بهترین فیلم‌های ورزشی قرن ۲۱؛ از «کرید» تا «محبوب میلیون دلاری»

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۸ دقیقه
فیلم‌های ورزشی قرن 21

فیلم‌های ورزشی همواری بستری ایده‌آل برای روایت داستان‌های تاثیرگذار بوده‌اند. این ژانر اغلب مبتنی بر الگوی آشنای «آندرداگ» (Underdog) است، یعنی شخصی -یا تیمی- که شانس بالایی برای پیروزی ندارد اما در نهایت رقیب قدرتمند خود را شکست می‌دهد. شاید راز ماندگاری این آثار هم همین باشد؛ این فیلم‌ها تقریبا هیچ‌وقت فقط درباره مسابقه، امتیاز یا جام نیستند؛ آن‌ها ورزش را به مثابه ابزاری روایی به کار می‌گیرند تا درباره امید، شکست و رستگاری حرف بزنند. در این مقاله، بهترین فیلم‌های ورزشی قرن 21 را مرور می‌کنیم.

با اینکه تب فیلم‌های ورزشی به اندازه دهه 90 یا حتی اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 میلادی (دورانی که با موفقیت «راکی» این ژانر را به شکوفایی رساند) داغ نیست، اما این ژانر در سال‌های اخیر موفقیت‌هایی هم داشته است. آثاری مانند «چلنجرز»، «پنجه آهنی» و «شاه ریچارد» توانسته‌اند هم مخاطبان گسترده‌ای پیدا کنند و هم در فصل جوایز موفق ظاهر شوند. سال 2025 اما درخشان‌تر بود، ابتدا «اف1» را داشتیم که به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های سال تبدیل شد، سپس «هپی گیلمور 2»، «ماشین کوبنده» و «کریستی» از راه رسیدند و در نهایت «مارتی سوپریم» همه را حیرت‌زده کرد. بنابراین با قاطعیت می‌توان گفت که سینمای ورزشی هنوز زنده است و حتی به اوج نزدیک.

از داستان ورزشکاری گمنام و شکست‌خورده که می‌خواهد معادلات را به هم بزند، تا قصه‌ی ستاره‌ای افول‌کرده که می‌خواهد آخرین شانسش برای بازگشت به روزهای شکوهمند گذشته را امتحان کند، چیزی در دل این فیلم‌ها وجود دارد که دل بستن به آن‌ها را آسان می‌کند. آن‌ها الهام‌بخش‌اند، درس زندگی می‌دهند و اغلب آغشته به خوش‌بینی هستند.

10- ایفوس (Eephus)

فیلم‌های ورزشی قرن 21

  • سال اکران: 2024
  • کارگردان: کارسون لاند
  • بازیگران: کیت ویلیام ریچاردز، بیل لی، وین دایمند، فردریک وایزمن، کلیف بلیک، جان آر اسمیت، نیت فیشر
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.7 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 100 از 100

گاهی هیچ‌چیز هیجان‌انگیزتر از تماشای زنده‌ی یک مسابقه‌ی ورزشی نیست و «ایفوس» روی همین ایده مانور می‌دهد. روایت فیلم، به معنای دقیق کلمه، همزمان با برگزاری یک بازی کامل بیسبال از لیگ آماتور مردان پیش می‌رود؛ نه فلش‌بکی در کار است، نه میان‌بُری روایی و نه تلاشی برای فشرده‌سازی زمان. کارگردان، کارسون لاند، آگاهانه تصمیم می‌گیرد دوربین را در دل یک روز عادی نگه دارد؛ آخرین مسابقه‌ی یک لیگ تفریحی در نیوانگلند دهه 90 میلادی، پیش از آنکه زمینی که سال‌ها میزبان این مسابقات بوده، برای همیشه از بین برود.

فیلم با به‌کارگیری گروهی از بازیگران ناشناخته، عامدانه از ستاره‌سازی فرار می‌کند تا «حس حضور» را قربانی کاریزما نکند. بنابراین، تجربه‌ی تماشای فیلم، بیشتر شبیه نشستن روی نیمکت کنار بازیکنان است. از آنجایی که تمام روایت در طول مسابقه اتفاق می‌افتد، زمان در «ایفوس» وزن پیدا می‌کند؛ کش می‌آید، گاهی حتی خسته‌کننده می‌شود، دقیقا مثل خود بیسبال. اما همین خستگی، بخشی از معنای فیلم است.

تماشاگر به‌تدریج احساس می‌کند که عضوی از این جمع شده است. مردانی که شوخی می‌کنند، به هم متلک می‌اندازند، خاطره تعریف می‌کنند و در عین حال، بی‌آنکه مستقیما به زبان بیاورند، با اندوه پایان یک دوران دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

«ایفوس» یک نامه‌ی عاشقانه به ورزش بیسبال هم هست. و البته مرثیه‌ای برای گذر زمان و فرسایش پیوندهای جمعی. تخریب زمین بازی، استعاره‌ای شفاف برای از ‌دست ‌رفتن فضاهایی است که انسان‌ها را دور هم جمع می‌کرد. اینجا ورزش چیزی است که هنوز می‌تواند آدم‌ها را -ولو برای چند ساعت- کنار هم نگه دارد و آن‌ها را متحد کند. ساخته‌ی کارسون لاند، فیلم آرام و بی‌ادعایی جلو می‌رود، شاید حتی ضداوج باشد اما یکی از انسانی‌ترین فیلم‌های ورزشی قرن 21 است.

10 فیلم ورزشی که بر اساس داستان‌های واقعی ساخته شده‌اند

9- معجزه (Miracle)

فیلم‌های ورزشی قرن 21

  • سال اکران: 2004
  • کارگردان: گوین اوکانر
  • بازیگران: کرت راسل، پاتریشا کلارکسون، نوآ امریک، شان مک کان، کنت ولش، ادی کیهیل، پاتریک اوبرایان دمسی، کنت میچل
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.5 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 80 از 100

اکثر فیلم‌های ورزشی ماندگار تاریخ، از یک فرمول روایی ساده استفاده می‌کنند که گویی هرگز کهنه نمی‌شود: آدم‌هایی که «قرار نبوده» برنده شوند، اما می‌شوند. البته نه به لطف معجزه‌ای آسمانی یا حتی شانس، به‌ خاطر ایستادگی در لحظه‌ای که همه‌چیز علیه‌شان است. «معجزه» همین مسیر را طی می‌کند، فیلمی که فرمول «آندرداگ» را با نوعی جدیت کلاسیک احیا می‌کند و هنوز هم می‌تواند کاری که کند که ناخواسته همراه با تماشاگران، شروع به شعار دادن کنید.

ساخته‌ی گاوین اوکانر، یکی از لحظات تاریخی ورزش آمریکا را در کانون توجه قرار می‌دهد؛ پیروزی تیم ملی هاکی مردان ایالات متحده مقابل اتحاد جماهیر شوروی در المپیک زمستانی 1980. مسابقه‌ای که بعدها به «معجزه روی یخ» معروف شد و از همان ابتدا چیزی فراتر از یک بازی بود؛ استعاره‌ای از تقابل نسل جوان و آماتور با ماشین ورزشی منظم و ظاهرا شکست‌ناپذیر شوروی. اوکانر به‌خوبی می‌دانست که این داستان، اگر بیش از حد اغراق‌آمیز روایت شود، به دام شعار می‌افتد؛ بنابراین «معجزه» را با وسواس، و با تمرکز بر جزئیات انسانی پیش می‌برد.

اوکانر بعدها با فیلم‌هایی مثل «مبارز» (2011) و «راه بازگشت» (2020) علاقه‌اش به روایت شکست‌خوردگان و بازنده‌های زخمی را نشان داد. در «معجزه» اما، علاقه‌ی او هنوز رنگ اسطوره‌ای به خود نگرفته و به شدت زمینی است. برگ برنده‌ی فیلم را باید کرت راسل در نقش هرب بروکس بدانیم، مربی میانسالی که نه شبیه قهرمانان الهام‌بخش معمول سینماست و نه قرار است دوست‌داشتنی باشد.

راسل، هرب بروکس را مثل یک فرمانده‌ی نظامی بازی می‌کند؛ خشک، لجوج، وسواسی و گاهی حتی غیرقابل‌تحمل. او نه به احساسات بازیکنانش باج می‌دهد و نه دنبال سخنرانی‌های انگیزشیِ اشک‌درآور است، حداقل تا وقتی که زمانش برسد، همان جایی که با یکی از مهم‌ترین قواعد فیلم‌های ورزشی روبه رو می‌شود: گویی کیفیت این آثار، اغلب به «آن سخنرانی بزرگ» در پرده‌ی سوم گره خورده است. لحظه‌ای که همه‌چیز روی لبه تیغ ایستاده و مربی باید آخرین میخ را بکوبد.

8- محبوب میلیون دلاری (Million Dollar Baby)

فیلم‌های ورزشی قرن 21

  • سال اکران: 2004
  • کارگردان: کلینت ایستوود
  • بازیگران: هیلاری سوانک، کلینت ایستوود، مورگان فریمن، جی باروشل، مایک کولتر، برایان اف. اوبرن، مارگو مارتیندال
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.1 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 90 از 100

ما اغلب فیلم‌های ورزشی را به خاطر «حالِ خوبِ بعد از برد» دوست داریم؛ آن لحظه‌ی شکوهمند پایانی، آن نمای اسلوموشنِ پیروزی، «محبوب میلیون دلاری» اما درست در نقطه‌ی مقابل می‌ایستد. این فیلم نه تنها حالتان را خوب نمی‌کند، بلکه ممکن است به افسردگی شما دامن بزند؛ آن‌قدر عمیق و بی‌رحمانه که بازگشت دوباره به آن کار آسانی نیست. شاید به همین خاطر است که «دختر میلیون دلاری» یکی از مهم‌ترین و ماندگارترین فیلم‌های ورزشی تاریخ سینما در نظر گرفته می‌شود.

ساخته‌ی کلینت ایستوود شاید درباره بوکس باشد، اما درباره تنهایی، پشیمانی و پیری هم هست، و شاید درباره هزینه سنگینی که گاهی باید برای رسیدن به رویاهایمان پرداخت کنیم. مگی فیتزجرالد (هیلاری سوانک) یک قهرمان ورزشی کلاسیک نیست؛ نه ذاتا نابغه است و نه از آن‌هاست که متولد شده‌اند تا به ستاره تبدیل شوند. اما آنچه او دارد، سماجت است. سوانک این سماجت را بیشتر با فیزیک نشان می‌دهد؛ با نحوه ایستادن، نگاه کردن، مشت زدن و حتی نفس کشیدن.

در سوی دیگر رینگ، خود ایستوود ایستاده است. فرانکی دان، مربی سالخورده‌ای است که گویی از نجات دادن دیگران خسته شده اما به خاطر مگی، حاضر است که یک بار دیگر شانسش را امتحان کند. رابطه‌ی این دو، آرام‌آرام از یک قرارداد حرفه‌ای به چیزی شبیه پدر و دختر تبدیل می‌شود.  و البته نمی‌تواند از مورگان فریمن گذشت؛ راوی‌ قصه و کسی که حضورش مثل وجدان بیدار فیلم عمل می‌کند. شخصیت او، پلی است میان خشونت رینگ و سکوت‌های بیرون از آن؛ میان ایمان و تردید. صدای فریمن، به فیلم آرامشی تلخ می‌بخشد.

اما چیزی که «محبوب میلیون دلاری» را از دیگر فیلم‌های ورزشی متمایز می‌کند، چرخش تاریک و بی‌رحمانه‌ی داستان است؛ جایی که ایستوود شجاعانه ترمز می‌کشد و اجازه نمی‌دهد فیلم در مسیر قابل‌پیش‌بینیِ پیروزی حرکت کند. از این لحظه به بعد، مبارزه‌ی اصلی دیگر روی رینگ نیست؛ در اتاق‌های بیمارستان است. فیلم، در این دقایق از ورزشی بودن عبور می‌کند و به یک درام اخلاقی تمام‌عیار تبدیل می‌شود.

«محبوب میلیون دلاری» از معدود فیلم‌های ورزشی‌ است که توانست جایزه‌ی اسکار بهترین فیلم را از آن خود کند. شاید به خاطر نگاه صادقانه‌ای که به ورزش دارد. فیلم یادآوری می‌شود که گاهی، شجاعانه‌ترین کار، نه ادامه دادن مبارزه، بلکه پذیرفتن پایان آن است. «محبوب میلیون دلاری» فیلمی نیست که هر وقت دلتان گرفت سراغش بروید اما فیلمی است که وقتی می‌بینید، تا مدت‌ها رهایتان نمی‌کند.

7- کرید (Creed)

فیلم‌های ورزشی قرن 21

  • سال اکران: 2015
  • کارگردان: رایان کوگلر
  • بازیگران: مایکل بی.جردن، سیلوستر استالونه، تسا تامپسون، فیلیسیا رشاد، آنتونی بلیو، آندره وارد، ریچی کاستر
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.6 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 95 از 100

پیش از آنکه مجموعه‌ی «راکی» رو به زوال برود و حتی فکاهی بشود (خصوصا در قسمت چهارم و پنجم)، قسمت اول در سال 1976، فیلمی ساده اما شدیدا الهام‌بخش بود که داستان زندگی یک بوکسور پرتلاش را روایت می‌کرد؛ جوانی که برای رسیدن به قله‌های افتخار مبارزه می‌کند. سیلوستر استالونه فیلم‌نامه‌ را نوشت و نقش اصلی را هم در نهایت برعهده گرفت. او نقش راکی را با تمام وجود بازی کرد و هیچ‌کس را نمی‌توان به عنوان جایگزین او متصور شد. کسی انتظار نداشت که این مجموعه روزی به اوج برگردد اما این اتفاق با «کرید» رخ داد، فیلمی که آن را باید یک بازسازی معنوی از «راکی» اصلی بدانیم. ماجراها پیرامون آدونیس -دانی- جانسون (مایکل بی. جردن)، پسر نامشروع آپولو کرید، بوکسور افسانه‌ای، می‌چرخد.

آدونیس که در کودکی زندگی سختی داشته، از شغل ثابت خود در لس‌آنجلس استعفا می‌دهد تا رویای بوکسور شدن را دنبال کند. او به فیلادلفیا سفر می‌کند تا از راکی بالبوآ (سیلوستر استالونه)، رقیب و دوست قدیمی پدرش، بخواهد مربی‌اش شود. آدونیس با گذشته‌ای که سایه‌ای سنگین بر او انداخته، باید هویت خود را پیدا کند و در رینگ ثابت کند که چیزی بیش از یک نام خانوادگی است. او در فیلادلفیا، با چالش‌های غیرمنتظره‌ای روبه‌رو می‌شود، و یک مسابقه‌ی مهم در پیش دارد شاید سرنوشت او را برای همیشه تغییر دهد.

رایان کوگلر آن روزها چهره‌ی سرشناسی به حساب نمی‌آمد و تنها «ایستگاه فروتویل» را ساخته بود؛ بنابراین کسی نمی‌دانست که او چنین پروژه‌ی بزرگی را چگونه عرضه می‌کند. خوشبختانه، کوگلر کسی را ناامید نکرد؛ این فیلم ضمن ادای احترام به ریشه‌های مجموعه، حرف‌های تازه‌ای برای گفتن دارد و این فیلمساز هم انتخاب‌های فنی درست، مانند استفاده از نماهای بلند، حس واقع‌گرایی را به بهترین شکل به بیننده منتقل می‌کند. اینجا بازی احساسی و فیزیکی مایکل بی. جردن را هم نباید نادیده بگیریم و البته سیلوستر استالونه را، بازیگر کهنه‌کاری که انتظار می‌رفت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را هم به خانه ببرد. «کرید» بی‌تردید از بهترین فیلم‌های ورزشی قرن 21 است و حتی اگر به چنین آثاری علاقه‌ای ندارید، تماشای آن را توصیه می‌کنیم.

6- چلنجرز (Challengers)

فیلم‌های ورزشی قرن 21

  • سال اکران: 2024
  • کارگردان: لوکا گوادانینو
  • بازیگران: زندایا، جاش اوکانر، مایک فیست، شین هریس، هیلی گیتس، ای جی لیستر، جین جنسن، دارنل اپلینگ
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 88 از 100

در مقدمه اشاره کردیم که فیلم‌های ورزشی تقریبا هیچ‌وقت فقط درباره امتیاز، برد یا آنچه داخل میدان مسابقه رخ می‌دهد نیستند. شاید هیچ فیلمی این حقیقت را به ‌اندازه‌ی «چلنجرز» عیان نکند؛ یک درام جذاب و متفاوت درباره تنیس. لوکا گوادانینو اینجا با جسارت، ورزش را به کار می‌گیرد تا رابطه، میل و قدرت را موشکافی کند. بنابراین، فیلم شاید در سطح ظاهری، درباره تنیس باشد اما در حقیقت، ورزش دستاویزی برای برای حرف زدن از کشش‌های عاطفی و روانی است.

ماجراها پیرامون یک مثلث عشقی چندساله میان تاشی (زندایا)، آرت (مایک فیست) و پاتریک (جاش اوکانر) اتفاق می‌افتد؛ رابطه‌ای که در آن رقابت ورزشی و رقابت احساسی در هم تنیده‌ شده‌اند. گوادانینو میل، حسادت و جاه‌طلبی را نه فقط در دیالوگ‌ها، بلکه در بدن‌ها، نگاه‌ها و حتی نحوه‌ی ضربه زدن به توپ تنیس به تصویر می‌کشد. اینجا هر رقابت ورزشی، استعاره‌ای از یک کشمکش عاطفی است و هر مسابقه، ادامه‌ی جنگی شخصی که سال‌هاست جریان دارد.

سبک کارگردانی سیال گوادانینو باعث می‌شود تماشاگر مدام حس کند وسط میدان ایستاده. این تجربه‌ی نفس‌گیر با تشکر از فیلمنامه‌ی هوشمندانه جاستین کوریتزکس و موسیقی کوبنده‌ی ترنت رزنر و آتیکوس راس تشدید می‌شود؛ و این موسیقی مو به تن شما سیخ خواهد کرد! «چلنجرز» یک درام ورزشی متعارف نیست، فرمول‌ها را تغییر می‌دهد و حتی گاهی رویدادها را اغراق‌شده عرضه می‌کند تا قدرت روایت را افزایش دهد. برخلاف «محبوب میلیون دلاری»، این فیلم را می‌توانید دوباره تماشا کنید و دقیقا به اندازه بار اول، هیجان‌زده شوید.

بهترین سریال‌های ورزشی که باید تماشا کنید

5- هر کی یک چیزی می‌خواد (Everybody Wants Some)

فیلم‌های ورزشی قرن 21

  • سال اکران: 2016
  • کارگردان: ریچارد لینکلیتر
  • بازیگران: بلیک جنر، زوئی دویچ، رایان گوزمن، تایلر هوچلین، وایت راسل، گلن پاول، فارست ویکری، سوفیا تیلور علی
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.9 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 87 از 100

«هر کی یک چیزی می‌خواد» ریچارد لینکلیتر را باید دنباله‌ی معنوی فیلم کالت و جریان‌ساز او، «مات و مبهوت» بدانیم؛ با این تفاوت که به جای نوجوانان دبیرستانی، تمرکز بر ورزشکاران دانشگاهی است. فیلم در مقایسه با دیگر آثار ورزشی، جهان‌بینی کاملا متفاوتی هم دارد، در حقیقت با اینکه درباره بیسبال است، اما آن را تا حد زیادی به حاشیه می‌راند و بیشتر علاقه‌مند تا نحوه گذران وقت ورزشکاران در فاصله‌ی بین مسابقات را بررسی کند.

از این نظر، فیلم اساسا مسیر مخالف «ایفوس» را می‌رود. اگر آن فیلم درباره‌ی بازی کردن بیسبال بود، این یکی درباره‌ی زندگی کردن در حاشیه‌ی آن است. داستان درباره گروهی از بازیکنان تیم بیسبال دانشگاهی در تگزاس است که در آخرین هفته‌ی تابستان 1980، پیش از شروع ترم و فصل مسابقات، وقت خود را صرف خوش‌گذرانی، معاشرت، شوخی، مهمانی و آزمودن هویت فردی و جمعی‌شان می‌کنند. مسابقه‌ای در کار نیست، اما رقابت -در اشکال دیگرش- همچنان جریان دارد؛ رقابت برای دیده شدن، برای برتری، و برای یافتن جایگاه در جمع.

علی‌رغم فقدان صحنه‌های کلاسیک بازی بیسبال، «هر کی یک چیزی می‌خواد» به اندازه‌ی هر فیلم ورزشی دیگری درباره‌ی کار تیمی، برادری و آن حس نوستالژیکی است که فقط ورزش می‌تواند بسازد. ریچارد لینکلیتر با مهارت همیشگی‌اش در ثبت جزئیات زندگی روزمره، لحظات به‌ظاهر پیش‌پاافتاده را به خاطراتی سینمایی و ماندگار تبدیل می‌کند. برای او حال‌وهوا ساختن اولویت دارد و می‌خواهد حس «بودن» در کنار اعضای یک تیم، خارج از میدان مسابقه را تجربه کنیم.

برای اکثر تماشاگران (به‌ویژه کسانی که زمانی ورزشکار بوده‌اند)، فیلم، بازگشتی به خاطرات خوب گذشته است. حتی اگر این فیلم را به کلی نادیده بگیرید، به یک نکته‌ی مهم باید اشاره کرد، «هر کی یک چیزی می‌خواد» گوشه‌ای از کاریزمای گلن پاول را نشان داد. او تقریبا هرصحنه‌ای را می‌دزدد و این نوید را می‌دهد که در آینده به یک ستاره‌ی محبوب تبدیل خواهد شد. اتفاقی که رخ داد.

4- عشق و بسکتبال (Love & Basketball)

فیلم‌های ورزشی قرن 21

  • سال اکران: 2000
  • کارگردان: جینا پرینس-بایدوود
  • بازیگران: سنا لیثن، عمر اپس، دنیس هیزبرت، دبی مورگان، الفری وودارد، رجینا هال، شار جکسون، تایرا بنکس، هری لنیکس
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.2 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 86 از 100

اکثر فیلم‌های ورزشی یک خط داستانی عاشقانه دارند اما تعداد معدودی از آن‌ها واقعا درباره یک رابطه هستند که دلیل واضحی دارد؛ وقتی بخش عمده‌ای از زمان روایت باید صرف ساختن پیوندی باورپذیر میان شخصیت و ورزش شود، فضای کافی برای پرداخت یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی عمیق با دو شخصیت کار ساده‌ای نیست. با این حال، جینا پرینس-بایدوود در اولین و درخشان‌ترین تجربه‌ی کارگردانی و نویسندگی خود، «عشق و بسکتبال»، موفق به انجام همین کار می‌شود.

فیلم با دنبال کردن زندگی دو شخصیت اصلی‌اش، مونیکا (سانا لیثن) و کوینسی (عمر اپس)، از دوران کودکی تا بزرگسالی آغاز می‌شود. آن‌ها همسایه‌ها و دوستانی هستند که رابطه‌ی عشق‌ـ‌ -و نفرتشان- به‌تدریج شکل می‌گیرد و تکامل می‌یابد؛ رابطه‌ای که در تمام این سال‌ها، همواره پیرامون اشتیاق مشترکشان به بسکتبال می‌چرخد. زمین بازی، هم میدان رقابت آن‌هاست و هم صحنه‌ی بیان احساساتی که قادر به گفتنش نیستند.

فیلم با پرش‌های زمانی هوشمندانه (که یادآور ساختار روایی «وقتی هری سالی را دید…» است) دوران دبیرستان، دانشگاه و ورود به دنیای حرفه‌ای آن‌ها را پوشش می‌دهد و به ما می‌گوید که دنبال کردن یک رویای ورزشی چه فداکاری‌ها و شکست‌هایی را به همراه دارد. «عشق و بسکتبال» به‌ویژه در به تصویر کشیدن تفاوت مسیر زنان و مردان در ورزش حرفه‌ای، ظرافت کم‌نظیری دارد و خوشبختانه به دنبال شعار هم نیست.

نقطه‌ قوت اصلی فیلم در رویکرد جینا پرینس-بایدوود نهفته است. او مضامین مهمی مثل جاه‌طلبی، سازش، حسادت، جنسیت و عشق را به شکلی طبیعی در دل داستانی صادقانه عرضه می‌کند، کاری که به‌هیچ‌وجه آسان نبود. «عشق و بسکتبال» هم یک عاشقانه‌ی خوب است و هم یک فیلم ورزشی قابل اعتنا. گاهی، مهم‌ترین رقابت، نه در میدان رقابت، بلکه در قلب شخصیت‌ها رخ می‌دهد.

3- مراقب شکاف بودن (Minding the Gap)

فیلم‌های ورزشی قرن 21

  • سال اکران: 2018
  • کارگردان: بینگ لیو
  • بازیگران: کیره جانسون، زک مولیگان، بینگ لیو
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 100 از 100

هیچ فیلمی در این مقاله، به اندازه مستند نامزد اسکارِ بینگ لیو، «مراقب شکاف بودن» نمی‌تواند دیدگاه‌ها نسبت به چیستی «یک فیلم ورزشی» را تغییر دهد. این فیلم که گلچینی از ویدیوهای واقعی است (که طی یک دهه فیلمبرداری شده‌اند)، در ظاهر مستندی درباره اسکیت‌بردینگ است اما خیلی زود، به یکی از ملموس‌ترین کاوش‌های سینمایی درباره زخم‌های بین‌نسلی، مردانگی معاصر، نابرابری طبقاتی و تجربه بلوغ در جهان امروز تبدیل می‌شود.

فیلم بر بر زندگی سه مرد جوان (لیو، کیره و زک) تمرکز دارد؛ دوستانی که در راک‌فورد بزرگ شده‌اند و عشق مشترکشان به اسکیت‌برد آن‌ها را به هم نزدیک کرده است. اما با ورود به بزرگسالی، از هم فاصله می‌گیرند، چون زندگی‌شان تحت تاثیر خشونت خانگی، مشکلات روانی و فقر قرار گرفته است. لیو با شجاعتی کم‌نظیر، دوربین را نه‌تنها به سوی دوستانش، بلکه به سوی خود نیز می‌چرخاند و مرز میان فیلمساز و سوژه را مخدوش می‌کند.

با گذشت سال‌ها از زمان انتشارش، «مراقب شکاف باش» همچنان یکی از دقیق‌ترین بازتاب‌های زندگی در آمریکای قرن بیست‌ویکم است. اگر آن را یک فیلم ورزشی می‌دانیم، به این دلیل اسن که نشان می‌دهد ورزش چگونه می‌تواند به پناهگاهی عاطفی، زبانی مشترک برای رهایی، و ابزاری برای کنار آمدن با دردهای عمیق زندگی باشد. گاهی مهم‌ترین نقش ورزش، این است که به اجازه می‌دهد تا در اوج سختی، ادامه دهیم و حتی به خودشناسی برسیم.

2- مارتی سوپریم (Marty Supreme)

فیلم‌های ورزشی قرن 21

  • سال اکران: 2025
  • کارگردان: جاش سفدی
  • بازیگران: تیموتی شالامی، گوئینت پالترو، اودسا آزیون، کوین اولیری، تایلر اکونما، ایبل فرارا، فرن درشر
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 94 از 100

«مارتی سوپریم» فیلم درخشانی است که شاید شما را به یاد آثاری مثل «راکی» بیندازد، فیلم‌هایی که در آن‌ها یک آدمِ آس‌وپاس و بااستعداد رویایی در سر دارد، معلمی پیدا می‌کند، یک بخش مونتاژِ تمرینی دارد و بر خلاف تمام احتمالات، پیروز می‌شود.«مارتی سوپریم» این الگو را می‌گیرد و کاملا به آن گند می‌زند! بله، اینجا هم یک آدم بااستعداد و آس‌وپاس با یک رویا وجود دارد، اما این یک دنیای پوچ و بی‌رحم است. هیچ‌کس نیست که به ما یا به او کمک کند. او باید تمام کارها را خودش به تنهایی انجام دهد. باید با دغل‌بازی و شیادی پیش برود. باید خودش را خوار و خفیف کند. او یک «آدم خوب» نیست؛ او فقط یک آدم است که باید به بقا ادامه می‌دهد و تا آخرین نفس زنده بماند.

ورزش پینگ ‌پنگ، اینجا بیشتر یک استعاره است. زندگی مدام چیزهایی را به سمت مارتی (تیموتی شالامی) پرتاب می‌کند؛ کسی که در ابتدا سرشار از قلدری و بلوف زدن است. اما وقتی می‌بیند رویایش دارد از دست می‌رود، دست به دامن هر چیزی می‌شود. برگ برنده‌ی فیلم، تیموتی شالامی است، شاید هیچ‌کس دیگری نمی‌توانست به این خوبی از پس نقش مارتی بربیاید. او چندش‌آور، حیله‌گر، احساساتی، خودخواه و مهربان است و هماهنگی شگفت‌انگیزی با دیگر بازیگرانِ، خصوصا گوئینت پالترو دارد.

مارتی شاید شخصیت قابل دفاعی نباشد اما جسارتش تحسین برانگیز است. او حتی در بن‌بست هم راهش را پیدا می‌کند. او درمی‌یابد که بزرگترین دوئلش احتمالا نه در برابر رقیب ژاپنی، بلکه در برابر خودِ زندگی است. «مارتی سوپریم» حرف‌هایی می‌زند که گاهی دست نداریم بشنویم، اینکه رویاها فقط با اشتیاق محض یا سخت‌کوشی به حقیقت تبدیل نمی‌شوند. گاهی باید قوانین را خم کرد و حتی از مسیر اصلی منحرف شد. گاهی باید اشتباه کرد و خودخواه بود. فیلم البته یک کلاس درس اخلاقی نیست اما حرف‌های تفکربرانگیزی می‌زند.

8 فیلم ورزشی جذاب شبیه «مارتی سوپریم» که باید ببینید

1- مانیبال (Moneyball)

فیلم‌های ورزشی قرن 21

  • سال اکران: 2011
  • کارگردان: بنت میلر
  • بازیگران: برد پیت، جونا هیل، فیلیپ سیمور هافمن، رابین رایت، کریس پرت، رید دایموند، برنت جنینگز، جک مک‌گی
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.6 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 94 از 100

در میان فیلم‌های ورزشی قرن 21، به سختی می‌توانید اثری بهتر از «مانیبال» پیدا کنید. ساخته‌ی بنت میلر، داستان اینکه چگونه پذیرشِ شیوه‌های نوین بیلی بین (برد پیت)، منجر به فصل جادویی 2000 تیم اوکلند اتلتیکس شد را روایت می‌کند. بله، فیلم در ظاهر درباره آمار، الگوریتم‌ها و تحلیل‌های ریاضی است، اما اگر دقیق‌تری به آن نگاه کنیم، با یک مطالعه‌ی شخصیتیِ دقیق و انسانی مواجه‌ایم؛ کنکاشی در شخصیت مردی که رابطه‌ی پیچیده‌ای با ورزش دارد.

بیلی بین، مدیر تیم بیس بال اوکلند اتلتیک است. تیم او در زمان مدیریت وی نتایج خوبی نگرفته و به هین دلیل همه او را مدیری ناموفق می‌دانند. به دلیل همین نتایج ضعیف، بیلی سه تن از بهترین بازیکنان خود را از دست می‌دهد و تیم او در آستانه‌ی فروپاشی قرار می‌گیرد. اما بیلی که در ابتدا ناامید شده بود، تصمیم می‌گیرد تا سر و سامانی به وضعیت خود و تیمش بدهد. در این میان او با یک تحلیل‌گر آشنا می‌شود که ایده‌ای انقلابی دارد. این تحلیل‌گر معتقد است که می‌توان بر اساس یک سری فرمول‌های ریاضی و داده‌های مشخص، بازیکنانی با قیمت پایین اما کاربردی استخدام کرد و به موفقیت رسید.

برد پیت در یکی از درخشان‌ترین نقش‌آفرینی‌های کارنامه‌اش، به شخصیتی جان می‌بخشد که میل به پیروزی و ترمیم زخم‌های شکست‌های گذشته، نه‌تنها مسیر حرفه‌ای، بلکه هویت فردی‌اش را شکل داده است. بیلی بین، مدیری نیست که صرفا بخواهد برنده شود؛ او می‌خواهد ثابت کند قواعد ناعادلانه‌ی بازی را می‌توان از نو نوشت. همین کشمکش درونی است که تصمیم‌های جسورانه و گاه نامتعارف او را توجیه می‌کند و «مانیبال» را از فیلم‌های ورزشی معمولی متمایز.

«مانیبال» فشارها و ریسک‌های ورزش حرفه‌ای را در کنار یک ایده‌ی محوری به تصویر می‌کشد؛ اینکه موفقیت همیشه به معنای قهرمانی یا جام نیست، بلکه گاهی در بازتعریف خودِ مفهوم «موفقیت» معنا پیدا می‌کند. ما می‌بینیم که چگونه با تغییر رویکرد، می‌توان نتایج، ارزش‌ها و حتی معیارهای قضاوت را دگرگون کرد. «مانیبال»

منبع: tasteofcinema

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

یک دیدگاه
  1. Sara

    Cindrella Man هم فیلم خوبیه تو این ژانر

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما