فیلم «روزهای غریب» کاترین بیگلو چطور سینمای سایبرپانک را متحول کرد؟

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۵ دقیقه
Strange Days Film

سینمای سایبرپانک، برخلاف دیگر زیرژانر‌های علمی-تخیلی، بسیار محجورتر در تاریخ هالیوود ظاهر شده است. در حالی که فیلم‌ها و سریال‌های فضایی یا ایده‌های علمی-تخیلی مختلف بخشی جدانشدنی از تاریخ سینما هستند، «سایبرپانک» کم و بیش ایده‌ای نوظهور به‌نظر می‌رسد که بیشتر در انیمه‌ها یا بازی‌های ویدیویی به آن پرداخته شده است. با این حال، بسیاری از همین بازی‌ها و انیمه‌ها منبع الهامی در هالیوود داشته‌اند: فیلم «روزهای غریب» (Strange Days).

«کاترین بیگلو» در سال ۱۹۹۵ با فیلم «روزهای غریب» خود ایده‌هایی بسیار تازه و متفاوت را به ژانر سایبرپانک معرفی کرد. در حالی که چه سینمای سایبرپانک و چه زبان بصری این سبک با فیلم «بلید رانر» تعریف می‌شود و حتی تا به امروز هم می‌توانیم تمام ایده‌های مختلف سایبرپانک را در این فیلم ریشه‌یابی کنیم، کاترین بیگلو در روزهای غریب وزنه‌ی «پانک» را سنگین‌تر می‌کند و فیلمی متفاوت از ساخته‌های همیشگی ژانر می‌سازد.

سایبرپانک در اساس گونه‌ای از ادبیات علمی‌تخیلی است که آینده‌ای نزدیک را به‌تصویر می‌کشد؛ آینده‌ای که مشخصا به افراد طبقات پایین و متوسط جامعه و نحوه‌ی تعامل آن‌ها با تکنولوژی‌هایی نسبتا آشنا می‌پردازد. می‌توانیم تمامی عناصر اصلی این ژانر را، از فروپاشی ساختاری جامعه و سلطه‌ی شرکت‌ها و پیدایش ویران‌شهرها گرفته تا گذر از تعاریف نرمالی مثل نقش جنسی را در فیلم «روزهای غریب» به‌راحتی مشاهده کنیم. با این حال، ایده‌های بصری روزهای غریب در نوع خود به‌شدت تازه هستند.

هر چیزی که باید درباره‌ی سایبرپانک بدانید

فیلم تعریفی بسیار کلاسیک از پانک دارد، به‌شکلی که اعتراض در گوشه گوشه‌ی فیلم نمود می‌کند؛ فرقی نمی‌کند از فشن صحبت کنیم تا نقد نژادپرستی یا جامعه‌ی روز، همه چیز «روزهای غریب» تمام و کمال پانک است. دنیاسازی فیلم، این جنبه‌ی اعتراضی و پانک را اولویت اصلی قرار می‌دهد و از عناصر علمی-تخیلی، که بسیار هم خوب پیاده‌سازی شده‌اند، به‌عنوان وسیله‌ای برای پیشبرد داستان خود استفاده می‌کند.

Strange Days Film

داستانی که «جیمز کامرون» برای فیلم نوشته است، حول یک سیستم ضبط مستقیم مشاهدات و خاطرات از سوی مغز می‌گردد. «لنی» (با بازی ریف فاینز)، یکی از دو نقش اصلی فیلم و پلیسی سابق است که با استفاده از این تکنولوژی، شروع به ضبط فیلم‌هایی شخصی از خاطرات افراد کرده است. او این فیلم‌ها را سفارشی و برای دیگران می‌سازد، تا آن‌ها بتوانند تجربه‌هایی خطرناک یا دست‌نیافتنی را از نزدیک و طوری که انگار که تجربه‌ی خودشان است، به چشم ببینند و با تمام بدن حس کنند. طولی نمی‌کشد تا لنی از سمت یک قاتل، فیلمی از تجربه‌ی دردناک یک تجاوز دریافت می‌کند و جریان پر پیچ و خم پیدا کردن این قاتل آغاز می‌شود.

این تجربه‌ها همگی به شکل اول شخص یا همان Point of View در فیلم نمایش داده می‌شوند و برای کسی که میانه‌ی خوبی با بازی‌های ویدیویی داشته باشد، تجربه‌هایی بسیار آشنا هستند. بیگلو در اجرای این سکانس‌های اول شخص عالی عمل کرده است؛ طوری که نه‌تنها این حجم از سکانس‌ها که با زاویه‌ی اول شخص ضبط شده باشند، تا به حال در هیچ فیلم دیگری دیده نشده، بلکه اجرای آن‌ها از نظر فنی نیز پدیده‌ای کاملا جدید در زمان خود محسوب می‌شده است. بیگلو و تیم او برای ضبط این سکانس‌های POV که بعضا هم بسیار طولانی هستند، نیاز به ساخت تکنولوژی‌های تازه و استفاده از دوربین‌های متفاوتی داشته‌اند؛ مخصوصا وقتی این نکته را در نظر بگیرید که چند بدلکاری بزرگ به همین شکل اول شخص در فیلم ضبط و ارایه شده است که هنوز هم چندان نمی‌دانیم چطور و بدون جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری آن‌ها را محقق کرده‌اند.

Strange Days Film

در کنار لنی، «میس» (با بازی آنجلا بست) نقش اصلی دوم فیلم است و به‌عنوان یک زن سیاه‌پوست بزن و بهادر که حاضر نیست دستش را به جرم آلوده کند، در داستان حتی قهرمان‌تر از لنی به‌نظر می‌رسد. میس که شوهرش به‌دست پلیس دستگیر و او حالا محبور به بزرگ کردن پسرش به‌تنهایی شده است، یک سمت طیف از شخصیت‌های زن فیلم را به‌تصویر می‌کشد. دنیاهای سایبرپانک تعریف صفر و صدی از نقش جنسی و حتی جنسیت به شکل بیولوژیکی ندارند و با اینکه «روزهای غریب» کاملا به آن سمت پیش نمی‌رود، اما تا جایی که منطق دنیایش اجازه دهد، این موضوع را منتقل می‌کند. در حالی که میس یک مبارز قهار و راننده‌ای ماهر است و همگی هم در شهر او را به‌عنوان فردی کاردرست می‌شناسنند، در سمت دیگر، «فیث»، دوست‌دختر سابق لنی به‌عنوان دخترکی ضعیف قرار می‌گیرد که قهرمانان قصه به دنبال نجات او می‌روند. لنی که تمام مدت رویای بودن با فیث را در سر می‌پروراند و خود را با خاطرات ضبط شده‌اش با فیث سرگرم می‌کند، نهایتا نجات خود را نه در فیث و بلکه در میس می‌بیند.

فراتر از این نکات، موضوع اصلی فیلم حتی اعتراض به نژادپرستی سنگین جامعه‌ی امریکا و خشونت پلیس علیه سیاهان و جامعه‌ی آن‌هاست. در فیلم به‌وضوح می‌بینیم که محله‌های سیاه‌پوستان حتی وضعیتی اسفناک‌تر از نیویورک ویران‌شهری به‌تصویر کشیده شده دارند و ریشه‌ی تمام اتفاقات فیلم، قتل بی‌جهت یک رپر و فعال سیاسی به‌دست دو پلیس است.

Strange Days Film

این اعتراض در موسیقی انتخابی شگفت‌انگیز فیلم هم حضور پیدا می‌کند. فیلم پر است از قطعات مختلف، که نه حتی به‌عنوان موسیقی بک‌گراند و بلکه حتی در قالب خود گروه‌های موسیقی در فیلم جای گرفته‌اند و بندهای متعددی مثل گروه متال «تستمنت» در صحنه‌های فیلم مشغول اجرای موسیقی هستند. موسیقی متال پانک، یا به‌عبارتی درست‌تر «هاردکور»، ساندترک اصلی فیلم است و در کنار آن قطعات الکترونیک و رپ دهه‌ی نودی هم در آن حضوری گسترده دارند. موسیقی با صحنه به صحنه‌ی فیلم «روزهای غریب» گره خورده است؛ همانطور که هنرمندان همیشه در تاریخ اعتراض نقشی بسیار مهم ایفا کرده‌اند.

فشن پانک هم در «روزهای غریب» به زیباترین شکل ممکن اجرا شده است؛ طوری که نه فقط شخصیت‌های اصلی، بلکه حتی صدها سیاهی لشگر که در پس‌زمینه به چشم می‌آیند، هر کدام استایلی مختص به‌خود دارند و حجم زیادی جزییات را در طراحی لباس به نمایش می‌گذارند. فقط کافی است تا در صحنه‌های مختلف فیلم، اعم از یک خیابان یا کلاب‌های متعددی که در طول داستان شخصیت‌ها در آن‌ها گذر می‌کنند، ثانیه‌ای فیلم را نگه دارید و به فشن تک تک افراد نگاه کنید تا با سطحی از جزییات روبرو شوید که واقعا نیازی به آن نبوده است، اما از علاقه و اشتیاق بسیار زیاد طراحان و هنرمندانی که روی فیلم کار کرده‌اند می‌گوید.

Strange Days Film

دقیقا همین فشن است که استایل کلی یک بازی مثل «سایبرپانک ۲۰۷۷» را ساخته و تاثیرات «روزهای غریب» در بازی فقط به فشن هم محدود نمی‌شود. فراتر از فشن، با یک نگاه کوتاه به داستان و دنیاسازی سایبرپانک ۲۰۷۷ می‌توانیم «روزهای غریب» را به‌عنوان یکی از منابع الهام اصلی آن ببینیم. دقیقا مثل این فیلم، وسیله‌ی اصلی پیش برنده‌ی داستان در سابرپانک ۲۰۷۷ هم فیلم‌هایی است که افراد با مغز خود ضبط می‌کنند و با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند و در طول بازی، مثل لنی و میس، باید خودمان این فیلم‌ها را ببینیم و در آن‌ها دنبال سرنخ بگردیم.

سینمای سایبرپانک متاسفانه محبوبیت ژانرهای عمومی‌تر علمی‌-تخیلی را ندارد و حتی فیلم‌های شگفت‌انگیزی مثل «درد» (Dredd) یا «جانی نمانیک» مثل همین «روزهای غریب» هیچ وقت به فروش خوبی دست نیافته‌اند. با تمام این اوصاف، خوشحالیم که بازی‌هایی مثل سایبرپانک ۲۰۷۷ می‌توانند از این ساخته‌ها الهام بگیرند و به پرفروش‌ترین و بهترین بازی‌های عصر خود تبدیل شوند.

بهترین فیلم‌ها، سریال‌ها و انیمه‌های سایبرپانک که باید ببینید

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

۲ دیدگاه
  1. شاهین

    ایول رضا

  2. .

    وایسادم فیلم نگاه کنم بعد کامنت بزارم
    درتعجبم منی که اینقدر اهل سرچ فیلم و گشت گذار حول و حوش این موضوعات هستم حتی یک بار هم اسم فیلم نشنیده بودم.تمام طول فیلم لذت بردم از تماشا کردنش بسیار پر جزییات بود و داستان گیرایی داشت.
    ممنون بابت معرفی این فیلم مهجور

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X