بهترین فیلم‌های وسترن ۲۰۲۶؛ از «نرمال» تا «شهر بی‌قانون»

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۴ دقیقه
بهترین فیلم‌های وسترن 2026

سال 2026 برای ژانر ترسناک و فرنچایزهای قدیمی بسیار درخشان سپری شد اما احتمالا یکی از بدترین سال‌ها برای ژانر وسترن بود. امسال تنها چند فیلم وسترن کوچک داشتیم که یا بی‌سروصدا و به شکل محدود اکران شدند یا مستقیما در سرویس‌های استریم برای تماشا قرار گرفتند. در این مقاله، بهترین فیلم‌های وسترن 2026 را مرور می‌کنیم.

فیلم‌های وسترن تاریخچه‌ای طولانی در سینما دارند و با وجود فرازونشیب‌های فراوان، همچنان جایگاه خود را تا حدودی حفظ کرده‌اند. وسترن کلاسیک در دهه‌های 40 و 50 میلادی دوران طلایی خود را تجربه کرد و تعدادی از بهترین فیلم‌های وسترن تاریخ در همین دوره روی پرده رفت. بعد در حالی که به افول نزدیک می‌شد، وسترن‌های اسپاگتی از راه رسیدند و برداشت تازه‌ای از این ژانر ارائه دادند. در این فیلم‌ها، ضدقهرمان‌ها جایگاه پررنگ‌تری پیدا کردند.

با رسیدن به دهه‌ی 90 میلادی و آغاز قرن جدید، ژانر وسترن بیشتر از قبل چندپاره شد و به‌ جای آنکه یک ژانر مستقل و یکپارچه باقی بماند، به منبع الهام دیگر ژانرها تبدیل شد (حتی رد پای آن در آثار ابرقهرمانی مثل «بتمن» دیده می‌شود). در این دوران، وسترن‌های معاصر و نئو-وسترن‌ها ظهور کردند؛ فیلم‌هایی مانند «جایی برای پیرمردها نیست» و «اگر سنگ از آسمان ببارد».

این روزها اما وسترن تا حد زیادی به حاشیه رفته است و محبوبیت گذشته را ندارد. فیلم‌های وسترن حالا به سختی در گیشه می‌فروشند و معمولا توجهی به آن‌ها نمی‌شود. امسال اما از سال‌های گذشته هم ناامیدکننده‌تر بود و تقریبا هیچ فیلم بزرگی نداشتیم و به ندرت می‌توانید یک ستاره‌ی سینمایی شاخص را در این آثار پیدا کنید. در هر صورت، برای این مقاله، شش فیلم وسترن را انتخاب کردیم که اگر از طرفداران ژانر هستید، تماشای آن‌ها می‌تواند جالب باشد.

بهترین فیلم‌های وسترن 2026 که ارزش تماشا دارد

1. سارق گوشه‌گیر (The Isolate Thief)

بهترین فیلم‌های وسترن 2026 ؛ سارق گوشه‌گیر (The Isolate Thief)

  • کارگردان: جان سوتز
  • بازیگران: مکنزی فوی، شان بین، اودیا راش، جو پانتولیانو، تای سیمپکینز، مارتین سنسمیر، جک کسی
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 5.7 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 71 از 100

«سارق گوشه‌گیر» ما را به روزهای پایانی جنگ داخلی آمریکا می‌برد. قصه درباره آدا هورن (مکنزی فوی) است که پس از مرگ پدرش، مسئولیت یک پاسگاه دورافتاده‌ی ارتش اتحادیه را بر عهده گرفته است. زندگی او در این منطقه سرد و کم‌جمعیت، با رسیدن مردی آشفته به نام پری پارکر (جو پانتولیانو) تغییر می‌کند. آدا متوجه می‌شود که این مرد طلاهایی را پنهان کرده است و تصمیم می‌گیرد آن‌ها را برای خودش نگه دارد. او امیدوار است با استفاده از این ثروت، از زندگی فعلی فاصله بگیرد و آینده متفاوتی برای خودش بسازد. اما ورود گروهی از مردان مسلح به رهبری فیدلر جان گود (شان بین)، اوضاع را پیچیده می‌کند. آن‌ها ادعا می‌کنند که به دنبال «چیزی» هستند، اما چه؟

بخش اعظمی از اتفاقات «سارق گوشه‌گیر» در پاسگاه و مناطق جنگلی اطراف آن رخ می‌دهد؛ بنابراین خبری از سفرهای طولانی، شهرهای شلوغ بیابانی یا دوئل‌های سینمایی نیست و شخصیت‌ها مجبورند در فضایی محدود با یکدیگر تعامل داشته باشند. فیلم همچنین از کلیشه آشنای «زن قربانی و مردان خشن» فاصله می‌گیرد. آدا شخصیتی نیست که منتظر رسیدن یک قهرمان برای نجات خودش بماند. او باید تصمیم بگیرد، خطرها را بسنجد و در موقعیت‌هایی که امکان مقاومت مستقیم وجود ندارد، راه دیگری برای زنده ماندن پیدا کند.

شان بین هم در نقش فیدلر جان گود، حضوری متناسب با فضای فیلم دارد. او شخصیتی را بازی می‌کند که همیشه لازم نیست برای ترساندن دیگران فریاد بزند یا دست به خشونت بزند. گاهی یک گفتگوی معمولی، لبخندی کوتاه یا لحظه‌ای سکوت برای انتقال تهدید کافی است. این رویکرد باعث می‌شود تماشاگر قبل از آنکه خشونت به شکل مستقیم آغاز شود، خطر را احساس کند. با این ‌حال، فیلم در ادامه کمی از درام فاصله می‌گیرد و بیشتر به نمایش تیراندازی‌های خونین متکی می‌شود و بخشی از ظرافتی را که در شروع داستان ایجاد کرده بود، از دست می‌دهد.

15 فیلم وسترن درخشان که با گذر زمان ارزشمندتر شده‌اند

2. نرمال (Normal)

نرمال (Normal)

  • کارگردان: بن ویتلی
  • بازیگران: باب ادنکیرک ،هنری وینکلر، لینا هیدی، برندن فلچر، رینا جالی، رایان آلن، پیتر شینکودا، جس مک‌لئود
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.3 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 78 از 100

با شنیدن نام این فیلم نئو-وسترن شاید احساس کنید با اثری درباره زندگی روزمره در شهری کوچک روبه‌رو هستید، اما «نرمال» همه‌چیز هست جز عادی و معمولی. باب ادنکیرک اینجا نقش کلانتری را بازی می‌کند که قرار است مدتی کوتاه را در شهری آرام سپری کند. اما مسئله اینجاست که آرامش ظاهری شهر خیلی زود جای خود را به مجموعه‌ای از اتفاقات عجیب و خشونت‌بار می‌دهد.

کلانتر اولیس برای مدتی به شهر کوچک نرمال در ایالت مینه‌سوتا فرستاده می‌شود تا موقتا جای کلانتر درگذشته‌ی قبلی را بگیرد. او روزهای خوبی را سپری نمی‌کند و مشکلات شخصی و تجربه‌های ناخوشایند سابق، انگیزه چندانی برای شروع دوباره در اختیارش نگذاشته‌اند. به نظر می‌رسد این ماموریت موقت فرصت مناسبی برای فاصله گرفتن از دردسرها باشد؛ اما وقوع یک سرقت بانک همه‌چیز را تغییر می‌دهد. اتفاقی که در ابتدا یک پرونده معمولی به نظر می‌رسد، به‌ تدریج پرده از رازی بزرگ‌تر برمی‌دارد. اولیس در جریان تحقیقات خود متوجه می‌شود که شهر و ساکنانش آن‌قدرها هم که نشان می‌دهند، عادی نیستند.

فیلم در نیمه نخست بیشتر بر ساختن فضای معمایی تمرکز دارد. نرمال شهری است که در نگاه اول، تمام نشانه‌های یک جامعه کوچک و بی‌حاشیه آمریکایی را در خود جمع کرده است؛ اما هرچه اولیس بیشتر در آن گشت ‌و گذار می‌کند، جزئیات بیشتری از این تصویر به‌ظاهر بی‌نقص بیرون می‌زند. رفتارهای غیرعادی مردم، روابط مشکوک میان مسئولان و وجود سلاح‌های فراوان، به تماشاگر یادآوری می‌کنند که احتمالا چیزی در این شهر درست نیست. البته «نرمال» قرار نیست برای مدت طولانی در قالب یک معمای جنایی باقی بماند. زمانی که حقیقت پشت ظاهر شهر آشکار می‌شود، فیلم وارد مرحله‌ای کاملا متفاوت می‌شود. اولیس که تا پیش از این بیشتر شبیه مردی خسته و بی‌حوصله به نظر می‌رسید، ناچار می‌شود برای زنده ماندن به توانایی‌هایش تکیه کند. از اینجا به بعد، سرعت اتفاقات افزایش پیدا می‌کند و موقعیت‌هایی شکل می‌گیرند که هم خنده‌دارند و هم به شکلی افراطی خونین.

باب ادنکیرک برگ برنده فیلم است. او برخلاف بسیاری از قهرمانان اکشن که از ابتدا با اعتماد به ‌نفس کامل وارد میدان می‌شوند، ظاهری خسته و رفتاری کم‌حوصله دارد. همین ویژگی باعث می‌شود واکنش‌هایش به اتفاقات عجیب، طبیعی‌تر و در عین حال خنده‌دارتر به نظر برسند. اولیس مردی نیست که از درگیری لذت ببرد، اما وقتی راه دیگری برای خروج از مخمصه باقی نمی‌ماند، توانایی‌هایش را نشان می‌دهد. «نرمال» برای کسانی ساخته شده که از آثار اکشن نامتعارف، شخصیت‌های عجیب و خشونت اغراق‌آمیز استقبال می‌کنند. فیلم در بخش معمایی خود فضای مناسبی می‌سازد و قهرمان قابل باوری هم دارد. البته فیلم در نیمه‌ی دوم، تا حدودی کلیشه‌ای می‌شود و شخصیت‌پردازی را کنار می‌گذارد اما اگر به دنبال یک اثر متفاوت هستند، این کمدی سیاه ارزش تماشا دارد.

3. ارواح مرده (Dead Souls)

بهترین فیلم‌های وسترن 2026 ؛ ارواح مرده (Dead Souls)

  • کارگردان: الکس کاکس
  • بازیگران: الکس کاکس، دیک رود، برندن گای، سارا ویستا، کارن ای رایت، تد فلگن، ماریا روبلس، جسی لی
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.2 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 80 از 100

«ارواح مرده» را الکس کاکس ساخته است که در دهه‌ی 80 میلادی، با آثاری همچون «سید و نانسی» و «شرخر» به شهرت رسید اما در ادامه تصمیم گرفت که به سینمای مستقل قدم بگذارد و آثار کوچک و شخصی بسازد. جدیدترین ساخته‌ی او، اقتباسی آزاد از رمان مشهور نیکلای گوگول است و ماجراهای آن در غرب آمریکا و در اواخر قرن نوزدهم اتفاق می‌افتد. «ارواح مرده» اما یک وسترن معمولی نیست.

رویدادها در سال 1890 و در شهری مرزی در آریزونا اتفاق می‌افتد. مردی مرموز به نام استریندلر (با بازی خود الکس کاکس) وارد شهر می‌شود و پیشنهاد عجیبی به مردم می‌دهد: او حاضر است برای ثبت نام کارگران مکزیکی مرده پول پرداخت کند. این پیشنهاد در ابتدا ممکن است راهی ساده برای کسب درآمد به نظر برسد، اما خیلی زود توجه افراد مختلف را جلب می‌کند. استریندلر در مسیر خود با شخصیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که هرکدام انگیزه‌های متفاوتی دارند؛ از افراد مست و گاوچران‌های عصبانی تا قانون‌گذاران فاسد و خلافکارانی که به دنبال منافع خود هستند. او در حالی که فهرست اسامی‌اش را گسترش می‌دهد، در شبکه‌ای از دروغ‌ها و معاملات مشکوک گرفتار می‌شود.

در رمان نیکلای گوگول، خرید و فروش نام افراد مرده، به ابزاری برای افشای فساد و طمع تبدیل می‌شود. کاکس این ایده را به فضای غرب وحشی منتقل کرده و به‌ جای آنکه داستانی تاریخی درباره زندگی در مرزهای آمریکا بسازد، از گذشته برای صحبت درباره زمان حال استفاده می‌کند. در جهان فیلم، ارزش یک انسان لزوما به زندگی، تجربه‌ها یا جایگاه اجتماعی او وابسته نیست؛ گاهی حتی پس از مرگ نیز می‌توان از هویت او برای رسیدن به سود و قدرت استفاده کرد.

استریندلر با رفتارهای مودبانه و ظاهر آراسته‌اش، بی‌گمان یکی از متمایزترین شخصیت‌هایی است که در سال‌های اخیر در یک اثر وسترن دیده‌ایم. او با آرامش وارد مکان‌های مختلف می‌شود و با مردم درباره معامله‌ای صحبت می‌کند که در نگاه اول نامعقول به نظر می‌رسد. اما هرچه بیشتر در این محیط پیش می‌رود، مشخص می‌شود که رفتار مودبانه و لحن آرام او لزوما به معنای شفاف بودن نیت‌هایش نیست. فیلم از همین تضاد برای ساختن موقعیت‌هایی استفاده می‌کند که هم جنبه طنز دارند و هم به شکلی نگران‌کننده، سازوکار فساد را به نمایش می‌گذارند.

«ارواح مرده» گاهی یادآور حال‌وهوای وسترن‌های ایتالیایی است، گاهی به هجوی سیاسی نزدیک می‌شود و در بخش‌هایی نیز از منطق واقع‌گرایانه فاصله می‌گیرد تا به فضایی سوررئال برسد. حضور شخصیت‌های اغراق‌شده و اتفاقات غیرمنتظره ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار یک روایت منظم و کلاسیک دارند، گیج‌کننده باشد. اما همین بی‌قاعدگی بخشی از هویت فیلم است. کاکس علاقه‌ای ندارد که همه‌چیز را در چارچوبی آشنا و قابل‌پیش‌بینی نگه دارد. «ارواح مرده» را نمی‌توان به همه‌ی علاقه‌مندان وسترن پیشنهاد کرد. اگر از این ژانر انتظار قهرمانی مشخص، داستانی سرراست و رویارویی نهایی میان خیر و شر دارید، ممکن است با فیلم ارتباط برقرار نکنید. در مقابل، کسانی که سینمای مستقل و کمدی سیاه را دوست دارند، احتمالا از رویکرد متفاوت کاکس استقبال خواهند کرد.

سرگرم‌کننده‌ترین فیلم‌های وسترن که باید تماشا کنید

4. آخرین قطار به فورچون (Last Train to Fortune)

آخرین قطار به فورچون (Last Train to Fortune)

  • کارگردان: آدام ریفکین
  • بازیگران: مالکوم مک‌داول، جیمز پکستون، مری استینبرجن، برنادت پیترز، لورا مارانو، لی ارنبرگ، مارشال بل
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 5.5 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 86 از 100

«آخرین قطار به سوی فورچون» قصه‌ی معلمی به نام سیسیل (مالکوم مک‌داول) را روایت می‌کند که راهی شهر کوچک فورچون می‌شود تا مسئولیت مدرسه آنجا را بر عهده بگیرد. او در ایستگاه متوجه می‌شود که آخرین قطار را از دست داده و در منطقه‌ای دورافتاده گرفتار شده است. اوضاع زمانی بدتر می‌شود که یک هفت‌تیرکش به نام دولی (جیمز پکستون) سراغش می‌آید و پول و وسایلش را می‌دزدد. سیسیل که چاره دیگری ندارد، پیشنهادی به دولی می‌دهد: اگر او را تا فورچون همراهی کند، دستمزد نخستین ماه تدریسش را به او خواهد داد. دولی که خودش هم به پول نیاز دارد، این پیشنهاد را می‌پذیرد و سفر این دو آغاز می‌شود.

سیسیل مردی است که به قدرت مطالعه، نظم فکری و آموزش باور دارد، اما تجربه چندانی از خطرهای زندگی در غرب وحشی ندارد. دولی در مقابل، فردی است که به‌ واسطه زندگی پرحادثه‌اش، با خشونت و خطر به خوبی آشناست، اما از دانش رسمی و مهارت‌های خواندن و نوشتن بهره چندانی نبرده است. هیچ‌کدام از این دو شخصیت در تمام موقعیت‌ها بر دیگری برتری ندارند. گاهی اطلاعات و توانایی تحلیل سیسیل به کمکشان می‌آید و گاهی مهارت‌های عملی دولی آن‌ها را از دردسر نجات می‌دهد. فیلم از همین رفت‌ و برگشت‌ها برای ایجاد موقعیت‌های کمدی و پیش بردن رابطه میان دو شخصیت استفاده می‌کند.

آن‌ها در طول راه با راهزنان و اتفاقات غیرمنتظره روبه‌رو می‌شوند و هرکدام از این برخوردها، فرصتی فراهم می‌کند تا تفاوت نگاه سیسیل و دولی آشکارتر شود. معلم داستان می‌کوشد مسائل را با منطق، استدلال و دانش خود حل کند، و همراهش بیشتر به تجربه و واکنش سریع تکیه دارد. طبیعتا هیچ‌یک از این دو روش همیشه جواب نمی‌دهد و همین مسئله به رابطه آن‌ها جنبه‌ای فراتر از تقابل ساده میان یک مرد باسواد و یک خلافکار بی‌سواد می‌بخشد.

مالکوم مک‌داول که او را بیشتر با بازی در نقش اصلی فیلم «پرتقال کوکی» استنلی کوبریک می‌شناسید، اینجا نقش‌آفرینی جذابی ارائه داده است. سیسیل مردی نسبتا مغرور و وسواسی است اما هرگز غیرقابل تحمل نمی‌شود. «آخرین قطار به سوی ثروت» فیلم وسترن سرگرم‌کننده‌ای است. ریفکین از عناصر آشنای ژانر استفاده می‌کند، اما می‌کوشد آن‌ها را در خدمت داستانی درباره دوستی، آموزش و تغییر دیدگاه قرار دهد. رابطه سیسیل و دولی نیز به‌تدریج از یک معامله موقت فراتر می‌رود و به پیوندی تبدیل می‌شود که هر دو شخصیت را تحت تاثیر قرار می‌دهد. البته بعضی از پیام‌های اخلاقی فیلم بیش از حد مستقیم عرضه شده‌اند اما اگر از آثار وسترن خشن خسته شده‌اید، این فیلم ملایم انتخاب مناسبی است.

5. شیر یا خط؟ (Heads or Tails)

بهترین فیلم‌های وسترن 2026 ؛ شیر یا خط؟ (Heads or Tails)

  • کارگردان: آلسیو ریگو دی ریگی، ماتئو زوپیس
  • بازیگران: نادیا ترسکویچ، آلساندرو بورگی، جان سی رایلی، پیتر لانزانی، جانی گارکو، میرکو آرتوسو، گابریله هرینگ
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 5.9 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 87 از 100

«شیر یا خط؟» در حقیقت محصول 2025 است و در بخش نوعی نگاه جشنواره کن هم به نمایش درآمد اما تا سال 2026 روی پرده نرفت. در جریان یک مسابقه نمایشی میان کابوی‌های آمریکایی و گاوچران‌های محلی ایتالیا، سوارکاری به نام سانتینو (الساندرو بورگی) برخلاف توافق قبلی، رقابت را جدی می‌گیرد و پیروز می‌شود. این اتفاق خشم ارباب قدرتمند منطقه را برمی‌انگیزد؛ مردی که نامزد جوان و فرانسوی‌اش، رزا (نادیا ترسکویچ)، نیز از رفتارهای خشونت‌آمیز و تحقیرآمیز او به ستوه آمده است. پس از درگیری میان ارباب، رزا و سانتینو، ماجرا به قتل مرد ثروتمند ختم می‌شود و رزا و سانتینو مجبور می‌شوند با یکدیگر فرار کنند. پدر سالخورده ارباب که از نفوذ و ثروت زیادی برخوردار است، برای دستگیری سانتینو جایزه بزرگی تعیین و بوفالو بیل (جان سی رایلی) را هم استخدام می‌کند تا آن‌ها را دستگیر کرده و برگرداند.

جذابیت فیلم تا حد زیادی ناشی از حضور بوفالو بیل است؛ شکارچی مشهور غرب وحشی که در واقعیت هم نمایش‌های پرطرفداری هم برگزار می‌کرد. «شیر یا خط؟» این شخصیت را می‌گیرد تا در باب شهرت و اسطوره‌سازی صحبت کند. جان سی رایلی هم در این نقش، حضوری متفاوتی دارد. او بازیگری است که می‌تواند میان جدیت و طنز حرکت کند و همین ویژگی با فضای نامتعارف اثر تناسب دارد. فیلم با تشکر از چشم‌اندازهای طبیعی، از جنبه‌ی بصری هم زیباست؛ با این حال، علاقه فیلم به تغییر لحن و فاصله گرفتن از قواعد معمول ژانر ممکن است برای همه مخاطبان خوشایند نباشد؛ به‌خصوص اگر انتظار یک وسترن هیجان‌انگیز و داستانی سرراست داشته باشند.

فیلم همچنین از سنت وسترن‌های ایتالیایی بهره می‌گیرد؛ سنتی که در آن، شخصیت‌ها از جنبه اخلاقی پیچیده‌اند و همچنین خشونت اغراق‌آمیز و نقدهای سیاسی حضور پررنگ دارند. «شیر یا خط؟» در عین حال که به این میراث ادای احترام می‌کند، می‌کوشد آن را از طریق رابطه میان واقعیت تاریخی و افسانه‌های عمومی بررسی کند. فیلم از عناصر عاشقانه و ماجراجویانه استفاده می‌کند، اما در نهایت می‌خواهد درباره چگونگی ساخته شدن اسطوره‌ها حرف بزند. این رویکرد همیشه جواب نداده اما کسانی که وسترن‌های خاص دوست دارند، می‌توانند نیم‌نگاهی به این فیلم داشته باشند.

۱۰ فیلم وسترن عالی که احتمالا ندیده‌اید

6. شهر بی‌قانون (Broken Land)

شهر بی‌قانون (Broken Land)

  • کارگردان: جوزف تی. واکر
  • بازیگران: دیوید مورس، بیل هک، دایان یانگ کرک، نینا لئون، مورگانا شا، پم دوهرتی، سینتیا سانتیاگو، سندی آویلا
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 5.6 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 93 از 100

«شهر بی‌قانون» در ظاهر یک نئو-وسترن است، اما دغدغه‌ای کهنه دارد، یعنی برخورد انسان‌ها با مرزهای جغرافیایی، سیاسی و اخلاقی. جوزف تی. واکر در این فیلم به سراغ داستان مردی می‌رود که می‌خواهد از دیگران فاصله بگیرد و زندگی آرامی در مزرعه خود داشته باشد، اما یک اتفاق ناخواسته او را با مسئولیتی دشوار روبه‌رو می‌کند. فیلم از این موقعیت برای پرداختن به مضامینی همچون مهاجرت، خانواده و احساس گناه استفاده می‌کند.

قصه درباره کارسون (دیوید مورس) است، مردی که در مزرعه‌ای روستایی در تگزاس زندگی می‌کند و ترجیح می‌دهد از دیگران دور بماند. زندگی گوشه‌گیرانه‌ی او زمانی عوض می‌شود که یک شب، هنگام تلاش برای ترساندن مهاجرانی که مخفیانه از زمینش عبور می‌کنند، به ‌اشتباه به دختری باردار به نام ایرنا شلیک می‌کند. کارسون که از شدت جراحت دختر و وضعیت نامناسب او احساس عذاب وجدان می‌کند، تصمیم می‌گیرد به‌ جای تحویل دادنش به ماموران، از او مراقبت کند و اجازه دهد دوران نقاهتش را در خانه‌اش بگذراند. در همین حال، پسر کارسون، هارلی (بیل هک)، که مامور گشت مرزی است، درباره گزارش تیراندازی به یک مهاجر تحقیق می‌کند و به‌تدریج به ماجرای پدرش نزدیک می‌شود. با گذشت زمان، میان کارسون و ایرنا رابطه‌ای دوستانه شکل می‌گیرد و مرد سالخورده که سال‌ها با تنهایی و گذشته‌ای دردناک دست‌وپنجه نرم کرده، کم‌کم با بخش‌هایی از زندگی خود روبه‌رو می‌شود که مدت‌ها از آن‌ها فرار کرده است.

اتفاقی که داستان را به حرکت درمی‌آورد، تصادفی است؛ اما پیامدهای آن خیر. کارسون با زنی روبه‌رو شده که به کمک او نیاز دارد و در عین حال، می‌داند که این تصمیم می‌تواند رابطه‌اش با پسرش را پیچیده‌تر کند. از سوی دیگر، ایرنا نیز در موقعیتی قرار گرفته که برای زنده ماندن باید به مردی اعتماد کند که خود عامل آسیب دیدن او بوده است. دیوید مورس که او را بیشتر با فیلم «مسیر سبز» (1999) به یاد می‌آوریم، اینجا پس از مدت‌ها، فرصت پیدا کرده تا بدرخشد. او نقش مردی پیر و خسته که از آدم‌ها بیزار است را به بهترین شکل بازی کرده و با تشکر از ظرافت‌هایی که به خرج می‌دهد، تحولات این شخصیت در طول قصه، کاملا قابل باور به نظر می‌رسد.

«شهر بی‌قانون» در کنار داستان خانوادگی خود، به مسئله مهاجرت هم نگاه عمیقی دارد. مرز در این فیلم تنها یک خط جغرافیایی نیست؛ مفهومی است که می‌تواند فاصله میان انسان‌ها را بیشتر یا آن‌ها را به بازنگری در قضاوت‌هایشان وادار کند. این یک فیلم وسترن آرام و شخصیت‌محور است که بیشتر بر پیامدهای عاطفی تصمیم‌ها تمرکز دارد. بعضی از موقعیت‌ها قابل‌پیش‌بینی‌اند و داستان گاهی بیش از حد ملودرام و ساده می‌شود، اما بازی خوب دیوید مورس و درون‌مایه‌ی مهم فیلم، آن را نجات می‌دهد.

منبع: screenrant, دیجی‌کالا مگ

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X