بهترین غولهای تاریخ سینما؛ از گالیور تا غول آهنی
در سیصدمین سالگرد «سفرهای گالیور» (Gulliver’s Travels)، رمان ماندگار جاناتان سوییفت از ماجراجوییهای ناخدا لموئل گالیور، سری زدهایم به بهترین غولهای تاریخ سینما؛ از غولهای سنگی عظیمالجثه گرفته، تا موجودات فضایی که فلز میبلعند و غولهایی که کمی مهربانترند.
بهترین غولهای تاریخ سینما؛ از بدترین تا بهترین
۲۰. غول بزرگ مهربان (The BFG)

- سال اکران: ۲۰۱۶
- کارگردان: استیون اسپیلبرگ
- بازیگران: مارک رایلنس، روبی بارنهیل، ربکا هال، بیل هیدر
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۳ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۴ از ۱۰۰
این BFG را با اسلحههای Doom اشتباه نگیرید. «غول بزرگ مهربان» یا همان «BFG» محصول ۲۰۱۶ میلادی یکی از بدترین فیلمهای استیون اسپیلبرگ است. شکی نیست که اسپیلبرگ میتواند فیلمهای فوقالعادهای بسازد؛ از «فهرست شیندلر» (Schindler’s List) که با آن ژانر تاریخی را دگرگون کرد، تا «آروارهها» (Jaws) که خواب راحت را از نسلی گرفت. با این حال، او در «غول بزرگ مهربان» داستان رولد دال را گرفته و آن را به یک تکه مقوای کامپیوتری تقلیل میدهد.
تصویر این فیلم، که جایی بین واقعیت و انیمیشن گیر افتاده است، جلوهی بصری نهچندان جذابی از این غول ساخته. مارک رایلنس، که پرحرفیهای بامزه و از نظر دستورزبان غلطش، باید در همان کاغذ فیلمنامه دفن میشد، در نقش غول بزرگ مهربان هفت متری ظاهر میشود که دختری یتیم به نام سوفی را میدزدد. متأسفانه با چنین داستانی، این غول بزرگ بیشتر از آنکه مهربان به نظر برسد، چندش از آب درآمده است. غول چهرهای واقعگرایانه دارد، اما بدنی کارتونی. بنابراین، وقتی با بازیگران واقعی تعامل میکند، احساس دوگانهای به بیننده میدهد. شاید اگر انسانهای دیگر فیلم هم انیمیشنی بودند، «غول بزرگ مهربان» به یکی از بهترین فیلمهای اسپیلبرگ تبدیل میشد. اما اینطور نشد.
۱۹. جک غولکش (Jack the Giant Slayer)

- سال اکران: ۲۰۱۳
- کارگردان: برایان سینگر
- بازیگران: نیکلاس هولت، النور تاملینسون، استنلی توچی، یوئن مکگرگور، ایان مکشین، بیل نای
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۳ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۵۲ از ۱۰۰
اولین باری را که داستان جک و لوبیای سحرآمیز را شنیدید یادتان هست؟ اگر آن موقع آرزو کردید یک نسخهی کامپیوتری با جلوههای ویژهی آزاردهنده و فیلمنامهی بیسروته ببینید، برایان سینگر سال ۲۰۱۳ «جک غولکش» را برای شما ساخت. آن روزها هالیوود تصمیم گرفته بود داستانهای پریان را با چندصدمیلیون دلار هزینه به سینما بیاورد، بلکه به هر قیمتی مخاطبان جوانتر را به زور زرق و برق فیلمهای فانتزی به سینما بکشاند. «جک غولکش» هم بین این تلاشهای مذبوحانه میگنجد.
نیکلاس هولت در این فیلم نقش کارگر مزرعهای را بازی میکند که در داستان پریانی شلوغوپلوغ، که مملو از شخصیتهای اضافی است، دوستی دور از ذهنی با یک شاهزاده خانم شکل میدهد. بیل نای نقش نیمی از یک غول دوسر را ایفا میکند، اما بازیگران عملاً در میان جلوههای دیجیتالی و پروپاگاندای ضدغول گم شدهاند. بهترین بخش فیلم آنجاست که یک سرآشپز عظیمالجثه، یوئن مکگرگور (که او هم حضورش در فیلم اضافی است) را درون خمیر میپیچد و در فر میگذارد.
۱۸. هابیت: یک سفر غیرمنتظره (The Hobbit: An Unexpected Journey)

- سال اکران: ۲۰۱۲
- کارگردان: پیتر جکسون
- بازیگران: مارتین فریمن، این مککلن، ریچارد آرمیتاژ، کیت بلانشت، کن استات
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۸ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۶۴ از ۱۰۰
دنیای جادویی جی. آر. آر. تالکین برخی از بهترین غولهای ادبیات را به ما هدیه داده، اما نسخهی سینمایی پیتر جکسون از «هابیت» نه. در «هابیت» گروهی متکثر از شخصیتها برای بازپسگیری گنجینهای از یک اژدهای ترسناک، عازم سفری غیرمنتظره میشوند. بعد از سهگانهی شاهکار «ارباب حلقهها»، بازگشت به سرزمین میانه همیشه با انتظارات سنگین طرفداران همراه بود؛ اما متأسفانه، جکسون تصمیم گرفت در اقتباس از هابیت برای پرده بزرگ سینما، آن را به سه فیلم تقسیم کند که اولیاشان تقریباً سه ساعت است.
ظاهراً تالکین کوتولهها را به غولها ترجیح میداد، اما اقتباس سه قسمتی خستهکنندهی پیتر جکسون از این اثر کلاسیک، تنها برای لحظهای با غولهای سنگی که به هم تختهسنگ پرتاب میکنند، جان میگیرد. هرچند نمیتوانیم این فکر را از سرمان بیرون کنیم که اقتباس ری هریهاوزن از «هابیت» میتوانست چه اثر شگفتانگیزی باشد.
۱۷. هری پاتر و جام آتش (Harry Potter and the Goblet of Fire)

- سال اکران: ۲۰۰۵
- کارگردان: مایک نیول
- بازیگران: دنیل ردکلیف، اما واتسون، روپرت گرینت، ریف فاینز، رابرت پتینسون
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۷ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۸۸ از ۱۰۰
در سال ۲۰۰۵، هالیوود غرق در هیاهوی برخی از ماندگارترین فیلمهای بلاک باستری بود که هنوز که هنوز است جریانسازند و تأثیرشان بر فرهنگ عامه مشهود. در کنار اولین فیلم خفاشی کریستوفر نولان، «بتمن آغاز میکند» (Batman Begins)، «نارنیا» (The Chronicles of Narnia)، «چهار شگفتانگیز» (Fantastic Four) و «کینگ کونگ» (King Kong)، سال ۲۰۰۵ با چهارمین قسمت از حماسهی جادوگری هری پاتر، ما را دوباره به درون دنیای جادوگری برد.
رابی کولترین در طول حماسهی سینمایی هری پاتر، نقش روبیوس هاگرید، نگهبان نیمهغول دوستداشتنی هاگوارتز را بازی میکند که خود جای تقدیر دارد. اما این بار برای بهترین غولهای سینما نه سراغ هاگرید، که سراغ مادام ماکسیم (فرانسس دو لا تور) آمدهایم که سروکلهاش در چهارمین قسمت از فرنچایز، «هری پاتر و جام آتش» پیدا میشود. او مدیر غولپیکری است که آکادمیاش در مسابقات سه جادوگر (Triwizard Tournament) شرکت میکند و عشق زیبایی بین او و هاگرید شکل میگیرد.
۱۶. مرد عظیمالجثه شگفتانگیز (The Amazing Colossal Man)

- سال اکران: ۱۹۵۷
- کارگردان: برت آی. گوردون
- بازیگران: گلن لنگان، کتی داونز، ویلیام هادسون، لری ثور
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۴.۷ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۳۸ از ۱۰۰
سهگانهی برت آی. گوردون برخی از بهترین غولهای تاریخ سینما را در خود جای داده، شامل «سایکلاپس» (The Cyclops)، «مرد عظیمالجثه شگفتانگیز» و دنبالهاش، «جنگ هیولای غولپیکر» (War of the Colossal Beast) که طی دو سال ۱۹۵۷-۵۸ آمدند. در این فیلمها تمام آن صحنههای تماشایی را که از فیلمهای هالیوودی علمی-تخیلی دههی ۵۰ انتظار میرود، پیدا خواهید کرد. تشعشعات، هیولاهای غولپیکر و قدرتهای مخرب شگفتانگیزشان، همگی از عناصر کلیدی هستند. در حالی که فیلم اول و سوم فیلمهای سرگرمکنندهای به حساب میآیند که اشاراتی هم به موضوعاتی چون از دست رفتن هویت میکنند، «مرد عظیمالجثه شگفتانگیز» از آنها جلو میزند.
یک سرهنگ ارتش در این فیلم درجه دو و بودجهپایین برت آی. گوردون بهطور تصادفی در معرض انفجار پلوتونیوم قرار میگیرد. تشعشعات بهجای کشتن او، باعث رشد قدش تا بیش از ۱۸ متر میشود. متأسفانه، این امر او را به دیوانگی نیز میکشاند و او مثل نوزادی قنداقی کل لاس وگاس را زیر پایش له میکند.
۱۵. سفرهای گالیور (Gulliver’s Travels)

- سال اکران: ۱۹۳۹
- کارگردان: دیو فلایشر
- بازیگران: سم پارکر، پینتو کالویگ، جک مرسر، تد پیرس
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۶ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۶۹ از ۱۰۰
گالیورِ جک بلک بین بهترین غولهای تاریخ سینما جای ندارد؛ در واقع، نسخهی سال ۲۰۱۰ «سفرهای گالیور» به زور قابل دیدن است. پس پیشنهاد میکنیم به جایش فیلم دیو فلایشر را امتحان کنید که محصول همان استودیوی انیمیشنسازی است که «ملوان زبل» (Popeye) را ساخته است. «سفرهای گالیور» اساساً ساخته شد تا روی موج موفقیت فیلم «سفیدبرفی و هفت کوتوله» (۱۹۳۷) سواری کند. تأثیر دیزنی بر فیلم فلایشر کاملاً مشهود است، اما هنوز هم تماشای آن لذتبخش است، عمدتاً به لطف انیمیشن، طراحی شخصیتها و پسزمینههای جذاب آن. اما توقع کیفیت یک فیلم دیزنی را از «سفرهای گالیور» نداشته باشید.
داستان این فیلم با ملتهای لیلیپوت و بلفوسکو شروع میشود که برای عروسی قریبالوقوع بین پرنسس لیلیپوت و شاهزادهی بلفوسکو هیجانزده هستند؛ شادی آنها اما دوام چندانی ندارد. چون پادشاهان نمیتوانند تصمیم بگیرند که سرود ملی کدام یک باید در طول مراسم پخش شود که به اعلام جنگ بین طرفین میانجامد. در همان شب، کاوشگر انگلیسی، لموئل گالیور (سم پارکر) از سواحل سرزمین لیلیپوت سردرمیآورد و در آنجا، جثهاش در مقایسه با ساکنانِ بسیار کوچکِ آنجا، عظیم به نظر میرسد. البته یک نکتهی منفی هم وجود دارد: این فیلم موزیکال است و هرگز نمیتوانید آهنگ «It’s a Hap-Hap-Happy Day» را از ذهن خود پاک کنید.
۱۴. حمله زن پنجاه فوتی (Attack of the 50ft Woman)

- سال اکران: ۱۹۵۸
- کارگردان: نیتن جورن
- بازیگران: الیسن هیز، ویلیام هادسون، ایوت ویکرز، جرج داگلاس، کن ترل
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۵.۱ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۱ از ۱۰۰
فیلم «حمله زن ۵۰ فوتی» که با بودجهی ۶۵ هزار دلاری ساخته شد و تنها در امریکا قریب به ۵۰۰ هزار دلار فروش داشت، پیش از آنکه فیلمهای هیولایی از این دست به امری معمولی تبدیل شوند، یک فیلم مستقل موفق بود و حالا یکی از بهترین آثار ژانر غولهای سینمایی به حساب میآید که بر فیلمسازان جوان آن روزها تأثیر گذاشت. هالیوود در طول دههها چندین بار اقدام به بازسازیاش کرد اما تنها یکی از آنها به ثمر رسید؛ یک نسخهی تلویزیونی سال ۱۹۹۳ برای HBO از کریستوفر گست با بازی داریل هانا. در سال ۲۰۲۴، خبر آمد که تیم برتون برای کارگردانی بازسازی «حمله زن ۵۰ فوتی» برای برادران وارنر پا پیش گذاشته است و طبق گزارش دیگری از ورایتی، مارگو رابی برای نقش این زن غولپیکر انتخاب شده بود. اما تا امروز که خبری از بازیگر باربی در نقش غول ۵۰ فوتی نیست.
اگر به جلوههای ویژه بیکیفیت حساسیت دارید، از تماشای نسخهی ۱۹۵۸ اجتناب کنید. این فیلم درجه دو فقط در ده دقیقهی پایانی به پوستر نمادین خود وفادار میماند؛ آن هم با روایتی آزاردهنده از شوهری بیوفا که همسرش را خام میکند؛ برای همین، آخر داستان مشتاقانه منتظر انتقام هستید. مثل «مرد عظیمالجثه شگفتانگیز» تشعشعات فضایی باعث جهش رشد زنی میشود و این بار او با یک بیکینی به ویرانگری میپردازد.
۱۳. اولیس (Ulysses)

- سال اکران: ۱۹۵۴
- کارگردان: ماریو کامرینی، ماریو باوا
- بازیگران: سیلوانا مانگانو، کرک داگلاس، آنتونی کوئین، روسانا پودستا، فرانکو اینترلنگی
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۵.۱ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۱ از ۱۰۰
این روزها بحث «ادیسه» با فیلم نولان حسابی داغ شده است. اما فیلم «اولیس» اثر ماریو کامرینی، با بازی کرک داگلاس، پدربزرگ اقتباسهای مدرن از «ادیسه» است. این فیلم، یک حماسهی باشکوه، رنگارنگ و هالیوودیِ آمیخته با زرق و برق رومی است که تقریباً الگوی تمام فیلمهای «ادیسه» با تم شمشیر و صندل شد که از آن زمان به بعد دست به اقتباس از حماسهی هومر زدند. داگلاس در نقش اولیس، بینظیر است. اما آزادی عمل زیادی، حماسی بودن شعر هومر را کاهش داده تا آن را برای مخاطبانِ آن زمان، قابل هضمتر کنند.
کرک داگلاس در این فیلم نقش مسافر حیلهگر، اولیس/اودیسیوس را بازی میکند و سیلوانا مانگانوی خیرهکننده در نقشهای سیرسه و پنلوپه در کنار او حضور دارد. ماریو باوا که نامش در فیلم ذکر نشده، صحنههایی را با حضور سایکلاپس (کشتیگیر ایتالیایی، اومبرتو سیلوستری) کارگردانی کرده است که در آنها اولیس و دار و دستهاش نه تنها گوسفندان غول، بلکه پنیر او را نیز میدزدند.
۱۲. شکارچی ترول (Troll Hunter)

- سال اکران: ۲۰۱۰
- کارگردان: آندره اوردال
- بازیگران: اتو یسپرسن، هانس مورتن هانسن، توماس آلف لارسن، روبرت اشتولتنبرگ
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۹ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۸۳ از ۱۰۰
در چشماندازی سینمایی که مملو از زامبیها و خونآشامها است، مواجهه با اسطورهای کمتر آشنا، جای تقدیر دارد. آندره اوردال نویسنده و کارگردان نروژی، در اولین کارگردانی خود، با تکیه بر فرهنگ عامهی کشورش سراغ ژانر «ویدیوی پیداشده» (Found footage) رفت. در «شکارچی ترول» فیلمهایی که به طور اتفاقی از دانشآموزان پیدا میشود، خبر از توطئهای دولتی برای پنهان کردن وجود هیولایی میدهد که پیشتر اسمش در فولکور مردم نروژی آمده است.
در «شکارچی ترول» با الهام از نقاشیهای تئودور کیتلسن، طیف گستردهای از بهترین غولهای سینما و ترولها به تصویر کشیده شدهاند که بزرگترین آنها یوتون ۵۰ متری است. Jötunn کلمهای است به زبان نورس قدیم برای غول. اما نقطه قوت فیلم «شکارچی ترول»، توجه دقیق اوردال به جزئیات هنگام خلق دنیایی اسطورهای است. او فضایی باورپذیر و پیشزمینهای دقیق برای این موجودات طراحی میکند؛ بهگونهای که آنها شخصیتی مییابند که اگر ری هریهاوزن با ما بود، حتماً به آن افتخار میکرد. این ویژگی در کنار طراحی صدای عالی و تصمیم هوشمندانه برای پنهان نگه داشتن چهرهی کامل ترولها از دید تماشاگران (دستکم در مراحل اولیه)، به افزایش تعلیق فیلم کمک شایانی میکند. وقتی سرانجام این موجودات را در تمام هیبت و شکوهشان میبینیم، بسیار تأثیرگذار جلوه میکنند و در آن فضای سرد، گرفته و بارانی نروژ، حضوری کاملاً باورپذیر دارند.
۱۱. ماهی بزرگ (Big Fish)

- سال اکران: ۲۰۰۳
- کارگردان: تیم برتون
- بازیگران: یوئن مکگرگور، آلبرت فینی، هلنا بونهم کارتر، متیو مکگروری
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۹ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۶ از ۱۰۰
«ماهی بزرگ» صمیمانهترین فیلم تیم برتون است که گرمای محبتآمیز و شگفتیهای بصریِ بهتصویرکشیده شده در آن، تنها از عهدهی فیلمسازی چیرهدست همچون او برمیآمد. اما این فیلم، که بر اساس رمانی به همین نام اثر دنیل والاس (محصول ۱۹۹۸) ساخته شده، در ابتدا قرار بود به استیون اسپیلبرگ سپرده شود. بعدها او از پروژه کنارهگیری کرد تا روی فیلم «اگه میتونی منو بگیر» (Catch Me If You Can) تمرکز کند. ترکیب «ماهی بزرگ» و اسپیلبرگ کاملاً منطقی به نظر میرسید؛ بالاخره او کارگردانی است که بهخاطر فیلمهای خانوادگی خوبش شهرت دارد و میتواند حتی فیلمی دربارهی دایناسورها را به کاوشی عمیق از چیستیِ پدری تبدیل کند.
اما در نهایت کارگردانی «ماهی بزرگ» به تیم برتون سپرده شد که با ژانر فانتزی بیگانه نیست. این فیلم داستان مردی به نام ادوارد (یوئن مکگرگور) را روایت میکند؛ مردی که پدرش در آستانهی مرگ است. از آنجا که پدر او به تعریف کردن داستانهای خیالی و حتی باورنکردنی دربارهی گذشتهاش شهرت دارد، ادوارد میکوشد تا با بررسی این قصههای اغراقآمیز، واقعیت را از خیال تشخیص دهد و دریابد که پدرش در حقیقت چه کسی است. آلبرت فینی برای پسرش از گذشتهای رنگارنگ و پر از جادوگران و موجودات عجیب و غریب، از جمله غولی به نام کارل، تعریف میکند. نقش این غول را متیو مکگروری بازی کرده که ۲/۹۲ متر (۷ فوت و ۶ اینچ) قد و رکورد بلندترین انگشت پا را در گینس داشت و توانست با اجرای باوقارش، یکی از بهترین غولهای سینما را به تصویر بکشد.
۱۰. هیولاها علیه بیگانهها (Monsters vs Aliens)

- سال اکران: ۲۰۰۹
- کارگردان: کانرد ورنون
- بازیگران: ریس ویترسپون، سث روگن، هیو لوری، ویل آرنت، پاول راد، کیفر ساترلند
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۴ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۳ از ۱۰۰
این انیمیشن دوستداشتنی محصول دریمورکس ادای احترامی به آثار علمی-تخیلی دههی ۵۰ میلادی است که با بازیگوشیهایش نهتنها فیلمهای هیولایی آن سالها را یادتان میاندازد، که ارجاعات زیرکانهای هم به «دکتر استرنجلاو» (Dr Strangelove) و «جادوگر شهر آز» (The Wizard Of Oz) میدهد.
سوزان، که ریس ویترسپون صداپیشگی او را برعهده دارد، پس از برخورد شهابسنگی به او، که از عنصر کمتر شناختهشدهای به نام کوانتونیوم ساخته شده، به شکل غولآسایی و به سنت فیلمهای دهه ۵۰، پنجاه فوتی قد میکشد. بعد از این، نامزدش هم او را طرد میکند. دولت ایالات متحده نام او را به جینورمیکا تغییر میدهد و او را به یک مرکز فوق سری میبرد، جایی که از زمان جنگ، تمام هیولاها، از جمله باب حباب (سث روگن)، دکتر سوسک (هیو لوری) و حلقهی گمشده (ویل آرنت) را در آنجا توقیف کرده است. وقتی که تهدیدی از سوی بیگانگان علیه زمین از راه میرسد، سوزان میفهمد که نجات سیاره بر عهدهی او و دیگر موجودات عجیبالخلقه است.
۹. هالک (Hulk)

- سال اکران: ۲۰۰۳
- کارگردان: آنگ لی
- بازیگران: اریک بانا، جنیفر کانلی، سم الیوت، جاش لوکاس
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۵.۷ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۶۳ از ۱۰۰
شخصیت «هالک» از دنیای مارول همواره کاراکتری بوده که به تصویر کشیدن آن روی پردهی سینما، دشواریهای خاص خودش را داشته است. در طول سالها تلاشهای متعددی برای ساخت فیلمهای مستقل با محوریت این غول سبز انجام شده، اما هیچکدام نتوانستند به موفقیت تجاری یا تحسین منتقدان و طرفداران مارول دست یابند.
با این حال، یکی از دقیقترین اقتباسها از کتابهای کمیک اولیهی هالک، بدون شک، «هالک» به کارگردانی آنگ لی است؛ فیلم لایواکشن تراژیکی که در قامت یک فیلم کمیکبوکی پنهان شده است. قبل از اینکه هالک با اجرای مارک رافلو به دنیای سینمایی مارول راه پیدا کند، این اریک بانا بود که در نقش این غول سبز به سینما آمد.
در میان فهرست فیلمهای نهچندان باکیفیتِ هالک، فیلم «هالک» ۲۰۰۳ ضعیفترین عملکرد را در گیشه داشت و آنقدر بدنام شد که در گذر سالها، عملاً به سوژهای برای تمسخر و شوخی تبدیل شده است. با این حال، بیش از دو دهه پس از اکران آن و با تکیه بر شناخت و درک امروزی ما از وضعیت فیلمهای ابرقهرمانی، نگاهی دوباره به فیلم آنگ لی نشان میدهد که حسابی در حق این فیلم بیانصافی شده است.
«هالک» ۲۰۰۳ کمی از نسخههای بعدی جلوههای ویژهی ضعیفتری دارد و اگر امروز به آن برگردید، سن وسالش را حس میکنید. اما آیا فیلم دیگری هست که در آن هالک تانک پرتاب کند؟ یا با سگهای جهشیافتهی قاتل بجنگد؟ همینها برای دیدن «هالک» آنگ لی کافی است.
۸. غول آهنی (The Iron Giant)

- سال اکران: ۱۹۹۹
- کارگردان: برَد بِرد
- بازیگران: جنیفر انیستون، الی مارینتهال، هری کانیک جونیور، وین دیزل، جیمز گامون، کلوریس لیچمن
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۸.۱ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۹۶ از ۱۰۰
«گورت» از فیلمِ «روزی که زمین از حرکت ایستاد» (The Day the Earth Stood Still) گزینهای بدیهی برای فهرست بهترین غولهای تاریخ سینما است. اما موجود فضایی فلزخوار غولپیکر در نخستین تجربهی کارگردانی برد برد از آن هم پیشی میگیرد. «غول آهنی» انیمیشنی با داستانی ضدجنگ است که وقایع آن در دههی ۵۰ میلادی و در ایالت مین در دوران جنگ سرد میگذرد.
لحظات آغازین فیلم حالوهوای فیلمهای کلاسیک هیولایی دهه پنجاه میلادی را تداعی میکند؛ شیء مرموز و ناشناختهای از اعماق فضا در نزدیکی سواحل «مین» سقوط میکند و ماهیگیری را که گرفتار طوفانی سهمگین شده است، به وحشت میاندازد. شایعات مربوط به رویارویی این ماهیگیر با موجود فضایی عظیمالجثه در شهر «راکول» میپیچد و ذهن اهالی شهری را که به خاطر جنگ سرد و بلاتکلیفیهای ناشی از تنش میان امریکا و شوروی ملتهب و نگران است، به خود مشغول میکند.
هوگارت هیوز، پسربچهای ۹ ساله و بسیار کنجکاو که با مادر بیوهاش زندگی میکند، یک شب پس از آنکه متوجه میشود بخشی از آنتن تلویزیوناشان کنده شده (انگار که چیزی آن را گاز گرفته باشد)، مخفیانه راهی جنگل میشود. او در نزدیکی یک نیروگاه برق با آن غول فلزی روبرو میشود و در ابتدا، و البته بهحق، از دیدن آن موجود عظیمالجثه وحشت میکند. هوگارت که بهشدت تشنهی داشتن یک دوست است، سرانجام به این غول بزرگ علاقهمند میشود؛ موجودی که در ادامه میفهمیم روحی لطیف و مهربان دارد، اما به دلیل جثهی عظیم و پیشینهی مرموزش، به اشتباه هیولایی ویرانگر و خطرناک پنداشته شده. رابطهای که در ادامه میان هوگارت و غول آهنی شکل میگیرد گرم و صمیمی و اساساً قلب فیلم است. صدای رباتیک و خشدار ربات هم کار وین دیزل است و بله، این احتمالاً تنها فیلمی از اوست که در آن اشک شما را درمیآورد.
۷. سه هزار سال حسرت (Three Thousand Years of Longing)

- سال اکران: ۲۰۲۲
- کارگردان: جرج میلر
- بازیگران: ادریس البا، تیلدا سوینتن، سارا هوبولت، آمیتو لاگوم
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۷ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۱ از ۱۰۰
«سه هزار سال حسرت»، پروژهای است که بیش از دو دهه، گاه و بیگاه ذهن کارگردان، جورج میلر، را به خود مشغول کرده بود و سرانجام توانست آن را بین دو فیلم حماسهی «مکس دیوانه» خود، «جاده خشم» (Fury Road) و «فیوریوسا» (Furiosa) بسازد. میلر و دخترش، آگوستا، برای این فیلم رمانتیک افسانهای، آزادانه از مجموعه داستانهای کوتاه افسانهای «جن در چشم بلبل» (The Djinn in the Nightingale’s Eye) نوشتهی انتونیا سوزان بایت در سال ۱۹۹۴ اقتباس کردهاند؛ به ویژه رمان کوتاهی که عنوان این مجموعه را به خود اختصاص داده است.
فیلم، حال و هوایی چون «هزار و یک شب» دارد و ادریس البا در آن نقش یک جن گوشکوتاه را بازی میکند. تیلدا سوینتون بطریای را که از استانبول میخرد، برق میاندازد و ناگهان این جن از آن بیرون میزند! این جنِ قصهگو مدام اندازهاش را تغییر میدهد و گاه از سقف هم بیرون میزند. نیمهی پایینش آبیرنگ است و شکل عجیبی دارد. اما او احتمالاً بین غولهای دیگر سینما، بهترین گزینهای است که مثل تیلدا سویینتن، دوست دارید با او گرم بگیرید.
۶. کازانووای فلینی (Fellini’s Casanova)

- سال اکران: ۱۹۷۶
- کارگردان: فدریکو فلینی
- بازیگران: دونالد ساترلند، تینا امون، الیمپیا کارلیزی، کارمن اسکارپیتا، جان کارلسن
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۵۸ از ۱۰۰
«کازانووای فلینی» دوازدهمین و گرانترین فیلم این کارگردان و اقتباسی از زندگینامهی جاکومو کازانووا بود. این فیلم در استودیوهای چینهچیتا فیلمبرداری شد، جایی که کارگردان نسخهی خودش از ونیز قرن هجدهم را با صحنهآراییهای مجلل و لباسهای برندهی جایزه اسکار (صدقهسر دانیلو دوناتی) ساخت. فلینی برای کاراکتر کازانووا، دونالد ساترلند را آورد، اما بخش زیادی از موهای او را برید، ابروهایش را تراشید و به او بینی و چانهی مصنوعی داد. کازانووا خود را فردی روشنفکر میداند، اما لباسهای متظاهرانهاش، از جمله یک کلاه شمعی و چکمههای تا زانو، او را مضحک جلوه میدهد.
وقتی کازانووا در آستانهی غرق شدن در نسخهی چینهچتا از رودخانهی تیمز است، ناگهان حواسش به یک غول زن (با بازی ساندرا الین آلن با قد ۲.۳۱ متری) پرت میشود. کازانووا او را تا یک بازارچه دنبال و در برابرش زورآزمایی میکند. این تنها یکی از صحنههای متعدد سورئال در این اقتباس مجلل و مالیخولیایی از خاطرات زن بیبندوبار قرن هجدهمی است. نینو روتا نیز یکی از به یاد ماندنیترین موسیقیهای خود را برای این فیلم ساخته است.
۵. ادیسه (The Odyssey)

- سال اکران: ۲۰۲۶
- کارگردان: کریستوفر نولان
- بازیگران: مت دیمون، تام هالند، آن هتوی، رابرت پتینسون، زندایا، الیوت پیج
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۸.۴ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۹۴ از ۱۰۰
داستانهای زیادی نیستند که از قرن ۸ پیش از میلاد تاکنون دوام آورده باشند. ادیسهی هومر اخیراً به داستان فیلم حماسی کارگردان «اوپنهایمر» (Oppenheimer) تبدیل شده است که داستان هومر را با ترکیبی خاص از جلوههای ویژه و تراژدی به پردهی بزرگ سینما آورده است. این اقتباس جاهطلبانه با حضور بزرگترین ستارههای حال حاضر سینما به رهبری مت دیمون در نقش ادیسیوس، جلوههای بصری نفسگیر، اکشن جذاب و نگاهی نهدقیق اما جالب به یکی از بزرگترین ماجراجوییهای ادبیات را به تصویر میکشد.
دیمون در نقش اودیسیوس، قهرمانی است که فرسنگها از خانه، پسر و همسر محبوبش، پنلوپه (آن هتوی) دور افتاده است. خانهی او اما مورد هجوم مزاحمانی قرار گرفته که بیدعوت اتراق کرده و رسم مهماننوازی را زیر پا گذاشتهاند؛ بین آنها آنتونیوس (رابرت پتینسون) بیش از همه چشم به تاج و تخت ادیسیوس و همسرش دوخته و زمان زیادی باقی نمانده تا او کار تلماکوس (تام هالند)، پسر ادیسیوس و پنلوپه را تمام کند.
یکی از هیجانانگیزترین سکانسهای «ادیسه»، صحنهای است که در آن اودیسیوس و یارانش در غاری گرفتارِ یک غول، سایکلاپس تکچشمی ۶۰ فوتی، میشوند؛ نقشی که بیل ایروین با ترکیبی از انیماترونیک، عروسکگردانی و اجرای زنده آن را ایفا کرده است.
۴. شوالیه سبز (The Green Knight)

- سال اکران: ۲۰۲۱
- کارگردان: دیوید لاوری
- بازیگران: دو پتل، آلیسیا ویکاندر، جوئل اجرتون، ساریتا چودری، شان هریس، رالف اینسون
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۵ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۸۸ از ۱۰۰
«شوالیه سبز» فیلم عجیب و غریب و قدرتمندی است؛ اقتباسی بلندپروازانه از شعری دربارهی ماجراجوییهای شوالیه آرتوری که به زبان انگلیسی میانه توسط نویسندهای ناشناس نوشته شده است. حماسهی فانتزی دیوید لاوری با بهرهگیری از توانایی خارقالعادهی بازیگر نقش اول خود، دِو پاتل، در تجسم ترکیبی از ضعف و قدرت، بدبختی و شجاعت، بیننده را به سفری اسطورهای، مملو از سرهای شعلهور و غولهای وهمآور، میبرد. موسیقی متن غنی و دراماتیک اثر دنیل هارت و فیلمبرداری رؤیایی اندرو دروز پالرمو به این طلسم مستکننده میافزاید.
سر گوین (دو پاتل) در حماسهی فانتزی لاوری، در حالی که برای رویارویی با چالش شوالیهی سبز میتازد، با پدیدههای زمینی و فراطبیعی روبرو میشود. او و یک روباه از بالای تپهای نظارهگر غولهای آسمانی هستند که در چشمانداز سرگردانند. آیا این موجودات فرازمینی واقعیاند یا نتیجهی بلعیدن چند توت سمی؟
۳. دزد بغداد (The Thief of Bagdad)

- سال اکران: ۱۹۴۰
- کارگردان: مایکل پاول، لودویگ برگر، تیم ولان
- بازیگران: کنراد فایت، سابو، جان جاستین، جون دوپرز، رکس اینگرام
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۴ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۱۰۰ از ۱۰۰
در این فیلم محصول ۱۹۴۰، گروهی از کارگردانان، از جمله مایکل پاول، فانتزی هزار و یک شب الکساندر کوردا را به پردهی سینما میآورند. داستان با یک گدای نابینا و سگ وفادارش شروع میشود که بعد از پناه داده شدن، ماجرای گذشتهاش را بازگو میکند؛ اینکه زمانی احمد، پادشاه سادهدل بغداد بوده است. وزیر اعظمِ بدسیرتش، جعفر، او را متقاعد کرده بود تا با ظاهری مبدل و همچون مردی فقیر به میان مردم شهر برود و با احوال رعایایش آشنا شود. سپس جعفر، احمد را روانهی سیاهچال کرده است؛ جایی که او با دزد جوانی به نام ابو آشنا شده است. ابو کلید سلول را دزدیده تا بتوانند بگریزند. آنها به بصره گریختند و احمد در آنجا دلباختهی شاهزادهخانمِ شهر شده، حال آنکه هیچ مردی اجازه نداشت به چهرهی او بنگرد. با این حال، جعفر نیز که خواهانِ شاهزادهخانم بود و برای به دست آوردن او دست به هر کاری میزد، راهی بصره شده است.
در مقایسه با نسخهی ۱۹۲۴ این حماسهی فانتزی، «دزد بغداد» ۱۹۴۰ فیلم فوقالعادهی دیگری است که به جای تقلید کورکورانه از اثر اصلی، رویکردی متفاوت پیش میگیرد و دست کم یک عنصر مهم را به داستان میافزاید که در فیلم ۱۹۲۴ وجود نداشت: غول چراغ جادو. جلوههای ویژهی فیلم هنوز هم چشمگیر به نظر میرسند، به خصوص غول عظیمالجثه (رکس اینگرام با یک لُنگ قرمز و ناخنهای بزرگش) که سعی میکند سابو، بازیگر کودک، را زیر پای عظیمش له کند.
۲. عروس شاهزاده (The Princess Bride)

- سال اکران: ۱۹۸۷
- کارگردان: راب راینر
- بازیگران: کری الویس، رابین رایت، آندره دِ جاینت، کریستوفر گست، والاس شاون، بیلی کریستال
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۸ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۹۳ از ۱۰۰
راب راینر فقید سال ۱۹۸۷ با کمدی فانتزی خود، «عروس شاهزاده» که بر اساس رمان فانتزی سال ۱۹۷۳ نوشتهی ویلیام گلدمن ساخته شده، یک ماجراجویی پرهیجان و جذاب با پسزمینههای جادویی سرشار از عاشقانه، انتقام و طنز ساخت که با گذشت زمان تنها بر محبوبیتش افزوده شده است. فیلم با پدربزرگی (پیتر فالک) آغاز میشود که برای نوهاش (فرد سوج) که سرما خورده کتابی میخواند؛ کتابی دربارهی عشق صاف و سادهی وستلی و باترکاپ که برای رسیدن به یکدیگر، خودشان را در دل خطر میاندازند.
فیلم راینر از حضور گروهی پرستاره از بازیگران و کمدینهای برجسته بهره میبرد؛ از کریس ساراندون، تا کریستوفر گست، والاس شاون، پیتر فالک، بیلی کریستال و به ویژه آندره دِ جاینت. این کشتیگیر فرانسوی (با قد ۲٫۲۴ متر یا ۷ فوت و ۴ اینچ)، دربارهی حضورش در این قصهی پریان پست مدرنِ راب راینر گفته: «هیچکس من به نگاه نمیکرد». به عبارت دیگر، با او در نقش فزیک، شخصیت اهل شعر و شاعری «عروس شاهزاده»، مثل یک بازیگر رفتار میشد. او هم به بهترین شکل، یکی از تأثیرگذارترین و اصیلترین نقشآفرینیهای تاریخ غولهای سینما را ارائه میدهد که یک غولِ واقعی آن را ایفا کرده است؛ اجرایی که نیازی به هیچگونه جلوههای ویژه ندارد.
۱. جیسون و آرگوناتها (Jason and the Argonauts)

- سال اکران: ۱۹۶۳
- کارگردان: دان چفی
- بازیگران: تاد آرمسترانگ، نانسی کووک، انیو آنتونلی، فردیناندو پوجی
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۳ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۸۵ از ۱۰۰
جان گرفتن مجسمهی برنزی استاپ موشن ری هریهاوزن یکی از بهترین لحظات تاریخ سینما و تالوس قلهی فتحنشدهای در ژانر غولهای سینمایی است که موسیقی حماسی برنارد هرمان آن را تکمیل کرده است. تقریباً تمام فیلمهای هریهاوزن در ژانر فانتزی جای میگیرند، اما همگی سرشار از برخی از شگفتانگیزترین هیولاهای تاریخ سینما هستند. در «جیسون و آرگوناتها»، و فیلمهایی چون «سفر هفتم سندباد» (The 7th Voyage of Sinbad) محصول ۱۹۵۸ و «نبرد تایتانها» (Clash of the Titans) محصول ۱۹۸۱، داستانهای اسطورهای دستاویزی شده برای ساخت فیلمهای هیولایی که مخاطبان از کودکان تا بزرگسالان میتوانند پای آن بنشینند.
در «جیسون و آرگوناتها» پس از آنکه جیسون (تاد آرمسترانگ) و یارانش با کشتی «آرگو» به آب میزنند، بهسرعت با کمبود آب و غذا مواجه میشوند. جیسون با استمداد از حامی خود، هرا (ملکهی خدایان)، به سوی «جزیرهی برنزی» هدایت میشود، اما به او هشدار میدهند که جز آب و غذا، هیچ چیز دیگری از آن جزیره برندارد. هرکول (نایجل گرین) و هایلاس (جان کرنی)، که دوستیاشان دور از انتظار به نظر میرسد، هنگام تعقیب گلهای از بزها، با مجسمههای عظیمالجثهی برنزیِ خدایان و تایتانها روبرو میشوند؛ مجسمههایی که اثر هفائستوس (خدای صنعتگری) هستند که مدتها پیش آنجا را ترک کرده بود. آنها پایین مجسمهی تالوس، گنجینهی خدایان را مییابند و هرکول تصمیم میگیرد سوزن طلایی غولپیکری را بردارد تا از آن به عنوان نیزه استفاده کند. این کار باعث بیدار شدن تالوس میشود و او آنها را تا کشتی آرگو تعقیب میکند.
تالوس یکی از مخلوقات محبوب هریهاوزن بود. در یکی از سکانسها، تالوس مسیر آبیِ باریکی را که تنها راه فرار است مسدود میکند و کشتی آرگو را همچون یک اسباببازی از آب بیرون میکشد؛ او کشتی را تکان میدهد تا خدمه به درون آب پرتاب شوند و دکل کشتی را نیز میشکند.
منبع: The Guardian











