فصل سوم «سیلو» از فیلمهای کلاسیک سیدنی پولاک و فرانسیس فورد کوپولا الهام میگیرد
به ندرت پیش میآید که یک سریال تلویزیونی بکوبد و خود را از نو بسازد، اما این دقیقاً همان کاری است که حماسهی علمی-تخیلی پساآخرالزمانی اپلتیوی، «سیلو» (Silo)، با فصل سوم خود انجام داده است. به لطف یک صحنهی غافلگیرکننده در آخرین لحظات در اپیزود پایانی فصل دوم، «سیلو» از یک سریال معمایی دربارهی اتفاقات پساآخرالزمانی، حالا تقریباً به یک تریلر سیاسی پرتنش تبدیل شده است که بیشتر از امثال تام کلنسی و فیلمهای سیدنی پولاک و فرانسیس فورد کوپولا الهام میگیرد. «ایندیوایر» (IndieWire) اخیراً در گفتگو با کارگردان فصل سوم «سیلو»، مایکل دینِر، به منابع الهام سریال در این فصل تازه پرداخته است و اینکه چطور مسائل سیاسی در فصل سوم به دینر این امکان را داد تا در سنت کارگردانانی کار کند که روزگاری او را به این شغل علاقمند کردند.
مایکل دینر در طول بیش از ۴۰ سال سابقهی کارگردانی خود، تقریباً در هر ژانری که بتوانید تصور کنید، کار کرده است؛ از کمدی چون فیلم «آف بیت» (Off Beat) و درامهای پزشکی مانند «شیکاگو هوپ» (Chicago Hope) و «آناتومی گری» (Grey’s Anatomy) گرفته، تا داستانهایی دربارهی بلوغ چون «واندر یرز» (The Wonder Years) و وسترنهای معاصری مثل «موجه» (Justified) و دنبالهی آن «شهر باستانی» (City Primeval). دینر به «ایندیوایر» گفت: «من از هرچیزی یککمی انجام دادهام. گاهی اوقات شوخی میکنم که من پیروی سرگرمی بزرگ امریکایی، یعنی بازتعریف خودم هستم.»
آخرین تلاش دینر برای بازتعریف خود، حضور به عنوان یک فیلمساز علمی-تخیلی در سریال «سیلو» از شبکهی اپل تیوی بوده است، جایی که او در فصل دوم به عنوان تهیهکننده و کارگردان به این سریال پیوست. سریال «سیلو» به دینر این فرصت را داد تا دوباره با گراهام یوست همکاری کند؛ کسی که در سریال «موجه» شریک و همکارش بود و «سیلو» را ساخته و از دینر خواسته بود برای کار در فصل دوم به لندن بیاید. دینر گفت: «فکر میکردم قرار است شش ماه باشد. [این شش ماه شد] یک سال و سپس به سه سال تبدیل شد.»

دینر در فصل سوم «سیلو» ماند و همکاریاش با اپل تیوی برای این مجموعه به فصل چهارم هم رسید که اخیراً فیلمبرداری آن تمام شده. با اینکه دینر در نهایت عاشق دنیای علمی-تخیلی و منسجم رمانهای هیو هاوی شد، اما آن چیزی که در وهلهی اول او را به سمت سریال کشاند، صرفاً فرصت همکاری دوباره با یوست بود. دینر گفت: «من حتی بدون اینکه چیزی [سریال را] ببینم یا چیزی بخوانم، بهخاطر گراهام کار را پذیرفتم.»
با این اوصاف، وقتی دینر پا به سریال گذاشت، موقعیتهای متعددی برای داستانسرایی علمی-تخیلی پیش روی خود دید. به ویژه بهخاطر دنیای خاص «سیلو» که زندگی ده هزار نفری را در زیر زمین دنبال میکند که نمیدانند چرا در سیلو زیر زمین هستند یا چه کسی آن را ساخته است. تنها چیزی که میدانند این است که نباید از آن خارج شوند. در فصل سوم، با دنبال کردن داستانهای موازی در «سیلو»، معماها چند برابر میشوند: یکی دربارهی قهرمان زیرزمینی، جولیت نیکولز (ربکا فرگوسن) که پس از پاک شدن حافظهاش، برای فهمیدن حقیقت در مورد وضعیت خود مبارزه میکند، و دیگری درباره داستان روزهای اولیهی سیلو که چگونگی و چرایی ساخت سیلوها را آشکار میکند.

داستان اصلی در واشنگتن دی سی امروزی اتفاق میافتد، در حالی که ماجرای جولیت در سیلوها ۳۰۰ سال بعد میگذرد. خط داستانی جدید از استعدادهای دینر به عنوان یک کارگردان ژانر نهایت استفاده را میبرد؛ به ویژه که سه اپیزود اولیهی فصل به دست او کارگردانی شده است و الگویی برای کارگردانان اپیزودهای بعدی فراهم میکند. فصل تازه نهتنها یک محیط جدید، که یک رابطهی عاشقانهی جدید هم به ماجرا میافزاید؛ رابطهای بین نمایندهی کنگره، دنیل کین (اشلی زاکرمن) و هلن درو (جسیکا هنویک).
تحقیقات آنها روی یک توطئهی دولتی، طعم سینمایی جدیدی به سریال «سیلو» داده است؛ زیرا آوردن داستان به دنیای سیاست، به دینر اجازه داده تا در سنت تریلرهای سیاسی کلاسیک مانند «سه روز کرکس» (Three Days of the Condor) و «نمای پارالاکس» (The Parallax View) عمل کند.
دینر گفت: «من نمیخواهم سن بالایم را نشان دهم، اما اینها برخی از فیلمهایی هستند که باعث شدند بخواهم سراغ این کاری بیایم که امروز میکنم. وقتی بچه بودم، دوستی به نام لری داشتم و ما با هم سوار اتوبوس میشدیم و به سینما اسکوایر یا بلوبرد میرفتیم و این فیلمهایی را که در دوران اوج دوم فیلمسازان امریکایی مثل [آلن] پاکولا، مثل [فرانسیس] کوپولا، مثل سیدنی پولاک ساخته شده بودند، تماشا میکردیم.»
دینر نمیخواست مستقیماً از فیلمهایی مثل «مکالمه» (The Conversation) از کوپولا و «همه مردان رئیس جمهور» (All the President’s Men) از پاکولا نقل قول کند. برای همین، قبل از فیلمبرداری فصل سوم «سیلو» دوباره فیلمها را تماشا نکرد. اما این فیلمها چنان در دیانای او ریشه دواندهاند که تأثیرشان غیرقابل انکار است.

در بیشتر موارد، انتخابهای بصری دینر کمتر از ارجاعات بیرونی، بلکه بیشتر از فیلمنامههای یوست و دیگر نویسندگان سریال الهام گرفته شدهاند. دینر گفت: «همه چیز به صورت ارگانیک تکامل یافته است.» او خاطرنشان کرد که با اینکه در بخش مربوط به سیلوها، بیشتر دوربین روی دست و در سکانسهای امروزی بیشتر به دالی و استدیکم متکی بوده است، اما این انتخابها بیشتر واکنشی به انرژی فیلمنامه و انرژی هر صحنه است، نه رویکردی قاطع به حرکت دوربین و لنز.
دینر گفت: «نمیخواستم بیش از حد به آن [فیلمبرداری و سبک بصری] فکر کنم.» «در ابتدا نگران بودم [که] آیا لازم است نوعی مؤلفه بصری و سبکی وجود داشته باشد که دو خط داستانی را به هم ربط میدهد؟ اما این ایده را کنار گذاشتم و به دیگر کارگردانان گفتم به فیلمنامه اعتماد کنید؛ [دو خط داستانی] به هم ربط پیدا میکنند.»
دینر احساس کرد که آخرسر این موسیقی است که بخشهای مختلف فصل سوم «سیلو» را به هم ربط میدهد. او از آهنگساز سریال، آتلی اوروارسون، تقدیر کرد که یک زبان صوتی مشترک یافته که زیرداستانهای مختلف را به هم پیوند میدهد. با اینکه محیطهایی که دو خط داستانی در آن اتفاق میافتند، متفاوتاند، اما در نهایت شباهتهای موضوعی زیادی دارند.
دینر گفت: «هر دو داستان، داستانهای کارآگاهی هستند.» و افزود که حتی در درون دنیای سیلوها روایتهای کارآگاهی متعددی وجود دارد: «جولیت سعی میکند آنچه را که برایش اتفاق افتاده است، کنار هم بگذارد. بیلینگز [چینازا اوچه]، پلیس داستان، سعی میکند بفهمد چه بر سر این زن، اورلا [کوئلین سپولودا] آمده است.» دینر گفت که در تمام داستانهای هر دو خط زمانی، یک وجه مشترک در مورد خاطرات و نحوهی دستکاری آنها وجود دارد و بررسی آن بخشی از جذابیت فصل جدید بوده – نه فقط برای مخاطبان، بلکه برای خود کارگردان و تمام اینها تجربهی کار روی فصل سوم سریال را برای او لذتبخش کرده است.
منبع: IndieWire

