاً جذاب و اغواگرانه باشد. او همچنین موافق این ایده بوده که کیت یادگاری‌های متعددی از مردان جمع‌آوری کرده؛ بنابراین این اشیاء هم بر تن او دیده می‌شوند و هم در کنار تخت و روی میزش قرار دارند. البته، تمام دخترانی که در مجموعه‌ی کیت کار می‌کنند نیز سراپا سیاه می‌پوشند.

فلورنس پیو در نقش کیت در سریال «شرق بهشت»

فلورنس پیو در نقش کیت در سریال «شرق بهشت»

کمرون در نهایت از طراحی لباس شخصیت‌های مرد نیز گفت که پارچه‌های کالیکو، کتان‌های دست‌بافت و رنگ‌رزی‌های فراوان در آن‌ها به کار رفته است. خود کمرون به ویژه به طراحی لباس‌های مزرعه‌ی چارلز و آدام و لباس‌های دوره‌ی ولگردی آدام در سریال «شرق بهشت» اشاره کرده است که مسیر تحول بزرگ این شخصیت را نشان می‌دهند؛ البته نه به بزرگی کتی/کیت. آدام گویا از خویشتن خود می‌گریزد، اما بعد به مزرعه برمی‌گردد، عاشق می‌شود و ما شاهد شکوفایی و تقویت هویت او هستیم؛ کت‌وشلوار، سلیقه، وقار، خوش‌بینی و جاه‌طلبی شدیدش را می‌بینیم. با این حال، او سعی دارد با اهالی کالیفرنیا هم‌رنگ شود، بنابراین برخی از لباس‌های مزرعه‌اش را می‌آورد و هنگام اسب‌سواری می‌پوشد. سپس دچار طردشدگی می‌شود، اما بعدتر، بازگشتی به خویشتن و نوعی پذیرشِ هویتِ واقعی‌اش رخ می‌دهد که نوعی سادگی و بی‌پیرایگی در آن وجود دارد.

شخصیت آبرا (دوست‌دختر جوان آرون تراسک، پسر آدام و کتی) نیز ظاهر جذابی دارد که حال و هوایی مدرن به داستان می‌آورد. برای طراحی لباس این شخصیت در سریال «شرق بهشت»، کمرون دوباره سراغ عکس‌های خیابانی که پیش‌تر نمونه‌هایی از آن آوردیم، رفته است. آبرا دامن‌های پیلی‌دار و لباس‌هایی می‌پوشد که حرکت و قدم زدن با آن‌ها بسیار راحت‌تر است.

هون لی

راست: «کفش‌ساز، محله چینی‌ها، سان‌فرانسیسکو» عکس از آرنولد گنته. چپ: هون لی در نقش آقای لی در سریال «شرق بهشت».

شخصیت برجسته‌ی دیگر برای کمرون، شخصیت لی بوده است. او در مزرعه لباس‌های چینی‌اش را می‌پوشد و نقش خدمتکاری فروتن را بازی می‌کند، اما وقتی به محله‌ی چینی‌ها می‌رود، کت‌وشلوارش را به تن می‌کند. با گذشت زمان، او نیز خود واقعی‌اش را می‌پذیرد و به تناسب آن لباس می‌پوشد.

منبع: Vogue

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X