بهترین فیلم‌های جنگی جنگلی؛ از «رمبو» تا «غارتگر»

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۳ دقیقه
فیلم‌های جنگی جنگلی

جنگ جنگلی (Jungle warfare) تاریخچه‌ای طولانی دارد. در جریان «نبرد جنگل تویتوبورگ» (9 میلادی)، اتحاد قبایل ژرمنی با به کارگیری استراتژیک جنگل، موفق شد سه لژیون بزرگ ارتش روم را شکست دهد. در جنگ جهانی دوم، نیروهای مسلح امپراتوری ژاپن با پیشروی در جنگل‌های شبه جزیره مالایا، ضربات بزرگی به ارتش بریتانیا زدند و بعدتر، انگلیسی‌ها مقابله به مثل کرده و در حالی که مالایا و سنگاپور را از دست داده بودند، به‌واسطه‌ی جنگل، توانستند ماموریت‌های متعددی علیه ژاپن انجام دهند. و در جنگ ویتنام، میدان نبرد اصلی جنگل بود. با این تفاصیل، بدیهی است که سینما هم به این جنس نبردهای آغشته به استتار، علاقه نشان بدهد. تا به امروز فیلم‌های جنگی جنگلی متعددی ساخته شده که در این مقاله به تعدادی از آن‌ها می‌پردازیم.

«جنگل» در تعریف جغرافیایی، یک اکوسیستم طبیعی است که از درختان، درختچه‌ها، پوشش گیاهی، جانوران و میکروارگانیسم‌ها تشکیل شده؛ اما در سینما، این فضا به یک ابزار روایی تبدیل می‌شود. جنگل، به خاطر تراکم بصری و محدودیت دید، فی‌نفسه اضطراب‌آور است. هر بوته می‌تواند محل کمین باشد، هر صدای نامشخص می‌تواند تهدیدی بالقوه را تداعی کند. در نتیجه، این محیط در ترکیب با عناصر اکشن و تریلر، حال‌وهوای کاملا متفاوتی خلق می‌کند. اما بهترین فیلم‌های جنگی جنگلی کدامند؟


10- آواتار (Avatar)

فیلم‌های جنگی جنگلی؛ آواتار (Avatar)

  • سال اکران: 2009
  • کارگردان: جیمز کامرون
  • بازیگران: سم ورثینگتون، زوئی سالدانیا، استیون لانگ، میشل رودریگز، سیگورنی ویور، جووانی ریبیسی، دیلیپ رائو
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.9 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 81 از 100

«آواتار» پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینماست و احتمالا نیازی به معرفی ندارد. ماجراها در قرن بیست‌ودوم و در بستر استعمار سیاره‌ی پاندورا اتفاق می‌افتد. بله، سناریو در ظاهر علمی-تخیلی است، اما ریشه‌های آشنایی در تاریخ واقعی دارد؛ یعنی تقابل میان یک نیروی نظامی-صنعتی پیشرفته و یک تمدن بومی. فیلم بدون ارجاع مستقیم به قوم یا نژادی واقعی، از استعمار، بهره‌کشی و خشونت ساختاری حرف می‌زند، از این نظر، شاید چندان از فیلم‌های با محوریت جنگ ویتنام یا حمله به سرخ‌پوستان، دور نباشد.

در سال 2154، انسان‌ها برای استخراج یک ماده‌ی معدنی ارزشمند به سیاره‌ای سرسبز به نام پاندورا می‌روند. اما این طرح به یک مانع اساسی برمی‌خورد؛ ساکنان بومی سیاره یعنی ناوی‌ها، موجوداتی آبی‌رنگ با پیوندی عمیق با طبیعت که حاضر نیستند در مقابل استعمار زانو بزنند. آن‌ها به اندازه‌ی انسان‌ها از فناوری‌های مدرن بهره‌مند نیستند و همین عقب‌ماندگی باعث می‌شود تا به طبیعت و جنگل‌ها تکیه کنند.

روی کاغذ، برتری با انسان‌هاست؛ سلاح‌های گرم مدرن در برابر تیر و کمان. اما فیلم به‌تدریج نشان می‌دهد که «دانش محیط» می‌تواند تا حدی این شکاف را جبران کند. جنگل‌های انبوه پاندورا، با ساختار پیچیده‌شان، به متحد اصلی ناوی‌ها تبدیل می‌شوند. آن‌ها زمین را می‌شناسند، مسیرها را بلدند و از همین مزیت برای مقابله استفاده می‌کنند.


9- جادوگر جنگ (War Witch)

جادوگر جنگ (War Witch)

  • سال اکران: 2012
  • کارگردان: کیم نگوین
  • بازیگران: ریچل ام وانزا، آلین لینو میک الی، سرج کانیندا، رالف پراسپر
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 94 از 100

«جادوگر جنگ» فیلم مهجوری است که معمولا مثل آن را در سینمای جریان اصلی نمی‌سازند، و شاید به همین دلیل است که متمایز به نظر می‌رسد. این درام جنگی کانادایی، قصه‌ی کومونا (ریچل ام وانزا) را روایت می‌کند، کودکی که درگیر جنگ داخلی در یک کشور نامشخص در جنوب صحرای آفریقا شده است.

کومونا برای زنده ماندن، به نوشیدن شیره‌ی درخت پناه می‌برد و دچار توهم می‌شود تا در ادامه، مردم به او برچسب جادوگر بزنند. جادوگر خوانده شدن کومونا، بیشتر از آنکه یک باور قلبی باشد، بازتاب ترس، جهل و نیاز جامعه به معنا دادن به رنج‌های غیرقابل‌توضیح است.

«جادوگر جنگ» در میان مخاطبان عام چندان شناخته‌شده نیست اما فیلم قابل دفاعی است و از فستیوال‌های مختلفی مانند جشنواره برلین، صاحب جایزه شد. اما دلیل ماندگاری فیلم نحوه‌ی مواجهه‌اش با سوژه است. ساخته‌ی کیم نگوین، جنگ را از زاویه دید -و بر اساس تجربه‌ی فردی- یک کودک تصویر می‌کند. خشونت، ناامنی و بی‌پناهی، از زاویه‌ای به نمایش گذاشته می‌شوند که اغلب مانند آن را در دیگر فیلم‌های جنگی جنگلی نمی‌بینیم.

علاوه بر این، فضای جنگلی فیلم، به تدریج معانی تازه‌ای پیدا می‌کند. جنگل اینجا ماهیتی دوگانه دارد؛ هم پناهگاه است، و هم تهدید. همان‌قدر که امکان مخفی شدن و زنده ماندن را فراهم می‌کند، به همان اندازه می‌تواند محل گم‌گشتگی و خطر باشد. این تضاد، به فیلم عمق می‌دهد و احتمالا شما را فکر فرو خواهد برد.

۱۵ فیلم جنگی براساس واقعیت که باید ببینید

8- 5 هم‌خون (Da 5 Bloods)

فیلم‌های جنگی جنگلی؛ 5 هم‌خون (Da 5 Bloods)

  • سال اکران: 2020
  • کارگردان: اسپایک لی
  • بازیگران: چادویک بوزمن، جاناتان میجرز، کلارک پیترس، میلانی تیری، پاول والتر هوزر، یاشپر پاکونن، ژان رنو
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.5 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 92 از 100

یک درام جنگی متفاوت از اسپایک لی که دغدغه‌اش فراتر از بازسازی یک نبرد تاریخی است. چادویک بوزمن فقید در یکی از آخرین نقش‌‌آفرینی‌های سینمایی‌اش، نقش استورمین نورمن را بازی می‌کند، فرمانده جوخه‌ای از سربازان سیاه‌پوست که ماموریت نظامی مشخص دارند؛ حفاظت از محل سقوط یک هواپیما و جلوگیری از افتادن محموله‌ی طلای آن به دست دشمن. این ماموریت اما خیلی زود به یک موقعیت اخلاقی پیچیده تبدیل می‌شود، یک وسوسه. آن‌ها پس از مواجهه با این ثروت عظیم، تصمیم می‌گیرند که آن را برای خود بردارند.

از آنجایی که نمی‌توانند شمش‌های طلا را با خودشان حمل کنند، آن‌ها را جایی دفن می‌کنند تا بعدا سراغش بیایند. اوضاع اما به خوبی پیش نمی‌رود. هم‌خون‌ها پس از اینکه از سوی سربازان ویتنامی مورد حمله قرار می‌گیرند، موفق نمی‌شوند جایی که طلاها را دفن کرده‌اند درست نقطه‌گذاری و شناسایی کنند، پس قیدش را می‌زنند و می‌روند. سال‌ها بعد، آن‌ها تصمیم می‌گیرند به ویتنام برگردند و طلاها را پیدا کنند.

«5 هم‌خون» برداشت تاثیرگذاری از تجربه‌ی سربازان سیاه‌پوست در جنگ ویتنام ارائه می‌دهد. فیلم در دوره اکران چندان دیده نشد اما نقدهای مثبتی دریافت کرد و جوایز زیادی را به خانه برد. با اینکه فیلم‌های شاخص‌تری درباره جنگ ویتنام ساخته شده اما اگر به دنبال اثری هستید که کمی از کلیشه‌ها فاصله گرفته و فضاهای جنگلی را هم به شکلی متفاوت به کار بگیرد، «5 هم‌خون» گزینه‌ی خوبی است.


7- غارتگر (Predator)

غارتگر (Predator)

  • سال اکران: 1987
  • کارگردان: جان مک‌تیرنان
  • بازیگران: آرنولد شوارتزنگر، کارل ویترز، بیل دوک، جسی ونتورا، کوین پیتر هال، الپدیا کاریو
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.8 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 64 از 100

«غارتگر» شروع آشنایی دارد؛ داچ (آرنولد شوارتزنگر) و تیمش به جنگل‌های آمریکای جنوبی اعزام می‌شوند تا یک عملیات نجات را پیش ببرند. همه‌چیز شبیه یک اکشن کلاسیک دهه‌ی 80 میلادی است؛ گروهی از سربازان کارکشته، محیطی خشن و دشمنی انسانی. اما قواعد بازی ناگهان عوض می‌شود و ژانر فیلم هم تغییر می‌کند؛ از یک اکشن-جنگی به یک اثر ترسناک با محوریت بقاء.

آن‌ها در مقابل دشمنی قرار می‌گیرند که قابل‌ رویت نیست؛ یک موجود فرازمینی پیشرفته که از موهبت نامرئی شدن بهره می‌برد و به معنای واقعی کلمه، مفهوم برتری نظامی را بی‌معنا می‌کند. بنابراین جنگل به یک میدان شکار تبدیل می‌شود که در آن، انسان‌ها طعمه هستند.

ساختار «غارتگر» به ‌شکلی طراحی شده که این جابه‌جایی قدرت را به‌تدریج و با حذف مرحله ‌به ‌مرحله‌ی اعضای تیم داچ نشان دهد. این فرایند، هم تنش را افزایش می‌دهد و هم حس انزوا و بی‌پناهی را تشدید می‌کند. هرچه تیم کوچک‌تر می‌شود، فیلم بیشتر به یک رویارویی شخصی -و شاید بدوی- نزدیک می‌شود؛ تقابل شکار و شکارچی.

«غارتگر» به یک موفقیت تجاری بزرگ تبدیل شد و آغازگر یک مجموعه پرطرفدار بود. این فرانچایز در ادامه فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه کرد اما بر کسی پوشیده نیست که شخصیت غارتگر، یکی از نمادهای ماندگار سینمای علمی-تخیلی است.


6- رمبو: اولین خون قسمت دوم (Rambo: First Blood Part 2)

فیلم‌های جنگی جنگلی؛ رمبو: اولین خون قسمت دوم (Rambo: First Blood Part 2)

  • سال اکران: 1985
  • کارگردان: جرج پی کوزماتوس
  • بازیگران: سیلوستر استالونه، ریچارد کرنا، چارلز نپیر، استیون برکوف، جولیا نیکسون، اندی وود، استیو ویلیامز
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.5 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 33 از 100

ساخته‌ی جرج پی کوزماتوس، به اندازه‌ی قسمت اصلی خوب نیست، حتی به آن نزدیک هم نمی‌شود، اما عناصر جذابی در فیلم به چشم می‌خورد و اکشن کلاسیک قابل قبولی است. با این حال، نمی‌توان از کنار این واقعیت عبور کرد که سازندگان کوچکترین اهمیتی به قصه نداده‌اند. ما می‌بینیم که مقامات دولتی به رمبو خیانت کرده‌اند و فیلم ناگهان به یک اثر انتقادی تبدیل می‌شود که می‌خواهد سیاست‌های ایالات متحده در دوره‌ی جنگ ویتنام را زیر ذره‌بین ببرد. روی کاغذ، این ایده‌ می‌توانست قسمت دوم را به یکی از بهترین نسخه‌های «رمبو» تبدیل کند اما در عمل، عناصر سیاسی-انتقادی فیلم نصفه‌نیمه و سطحی از آب درآمده‌اند.

پس از رویدادهای قسمت اول، به رمبو دستور داده می‌شود تا درباره‌ی سربازانی که در ویتنام زندانی شده‌اند، اطلاعات به‌دست بیاورد، مقامات اما به‌طور خاص به او می‌گویند که با نیروهای دشمن روبه‌رو نشود یا برای نجات جان زندانیان تلاش نکند. بعد از جمع‌آوری شواهد مورد نیاز و نجات جان تنها یک زندانی، رمبو درخواست خروج می‌دهد اما کسی به کمک او نمی‌آید.

رمبو که آنجا رها شده‌ است تا بمیرد، دستگیر و شکنجه می‌شود تا اینکه مامور کو بائو (جولیا نیکسون) از راه می‌رسد و وی را نجات می‌دهد. پس از درمان زخم‌های رمبو، بائو کشته می‌شود تا طبق روال همیشگی، رمبو خشمگین شده و تصمیم بگیرد تا از مقالات دولتی و مسئول این عملیات انتقام بگیرد.


5- جوخه (Platoon)

جوخه (Platoon)

  • سال اکران: 1986
  • کارگردان: اولیور استون
  • بازیگران: تام برنگر، ویلم دفو، چارلی شین، کوین دیلون، فارست ویتاکر، تونی تاد، ریچارد ادسون، جانی دپ
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.1 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 89 از 100

اینکه «جوخه» تا این اندازه درخشان است، نباید کسی را غافل‌گیر کند، چون آن را یک نظامی کهنه‌کار، یعنی اولیور استون نوشته و کارگردانی کرده است. استون پس از بازگشت از جنگ ویتنام، نگارش فیلم‌نامه «جوخه» را آغاز کرد. او خشونت افسارگسیخته‌ی جنگ را بدون ملاحظات مرسوم چنین فیلم‌هایی، با واقع‌گرایی گریزناپذیری به تصویر می‌کشد و هر جا که لازم باشد مخاطب را از کشتارهای وحشیانه دل‌زده کند، تعلل نمی‌کند.

ماجراها پیرامون یک سرباز داوطلب (چارلی شین) اتفاق می‌افتد که با تصور ساختن آینده‌ای بهتر وارد جنگ می‌شود، اما خیلی زود با واقعیتی تلخ مواجه می‌شود که هیچ سنخیتی با آن خیال‌پردازی‌ها ندارد. تنها چیزی که جنگ برای او به ارمغان می‌آورد، وحشت، تروما، افسران بدرفتار و خطر است.

مطابق انتظار، جنگل در «جوخه» نقش کلیدی ایفا می‌کند. دشمن اغلب دیده نمی‌شود، اما همیشه حضور دارد و احتمالا گوشه‌ای کمین کرده است. بنابراین، همه از اضطرابی دائمی رنج می‌برند. و مسلما تحت فشار، گاهی آدم‌ها کنترل خود را از دست می‌دهند.

«جوخه» تمرکز ویژه‌ای روی فروپاشی اخلاقی در دل جنگ دارد و به جای ارائه‌ی تصویری آرمانی یا قهرمانانه از سربازان، تضادها و ضعف‌های ‌آن‌ها را برجسته می‌کند. «جوخه» همچنین از نخستین آثاری بود که با صراحت، به جنبه‌های تاریک‌تر حضور نظامی آمریکا در ویتنام پرداخت؛ سوژه‌ای که در زمان خود، هنوز حساس و تا حدی تابو محسوب می‌شد.

16 فیلم جنگی واقع‌گرا که چهره دقیق جنگ را نمایش می‌دهند

4- جانوران بدون کشور (Beasts of No Nation)

فیلم‌های جنگی جنگلی؛ جانوران بدون کشور (Beasts of No Nation)

  • سال اکران: 2015
  • کارگردان: کری فوکوناگا
  • بازیگران: ادریس البا، آبراهام اتا، آما ابیبریس، گریس نورتی، دیوید دانتتو، فرد آموگی
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.7 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 91 از 100

تماشای «جانوران بدون کشور» آسان نیست، بیشتر به این دلیل که یکی از واقعیت‌های جنگ را به ما یادآوری می‌کند: استفاده‌ی ابزاری از کودکان. ماجراها پیرامون آگو (آبراهام اتا) اتفاق می‌افتد، کودکی که از یک قربانی، به بخشی از ماشین خشونت تبدیل می‌شود.

مکان وقوع داستان (کشوری نامشخص در غرب آفریقا با جنگل‌های انبوه) انتخابی حساب‌شده است. این ابهام جغرافیایی، روایت را از یک مورد خاص فراتر می‌برد و آن را به نماینده‌ی وضعیتی فراگیر تبدیل می‌کند. مشابه «جادوگر جنگل»، اینجا هم جنگل فضایی است که هم پناه می‌دهد و هم می‌بلعد. همان‌قدر که امکان بقا فراهم می‌کند، به همان اندازه بستری برای خشونت بی‌وقفه است.

اقتباسی از رمانی به همین نام، «جانوران بدون کشور» به‌شدت بر واقع‌گرایی تکیه دارد و با اینکه در جوایز اسکار به توفیقی نرسید اما بسیاری آن را شایسته‌ی توجه بیشتری می‌دانند. دلیلش واضح است؛ این اثر، بی‌پرده و بی‌رحم است، اما در عین حال قابل درک و انسانی. «جانوران بدون کشور» ساخته نشده تا کسی را سرگرم کند، فیلم می‌خواهد ما را آزرده کند و کاملا هم به هدفش می‌رسد.


3- بازگشت جدای (Star Wars: Episode VI – Return of the Jedi)

بازگشت جدای (Star Wars: Episode VI – Return of the Jedi)

  • سال اکران: 1983
  • کارگردان: ریچارد مارکوند
  • بازیگران: مارک همیل، هریسون فورد، کری فیشر، بیلی دی ویلیامز، آنتونی دنیلز، دیوید پراوز، کنی بیکر
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.3 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 83 از 100

وقتی به فیلم‌های جنگی جنگلی می‌رسیم، «بازگشت جدای» شاید به ذهن هیچکس نرسد. اما فراموش نکنید که بخش عمده‌ای از رویدادهای قسمت پایانی سه‌گانه‌ی اصلی «جنگ ستارگان»، در قمر جنگلی اندور اتفاق می‌افتد. فضایی که در نگاه اول آرام و حتی فریبنده به نظر می‌رسد، اما به خاطر جنگل‌ها، پوشش گیاهی متراکم و زیست‌بومی ناشناخته، به یک میدان ایده‌آل برای نبرد تبدیل می‌شود.

این قمر در جنگ میان شورشیان و امپراتوری، نقش مهمی پیدا می‌کند، زیرا ژنراتور سپر ستاره مرگ، اینجا قرار دارد. در تلاشی برای نابودی سپرها، لوک (مارک همیل)، هان (هریسون فورد)، لیا (کری فیشر) و چوباکا (پیتر میهیو) راهی اندور می‌شوند تا شورشیان در آسمان بتوانند عملیات انهدام این ایستگاه فضایی را آغاز کنند.

اندور، محل زندگی موجوداتی دوست‌داشتنی و شبیه به خرس‌های عروسکی به نام ایواک‌ها هم هست. آن‌ها تصمیم می‌گیرند که به شورشیان کمک کنند، بنابراین در نبرد اندور تضادی جذاب شکل می‌گیرد؛ از یک طرف، تجهیزات پیشرفته‌ی امپراتوری را داریم و در سوی مقابل، ابزارهای ابتدایی ایواک‌ها مثل منجنیق و تله‌های دست‌ساز را.

«بازگشت جدای» به اندازه‌ی دو قسمت پیشین درخشان نیست اما تعادل مناسبی میان اکشن و درام برقرار می‌کند و پایان رضایت‌بخش و نزدیک به ایده‌آلی را برای این سه‌گانه رقم می‌زند. اگر «جنگ ستارگان» در همین نقطه به پایان می‌رسید، احتمالا هیچکس اعتراض نمی‌کرد.


2- تپه همبرگر (Hamburger Hill)

فیلم‌های جنگی جنگلی؛ تپه همبرگر (Hamburger Hill)

  • سال اکران: 1987
  • کارگردان: جان اروین
  • بازیگران: تیگان وست، استیون وبر، دیلان مک‌درموت، کورتنی بی. ونس، مایکل بوتمن، دان چیدل
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.7 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 100 از 100

یکی از فیلم‌های جنگی جنگلی کمتردیده‌شده، «تپه همبرگر» جنگ ویتنام را از زاویه دید گروهی از سربازان تازه‌کار به نمایش می‌گذارد. قصه بر یک درگیری مشخص متمرکز است که طی آن 700 نفر از دو جبهه کشته می‌شوند و در نهایت، با وجود ادعاهای پیروزی، چیزی جز فرسودگی و شکست جمعی باقی نمی‌ماند.

فیلم همان ابتدا به ما می‌گوید که چه سرنوشتی در انتظار شخصیت‌هاست. ما می‌دانیم که این مسیر به کجا ختم خواهد شد، اما ارزش تجربه در «چگونگی رسیدن» به آن نقطه است. و این حرکت تدریجی به سمت فاجعه، نوعی تعلیق خاص ایجاد می‌کند.

نقطه قوت فیلم این است که قصه را کوچک نگه می‌دارد. برخلاف اکثر آثار جنگی که با انبوهی از شخصیت‌ها و خطوط داستانی کار می‌کنند، اینجا تمرکز بر چند چهره‌ی اصلی باقی می‌ماند. در همین راستا، مخاطب برای ارتباط گرفتن با شخصیت‌ها، فرصت بیشتری دارد.

علاوه بر این، فیلم از منابع محدود خود به‌ شکلی کارآمد استفاده می‌کند. فضای جنگلی، با ایجاد حس محاصره و ناامنی، به تقویت اتمسفر کمک کرده و جای خالی سکانس‌های اکشن بزرگ را پر می‌کند. برای ساخت یک فیلم جنگی موثر، همیشه به بودجه بزرگی نیاز نیست و «تپه همبرگر» اثباتی بر این ادعاست.

آیا ما با «عصر طلایی» فیلم‌های جنگی مواجهیم؟

1- اینک آخرالزمان (Apocalypse Now)

فیلم‌های جنگی جنگلی؛ اینک آخرالزمان (Apocalypse Now)

  • سال اکران: 1979
  • کارگردان: فرانسیس فورد کوپولا
  • بازیگران: مارلون براندو، مارتین شین، فردریک فورست، رابرت دووال، لارنس فیشبرن، دنیس هاپر، هریسون فورد
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.4 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 91 از 100

اقتباسی از رمان «دل تاریکی» جوزف کنراد، «اینک آخرالزمان» یک شاهکار تمام‌عیار است. فرانسیس فورد کوپولا، رویدادها را از بستر استعمار آفریقا به دل جنگ ویتنام منتقل کرده اما درون‌مایه‌ی رمان اصلی -در باب تاریکی درون انسان- را از یاد نمی‌برد.

مارتین شین نقش بنجامین ویلارد را بازی می‌کند، سربازی که ماموریت دارد یک مقام نظامی آمریکایی را که از خدمت فرار کرده و به نیروهای ویتنامی پیوسته، پیدا کرده و از میان بردارد. این ماموریت اما خیلی زود از یک عملیات نظامی ساده فراتر می‌رود و به سفری درونی تبدیل می‌شود. حرکت ویلارد در دل رودخانه، در واقع حرکت به ‌سوی لایه‌های عمیق‌تر جنون، خشونت و فروپاشی اخلاقی است.

شهرت فیلم تا حد زیادی مدیون دیالوگ‌های ماندگار و نسخه‌های مختلفی است که در طول سال‌ها از آن منتشر شده. اما آنچه «اینک آخرالزمان» را به یکی از مهم‌ترین فیلم‌های جنگ ویتنام تبدیل می‌کند، نحوه‌ی مواجهه‌اش با پیامدهای روانی جنگ است. فیلم، تصویری عریان و بی‌واسطه از اختلال استرس پس از سانحه (پی‌تی‌اس‌دی) ارائه می‌دهد. جنگل‌های ویتنام و کامبوج شاید ترسناک و ناشناخته جلوه کنند اما آن‌ها تنها بخشی از خطر هستند. تهدید اصلی، آن چیزی است که در ذهن شخصیت‌ها رخ می‌دهد.

منبع: collider

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما