۷ گروه ابرقهرمانی که از انتقامجویان بهترند؛ از مردان ایکس تا لیگ عدالت
انتقامجویان (Avengers) دستکم در یک دهه گذشته، مهمترین و شناختهشدهترین گروه ابرقهرمانی مارول بودهاند؛ جایگاهی که بخش عمده آن را مدیون موفقیت چشمگیر دنیای سینمایی مارول (MCU) هستند. در آثار لایو اکشن، قدرتمندترین قهرمانان زمین تقریبا در خط مقدم تمام نبردهای بزرگ با نیروهای شر حضور داشتهاند و همین موضوع، آنها را به یکی از محبوبترین گروههای ابرقهرمانی در فرهنگ عامه تبدیل کرده است.
بااینحال، هرچند انتقامجویان جایگاهی افسانهای در دنیای ابرقهرمانی دارند، گروههای دیگری هم هستند که به همان اندازه و حتی بیشتر شایسته توجهاند. برخی از این گروهها از نظر شخصیتپردازی، داستانگویی و تاثیری که بر دنیای کمیک گذاشتهاند، دستاوردهایی دارند که انتقامجویان بهسختی میتوانند با آنها رقابت کنند. هفت گروهی که در ادامه معرفی میشوند، هرکدام به دلیلی از انتقامجویان پیشی میگیرند. شاید هیچکدام بهاندازه انتقامجویان، قهرمانان اصلی زمین، در مرکز توجه دنیای سینمایی مارول قرار نگرفته باشند، اما این موضوع چیزی از ارزش و جذابیت آنها کم نمیکند. برعکس، بسیاری از آنها شایسته توجهی بسیار بیشتر از چیزی هستند که تاکنون نصیبشان شده است.
۷. لژیون ابرقهرمانان (Legion of Super-Heroes)
۶. آلتیمیتها (The Ultimates)
۵. نگهبانان کهکشان (Guardians of the Galaxy)
۴. دووم پاترول (Doom Patrol)
۳. چهار شگفتانگیز (Fantastic Four)
۲. لیگ عدالت (Justice League)
۱. مردان ایکس (X-Men)
۷. لژیون ابرقهرمانان (Legion of Super-Heroes)

در آیندهای بسیار دور از دنیای دیسی، گروهی از قهرمانان بهعنوان بزرگترین مدافعان قرن سیویکم شناخته میشوند: لژیون ابرقهرمانان (Legion of Super-Heroes). شاید بسیاری از مخاطبانی که آشنایی چندانی با دنیای کمیک ندارند، اعضای عجیبوغریب این گروه را چندان جدی نگیرند، اما لژیون بارها ثابت کرده است که یکی از منحصربهفردترین و جذابترین گروههای ابرقهرمانی تاریخ است.
شخصیتهایی مانند لایتنینگ لد، برینیاک ۵، کازمیک بوی و سَتِرن گرل، هرکدام به شکلی جایگاه مهمی در دنیای دیسی دارند. بااینحال، مایه تاسف است که بسیاری از علاقهمندان به داستانهای ابرقهرمانی فرصت چندانی به این گروه نمیدهند. لژیون مجموعهای از شخصیتهای متفاوت را گرد هم آورده که هرکدام تواناییها، ویژگیها و نگاه خاص خود را دارند؛ ترکیبی که به این گروه هویتی متمایز میبخشد.
خوشبختانه، جاشوا ویلیامسون، نویسنده، و هیدن شرمن، طراح، با مجموعه کمیک تازه خود بار دیگر لژیون را به شکلی درخشان به صحنه بازگرداندهاند. این مجموعه فرصتی فراهم میکند تا مخاطبان امروزی با ظرفیتهای داستانی گروه بیشتر آشنا شوند و دریابند چرا لژیون ابرقهرمانان از جمله گروههای برجسته تاریخ کمیک به شمار میرود. اگر این مجموعه بتواند جایگاه شایسته خود را پیدا کند، شاید مخاطبان بیشتری به سراغ قهرمانانی بروند که سالها زیر سایه نامهای مشهورتر دنیای دیسی باقی ماندهاند.
۶. آلتیمیتها (The Ultimates)

دنیای آلتیمیت یا نهایی جدید مارول، متاسفانه بهاندازه نسخهای که در اوایل دهه ۲۰۰۰ شکل گرفت دوام نیاورد، اما همین فرصت محدود برای معرفی یکی از بهترین گروههای ابرقهرمانی دوران معاصر کافی بود. دنیز کمپ، نویسنده، در مجموعه کمیک آلتیمیتها (The Ultimates)، گروهی را به مخاطبان معرفی کرد که نسخهای متفاوت و جاهطلبانهتر از انتقامجویان در زمین ۶۱۶۰ محسوب میشوند. از همان ابتدا نیز روشن بود که این گروه در بسیاری از جنبهها از همتایان خود در خط اصلی داستانهای مارول پیشی گرفته است.
آلتیمیتها یا نهاییهای کمپ، گروهی جسور با رویکردی آشکارا سیاسی بودند که پیچیدگیهای داستانی و شخصیتی آنها، مجموعه را به یکی از متفاوتترین آثار مارول تبدیل میکرد. داستانهای این گروه فقط به نبرد با دشمنان قدرتمند یا نجات جهان محدود نمیشد؛ آنها با ساختارهای قدرت، نظامهای سرکوبگر و پیامدهای تصمیمهای سیاسی نیز درگیر بودند. همین رویکرد باعث شد ماجراجوییهایشان در شمار هیجانانگیزترین داستانهای مارول در دو دهه اخیر قرار بگیرد.
کاپیتان آمریکا، آیرون لد، دوم، هاوکآی، شیهالک و شخصیتهای متعدد دیگر در برابر نیروهای میکر و حکومت فاشیستی او متحد شدند. این قهرمانان نهتنها در برابر تهدیدهای بزرگ ایستادگی کردند، بلکه تصویری متفاوت از معنای قهرمان بودن در دنیای معاصر ارائه دادند.
مجموعه کمیک آلتیمیتها یکی از بهترین آثار چند سال اخیر مارول است و گروهی که نام مجموعه از آن گرفته شده، بهخوبی شایستگی حضور در میان برترین تیمهای ابرقهرمانی تاریخ را دارد. درحالیکه انتقامجویان اغلب بهعنوان نماد اتحاد قهرمانان شناخته میشوند، آلتیمیتها نشان میدهند که یک گروه ابرقهرمانی میتواند علاوه بر نبرد با تهدیدهای بیرونی، ساختارهای ناعادلانه را نیز به چالش بکشد.
۵. نگهبانان کهکشان (Guardians of the Galaxy)

بسیاری از علاقهمندان امروزی به آثار ابرقهرمانی، نگهبانان کهکشان (Guardians of the Galaxy) را با نسخهای میشناسند که جیمز گان در سهگانه سینمایی دنیای مارول به تصویر کشید. بااینحال، این گروه به نسخه سینمایی خود محدود نمیشود و در تاریخ کمیک نیز دورههای جذاب و متفاوتی را پشت سر گذاشته است. حتی میتوان گفت ترکیبی از شخصیتهای نگهبانان کهکشان که پس از رویداد کمیک «نابودی: فتح» (Annihilation: Conquest) شکل گرفت، همچنان یکی از جذابترین نسخههای این گروه به شمار میرود.
البته فارغ از اینکه کدام ترکیب از نگهبانان کهکشان را ترجیح میدهیم، یک نکته روشن است: این گروه در بخش بزرگی از دو دهه گذشته، از نظر جذابیت و اهمیت داستانی از انتقامجویان پیشی گرفته است. البته در دوران اوج انتقامجویان، این گروه بهدلیل شهرت بیشتر و حضور شخصیتهای شناختهشدهتر، جایگاه برجستهتری داشت. نگهبانان کهکشان نیز تا مدتها در مقایسه با آنها گروهی کمتر شناختهشده بودند.
اما این وضعیت در سال ۲۰۰۸ تغییر کرد؛ زمانی که دن ابنیت و اندی لنینگ با بازتعریف قهرمانان فضایی مارول، هویت تازهای به نگهبانان کهکشان بخشیدند. پس از آن نیز جیمز گان با ساخت فیلمهای سینمایی این گروه، آنها را به نامهایی آشنا برای مخاطبان سراسر جهان تبدیل کرد.
بااینهمه، جذابیت نگهبانان کهکشان فقط به شوخیهای بهیادماندنی، شخصیتهای نامتعارف یا ماجراجوییهای فضایی آنها محدود نمیشود. این گروه بهواسطه ترکیب متفاوت اعضا، روابط پیچیده میان شخصیتها و داستانهایی که فراتر از محدوده زمین جریان دارند، ظرفیتهای گستردهای برای روایت قصههای تازه فراهم میکند. درحالیکه انتقامجویان اغلب درگیر تهدیدهایی هستند که سرنوشت زمین یا جهان را تعیین میکنند، نگهبانان کهکشان ما را به گوشههای ناشناخته کیهان میبرند و چشماندازی متفاوت از دنیای مارول ارائه میدهند. همین تفاوت باعث شده است که این گروه برای بسیاری از مخاطبان، حتی از انتقامجویان نیز جذابتر و سرگرمکنندهتر باشد.
۴. دووم پاترول (Doom Patrol)

یکی از انتقادهایی که میتوان به انتقامجویان، بهویژه نسخه کمیکی آنها، وارد کرد این است که گاهی بیش از اندازه رسمی و محافظهکار به نظر میرسند. قدرتمندترین قهرمانان زمین برای دههها در کنار دولت ایالات متحده فعالیت کردهاند و همین همکاری، دستکم در برخی داستانها، تصویری قانونمدار و تا حدی خشک از آنها ساخته است؛ تصویری که ممکن است برای بخشی از مخاطبان چندان جذاب نباشد.
انتقامجویان، در مقایسه با گروههایی مانند مردان ایکس، همیشه آن سرکشی و تندی را نداشتهاند؛ اما فاصله آنها با ماجراجوییهای عجیبوغریب و خیالانگیز دووم پاترول (Doom Patrol) بسیار بیشتر است. دووم پاترول گروهی است که از همان ابتدا مرزهای معمول داستانهای ابرقهرمانی را به چالش کشید و بهتدریج به یکی از متفاوتترین مجموعههای تاریخ کمیک تبدیل شد.
این گروه در آغاز تا حدی از گروههایی مانند چهار شگفتانگیز و مردان ایکس تاثیر گرفته بود؛ شباهتی که در شکلگیری اولیه آن بهوضوح دیده میشد. اما زمانی که گرنت موریسون نگارش مجموعه را بر عهده گرفت، دووم پاترول به مسیری کاملا متفاوت قدم گذاشت. داستانها حالوهوایی سوررئال و گاه نامتعارف پیدا کردند، روابط میان شخصیتها پیچیدهتر و پختهتر شد و دنیای اطراف آنها با حضور انبوهی از شخصیتهای فرعی عجیب گسترش یافت؛ شخصیتهایی که بسیاری از آنها بهتنهایی به محبوبیت قابلتوجهی رسیدند.
یکی از مهمترین ویژگیهای دووم پاترول، رابطه اعضای آن با یکدیگر است. آنها قهرمانانی بینقص نیستند که صرفا برای نجات جهان کنار هم جمع شده باشند؛ بلکه افرادی متفاوت، آسیبپذیر و گاه طردشدهاند که در کنار هم نوعی خانواده نامتعارف تشکیل میدهند. همین ویژگی به داستانهایشان عمق عاطفی میبخشد و باعث میشود با تمام عجایب دنیای آنها، شخصیتها همچنان آنقدر ملموس و باورپذیر باشند که مخاطب بتواند با آنها همذاتپنداری کند.
دووم پاترول از آثار مهم تاریخ دیسی است و تاثیر آن بر شکلگیری و گسترش ظرفیتهای داستانگویی در کمیک را نمیتوان نادیده گرفت. درحالیکه انتقامجویان اغلب در چارچوب الگوهای آشنای داستانهای ابرقهرمانی حرکت میکنند، دووم پاترول نشان داده است که این ژانر میتواند عجیب، جسورانه، بزرگسالانه و حتی گاهی کاملا غیرقابلپیشبینی باشد.
۳. چهار شگفتانگیز (Fantastic Four)

بدون چهار شگفتانگیز (Fantastic Four)، انتقامجویان هم نمیتوانستند به شکل امروزی خود وجود داشته باشند. در حقیقت، اگر چهار شگفتانگیز نبودند، بخش بزرگی از دنیای مارول نیز هرگز به وجود نمیآمد. این گروه نمادین، برای دههها یکی از پایههای اصلی دنیای کمیک مارول بوده و همچنان در شمار بزرگترین دستاوردهای جک کربی و استن لی قرار دارد.
چهار شگفتانگیز فقط یک گروه ابرقهرمانی دیگر نیستند؛ آنها در شکلگیری هویت دنیای مارول نقشی اساسی داشتهاند. این گروه از همان ابتدا با تکیه بر روابط خانوادگی، اختلافهای شخصیتی و چالشهای روزمره اعضایش، تصویری متفاوت از قهرمانان ارائه داد. در اینجا، قدرتهای خارقالعاده تنها بخشی از هویت شخصیتها هستند و روابط میان آنها، درست بهاندازه نبرد با دشمنان اهمیت دارد.
انتقامجویان شاید اعضای بیشتری داشته باشند و در فرهنگ عامه امروز نیز شناختهشدهتر باشند، اما از نظر نبوغ و اهمیت تاریخی، بهسختی میتوانند با چهار شگفتانگیز رقابت کنند. جایگاه این گروه در تاریخ کمیک، حاصل دههها داستانگویی و گسترش جهانی است که بسیاری از شخصیتها و رویدادهای مهم مارول در آن ریشه دارند.
البته اقتباسهای سینمایی چهار شگفتانگیز همیشه در حدواندازههای میراث کمیکی آنها نبودهاند. برخی از این آثار نتوانستهاند جذابیت و ظرفیتهای منبع اصلی را بهخوبی به تصویر بکشند و همین مسئله گاهی به شهرت این گروه در سینما لطمه زده است. بااینحال، این ناکامیها چیزی از ارزش نسخههای کمیکی آنها کم نمیکند؛ نسخههایی که بارها نشان دادهاند چهار شگفتانگیز تا چه اندازه میتوانند در روایت داستانهای خلاقانه، تاثیرگذار و ماندگار موفق باشند.
چهار شگفتانگیز از بزرگترین گروههای ابرقهرمانی تاریخ هستند و مقایسه آنها با انتقامجویان، از نظر اهمیت در شکلگیری دنیای مارول، چندان به سود گروه دوم تمام نمیشود. اگر انتقامجویان نماد اتحاد قهرمانان مارول باشند، چهار شگفتانگیز خانوادهای هستند که بخش بزرگی از این جهان داستانی بر پایه ماجراجوییها و روابط آنها شکل گرفته است.
۲. لیگ عدالت (Justice League)

شاید شخصیتهای عادی جامعه، گروههای ابرقهرمانی مارول را بیشتر بشناسند، اما دیسی نیز گروههایی در اختیار دارد که از بهترین نمونههای این ژانر به شمار میروند. در صدر آنها، لیگ عدالت (Justice League) قرار دارد؛ گروهی که از بسیاری جهات میتواند برتر از انتقامجویان باشد.
هر دو گروه از مشهورترین قهرمانان دنیای خود تشکیل شدهاند و در طول سالها ترکیبهای مختلفی را تجربه کردهاند. بااینحال، لیگ عدالت بارها نشان داده است که ظرفیت بیشتری برای خلق داستانهایی هیجانانگیز، ماندگار و تاثیرگذار دارد. اعضای این گروه نهتنها از قدرتمندترین قهرمانان دیسی هستند، بلکه هرکدام نماد بخشی از هویت این جهان به شمار میروند.
لیگ عدالت در طول تاریخ کمیک میزبان مجموعهای از بزرگترین قهرمانان دیسی بوده است و بستری برای شکلگیری برخی از مهمترین و جذابترین داستانهای این شرکت فراهم کرده است. بتمن، سوپرمن و زن شگفتانگیز معمولا در مرکز توجه گروه قرار دارند؛ سه شخصیتی که هرکدام بهتنهایی از شناختهشدهترین چهرههای تاریخ کمیک محسوب میشوند. کنار هم قرار گرفتن این قهرمانان، در کنار دیگر اعضای لیگ عدالت، ترکیبی میسازد که بهندرت میتوان مشابه آن را در دنیای ابرقهرمانی پیدا کرد.
البته برتری لیگ عدالت فقط به شهرت اعضای آن محدود نمیشود. تفاوت در منش، قدرتها و شیوه مواجهه قهرمانان با تهدیدها، زمینه را برای داستانهایی فراهم میکند که از نبردهای زمینی تا بحرانهای کیهانی را در بر میگیرند. این تنوع به نویسندگان اجازه میدهد تا از زاویههای گوناگون به مفهوم قهرمانی، مسئولیت و اتحاد بپردازند.
همانند انتقامجویان، لیگ عدالت نیز در طول سالها ترکیبهای مختلفی داشته است؛ اما حضور چهرههایی مانند بتمن، سوپرمن و زن شگفتانگیز به این گروه جایگاهی ویژه بخشیده است. اگر کنار هم قرار گرفتن چنین قهرمانان نمادینی برای برتری لیگ عدالت بر انتقامجویان کافی نباشد، دیگر بعید است چیزی بتواند طرفداران انتقامجویان را قانع کند.
۱. مردان ایکس (X-Men)

با افزایش محبوبیت دنیای سینمایی مارول و افول تدریجی مجموعه فیلمهای «مردان ایکس» (X-Men) متعلق به استودیو قرن بیستم، قهرمانان جهشیافته مارول تا حدی زیر سایه انتقامجویان قرار گرفتند. بااینحال، انکار این موضوع دشوار است که مردان ایکس از جنبههای گوناگون، از رقیب مشهور خود پیشی میگیرند. داستانهای کمیکی آنها غنیتر است، شخصیتهایشان جایگاهی نمادین در تاریخ این رسانه دارند و اقتباسهای لایو اکشن آنها نیز در بهترین لحظات خود به قلههایی رسیدهاند که کمتر مجموعه ابرقهرمانی دیگری توانسته به آنها دست پیدا کند.
مردان ایکس نهفقط یکی از برترین گروههای دنیای مارول، بلکه به باور نویسنده این رتبهبندی، بهترین گروه ابرقهرمانی تاریخ کمیک هستند. این گروه نمونهای کمنظیر از ظرفیتهای داستانگویی در این رسانه به شمار میرود؛ گروهی که داستانهایش فراتر از مبارزه با دشمنان و نجات جهان میرود و به موضوعاتی مانند تبعیض، طردشدگی، هویت، تعصب و تلاش برای پذیرفته شدن میپردازد.
البته مردان ایکس از ابتدا به جایگاهی که امروز دارند نرسیدند. این گروه را استن لی و جک کربی خلق کردند، اما بخش بزرگی از هویت ماندگار و افسانهای آنها حاصل تلاش کریس کلیرمونت، نویسنده برجسته کمیک، است. کلیرمونت با داستانپردازی خود، مردان ایکس را از گروهی کمتر شناختهشده از قهرمانان نوجوان به یکی از پیچیدهترین و تاثیرگذارترین گروههای ابرقهرمانی تاریخ تبدیل کرد.
در دوره فعالیت کلیرمونت، شخصیتهای مردان ایکس عمق بیشتری پیدا کردند، روابط میان آنها پیچیدهتر شد و داستانهای گروه به مسائلی فراتر از نبردهای معمول ابرقهرمانی پرداختند. قهرمانان این مجموعه با تعارضهای درونی، اختلافهای ایدئولوژیک و انتخابهایی دشوار روبهرو میشدند؛ مسائلی که نهتنها مسیر داستانها را تغییر میدادند، بلکه به شخصیتها هویتی باورپذیرتر و انسانیتر میبخشیدند.
همین ویژگیها باعث شده است که مردان ایکس در طول دههها همچنان موضوع بحث و توجه باشند. این گروه توانسته است از قالب یک مجموعه ابرقهرمانی فراتر برود و به بستری برای پرداختن به مسائل اجتماعی و انسانی تبدیل شود؛ بیآنکه جذابیت ماجراجوییها و نبردهایش را از دست بدهد. چنین ترکیبی از سرگرمی، شخصیتپردازی و مضمونهای عمیق، کمتر در گروههای ابرقهرمانی دیگر با این قدرت دیده میشود.
در نهایت، مردان ایکس را میتوان فراتر از یک گروه موفق در دنیای مارول دانست. آنها نمونهای برجسته از این هستند که کمیک ابرقهرمانی تا چه اندازه میتواند از نظر روایی و مضمونی گسترده باشد. اگر انتقامجویان به نماد محبوبیت جهانی مارول تبدیل شدهاند، مردان ایکس میراثی داستانی دارند که از نظر پیچیدگی شخصیتها، تاثیر فرهنگی و ظرفیت روایت، آنها را در جایگاهی ممتاز قرار میدهد. به همین دلیل است که در این رتبهبندی، عنوان بهترین گروه ابرقهرمانی تاریخ کمیک به مردان ایکس میرسد.
منبع: CBR








