۵ کتاب پرفروش کسبوکار در دیجیکالا
شاید فکر کنید در دنیای کسبوکار نیازی به کتاب خواندن نیست و اساسا مطالعه، فعالیتی تئوریک و انتزاعی است که در تجربه واقعی کاربرد چندانی ندارد اما بررسیها نشان میدهد فعالان حوزه کسبوکار با خواندن کتابهایی در حوزههای رهبری، استراتژی، مذاکره و ارتباطات میتوانند پیشرفت قابلتوجهی در کار خود داشته باشند. خوشبختانه این روزها کتابهای معتبر و ارزشمند زیادی در حوزه کسبوکار منتشر میشود که بسیاری از آنها پلی میان تجارت و روانشناسی هستند چون در نهایت، هر کسبوکاری با انسانها سروکار دارد. بهجای انتخابی کاملا شخصی از میان این کتابها، تصمیم گرفتیم در این نوشته سراغ ۵ کتاب پرفروش کسبوکار در دیجیکالا برویم و به معرفی کتابهایی بپردازیم که احتمالا چیزی فراتر از شهرت در خود داشتهاند و به همین دلیل توانستهاند اینهمه خواننده جذب کنند.
۱. دوباره فکر کن
۲. مبانی علم اقتصاد
۳. قطار سرعت به سوی ثروت
۴. اصول بازاریابی
۵. زیر و رو شدن برند
۱. دوباره فکر کن
- نویسنده: آدام گرنت

چند انتشارات معتبر این کتاب مشهور آدام گرنت را ترجمه کرده و روانه بازار کردهاند. «دوباره فکر کن» برای شروع خواندن کتابهای مدیریتی و کسبوکار انتخاب فوقالعادهای است اما همینجا باید ذکر کنیم که اگر زیاد کتابهای این حوزه را میخوانید شاید حرف جدیدی برایتان نداشته باشد. در فصلهای ابتدایی کتاب گرنت توضیح داده که ما چند مدل نقش ذهنی داریم و در کسبوکار نباید نقش دادستان یا واعظ یا سیاستمدار را داشته باشیم. بلکه باید مانند دانشمندان فکر کنیم. از همینجا کتاب پایهاش را برای تغییر نگرش خواننده ایجاد میکند. فصلهای مربوط به تعارض سازنده یا حتی پذیرش اشتباه کمک میکند که در اولین چالشها جا نزنیم. یکی از جذابترین فصلهای کتاب «رقص با دشمنان» است. در این فصل یاد میگیریم که چطور با دیگران گفتوگو و مناظره کنیم و از آن مهمتر چطور آنها را تحتتاثیر ایدههای خودمان قرار دهیم. خواندن این کتاب زندگی کاریتان را انعطافپذیرتر و جسورانهتر میکند. نسبت به ایدههای مختلف گشادهتر میشوید و این تاثیرات را حتی در زندگی شخصیتان هم خواهید دید.
آدام گرنت هم استاد مدیریت دانشگاه است و هم سازنده پادکست و نویسنده. زبان شیرین و روان و سادهای دارد و خواندن کتابش بدون دستانداز پیش میرود.
۲. مبانی علم اقتصاد
- نویسنده: گریگوری منکیو

بعد از یک کتاب ساده و خوشخوان مثل «دوباره فکر کن؛ قدرت دانستن چیزهایی که نمیدانیم» سراغ یک کتاب سنگینتر و علمیتر میرویم که میان مخاطبان کتابهای کسبوکار پرفروش شده است. اسمش که روشن است. کتاب دربارهی یک سری موارد پایهای از اقتصاد صحبت میکند. و دقیقا چون این موارد پایهای و مبانی هستند حتی اگر هیچ سررشتهای از اقتصاد ندارید میتوانید کتاب را بخوانید و ایدههای اقتصادی پیدا کنید و با زبان اقتصاد بتوانید مذاکرهها و کسبوکارتان را پیش ببرید. کتاب برای دانشجویان رشتهی اقتصاد نوشته شده اما مولف در مقدمهاش تکلیفمان را روشن میکند که این فراتر از یک کتاب درسی است: «مطالعه اقتصاد به شما در درک و مشارکت آگاهانه در اقتصاد کمک میکند. هروقت شما به زندگی خود فکر میکنید ممکن است تصمیمگیریهای اقتصادی زیادی را در نظر داشته باشید. وقتی شما دانشآموز هستید دراینباره تصمیم میگیرید که چند سال در مدرسه بمانید. به محض اینکه شغل پیدا میکنید درباره این مساله که چقدر از درآمد خود را خرج کنید، تصمیمگیری خواهید کرد. چقدر از این درآمد را پسانداز کنید؟ و پساندازهای خود را چگونه سرمایهگذاری کنید؟ ممکن است روزی فرا برسد که شما یک بنگاه کوچک یا یک شرکت بزرگ تجاری را مدیریت کنید. در آنجا دربارهی قیمتگذاری محصولات خود تصمیمگیری خواهید کرد».
گمانم همین بخش از مقدمه کافی بود که اهمیت دانستن و خواندن از اقتصاد را متوجه شویم. به علاوه محتوای کتاب اصلا فرمول و تئوری نیست بلکه در شما با مثالهای کاربردی ذهنیت اقتصادی شکل میدهد. البته قبل از خرید کتاب خودتان را آماده کنید که حجم آن زیاد است!
۳. قطار سرعت به سوی ثروت
- نویسنده: دارن هاردی

آنهایی که کتابهای انگیزشی دوست دارند اسم دارن هاردی را با کتاب پرفروش «اثر مرکب» حتما شنیدهاند. آثار این سخنران انگیزشی و نویسنده در دستهی کتابهای خیلی علمی در حوزهی کسبوکار قرار نمیگیرد. جملات تبلیغاتی روی کتاب مثل «این کتاب را نخوانید آن را حریصانه ببلعید» یا «از چرخ و فلک پیاده و سوار قطار پرسرعت ثروتساز شوید» هم نشان میدهد که با کتاب فنی سر و کار ندارید. از آن کتابهایی است که روحیهتان را برای جنگیدن بالا میبرد. وسطش مثلا از گاندی نقل قول کرده که: «ابتدا شما را نادیده میگیرند، بعد به شما میخندند، سپس با شما میجنگند و درنهایت شما برنده میشوید» و در خط بعدی از جمله گاندی نتیجهگیری کرده که: «من عاشق این هستم. ما برنده میشویم». درنتیجه خوانندگانش به وجد میآیند و روزشان را برای مبارزه بهتر شروع میکنند چون ایدهی برنده شدن همیشه انسانها را به وجد میآورد. در این کتاب البته بینشهایی از دل حرفهای آدمهای موفق و ثروتمند کسبوکار از جف بزوس گرفته تا استیو جابز را هم میخوانید. درواقع هاردی اول شما را با ترسهایتان روبهرو میکند و بعد به شما شجاعت میبخشد و درنهایت راهنماییتان میکند که چطور انگیزه پیدا کنید. یکی از فصلهای جالب کتاب مثلا آماده کردن مخاطب برای مواجهه با ترس شکست و حتی طرد شدن است. چون این ترس بسیاری از شجاعترین آدمها را هم از حرکت باز میدارد.
۴. اصول بازاریابی
- نویسنده: فیلیپ کاتلر

اگر میخواهید با بازاریابی و مارکتینگ به شکل اصولی آشنا شوید و مبانی آن را بیاموزید که هر چند دائم در حال تغییر است اما برخی پایههایش همان چیزهایی است که کاتلر در این کتاب آورده، خواندن «اصول بازاریابی» را از دست ندهید. فیلیپ کاتلر پیغمبر متخصصان بازاریابی و مارکتینگ است. صاحب یک موسسهی بزرگ در جهان که هر سال موفقترین برندها را معرفی میکند. اصول بازاریابی کاتلر برمبنای 4p است. محصول (product)، قیمت (price)، جایگاه (Place) و ارائه و ترویج (promotion). البته که بعدتر این 4p گستردهتر شد و تعداد عوامل موثر هم بیشتر شدند. خود کاتلر در ادامهی این کتاب و برای تکمیل آن شروع کرد به نوشتن کتابهای نسلهای مختلف بازاریابی. از نسل اول که تقریبا همین اصول را شامل میشود تا نسل سوم که میگوید چطور محصول را به مشتری و روح انسانی تبدیل کنید و درنهایت نسل چهارم که بازاریابی سنتی را کنار میزند و از دیجیتال مارکتینگ صحبت میکند. کتاب حجیمی است و برخی از موارد و ابزارهای مطرح شده در آن هم ممکن است الان کهنه بهنظر برسد اما نگاه علمی و درستی به بازاریابی به شما میدهد. بعضی از خریداران حتی برای آمادگی برای دانشگاه، کتاب را مطالعه کردهاند. تعادل میان وزنهی تئوریک کتاب و کاربردی بودنش به خوبی برقرار شده. اگر قرار باشد در زندگی با یک کتاب دربارهی بازاریابی یاد بگیرید کتاب کاتلر درستترین انتخاب میتواند باشد.
۵. زیر و رو شدن برند
- نویسنده: مارتی نیومایر

اگر کاتلر پیامبر بازاریابی است بدون شک در زمینهی برندینگ مارتی نیومایر اعجوبه است. نیومایر نثر شیرینتری دارد و کتابهایش روانترند اما با این حال کاملا هم مستدل و علمی و اصولی مسائل را مطرح میکند. «زیر و رو شدن برند» روی جلدش یک جمله دارد که کل کتاب را شرح میدهد: «چرا امروز مشتریها شرکتها را میگردانند و چهطور میتواند از این موضوع بهره برد». درواقع منظور نویسنده این است که برندها با توجه به بازار رقابتی سالهای اخیر برای اثبات خودشان به مشتری و اینکه مورد انتخاب او قرار بگیرند باید چیزی را که مخاطب میخواهد در اختیارش قرار دهند. احتمالا صاحبان کسبوکار از این موضوع عصبانی شوند یا فکر کنند که به ضررشان است اما نیومایر در این کتاب توضیح میدهد که چطور میشود از این فرصت هم استفاده کرد. به جای توضیح بیشتر اجازه بدهید ده حقیقتی را که نیومایر اول کتابش عنوان کرده ذکر کنیم. بقیهی کتاب درواقع این است که چطور کسبوکارتان را با این ده واقعیت جدید تطبیق دهید:
- قدرت از شرکت به مشتری منتقل شده است.
- مشتری محصول را برای ساختن هویت خود میخرد.
- کانون توجه آدمها دیگر محصول نیست، معناست.
- مشتری از فروخته شدن بیزار است، او عاشق خریدن است.
- نبرد دیگر نه بین شرکتها که میان قبیلههاست.
- مشتری قبیله را میخرد تا احساس امنیت و موفقیت کند.
- شرکتی که قدرتمندترین قبیله را دارد پیروز میدان است.
- تکنولوژی قبیلهها را به یکدیگر وصل میکند.
- برندها مجبورند در بستر تکنولوژیهای گوناگون جریان داشته باشند.
- موفقترین برندها ثابت نیستند، سیالاند.
چه در حوزهی برند مشغول هستید و چه میخواهید محصولی را به مشتری بدهید خواندن این کتاب توصیه میشود.
منبع: دیجیکالا مگ





