نقد فیلم «جزیره فراموششده»؛ انیمیشنی فراموشنشدنی
جوئل کرافورد و جانوئل مرکادوی فیلیپینی سال ۲۰۲۲ با فیلم «گربه چکمهپوش: آخرین آرزو» (Puss in Boots: The Last Wish)، صنعت سینما را شگفتزده کردند؛ فیلمی که نهتنها در گیشه به موفقیت رسید، که نامزدی اسکار نیز برای «دریمورکس» به ارمغان آورد. سادهترین استراتژی برای «دریمورکس» این بود که این زوج کارگردان را پای ساخت دنبالهای بر این فیلم بنشاند. اما به جای کش دادن یک فرنچایز محبوب، کرافورد و مرکادو سراغ یک پروژهی دلی رفتند؛ پروژهای که از فرهنگ و فولکلور فیلیپینی الهام میگیرد و با سبک بصری دیوانهوار خود، یادآور برخی بهترینهای دنیای انیمیشن، چون «شکارچیان شیاطین کیپاپ» (KPop Demon Hunters) و «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی» (Spider-Man: Into the Spider-Verse) است. در نقد فیلم «جزیره فراموششده» (Forgotten Island) به انرژی بیپایان این انیمیشن و ایدههای تازهاش میپردازم که حول داستانی تأثیرگذار از دوستی و خاطراتی که هویت افراد را شکل میدهد میگردد.
هشدار! در نقد فیلم «جزیره فراموششده» خطر لو رفتن داستان وجود دارد
نقد فیلم «جزیره فراموششده»؛ ماجراجویی به سبک فیلیپینی

نوستالژی برای دهههای پیشین، چندوقتی است به دههی هشتاد و نود میلادی رسیده و این نوستالژی هم در داستان و هم سبک بصری «جزیره فراموششده» مشهود است. ماجرای آن در دههی نود میلادی در فیلیپین میگذرد؛ جایی که جو (با صداپیشگی H.E.R.) و رایسا (با صداپیشگی لیزا سوبرانو) از جلوی دفتر مدیر مدرسه با هم دوست میشوند، دستبند دوستی رد و بدل میکنند و دوستیاشان تا آخر دبیرستان ادامه مییابد. بازیگوشیهای آنها با علاقهی مشترکشان به قصههای عامیانهای که مادربزرگ جو، لولا (دالی دِلئون)، تعریف میکند پیوند میخورد؛ قصههایی که از جزیرهای افسانهای به نام ناکالی و هیولای خونآشامی آن، مانانانگال (لیا سالونگا) حکایت دارند و مادربزرگ سرسختانه میگوید که خود تجربهاشان کرده است.
با بزرگ شدن بچهها، آنها کمکم با چالشهای دوران بلوغ و واقعیتهای زندگی روبرو میشوند. جو برای گذران زندگی در رستورانی کار میکند، اما رایسا با فشار والدینش – که از ارتباط رایسا با جو هم راضی نیستند – می خواهد برای ادامهی تحصیل از فیلیپین به امریکا برود؛ تصمیمی که دوستی عمیق آنها را تحتالشعاع قرار میدهد. اما پیش از آنکه رایسا به هواپیمایش برسد، دروازهای به شکلی جادویی سر راه دو دختر سبز میشود و آنها را به جزیرهی ناکالی منتقل میکند. وقتی دخترها در ناکالی به هوش میآیند، متوجه میشوند که ۱۲ ساعت گذشته، اما هیچ خاطرهای از این مدت در ذهنشان باقی نمانده است. رایسا به طرز عجیبی نیمی از موهایش تراشیده شده و یک جفت بال دارد، و جو یک خالکوبی عجیب و تاجی دارد که نمیداند از کجا آورده است.
باوجود شگفتی اولیه از ناکالی و موجودات جادویی که آن را پر کردهاند، جو و رایسا خود را گرفتار مخمصهای مییابند که شاید راه فراری از آن وجود نداشته باشند. در ادامه آنها باید طی ماجراجویی – که کم یادآور «خماری» (Hangover) یا «یادگاری» (Memento) نیست – تکههای پازل را کنار هم بگذارند و کلید بازگشت به دنیای خودشان را پیدا کنند.

زیاد پیش نمیآید که استودیوهای بزرگ انیمیشنسازی، سراغ فرهنگ ملل مختلف بروند؛ کاری که مثلاً با «موانا» (Moana) و فرهنگ پولینزی به خوبی جواب داد. حالا کرافورد و مرکادو در «جزیره فراموششده» سراغ فرهنگ و فولکلور فیلیپینی آمدهاند؛ اما تنها به زیباییهای طبیعت فیلیپین و شهرهای شلوغ آن قناعت نکردهاند. «جزیره فراموششده» در تمام وجوه خود، از داستان و شخصیتپردازی گرفته تا حتی ابعاد افسانهای چون جزیرهی ناکالی و موجودات عجیب و غریب آن، از افسانهها و فولکلور واقعی مردم فیلیپین الهام میگیرد.
«جزیره فراموششده» دنیای بینظیری دارد؛ دنیایی با خلاقیت بیحد و حصر، پرسروصدا با رنگهای نئونی و پر از موجودات افسانهای. از بچههای قارچی بامزه گرفته، تا مرد دریایی که مدام میخواهد سلفی بگیرد (کوین مککان)، بچهدیوی آبی مامانی (منی جاسینتو) و راوِ نیمهسگ-نیمهانسان (دیو فرانکو). جنی اسلیت نیز نقش یک دیو دزد حافظه به نام باتیبا را بازی میکند که علاقهاش به تجربههای جدید، میتواند به قیمت از دست رفتن خاطرات جو و رایسا تمام شود؛ خاطراتی که دستبند شلوغی که طی سالهای دوستیاشان جمع کردهاند، نماد آن است. اما بهیادماندنیترین، یا ترسناکترینِ این موجودات افسانهای، کسی نیست جز مانانانگال که میتواند خودش را از وسط نصف کند و گاه آنقدر وحشتناک است که به ویژه در سکانس دنبالبازی با جو و رایسا، از حدود فیلمهای مثبتسیزده هم فراتر میرود.

با تمام تصاویر شلوغ و پرهیاهوی فیلم، به ویژه با ورود به جزیرهی ناکالی، انیمیشن «جزیره فراموششده» هویت خود را از دست نمیدهد. با اینکه با عناوینی چون «داستان اسباببازی ۵» (Toy Story 5)، «بز» (Goat) و «هاپرز» (Hoppers)، انیمیشنهای ۲۰۲۶ یکی از دیگری بهتر بودهاند، اما «جزیره فراموششده» یک قدم فراتر میرود و حتی یک قاب معمولی در آن پیدا نمیشود؛ رنگهای تند، زوایای عجیب و غریب، الهام از سبک کمیک و انیمه، به هر فریم رنگ تازهای میبخشند.
تأثیری که که «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی» بر دنیای انیمیشن گذاشت، غیرقابل انکار است و این را میتوانید به خوبی در ترکیب سبکهای دوبعدی و سهبعدی انیمیشن در «جزیره فراموششده» هم ببینید. پالت رنگی زنده و نئونی، سبک کارگردانی پر جنب و جوش، در کنار انیمیشنهای صورت اغراقشده نیز یادآور خاصیت انیمهای «شکارچیان شیاطین کیپاپ» هستند که همچون فیلم موزیکال نتفلیکس، انرژی و سرزندگی قهرمانان زن فیلم را به خوبی منتقل میکنند. همزمان، «جزیره فراموششده» حسی از نوستالژی فیلمهای فانتزی دهههشتادی مثل «داستان بیپایان» (The NeverEnding Story) یا «هزارتو» (Labyrinth) را در خود دارد که اگر از بچههای دهههشتادی باشید، حسابی با آنها خاطره دارید.

موسیقی متن «جزیره گمشده» نیز کم نمیگذارد و با ترکیبی از آهنگهای نوستالژیک مثل Don’t Stop Believin، This Is How We Do It و سازهای سنتی فیلیپینی، لحن پرجوش و خروش فیلم را حفظ میکند. حتی اگر از طرفداران گروه Katseye باشید، خوب است بدانید سوفیا از این گروه روی یکی از آهنگهای فیلم (Never Tear Us Apart) خوانندگی کرده است.
از صداپیشگی فیلم هم نباید غفلت کرد. خوانندهی آر اند بی، H.E.R. در نقش جو، آشوب و انرژی را به فیلم میآورد؛ در مقابل، لیزا سوبرانو در نقش بهترین دوست صمیمی جو، رایسا، تقریباً نقطه مقابل جو است؛ دختری درسخوان و مسئولیتپذیر که صدقهسر اجرای دوستداشتنی این دو بازیگر، دوستیاشان کاملاً باورپذیر از آب درآمده است. در کنار این دو، تمام بازیگران نقشهای فرعی نیز عالی هستند، از جمله دیو فرانکو در نقش راو مضطرب که با دیدن یک تکه چوب عنان از کف میدهد و دالی دلئون در نقش مادربزرگ عاشق کارائوکه که گویا نقش مهمی در فرهنگ عامهی فیلیپین دارد.

کارائوکه البته تنها یک بخش آن است و همانطور که گفتم، داستان فیلم تماماً غرق در فرهنگ فیلیپینی است. اما کرافورد و مرکادو عموم مخاطبان را فراموش نکردهاند. به سبک داستانسراییهای پیکسار، «جزیره فراموششده» داستانی ملموس ارائه میدهد که برای هر مخاطبی جذابیت دارد؛ به ویژه مخاطبان نوجوان که با دغدغهها و چالشهای دوران بلوغ دست و پنجه نرم میکنند.
البته «جزیره فراموششده» گاه آنقدر غرق تزئیات بصری و شوخیهایش میشود، که مهمترین بخش داستان، یعنی دوستی دو زن جوان و جسور که باوجود تفاوتهایشان پیوند عمیقی بینشان شکل گرفته، به حاشیه میرود. اما خوشبختانه، داستان همیشه به آن برمیگردد. یکی از تأثیرگذارترین سکانسهای فیلم، زمانی است که رایسا میخواهد جو را بین خاطرات مشترکشان پیدا میکند که هرکدام با گذر از آن خاطره، از بین میرود؛ روندی که خواسته یا ناخواسته اغلب افراد بعد از جدایی از دوستان مدرسه از سر میگذرانند. «جزیره فراموششده» دو قهرمان زن قوی هم دارد که هویتشان حول شخصیتهای مرد نمیگردد و طیف متفاوتی از شخصیتهای دختر نوجوان را به تصویر میکشد.
- تدوین و کارگردانی پرجنب و جوش
- جلوههای بصری رنگارنگ خارقالعاده
- داستان ملموس با قهرمانان دوستداشتنی و باورپذیر
- ترکیب سبکهای انیمیشنی گوناگون و الهام از انیمه و کمیک
- دنیاسازی و شخصیتپردازی متفاوت با تکیه بر اساطیر و افسانههای فیلیپینی
- به حاشیه رفتن گهگاهی داستان با تمرکز بر شوخیها و زرق و برقهای بصری
«جزیره فراموششده» با چنان ریتم سرسامآوری آغاز میشود و ادامه مییابد که اگر به تایملاین جنزی عادت نداشته باشید، دنبال کردنش دشوار است. اما حفظ این انرژی تا پایان فیلم کار دشوارتری است و «جزیره فراموششده» در آن موفق عمل کرده است. مهمتر از آن، روایتی تأثیرگذار است که فقط به نوستالژی اتکا ندارد و حتی در میانهی تمام هیاهوها و سرعت سرسامآور فیلم، درگیرتان میکند.
«جزیره فراموششده» فیلمی است که از تمام قابلیتهای مدیوم انیمیشن بهره میبرد و پویایی پرشور روایت بصری آن، به تکتک قابهای فیلم جان میبخشد؛ قابهایی که هر یک سرشار از خلاقیت و انرژی است. در روزگاری که هوش مصنوعی اینترنت را پر کرده، شانس آوردهایم که کارگردانان خلاقی چون کرافورد و مرکادو هستند تا با مقاومت در برابر غلبهی AI، انیمیشنی ارائه دهند که هیچ الگوریتمی نمیتواند مانندش را بسازد.
شناسنامه فیلم «جزیره فراموششده» (Forgotten Island)
کارگردان: جوئل کرافورد، جانوئل مرکادو
نویسنده: جوئل کرافورد، جانوئل مرکادو
بازیگران: هِر، لیزا سوبرانو، دیو فرانکو، جنی اسلیت، مانی جاسینتو، رانی چینگ
محصول: ۲۰۲۶، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۷.۵ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: ۹۵٪
خلاصه داستان: جو و رایسا، دو دوست صمیمی هستند که تمام عمرشان رویای جزیرهی افسانهای ناکالی را در سر پروراندهاند؛ رویایی که آن را اولین بار از زبان مادربزرگ جو، لولا، شنیدند. پس از دبیرستان، زمانی که دغدغههای بزرگسالی دو دوست را در آستانهی جدایی قرار میدهد، ناگهان جو و رایسا دروازهی ورود به جزیرهی جادویی ناکالی را کشف کرده و درونش میافتند. اما ماجراجویی جادویی آنها در این جزیرهی افسانهای، از آنچه فکر میکردند خطرناکتر از آب درمیآید…
منبع: دیجیکالا مگ


