نقد قسمت چهارم سریال «یل»: پرونده‌سازی با اضافه‌‌گویی

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۵ دقیقه
نقد قسمت چهارم سریال «یل»

قسمت چهارم سریال یل قرار بود جواب سوالی باشد که از قسمت اول منتظرش بودیم: وقتی سهراب بفهمد در غیابش چه بلایی سر غزل آمده، چه می‌شود؟ جوابمان را گرفتیم، اما از راهی طولانی و پر از توضیح و تکرار و به نظر کش‌دادن‌ها، بی‌منطقی‌ها و دیگر مشکلات سریال همچنان دست از سر آن برنمی‌دارند.

نقد قسمت اول سریال «یل»؛ میراث پوست شیر یا شروعی مستقل؟
نقد قسمت دوم سریال «یل»؛ معمایی که پیچیده‌تر شد
نقد قسمت سوم سریال یل: به دنبال یک قربانی

هشدار: بخش‌هایی از متن، داستان قسمت اول سریال را لو می‌دهد.

قلابی که ما را گول زد

انتهای قسمت قبل، ملک بالای سر غزل در اتاق بیمارستان بود و هر بیننده‌ای فکر می‌کرد یا قرار است جان بچه گرفته شود یا جوهری روی او بریزند تا به جوهر موتور سهراب وصل شود. هیچ‌کدام اتفاق نیفتاد. ملک چند قطره خون گرفت و چند تار مو کند. که نظرم بیننده را بی‌دلیل در معرض تعلیق دروغین گذاشتند. با این حال اجرای این سکانس خوب از آب درآمد و به خوبی بی‌رحمی ملک را نشان داد و به ما این حس را داد که از هیچ کاری برای رسیدن به هدفش دریغ نمی‌کند.

نقد قسمت چهارم یل

بیشتر وقت این قسمت صرف پرونده‌سازی علیه سهراب می‌شود. خون غزل توسط سرنگ روی قفل و زنجیر موتور می‌چکد، چرخ موتور سهراب با چرخ موتور ژاندارمری عوض می‌شود، و ملک با کفش و رد لاستیک سهراب به نیزار می‌رود تا صحنه را بچیند که بیشتر این سکانس‌های پرونده‌سازی از نظر اجرا نسبتا خوب کار شده‌اند و گل سرسبد آن‌ها بازسازی تجاوز در نیزار است و نوید محمدزاده این‌جا بازی خوبی دارد و ترکیب بازی‌اش با موسیقی هم خوب از کار در آمده است. اما مشکل این است که صحنه‌ها زیاد از حد هستند. به عنوان مثال باز کردن چرخ‌ها سکانسی اضافی است و می‌شد سکانس قطره‌چکانی و نیزار را به عنوان سکانس‌های اصلی نگه داشت تا ریتم سریال کند نشود.

هوشمندانه‌ترین و بهترین سکانس این قسمت برای من صحنه‌ای است که یکی از مامورها به سهراب می‌رسد، عکس خواهرش را نشان می‌دهد و از بیماری و مرگ او حرف می‌زند. سهراب به او اعتماد می‌کند و جوهر دستش را می‌شوید. این‌جا نه همدلی واقعی در کار است و نه صمیمیت، فقط فریبی حساب‌شده که از احساسات آدم سوءاستفاده می‌کند. ما به عنوان مخاطب نیز گول زیردست ملک را می‌خوریم و حرف او را باور می‌کنیم. در ادامه پلانی داریم که سهراب را در حال شستن دست‌ها نشان می‌دهد و به نوعی می‌فهمیم که این کار به صلاح او نیست. البته دستیار ملک با نگاهی به همکارش بار دیگر به آن توضیح دادن اضافه‌ای که گفته بودم، می‌پردازد. این سکانس‌های توضیح اضافی باعث می‌شود که تاثیرگذاری تصاویر از بین برود.

بررسی قسمت چهارم یل

بی‌منطقی بیش از حد

سریال برای ساختن تعلیق، منطق دنیای خودش را بارها قربانی می‌کند. مورد اول ردپاست. در آن شب که همگی به دنبال غزل بودند، کل اهالی ده آن منطقه را وجب به وجب قدم کردند اما ملک یک رد کفش و لاستیک می‌گذارد و انتظار دارد که این دلیل محکمی باشد. آزاد کردن یدالله هم جای تعجب دارد. ملک می‌گوید نباید کار به دادستان بکشد ولی فردی را که از بازداشت سهراب خبر دارد آزاد می‌کند. این آزاد شدن در نهایت به وسیله‌ای برای نویسنده تبدیل شده تا خواهر سهراب را به جلوی ژاندارمری بکشاند. هرچند که همچنان جای سوال دارد که چرا هیچکس خبری از سهراب نمی‌گیرد. تنهایی ملک در صحنه جرم به جز اینکه صحنه‌ای به نوعی خفن خلق کند منطقی ندارد و از سوی دیگر اینکه سماوات سکوت کرده هم جای تعجب دارد.

تبلیغات و هیاهوی پیش از پخش سریال از قتل‌های زنجیره‌ای حرف زده بودند، اما چهار قسمت گذشته و ما هنوز با یک تجاوز و اقدام به قتل سروکار داریم. مخاطبی که انتظار قاتل سریالی داشت، حالا فقط شاهد پرونده‌سازی است. درست است که سریال سه فصل و 24 قسمت است اما این دلیل نمی‌شود که بی‌خود یک سریال کش‌دار شود. سکانس‌های اضافی مثل درگیری تراب در قهوه‌خانه هم که به نوعی می‌خواهد تنش روستا را نشان دهد، نه تنها این کار را نمی‌کند بلکه اگر کل سکانس حذف شود، هیچ اتفاقی در روایت نمی‌افتد. دیالوگ‌های مستقیم سیاسی هم که در این قسمت بیشتر به چشم آمد، خیلی تاثیر خاصی ندارند. جمله‌هایی مثل «لاتی که رژیم پشتش باشد، لات نیست، مزدور است» از دهن سهراب به قصه چیزی اضافه نمی‌کنند. ما قبل از اینکه این دیالوگ را بشنویم در عمل ملک و فسادی که دارد، این موارد را می‌بینیم و این دیالوگ‌های شعاری قرار نیست چیزی به این موضوع و خفن بودن سهراب اضافه کنند.

سریال یل قسمت سه

بازیگری

در مورد بازیگری، بازیگر نقش فروزان، با نگاه و انقباض بدنش، ترس و شرم و دانستن چیزی که نمی‌تواند بگوید را بدون هیچ دیالوگی منتقل می‌کند و به شخصه به نظرم بهترین بازیگر این چند قسمت است. دوئل بی‌کلام حسین یاری و میلاد کی‌مرام در سکانس‌های آخر هم نسبتا خوب است اما آنگونه که باید نیست. هرچند که این وسط بهتر است گفت که نگاه فوری محسن به اسلحه، چند ثانیه بعد از اتهام، هم منطقی نیست. یک پدر، آن هم با این‌همه سابقه‌ی دوستی، باید زمان بیشتری بگیرد تا باور کند و بعید است که تفنگ را به سمت محسن نشانه بگیرد و احتمالا یک فریب دیگر از سوی سازندگان است. بازی نوید محمدزاده همچنان تا خوب بودن فاصله دارد و میمیک صورت و لحن گفتارش اغراق‌آمیز است.

جمع‌بندی

قسمت چهارم یل در پیشبرد پرونده‌سازی علیه سهراب قدم رو به جلو برمی‌دارد. صحنه‌سازی ملک، شکنجه‌ی فروزان، فریب خوردن سهراب از مامور و مواجهه‌ی محسن و سهراب از بخش‌های قابل توجه آن هستند و موسیقی هم خوب کار می‌کند. اما کش‌دادن صحنه‌ها، توضیح بیش از اندازه، بی‌منطقی‌های پرونده، بی‌توجهی به فضای روستا، شعارهای سیاسی و پایان‌بندی قابل پیش‌بینی به ظرافت روایت لطمه می‌زنند. با همه‌ی این‌ها، هنوز دوست دارم بدانم سرنوشت غزل چه می‌شود، سهراب چگونه از پرونده بیرون می‌آید و مردم ده در لحظه‌ی اتهام چه می‌کنند. فقط بار دیگر انتظارم این است که یل کمتر بگوید چه فکر کنیم و بگذارد خود اتفاق‌ها حرف بزنند.

شناسنامه سریال «یل»

پخش: فیلمنت، ۱۴۰۵
کارگردان: جمشید محمودی
بازیگران: نوید محمدزاده، میلاد کی‌مرام، حسین یاری، سید جواد رضویان، پردیس احمدیه، ندا جبرائیلی
خلاصه داستان: داستان در روستایی در دهه ۱۳۵۰ می‌گذرد؛ جایی که قتل‌های زنجیره‌ای دختران جوان، اهالی روستا را با معمایی پیچیده روبه‌رو می‌کند. یک کارآگاه برای کشف حقیقت وارد این روستا می‌شود.

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X