۵ فیلم فانتزی عالی که شکست گیشه منجر به فراموشی آن‌ها شد

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۹ دقیقه
۵ فیلم فانتزی که شکست گیشه، ارزش واقعی آن‌ها را پنهان کرد

فیلم‌های فانتزی همیشه جزو پرریسک‌ترین پروژه‌های سینمایی بوده‌اند. ساخت این آثار معمولا بودجه‌های سنگینی می‌طلبد، اما موفقیت آن‌ها در گیشه هرگز تضمین‌شده نیست. در مقابل هر فیلمی مانند «ارباب حلقه‌ها» (The Lord of the Rings) که به موفقیتی بزرگ دست پیدا می‌کند، آثاری مانند «دولیتل» (Dolittle) هم وجود دارند که نه نظر منتقدان را جلب می‌کنند و نه می‌توانند هزینه تولید خود را جبران کنند.

با این حال، همه شکست‌های گیشه به کیفیت پایین فیلم‌ها مربوط نمی‌شود. در طول سال‌ها، آثار فانتزی ارزشمند زیادی تنها به دلیل زمان نامناسب اکران، رقابت با فیلم‌های بزرگ‌تر یا تبلیغات ضعیف، نتوانسته‌اند به فروش شایسته خود برسند. در نهایت، فروش گیشه تنها یک شاخص تجاری است و لزوما کیفیت یک فیلم را مشخص نمی‌کند. با وجود این، از آنجا که استودیوهای هالیوودی بیش از هر چیز به سودآوری اهمیت می‌دهند، شکست مالی یک فیلم می‌تواند مسیر تولید آثار مشابه را برای سال‌ها دشوار کند.

خوشبختانه برخی از این فیلم‌ها پس از پایان اکران سینمایی و با گذشت زمان، جایگاه واقعی خود را پیدا کرده‌اند و به آثاری محبوب تبدیل شده‌اند. با این حال، هنوز هم فیلم‌های فانتزی کم‌نظیری وجود دارند که هنگام اکران اولیه با بی‌مهری مخاطبان روبه‌رو شدند و هرگز سزاوار چنین سرنوشتی نبودند. در ادامه، نگاهی به پنج فیلم فانتزی می‌اندازیم که حقشان شکست در گیشه نبود.

بهترین فیلم‌های فانتزی سال‌های اخیر؛ از «وانکا» تا «مرد شمالی»

۱. «بلور تاریک» (The Dark Crystal)

بلور تاریک

  • سال اکران: ۱۹۸۲
  • کارگردان: جیم هنسن و فرانک اوز
  • عروسک‌گردان‌ها: جیم هنسن، لوئیز گلد، دیو گولز
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۷.۱ از ۱۰
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۷۸ از ۱۰۰

جیم هنسن را بیشتر با خلق «ماپت‌ها» (The Muppets) می‌شناسند؛ هنرمندی که نقش مهمی در گسترش هنر عروسک‌گردانی در سینما و تلویزیون داشت. با این حال، بسیاری «بلور تاریک» (The Dark Crystal) محصول ۱۹۸۲ را یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای او می‌دانند. این فیلم هنوز هم یکی از بهترین آثار فانتزی تاریک تاریخ سینما به شمار می‌رود، اما هنگام اکران، مخاطبان آن دوران آمادگی پذیرش فضای متفاوت و جسورانه آن را نداشتند.

داستان فیلم در سیاره‌ای دوردست و در گذشته‌ای بسیار دور جریان دارد و ماجرای گلفلینگی به نام جن را دنبال می‌کند؛ موجودی شبیه به الف که برای یافتن قطعه گم‌شده یک بلور جادویی راهی سفری خطرناک می‌شود تا تعادل را به سرزمینش بازگرداند. در این میان، نژاد شروری به نام سکسیس تلاش می‌کند مانع او شود و سلطه خود را بر جهان حفظ کند.

شهرت هنسن به خاطر ماپت‌ها باعث شده بود بسیاری انتظار یک فیلم کاملا خانوادگی را داشته باشند. همین مسئله یکی از دلایل شکست تجاری بلور تاریک بود. فیلم در ظاهر مخاطب خانوادگی را هدف گرفته بود، اما فضای تیره و عناصر ترسناک آن برای بسیاری از کودکان بیش از حد سنگین به نظر می‌رسید.

با وجود این، بلور تاریک امروز به عنوان اثری شاخص شناخته می‌شود؛ فیلمی که از عروسک‌گردانی کم‌نظیر، طراحی صحنه خیره‌کننده و دنیاسازی فوق‌العاده بهره می‌برد و همچنان یکی از نمونه‌های درخشان فانتزی تاریک محسوب می‌شود.

خوشبختانه این فیلم در سال‌های بعد با شکل گرفتن جامعه‌ای وفادار از هواداران و تولید سریال پیش‌درآمد «بلور تاریک: دوران مقاومت» (The Dark Crystal: Age of Resistance) در نتفلیکس، دوباره مورد توجه قرار گرفت. با این حال، همچنان این حس باقی مانده که هنگام اکران اولیه، شایسته استقبال بسیار بیشتری بود.

۲. «سلطنت آتش» (Reign of Fire)

سلطنت آتش

  • سال اکران: ۲۰۰۲
  • کارگردان: راب بومن
  • بازیگران: متیو مک‌کانهی، کریستین بیل، ایزابلا اسکروپو
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۶.۲ از ۱۰
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۴۲ از ۱۰۰

بعضی فیلم‌ها هرگز فرصت برابری برای موفقیت پیدا نمی‌کنند. گاهی تبلیغات ضعیف، گاهی رقابت با آثار بزرگ‌تر و گاهی هم جلوتر بودن از زمانه خود، باعث می‌شود فیلمی باکیفیت در گیشه شکست بخورد. سلطنت آتش تقریبا قربانی همه این عوامل شد، اما بعدها با انتشار روی DVD توانست مخاطبان وفادار خود را پیدا کند.

فیلم به کارگردانی راب بومن، سازنده سریال «پرونده‌های ایکس» (The X-Files)، در لندن آغاز می‌شود؛ جایی که پسربچه‌ای به طور اتفاقی موجودی آتشین را از خوابی چند صد ساله بیدار می‌کند. بیست سال بعد، اژدهایان سراسر زمین را نابود کرده‌اند و بازماندگان برای بقا تلاش می‌کنند. کوین، با بازی کریستین بیل، رهبری یکی از این گروه‌ها را بر عهده دارد تا اینکه مردی آمریکایی به نام ون زان، با بازی متیو مک‌کانهی، از راه می‌رسد و ادعا می‌کند راه نابودی اژدهایان را می‌داند.

امروز، بیش از دو دهه پس از اکران، سلطنت آتش یکی از بهترین فیلم‌های ساخته‌شده درباره اژدهایان به حساب می‌آید. حضور بازیگرانی مانند کریستین بیل، متیو مک‌کانهی و جرارد باتلر، در کنار صحنه‌های اکشن تماشایی و طراحی چشمگیر اژدهایان، این فیلم را به یک بلاک‌باستر هیجان‌انگیز تبدیل کرده است.

با این حال، فروش ۸۲ میلیون دلاری فیلم نتوانست انتظارات سازندگان را برآورده کند. هم‌زمانی اکران آن با فیلم‌هایی مانند «مردان سیاه‌پوش ۲» (Men in Black 2) و «هالووین: رستاخیز» (Halloween: Resurrection) نیز تاثیر منفی قابل توجهی بر فروش آن گذاشت. خوشبختانه سلطنت آتش در سال‌های بعد جایگاه واقعی خود را میان علاقه‌مندان سینمای فانتزی پیدا کرد.

۳. «جایی که موجودات وحشی هستند» (Where the Wild Things Are)

جایی که موجودات وحشی هستند

  • سال اکران: ۲۰۰۹
  • کارگردان: اسپایک جونز
  • بازیگران: مکس رکوردز، کاترین کینر، مارک رافالو
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۶.۷ از ۱۰
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۷۳ از ۱۰۰

اسپایک جونز از آن فیلم‌سازانی است که کارنامه‌ای متنوع و غیرقابل پیش‌بینی دارد. بعضی او را با فیلم‌هایی مانند «جان مالکوویچ بودن» (Being John Malkovich) و «او» (Her) می‌شناسند و برخی دیگر با مجموعه «کله‌خر» (Jackass). او در سال ۲۰۰۹ سراغ اقتباس از کتاب کلاسیک و محبوب موریس سنداک رفت و نتیجه، فیلم جایی که موجودات وحشی هستند شد؛ اثری که از نظر بصری و احساسی یکی از متفاوت‌ترین فیلم‌های فانتزی دو دهه اخیر به شمار می‌رود، اما هزینه بالای تولید، موفقیت تجاری آن را تحت تاثیر قرار داد.

داستان درباره مکس، پسربچه‌ای بازیگوش و تنها با بازی مکس رکوردز است که پس از مشاجره با خانواده‌اش از خانه فرار می‌کند و به سرزمینی اسرارآمیز می‌رسد؛ جایی که موجوداتی عظیم‌الجثه و عجیب زندگی می‌کنند. آن‌ها مکس را به عنوان پادشاه خود می‌پذیرند و او قول می‌دهد سرزمینی بسازد که همه در آن خوشحال باشند. اما خیلی زود متوجه می‌شود اداره کردن این قلمرو، بسیار دشوارتر از چیزی است که تصور می‌کرد.

این فیلم مسیر ساده‌ای تا اکران نداشت. در مقطعی ویدیویی آزمایشی از پروژه در اینترنت منتشر شد و واکنش‌های منفی زیادی به دنبال داشت؛ اتفاقی که اسپایک جونز را وادار کرد توضیح دهد تصاویر منتشرشده تنها مربوط به مراحل اولیه تولید بوده‌اند. از سوی دیگر، اختلاف‌های خلاقانه در روند ساخت باعث شد بودجه فیلم به حدود ۱۰۰ میلیون دلار برسد.

فیلم در نهایت نزدیک به ۱۰۰ میلیون دلار فروخت، اما این رقم برای جبران هزینه‌های سنگین تولید کافی نبود. با این حال، شکست تجاری هرگز چیزی از ارزش‌های هنری آن کم نکرد. جایی که موجودات وحشی هستند فیلمی جسور، شاعرانه و عمیقا احساسی است که با نگاهی متفاوت به دنیای کودکی، تنهایی و بلوغ، تجربه‌ای فراموش‌نشدنی خلق می‌کند. جلوه‌های ویژه فیزیکی و طراحی موجودات نیز هنوز هم از نقاط قوت چشمگیر فیلم به شمار می‌روند و گذر زمان، ارزش آن را بیش از پیش آشکار کرده است.

10 فیلم فانتزی عالی که خارج از سرزمین میانی رخ می‌دهند

۴. «اژدهای پیت» (Pete’s Dragon)

اژدهای پیت

  • سال اکران: ۲۰۱۶
  • کارگردان: دیوید لاوری
  • بازیگران: برایس دالاس هاوارد، اوکس فگلی، وس بنتلی
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۶.۷ از ۱۰
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۸ از ۱۰

دیوید لاوری را بیشتر با فیلم‌هایی مانند «شوالیه سبز» (The Green Knight) و «پیرمرد و تفنگ» (The Old Man & the Gun) می‌شناسند؛ فیلم‌سازی که سبک شخصی و نگاه متفاوتش کمتر با پروژه‌های تجاری دیزنی همخوانی دارد. با این حال، او در سال ۲۰۱۶ کارگردانی نسخه لایو اکشن اژدهای پیت را بر عهده گرفت و یکی از بهترین بازسازی‌های دیزنی را ساخت؛ فیلمی که با وجود کیفیت بالا، هرگز به موفقیتی که شایسته آن بود نرسید.

داستان درباره آقای میپام، با بازی رابرت ردفورد، است؛ چوب‌بری سالخورده که سال‌هاست برای کودکان منطقه از اژدهایی مرموز در دل جنگل قصه می‌گوید. دخترش گریس، با بازی برایس دالاس هاوارد، این داستان‌ها را چیزی بیشتر از افسانه نمی‌داند، تا اینکه با پسربچه‌ای یتیم به نام پیت روبه‌رو می‌شود. پیت ادعا می‌کند سال‌هاست همراه یک اژدهای غول‌پیکر و مهربان در جنگل زندگی می‌کند.

دیزنی در فاصله سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹ میلیاردها دلار از نسخه‌های لایو اکشن خود درآمد کسب کرد، اما اژدهای پیت برخلاف بسیاری از این آثار، نتوانست به فروش بزرگی دست پیدا کند. فیلم با بودجه‌ای حدود ۶۵ میلیون دلار ساخته شد و در مجموع ۱۴۳ میلیون دلار فروخت؛ رقمی که اگرچه به معنای یک شکست کامل نبود، اما فاصله زیادی با موفقیت دیگر بازسازی‌های دیزنی داشت.

با این حال، بسیاری معتقدند اژدهای پیت از نظر کیفیت، از بخش قابل توجهی از نسخه‌های لایو اکشن دیزنی برتر است. دیوید لوری داستانی گرم، احساسی و سرشار از حس ماجراجویی خلق کرده که بیشتر از آنکه یک محصول تجاری باشد، اثری صمیمی و انسانی است. تصاویر چشم‌نواز، فضاسازی آرام و رابطه تاثیرگذار میان پیت و اژدهایش، این فیلم را به یکی از دست‌کم‌گرفته‌شده‌ترین آثار دیزنی تبدیل کرده است؛ اثری که شایسته فروشی در حد «کتاب جنگل» (The Jungle Book) بود.

۵. «سیاه‌چال‌ها و اژدهایان: شرافت دزدها» (Dungeons & Dragons: Honor Among Thieves)

سیاه‌چال‌ها و اژدهایان: شرافت دزدها

  • سال اکران: ۲۰۲۳
  • کارگردان: جاناتان گلداستاین
  • بازیگران: کریس پاین، میشل رودریگز، رگی-ژان پیج
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: ۷.۲ از ۱۰
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۱ از ۱۰۰

اقتباس سینمایی «سیاه‌چال‌ها و اژدهایان» (Dungeons & Dragons) در سال ۲۰۰۰ با استقبال چندانی روبه‌رو نشد و نتوانست رضایت منتقدان یا مخاطبان را جلب کند. اما زمانی که جاناتان گلداستاین و جان فرانسیس دالی، سازندگان «شب بازی» (Game Night)، ساخت نسخه جدید این مجموعه را بر عهده گرفتند، نتیجه کاملا متفاوت از آب درآمد.

آن‌ها با بودجه ۱۵۰ میلیون دلاری پارامونت، فیلمی ساختند که هم روح بازی رومیزی محبوب را حفظ می‌کرد و هم به عنوان یک ماجراجویی فانتزی مستقل، سرگرم‌کننده و پرانرژی عمل می‌کرد.

داستان درباره دزدی خوش‌صحبت و دوست‌داشتنی به نام ادگین، با بازی کریس پاین، و گروهی از ماجراجویان غیرمنتظره است که برای بازگرداندن یک شی ارزشمند، نقشه سرقتی بزرگ را طراحی می‌کنند. اما مطابق انتظار، همه چیز طبق برنامه پیش نمی‌رود و آن‌ها وارد ماجرایی خطرناک و غیرقابل پیش‌بینی می‌شوند.

بزرگ‌ترین مشکل فیلم، بودجه بسیار بالای آن بود. فروش جهانی ۲۰۵ میلیون دلاری برای فیلمی با چنین هزینه‌ای کافی نبود و پارامونت انتظار موفقیتی در حد آثار بزرگ مارول را داشت. هرچند فیلم در هفته نخست اکران با استقبال خوب منتقدان و مخاطبان در صدر جدول فروش قرار گرفت، اما تنها یک هفته بعد، اکران «فیلم برادران سوپر ماریو» (The Super Mario Bros. Movie) تمام توجه مخاطبان را به خود جلب کرد و عملا فرصت درخشش را از این اثر گرفت.

این اتفاق از آن جهت ناامیدکننده بود که سیاه‌چال‌ها و اژدهایان: شرافت دزدها تقریبا همه ویژگی‌های یک بلاک‌باستر موفق را داشت؛ گروه بازیگران هماهنگ و دوست‌داشتنی، جلوه‌های بصری چشمگیر، صحنه‌های اکشن سرگرم‌کننده و تعادلی مناسب میان طنز و ماجراجویی. حتی کسانی که هیچ آشنایی با بازی رومیزی سیاه‌چال‌ها و اژدهایان نداشتند نیز می‌توانستند به راحتی با داستان ارتباط برقرار کنند. این فیلم نمونه‌ای موفق از اقتباس یک بازی به سینما بود و اگر شرایط اکران متفاوت پیش می‌رفت، احتمالا امروز شاهد دنباله‌های بیشتری از آن بودیم.

منبع: SlashFilm

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X