نقد فصل چهارم سریال «فرام»؛ مرگبارتر از همیشه

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۹ دقیقه
نقد فصل چهارم سریال «فرام»

سریال «فرام» (From) از روزهای آغازین پخش خود در ۲۰۲۲ تاکنون، توانسته بینندگانی را که دلشان هوای یک سریال درست و درمان شبیه «لاست» (LOST) کرده، به سمت خود بکشاند. حالا این سریال علمی-تخیلی ترسناک بعد از تقریباً دوسال انتظار و یک پایان تکان‌دهنده در فصل سوم، امسال با فصل چهارم خود بازگشته است؛ فصلی پر از معماهای پیچیده، رازهای وحشتناک و مرگ‌های غیرمنتظره که نسبت به هرچه تاکنون در سریال «فرام» دیده‌ایم، بهتر است؛ هرچند نویسندگی سریال همچنان روند نه‌چندان رضایتبخش دو فصل پیشین را ادامه می‌دهد. در نقد فصل چهارم «فرام» بیشتر به نویسندگی سریال و رمز و رازهای اساسی داستان می‌پردازم که به نظر می‌رسد با هر فصل پیچیده‌تر می‌شوند.

فقط یک نکته را مد نظر داشته باشید که «فرام» سریالی نیست که بتوان یک‌دفعه با فصل چهارم واردش شد. پس اگر فصل‌های پیشین را ندیده‌اید، برگردید و آن‌ها را تماشا کنید و بعد سراغ این فصل بیایید. اما اگر از بینندگان قدیمی «فرام» هستید، خودتان را آماده کنید که سازندگان سریال آشکارسازی‌های مهمی برایتان در چنته دارند؛ آشکارسازی‌هایی که به نظر تخم‌اشان از فصل اول در داستان کاشته شده بوده است.

هشدار! در نقد فصل چهارم سریال «فرام» خطر لو رفتن داستان وجود دارد

نقد فصل چهارم سریال «فرام»؛ شب بر شهر حکمفرما می‌شود

هارولد پرینو

«فرام» با داستان گروهی از آدم‌ها شروع شد که در شهری برزخ‌مانند گیر افتاده‌اند که انگار هیچکس نمی‌تواند از آن خارج شود؛ شهری که روزهایش شبیه هر شهر معمولی می‌گذرد، اما شب‌ها هیولاهایی خونخوار شیبه آدم‌ها در آن پرسه می‌زنند که به هیچکس رحم نمی‌کنند. رهبری بازماندگان این شهر بر عهده‌ی بوید (هارولد پرینو) است که کلانتر شهر به حساب می‌آید. به جز او در فصل اول با خانواده‌ی متیوز آشنا شدیم شامل جیم (ایان بیلی)، تابیتا (کاتالینا ساندینو مورنو)، جولی (هانا چرامی) و ایتن (سیمون وبستر) که به طرز خارق‌العاده‌ای همه‌اشان توانستند تا فصل سوم از کابوسِ این شهر بیرون بیایند. با کمک این تازه‌واردها، ما هم کم‌کم قوانین دنیای «فرام» را شناختیم؛ اما اعضای خانواده‌ی متیوز هیچوقت به اندازه‌ی فصل چهارم مهم نبوده‌اند.

در پایان فصل سوم، رازهای زیادی درباره‌ی آنچه واقعا در شهر اتفاق افتاده است آشکار شد. در لحظات آخر دیدیم نوزادی که زنِ کیمونوپوش از بدنِ فاطیما بیرون کشید، همان اسمایلی است که بوید پیشتر کشته بود. فاطیما (پگاه غفوری) توضیح داد که این هیولاها روزگاری ساکنان اصلی شهر بوده‌اند که بچه‌هایشان را برای رسیدن به جاودانگی قربانی کرده‌اند. تابیتا و جید (دیوید الپی) رمز اعداد در بطری‌های درخت را شکستند و فهمیدند خودشان تناسخ ساکنان شهر هستند؛ مثلا تابیتا زمانی مادر ویکتور (میراندا) بوده و جید زمانی کریستوفر (مرد صاحب عروسک که از فصل اول معرفی شد).

علاوه بر این، مردی در لباس زرد (داگلاس ای. هیوز) بر جیم ظاهر شد که به او هشدار داد «دانش هزینه دارد» و همسرش نباید آن گودال را می‌کند. این ما را برمی‌گرداند به فصل اول و صدایی که در رادیو شنیدیم و یعنی مرد زردپوش از همان اول در داستان حضور داشته و حالا که به آخرهای ماجرا نزدیک می‌شویم، بالاخره از لانه‌اش بیرون آمده. این هیولا در نهایت جیم را به طرز دردناکی می‌کشد؛ آن هم در حالی که نسخه‌ی آینده‌ای از جولی بر او ظاهر شده تا به پدرش هشدار بدهد. منطق این قدرت جولی کمی پیچیده است؛ اما آنطور که ایتن توضیح می‌دهد مثل اینکه جولی یک‌جور «داستان‌گرد» است که می‌تواند بین لحظات مختلف در زمان حرکت کند.

جولیا دویل

به جز بوید و آنچه از خانواده‌ی متیوز باقی مانده، شخصیت‌های دیگری هم هستند که به فصل چهارم رسیده‌اند: مانند ویکتور (اسکات مک‌کورد) که از کودکی در این شهر مرموز بوده و دانا (الیزابت ساندرز)، فاطیما، الیس (کورتئون مور)، کریستی (کلوئی ون لندشوت) و دوستش ماریل (کیلن اهم). مثل «لاست»، «فرام» هم هر فصل با گروه کاراکترهای گسترده‌ای مواجه است، اما هیچ شخصیتی از تیغ تیز نویسندگان در امان نمی‌مانند و خیلی از کاراکترهای این فصل، فصل پنجم را نخواهند دید.

در فصل‌های اولیه، «فرام» با یک‌سری نیروهای شرور سروکار داشت که هویت مشخصی نداشتند. اما به مرور چندین آنتاگونیست اصلی مثل زنِ کیمونوپوش بین آن‌ها برجسته شدند. در این فصل مهم‌ترین کاراکتر تازه، کاراکتر سوفیا (جولیا دویل) است که در نگاه اول برای ساکنان شهر، یک دختر کشیشِ صاف و ساده به نظر می‌رسد، اما در واقع همان هیولای زردپوشی است که خلاف سایر هیولاها، می‌تواند روزها هم آزادانه این ور و آن ور برود. هویت واقعی این شرور تا پایان فصل چهارم همچنان در هاله‌ای از ابهام است. ولی می‌بینیم که حتی جولی در یکی از داستان‌گردی‌هایش، مرد زردپوش را ملاقات می‌کند؛ آن هم درست روزی که شهر به این مصیبت دچار شد و ویکتور تنها ماند.

بهترین سریال‌های علمی-تخیلی ترسناک که باید تماشا کنید

آن‌هایی که می‌میرند و آن‌هایی که زنده می‌مانند

نقد فصل چهارم سریال «فرام»

همانند فصل‌های گذشته، شورانر و نویسنده‌ی اصلی سریال جف پینکنر است و جک بِندر هم ( کارگردانی بسیاری از اپیزودهای «لاست» را برعهده داشته) در مقام کارگردان روی اکثر اپیزودهای فصل چهارم «فرام» کار کرده. ازاین‌رو، فصل تازه تقریبا همان روند روایی و بصری آشنا را از فصل‌های پیشین دنبال می‌کند. اما اگر یک چیز را از «لاست» یاد گرفته باشند، این است که هرجا که احساس می‌کنند کم آورده‌اند، یک غافلگیری در داستان می‌چپانند و به زور همین هم که شده، ما را تا اپیزود بعد، و تا فصل بعد می‌کشانند تا بخواهیم از آخر و عاقبت ماجرا و سرنوشت کاراکترهای محبوبمان سردربیاوریم.

مثلاً یکی از کاراکترهای محبوب من که تمام فصل نگران بودم بلایی سرش بیاید، ویکتور است. اجرای اسکات مک‌کورد در نقش ویکتور، در کنار پرینو، یکی از نقاط قوت اصلی سریال است که با هر فصل اوج می‌گیرد. با اینکه نویسندگی «فرام» دست بازیگران را باز نمی‌گذارد تا بتوانند توانایی‌های خود را به رخ بکشند، اما پرینو و مک‌کورد از متنی که به آن‌ها داده شده، نهایت استفاده را می‌برند و شخصیت‌هایی باورپذیر ساخته‌اند که قهرمان به معنای سنتی آن نیستند؛ اما در هر صحنه‌ای که هستند، آن صحنه را مال خودشان می‌کنند.

ویکتور و هنری در سریال فرام

با نزدیک شدن به اپیزودهای پایانی، ویکتور چیزهای بیشتری از کودکی‌اش به یاد می‌آورد؛ خاطراتی دردناک که ترامای او را دوباره زنده می‌کنند. همزمان، پدرش هنری (رابرت جوی) تحت تأثیر سوفیا، توهم می‌زند و فکر می‌کند شهر واقعی نیست؛ تنها راه نجات از این توهم هم این است که رابطه‌اش را با آن چیزی را که او را در شهر نگه می‌دارد، قطع کند؛ یعنی عملاً حذف پسرش. بنابراین، فصل چهارم مدام القاء می‌کرد که هنری می‌خواهد پسرش را بکشد. تاریک شدن آسمان، باور هنری مبنی بر واقعی نبودن شهر و نشانه گرفتن هفت‌تیر به سمت ویکتور، همه‌ی این‌ها به نظر می‌رسید قرار است به پایان عمرِ ویکتور در داستان «فرام» بینجامد. خوشبختانه، ایتن درست سر وقت از راه رسید و ویکتور توانست پدرش را خلع سلاح کند و هر دو از پایانِ فصل چهارم جان سالم به در ببرند.

در جایی دیگر جید و تابیتا مأموریت مهمی دارند و معتقدند جمع کردن استخوان‌های دفن‌شده‌ی بچه‌ها زیر درخت با بطری، راه نجاتشان از شهر است. اما همزمان که بوید و تیم‌اش می‌کوشند درخت را از ریشه درآورند، جید و تابیتا با هیولاهایی در تونل گیر می‌افتند. خوشبختانه، آن‌ها با کمک بوید، الیس و فاطیما زنده می‌مانند؛ اما لحظه‌ی آخر هیولاها به سمتشان حمله می‌کنند و فاطیما با فداکاری عقب می‌ماند تا برایشان زمان بخرد. خودش هم تبدیل به یکی از هیولاها می‌شود و معلوم نیست بعدها دوباره فاطیما را در قالب انسانی یا هیولایی‌اش خواهیم دید یا نه. این در حالی است که اغلبمان فکر می‌کردیم فاطیما در کلینیک هیولا می‌شود و ماریل را می‌کشد. اما این در واقع اسمایلی است که وارد کلینیک می‌شود و با زنده نگه داشتن مادرش فاطیما، ماریل را می‌کشد. الجین (ناتان دی. سیمونز) هم کاراکتر دیگری است که عاقبت خوشی ندارد و به دست سوفیا کشته می‌شود. در پایان فصل سوفیا تمام طلسم‌ها را از شهر جمع کرده و بعد از گفتگویی با پسرک سفیدپوش آن‌ها را در درخت می‌اندازد.

حالا و با نزدیک‌تر شدن به پایان داستان، ساکنان شهر در آسیب‌پذیرترین وضعیت خودشان قرار دارد؛ بدون طلسم‌هایی که آن‌ها را از شر هیولاهای شب‌خیز حفظ کند، دیگر هیچکس و هیچ‌چیز در امان نیست. با پایان فصل چهارم، سوال‌های زیادی بی‌پاسخ می‌ماند. هنوز نمی‌دانیم بدون طلسم‌ها، شخصیت‌های محبوبمان چطور قرار است دوام بیاورند؛ معلوم هم نیست استخوان‌های بچه‌ها دقیقا به چه دردی می‌خورند یا قدرت جولی دقیقا چطور کار می‌کند.

بهترین سریال‌های علمی‌-تخیلی درباره‌ی جهان‌‌های موازی

مشکلات نویسندگی همچنان در بهترین فصل سریال هم ادامه دارد

تابیتا و جید در سریال فرام

فصل چهارم سریال «فرام» تقریباً با همان مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کند که «لاست» بعد از مدتی دچارشان شد. نویسندگان «فرام» با یک دنیاسازی پیچیده، با کلی رمز و راز و شخصیت‌های فراوان کار خودشان را سخت کرده‌اند. آن‌ها مدام به نفع غافلگیر کردن مخاطب، خودشان را در چاله‌ای می‌اندازند که خارج شدن از آن، مکافات دارد و نیازمند پیچش‌ها و توجیهاتِ اغلب بی‌منطق است. این را در فصل‌های پیشین هم به وضوح دیده بودیم؛ به ویژه آخر فصل دوم – که به جرئت ضعیف‌ترین فصل مجموعه است – که در آن نویسندگان در اتفاقی غیرمنتظره، تابیتا را به بیرون از شهر فرستادند و بعد برای جمع کردن ماجرا، مجبور شدند دوباره او را به شهر برگردانند. فصل چهارم هم با این مشکل مواجه است و نویسندگان جوابی برایش ندارند جز سرهم کردن یک‌سری رازها و قوانین تازه برای دنیای اغلب بی‌قانونِ «فرام».

شبیه سریال «لاست»، نویسندگان «فرام» هم بیشتر از آنکه به سوالاتی که در فصل‌های پیشین ایجاد شده پاسخ بدهند، سوالات تازه‌ای ایجاد می‌کنند. دنیایی که در فصل اول به نظر می‌رسید یک دنیای چندلایه با تاریخ و قانون خودش است، به مرور به جایی در فصل چهارم رسیده که انگار قوانین و تواریخ این دنیا را هر اپیزود از خودش درمی‌آورد. تنها قانونی که در «فرام» ثابت مانده، این است که هر اپیزود/فصل باید با یک پیچشِ غیرمنتظره تمام شود که برای فهمیدن آخر و عاقبتش حتماً باید اپیزود بعدی را ببینید.

3
از ۵
نکات مثبت
  • اجرای قوی اسکات مک‌کورد و هارولد پرینو
  • گریم و جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری باکیفیت
  • به اوج رساندن خطرات با مرگ‌های بیشتر و خونین‌تر و تهدیدات غیرقابل تصور
نکات منفی
  • افتادن ریتم روایت در اپیزودهای میانی
  • پیچیده شدن بیش از حد تواریخ و قوانین دنیای «فرام»
  • تکیه به پیچش‌ها و چرخش‌های غیرمنتظره تنها با هدف کشاندن مخاطب به اپیزودهای پایانی

«فرام» پیش از تمام شدن پخش فصل چهارم، برای فصل پنجم هم تمدید شده است که قرار است فصل آخر سریال باشد. برای همین، فصل چهارم «فرام» بیشتر به آغازی بر پایان‌بندی نهایی سریال می‌ماند که خطرات و تنش‌ها را به اوج خود می‌رساند. فصل چهارم «فرام» با تمام مشکلات نویسندگی که از فصل دوم بیشتر خودشان را بروز دادند،‌ همچنان بهترین فصل سریال است که زمینه‌ی قوی برای یک پایان‌بندی پرسروصدا را می‌چیند. حالا که تا فصل چهارم آمده‌ایم، دیگر راه برگشتی وجود ندارد جز اینکه خودمان را برای یک ماجراجویی نهایی آماده کنیم.

شناسنامه فصل چهارم سریال «فرام» (From)

سازندگان: جان گریفین
نویسندگان: جان گریفین، جف پینکر، کریستن لیدن
بازیگران: هارولد پرینو، کاتالینا ساندینو مورنو، دیوید الپی، الیزابت ساندرز، ایان بیلی، اسکات مک‌کورد، جولیا دویل، داگلاس ای. هیوز
محصول: ۲۰۲۶، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به سریال: ۷.۸ از ۱۰
امتیاز سریال در سایت راتن تومیتوز: ۹۷٪
خلاصه داستان: روزی خانواده‌ی متیوز از شهری سر در می‌آورند که راه فراری از آن نیست؛ شهری برزخ‌گونه که در نقطه‌ای از زمان و مکان گیر افتاده است؛ شهری که شب‌ها با حمله‌ی هیولاهای خونخوار، به یک کابوس زنده تبدیل می‌شود. در حالی که ساکنان شهر می‌کوشند زندگی عادی خودشان را در این دنیای غیرعادی ادامه دهند و راهی برای خروج از شهر پیدا کنند، تهدیدات بیشتری سر بر می‌آورند. در فصل چهارم هرچه ساکنان به یافتن پاسخ‌هایی که دنبالش هستند نزدیک‌تر می‌شوند، بلاهای بیشتری سرشان می‌آید و خون آدم‌های بیشتری ریخته می‌شود…

نقد فصل چهارم سریال «فرام» دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوما موضع دیجی‌کالا مگ نیست.

منبع: دیجی‌کالا مگ

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X