نقد فیلم «کمک بفرستید»؛ بازگشت سم ریمی به اوج
سم ریمی، این کارگردان محبوب دل طرفداران مارول که دههی دوهزار میلادی با سهگانهی «مرد عنکبوتی»، خط مشی تازهای برای مارول تعیین کرد و با فیلمهای کلاسیک کالت خود، «مرده شریر» (Evil Dead)، بین طرفداران فیلمهای ترسناک شناخته شده، امسال با کمدی تاریک «کمک بفرستید» (Send Help)، به ریشههای خود بازگشته است. در این فیلم هیجانانگیز، ریچل مکآدامز و دیلن اوبراین در نقش رئیس و کارمندی ظاهر شدهاند که به عنوان تنها بازماندگان سقوط هواپیما در جزیرهای به ظاهر متروک، باید برای بقای خود به هر چیزی تن دهند. در نقد «کمک بفرستید» به درخشش ریچل مکآدامز در نقش قهرمانِ نهچندان دوستداشتنی فیلم میپردازم که او را به وادی تازهای از دوران حرفهای خود وارد میکند.
هشدار! در نقد فیلم «کمک بفرستید» خطر لو رفتن داستان وجود دارد
نقد فیلم «کمک بفرستید»؛ وقت انتقام
ریچل مکآدامز، که اخیرا ستارهی هالیوود خود را هم گرفت، از بازیگران برجستهای است که با وجود کارنامهی بلند و بالایش، کمتر به چشم میآید. از «دختران بدجنس» (Mean Girls) تا «دفترچه» (The Notebook)، مکآدامز در برخی از تأثیرگذارترین فیلمها در فرهنگ عامه نقش ایفا کرده است. اما کمتر پیش میآید فیلمی مانند «کمک بفرستید»، تمام تواناییهای بازیگری او را به کار گیرد و او را در مرکز توجهات قرار دهد. سم ریمی که پیشتر در فیلم «دکتر استرنج در چندجهانی دیوانگی» (Doctor Strange in the Multiverse of Madness) با مکآدامز همکاری کرده و معتقد بود این بازیگر چیزهای بیشتری برای ارائه دارد، حالا او را برای نقش قهرمان چندوجهی فیلم تازهاش آورده است که به جرئت میتوان گفت اوج هنرهای مکآدامز را به تصویر میکشد. این بازیگر ۴۷ ساله که تاکنون نقش شرور درست و درمانی را در کارنامهاش نداشته، با «کمک بفرستید» حالا به محدودهای تازه پا گذاشته و خود را بهعنوان یک بازیگر همهفن حریف اثبات میکند.
در «کمک بفرستید»، مکآدامز نقش لیندا لیدل را بازی میکند؛ کارمندی متعهد و بامسئولیت که به او وعدهی ارتقای شغلی داده شده، اما با تغییر ریاست به از پدر به پسر، ارتقای لیندا هم به فراموشی سپرده میشود. رئیس تازهی لیندا، بردلی پرستون (دیلن اوبراین)، شغل وعدهداده شده را به دوست خود میدهد، اما حاضر میشود لیندا را با دوستان و همکارانِ از دم مرد خود برای عقد قراردادی در تایلند ببرد. در هواپیما بردلی و دیگران ویدیوی آدیشن لیندا برای مسابقهی «بازمانده» (Survivor) را تماشا و او را حسابی مسخره میکنند؛ اما خبر ندارند این مسخرهبازیها، تنها چیزی است که در نهایت نجاتشان میدهد. هواپیما سقوط میکند و از تمام گروه تنها دو نفر، لیندا و بردلی زنده به جزیرهای به نظر خالی از سکنه میرسند. بردلی بهشدت آسیب دیده و برای بقا به دلرحمی لیندا نیاز دارد اما لیندا حالا میخواهد از تنهاییاشان در جزیره استفاده و به بردلی ثابت کند رئیس کیست.
«کمک بفرستید» از اینجا به بعد به «تنها افتاده» (Cast Away) شبیه میشود که در آن لیندا با به کارگیریِ تمام مهارتهایش برای بقا، آتش روشن میکند، سرپناه میسازد، آب سالم گیر میآورد و ماهیگیری و شکار میکند. بردلی که هنوز حاضر به پذیرش مناسبات قدرت تازه نیست، در آغاز به لیندا سخت میگیرد. اما وقتی لیندا او را دو روز بدون آب و غذا رها میکند، بردلی بالاخره وامیدهد و ریاست لیندا را میپذیرد. این ریاست حسابی به مذاق لیندا خوش میآید که حتی حاضر نمیشود کشتی را که برای کمک به جزیره نزدیک شده خبر کند. لیندا به بردلی مهارتهای بقا میآموزد و او را به بهانهی وجود گیاهان سمی و حشرات، از رفتن به بخش دیگر جزیره بازمیدارد.

فیلم از میانهی داستان با چرخشهای تند شما را غافلگیر میکند. دیمین شنون و مارک سوییفت باوجود سابقهی آنها در در نویسندگی برای فیلمهای ترسناک، فیلمنامهای بامزه و تند و تیز برای «کمک بفرستید» نوشتهاند که با لحن کمدی تاریک و پیچشهای خشن خود به شخصیتها و بینندگان رحم نمیکند و همزمان، امضای سم ریمی را پای خود دارد.
به جز ترکیب کمدی تاریک و خشونت، که از مشخصههای آثار سم ریمی است، این کارگردان با سری The Evil Dead و فیلمهای دههی دوهزار «مرد عنکبوتی»، نشان داده که توانایی بالایی در ترکیب جلوههای ویژهی عملی و کامپیوتری دارد. اما جلوههای ویژهی کامیپوتری در «کمک بفرستید» چنان ضعیف هستند که انگار این کار عمدی بوده است. از صحنهی سقوط هواپیما تا حیوانات کامپیوتری، CGI فیلم توی ذوق میزند که میتوان آن را به تلاشی نهچندان موفق برای تشدید کمدی تصویر برداشت کرد. خوشبختانه، «کمک بفرستید» آنقدر به این جلوههای ویژه متکی نیست و سم ریمی با کمک فیلمبردار باتجربهاش، بیل پوپ (از همکاران قدیمی سم ریمی که با کارگردانان برجستهی دیگری چون اسپیلبرگ، ادگار رایت، و واچوفسکیها هم کار کرده)، فیلم را به استانداردهای قدیمی هالیوود برگردانده است.

«کمک بفرستید»، که پیش از اکران با ترِیلرها و پوسترهایش به عنوان یک فیلم ترسناک-تریلر تبلیغ شد، با چرخشی تازه و با اتکا به غافلگیریها و خشونت شدید از فیلمی دربارهی بقا، به فیلمی تبدیل میشود که بیشتر یادآور «میزری» (Misery) راب راینر است. بردلی بااینکه با یک پای زخمی برای زنده ماندن تماماً به لیندا وابسته شده، اما به نیات نهچندان خیرخواهانهی لیندا پی میبرد و میکوشد او را مسموم کند. در مقابل تلاش ناکام بردلی برای کشتن لیندا و فرار از جزیره، لیندا با سم اختاپوس او را فلج و وحشتزده میکند.
اینجاست که سروکلهی نامزد بردلی از راه میرسد که برای نجات آنها به جزیره آمده. لیندا که طعم قدرت را چشیده و حاضر نیست به این راحتیها از آن دل بکَند، پشت سر بردلی، نامزد و همراهش را از تپهای پایین انداخته و میکشد. بردلی پس از کشف اجساد، به حضور ساکنان دیگر در جزیره پی میبرد، اما پس از گلاویز شدن آنها، لیندا حساب بردلی را هم میرسد.

«کمک بفرستید» با اشاراتی به مردسالاری و زنستیزی در محیط کار، و انتقاد از فرهنگ اینسل (Incel) و آلفا که امروزه حسابی رواج دارد، آغاز میشود و لیندا را قربانی این سیستم نشان میدهد. اما ریمی با اعتنا نکردن به عرف داستانگویی، هیچ قهرمان واقعا خوبی در «کمک بفرستید» نگذاشته است که بتوان طرفداریاش را کرد. لیندا از اول فیلم دخترکی مظلوم است که قربانی سیستم مردسالار ادارهاش شده، اما تا پایان چنان به قعر لیست شرورها فرستاده میشود که زنده ماندنش در پایان کسی را خوشحال نمیکند.
در نهایت، لیندا را یک سال بعد از این واقعه میبینیم که پس از زنده ماندن بهعنوان تنها بازماندهی سقوط هواپیما، حالا به یک سلبریتی ثروتمند تبدیل شده و قرار است فیلمی براساس کتاب زندگینامهایاش بسازند؛ کتابی با این عنوان: «هیچ کمکی در راه نیست، پس بهتر است خودت شروع به نجات خودت بکنی».

«کمک بفرستید» به سبک آثار دیگر ریمی، دربارهی هیجان و سرگرمی محض است و هرگونه نگاه متفاوت به آن، فیلم را پایین میکشد. با اینکه فیلم بهعنوان یک تریلر ترسناک تبلیغ شده بود، اما فیلم تازهی سم ریمی، به سبک و سیاق فیلمهای «مرده شریر»، بیشتر یک کمدی خشن است که کمدیاش بر عناصر ترسناک آن میچربد. پیامی هم نمیدهد. در واقع، پیامهایی که فیلم میخواهد با نقد فرهنگ اینسل بفرستد با پایانبندی آن و تبدیل قهرمان زن داستان به قاتلی که انگار دوست دارد از مردان انتقام بگیرد، خنثی میشود.
این از مشکل عمدهی فیلمنامه نشأت میگیرد که از نیمهی دوم، رو به افول میگذارد و میکوشد بهجای توجیههای داستانی، با توسل به غافلگیریهای خشن، فیلم را به مقصد برساند. از این زمان، شخصیتها رفتارهایی از خود نشان میدهند و تصمیماتی میگیرند که با آنچه فیلم برایمان در یکدوم ابتدایی تثبیت کرد، همخوانی ندارد.
با این حال، «کمک بفرستید» یکی از بهترین فیلمهای ۲۰۲۶ است که مهر و امضای سم ریمی را در خود دارد و پس از شکستهایی چون «دکتر استرنج در چندجهانی دیوانگی»، این کارگردان را به روزهای اوج گذشته بازمیگرداند. همچنین با اجرای احساسی و فیزیکی شگفتانگیز ریچل مکآدامز، «کمک بفرستید» این بازیگر را هم به اوج تازهای در هالیوود میرساند و بالاخره آن توجه و تحسینی را که مدتها بود استحقاقش را داشت، نصیبش میکند.
- کمدی قوی
- موسیقی متن هیجانانگیز دنی الفمن
- اجرای فیزیکی و احساسی عالی ریچل مکآدامز
- تأثیر فیلمبرداری بیل پوپ برای تشدید فضای هیجانی و دلهرهآور
- کمبود عناصر ترسناک
- افت تدریجی فیلمنامه با رسیدن به پایان داستان
- اتکای بیش از حد به چرخشها و غافلگیریهای خشن
شناسنامه فیلم «کمک بفرستید» (Send Help)
کارگردان: سم ریمی
نویسنده: دیمین شنون، مارک سویفت
بازیگران: ریچل مکآدامز، دیلن اوبراین، ادیل اسماعیل
محصول: ۲۰۲۶، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۶.۹ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: ۹۳٪
خلاصه داستان: لیندا، کارمند بخش استراتژی که به او وعدهی پیشرفت شغلی داده شده، خود را قربانی پارتیبازی و سیاستهای مردسالارانهی مدیر جدیدش، بردلی، میبیند. اما پس از آنکه لیندا و بردلی به عنوان تنها بازماندگان از سقوط هواپیما از جزیرهای متروکه در تایلند سردرمیآورند، لیندا فرصت را برای انتقام غنیمت میشمارد. او، که از آتش درست کردن تا ماهیگیری و ساخت سرپناه، مهارتهای فوقالعادهای برای بقا دارد، حالا فرصت پیدا کرده بردلیِ مغرور را عملاً به زانو درآورد…
منبع: دیجیکالا مگ