نقدها و نمرات فیلم «رزیدنت اویل» منتشر شد؛ بهترین اقتباس سینمایی بازیهای ویدیویی؟
زک کرگر، کارگردان «سلاحها» (Weapons) و «بربر» (Barbarian)، برای نخستین بار سراغ یک مجموعه شناختهشده و متعلق به یک استودیو رفته و اقتباس جدید «رزیدنت اویل» (Resident Evil) را برای سونی ساخته است. بااینحال، به نظر میرسد ورود کرگر به یک فرنچایز بزرگ چیزی از توانایی او در ساخت ترسهای عجیب، خشن و غیرمنتظره کم نکرده است.
مهارت زک کرگر در طراحی صحنه و اجرای لحظات ترسناک، در رزیدنت اویل بیش از همیشه به چشم میآید. فیلم در عین حال که یک نمایش پرهیجان از هیولاها و خشونت است، تلاش میکند مخاطب را بترساند، بخنداند و گاهی حتی حالش را بههم بزند. یکی از مهمترین عواملی که این تجربه را به فضای بازیهای ویدیویی نزدیک میکند، فیلمبرداری با دوربین استدیکم و تجهیزات آیمکس است؛ دوربین در بسیاری از لحظات همراه برایان حرکت میکند و همزمان، قابها را از جزئیات دقیق و گاهی واقعا چندشآور پر میکند. سایههای سنگین و تهدیدآمیز فیلم نیز اغلب تنها با نور چراغ جلوی خودرو یا چراغقوه تلفن همراه روشن میشوند و همین نورپردازی محدود، حس ناامنی و اضطراب را بیشتر میکند.
بخش مهمی از هویت بصری اثر، حاصل قلمدوربین داریوش وولسکی (Dariusz Wolski) است؛ مدیر فیلمبرداری برجستهای که کارنامهاش از درامهای عظیم ریدلی اسکات تا فضای گوتیک و جاهطلبانه مجموعه «دزدان دریایی کارائیب» (Pirates of the Caribbean) را در بر میگیرد. گرچه رزیدنت اویل زک کرگر از نظر ابعاد تولید به پای آن بلاکباسترهای پرهزینه نمیرسد، اما ظرافت فنی و کیفیت ساخت آن، فرسنگها بالاتر از اقتباسهای نازل و بی هویت قبلی این فرنچایز میایستد. طراحی موجودات و فضاسازی جهان فیلم از تخیلی ساختاریافته بهره میبرد و کرگر با جسارت تمام، تصویری نو و سینمایی از این کابوس مدرن ارائه داده است.
واکنشهای اولیه اعضای رسانههای سینمایی نیز نشان میدهد که فیلم تازه او از همین حالا با تعابیری مانند «یک نمایش سینمایی تماشایی» و «یکی از بهترین اقتباسهای بازیهای ویدیویی» توصیف شده است.
![]()
ایجی مورنو، منتقد «تومیتومتر» (Tomatometer)، در شبکه اجتماعی X واکنشی بسیار مثبت به فیلم نشان داد و نوشت که رزیدنت اویل از آن دسته فیلمهایی است که «باید روی بزرگترین پرده و همراه با یک جمعیت پرشور تماشایش کنید؛ یک بلاکباستر واقعی در ژانر وحشت.» او در ادامه نوشت: «زک کرگر همهچیز را بزرگتر، ترسناکتر و سرگرمکنندهتر کرده است. این همان روشی است که باید از وحشت، یک نمایش سینمایی تماشایی ساخت.»
مارک کسیدی، منتقد دیگر تومیتومتر، نیز معتقد است رزیدنت اویل توانسته تنش بیوقفه بازیهای ویدیویی را به پرده سینما منتقل کند. او در واکنش خود نوشت: «زک کرگر در واقع وفادارترین برداشت از این مجموعه را تا امروز ارائه داده است. فیلم بسیار خونین، بسیار بامزه است و دستکم سه بار من را از جا پراند؛ که کار سادهای نیست. مردی که جلوی من نشسته بود، تقریبا در بیشتر مدت فیلم پشت کت خودش پنهان شده بود. بهراحتی میتوانم بگویم این فیلم یکی از بهترین اقتباسهای بازیهای ویدیویی است که دیدهام.»
کلوین چاوز، روزنامهنگار و سردبیر سایت «اسپلشریپورت» (SplashReport)، نیز واکنش بسیار مثبتی به فیلم نشان داده است. او در شبکه اجتماعی X نوشت: «وای خدای من! رزیدنت اویل از همان صحنه ابتدایی با نهایت سرعت پیش میرود و هرگز ترمز نمیکند.»
چاوز در ادامه نوشت: «زک کرگر تعلیقی بیوقفه، اکشنی بهشدت خونین و طراحی موجوداتی عجیب و هولناک، با حالوهوایی شبیه «موجود» (The Thing) ارائه داده است. این همان وحشت خالص بقاست و بهراحتی بهترین فیلم رزیدنت اویل تا امروز محسوب میشود. آستین آبرامز عالی است. فردا نقد کامل را منتشر میکنم.»
تریستیان، منتقد سینما، نیز در واکنش خود نوشته است که فیلم «به همان اندازه که انتظار دارید یک فیلم رزیدنت اویل شدید و ترسناک باشد، پرتنش و وحشتناک است و در عین حال چند لحظه کمدی بسیار خوب هم در طول داستان دارد.» او درباره آستین آبرامز نیز گفت: «او نقش یک آدم معمولی را بازی میکند که ناگهان خودش را در موقعیتی بسیار فراتر از توانش میبیند، اما جذابیت طبیعیاش باعث میشود شخصیتی باشد که مخاطب دلش بخواهد برای موفقیتش تشویق کند.»

جردن مورو، خبرنگار «ورایتی» (Variety)، نیز واکنش بسیار هیجانزدهای به فیلم داشت و در شبکه اجتماعی X نوشت: «زک کرگر واقعا حرف ندارد و رزیدنت اویل یکی از بهترین اقتباسهای بازیهای ویدیویی است که تاکنون ساخته شده و یکی از بهترین فیلمهای ترسناک سالهای اخیر هم هست. معرفی عنوان فیلم فوقالعاده است و آستین آبرامز هم در حالی که با دستوپاچگی تلاش میکند زامبیها را از بین ببرد، واقعا خندهدار است. ۱۰ از ۱۰.»
رزیدنت اویل بار دیگر زک کرگر را با آستین آبرامز، بازیگر فیلم سلاحها، همراه کرده است. آبرامز در فیلم نقش یک پیک پزشکی را بازی میکند که هنگام انجام یک ماموریت برای تحویل بسته به بیمارستان عمومی راکون سیتی، با شیوع ناگهانی زامبیها روبهرو میشود و باید جان خود را نجات دهد. کرگر فیلمنامه این فیلم را به همراه شی هتن نوشته است. زاک چری، کالی ریس و پل والتر هاوزر نیز از دیگر بازیگران فیلم هستند
نکته قابلتوجه درباره نسخه جدید این است که برخلاف بسیاری از اقتباسهای پیشین، شخصیتهای شناختهشده دنیای بازیهای رزیدنت اویل از جمله لیان اس. کندی یا جیل ولنتاین در آن حضور ندارند. دلیل این تصمیم، تلاش کرگر برای ساختن داستانی تازه و کاملا مستقل در جهان رزیدنت اویل است؛ تصمیمی که البته با واکنش منفی بخشی از طرفداران روبهرو شده است.
خود کرگر نیز بعدا اعتراف کرد که در ابتدا «سادهلوح» بوده که فکر میکرد میتواند درون یک فرنچایز موجود، داستانی کاملا جدید بسازد و بدون اینکه با واکنش شدید طرفداران مواجه شود، از این تصمیم عبور کند.
با این همه، میزان موفقیت فیلم در راضی کردن تمام و کمال عشاق سرسخت بازیها همچنان چالشبرانگیز است؛ هرچند علاقهمندان قدیمی با ضیافتی از ارجاعات و ایستراگهای هوشمندانه روبهرو خواهند شد که هویت نوستالژیک اثر را زنده نگه میدارند.
اما آیا این رویکرد متفاوت کرگر و تلفیق کمدی سیاه با وحشت بقا توانسته نظر منتقدان سختگیر سینما را هم جلب کند؟ اگرچه در ساعات اولیه، واکنشهای اولیه و موج اول نظرات کوتاهمدت در شبکههای اجتماعی نشان از شگفتزدگی مخاطبان داشت، اکنون با انتشار رسمی و کامل نخستین نقدهای تخصصی، تصویر روشنتر و دقیقتری از جایگاه جدیدترین ریبوت این سالها به دست آمده است. در ادامه، چکیدهای از مهمترین نقدها و بازخوردهای منتشرشده در نشریات و رسانههای معتبر سینمایی به همراه امتیازات را مرور میکنیم:
شناسنامه فیلم «رزیدنت اویل» (Resident Evil)
کارگردان: زک کرگر
بازیگران: آستین آبرامز، زاک چری، کالی ریس، پال والتر هاوزر
تاریخ اکران: ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶
نمرهی راتن تومیتوز: ۹۷ درصد
نمرهی IMDB از کاربران: ۷.۹ از ۱۰
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره برایان (با بازی آستین آبرامز)، یک پیک و پیکموتوری محمولههای پزشکی است. برایان در شبی که متوجه شده نامزدش باردار است، برای فرار از بحرانهای شخصی و دریافت دستمزد دوبرابر، ماموریتی اضطراری برای تحویل یک محموله حیاتی (عضو پیوندی) به بیمارستان عمومی راکون سیتی میپذیرد. با ورود برایان به شهر در میان برف و کولاک، شیوع ویروس و طغیان زامبیها و هیولاهای جهشیافته آغاز میشود. برایان که فردی عادی است (نه یک مامور ویژه مانند لئون یا کلر)، ناگهان در میان شب کابوسوار راکون سیتی گیر میافتد و باید در مبارزهای نفسگیر و بیوقفه برای بقا، از میان طبقات بیمارستان و خیابانهای بحرانزده شهر عبور کند.
خلاصهی نقدهای منتقدان به فیلم رزیدنت اویل (۲۰۲۶)

وال آو ساوند (Wall of Sound): نمرهی ۵ از ۵
وقتی همهچیز گفته و تمام شد، دیگر چیز بیشتری درباره رزیدنت اویل برای گفتن ندارم. من از طرفداران بازیهای این مجموعه هستم و به همین دلیل، فیلم کرگر را که میتوان آن را یک نامه عاشقانه به این فرنچایز دانست، دقیقا همان چیزی میبینم که میتوانستم از یک فیلم رزیدنت اویل بخواهم.
اگر این نقد نتوانسته تصویر روشنی از فضای خونآلود فیلم به شما بدهد یا هنوز قانعتان نکرده که آن را ببینید، دیگر حرفی برای اضافه کردن ندارم. پس در برابر ویروس تی بایستید، به آمبرلا پشت کنید، یک ساندویچ جیل بخورید و برای تماشای فیلم، سری هم به راکون سیتی بزنید.
پاپد (Popped): نمرهی ۵ از ۵
زک کرگر با رزیدنت اویل یک موفقیت دیگر را به کارنامهاش اضافه کرده و فیلم او بهراحتی میتواند بهترین اقتباس سینمایی ساختهشده از این مجموعه باشد. آستین آبرامز در این فیلم هیجانانگیز درباره بقا فوقالعاده ظاهر شده است؛ اثری که در طول داستان توانسته طنز و لحظات ترسناک را با تعادلی مناسب کنار هم قرار دهد.
مهارتهای فیلمسازی کرگر همچنان او را در مسیر درستی قرار میدهند. اگر روزی از ساخت فیلمهای فرنچایزی فاصله بگیرد، واقعا حیف خواهد بود؛ شاید این فرنچایزها باشند که بیشتر از اینکه که کرگر به آنها نیاز داشته باشد، به حضور او نیاز دارند.
ریوتس (RIOTUS): درجه A
گاهی حس میکنید دارید بازیکنی را تماشا میکنید که میخواهد یک بازی را به شکل سرعتی تمام کند، در حالی که پیش از این حتی بازی را هم نکرده و در تیراندازی هم چندان مهارتی ندارد. حضورهای کوتاه زاک چری، کالی ریس و پل والتر هاوزر نهتنها حواس مخاطب را پرت نمیکنند، بلکه بهخوبی در خدمت داستان قرار میگیرند. در نهایت، این فیلم از ابتدا تا انتها فیلم آستین آبرامز است و او بهخوبی از عهده آن برمیآید.
کرگر به منبع اصلی احترام میگذارد و در عین حال، فیلمی میسازد که هویت خودش را دارد. رزیدنت اویل همچنین حالوهوای یک اکران مناسب پاییزی را دارد و احتمالا هرچه به هالووین نزدیکتر شویم، مخاطبان بیشتری از تماشای آن لذت خواهند برد. پس از نزدیک به ۲۵ سال، حالا میتوانم بگویم رزیدنت اویل بالاخره یک اقتباس سینمایی واقعی دارد. خوشحالم که در این مورد اشتباه میکردم.

گیزمودو (Gizmodo): نمرهی ۱۰۰ از ۱۰۰
داستان و احساسات ظاهرا هدف اصلی کرگر در این فیلم نیستند. او آمده تا مخاطب را وارد نسخه خودش از بازی رزیدنت اویل کند؛ جهانی پر از اشارههای ظریف، جامپاسکر، موجودات عجیب و اکشن خونین.
از این نظر، فیلم یک موفقیت بزرگ است. شاید رزیدنت اویل به سطحی که کرگر در آثار قبلیاش نشان داده بود نرسد، اما این موضوع چیزی از جایگاهش به عنوان یکی از بهترین اقتباسهای بازیهای ویدیویی در تمام دوران کم نمیکند.
هالیوود ریپورتر (The Hollywood Reporter): نمرهی ۹۰ از ۱۰۰
زک کرگر به یک فرنچایز خسته جانی دوباره میدهد. رزیدنت اویل با ترکیبی از خشونت خونین و اغراقآمیز و صحنههای اکشن بسیار خلاقانه که با ریتمی تبوتابدار اجرا میشوند، از ایده ساده اولیه خودش فراتر میرود و همان شوخطبعی سینمایی و انرژی بصری را به نمایش میگذارد که کرگر بهدرستی برای آن تحسین شده است.
پالیگون (Polygon): نمرهی ۹۱ از ۱۰۰
کرگر علاقهاش به این فرنچایز و به ژانر وحشت را با هم ترکیب کرده و از دل آنها چیزی ساخته که پیش از این واقعا ندیده بودیم. رزیدنت اویل هم بامزه است، هم ترسناک، هم چندشآور و هم زیبا. اما مهمتر از همه، فیلم موفق میشود تجربه واقعی بازی کردن یک نسخه از رزیدنت اویل را منتقل کند؛ همان حس دوگانه فرار یا مبارزه که هنگام بازی کردن آن سراغتان میآید.

اسکرینرنت (ScreenRant): نمرهی ۹ از ۱۰
تغییر لحن و سبک فیلم در پایان و نزدیک شدن آن به حالوهوای آثار سم ریمی، با ترکیبی از شوخیهای احمقانه، خشونت خونین و تلخی آشکار، ممکن است در ابتدا کمی ناگهانی به نظر برسد، اما در نهایت همه این عناصر کنار هم قرار میگیرند.
رزیدنت اویل نوعی خشونت بیرحمانه را به نمایش میگذارد که «مردگان متحرک» (The Walking Dead) هیچوقت نمیتوانست سراغش برود. این فیلم یک اثر ترسناک دقیق و حسابشده است که همانقدر که ترسناک و خندهدار است، به شکل غیرمنتظرهای تلخ و غمانگیز هم میشود. شاید بعضی از طرفداران دوآتشه مجموعه از آن راضی نباشند، اما احتمالا بیشتر علاقهمندان ژانر وحشت را با خود همراه خواهد کرد.
سیبیآر (CBR): نمرهی ۹ از ۱۰
با عرض معذرت از اینکه دوباره سراغ اسبی میرویم که شاید مدتهاست مرده باشد، باید گفت رزیدنت اویل اقتباسی موبهمو از بازیها نیست. قرار هم نبوده چنین باشد و برخلاف چیزی که بسیاری از طرفداران اصرار دارند، شاید اصلا نباید چنین میشد.
بازیهای ویدیویی و سینما ممکن است ریشه مشترکی داشته باشند، اما همچنان دو رسانه کاملا متفاوت هستند. همانطور که خود کرگر هم اشاره کرده، بازیها همین حالا کارشان را در ارائه داستانهای تازه با شخصیتهای آشنایی که دوستشان داریم، به بهترین شکل انجام میدهند. آنها سالهاست عملا مثل فیلمهایی هستند که میتوان خودتان بازیشان کنید.
چیزی که کرگر اینجا ساخته، و فیلمسازان آیندهای که قرار است وارد دنیای رزیدنت اویل شوند نیز بهتر است به دنبال ساختنش باشند، داستانی سرگرمکننده، ترسناک و منحصربهفرد است که هم کاملا به دنیای رزیدنت اویل تعلق دارد و هم کاملا بازتاب نگاه شخصی کارگردانش است. این همان نوع فیلمی است که یادمان میاندازد چرا بارها و بارها تصمیم میگیریم وارد دنیای وحشت و بقا در رزیدنت اویل شویم.
فرش فیکشن (Fresh Fiction): نمرهی A-
کرگر و شی هتن از ابتدا تا انتها یک سواری دیوانهوار، خندهدار و غیرقابلپیشبینی ساختهاند که تقریبا هیچ فرصتی برای نفس کشیدن به مخاطب نمیدهد

بولورک (The Bulwark): نمرهی ۳.۵ از ۴
کرگر با بربر در سال ۲۰۲۲، سلاحها در سال گذشته و حالا رزیدنت اویل، دو ویژگی را به شکل فوقالعادهای ثابت کرده است.
اول اینکه او حس بینظیری برای زمانبندی کمدی و وحشت دارد؛ همان ترکیب پرنوسانی که مخاطب عاشق خون و ترس باید تجربه کند تا از هیجان و وحشت خسته نشود. مثل دو فیلم قبلیاش، اینجا هم با فیلمی واقعا بامزه روبهرو هستیم و آستین آبرامز انتخابی کاملا مناسب برای نقش برایان است؛ مردی که خیلی بیشتر از تواناییهایش درگیر ماجرا شده و درست مثل یک گیمر که در یک مرحله سخت گیر افتاده، زیر لب با خودش حرف میزند. غرولندهای مداوم و ناسزا گفتنهای زیرلبی او بخشی از همین تلاش برای دیوانه نشدن است. بازیگران دیگر، از جمله پل والتر هاوزر و زاک چری، هم به لحظات خندهدار فیلم اضافه میکنند.
دوم اینکه کرگر هنر فیلمبرداری صحنههای تاریک را بهخوبی یاد گرفته است؛ طوری که حتی در تاریکی هم میتوانیم دقیقا بفهمیم چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
اوردز رادار (AwardsRadar): نمرهی ۳.۵ از ۴
رزیدنت اویل تا حد زیادی من را راضی کرد؛ هم به عنوان طرفدار بازیهای ویدیویی و هم کسی که از آثار کرگر لذت میبرد. اینجا دو علاقه مهم من با هم ترکیب شدهاند و نتیجه هم بسیار خوب از آب درآمده است.
همیشه میتوان فهمید که سازنده این فیلم همان فیلمساز بربر و سلاحها است، اما همزمان کاملا مشخص است که این یک داستان رزیدنت اویل است. برای من، همین ترکیب بسیار قدرتمند است و یکی از لذتبخشترین فیلمهای ژانری امسال را ساخته است.
تایمز (The Times): نمرهی ۴ از ۵
در هسته اصلی، این فیلم چیزی شبیه یک انیمیشن کودکانه شیرین و فوقالعاده پرتحرک است که درون یک فیلم زامبی خشن و خونین قرار گرفته است. چطور میشود در برابر چنین چیزی مقاومت کرد؟
آیریش تایمز (The Irish Times): نمرهی ۴ از ۵
با اضافه شدن وحشت جسمانی بسیار چندشآوری که ریشهاش هم به منبع اصلی و هم به «موجود» (The Thing) ساخته جان کارپنتر میرسد، این فیلم بیپروا و پرهیاهوی کرگر، با وجود ابعاد نسبتا کوچکترش، احتمالا بهترین فیلم رزیدنت اویل در تاریخ این فرنچایز است. شاید این تعریف خیلی بزرگی نباشد، اما به هر حال معنایی دارد.
ایندیپندنت (The Independent): نمرهی ۴ از ۵

رزیدنت اویل تا حد زیادی همان تجربهای را بازسازی میکند که هنگام نشستن پای یکی از این بازیها و بازی کردنشان دارید. اگر یک نابغه با دسته بازی نباشید، تجربه تماشای فیلم ترکیبی عجیب و دوستداشتنی از مضحکه، استرس بالا و ترسی است که مدام شدیدتر میشود؛ ترسی از اینکه ناگهان با چندشآورترین موجود زندهای که ذهنتان میتواند تصور کند روبهرو شوید. برای کرگر، احتمالا همین یعنی ماموریت با موفقیت به پایان رسیده است
«لیتل وایت لایز» (Little White Lies): نمرهی ۴ از ۵
کرگر موفق شده خشونت خالص و ساختار ساده و کمپیرایه بازی را بازسازی کند؛ جایی که سکوت اهمیت دارد و همیشه دقیقا میدانیم هر شخصیت نسبت به دیگری کجا قرار گرفته است. همچنین اشارههای مستقیمی به فیلم شاخص وحشت جسمانی موجود دیده میشود. در مجموع، با فیلمی بسیار تاثیرگذار و کارآمد روبهرو هستیم، هرچند شاید بخشی از این موفقیت به این دلیل باشد که سطح کیفی چنین آثاری در سالهای اخیر چندان بالا نبوده است. صبر کنید تا دوباره آن را ببینم؛ فقط برای اینکه مطمئن شوم…
گیمز رادار (GamesRadar): نمرهی ۴ از ۵
«رزیدنت اویل» شاید از نظر خلاقیت فرمی و بصری به اندازه بربر یا سلاحها جاهطلبانه نباشد و به همین دلیل نیز شاید به اندازه آنها در ذهن باقی نماند. احتمالا موفقیت آن در فصل جوایز هم به اندازه سلاحها نخواهد بود.
اما مگر اینکه آنقدر سختگیر باشید که نتوانید با این واقعیت کنار بیایید که کرگر دقیقا مطابق جزئیات دنیای رزیدنت اویل پیش نرفته است، تصور اینکه کسی با تحمل مناسب برای خشونت و خون از تماشای این فیلم لذت نبرد، دشوار است. پس از ۲۴ سال، بالاخره فیلم رزیدنت اویل راهش را به پرده بزرگ پیدا کرده و توانسته در حد میراث بازیها ظاهر شود.

فایننشال تایمز (Financial Times): نمرهی ۴ از ۵
در ۹۵ دقیقه فشرده و بدون لحظهای اضافه، برایان کاملا مرکز داستان است؛ داستانی که عمدا از زاویه دید شخصی او روایت میشود. درست همانطور که در نسخه پلیاستیشن اتفاق میافتد، پیشروی او مدام با موجودات غرّان در خانههای متروکه و خیابانهای شعلهور شهری متوقف میشود.
اما نکته هوشمندانهتر این است که فیلم همزمان یک کمدی ترسناک شاد و بازیگوشانه هم هست؛ ترکیبی کاملا حسابشده، عجیب، خشن و واقعا بامزه.
بخش زیادی از این موفقیت به واکنشهای متنوع آبرامز به شبی برمیگردد که همهچیز در آن به شکلی فاجعهبار پیش میرود. سردرگمی او به وحشتی دیوانهوار تبدیل میشود و بعد جایش را به کلافگی و عصبانیتی کودکانه میدهد.
دیجیتال اسپای (Digital Spy): نمرهی ۴ از ۵
کرگر دقیقا نشان داده که یک فیلم اقتباسی از بازی ویدیویی چگونه باید ساخته شود. داستانی را که خودتان میخواهید تعریف کنید، آن را با اشارههایی پر کنید که طرفداران دوست خواهند داشت و روح تجربه بازی را منتقل کنید. قوانین دنیای اصلی هرچه میخواهند باشند؛ رزیدنت اویل موفق شده است.

گاردین (The Guardian): نمرهی ۴ از ۵
رزیدنت اویل یکدستی و تمرکز بالایی دارد و در حالی که داستان بازیگونهاش با سرعت پیش میرود، تنش و سرگرمکنندگی آن هیچوقت افت نمیکند. کرگر فقط در بخش پایانی کمی لغزش دارد و مشکل بیشتر به چیزهایی برمیگردد که حذف کرده، نه یک اشتباه بزرگ در روایت.
فیلم به سمت تبدیل شدن به یک فیلم تمامعیار درباره هیولاها میرود؛ مسیری که نسخههای سینمایی قبلی معمولا از آن فاصله میگرفتند و دوباره به اکشن زامبیمحور برمیگشتند. تغییر مسیر کرگر به سمت هیولاهای بیشتر، انتخابی خوشایند است و احتمالا به حالوهوای بازیها هم نزدیکتر است. با این حال، او فیلم را به اندازه کافی به مرزی نمیرساند که مشخص شود فاصله میان هیولا بودن و انسانیتی که ممکن است زیر این ظاهر وجود داشته باشد، کجاست.
دیسکاسینگفیلم (DiscussingFilm): نمرهی ۴.۵ از ۵
باوجوداینکه کرگر داستانی کاملا تازه خلق کرده، برداشت او از رزیدنت اویل میتواند معیار تازهای برای فیلمهای اقتباسی از بازیهای ویدیویی تعیین کند؛ چون هم روح دیوانهوار منبع اصلی را حفظ کرده و هم با آن کاری هوشمندانه و خلاقانه انجام داده است.
کرگر فیلمش را با یک شوخی نهایی تمام میکند؛ نکتهای که شاید برای همه جواب ندهد، اما در عین حال این برداشت تاریک، خندهدار و پر از آدرنالین را کاملا به فیلم شخصی خودش تبدیل میکند.
در نهایت، کرگر آخرین خنده را به دست میآورد. او با تکیه بر غریزه و دیدگاه خودش، فیلمی ساخته که احتمالا مدتها در یاد خواهد ماند؛ اثری که اقتباسهای مدرن از بازیهای ویدیویی را به چالش میکشد، نه اینکه صرفا از قواعد آنها پیروی کند.
د رپ (TheWrap): نمرهی ۸۵ از ۱۰۰
فیلم نفسگیر بازیهای ویدیویی؛ بهترین اثر زک کرگر تا امروز. کرگر در این فیلم از هر ترفند ترسناکی که در اختیار دارد، هر ایده عجیب و دیوانهواری که در ذهنش دارد و تمام توجه و حساسیتی که نسبت به شخصیتهایش نشان میدهد، استفاده کرده تا فیلمی نفسگیر بسازد که حتی برای یک ثانیه هم دست از هیجانزده کردن مخاطب برنمیدارد.
رزیدنت اویل یک فیلم فوقالعاده است، آستین آبرامز بازیگر اصلی فوقالعادهای است و زک کرگر با این فیلم اعتبار خود را به عنوان یکی از استادان نسل جدید ژانر وحشت تثبیت میکند.
گیماسپات (GameSpot): نمرهی ۸ از ۱۰
کرگر با فاصله گرفتن از داستانها و شخصیتهای اصلی بازیهای ویدیویی، از تله بزرگی که میتوانست به واکنشهایی مثل «این لئون کندی من نیست» منجر شود، دوری کرده و در عوض اجازه داده بالاخره خودمان رزیدنت اویل را تجربه کنیم؛ از زاویه دید خودمان.
ظاهر یک فیلم اکشن عامهپسند کنار رفته و چیزی باقی مانده که در مرکز آن مردی وحشتزده قرار دارد؛ کسی که از یک مشکل فرار میکند و بلافاصله با مشکلی بسیار بدتر روبهرو میشود.

اسلنت مگزین (Slant Magazine): نمرهی ۳ از ۴
این به آن معنا نیست که کرگر، که کارش را با «د وایتست کیدز یو نو» (The Whitest Kids U’ Know) آغاز کرد، از جنبههای ترسناک فیلم کم گذاشته باشد.
گلولهها اهدافشان را در جا منفجر و متلاشی میکنند و هیولاهای ویروس تی زائدههایی دارند که بیرون میآیند و اجساد را به هم میچسبانند تا موجوداتی غولآسا بسازند؛ موجوداتی که بیشتر از آنکه شبیه سلاح زیستی تایرنت باشند، انگار از دل «کاتاماری دَمَسی» (Katamari Damacy) بیرون آمدهاند.
هیولاهای بزرگ و شناختهشده رزیدنت اویل در پرده سوم وارد میشوند و کرگر زمان کافی صرف میکند تا یکی از آنها را در حالتی نشان دهد که شبیه یک دستگاه خردکن غولپیکر گوشتی عمل میکند و شخصیتهای فرعی را یکییکی میبلعد.
کرگر به جای اینکه بازی را موبهمو بازسازی کند، سرگرمی حاصل از بازی کردن آن را به سینما منتقل کرده و ثابت میکند به اندازه کافی جسارت دارد که راکون سیتی را وارد دورهای تازه، روشن و البته خونین در سینما کند.
ایندیوایر (IndieWire): نمرهی B+
اگر رزیدنت اویل به آن شاهکار ماندگاری که کرگر از دل این منبع میتوانست خلق کند تبدیل نشده، شاید بهایی باشد که باید برای داشتن فیلمی چنین سرگرمکننده و مستقلکه راه خودش را میرود پرداخت.
این فیلم نمونهای از سینمای متکی بر یک برند است که در عین حال صاحب دیدگاه و انرژی شخصی است؛ بلاکباستری که از شهرت این نام برای تامین بودجه قابلتوجه، کشاندن مخاطبان به سالن سینما و تقریبا هیچچیز دیگری استفاده نمیکند، جز اینکه یادمان بیاورد اصلا چرا از ابتدا این مجموعه را دوست داشتیم.
این همان مسیری است که سینما و بازیهای ویدیویی میتوانند از طریق آن با یکدیگر ترکیب شوند؛ مسیری که در آن، اشتراک DNA باعث قویتر شدن هر دو میشود، نه اینکه به هر دو آسیب بزند.

آیجیان (IGN): نمرهی ۸ از ۱۰
رزیدنت اویل با تمرکز کامل بر قرار دادن قهرمانش در بدترین شب زندگیاش، یک داستان ساده و هیجانانگیز درباره وحشت و بقاست که از نگاه و سبک شخصی زک کرگر بسیار سود میبرد.
آستین آبرامز در نقش برایان، پیک پزشکیای که ناگهان خودش را در موقعیتی میبیند که کاملا فراتر از تواناییهایش است، بسیار دوستداشتنی ظاهر شده است؛ شخصیتی که کرگر او را در میان گروهی از موجودات جهشیافته و هیولاها به جهنم میکشاند.
در این میان، نگاه خوب کرگر به جلوههای موجودات، افزایش تدریجی ترس و شوخطبعی خاص خودش باعث شده رزیدنت اویل نماینده مناسبی برای این مجموعه روی پرده سینما باشد.
کولایدر (Collider): نمرهی ۸ از ۱۰
وقتی رزیدنت اویل جواب میدهد، واقعا خوب جواب میدهد. هرچه بیشتر فیلم را میبینید، بیشتر متوجه میشوید که کرگر میخواهد تجربه بازی کردن نسخههای مختلف رزیدنت اویل را نه از زاویه دید یک شخصیت مهم، بلکه از نگاه یک آدم معمولی شبیهسازی کند؛ کسی که نه توانایی خاصی دارد و نه مهارت چندانی در کار با اسلحه.
چندین صحنه دقیقا همین هدف را نشان میدهند، بدون اینکه فیلم تلاش کند بیش از اندازه به گیمرها چشمک بزند. حتی در بعضی لحظات، دوربین طوری قرار گرفته که مستقیما یادآور زاویه دید اولشخص بازیهای کلاسیک رزیدنت اویل است.
البته این به آن معنا نیست که طرفداران معمولی هم از ایستراگها (ارجاعهای پنهان) و اشارههای مربوط به داستان و جهان رزیدنت اویل بینصیب میمانند. همه اینها در نهایت به پایانی میرسند که بدون شک واکنشهای متفاوتی ایجاد خواهد کرد، اما چیزی که در ذهن میماند، همان مسیر پرتنش، درگیرکننده و سرگرمکنندهای است که ریبوت کرگر پیش روی مخاطب میگذارد.
در بسیاری از جهات، داستان فرعی این فیلم میتواند و شاید حتی باید مسیر تازهای برای آینده رزیدنت اویل روی پرده بزرگ تعیین کند؛ آیندهای متشکل از داستانهای مستقل و شخصیتهای تازه که به گسترش یکی از شناختهشدهترین فرنچایزهای ژانر وحشت ادامه میدهند.
کانسیکوئنس (Consequence): نمرهی B+
رزیدنت اویل مستقیمترین فیلم ترسناک کرگر تا امروز است؛ فیلمی که کاملا روی تلاش برایان برای تحویل دادن بستهاش و زنده ماندن در طول شب تمرکز دارد. نتیجه، سفری سرشار از آدرنالین است که استعداد واقعی کارگردان در ساخت جامپاسکرهایی را نشان میدهد که واقعا مخاطب را غافلگیر میکنند، بدون اینکه فیلم برای ایجاد ترس بیش از اندازه بیرحمانه یا عامدانه آزاردهنده شود.
رولینگ استون (Rolling Stone)
اصلا مهم نیست طرفداران دوآتشه میگویند یک اقتباس سینمایی از بازی باید چگونه باشد. برداشت کرگر از «RE» به همان اندازه که بازیها چندشآور، بامزه و ترسناک هستند، همین ویژگیها را دارد. بخش مهمی از یک فیلم موفق در ژانر وحشت و بقا، تعلیقی است که مدام ادامه پیدا میکند و رزیدنت اویل بهخوبی در همین فضا غرق میشود.
تاریکی موجود در فیلمبرداری داریوش وولسکی، که پیشتر در «دزدان دریایی کارائیب» (Pirates of the Caribbean) و «پرومتئوس» (Prometheus) هم فعالیت داشته، به اندازهای است که میتواند این سوال را در ذهن ایجاد کند که پشت نور چراغقوه برایان چه چیزی در انتظار اوست؛ اما در عین حال، فیلم هرگز مخاطب را وادار نمیکند برای دیدن صحنهها چشمهایش را ریز کند. فیلم مدام میان ترس و اکشن حرکت میکند و بهندرت به قهرمان داستان یا حتی مخاطب فرصت نفس کشیدن میدهد.
برایان با بازی آبرامز نیز قهرمانی دوستداشتنی است؛ یک آدم معمولی که وقتی با او آشنا میشویم، بیشتر به ایتن وینترز در «رزیدنت اویل ۷» (Resident Evil 7) شباهت دارد تا لئون در «رزیدنت اویل ۲» (Resident Evil 2)؛ بازیای که این فیلم از بعضی جهات با آن موازی است.
برایان لاغراندام است، کار با اسلحه را بلد نیست و مدام تصمیمهای احمقانه میگیرد. با این حال، هم برای موفقیتش تشویقش میکنیم و هم از دیدن این همه دردسر برای او خسته میشویم.
اسپیناف (Espinof): نمرهی ۴ از ۵
.یکی از بهترین فیلمهای سال؛ یک اثر بیرحمانه، بسیار خندهدار و کاملا هماهنگ با سبک خاص زک کرگر. البته کسانی که به دنبال وفاداری صددرصدی به بازیهای ویدیویی هستند، بهتر است از همین حالا منتظر ریبوت بعدی باشند؛ چون از فیلمنامهای که کرگر به همراه شی هتن نوشته، کاملا مشخص است که او دنبال فیلمی با حالوهوایی مشابه بازیها بوده، اما نمیخواسته خودش را بیش از اندازه مقید به خواستههای بخشی از طرفداران کند.
ممکن است این گروه از طرفداران در نهایت شکایتهای زیادی داشته باشند، اما دیگران با فیلمی روبهرو میشوند که میتوانند از تماشایش حسابی لذت ببرند
دگیمر (TheGamer)
اگر قرار باشد یک نکته به فیلمی اضافه کنیم که در مجموع اثر خوبی است، شاید این باشد که رزیدنت اویل گاهی بیش از اندازه به سمت شوخیها و دیوانگیهایی میرود که مجموعه بازی به آنها مشهور است.
رزیدنت اویل همیشه لایهای از طنز اغراقآمیز و حالوهوای غیرجدی داشته است. جدای از هیولاهای جهشیافته و دوباره زندهشده، این مجموعه هیچوقت از کنار زدن مرز باورپذیری نترسیده است. معماهای عجیب، آزمایشگاههای مخفی علمی-تخیلی و شخصیتپردازیهای کارتونی همه بخشی از جذابیت این فرنچایز هستند. فیلم تا این حد پیش نمیرود، اما لحظاتی که از منطق مخصوص رزیدنت اویل پیروی میکند، بیشتر از بقیه به چشم میآیند.
گاهی از این لحظات برای ایجاد خنده استفاده میشود و گاهی هم برای کوتاه کردن مسیر داستان. این صحنهها کمی توی ذوق میزنند، مخصوصا وقتی فضای کلی و لحن فیلم را در نظر میگیریم، و ممکن است مخاطب را برای لحظهای از فضای داستان بیرون بکشند.
با این حال، در مجموع، رزیدنت اویل بهراحتی میتواند بخشی از همین جهان باشد که ادای احترام میکند. داستان آن مستقل است، اما اگر در یکی از بازیهای رزیدنت اویل دیده میشد، اصلا عجیب به نظر نمیرسید. کرگر این دنیا را بهخوبی میشناسد و آن را با وفاداری به پرده سینما آورده است. البته بخش مهمی از موفقیت فیلم را باید به آستین آبرامز نسبت داد که برایان را به شخصیتی جذاب تبدیل کرده است. بازی او قلب رزیدنت اویل است و همه ما میتوانیم با تلاش او برای زنده ماندن ارتباط برقرار کنیم.

درد سنترال (Dread Central): نمرهی ۳.۵ از ۵
رزیدنت اویل هرچقدر هم سرگرمکننده باشد، در نهایت حس میکنید فیلم از مخاطب میخواهد وسط مسیر پیاده شود و دیگر ادامه ندهد. داستان برایان آنقدر کممایه و کماتفاق است که وقتی به پایان میرسیم، بیشتر این حس به وجود میآید که فیلم تازه قرار بوده شروع شود.
من هم یک فیلم ۹۰ دقیقهای خوب را دوست دارم، اما در اینجا مواد کافی برای ساختن یک تجربه کاملا رضایتبخش وجود ندارد. آیا فیلم بهشدت سرگرمکننده است؟ قطعا. اما عمق داستانگویی سلاحها ساخته کرگر را ندارد. رزیدنت اویل بیشتر به بربر شباهت دارد؛ یک سواری خونین و آشفته که در مقایسه با فیلمهای قبلی کرگر، عمق کمتری دارد.
البته هیچکس برای دیدن رزیدنت اویل انتظار یک اثر هنری سطحبالا را ندارد. مخاطب برای دیدن هیولاها، خون و لحظات ترسناکی سراغ آن میرود که باید او را از جا بپرانند. کرگر تمام اینها را ارائه میدهد و حتی چیزی بیشتر هم به آن اضافه میکند.
تایماوت (Time Out): نمرهی ۳ از ۵
بعد از موفقیت دو فیلم قبلی کرگر، دوست داشتم گزارش بدهم که تازهترین اثر او یک شاهکار ترسناک در حد سلاحها است، نه فقط فیلمی خوشظاهر و گاهی خلاقانه در ژانر زامبیمحور. اما چنین چیزی نیست.
با این حال، رزیدنت اویل روی پای خودش همچنان یک فیلم سرگرمکننده برای یک شب جمعه است؛ فیلمی که ممکن است بعد از تماشایش مدتی چک کنید ببینید چیزی از خون و تکههای بدن که در هوا پخش میشوند، روی خودتان باقی نمانده باشد.
پیش از رزیدنت اویل کرگر، شش فیلم سینمایی از مجموعه رزیدنت اویل ساخته شده بود و نخستین قسمت در سال ۲۰۰۲ با بازی میلا یوویچ و میشل رودریگز روی پرده رفت. یوویچ در ادامه در «رزیدنت اویل: آخرالزمان» (Resident Evil: Apocalypse) محصول ۲۰۰۴، «رزیدنت اویل: انقراض» (Resident Evil: Extinction) در سال ۲۰۰۷، «رزیدنت اویل: زندگی پس از مرگ» (Resident Evil: Afterlife) در سال ۲۰۱۰، «رزیدنت اویل: قصاص» (Resident Evil: Retribution) در سال ۲۰۱۲ و «رزیدنت اویل: قسمت پایانی» (Resident Evil: The Final Chapter) در سال ۲۰۱۷ نقش اصلی را بر عهده داشت.
در سال ۲۰۲۱ نیز یوهانس رابرتس در مقام نویسنده و کارگردان، ریبوت این مجموعه با عنوان «رزیدنت اویل: به راکون سیتی خوش آمدید» (Resident Evil: Welcome to Raccoon City) را ساخت.
مجموع فروش جهانی تمام فیلمهای این فرنچایز از ۱.۲ میلیارد دلار عبور کرده است. رزیدنت اویل از سوی «سونی پیکچرز» (Sony Pictures) در تاریخ ۱۸ سپتامبر در سینماها اکران خواهد شد.












