بهترین فیلمهای ویل فرل؛ از «زولندر» تا «شبهای تالادگا»
ویل فرل بارها ثابت کرده که یک نابغه کمدی است؛ نبوغی که در دوران حضورش در برنامه «پخش زنده شنبه شب» (SNL) گوشههایی از آن را دیدیم. با این حال، پس از ورود به دنیای سینما بود که فرل به یک ستارهی محبوب تبدیل شد. او آثار کمدی درجهیکی در کارنامه دارد که طرفداران ژانر به خوبی با آنها آشنا هستند. در این مقاله، بهترین فیلمهای ویل فرل را مرور میکنیم.
با اینکه اکثر کارهای فرل به ژانر کمدی خلاصه شدهاند، اما او گاهی اوقات سراغ کارهای جدیتر هم رفته و اتفاقا موفق ظاهر شده است. در حقیقت، برخی از فیلمهای شاخص کارنامهی هنری او، در ژانر درام بوده است. قبل از اینکه به خود فیلمها برسیم، ذکر چند نکته ضروری است: فیلمهایی که فرل در آنها حضور کوتاه افتخاری داشته، کنار گذاشته شدهاند. در انتخاب فیلمها هم دو ویژگی را در نظر گرفتهایم: کیفیت کلی اثر و تاثیر نقشآفرینی ویل فرل. و مثل همیشه، به خاطر محدودیت، مجبور شدهایم چند فیلم را کنار بگذاریم.
بهترین فیلمهای ویل فرل که باید تماشا کنید
15. همه چیز باید برود (Everything Must Go)
14. دیک (Dick)
13. تیغ شهرت (Blades of Glory)
12. زولندر (Zoolander)
11. مسابقه آواز یوروویژن: داستان حماسه آتش (Eurovision Song Contest: The Story of Fire Saga)
10. مدرسه قدیمی (Old School)
9. باربی (Barbie)
8. عجیبتر از داستان (Stranger Than Fiction)
7. فیلم لگو (The LEGO Movie)
6. ویل و هارپر (Will & Harper)
5. برادران ناتنی (Step Brothers)
4. اونیکیها (The Other Guys)
3. شبهای تالادگا: تصنیف ریکی بابی (Talladega Nights: The Ballad of Ricky Bobby)
2. گوینده: افسانه ران برگندی (Anchorman: The Legend of Ron Burgundy)
1. اِلف (Elf)
15. همه چیز باید برود (Everything Must Go)

- سال اکران: 2010
- کارگردان: دن مکگراث
- سایر بازیگران: ربکا هال، لورا درن، استیون روت، گلن هاوتون، مایکل پنیا، شنون وری
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 73 از 100
گاهی کمدینها سعی میکنند نقشهای جدی ایفا کنند و نتیجهی نهایی افتضاح از آب درمیآید. اما خوشبختانه ویل فرل در نقش نیک هالسی، نمایش تحسینبرانگیزی ارائه میدهد؛ مردی درهمشکسته که اعتیاد ویرانگرش به الکل باعث میشود در عرض تنها یک روز، هم شغلش را از دست بدهد و هم همسرش او را ترک کند. در نقطهی اوج استیصال، وقتی همسرش قفل درها را عوض میکند، تمام اسباب و اثاثیهی نیک را به حیاط میریزد و دسترسی او را به تمام حسابهای بانکی و کارتهای اعتباریاش مسدود میکند، او چارهای نمیبیند جز آنکه در یک حراجی خانگی تلخ، چوب حراج به تمام داراییها و گذشتهاش بزند.
فیلم با تحسین منتقدان روبهرو شد و آنها این فیلم را فصل تازهی کارنامهی ویل فرل توصیف کردند؛ اثری که میتواند مسیر را برای نقشهای دراماتیک عمیقتر بعدی هموار کند؛ چیزی شبیه به کاری که بیل مری انجام داد. فرل البته در ادامه، تا حد زیادی به کمدی بازگشت اما اینجا نشان میدهد که پتانسیل خوبی در ایفای نقشهای جدی دارد و اگر شرایط فراهم باشد، او هم مثل آدام سندلر این توانایی را دارد که در یک فیلم جدی بدرخشد و از پرسونای کمدی همیشگیاش فاصله بگیرد.
14. دیک (Dick)

- سال اکران: 1999
- کارگردان: اندرو فلمینگ
- سایر بازیگران: کیرستن دانست، میشل ویلیامز، دن هدایا، بروس مککولوچ، تری گار، دیو فولی، جیم بریور
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.2 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 71 از 100
اگر چند لغزش جزئی و آثار کمرمق برخاسته از قاب «پخش زنده شنبه شب» را فاکتور بگیریم، ویل فرل در همان نخستین سالهای ورودش به سینما نشان داد که از چشم تیزبینی در انتخاب پروژهها برخوردار است. برخلاف بسیاری از کمدینهای تازهکار که تن به هر پیشنهادی میدهند، کارنامهی اولیهی او به طرز غافلگیرکنندهای خالی از آثار یکبار مصرف و نازل است؛ امری که از وسواس او در برداشتن نخستین گامهای سینماییاش خبر میداد.
در میان همین آثار اولیهی قابلتوجه، فیلم کمدی نسبتا نامتعارف «دیک» جلبتوجه میکند؛ اثری با یک ایدهی اولیه جذاب: چه میشد اگر دو دختر نوجوان -با بازی میشل ویلیامز و کیرستن دانست- به طور تصادفی شاهد رسوایی تاریخی واترگیت میشدند و ریچارد نیکسون برای حقالسکوت و جلوگیری از فاش شدن حقایق، مسئولیت گرداندن سگهایش را به آنها میسپرد؟
فرل در فیلم، نسخهای هجوآمیز از روزنامهنگار واقعی و سرشناس، باب وودوارد را بازی میکند؛ خبرنگاری که شک کرده این دخترها رازی از تخلفات رئیسجمهور را در سینه دارند و تمام تلاشش را به کار میبندد تا از زیر زبانشان حرف بکشد. اما مسئله اینجاست که او یک احمق تمامعیار است! و اشتباهاتش، چند سکانس اسلپاستیک سرگرمکننده خلق میکند. «دیک» نشان داد که فرل ظرفیتهای کافی برای تبدیل شدن به یک ستاره کمدی را دارد و اصلا چرا از دنیای کوچک تلویزیون، به جهان سینما قدم گذاشته است.
13. تیغ شهرت (Blades of Glory)

- سال اکران: 2007
- کارگردان: ویل اسپک
- سایر بازیگران: جون هدر، ویل آرنت، امی پولر، جینا فیشر، کریگ تی. نلسن، ساشا کوهن، اندی ریکتر، کایل بورنهایمر
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 70 از 100
پس از موفقیت چشمگیر فیلم «شبهای تالادگا: تصنیف ریکی بابی»، ویل فرل خیلی زود فرمول برندهاش را با دو کمدی ورزشی دیگر ادامه داد. حساب فیلم «نیمه حرفهای» (Semi-Pro) که کاملا جداست؛ اثری چنان ناامیدکننده که اصلا جایی در لیست ما ندارد و بهتر است با همین یک جمله از کنارش بگذریم. اما ماجرا برای «تیغ شهرت» فرق میکند. با اینکه فیلم هرگز به گرد پای «شبهای تالادگا» نمیرسد، اما همچنان یک کمدی مفرح و لذتبخش است که فرل را در قامت یک اسکیتباز نمایشی المپیک به تصویر میکشد.
در نقطه مقابل او، جون هدر را داریم که -در بهترین نقشآفرینی کارنامهاش پس از «ناپلئون دینامیت»- ثابت میکند که میتواند در خلق موقعیتهای کمدی پا به پای فرل پیش برود. قصه درباره دو اسکیتباز با شخصیت، سبک و اخلاقیاتی کاملا متضاد است که دست روزگار آنها را مجبور میکند برخلاف میل باطنیشان یک تیم دونفره تشکیل دهند. راستش را بخواهید، فیلم تقریبا تمام کلیشههای آشنای آثار ورزشی را در خود جای داده است؛ اما چیزی که آن را از سطح یک اثر کلیشهای فراتر میبرد، شیمی فوقالعاده فرل و هدر و البته حضور درخشان ویل آرنت و امی پولر در قامت تیم رقیب است.
12. زولندر (Zoolander)

- سال اکران: 2001
- کارگردان: بن استیلر
- سایر بازیگران: بن استیلر، اوون ویلسون، ویل فرل، میلا یوویچ، جری استیلر، وینس وان، جاستین ثرو، الکساندر اسکاشگورد
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 64 از 100
بن استیلر در نگارش فیلمنامههای «حقیقت تلخ است» (1994) و «پسر کابلی» (1996) مشارکتی چراغخاموش -و بدون ذکر نام- داشت، اما «زولندر» اولین اثری بود که رسما با برچسب نویسندگی و کارگردانی خودش روانه سینماها شد. با اینکه فیلم در نگاه اول جولانگاهی برای خودنمایی استیلر و شخصیت محوریاش به نظر میرسد، اما فیلمنامه آنقدر دستودلباز است که به ستارههای دیگرش، یعنی اوون ویلسون و ویل فرل، اجازه میدهد تا دوشادوش او بدرخشند.
این فیلم یک نقطه عطف برای فرل بود؛ چون برای اولین بار به او فرصت داد تا یک شخصیت کمدی استخواندار و شکلگرفته را -دستکم در چنین ابعاد و اهمیتی- روی پرده ببرد. ماجرا از جایی جالب میشود که درک زولندر (بن استیلر)، مدل رو به افولی که دستوپا زد تا در رقابت با ستارهی تازهنفسی به نام هانسل مکدونالد (ویلسون) دوباره به اوج برگردد، تحت هدایت یک غول عجیبوغریب دنیای مد به نام موگاتو (فرل)، ناخواسته درگیر یک توطئه و جاسوسی سیاسی میشود.
در حالی که استیلر و ویلسون درگیر کلیشههای نسبتا قابلپیشبینی ژانر کمدی هستند، این ویل فرل است که در این فیلم کالت کلاسیک بیپروا میتازد، خودش را رها میکند و دامنه وسیعتری از استعدادهای کمدیاش را به رخ مخاطب میکشد.
11. مسابقه آواز یوروویژن: داستان حماسه آتش (Eurovision Song Contest: The Story of Fire Saga)

- سال اکران: 2020
- کارگردان: دیوید دابکین
- سایر بازیگران: ریچل مکآدامز، دن استیونز، ملیسانتی ماهوت، میکل پرشبرانت، اولافور داری اولافسون، گراهام نورتون
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 63 از 100
اگر «شبی در راکسبری» (1998) را کنار بگذاریم، تمام کارنامه فیلمنامهنویسی ویل فرل تا پیش از جدایی حرفهای -و ظاهرا شخصیاش- در سال 2019، به نام شریک قدیمیاش آدام مککی گره خورده است. بنابراین «مسابقه آواز یوروویژن»، فیلم کمدی عاشقانه موزیکالی که برای نتفلیکس ساخته شد، بهترین فرصت بود تا فرل ثابت کند برای خلق یک فیلمنامه خندهدار و جذاب، هیچ نیازی به مککی ندارد.
او اینبار تصمیم گرفت با دوست قدیمی و نویسنده سابق برنامه «پخش زنده شنبه شب»، یعنی هارپر استیل همتیمی شود؛ و نتیجه؟ به نظر میرسد فرل حتی بدون مککی هم حرفهایی برای گفتن دارد. فرل اینجا در کنار ریچل مکآدامز قرار میگیرد و این دو، نقش اعضای یک گروه موسیقی خیالی ایسلندی به نام «فایر ساگا» -یا همان حماسه آتش- را بازی میکنند. با اینکه آنها در کافهی شهر کوچکشان حسابی محبوباند، اما رویای بزرگتری در سر میپرورانند: فتح مسابقه آواز یوروویژن! آنها میخواهند به همه ثابت کنند که چیزی فراتر از یک گروه پیشپاافتادهاند که فقط آهنگهای احمقانه برای همخوانی آدمهای مست میسازند. فیلم کمی طولانی است (بالای 2 ساعت) و قطعا میطلبید که تدوین فشردهتری داشته باشد؛ اما اگر از این ایراد چشمپوشی کنیم، با یک اثر موزیکال خندهدار و سرگرمکننده طرف هستیم.
10. مدرسه قدیمی (Old School)

- سال اکران: 2003
- کارگردان: تاد فلیپس
- سایر بازیگران: لوک ویلسون، وینس وان، جرمی پیون، الن پامپئو، جولیت لوئیس، لیه رمینی، پری ریوز، الیشا کاتبرت
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 60 از 100
در دهه 2000، شاهد گروهی از بازیگران کمدی بودیم که اغلب در کنار هم حضور پیدا میکردند و طرفداران به آنها «فرت پک» (Frat Pack) میگفتند؛ گروهی متشکل از ویل فرل، وینس وان، لوک ویلسون و چند چهرهی دیگر که در آن دوران حسابی گردوخاک کردند. دلیل اصلی این نامگذاری هم کاملا روشن است؛ قصهی این گروه به فیلم کمدی دانشگاهی و محبوب «مدرسه قدیمی» برمیگردد که همه آنها در آن نقش اعضای یک انجمن برادری را بازی میکردند.
اگر بخواهیم کمی دقیقتر به قصه نگاه کنیم، آنها در واقع نقش مردهای سیوچندسالهای را بازی میکنند که مدتهاست با فضای دانشگاه خداحافظی کردهاند، اما ناگهان به سرشان میزند که در کنار دانشجویان واقعی، یک انجمن برادری تازه تاسیس کنند! هرچه فیلم جلوتر میرود، این ترکیب نامتعارف از مردهای بزرگسال و پسرهای دانشجو بزرگتر میشود و طبیعتا ابعاد خرابکاریها و دردسرهایشان هم به طرز خندهداری گسترش مییابد.
در نهایت اما، با تمام احترامی که باید برای نقشآفرینی لوک ویلسون و وینس وان قائل باشیم، این ویل فرل است که در نقش فرانک ریکارد رسما صحنه را میدزدد و فیلم را مال خود میکند. تقلای خندهدار شخصیت او برای ایجاد تعادل میان حفظ زندگی زناشوییاش و آن وسوسهی دیوانهوار بازگشت به دوران اوج جوانی -روزهایی که پایه ثابت مهمانیها بود- درخشانترین موقعیتهای کمدی این فیلم را خلق میکند.
9. باربی (Barbie)

- سال اکران: 2023
- کارگردان: گرتا گرویگ
- سایر بازیگران: مارگو رابی، رایان گاسلینگ، آمریکا فررا، کیت مککینون، ایسا رای، رئا پرلمان
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 90 از 100
با تشکر از پدیدهی «باربنهایمر»، دو فیلم «باربی» و «اوپنهایمر» به بزرگترین پدیدههای سینمایی سال 2023 تبدیل شدند و ویل فرل به لطف نقشش در «باربی» شانس این را پیدا کرد که بخشی از این رویداد تاریخی باشد. «باربی» با بازخوردهای مثبت و کمپین تبلیغاتی گرانقیمت استودیویی برادران وارنر، بیش از 1 میلیارد دلار فروخت و حالا تنها سوال این است که دنبالهاش چه زمانی از راه میرسد.
ما با باربی (مارگو رابی) و کِن (رایان گاسلینگ) همراه میشویم که در سرزمین باربی، زندگی بینقص و فوقالعادهای را تجربه میکنند تا اینکه به دنیای واقعی قدم میگذارند و متوجه میشوند که زندگی انسانها آرمانی و رنگارنگ نیست. آنها حالا باید انسان بودن را بیاموزند و از دریچهی تازهای به زندگی نگاه کنند. در حالی که تصور میشد «باربی» یک فیلم تجاری سطحی است، اما عناصر فلسفی و جامعهشناختی نیز در آن به چشم میخورد.
ویل فرل در فیلم، نقش مدیرعامل شرکت متل را بازی میکند که باید باربی و کن را پیش از آنکه مشکلات بیشتری در دنیای واقعی ایجاد کنند، به باربیلند برگرداند. او ابتدا رفتاری دوستانه دارد، اما وقتی باربی با برنامههایش همراهی نمیکند، او روی کمی تهدیدآمیزتر خود را نشان میدهد. با اینکه ستارگان زیادی در فیلم حضور دارند اما فرل اینجا همه تلاش خود را میکند تا بهترین بازیاش را ارائه دهد و تا حد زیادی هم موفق میشود.
8. عجیبتر از داستان (Stranger Than Fiction)

- سال اکران: 2006
- کارگردان: مارک فورستر
- سایر بازیگران: مگی جیلنهال، داستین هافمن، کویین لطیفه، اما تامسون، تونی هیل، کریستن چنووس، لیندا هانت، تام هولس
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 73 از 100
اگر تا به امروز کمدی سیاه و قدرنادیدهی «عجیبتر از داستان» را تماشا نکردهاید، پیشنهاد میکنیم هرچه زودتر آن را در فهرست تماشای خود قرار دهید. این فیلم نهتنها میزبان بهترین نقشآفرینی دراماتیک کارنامهی هنری ویل فرل است، بلکه تا اینجای کار تنها فیلم علمی-تخیلی قابل دفاع و آبرومند او هم به حساب میآید (بگذارید همینجا خیالتان را راحت کنیم؛ هرچقدر هم که ایده همبازی شدن فرل و دنی مکبراید روی کاغذ وسوسهکننده به نظر برسد، لطفا وقت باارزشتان را با فاجعهای مثل «سرزمین گمشدگان» تلف نکنید).
فرل در این فیلم در کالبد هارولد کریک فرو میرود؛ یک آدم معمولی و قانونمدار، و مامور اداره مالیات. اما همهچیز از جایی به هم میریزد که هارولد میفهمد در واقع شخصیت اصلی رمانی به قلم نویسندهای به نام کارن ایفل (اما تامپسون) است و از آن عجیبتر اینکه، مدام صدای کارن را میشنود که دارد تکتک کارهای روزمرهاش را روایت میکند.
نکته اینجاست که هارولد در همان دنیای واقعی که کارن در آن زندگی میکند نفس میکشد. امضای کارن در نویسندگی این است که بیرحمانه شخصیت اصلی تمام رمانهایش را در پایان داستان میکشد؛ اما وقتی این شخصیت یک انسان واقعی با گوشت و خون باشد که برای زنده ماندن تقلا میکند، همهچیز حسابی گره میخورد و پیچیده میشود.
7. فیلم لگو (The LEGO Movie)

- سال اکران: 2014
- کارگردان: فیل لرد و کریستوفر میلر
- صداپیشگان: کریس پرت، ویل آرنت، ویل فرل، الیزابت بنکس، نیک آفرمن، الیسون بری، چارلی دی
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 96 از 10
اسباببازیهای لگو شاید نیازی به معرفی نداشته باشند و قابل پیشبینی بود که دیر یا زود، یک نسخهی سینمایی پرخرج برای آنها ساخته شود. این اتفاق در سال 2014 با «فیلم لگو» رخ داد. قصه پیرامون یک مینیفیگور معمولی به نام اِمت (کریس پرت) اتفاق میافتد که در نبرد با یک تاجر شیطانی به نام لرد بیزنس (ویل فرل)، از کارگر ساختمان به رهبر نیروهای مقاومت تبدیل میشود.
فیل لرد و کریستوفر میلر که آثار درخشانی همچون «خیابان جامپ شمارهی 21» (2012) و «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی» (2018) را در کارنامه دارند، اینجا هم مهارتهای خود را به رخ میکشند. برگ برندهی «فیلم لگو» این است که سبک انیمیشنی آن به استاپموشن نزدیک است و با فضای جهان لگو همخوانی دارد. برای این فیلم یک دنبالهی قابلدفاع (2019) هم ساخته شده است که متاسفانه به فروش موردانتظار شرکت برادران وارنر نرسید تا آنها حق امتیاز ساخت نسخههای سینمایی مجموعه را به شرکت لگو بازگردانند.
فرل بخش عمدهای از فیلم را در نقش شرور اصلی، لرد بیزینس، سپری میکند؛ کسی که منافعش در این است که همه در شهر بریکزبرگ سر جای خودشان بمانند و پایشان را از گلیمشان درازتر نکنند. اما فرل در بخش پایانی فیلم که به طور غافلگیرکنندهای لایواکشن میشود، جلوی دوربین میرود. اگر فیلم را ندیدهاید آن را اسپویل نمیکنیم، اما فرل در این بخش، در قالب شخصیتی که اصلا انتظارش را ندارید، یک نقشآفرینی تاثیرگذار و پراحساس ارائه میدهد.
6. ویل و هارپر (Will & Harper)

- سال اکران: 2024
- کارگردان: جاش گرینبام
- سایر بازیگران: هارپر استیل، کریستن ویگ، ویل فورته، مالی شنون، تینا فی، لورن مایکلز، ست مایرز، کالین جست
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 99 از 100
سال 2021، با ویل فرل تماس گرفته شد و دوست قدیمی و همکار سابقش در «پخش زنده شنبه شب» به او اطلاع داد که عمل جراحی انجام داده و اکنون یک زن ترنس به نام هارپر است. این دو دوست تصمیم میگیرند یک سفر جادهای در سراسر کشور با هم داشته باشند؛ هم برای اینکه بتوانند پیوندشان را محکمتر کنند و هم برای اینکه در طول مسیر با برخی دیگر از دوستان استیل ملاقات کنند. آنها این سفر را فیلمبرداری کردند و نتیجهاش مستند «ویل و هارپر» شد.
علاوه بر ارتباط دوباره دو دوست، در این مستند میبینیم که آنها در طول سفر در چندین شهر کوچک توقف میکنند تا فرل بتواند از نزدیک شاهد دامنه واکنشهایی باشد که یک زن ترنس از سوی غریبهها دریافت میکند. لحظاتی از پیروزی، لحظاتی از غم، و حتی چند برخورد نسبتا ترسناک در فیلم وجود دارد که شاید شما را به تفکر وادار کند. این صادقانهترین و از نظر احساسی بیپردهترین تصویری است که فرل تا به حال روی پرده سینما از خود نشان داده و البته پیامهای فیلم در باب دوستی و مدارا را نباید نادیده گرفت.
5. برادران ناتنی (Step Brothers)

- سال اکران: 2008
- کارگردان: آدام مککی
- سایر بازیگران: جان سی ریلی، ریچارد جنکینز، مری استینبرجن، آدام اسکات، کاترین هان، آندرئا سوج، راب ریگل
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.9 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 54 از 100
اگر فاجعهای غیرقابل توصیف به نام «هولمز و واتسون» (2018) را کنار بگذاریم؛ شما میتوانید ویل فرل و جان سی. ریلی را در هر فیلمی کنار هم قرار دهید و تقریبا مطمئن باشید که یک اثر کمدی خوب از آن درمیآید. به نظر میرسد که «برادران ناتنی» اصلا با این هدف ساخته شده که یک بستر داستانی فراهم کند تا این دو بازیگر آزادانه با هم مسخرهبازی دربیاورند و بداههگویی کنند، و بعد تدوینگرها مجبور شوند این راشها را به هم بچسبانند تا یک فیلم منسجم از آن دربیاید.
داستان درباره این دو نفر است که نقش فرزندان بالغ دو پدر و مادر مجرد را بازی میکنند که اخیرا با هم ازدواج کردهاند. و حالا این چهار بزرگسال باید راهی پیدا کنند تا زیر یک سقف با هم زندگی کنند. مری استینبرجن و ریچارد جنکینز در نقش والدین، خندههای فراوانی از مخاطب میگیرند و همبازیهایشان آدام اسکات و کاترین هان هم دستکمی از آنها ندارند. اما این فیلم اساسا نمایش اختصاصی فرل و ریلی است و شیمی آنها به قدری خوب است که جای تعجب دارد چطور در دنیای واقعی با هم برادر نیستند.
4. اونیکیها (The Other Guys)

- سال اکران: 2010
- کارگردان: آدام مک کی
- سایر بازیگران: مارک والبرگ، مایکل کیتون، ساموئل ال. جکسون، دواین جانسون، اوا مندس، استیو کوگان، ری استیونسون
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 78 از 100
زمانی که ویل فرل و آدام مککی هنوز با هم کار میکردند، به نظر میرسید در تلاشند تا تمام ژانرهایی را که دستشان به آنها میرسید امتحان کنند. و وقتی در فیلم «اونیکیها» سراغ ژانر کمدی-پلیسی رفتند، بار دیگر ثابت کردند ژانری وجود ندارد که آنها نتوانند به یک اندازه آن را به سخره بگیرند و همزمان به آن ادای دین کنند.
علاوه بر این، اینجا مارک والبرگ را هم داریم که اگر بخواهد، میتواند بازیگر به شدت بامزهای باشد و او اینجا در نقش کارآگاه کلهشق، تری، سنگ تمام میگذارد. تری پلیس خوبی است اما در مخمصه گرفتار شده، چون مجبور است با آلن (ویل فرل) همکار باشد؛ کسی که میخواهد همه چیز را طبق مقررات پیش ببرد و کاملا راضی است که تمام دوران کاریاش را پشت میز سپری کند. والبرگ و فرل در کنار هم فوقالعادهاند و امیدواریم که بازهم با یکدیگر همکاری کنند.
3. شبهای تالادگا: تصنیف ریکی بابی (Talladega Nights: The Ballad of Ricky Bobby)

- سال اکران: 2006
- کارگردان: آدام مککی
- سایر بازیگران: جان سی ریلی، ساشا بارون کوهن، گری کول، مایکل کلارک دانکن، لسلی بیب، جین لینچ، ایمی آدامز، اندی ریکتر
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.6 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 71 از 100
حالا که صحبت از ارتباط ویل فرل با پدیدهی «باربنهایمر» شد، جالب است بدانید کمدی محبوب کریستوفر نولان، فیلمی از فرل است که شاید انتظارش را نداشته باشید. ظاهرا اینکه شما فیلمهای جدی درباره چهرههای تاریخی و تراژیک میسازید، به این معنا نیست که نمیتوانید عاشق فیلمی مثل «شبهای تالادگا: تصنیف ریکی بابی» باشید.
فرل، اینجا به شکلی هوشمندانه، ژستها و حرکات معروف جرج دابلیو. بوش (رئیسجمهوری سابق آمریکا) را در قالب یک قهرمان بیرقیب مسابقات اتومبیلرانی نسکار بازآفرینی میکند. کسی که سالهاست پشت فرمان اتومبیلهای مسابقهای توقفناپذیر بوده است؛ موفقیتی که بخش بزرگی از آن به لطف همتیمی فداکارش (جان سی. ریلی) به دست آمده. اما وقتی یک راننده فرانسوی مسابقات فرمول یک (ساشا بارون کوهن) به این لیگ میپیوندد، ریکی بالاخره با رقیبی همسطح خودش روبهرو میشود. هرچقدر هم که فرل و ریلی در کنار هم خوب باشند، اضافه شدن کوهن به این ترکیب، عیار این فیلم کمدی را بالاتر میبرد.
2. گوینده: افسانه ران برگندی (Anchorman: The Legend of Ron Burgundy)
ر
- سال اکران: 2004
- کارگردان: آدام مککی
- سایر بازیگران: کریستینا اپلگیت، پل راد، استیو کارل، دیوید کوچنر، فرد ویلارد، کریس پارنل، فرد ارمیسن، کاترین هان، وینس وان
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.1 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 66 از 100
از بین تمام دفعاتی که ویل فرل در حین فیلمبرداری، بازیگران دیگر را به خنده انداخته و برداشتها را خراب کرده، فیلم «گوینده: افسانه ران برگندی» آنقدر سوتی و سکانسهای حذفشده داشت که در نهایت یک فیلم دوم کامل -با نام «بیدار شو، ران برگندی»- از راشهای باقیمانده در کف اتاق تدوین ساخته شد!
اما درباره خود «گوینده»، باید گفت که این یک کمدی تقریبا بینقص است. علاوه بر اینکه این فیلم یک بستر ایدهآل برای هنرنماییهای ویل فرل بود، به دنیا نشان داد که پل راد هم چقدر میتواند خندهدار باشد و البته استیو کارل را که در آن زمان هنوز چهره چندان شناختهشدهای نبود، به شهرت رساند. حیف شد که کریستینا اپلگیت فرصت بازی در فیلمهای بیشتری شبیه به این را پیدا نکرد، چون او اینجا در میان گروهی از کمدینهای باتجربه، به بهترین شکل خودش را به رخ میکشد. «گوینده» یک دنباله هم دارد که چندان بد نیست و اگر از طرفداران دوآتشه ویل فرل هستید، تماشای آن را هم توصیه میکنیم.
1. اِلف (Elf)

- سال اکران: 2003
- کارگردان: جان فاورو
- سایر بازیگران: جیمز کان، اد اسنر، دنیل تی، زویی دشانل، مری استینبورگن، باب نیوهارت، کایل گاس، آرتی لانگی، پیتر دینکلیج
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.1 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 85 از 100
یکی از بهترین فیلمهای کمدی کریسمسی تاریخ؛ و اثری که آن را میتوانیم نقطه ورود واقعی ویل فرل به دنیای ستارگان طراز اول بدانیم. ایفای نقش مردی بالغ به نام بادی که فکر میکند یک اِلف است و برای اولین بار باید دنیای خارج از قطب شمال را کشف کند، نیازمند ظرافتی خاص بود.
این نقش مرز باریکی بین کمدی فیزیکی و اسلپاستیک از یک سو، و نیاز به انتقال جذابیت و احساسات قلبی از سوی دیگر داشت. هرچند گفتن این حرف کاملا کلیشهای است، اما واقعا غیرممکن است بتوانیم شخص دیگری را تصور کنیم که میتوانست به خوبی فرل از پس این نقش برآید. و همچنین دور از ذهن میرسد که او بتواند روزی، نقشآفرینی بهتری ارائه دهد. او اینجا با تمام وجودش بازی میکند و تقریبا هرآنچه که دارد را روی میز میگذارد. «الف» به یک موفقیت تجاری بزرگ تبدیل شد و حتی استودیو به او پیشنهادی 29 میلیون دلاری داد تا در قسمت دوم بازی کند! اما او بر این باور بود که فیلمنامه به خوبی قسمت اصلی نیست و البته علاقهای هم به همکاری دوباره با جان فاورو نداشت، بنابراین از آن کنارهگیری کرد.
منبع: looper




