بگذارید جرج میلر حماسهی «مکس دیوانه» خود را تمام کند!
برای دوستداران سینما کمتر چیزی به اندازهی یک فرنچایز که با دنبالههای سینمایی و تلویزیونی بیشتر، به قهقرا میرود، دردناک است. لازم نیست راه دوری برویم. یک نگاه به سینمای ژانری در سالهای اخیر، مشخصا سریالهای دیزنیپلاس مارول، کافی است تا بفهمید دنبالههای زورکی چقدر میتوانند به فرنچایز اصلی آسیب بزنند. خوشبختانه این حرفها دربارهی حماسهی جرج میلر، «مکس دیوانه» (Mad Max)، صدق نمیکند. اگر جرج میلر میخواهد یک فیلم «مکس دیوانه» دیگر و حتی یک سریال تلویزیونی برایش بسازد، بگذارید بسازد. جرج میلر همیشه شگفتزدهامان کرده است و بیشک این بار هم از پس فرنچایز خود برمیآید.
تقریباً پنج دهه پس از آنکه جورج میلر برای اولین بار مکس را در بیابانهای استرالیا انداخت، او حالا دنبال ساخت یک فیلم آخر برای حماسهی «مکس دیوانه» خود، و حتی شاید یک سریال تلویزیونی است. طبق گزارش جدید متیو بلونی از «پاک» (Puck)، میلر اخیراً در هالیوود با استودیوها در مورد فیلم جدید «مکس دیوانه» ملاقات کرده است.
طبق گزارشها، این فیلمساز علاقهی آمازون، یونیورسال و سونی پیکچرز را جلب کرده، اما به نظر میرسد خبری از برادران وارنر در میانشان نیست. براساس این گزارش، طرح پیشنهادی میلر جاهطلبانه است: ساخت یک فیلم نهایی «مکس دیوانه»، احتمالاً پس از آن یک سریال تلویزیونی، و سپس فروش امتیاز این آیپی. «پاک» خاطرنشان میکند که هر دو بخش فیلم و تلویزیون در برادران وارنر از پیشنهاد میلر صرف نظر کردهاند.
این تغییر بهشدت بزرگی است؛ آن هم برای فرنچایزی که بیش از ۴۰ سال است نامش به برادران وارنر گره خورده. این استودیو در توزیع هر پنج فیلم قبلی «مکس دیوانه»، از نسخهی کلاسیک اصلی محصول ۱۹۷۹ تا «فیوریوسا: حماسه مکس دیوانه» (Furiosa: A Mad Max Saga) محصول ۲۰۲۴، نقش داشته است. احتمالاً شکست تجاری «فیوریوسا» بوده که برادران وارنر را از ادامهی همکاری با فرنچایز میلر بازداشته. با اینکه «مکس دیوانه: جاده خشم» به یک اثر اکشن برجسته تبدیل شد و شش جایزهی اسکار را از آن خود کرد، «فیوریوسا» از نظر تجاری موفق نبود. «پاک» خاطرنشان کرده که فیلم پیشدرآمد «جاده خشم» با درآمد تقریباً ۱۷۵ میلیون دلاری در جهان، توانسته تنها معادل هزینهی تولید فیلم را دربیاورد.
«فیوریوسا» به خوبی مورد تحسین و تقدیر طرفداران میلر قرار گرفت، اما تقریباً یک دهه پس از «جاده خشم»، بدون تام هاردی یا شارلیز ترون، و با محوریت نسخهی جوانتری از فیوریوسا با بازی آنیا تیلور جوی در مقابل کریس همسورث، از راه رسید. برای برادران وارنر، منطقی است که اشتیاق زیادی برای بازگشت به بیابانهای پرهزینهی «مکس دیوانه» را نداشته باشند. حتی اگر میلر همچنان یکی از معدود فیلمسازانی باشد که قادر است فرنچایز خود را هربار بالا و بالاتر ببرد.

فیلم اصلی «مکس دیوانه» سال ۱۹۷۹ از موج نوی استرالیا بیرون آمد. این زمان دورهای تازه از سینمای استرالیا را کلید زد که حرفهی پیتر ویر و گیلین آرمسترانگ را راه انداخت. «مکس دیوانه» داستانی کوچک و جسورانه دربارهی پلیسی بود که در دنیای دیستپوییایی، در برابر یک باند موتورسواری ایستادگی میکند. این فیلم در استرالیا بهشدت محبوب شد و در ایالات متحده هم مورد توجه قرار گرفت. همین شد که فیلمهای «مکس دیوانه» ادامه پیدا کردند و دنبالهی آن، «مکس دیوانه ۲: جنگجوی جاده» (Mad Max 2: The Road Warrior) در سال ۱۹۸۱ میلادی به موفقیت دست یافت؛ حتی با وجود شخصیتهای عجیب و غریبی چون لرد هامونگوس و فرال کید.
در آغاز گفتیم که بسیاری از فرنچایزها هرچه جلو میروند، بیشتر از هویت اصلی خود فاصله میگیرند و کیفیتشان را از دست میدهند. این قضیه اصلا برای جرج میلر صدق نمیکند. بهترین مصداق آن هم فیلم ۲۰۱۵ است؛ فیلمی که این کارگردان استرالیایی در ۷۰ سالگی خود راهی سینماها کرد. با اینکه بین «مکس دیوانه: جاده خشم» (Mad Max: Fury Road) و فیلم قبلی مجموعه سی سال فاصله است، و با اینکه سالها طول کشیده بود تا میلر بتواند «جاده خشم» را به مرحلهی تولید برساند، و باز با اینکه تغییر بازیگر نقش اصلی داستان جنجال زیادی به راه انداخت، «جاده خشم» بالاخره به سینماها آمد، در گیشه فروش خوبی داشت، منتقدان و بینندگان دوستش داشتند و اکنون از آن به عنوان یکی از بهترین فیلمهای اکشن تاریخ یاد میکنند.
به نظر میرسد این خاصیتی کاملا جرج میلری باشد که سالها بعد به فیلم خود برگردد و دنبالهای عالی برایش بسازد. این را میتوانید در فیلمهای «بیب» (Babe) و «خوشقدم» (Happy Feet) هم ببینید. هر دو فیلمهای کودکانهی فوقالعاده موفقی بودند. البته «بیب: خوک در شهر» (Babe: Pig in the City) مثل فیلمهای قبلی میلر آنقدر مورد توجه مخاطبان قرار نگرفت. اما بسیاری امروزه آن را یک اثر کلاسیک عجیب میدانند. به همین ترتیب، فیلمهایی چون «فیوریوسا» و «سه هزار سال حسرت» (Three Thousand Years of Longing) هم فیلمهایی نبودند که مخاطبان توقعش را داشتند. اما هر دو فیلمهایی بهشدت جذاب هستند و سالها بعد اگر برگردید و دوباره تماشایشان کنید، دستاورد شگفتانگیز میلر در آنها بیشتر به چشمتان میآید.
واضح است که جرج میلر با اکثر کارگردانان فرق دارد. البته این بدین معنی نیست که ما نگرانیهای خودمان را نداریم. آیندهی حماسهی «مکس دیوانه» همچنان مشخص نیست. بخشی از قدرت «جاده خشم» در مقیاس عظیم آن است که انگار فقط میتواند روی پردهی سینما وجود داشته باشد. اینکه فیلم جدید چه خواهد بود، هنوز مشخص نیست. طرفداران مدتهاست میدانند که میلر موقع ساخت «جاده خشم»، داستانهای دیگری برای مکس نوشته است؛ از جمله «مکس دیوانه: سرزمین بایر» (Mad Max: The Wasteland) که دنبالهی بالقوهای با محوریت مکس است که احتمالاً دوباره تام هاردی را به این نقش برمیگرداند. هرچند خوب است که ترون را هم دوباره در این مجموعه ببینیم. این میتواند فیلمی باشد که میلر در این چندماه اخیر دنبال ساخت آن بوده؛ هرچند «پاک» به طور خاص از این فیلم نام نبرده است.

اما اگر طبق شنیدهها، حماسهی «مکس دیوانه» از دنیای سریالهای تلویزیونی سر در بیاورد، چه میشود؟ در نگاه اول، کوچک کردن مقیاس «مکس دیوانه» برای سریالهای استریمینگ مثل توهین به مقدسات میماند. اما سرزمینهای بایر دنیایی که جرج میلر ساخته آنقدر پتانسیل بالایی دارند که میتوان نگاهی عمیقتر به جناحها، جنگسالاران و جنگجویان جادهای را در قالب اسپینآفها یا سریالهای آنتولوژی تصور کرد. پس آیا مکس میتواند در دنیای پخش آنلاین هم همانقدر دیوانه باشد؟ سوال بزرگتر اینجاست که آیا میلر ۸۱ ساله فراتر از ایدهی اولیه، مستقیماً در ساخت چنین سریالی دخیل خواهد بود یا خیر. چون با توجه به گزارش «پاک»، میدانیم که میلر به آیندهی بلندمدت فرنچایز بعد از خودش فکر میکند.
اگر کسی بتواند به این سؤالات پاسخ دهد، آن شخص جورج میلر است. و پاسخ او احتمالاً بسیار متفاوت و بسیار هیجانانگیزتر از هر چیزی خواهد بود که ما بتوانیم تصورش را هم بکنیم. در حال حاضر، همهی اینها در مراحل اولیه است و هیچ استودیویی رسماً پا پیش نگذاشته. اما اگر واقعاً برادران وارنر کنار کشیده و سونی، یونیورسال و آمازون در حال رقابت برای فرنچایز میلر هستند، حماسهی «مکس دیوانه» ممکن است وارد عجیبترین دوران خود تا به امروز شود: یک فیلم دیگر با کارگردانی میلر، احتمال ورود به دنیای تلویزیون و سپس سپردنش به یک متولی جدید برای یکی از بزرگترین ساختههای پساآخرالزمانی سینما.
منبع: Den of Geek


