بهترین سریالهای تاریخی ایرانی؛ از «کیف انگلیسی» تا «یوسف پیامبر»
برخی سریالهای تاریخی ایرانی از ماندگارترین آثار تلویزیون ایران به شمار میروند و در طول سالها توانستهاند بخشهایی از تاریخ، فرهنگ و شخصیتهای تأثیرگذار را در قالب داستانهای جذاب به تصویر بکشند وقتی صحبت از سریالهای تاریخی ایرانی میشود، خیلیها بیدرنگ به یاد قاجار یا افرادی مانند امیرکبیر میافتند؛ اما واقعیت این است که سینما و تلویزیون ایران در طول دهههای گذشته، دست به دامان بسترهای تاریخی متنوعتری هم زدهاند.
به همین خاطر در اینجا سریال تاریخی صرفا به معنای روایت رویدادهای مربوط به تاریخ سرزمین ایران نیست؛ بلکه هر اثری که در دل یک دورهی زمانی گذشته، با پوشش، معماری، زبان و فضای اجتماعی همان دوران توسط اندیشه، سرمایه و کارگردان و هنرمندان ایرانی پدید آمده باشد، در لیست ما جای میگیرد. با این توضیح، در این مقاله، نگاهی داریم به برخی از برجستهترین سریالهای تاریخی تولید ایران که با فیلمنامهی قوی، بازیهای بهیادماندنی و فضاسازی خوب، توانستهاند مخاطب را تاحد زیادی درگیر خود کنند.
15. خاتون
کارگردان: تینا پاکروان
بازیگران: نگار جواهریان، مهران مدیری، اشکان خطیبی، بابک حمیدیان
سال پخش: 1400

خاتون، ماجرای خاتون (نگار جواهریان)، زنی بختیاری و همسرش سرهنگ شیرزاد ملک (اشکان خطیبی) را در یکی از پرآشوبترین دورههای تاریخ معاصر ایران، یعنی سالهای اشغال ایران در جنگ جهانی دوم روایت میکند. علیرغم اعلام بیطرفی ایران، متفقین کشور را اشغال میکنند؛ روسها شمال را میگیرند و کمیسر رجباف با تهدید شیرزاد را وادار به طلاق خاتون و تحویلش به ارتش شوروی میکند. خاتون از گیلان میگریزد و با کمک رضا فخار، مردی شبیه رابینهود، به تهران فرار میکند و از اینجا داستان وارد یک مثلث عشقی بین خاتون، شیرزاد و رضا میشود.
نقاط قوت سریال بسیارند: روایت برههای کمتر گفتهشده از تاریخ (اشغال ایران در جنگ جهانی دوم)، کارگردانی تینا پاکروان که فراتر از انتظار بود، فیلمبرداری هومن بهمنش، لوکیشن گیلان، طراحی صحنه و لباس دقیق و موسیقی کیهان کلهر. حضور بازیگرانی چون نگار جواهریان، اشکان خطیبی، بابک حمیدیان، شبنم مقدمی و مهران مدیری هم آن را به یکی از پرستارهترین تولیدات نمایش خانگی تبدیل کرد. از قضا سریال قوی هم شروع میشود اما در نیمه دوم، به خصوص بعد از فرار خاتون به تهران، افت شدیدی میکندو دغدغههای جنگی و تاریخی کمرنگ میشوند و جای خود را به مثلث عشقی میدهند که خوب از آب در نیامده است. در کل سریال بیشتر یک درام تاریخی با پسزمینه سیاسی است تا اثری که بخواهد تمام ابعاد تاریخی دوره را بررسی کند.
14. کیف انگلیسی
کارگردان: سید ضیاءالدین دری
بازیگران: علی مصفا، لیلا حاتمی، محمدرضا شریفینیا، سیروس گرجستانی
سال پخش: 1378

کیف انگلیسی، داستان منصور ادیبان (علی مصفا) است؛ روزنامهنگار تحصیلکردهی فرنگرفته که با شعار آزادیخواهی وارد رقابت انتخابات مجلس میشود و در این مسیر با مستانه پیرایش (لیلا حاتمی)، دختری از خانوادهای ثروتمند و بانفوذ، آشنا میشود. مستانه برای رساندن او به کرسی مجلس تلاش میکند، اما همین رابطه دریچهای میشود به دنیای انگلیسیها و در نتیجه ادیبان کمکم آرمانهایش را کنار میگذارد. آنچه کیف انگلیسی را از یک داستان عاشقانه معمولی جدا میکند، پیوند این رابطه با تحولات سیاسی زمانه است. منصور در ابتدا با آرمانهای روشنفکرانه و آزادیخواهانه وارد عرصه سیاست میشود، اما به تدریج با ساختار قدرت، فشارهای سیاسی و بازیهای پشت پرده مواجه میشود. یکی از مهمترین نقاط قوت سریال این است که تاریخ را صرفاً از طریق توضیحهای مستقیم روایت نمیکند.
بسیاری از مسائل سیاسی در قالب مناسبات میان شخصیتها و تصمیمهایی که آنها میگیرند، نشان داده میشود. حتی روند سقوط اخلاقی ادیبان شتابزده نیست، بلکه گامبهگام و باورپذیر رخ میدهد. از نظر فضاسازی، کیف انگلیسی یکی از نقاط قوت خود را در بازسازی حالوهوای اجتماعی و سیاسی آن دوره (دهه ۱۳۲۰ خورشیدی) پیدا میکند. لباسها، خانههای اشرافی، دفاتر روزنامه و خیابانها، فضای تاریخی قابل قبولی ایجاد کردهاند. البته استانداردهای تولید سریالهای تاریخی در دهه ۷۰ با تولیدات امروزی تفاوت دارد و در برخی صحنهها این محدودیتها قابل مشاهده است اما طراحی کلی اثر همچنان به انتقال فضای دوره کمک میکند. در پایان شاید بتوان گفت که ماندگاری کیف انگلیسی و دلیل برتری آن بر اثر دیگر سازنده یعنی کلاه پهلوی، تا حد زیادی به این دلیل است که با وجود نقصهایی در فیلمنامه، تاریخ، سیاست و زندگی شخصی را در یک داستان واحد ترکیب میکند.
13. بانوی عمارت
کارگردان: عزیزالله حمیدنژاد
بازیگران: مریم مؤمن، پانتهآ پناهیها، حسام منظور، نیکی نصیریان
سال پخش: 1397

همانند بسیاری از سریالهای این لیست که در بستر تاریخی دوره قاجار جریان دارند، بانوی عمارت نیز یک ملودرام عاشقانه را در این دوران ارائه میکند. داستان سریال درباره عشق و ازدواج دختری از طایفه تجار به نام فخرالزمان (مریم مومن) و یک شاهزاده قجری با بازی حسام منظور است که در دل مجموعهای از اتفاقات و دسیسههای خانوادگی روایت میشود. حسام منظور با پیشینه تئاتریاش در نقش ارسلان میرزا درخشیده و حضور پانتهآ پناهیها و غزل شاکری هم به جذابیت کار افزوده است.
این سریال بیش از آنکه به خاطر تاریخی بودنش مورد توجه قرار گیرد، بخش بزرگی از محبوبیتش را به خاطر قصه پرکشش و روایت عاشقانهای که دارد، بدست آورده است. سریال سعی میکند تا این داستان عاشقانه را بهانهای برای نمایش بخشی از ساختار اجتماعی دوره قاجار قرار دهد اما بعضی موارد و ابهامات تاریخی مانع از این موضوع میشوند. هرچند سریال از نظر بصری و محیطها، کیفیت قابل قبولی دارد و با دوره زمانی خود هماهنگ است. به طور کلی، میتوان گفت که بانوی عمارت سریالی است که هدف اصلی خود را سرگرمیآفرینی حول محور یک قصه دراماتیک قرار داده تا بازآفرینی تاریخ.
12. جیران
کارگردان: حسن فتحی
بازیگران: پریناز ایزدیار، بهرام رادان، امیرحسین فتحی، مریلا زارعی
سال پخش: 1400

سریال جیران یکی از پرسروصداترین و پرهزینهترین پروژههای شبکه نمایش خانگی در حوزه درامهای تاریخی عاشقانه است که داستان رابطه ناصرالدینشاه قاجار و خدیجه تجریشی، معروف به جیران، را در بستر سالهای ابتدایی سلطنت ناصرالدینشاه روایت میکند. جیران از همان ابتدا پروژهای بود که انتظارات زیادی از آن وجود داشت. حضور حسن فتحی، بعد از تجربههایی مانند «مدار صفر درجه» و «شهرزاد»، در کنار بازیگرانی چون بهرام رادان، پریناز ایزدیار، مهدی پاکدل، امیر جعفری و مریلا زارعی، انتظار یک درام تاریخی پرجزئیات را ایجاد میکرد. از طرف دیگر، دوره ناصرالدینشاه یکی از پرحادثهترین دورههای تاریخ قاجار است و متریال خام فراوانی برای ساخت یک سریال دراماتیک دارد. اما جیران در نهایت اثری است که باید میان درام تاریخی و تاریخنگاری تفکیکش کرد؛ زیرا هرچه سریال به عنوان یک عاشقانه و درام شخصیتمحور جذابتر عمل میکند، در وفاداری به جزئیات تاریخی محل بحث بیشتری پیدا میکند و از قضا شاید بتوان گفت که مهمترین ضعف آن نیز همین موضوع است.
اما هرچه بخش تاریخی سریال سطحی است، بیشترین چیزی که در جیران توجه مخاطب را جلب میکند، ظاهر سریال است. طراحی صحنه، لباس، گریم و فیلمبرداری تلاش زیادی برای ساختن تصویری باشکوه از دربار قاجار کردهاند و حتی موسیقی نیز به خوبی با فضای اثر هماهنگ است. همچنین بهتر است بدانید که جیران یکی از طولانیترین و پربینندهترین سریالهای شبکهی نمایش خانگی است که البته همین طولانی بودن همیشه هم خوب نیست و بعضی مواقع باعث ریتم کند و کشدار شدن سریال شده است. در نهایت جیران را نمیتوان یک شکست کامل دانست؛ همانطور که نمیتوان آن را یک بازسازی دقیق تاریخی به حساب آورد و شاید بهترین راه برای تماشای آن این باشد که آن را نه یک مستند تصویری درباره ناصرالدینشاه و جیران، بلکه یک عاشقانه داستانی در لباس تاریخ قاجار بدانیم.
11. گیلدخت
کارگردان: مجید اسماعیلی
بازیگران:،سعید راد، میترا رفیع، محمود پاکنیت، ثریا قاسمی
سال پخش: 1401

گیلدخت یک درام تاریخی و عاشقانه است که داستان آن در فضای دوره قاجار و در میان خانواده یک خان گیلانی شکل میگیرد. داستان سریال در مرکز خود، روایت عشق میان گلنار، دختر تقیخان و اسماعیل را دنبال میکند؛ رابطهای که البته با ورود آصف میرزا، شاهزاده قاجاری و خواستگار گلنار، با چالشهای جدی روبهرو میشود. گلنار حاضر نیست به خواسته آصف میرزا تن بدهد و همین مخالفت، آغازگر زنجیرهای از اتفاقات، کشمکشها و توطئههایی است که مسیر زندگی شخصیتهای اصلی را تغییر میدهد. با این حال، نقطه آغاز داستان چندان تازه و متفاوت نیست. تقابل یک عشق ممنوعه با فردی قدرتمند که میخواهد رابطه را به نفع خود تغییر دهد، موضوعی آشنا در آثار عاشقانه و تاریخی است.
به همین دلیل، جذابیت سریال بیشتر از آنکه به ایده اولیه داستان وابسته باشد، به نحوه شخصیتپردازی، ایجاد تعلیق و پیش بردن این رابطه در طول سریال بستگی دارد. هرچه روایت بتواند از کلیشههای معمول این نوع داستان فاصله بگیرد، کشمکش میان شخصیتها نیز برای مخاطب جذابتر خواهد شد. اما آیا گیلدخت توانسته به این موارد مهم دست پیدا کند؟ تا حد زیادی نه. حضور بازیگران باتجربه، استفاده از طبیعت گیلان، خانههای جذاب، لباسهای دوره قاجار و طراحی صحنه باعث شده سریال از نظر بصری هویت مشخصی پیدا کند و ظاهر جذابی داشته باشد اما کندی روایت و مشکلاتی در شخصیتپردازی مانع رسیدن سریال به سطحی قابل قبول میشود.
10. سالهای مشروطه
کارگردان: محمدرضا ورزی
بازیگران: محمد صادقی، تینا پاکروان، رضا رویگری، فریبا نادری،
سال پخش: 1388

سالهای مشروطه یکی از مجموعههای پرحاشیه و مورد توجه تلویزیون در زمینه تاریخ معاصر ایران است. قصه حدود هفتاد سال از زندگی چهار پادشاه قاجار را دنبال میکند. از صدارت امیرکبیر شروع میشود، به قیام تنباکو و انقلاب مشروطه میرسد و با به توپ بسته شدن مجلس و اعدام شیخفضلالله ادامه پیدا میکند. بزرگترین چالش سالهای مشروطه را باید در همین گستردگی بیش از اندازه داستان جستوجو کرد. سریال میخواهد در مدت نسبتا محدودی (21 قسمت) چند دهه از تاریخ ایران و تعداد زیادی از شخصیتها و رویدادهای مهم را روایت کند. در نتیجه بسیاری از اتفاقات فرصت کافی برای شکلگیری دراماتیک پیدا نمیکنند و مخاطب گاهی به جای دنبال کردن یک داستان منسجم، با زنجیرهای از وقایع تاریخی مواجه میشود که اتصال خوبی هم بین آنها نیست؛ بگذریم که از نظر دقت تاریخی نیز نقدهایی به آن وارد است. همچنین از آنجایی که برخی اتفاقات با سرعت از کنار یکدیگر عبور میکنند، بعضی شخصیتها نیز پیش از آنکه به اندازه کافی شناخته شوند، از روایت کنار میروند. به بیان دیگر، سریال در بعضی بخشها بیشتر شبیه مروری نمایشی بر تاریخ است تا یک درام تاریخی که چند شخصیت مشخص را با عمق بیشتری دنبال کند.
این وسط فضای بصری یکی از بخشهایی است که به سالهای مشروطه هویت تاریخی میدهد. لباسها، چهرهپردازی، دکور و بازسازی فضاهای مربوط به دوره قاجار تلاش میکنند مخاطب را از زمان معاصر جدا کنند. از نظر سبک اجرایی نیز این سریال نسبت به برخی آثار قدیمیتر تلویزیون، رویکردی گستردهتر و تا حدی سینماییتر دارد و در سطح نسبتا خوبی قرار دارد، هرچند که تفاوت قابل توجهی با بهترینهای سبک خود دیده میشود. در پایان میتوان گفت که سالهای مشروطه را میتوان اثری دانست که در انتخاب سوژه بلندپروازانهتر از اجرای داستانی خود عمل میکند. دوره قاجار و مشروطه ظرفیت بسیار زیادی برای خلق یک درام تاریخی پیچیده دارند، اما گستردگی روایت باعث شده سریال نتواند روی تعداد محدودی شخصیت و خط داستانی تمرکز کند.
9. مدار صفر درجه
کارگردان: حسن فتحی
بازیگران: شهاب حسینی، ناتالی متی، رؤیا تیموریان، مسعود رایگان
سال پخش: 1386

مدار صفر درجه یکی از متفاوتترین سریالهای تاریخ تلویزیون ایران است. داستان این سریال درباره حبیب پارسا (شهاب حسینی)، دانشجوی فلسفهی ایرانی در پاریس است که در کلاس با سارا استروک، دختر یهودی فرانسوی، درگیر بحث میشود و کمکم این رقابت به عشقی زیر سایه اشغال نازیها تبدیل میشود. سریال در پاریس و بوداپست فیلمبرداری شده و همین تاحدی خطوط قرمز رایج تلویزیون آن را هم کنار زد. یهودی بودن سارا هم دستاویزی شد تا رفتار نازیها نقد شود و یهودی «خوب» را ببینیم، در حالی که سریالهای پیشین چهرهای منفی از یهودیان نشان میدادند. هرچند که این موضوع نیز حاشیهها و مخالفان و موافقان خود را داشت. به هرحال مهمترین ویژگی مدار صفر درجه، ترکیب داستان عاشقانه با یک دوره تاریخی پرتنش است.
سریال تلاش میکند نشان دهد که تحولات بزرگ سیاسی چگونه وارد زندگی خصوصی انسانها میشوند. با این حال، در برخی قسمتها وزن داستان تاریخی و سیاسی بر روایت عاشقانه غلبه میکند و در بخشهایی نیز برعکس، داستان عاشقانه باعث میشود بعضی از وقایع تاریخی بیشتر نقش پسزمینه داشته باشند. این نوسان گاهی باعث میشود ریتم سریال یکنواخت نباشد. همچنین حسن فتحی به عنوان کارگردان، در ساخت فضای تاریخی سریال توجه قابلتوجهی به جزئیات دارد. طراحی لباس، دکور، موسیقی و فیلمبرداری تلاش میکنند فضای اروپا در سالهای پیش از جنگ جهانی دوم را بازسازی کنند و در بسیاری از بخشهای سریال موفق ظاهر میشوند. در پایان از بازی درخشان شهاب حسینی در نقش حبیب پارسا هم نمیتوان گذشت که به شخصه معتقدم بهترین نقشآفرینی او در میان سریالهایی است که تاکنون تجربه کرده است.
8. روزگار قریب
کارگردان: کیانوش عیاری
بازیگران: مهدی هاشمی، مهران رجبی، ناصر هاشمی، آفرین عبیسی
سال پخش: 1386

روزگار قریب زندگینامهای است که بیشتر از خود قهرمانش به روزگار او میپردازد. قصه از اولین روزهای مدرسهی محمد قریب (که از قضا از بهترین بخشهای داستان است) شروع میشود و تا مرگ او ادامه دارد. کیانوش عیاری در مقام کارگردان به جای اینکه پلههای موفقیت یک پزشک را یکییکی نشان دهد، او را وسط اتفاقهای بزرگ زمانه میگذارد از جمله کودتای رضاخان، قحطی تهران در جنگ جهانی دوم، حضور متفقین در ایران و…. به همین دلیل، سریال را میتوان همزمان یک درام زندگینامهای و روایت اجتماعی از ایران معاصر دانست. همین واقعنمایی سریال اصلیترین نقطه قوت آن است. در طول سریال تقریبا همیشه پشت ماجرای اصلی، کشمکشهای کوچک جریان دارد. در سریال صحنههای تلخ هم کم نیست و این تلخیها به خوبی با قضای تاریخی سریال هماهنگ است.
همچنین سریال گاهی بیشتر از آنکه بر حادثه و تعلیق تکیه کند، روی مشاهده زندگی روزمره تمرکز دارد که به همان بحث واقعگرایی و تمرکز روی روزگار آن زمان برمیگردد. این موضوع میتواند برای برخی از بینندگان خستهکننده شود به خصوص که با سریال کوتاهی هم روبرو نیستیم. این پرداخت به روزمرگی و حوادث، همچنین باعث شده تا سریال مقداری از خود قریب دور شود که البته این موضوع را نمیتوان صرفا یک ضعف دانست؛ زیرا یکی از اهداف اصلی سریال، نشان دادن رابطه میان زندگی یک فرد و جامعهای است که در آن زندگی میکند با این حال، از نظر دراماتیک، بعضی خردهروایتها میتوانستند فشردهتر باشند تا خط اصلی داستان تمرکز بیشتری پیدا کند و بیشتر با قریب همراه شویم. در هر صورت، روزگار قریب میخواهد مخاطب را در یک دوره تاریخی قرار دهد و اجازه دهد زندگی شخصیت اصلی را در دل همان دوره مشاهده کند و این خواسته را تا حد زیادی برآورده کرده است.
7. در چشم باد
کارگردان: مسعود جعفری جوزانی
بازیگران: پارسا پیروزفر، ستاره صفرآوه، سعید نیکپور، ماهچهره خلیلی
سال پخش: 1388

یکی از بزرگترین پروژههای تاریخی تلویزیون ایران که از ماندگارترینها نیز محسوب میشود، بدون شک «در چشم باد» است. سریال بیش از نیم قرن از تاریخ معاصر ایران را از روزهای پایانی نهضت جنگل و میرزا کوچکخان تا بازپسگیری خرمشهر، از دل زندگی بیژن ایرانی و خانوادهاش روایت میکند و عشق کودکی او به لیلی، دختر دوست تاجیک پدرش، رشتهای است که این وقایع را به هم گره میزند. این ساختار چندنسلی سریال این امکان را فراهم میکند که اتفاقاتی مانند نهضت جنگل، پایان دوره قاجار، حکومت رضاشاه، جنگ جهانی دوم، دوره پهلوی، انقلاب ۱۳۵۷ و جنگ ایران و عراق در یک روایت نسبتا پیوسته کنار هم قرار بگیرند. برخلاف بسیاری از سریالهای لیست که یا بیش از حد به روایتی مستندوار روی میآورند و یا روی روایتی جدا از تاریخ دست میگذارند، در این سریال، مخاطب به جای اینکه صرفا شاهد مجموعهای از وقایع تاریخی باشد، تأثیر این تحولات را بر روابط خانوادگی، عشق، مهاجرت، جدایی و سرنوشت شخصیتها مشاهده میکند.
به همین دلیل، اتفاقات تاریخی تنها پسزمینه داستان نیستند و سازنده تنها روی استفاده از محیط تاریخی به عنوان لوکیشنی ساده استفاده نکرده بلکه اتفاقات مستقیما مسیر زندگی شخصیتها را تغییر میدهند. پارسا پیروزفر در نقش بیژن ایرانی یکی از مهمترین نقاط قوت سریال است. شخصیت بیژن در طول داستان با تغییرات زیادی روبهرو میشود و پیروزفر توانسته در بخشهای مختلف زندگی او، از جوانی تا پیری، بازی نسبتا باورپذیری ارائه دهد. البته دیگر بازیگرها نیز عملکرد بدی ندارند اما حضور تعداد زیادی بازیگر در دورههای تاریخی مختلف باعث شده تا پرداخت همه آنها در سطح خوبی نباشد. البته این دورههای مختلف و اتفاقات فراوان روی عدم پرداخت کافی خردهروایتها نیز تاثیر گذاشتهاند. سریال از نظر فضاسازی تاریخی نیز عملکرد خوبی دارد و تغییر تدریجی جامعه ایران از فضای سنتی سالهای ابتدایی داستان به جامعه شهری و مدرنتر دهههای بعد، یکی از جنبههای جذاب مجموعه است که دقت بالایی صرف آن شده است.
6. امام علی
کارگردان: داوود میرباقری
بازیگران: داریوش ارجمند، مهدی فتحی، بهزاد فراهانی، محمدرضا شریفینیا
سال پخش: 1375

قصهی امام علی (ع) از اواخر خلافت عثمان شروع میشود و دوران خلافت و پنج سال پایانی زندگی امام را دنبال میکند. ماجرای کشته شدن عثمان با تلاش برای روایتی بیطرفانه نشان داده شده است. در ادامه سریال به جنگ جمل، جنگ صفین و خوارج میرسد. در صفین، عمروعاص با تدبیر و دسیسهچینی در کنار معاویه است و در ماجرای حکمیت ابوموسی اشعری را میفریبد. مالک اشتر یار وفادار امام است و در میدان جنگ و در نامههایی که امام به او مینویسد پررنگ دیده میشود. ابوذر فقط در یک بخش کوتاه حضور دارد، اما تصویرش در یادها مانده است. قصه فقط به اردوگاه امام محدود نیست و زندگی روزمرهی قطام و خانوادهاش هم در تمام سریال دنبال میشود، همان زنی که در ماجرای شهادت امام نقش دارد. سریال مطابق انتظار با ضربتخوردن امام از ابنملجم به پایان میرسد. طبق گفتهها بخش پایانی و شهادت امام به خاطر کمبود بودجه خلاصه شد. میرباقری هم گفته حدود هشتاد درصد سریال حاصل تخیل و برداشت خودش از تحقیقات تاریخی است و فقط بیست درصد مستقیم از متون مکتوب میآید، هرچند به گفتهی او این تخیلات بیربط با اسناد تاریخی نیستند. میرباقری در این مجموعه به شخصیتهای منفی هم همانقدر اهمیت داد که به شخصیتهای مثبت.
داریوش ارجمند در نقش مالک اشتر یکی از شناختهشدهترین اجراهای سریال را ارائه میکند. مالک در اینجا نماینده بخشی از جهان اخلاقی سریال است.البته بازی ارجمند نیز کاملاً عاری از اغراق نیست و بعضا تئاتری میشود. عمروعاص با بازی مهدی فتحی، ولید با بازی محمدرضا شریفینیا، مروان با بازی اصغر همت و ابنملجم با بازی کریم اکبری مبارکه آدمهایی با انگیزه و درون پیچیدهاند و کلیشهی شرور نیستند. به عبارتی امام علی (ع) بیش از آنکه صرفا مجموعهای از وقایع تاریخی باشد، یک سریال شخصیتمحور است. برای مثال، عمروعاص در سریال فقط یک سیاستمدار مخالف امام علی (ع) نیست. مخاطب با شخصیتی زیرک، حسابگر و اهل معامله سیاسی مواجه میشود. معاویه نیز بیشتر بهعنوان یک سیاستمدار و بازیگر قدرت تصویر میشود و مروان و ولید نیز هرکدام ویژگیهای مشخص خود را دارند. اما ماندگاری امام علی (ع) را نمیتوان فقط با اهمیت شخصیت تاریخی آن توضیح داد. این سریال در دورهای ساخته شد که تولید یک درام تاریخی با این حجم از دکور، بازیگر، طراحی لباس، گریم و صحنههای جنگی برای تلویزیون ایران تجربهای بسیار بزرگ محسوب میشد. البته که ریتم کند سریال و ساختاری که در بخشهایی بیشتر شبیه به تئاتر میشود، به آن ضربه میزند.
5. مختارنامه
کارگردان: داوود میرباقری
بازیگران: فریبرز عربنیا، مهدی فخیمزاده، فرهاد اصلانی، رضا رویگری
سال پخش: 1389

مختارنامه به کارگردانی داوود میرباقری یکی از مهمترین سریالهای تاریخی و مذهبی تلویزیون ایران است که پخش آن از سال ۱۳۸۹ از شبکه یک آغاز شد و از آن زمان تقریبا هر محرم از شبکههای مختلف پخش میشود و احتمالا در سالهای آینده هم بارها بازپخش شود. البته که محبوبیت این سریال فراتر از مرزهای کشور نیز رفته است. داستان سریال به زندگی مختار ثقفی و قیام او پس از واقعه عاشورا میپردازد و تلاش میکند بخشی از تحولات سیاسی و اجتماعی جهان اسلام در سالهای پس از واقعه کربلا را در قالب یک درام گسترده به تصویر بکشد. اهمیت مختارنامه تنها به موضوع آن محدود نمیشود. پروژهای با چنین ابعاد تولیدی، مجموعه بزرگی از بازیگران، سیاهیلشکر، دکورها و لوکیشنهای متعدد را درگیر کرد و سالها زمان صرف تولید آن شد. همین گستردگی باعث شده است که سریال از نظر طراحی صحنه، لباس، میزانسن و بازسازی فضای تاریخی، در مقایسه با بسیاری از تولیدات تلویزیونی همدوره خود، جاهطلبانه به نظر برسد.
شاید بتوان گفت که بزرگترین نقطه قوت مختارنامه را باید در توانایی داوود میرباقری برای تبدیل یک دوره تاریخی پیچیده به داستانی قابل دنبال کردن جستوجو کرد. سریال صرفا مجموعهای از حوادث تاریخی نیست بلکه تلاش میکند شخصیتها را در موقعیتهای اخلاقی و سیاسی مختلف قرار دهد و مخاطب را به خوبی با خود همراه کند بدون اینکه حس مستندگونهای داشته باشد. میرباقری پیش از «مختارنامه» نیز در امام علی(ع) و معصومیت از دست رفته، تجربه قابلتوجهی در درام تاریخی و مذهبی داشت و در این سریال نیز همان ویژگی یعنی ترکیب تاریخ با درام شخصیتمحور را دنبال میکند و میتوان مختارنامه را مرحلهای از پختگی میرباقری در ساخت آثار تاریخی مذهبی دانست. البته که سریال از مشکلاتی مانند ناهماهنگی لحن دیالوگها، اغراق بیش از حد در برخی بازیها، ریتم کند در برخی بخشها و مهمتر از همه فاصله گرفتن در برخی موارد از روایت تاریخی رنج میبرد.
4. دلیران تنگستان
کارگردان: همایون شهنواز
بازیگران: محمود جوهریف، منوچهر فرید، اسماعیل داورفر، نعمتالله گرجی
سال پخش: 1350

دلیران تنگستان را شاید بتوان یکی از معدود تولیدات تلویزیونی دهه 50 شمرد که پس از انقلاب نیز از تلویزیون ایران کنار گذاشته نشد و بازپخش شد. به عنوان نخستین سریال فارسیزبان تاریخ ایران، این سریال به واسطه مضمون ضد استعماری و ساختار مستندگونهاش، جایگاهی ویژه در حافظه جمعی ایرانیان پیدا کرد. روایت این سریال حول محور مقاومت مردم جنوب ایران و بهویژه رئیسعلی دلواری در برابر نیروهای بریتانیا در جریان جنگ جهانی اول میپردازد. همایون شهنواز برای ساخت «دلیران تنگستان» صرفاً به یک منبع ادبی اکتفا نکرد. مجموعه برداشت آزادی از کتاب دلیران تنگستانی نوشته محمدحسین رکنزاده آدمیت بود، اما شهنواز برای تحقیق از منابع متعدد دیگری نیز استفاده کرد و همین نیز باعث شد تا سریال همانطور که گفتم، مستندوار شود. یکی دیگر از ویژگیهایی که دلیران تنگستان را از بسیاری از سریالهای تاریخی همدوره خود جدا میکند، استفاده گسترده از لوکیشنهای واقعی جنوب ایران است. فیلمبرداری در مناطقی مانند بوشهر، تنگستان، شیراز و غیره انجام شد.
سیاهوسفید بودن نیز امروزه ممکن است در نگاه اول یک محدودیت به نظر برسد، اما در مورد دلیران تنگستان به شکل جالبی به بخشی از هویت بصری اثر تبدیل شده است. آفتاب شدید جنوب، خاک، دریا، لباسهای محلی و چهرههای آفتابخورده بازیگران در قابهای سیاهوسفید، فضایی خشن و مستندگونه ایجاد میکند. در واقع، چیزی که در بسیاری از تولیدات تاریخی امروزی ممکن است با طراحی صحنه و جلوههای بصری ساخته شود، در اینجا تا حد زیادی از خود جغرافیا به دست آمده است. این سریال همچنین بیش از آنکه به تکنیکهای پیچیده تصویری متکی باشد، به بازی بازیگران تکیه دارد. به طور خاص، نقشآفرینی محمود جوهری در نقش رئیسعلی دلواری شگفتانگیز است. او وقار، صلابت و مظلومیت این رهبر محلی را چنان طبیعی تجسم بخشید که پس از درگذشت دردناکش، چهره او برای همیشه با حقیقت تاریخی رئیسعلی پیوند خورد. در نهایت قصه با تیرخوردن رئیسعلی از پشت به پایان میرسد و فریاد او در آخرین نبرد، «آهای… انگلیسی! تو با من طرفی»، از ماندگارترین دیالوگهای سریال است که قطعا به گوش بسیاری آشناست. اما دلیل اصلی اهمیت این سریال را باید در تصویرسازی آن از شرف و مقاومت مردمی دانست که دست خالی در برابر متجاوزان ایستادگی کردند.
3. امیر کبیر
کارگردان: سعید نیکپور
بازیگران: سعید نیکپور، فخری خوروش، محمد مطیع، ایرج راد
سال پخش: 1364

امیرکبیر نقطه عطفی در تلویزیون دهه شصت است و در بستر سیاسی و اجتماعیِ پرالتهاب آن دوران، پرچمدار نمایشی باکیفیت از تاریخ معاصر شد و استانداردهای جدیدی برای سریالهای تاریخی خلق کرد؛ سریالی که بسیاری از مردم ملودی تیتراژ آن را میشناسند، حتی اگر هیچوقت سریال را ندیده باشند. این مجموعه ۱۲ قسمتی، زندگی میرزا محمدتقیخان فراهانی، مشهور به امیرکبیر را از مرگ محمدشاه و تاجگذاری ناصرالدینشاه تا دوران صدارت، اصلاحات و سرانجام عزل و قتل او در حمام فین کاشان روایت میکند. سریال از همان ابتدا امیرکبیر را در مرکز تحولات سیاسی قرار میدهد؛ شخصیتی که با تاسیس دارالفنون، راهاندازی روزنامه وقایع اتفاقیه، اصلاح ساختارهای اداری و نظامی و توجه به سیاست خارجی، در پی تقویت اقتدار دولت و سامان دادن به امور کشور است، اما این اقدامات با منافع بخشی از درباریان در تعارض قرار میگیرد و به شکلگیری مجموعهای از توطئهها علیه او میانجامد. حضور بازیگرانی چون ایرج راد، محمد مطیع، فخری خوروش، ژاله علو، پرویز پورحسینی، فخرالدین صدیقشریف و پرویز فنیزاده در کنار نیکپور، به سریال ترکیبی از بازیگران شناختهشده و چهرههای مهم تئاتر و تلویزیون آن دوره داده است.
فیلمنامه اثر با بهرهگیری لحنی شبیه به نمایشنامههای کلاسیک، دیالوگهایی به یادماندنی خلق کرد که البته همین دیالوگها و بعضا طولانی بودنشان باعث شد تا سریال برای سنین پایینتر چندان جذاب نباشد. البته اینکه پیشبرد داستان به دیالوگ به شدت متکی است، ممکن است برای مخاطب امروزی هم تا حدی خستهکننده باشد. این وسط از نقشآفرینی سعید نیکپور در قامت امیرکبیر که با وقار و صلابتی خاص همراه است، نباید گذشت که عملا بار بسیاری از صحنهها را به دوش میکشد. متاسفانه از نظر فنی چندان با اثر پرزرق و برقی روبرو نیستیم؛ هرچند که سریال در دورهای ساخته شد که تلویزیون ایران پس از انقلاب، بهویژه در سالهای جنگ، با محدودیتهای فنی و تولیدی قابلتوجهی مواجه بود و منطقی است که سریال در این زمینه عالی نباشد. در پایان، «امیرکبیر» را نمیتوان یک مستند تاریخی دانست و نباید تمام جزئیات دیالوگها، روابط شخصیتها یا انگیزههای آنان را بهعنوان واقعیت قطعی تاریخی پذیرفت. با این حال، استخوانبندی اصلی داستان با وقایع شناختهشده زندگی امیرکبیر مطابقت دارد و میتوان گفت که مانند مرثیهای حماسی برای یک شخصیت تاریخی مهم است.
2. هزاردستان
کارگردان: علی حاتمی
بازیگران: جمشید مشایخی، عزتالله انتظامی، داوود رشیدی، علی نصیریان
سال پخش: 1367

هزاردستان یکی از ماندگارترین مجموعههای تلویزیونی تاریخ ایران است که تولید آن از سال ۱۳۵۸ آغاز شد و پس از سالها وقفه و تغییر، سرانجام در دهه ۱۳۶۰ به پایان رسید و در سال ۱۳۶۷ از شبکه یک پخش شد. ایده اولیه این پروژه در میانه دهه ۱۳۵۰ با عنوان «جاده ابریشم» شکل گرفت و در ادامه تغییرات اساسی کرد تا به روایت نهایی هزاردستان برسد؛ سریالی محبوب که در روزهای جنگ، بسیاری از خانوادهها را پای خود میکشاند و علی حاتمی به شیوهی قصهگویان قدیم، آنها را به تهرانی میبرد که از اواخر دورهی احمدشاه تا آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی در تبوتاب جنگ و قحطی میگذراند. محور روایت، زندگی رضا تفنگچی و رضا خوشنویس با بازی جمشید مشایخی است که گذشتهای سیاسی دارد و در ادامه زندگی به خوشنویسی روی میآورد و درگیر شبکهای پیچیده از قدرت، سیاست و توطئه میشود. در کنار او، شخصیتهایی مانند خان مظفر با بازی عزتالله انتظامی، مفتش ششانگشتی با بازی داوود رشیدی، ابوالفتح صحاف با بازی علی نصیریان و شعبان استخوانی با بازی محمدعلی کشاورز قرار دارند که هر کدام از اینها بخشی از ساختار قدرت و جامعه آن دوران را نمایندگی میکنند. حاتمی به نظر خودش قصد داشته چند چهرهی تاریخی را با شخصیتهای ساختهی ذهنش ترکیب کند و گاهی چند شخصیت واقعی را در یک نفر ادغام کند. برای همین هزاردستان بیشتر برداشتی شاعرانه از تاریخ است تا بازسازی مستند آن.
در هر صورت این فقط داستان نیست که هزاردستان را ماندگار کرد بلکه جهان و فضای منحصربهفردی است که علی حاتمی خلق کرده است. البته هزاردستان در روند تولید با بازنویسیهای متعدد، توقفهای طولانی و حذف بخشهایی از فیلمنامه مواجه شد و به گفته منابع، حدود ۱۱ ساعت از نسخه اولیه حذف یا سانسور شد که این میتواند بخشی از پیچیدگی و گسستهای روایی نسخه نهایی را توضیح دهد؛ به خصوص که قسمت آخر نیز به دلیل عدم تامین بودجه فیلمبرداری نشد. . با گذشت سالها اما ارزش هزاردستان بیشتر شناخته شد و این سریال حتی در .فهرست ملی حافظه جهانی یونسکو در ایران ثبت شد. هرچه که بود، روایت شخصی و شاعرانه علی حاتمی از ایران معاصر چیزی است که از تکرار آثار مشابه آن باید غبطه خورد.
1. یوسف پیامبر
کارگردان: فرجالله سلحشور
بازیگران: مصطفی زمانی، محمود پاکنیت، کتایون ریاحی، جعفر دهقان
سال پخش: 1387

بعید میدانم کسی باشد که تابحال اسم یوسف پیامبر را نشنیده و یا حداقل چندقسمت از آن را ندیده باشد. این سریال یکی از شناختهشدهترین سریالهای تاریخی و مذهبی تلویزیون ایران است که داستان زندگی حضرت یوسف را بر اساس روایت قرآن و منابع اسلامی به تصویر میکشد. این مجموعه در ۴۵ قسمت ساخته شد و پخش آن از شبکه یک سیما از تیر ۱۳۸۷ آغاز شد. داستان از کودکی یوسف و رویای معروف او شروع میشود؛ رویایی که یعقوب از او میخواهد آن را از برادرانش پنهان کند. حسادت برادران در نهایت به انداختن یوسف در چاه میانجامد و او پس از نجات توسط کاروانی، به مصر برده میشود.
در ادامه، ماجراهای زندگی او در مصر، رابطهاش با زلیخا، سالهای زندان، تعبیر خواب فرمانروای مصر و رسیدنش به جایگاهی مهم در حکومت روایت میشود. این سریال بعد از گذشت تقریبا 18 سال هنوز از بسیاری از شبکههای تلویزیون بازپخش میشود و مخاطب دارد. طراحی صحنه، لباسها، گریم شخصیتها و ساخت فضاهای مربوط به مصر باستان نیز در زمان تولید سریال، از عناصر مهم جذابیت بصری آن بودند و برخی قابها و صحنههای مربوط به رویاها و خوابها همچنان از نقاط قابل توجه اثر به شمار میروند. با این حال دیالوگهای ساده و ضعف در ایجاد تعلیق در بعضی بخشهای داستان و به طور کلی نواقص فیلمنامه آن را از یک اثر فاخر دور میکنند. با وجود این، ترکیب یک داستان آشنا و پرکشش، مضمون مذهبی، شخصیتهایی مانند یوسف و زلیخا و روایت نسبتا ساده و قابلفهم، به این مجموعه اجازه داد تا جایگاه خود را در میان سریالهای ماندگار تلویزیون حفظ کند.



