۱۵ فیلم مهم پاییز ۲۰۲۶ که انتظارشان را میکشیم
سینمای تابستانی امسال فوقالعاده بود و با تشکر از آثاری مثل «ادیسه» و «مرد عنکبوتی: روز کاملا جدید»، گیشه یک تکان اساسی خورد و بهترین روزهایش را پشت سر گذاشت. حالا نوبت فصل پاییز است تا این مسیر را ادامه دهد؛ برههای که فیلمهای کوچکتر روی پرده میروند و مدعیان اصلی جوایز اسکار رفتهرفته از راه میرسند. در این مقاله، فیلمهای مهم پاییز 2026 را مرور میکنیم.
پاییز 2026 پر از فیلمهای جدید و هیجانانگیزی است که نباید از دستشان بدهید. فرقی نمیکند طرفدار آثار ماجراجویانه باشید یا دلتان یک داستان احساسی و عاشقانه بخواهد؛ برای هر سلیقهای یک فیلم خوب وجود دارد. البته ما از آینده خبر نداریم؛ بعضی از این فیلمها ممکن است عملکرد ضعیفی در گیشه داشته باشند یا با نقدهای منفی روبهرو شوند اما حداقل روی کاغذ، آثار جذابی به نظر میرسند.
مهمترین فیلمهای پاییز 2026
1. یورش (Onslaught)
2. امید (Hope)
3. رزیدنت اویل (Resident Evil)
4. پرایمتایم (Primetime)
5. مادرت مادرت مادرت (Your Mother Your Mother Your Mother)
6. حفار (Digger)
7. تسویه اجتماعی (The Social Reckoning)
8. استریت فایتر (Street Fighter)
9. سقوط نهنگ (Whalefall)
10. کلیفیس (Clayface)
11. کلارا و خورشید (Klara and the Sun)
12. وایلدوود (Wildwood)
13. گودزیلا منفی صفر (Godzilla Minus Zero)
14. چطوری میشه یه بانک زد (How to Rob a Bank)
15. بازیهای گرسنگی: طلوع در روز برداشت (Sunrise on the Reaping)
1. یورش (Onslaught)

- کارگردان: آدام وینگارد
- بازیگران: آدریا آرجونا، الکس پریرا، دن استیونز، رجینالد ولجانسون، مایکل بین، درو استارکی، ربکا هال
- تاریخ اکران: 4 سپتامبر 2026 (13 شهریور 1405)
آدام وینگارد که پنج سال گذشته بیشتر وقت و تمرکز خود را صرف کارگردانی بلاکباسترهای هیولایی کرده است، ظاهرا هنوز اثری که نامش را در هالیوود بر سر زبانها انداخت فراموش نکرده. فیلم تحسینشدهی «میهمان» (2014) در زمان خود نشان داد که وینگارد تا چه اندازه در ترکیب ژانر اکشن و ترسناک مهارت دارد. جدیدترین ساختهی او، «یورش»، در واقع دنبالهی معنوی آن فیلم کالت است و ما را به همان دنیای آشنا بازمیگرداند؛ جهان بیرحمی که در آن، ابرسربازها در تشکیلات مخفی برای تبدیل شدن به ماشینهای کشتار آموزش میبینند و انسانیت درونشان خاموش میشود.
نقطهی تمایز «یورش» با اثر پیشین، تغییر زاویه دید و گسترش ابعاد روایت است. وینگارد اینبار قصه را از نگاهی متفاوت و در مقیاسی به مراتب بزرگتر تعریف میکند. آدریا آرجونا در نقش یک تکتیرانداز بازنشستهی ارتش ظاهر میشود که زندگی آرام وی با ورود جوخهای از این ابرسربازهای جهشیافته به منطقه، به یک کابوس خونین تبدیل میشود. او حالا برای بقا چارهای ندارد جز اینکه مهارتهای نظامی خود را به کار بگیرد تا از دختر خردسالش در برابر این قاتلان بیرحم محافظت کند.
از طرف دیگر، دن استیونز، ستارهی فیلم «میهمان»، با یک غافلگیری به این جهان سینمایی بازمیگردد. او اینبار نه در قامت یک سرباز، بلکه در نقش دانشمند و مسئول این آزمایشهای ژنتیکی ظاهر شده است؛ نقشی که زیر لایههای سنگین گریم پنهان شده و قرار است پیچش داستانی تازهای به قصه تزریق کند. «یورش» که محصول استودیوی اِی24 است، اخیرا اکرانش را آغاز کرده و آنطور که انتظار میرفت بازخوردهای مثبتی از سوی منتقدان دریافت نکرده، اما ضربآهنگ تند، خشونت بیپرده و سکانسهای اکشن آن، احتمالا طرفداران سرسخت ژانر را راضی خواهد کرد.
2. امید (Hope)

- کارگردان: نا هونگ جین
- بازیگران: هوانگ جونگ مین، جو این سونگ، هویون جونگ، آلیسیا ویکاندر، مایکل فاسبندر، تیلور راسل، کمرون بریتون
- تاریخ اکران: 9 سپتامبر 2026 (18 شهریور 1405)
فیلمهای پیرامون «موجودات فضایی» امسال بازگشت شکوهمندانهای داشتهاند و حالا قرار است عجیبترین آنها راهی سالنهای سینما شود. پس از نمایش در جشنوارهی فیلم کن، «امید»، اثر جدید نا هونگ جین فیلمی «دیوانهوار» توصیف شد و اگر تریلرهای آن را تماشا کرده باشید، احتمالا شما هم با توصیفات موافق هستید. نا هونگ جین پیش از این هم با فیلم تحسینشدهی «شیون» (The Wailing) تسلط خود بر خلق فضاهای وهمآلود را نشان داده بود.
قصه از جایی آغاز میشود که یک هیولای ناشناخته به بندری کوچک در نزدیکی منطقهی حساس و غیرنظامی میان کرهی جنوبی و شمالی یورش میبرد. در این فضای آخرالزمانی، ساکنان بینوا و درماندهی این شهر بندری چارهای ندارند جز اینکه اختلافات را کنار بگذارند و برای بقا و مقابله با این تهدید نامرئی با یکدیگر متحد شوند. برای حفظ جذابیتهای داستانی و غافلگیریهای اثر، هرچه دربارهی جزئیات فیلم کمتر بگوییم بهتر است، اما باید به این نکته اشاره کرد که نا هونگ جین علاقهی ویژهای به خلق آثار خونآلود و غیرقابلپیشبینی دارد و احتمالا اینجا هم ما را ناامید نخواهد کرد.
در مقایسه با فیلمهای بلاکباستری هالیوودی که اغلب به فرمولهای آشنا و محافظهکارانه تکیه میکنند، ساختهی جدید نا هونگ جین عامدانه از مسیرهای همیشگی فاصله گرفته تا با بهرهگیری از یک تیم بازیگری بینالمللی (از ستارگان کرهای تا نامهایی چون مایکل فاسبندر و آلیسیا ویکاندر)، تجربهی متفاوتی را برای ما رقم بزند. برای آن دسته از سینمادوستانی که از اکشنهای یکبارمصرف جریان اصلی خسته شدهاند و میخواهند طعم تماشای یک اثر نامتعارف را بچشند، «امید» دقیقا همان چیزی است که به آن نیاز داریم.
3. رزیدنت اویل (Resident Evil)

- کارگردان: زک کرگر
- بازیگران: آستین آبرامز، پال والتر هاوزر، زک چری، کالی ریس، جانو ویلسون
- تاریخ اکران: 18 سپتامبر 2026 (27 شهریور 1405)
زک کرگر با آثاری مثل «بربر» و «سلاحها» علاقهی خود را به زیرژانر «وحشت جسمی» -یا همان «بادی هارر»- نشان داده بود اما امسال قرار است درهای جهنم را واقعا به روی ما باز کند! اثر جدید او، اقتباسی تازه از فرنچایز محبوب دنیای بازیهای ویدیویی، یعنی «رزیدنت اویل» است؛ البته با یک تبصره، اینجا با هیچکدام از شخصیتهای اصلی بازیها ملاقات نمیکنید اما قصه در همان جهان رخ میدهد.
ماجراها در دل هرجومرج تاریخی راکون سیتی و موازی با وقایع «رزیدنت ایول 2» اتفاق میافتد. قهرمان قصه، برایان (آستین آبرامز) است؛ یک پیک ساده که برای یک شرکت حملونقل کار میکند و برخلاف قهرمانان ورزیده بازیها، هیچگونه مهارت رزمی، آموزش نظامی یا درکی از توطئههای بیولوژیکی شرکت آمبرلا ندارد. برایان پس از تحویل یک بسته پستی به بیمارستانی محلی، ماموریتی فوری با دستمزد دوبرابر برای انتقال یک محموله حیاتی به بیمارستان عمومی راکون سیتی را میپذیرد تا در ادامه، به برزخ زامبیها قدم بگذارد.
فرنچایز «رزیدنت اویل» فرازونشیبهای فراوانی را در دنیای سینما تجربه کرده و معمولا عملکرد خوبی نداشته است. خوشبختانه این بار ، همهچیز امیدوارکننده بوده و نسخهی جدید یک تلاش سطحی برای کشاندن گیمرها به سالنهای سینما به نظر نمیرسد. «رزیدنت ایول» نوید فصل تازهای را برای فرنچایز میدهد و اگر نقدهای مثبتی هم دریافت کند، این شانس را دارد که به یکی از بهترین فیلمهای ترسناک پاییز 2026 تبدیل شود.
4. پرایمتایم (Primetime)

- کارگردان: لنس اوپنهایم
- بازیگران: رابرت پتینسون، مریت ویور، اسکایلر گیزوندو، فیبی بریجرز، بوکیم وودبین، آنا فاریس، جاناتان لیپنیکی
- تاریخ اکران: 25 سپتامبر 2026 (3 مهر 1405)
این روزها از هر کسی دربارهی جایگاه فعلی رابرت پتینسون بپرسید، به شما خواهد گفت که او در حال سپری کردن دوران طلایی کارنامهی هنری خود است. این ستارهی بریتانیایی پس از آنکه با ایفای نقش شوالیهی تاریکی در فیلم «بتمن» مت ریوز، ابعاد تازهای از توانمندیهایش را به رخ کشید، به هیچوجه بیکار ننشسته و مسیر جاهطلبانهای را در پیش گرفته است. او پس از نقشآفرینیهای درخشان در آثاری همچون «درام» و «ادیسه»، حالا آماده است تا روند موفقیتهای پیاپی و انتخابهای هوشمندانهی خود را با فیلم «پرایمتایم» تداوم بخشد.
قبل از اینکه «تلماسه: بخش سه» در ماه دسامبر روی پرده برود، ما با رابرت پتینسون در نقش خبرنگار مشهور، کریس هنسن ملاقات خواهیم کرد. «پرایمتایم» داستان به شهرت رسیدن هنسن را به تصویر میکشد؛ موفقیتی که از طریق برنامهی جنجالی معروف شبکهی دیتلاین، یعنی رئالیتیشوی «به دام انداختن یک شکارچی» (To Catch a Predator) رقم خورد و نام هنسن را در تاریخ تلویزیون ماندگار کرد.
در دل این برنامهی پرمخاطب و بیرحم، هنسن با نقشههایی از پیش طراحیشده تلاش میکرد تا مجرمان جنسی را مستقیما در صحنهی جرم به دام بیندازد و آنها را در برابر لنز دوربین رسوا کند. لنس اوپنهایم (کارگردان) با دستمایه قرار دادن این سوژه، فرصت ایدهآلی پیدا کرده تا به روانشناسی شکار و شکارچی بپردازد و ابعاد تاریک رسانه و رئالیتیشوها را زیر ذرهبین ببرد.
5. مادرت مادرت مادرت (Your Mother Your Mother Your Mother)

- کارگردان: بسیم طارق
- بازیگران: ماهرشالا علی، جان چو، جانکارلو اسپوزیتو، ابواکبر علی، ترامل تیلمن، تیفانی بون
- تاریخ اکران: 25 سپتامبر 2026 (3 مهر 1405)
در دههی 90 میلادی، فرنچایز «بلید» به هالیوود ثابت کرد که فیلمهای ابرقهرمانی میتوانند تاریک و حتی زشت باشند. این فیلم اگرچه دو دنباله هم دارد، اما تقریبا فراموش شده بود تا اینکه خبر رسید بهزودی احیا خواهد شد. پس از آنکه حضور این شخصیت در دنیای سینمایی مارول تایید شد، انتظار میرفت که فیلم مستقل آن سال 2024 روی پرده برود. در این اقتباس جدید، ماهرشالا علی قرار بود نقش بلید را ایفا کند. او در سال 2019 برای ایفای این نقش قرارداد بست و سالها در تلاش بود تا این پروژه را به سرانجام برساند، اما پس از کنارهگیری دو فیلمساز، تغییر مداوم فیلمنامه توسط پنج نویسنده و دهها ایدهی داستانی بینتیجه، این بازیگر برندهی اسکار سرانجام تصمیم گرفت قید «بلید» را بزند و انرژیاش را صرف آثار دیگری کند.
اینکه شاید هرگز نتوانیم برداشت منحصربهفرد ماهرشالا علی از این شخصیت مشهور مارول را تماشا کنیم، برای سینمادوستان ناراحتکننده است؛ اما برای کسانی که احیانا استعدادهای بازیگری دراماتیک او را فراموش کردهاند، پاییز امسال قرار است با یک اثر خاص از او روبهرو شوند. علی با فیلم «مادرت مادرت مادرت»، دوباره تواناییهایش را به رخ میکشد. او در این تریلر جنایی با بسیم طارق همکاری کرده است؛ یعنی همان فیلمسازی که در مقطعی قرار بود کارگردانی «بلید» را نیز بر عهده داشته باشد. این فیلم، روایتگر قصهی تاریک یک قاتل قراردادی (از آن دست آدمکشهایی که پول میگیرند تا جان آدمها را بگیرند) است که پس از مرگ ناگهانی همسرش، در گردابی از بحرانها گرفتار میشود.
آنچه کنجکاوی ما را برمیانگیزد، رویکرد فریبندهی فیلم در داستانگویی و لحن است. فیلم در ظاهر و پوستهی بیرونی خود، اثری درام و حتی مذهبی به نظر میرسد که احتمالا به مفاهیمی چون سوگواری و رستگاری خواهد پرداخت؛ اما نباید فریب این آرامش ظاهری را خورد، چون قصه به مسیر دیگری میرود و مخاطب را با روایتی تلخ مواجه میکند. ماهرشالا علی همواره نشان داده که در نقش شخصیتهای منزوی و درگیر بحرانهای درونی، مهارتی مثالزدنی دارد و «مادرت مادرت مادرت» بستر مناسبی برای اوست. کاملا محتمل است که ماهرشالا علی برای این فیلم، بار دیگر نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد هم شود.
6. حفار (Digger)

- کارگردان: الخاندرو گونسالس اینیاریتو
- بازیگران: تام کروز، زاندرا هوله، جان گودمن، مایکل استولبارگ، جسی پلمونس، رابرت جان برک، اما دارسی
- تاریخ اکران: 2 اکتبر 2026 (10 مهر 1405)
اگر تام کروز تصمیم بگیرد تا پایان عمرش در هیچ فیلمی جز دنبالههای «تاپ گان» و قسمتهای جدید «ماموریت: غیرممکن» بازی نکند، هیچکس اعتراض نخواهد کرد. این فرنچایزها در نوع خود شاهکارند و به این ستارهی هالیوودی که حتی در دههی ششم زندگیاش اصرار دارد بدلکاریها را خودش انجام دهد، دلایل بیشماری میدهند تا سرنوشت و مرگ را به بازی بگیرد. با این حال، مهم است به یاد داشته باشیم که کروز به راحتی میتواند در یک درام «جدی» هم گلیم خودش را از آب بیرون بکشد؛ درست همانطور که پیشتر با ایفای نقش یک قاتل بیرحم در «وثیقه» (2004) یا وکیلی جوان در «شرکت» (1993) تواناییهای خود را به رخ کشیده بود و حالا در اثری تازه، بار دیگر به چالشهای عمیق بازیگری بازگشته است.
فیلم «حفار» به کارگردانی الخاندرو گونسالس اینیاریتو، کروز را در کالبد قدرتمندترین مرد جهان به تصویر میکشد؛ اما از قضا همین قدرت بیحدوحصر، دنیا را در لبهی پرتگاه و خطری هولناک قرار داده است. او به طریقی باعث جدا شدن یک کوه یخ غولپیکر از محل اصلیاش در گرینلند شده است؛ کوه یخی که حالا با شتاب به سمت اروپا حرکت میکند و میتواند سونامی ویرانگری را به راه بیندازد که شاید کل دنیا را به ورطهی نابودی بکشاند. حالا قهرمان قصه، پیش از آنکه همهچیز به پایان برسد، باید آسیبی را که شخصا به بار آورده جبران کند و بشریت را نجات دهد.
جالبترین وجهی فیلم، حضور اینیاریتو در مقام کارگردان پروژه است. او فیلمسازی برجسته است که معمولا ساختارهای داستانگویی سنتی را به چالش میکشد و آثاری میسازد که مستقیما احساسات مخاطب را هدف قرار میدهند. این کارگردان که پنج بار صاحب جایزه اسکار شده (از جمله دو اسکار پیاپی بهترین کارگردانی)، همواره در نمایش کشمکشهای هستیگرایانه و نقدهای اجتماعی تبحر داشته است. از همین رو، مسیر رستگاری قهرمان «حفار» هم احتمالا مملو از همین پیچوخمهای روانشناختی آشنا است.
7. تسویه اجتماعی (The Social Reckoning)

- کارگردان: آرون سورکین
- بازیگران: جرمی استرانگ، جرمی آلن وایت، مایکی مدیسون، بیل بر، وونمی موساکو، بیلی مگنوسن، بتی گیلپین
- تاریخ اکران: 9 اکتبر 2026 (17 مهر 1405)
هیچکس انتظار نداشت که روزی دنبالهای برای «شبکه اجتماعی» (2010) ساخته شود؛ فیلمی که با کارگردانی بینقص دیوید فینچر و نگاه تحلیلیاش به ساختارهای قدرت در جهان معاصر، همچنان یکی از مهمترین آثار قرن بیستویکم به شمار میرود. در زمان اکران آن فیلم، بسیاری تصور میکردند به دلیل محبوبیت عظیم فیسبوک، این اثر بتواند در گیشه از بلاکباستری مثل «مرد آهنی» هم پیشی بگیرد. حالا، پس از گذشت سالها، آرون سورکین که استاد بلامنازع نگارش فیلمنامههای پرجزئیات سیاسی و زندگینامهای است، تصمیم گرفته تا دوباره به این جهان بازگردد. او با این باور که «وقت آن رسیده تا حرفهای بیشتری» دربارهی فیسبوک و بنیانگذار همواره جنجالیاش، مارک زاکربرگ، زده شود، در فیلم «تسویه اجتماعی» وظیفهی کارگردانی و نویسندگی را بهطور همزمان بر دوش میکشد.
قسمت دوم دیگر به روزهای شکلگیری یک استارتاپ دانشجویی نمیپردازد، بلکه مستقیما زمینهچینی و پیامدهای ویرانگر انتشار «پروندههای فیسبوک» را زیر ذرهبین میبرد؛ همان گزارش افشاگرانهای که توسط والاستریت ژورنال منتشر شد و رویههای مخرب، غیراخلاقی و الگوریتمهای آسیبزای این پلتفرم در سال ۲۰۲۱ را برای تمام دنیا برملا کرد. سورکین این بار تلاش میکند تا فساد سیستماتیک و بحرانهای اخلاقی نهفته در دل غولهای فناوری را کالبدشکافی کند و نشان دهد که چگونه رویای اتصال آدمها به یکدیگر، در نهایت به بستری برای تصمیمات تاریک اقتصادی و بازیهای قدرت تبدیل شد.
برگ برندهی «تسویه اجتماعی»، تیم بازیگری درخشان آن است. جرمی استرانگ که با درخشش در سریال «وراثت» ثابت کرد در ایفای نقش شخصیتهای پیچیده و تشنهی قدرت تبحر دارد، در این فیلم قرار است نقش مارک زاکربرگِ به شهرت رسیده و بالغ را بازی کند. در کنار استرانگ، ستارگان نوظهور و توانمندی مثل جرمی آلن وایت و مایکی مدیسون هم حضور دارند.
8. استریت فایتر (Street Fighter)

- کارگردان: کیتائو ساکورایی
- بازیگران: نوحا سنتینو، اندرو کوجی، کالینا لیانگ، رومن رینز، دیوید دستمالچیان، ویدیوت جاموال، فیفتی سنت، جیسون موموآ
- تاریخ اکران: 16 اکتبر 2026 (24 مهر 1405)
سال 2026 را باید یکی از بهترین سالها برای طرفداران بازیهای مبارزهای بدانیم. پس از آنکه در فصل بهار شاهد اکران جدیدترین قسمت از فرنچایز «مورتال کامبت» بودیم، پاییز امسال نوبت پرچمدار بازیهای مبارزهای شرکت کپکام است تا نخستین فیلم لایواکشن خود را پس از 30 سال دوری از سینما روی پرده بفرستد. واقعیت این است که اقتباسهای سینمایی از بازیهای ویدئویی، بالاخره بعد از سالها دستوپا زدن به نقطهای رسیدهاند که میشود بدون خجالت دربارهشان حرف زد. «استریت فایتر» شاید بیش از هر فرنچایز دیگری سزاوار بازگشت به پردهی بزرگ بود؛ شانسی که حالا، پس از دو تلاش ناموفق و افتضاح در گذشته، دوباره به آن داده شده است.
با توجه به سابقهی این مجموعه در سینما، انتظارها در ابتدا پایین بود؛ اما سازندگان در نسخهی جدید به خوبی فهمیدهاند که چنین فیلمی نباید واقعگرایانه باشد، بلکه باید اغراقآمیز و بیپروا پیش برود و در عین حال جوهرهی بازیهای اصلی را حفظ کند. این اقتباس به مراتب از آن نسخهی دههی 90 میلادی، دیوانهوارتر و مضحکتر است. فیلم به شدت رنگارنگ است و گروه نامتعارف بازیگران آن نیز (که ترکیبی از ستارگان رزمیکاری مثل اندرو کوجی و چهرههای خاصی مثل دیوید دستمالچیان، ستارههای کشتیکج و حتی موزیسینها است) نشان میدهد که سازندگان با وسواس و دقت این ترکیب را کنار هم چیدهاند.
بازیهای مبارزهای معمولا در سینما زیر بار فیلمنامههای ضعیف و بیربط له میشوند، اما این فیلم قرار نیست خودش را بیش از حد جدی بگیرد یا داستان پیچیدهای روایت کند؛ بلکه تمام تمرکزش را روی خلق هیجان خالص و سکانسهای تماشایی گذاشته است. «استریت فایتر» فیلمی است که هنگام تماشایش، میتوانید به اصطلاح مغز خود را خاموش کنید و از لحظات اکشن آن لذت ببرید.
9. سقوط نهنگ (Whalefall)

- کارگردان: برایان دافیلد
- بازیگران: آستین آبرامز، جاش برولین، الیزابت شو، جان اورتیز، جین لوی، امیلی راد
- تاریخ اکران: 16 اکتبر 2026 (24 مهر 1405)
آستین آبرامز ظاهرا علاقهی ویژهای به ایفای نقش شخصیتهای گرفتار در موقعیتهای بغرنج و هولناک دارد! او که پاییز امسال، در «رزیدنت اویل» باید به جنگ با زامبیها برود، در «سقوط نهنگ» در مخمصهای گرفتار میشود که شاید از شیوع ویروسهای ناشناخته و آخرالزمانِ زامبیها هم ترسناکتر باشد؛ یعنی حبس شدن در اعماق تاریک اقیانوس.
ماجراها پیرامون جی (با بازی آبرامز) اتفاق میافتد؛ یک غواص آماتور که برای یافتن بقایای جسد پدر فقیدش، به آبهای بیرحم اقیانوس قدم میگذارد اما چالش اصلی زمانی رقم میخورد که جی، در میان یک نبرد بیرحمانه میان یک ماهیمرکب غولپیکر و یک نهنگ عنبر گرسنه گرفتار میشود! هنگامی که نهنگ ماهیمرکب را میبلعد، قهرمان نگونبخت قصه نیز به همراه آن بلعیده میشود تا در کابوسی غیرقابلتصور گرفتار شود.
از اینجا به بعد، فیلم به یک تریلر خفقانآور تبدیل میشود. جی حالا در شکم این نهنگ گرفتار شده و در حالی که تنها یک ساعت اکسیژن در کپسول غواصیاش باقی مانده، باید نومیدانه برای زنده ماندن تلاش کند. برایان دافیلد (کارگردان) با استفاده از این پیرنگ، فرصت خوبی دارد تا استرس و خفگی را به وجود تماشاگر تزریق کند. در حال حاضر اطلاعات زیادی از فیلم در دسترس نیست اما اگر ایدههای آن درست پیادهسازی شود، میتواند یکی از تعلیقآمیزترین فیلمهای سال باشد.
10. کلیفیس (Clayface)

- کارگردان: جیمز واتکینز
- بازیگران: تام ریس هریس، نائومی آکی، داوید دنسیک، مکس مینگلا، ادی مارسن، نانسی کارول، ویل کوبن
- تاریخ اکران: 23 اکتبر 2026 (1 آبان 1405)
دنیای دیسی حالا تحت هدایت جیمز گان و پیتر سفرن مسیر تازهای را طی میکند. با اینکه فیلم «سوپرگرل» در گیشهی تابستانی نتوانست آنطور که باید و شاید انتظارات تجاری استودیو را برآورده کند، اما به نظر میرسد معماران دنیای سینمایی جدید دیسی قصد ندارند حتی یک قدم از برنامهی جامع و بلندمدت خود عقبنشینی کنند. پروژهی بعدی آنها، پدیدهی عجیبی است: یک فیلم ترسناک که ماجراهای آن در دل کوچههای تاریک و فاسد گاتهام سیتی جریان دارد و یکی از قدیمیترین شرورهای دنیای «بتمن» را در کانون توجه قرار میدهد.
فیلم «کلیفیس» قرار است به ریشههای روانشناختی و تاریک شخصیت مت هیگن (تام ریس هریس) بپردازد؛ یک بازیگر تحسینشده و محبوب که زندگیاش پس از یک حملهی وحشیانه و متلاشی شدن صورتش، به یک کابوس بیانتها تبدیل میشود. او که در گردابی از ناامیدی برای بازگرداندن ظاهر و حرفهاش دستوپا میزند، چارهای نمیبیند جز اینکه به علم روز و آزمایشهای ژنتیکی خطرناک پناه ببرد. در این مسیر، او با دانشمندی نابغه (نائومی آکی) همراه میشود؛ زنی که اگرچه از هوش سرشاری برخوردار است، اما روشهای رادیکال و غیرمتعارف او در نهایت مت هاگن را به یک هیولای تغییرشکلدهنده و غیرقابلشناسایی تبدیل میکند.
«کلیفیس» تیم خلاق و کاربلدی در پشت دوربین دارد. با فیلمنامهای از مایک فلانگن و کارگردانی جیمز واتکینز که قبلا مهارت خود را در خلق فضاهای وهمانگیز نشان داده، «کلیفیس» مشخصا قرار نیست یک اثر ابرقهرمانی کلیشهای باشد. این فیلم در حقیقت اولین تجربهی دیسی در ژانر وحشت به شمار میرود و اگر بتواند به وعدههایش عمل کند، این شانس را دارد که فصل تازهای را برای سینمای کمیکبوکی آغاز کند.
11. کلارا و خورشید (Klara and the Sun)

- کارگردان: تایکا وایتیتی
- بازیگران: جنا اورتگا، ایمی آدامز، میا تاریا، آران مورفی، ناتاشا لیون، سایمون بیکر، استیو بوشمی، ریچل هاوس
- تاریخ اکران: 23 اکتبر 2026 (1 آبان 1405)
تایکا وایتیتی که تا همین دههی قبل، یک فیلمساز گمنام نیوزلندی بود، حالا یکی از کارگردانان معتبر هالیوودی به حساب میآید. او که همواره در آثارش نوع خاصی از کمدی را با لحظات احساسی شیرین و گاهی به شکل غیرمنتظرهای تلخ ترکیب میکند، پس از شکستی که با یکی دو اثر اخیرش تجربه کرد، اکنون به سراغ اقتباسی جاهطلبانه رفته است. رمان علمی-تخیلی و تاثیرگذار «کلارا و خورشید» نوشتهی کازوئو ایشیگورو، احتمالا ایدهآلترین قصه برای فیلمسازی با مختصات وایتیتی است. کتاب ماجراهای یک «دوست مصنوعی» را دنبال میکند؛ یکی از چندین اندرویدی که در یک آیندهی پادآرمانشهری برای خرید در دسترس است و توسط یک مادر سلطهجو و دختر بیمارش به سرپرستی گرفته میشود تا مرهمی بر تنهاییهای آنها باشد.
همزمان با اوجگیری تنشهای روانی و عاطفی میان مادر و دختر، کلارا که با نگاهی معصومانه و متفاوت به جهان مینگرد، تصمیم میگیرد برای التیام بخشیدن به این خانوادهی درهمشکسته، مستقیما از خورشید کمک بخواهد. آنچه در ابتدا شبیه به یک افسانهی شیرین و کودکانه به نظر میرسد، به تدریج تغییر لحن میدهد و به چیزی پیچیدهتر از آنچه اکثر مخاطبان سینمای جریان اصلی انتظارش را داشتند، تبدیل میشود.
از جهاتی، این فیلم را میتوان دنبالهروی «جوجو خرگوشه» دانست؛ اثری که از بستر تاریخی و گزندهی آلمان نازی برای روایت یک داستان شیرین بلوغ استفاده کرده بود و در نهایت توانست جایزهی بهترین فیلمنامهی اقتباسی اسکار را برای وایتیتی به ارمغان بیاورد. اینجا نیز، اجازه ندهید لحن طنز و ظاهر فیلم شما را فریب دهند؛ نسخهی وایتیتی از کلارا به اندازهی کتاب منبع اقتباسش، ویرانگر و تکاندهنده خواهد بود.
12. وایلدوود (Wildwood)

- کارگردان: تراویس نایت
- صداپیشگان: پیتون الیزابت لی، جیکوب ترمبلی، کری مولیگان، ماهرشالا علی، آکوافینا، آنجلا باست، جیک جانسون
- تاریخ اکران: 23 اکتبر 2026 (1 آبان 1405)
استودیوی انیمیشنسازی لایکا که همیشه یکی از پیشگامان و استادان تکنیک استاپموشن در سینما بوده، جزئیات پروژه جدید خود یعنی «وایلدوود» را تا مدتها در پنهانکاری مطلق نگه داشته بود. اما با انتشار نخستین تریلر، حالا دلایل تازه و متقاعدکنندهای برای هیجانزده شدن سینمادوستان و طرفداران آثار انیمیشنی پیدا کردهایم. لایکا این فیلم را جاهطلبانهترین اثر سینمایی خود تا به امروز معرفی کرده است؛ ادعایی که با توجه به کارنامه درخشان این استودیو، ادعای بسیار بزرگی است.
قصه درباره دختری جوان و ماجراجو به نام پرو (پیتون الیزابت لی) است؛ نوجوانی که زندگیاش در حاشیه و مرز یک جنگل مرموز و افسانهای به نام وایلدوود جریان دارد. بحران اما از جایی آغاز میشود که برادر نوزاد پرو به شکلی ناگهانی ربوده و ناپدید میشود. بنابراین او چارهای نمیبیند جز اینکه برای نجات جان برادرش، قدم به این جنگل ناشناخته بگذارد. در این سفر پرخطر، او با زنی مرموز به نام الکساندرا (کری مولیگان) روبهرو میشود. الکساندرا که در سوگ عمیق از دست دادن پسر خردسالش میسوزد، رویکردی تاریک در پیش گرفته و ظاهرا قصد دارد با استفاده از برادر نوزاد پرو، این خلاء عاطفی و جای خالی فرزندش را پر کند.
رویارویی پرو با الکساندرا و تلاشهای بیوقفهاش برای پسگرفتن برادر، مسیر داستان را به سمتوسوی تاریکتری میکشاند که با جادوی سیاه و وحشت فانتزی گره خورده است. این کشمکشها در نهایت به یک نبرد حماسی در دل جنگل ختم میشود که برای به تصویر کشیدن آن، سازندگان از هیچ تلاشی فروگذار نکردهاند. «وایلدوود» وعدهی یک انیمیشن استاپموشن بزرگسالانه و چشمنواز را میدهد.
13. گودزیلا منفی صفر (Godzilla Minus Zero)

- کارگردان: تاکاشی یامازاکی
- بازیگران: ریونوسوکه کامیکی، مینامی هامابه، میو تاناکا، هیدهتاکا یوشیئوکا، یوکی یامادا، ساساکی کورانوسوکه، ساکورا آندو
- تاریخ اکران: 6 نوامبر 2026 (15 آبان 1405)
«گودزیلا» پدیدهی شگفتانگیزی است؛ هیولایی که در دههی 50 میلادی، به عنوان تجسم عینی ترسهای یک ملت پس از فاجعهی بمباران اتمی خلق شد و در فیلم تحسینشدهی «گودزیلا منهای یک»، به ریشههای کلاسیک خود بازگشت. این هیولا شاید در پایان قسمت قبل متوقف شده باشد، اما خلاص شدن از شر پادشاه کایجوها به این سادگیها نخواهد بود. «گودزیلا منفی صفر» اولین فیلم ژاپنی تاریخ است که منحصرا برای پردههای عظیم آیمکس فیلمبرداری شده و نوید یک تجربهی بصری خاص را میدهد.
قصهی «گودزیلا منفی صفر»، چند سال پس از شکست ظاهری این هیولا در قسمت قبل، آغاز میشود. گودزیلا اکنون در اعماق تاریکی بازیابی شده و آماده است تا قویتر، خشمگینتر و غیرقابلتوقفتر از همیشه به سطح زمین بازگردد. تاکاشی یامازاکی در اثر قبلی خود ثابت کرد که ابعاد روانشناختی قصه برایش به اندازهی خلق ستپیسهای اکشن و خرابیهای هیولا اهمیت دارد و داستان را فدای کلیشههای بلاکباستری نمیکند. از همین رو، تقابل دوبارهی بازماندگان با این نیروی ویرانگر، صرفا یک نبرد فیزیکی برای بقا نیست.
با این حال، به نظر میرسد که در این قسمت، بازگشت گودزیلا تنها گوشهای از مشکلات شخصیتها خواهد بود. ورود شخصیتی تازه به نام کانجی موراکامی (میو تاناکا)؛ زیستشناسی که بهشدت مشتاق انجام آزمایشهای خطرناک روی گودزیلا است، لایهی تاریکی از تهدیدهای انسانی را به داستان تزریق میکند. این ایده که انسانها با کنجکاوی علمی خود میتوانند چرخهی ویرانی تازهای را آغاز کنند، پیرنگ جذابی است که باید دید یامازاکی تا چه اندازه در آن کنکاش میکند.
14. چطوری میشه یه بانک زد (How to Rob a Bank)

- کارگردان: دیوید لیچ
- بازیگران: نیکلاس هولت، زوئی کراویتز، آنا ساوایی، پیت دیویدسون، رنزی فلیز، جان سی ریلی
- تاریخ اکران: 13 نوامبر 2026 (22 آبان 1405)
اگر بخواهیم به یکی از زیرژانرهای سینمایی اشاره کنیم که گویی هرگز تکراری و خستهکننده نمیشود، باید از ژانر «سرقت» نام ببریم. از «یازده یار اوشن» تا «کسبوکار ایتالیایی»، همیشه یک جذابیت ویژه در این داستانها وجود دارد. دیوید لیچ با «چطوری میشه یه بانک زد» ظاهرا قصد دارد تا یک برداشت نسبتا متفاوت از این زیرژانر ارائه دهد.
نیکلاس هولت اینجا نقش یک جوان قانونشکن را بازی میکند که به همراه دوستانش، سرقتهای مسلحانه از بانک را مستقیما و به صورت زنده برای مردم پخش میکنند. اما این تفریح خطرناک زمانی به یک بحران تبدیل میشود که یک هکر (زوئی کراویتز) آنها را زیر ذرهبین قرار میدهد و سایهبهسایه در تعقیبشان است تا کنترل این بازی را از چنگشان خارج کند.
با سکانسهای اکشن خوشساخت و نگاهی کنایهآمیز به فرهنگ «دیده شدن به هر قیمتی» در شبکههای اجتماعی، «چطوری میشه یه بانک زد» نوید یک فیلم کمدی-اکشن جذاب را میدهد که احتمالا نمیتوانید پیچشهای داستانی آن را حدس بزنید.
15. بازیهای گرسنگی: طلوع در روز برداشت (Sunrise on the Reaping)

- کارگردان: فرانسیس لارنس
- بازیگران: جوزف زادا، ویتنی پیک، مکینا گریس، جسی پلمونس، کلوین هریسون جونیور، مایا هاک، لیلی تیلور، بن وانگ، ریف فاینز
- تاریخ اکران: 20 نوامبر 2026 (29 آبان 1405)
زمانی که پروندهی نسخههای اصلی «بازیهای گرسنگی» بسته شد، کمتر کسی پیشبینی میکرد که این فرنچایز بتواند در سالهای بعدی هم حرفی برای گفتن داشته باشد. با این حال، در کمال تعجب، اکران موفقیتآمیز «تصنیف پرندگان آوازخوان و مارها»، جان دوبارهای به این مجموعه بخشید و ثابت کرد که مخاطبان هنوز تشنهی کشف زوایای تاریک جهانِ پانم هستند.
«طلوع در روز برداشت» ما را به پنجاهمین دورهی بازیهای گرسنگی میبرد؛ مسابقات سرنوشتسازی که هیمیچ ابرناثی (مربی آیندهی کتنیس) را به جهان معرفی کرد. فرانسیس لارنس که با ساخت قسمتهای پیشین تسلط خود را بر این فرنچایز نشان داده، اینبار به یکی از خونینترین دورههای این مسابقات میپردازد. در این دورهی خاص، با توجه به اینکه تعداد کودکانی که انتخاب شدهاند، دو برابر است، میزان کشتوکشتار و قتلعام نیز دوچندان خواهد بود. اگر ایدههای تیم سازنده جواب دهد، «طلوع در روز برداشت» میتواند یکی از بهترین فیلمهای پاییز 2026 لقب بگیرد.
منبع: inverse, دیجیکالا مگ



