نقد فیلم «پدر مادر خواهر برادر» جیم جارموش؛ جنگ در خانه

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۵ دقیقه
Father Mother Sister Brother

نوشتن درباره‌ی آخرین فیلم جارموش را در جنگ و زیر بمباران شروع کردم. نیمه‌کاره ماند چون نمی‌دانستم برای کسی مهم است که درباره‌ی آخرین فیلم جارموش چیزی بخواند؟ هنوز هم شرایط جوری نیست که مطمئن باشم باید درباره‌ی سینما و فیلم نوشت اما گمان کردم وقتی خودم در آن شرایط توانستم فیلم را تا آخر ببینم و بعضی سکانس‌هایش احساساتم را برانگیخت و بازی برخی بازیگران هیجان‌زده‌ام کرد، ارزش‌اش را دارد درباره‌اش بنویسم.

هشدار: در نقد فیلم «پدر مادر خواهر برادر» جیم جارموش خطر لو رفتن داستان وجود دارد. 

جیم جارموش برایم فیلمساز جالبی است. نه لزوما به این معنا که بیشتر فیلم‌هایش را دوست داشته باشم یا حتی نسبت به هر فیلم جدیدش کنجکاو باشم. چند فیلم خیلی خوب دارد: «مرد مرده»، «گوست‌داگ: روش سامورایی» و «قهوه و سیگار» که اتفاقا پشت سر هم ساخته شده‌اند. آن فیلم «فقط عشاق زنده می‌ماند» هم کار عجیبی بود. یک درام عاشقانه‌ی روشنفکری خون‌آشامی! که به سبک فیلم‌های هنری هم ساخته شده بود. وقتی کارنامه‌ی جارموش یا بهترین فیلم‌هایش را مرور می‌کنیم و میزان تجربه‌گرایی‌ (و البته دیوانگی‌اش) را در این آثار می‌بینیم، احتمالا فیلم «پدر مادر خواهر برادر» زیادی سرراست و ساده بنظر می‌رسد. اصلا همین اسمش هیچ خط و ربطی به آن دیوانه‌بازی‌های جارموش ندارد. واقعا هم فیلم ساده‌ای است. چه به لحاظ کارگردانی و چه روایت. سه داستان مجزا درباره‌ی سه خانواده که یک سری عناصر مشترک دارند مثلا توجه به آب!

«پدر مادر خواهر برادر» آنتولوژی درباره‌ی پیوندهای خانوادگی است و اگر فیلم دوست‌داشتنی از کار درآمده بخاطر آن حس و حال و به اصطلاح مودی است که کارگردان موفق شده خلق کند. طبعا بخشی از این حال و هوا به شیمی میان بازیگران برمی‌گردد. بخصوص در اپیزود اول انتخاب بازیگران جمع خانواده‌ی سه نفره درخشان است. تام ویتس که البته به عنوان موزیسین با آن صدا‌ی بم خشدار معروف‌تر است تا بازیگر، حضور حیرت‌انگیزی دارد. پدری لاابالی و بی‌مسئولیت که در عین حال چنان روی پیوندهای خانوادگی تاکید می‌کند که بچه‌ها را به دردسر بیاندازد. برای خودش دلسوزی می‌خرد. در حالی که از همان اول نشانه‌هایی هست که ادعاهایش مبنی بر بی‌پولی و خرابی خانه صحت ندارد و فقط به اصطلاح پسر ساده‌دلش را تیغ می‌زند. دختر اما رابطه‌اش با پدر سرراست‌تر است. خاطرات بدش به خاطرات خوب می‌چربند و دیگر فریب صحنه‌سازی‌های پدر را نمی‌خورد هر چند در برخی موقعیت‌ها بنظر می‌رسد او هم نمی‌خواهد دل پیرمرد را بشکند.

نقد فیلم Father Mother Sister Brother

چیزی که در اپیزود اول تکان‌دهنده است رابطه‌ای است که میان پدر و پسر وجود دارد. یک‌جور فریب‌کاری که انگار هر دو نفر ته دلشان از آن آگاهند اما به روی خودشان نمی‌آورند. چیزی جذاب‌تر و پیچیده‌ترش می‌کند بازی آدام درایور و تام ویتس جلوی یکدیگر است. آدام درایور کنترل‌شده و مرزی میان هوش و مهربانی و سادگی دارد و تام ویتس نگاه تیز و برونگرا و شلوغ. بازی پدر و پسری با شیوه‌ی بازیگری این دو نفر جان می‌گیرد.

همان اپیزود اول یک سری تم به مخاطب داده می‌شود که تا آخر با آن پیش برویم. مثل تاکید روی آب وقتی لیوان‌های آب‌شان را به سلامتی یکدیگر می‌نوشند اما سر اینکه چای را هم به همین شیوه بخورند شک می‌کنند. یک‌جور تقدس آب شاید؟ همان‌طور که پدر در جواب شک پسر در خوردن آب به سلامتی مادرشان می‌گوید: «آب خالص‌ترین نوشیدنی است». یا شاید هم نشانه‌ی زلالی که در خانواده از بین رفته و در اپیزود دوم به شکل واضح‌تری در فریبکاری میان دختر کوچکتر خانواده و مادرش آن را می‌بینیم در حالی که نوشیدنی‌های دیگر مثل چای و قهوه این ویژگی را ندارند. یا ساعت‌های رولکسی که درباره‌ی اصل یا بدل بودن‌شان تردید وجود دارد و هر چند ما به عنوان تماشاگر می‌دانیم کدام اصل است و کدام نه، اما بنظر می‌رسد شخصیت‌ها به‌خاطر روابط پیچیده‌شان درباره‌ی ساعت که گویا بیانگر وضعیت مالی و روحی‌شان است، دروغ می‌گویند یا حتی جدا از نمونه‌های مفهومی می‌شود به نشانه‌های تصویری مثل نمای از بالا به میز اشاره کرد. میزی که پل ارتباطی میان اعضای خانواده شده.

اما اجازه بدهید اپیزود اول را با تحسین آن شخصیت فریبکار پدر و بازی بی‌نقص تام ویتس تمام کنیم.

Father Mother Sister Brother

اپیزود دوم هم شبیه اولی بذله‌گویانه است و میزانسن‌های داخلی خانه خیلی تئاتری‌تر. شاید بخاطر حضور بازیگران تئاتری مثل کیت بلانشت و شارلوت رمپلینگ و ویکی کریپس است که این‌طور بنظر می‌رسد. اینجا حضور بچه‌ها در خانه‌ی مادر منطقی‌تر از اپیزود قبل است. روانکاو مادر به او توصیه کرده که در یک مراسم آیینی سالانه حتما دور هم جمع شوند. اما این رابطه‌ی اجباری درست کار نمی‌کند. بخصوص از سمت دختر کوچکتر که یاغی خانواده بوده و حالا به قول معروف لوزر و بازنده شده اما نمی‌خواهد جلوی خانواده کم بیاورد. چه بازی درخشانی از سه زن که دور میز نشسته‌اند و بخصوص کیت بلانشت که در نقش دختر بزرگتر اما خجالتی و گوش به حرف مادر برخلاف بیشتر نقش‌هایش که زنی قوی و کارآمد است، شکننده و مظلوم ظاهر می‌شود. اپیزود دوم در لندن می‌گذرد و آن مراسم چای انگلیسی رسمی در تقابل با رهایی روستایی اپیزود اول در آمریکا به لحاظ بصری هم شگفت‌انگیز است.

اپیزود سوم بنظرم وصله‌ی نچسبی به آنتولوژی آقای جارموش بود. نه اینکه بد باشد اما آن کمدی سیاه و بذله‌گویی‌های اپیزودهای قبلی را نداشت. اپیزودی فرانسوی و رابطه‌ی خوب خواهر و برادری که والدین‌شان را اخیرا در تصادف از دست داده‌اند. پیچیدگی اپیزودهای قبلی را ندارد. احساساتی‌تر است. جارموش هفتاد و چند ساله انگار دو اپیزود اول را به شیوه‌ی قدیمش ساخته بود و اپیزود آخر پا به سن گذاشته‌تر است. با پیوندهای محکم‌تر بین اعضای یک خانواده.

Father Mother Sister Brother

اگر فیلم را می‌خواهید ببینید آماده باشید که ریتمش کند است. فراز و فرود دراماتیک ندارد اما در بطنش تماشای این روابط پیچیده‌ی فامیلی برای همه‌مان آشناست. از قضا وقتی فیلم را می‌دیدم مشغول خواندن کتاب «گزند دلبستگی» بودم. مجموعه جستارهایی از نویسندگان درباره‌ی ارتباط با پدر و مادرشان. اکثرا هم روابط سرراستی نداشته‌اند. یکی از پاراگراف‌های کتاب بنظرم چکیده‌ی فیلم جارموش بود: «…در قبیله‌ی آدم‌خوارانی که نام خانواده‌ی بزرگ را یدک می‌کشید. ما، ناراضی و آزرده خاطر، جمعی آدم سرکش بودیم که برای سلطه یافتن بر یکدیگر تقلا می‌کردیم و رقبایی سنگ‌دل بودیم که از هر غلطی قسر در می‌رفتیم. زبان و رسوم خودمان، اعتقادات و گلایه‌ها و سالگردهای خودمان را داشتیم و همه‌شان برای هر کسی جز اعضای خانواده غیرقابل فهم بود». این جملات را که می‌خوانید برایتان آشنا نیست؟!

3.5
از ۵
نکات مثبت
  • بازی بازیگران، شوخ‌طبعی سیاه
نکات منفی
  • ریتم کند
نقد فیلم «پدر مادر خواهر برادر» جیم جارموش دیدگاه شخصی نویسنده است.

منبع: دیجی‌کالا مگ

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

یک دیدگاه
  1. پدرام.ی

    فیلم ذکر شده را ندیده و احتمالاً نخواهم دید. منتها «مرد مرده»، «گوست‌داگ: روش سامورایی» و «قهوه و سیگار» را دیده‌ام.

    تجربه شخصی و جذاب: فیلم Ghost Dog: The Way of the Samurai (1999) را سالها پیش در سینمایی واقع در تهران دیدم. یک زمانی فیلم‌هایِ خارجیِ قابل نمایش را تقریباً بدون سانسور، و تا جاییکه یادم هست به زبان اصلی، در سینماهای تهران اکران می‌کردند!

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X