۲۰ سریال نوجوانانه برتر تاریخ؛ از «۱۳ دلیل برای اینکه» تا «فریکها و گیکها»
چالشها و دشواریهای دوران نوجوانی همواره برای مخاطبان تلویزیون جذابیت داشتهاند. این موضوع امروزه بهویژه با رقابت شبکهها و پلتفرمهایی همچون نتفلیکس، اچبیاو، هولو، شوتایم، افاکس و دیگران برای تسلط بر فضای فرهنگی و سلیقه روز جامعه مشهود است؛ رقابتی که در آن سریالهای درام متمرکز بر نوجوانان، با تکیه بر نقاط قوت خلاقانه و متنوعی ساخته میشوند. با پیچیدهتر و غنیتر شدن روایتهای تلویزیونی، طبیعی است که نگاه ما به داستانهای مربوط به جوانان و نوجوانان نیز دستخوش تحول شده باشد.
از «سرخوشی» گرفته تا «یلوجکتها»، شخصیتهای نوجوان در چند سال گذشته، از غنیترین و عمیقترین شخصیتهایی هستند که تاکنون خلق شدهاند. از آنجا که زندگی در دوران نوجوانی ترکیبی است از شادی و غم، خنده و تراژدی، و هیجانات غریزی و هراسهای دلهرهآور، فهرست پیشرو محدود به ژانر خاصی نیست؛ این انتخابها طیف وسیعی از انیمیشن و کمدی موقعیت گرفته تا داستانهای معمایی-جنایی و علمی-تخیلی را در بر میگیرند. با این حال، آثار متعددی نیز در این لیست وجود دارند که تماموکمال بر فراز و نشیبهای دراماتیکِ این دوران پرالتهاب زندگی تمرکز دارند؛ چرا که گاهی همین درام خالص، همان چیزی است که به آن نیاز داریم. در ادامه اینجا ۲۰ مورد از بهترین سریالهای تلویزیونی با محوریت نوجوانان را معرفی میکنیم.
20. Riverdale
سالهای پخش: ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳
سازندگان: روبرتو آگویره ساکاسا
بازیگران: کیجی آپا، لیلی راینهارت، کامیلا مندس، کول اسپراوس

این سریال را میتوان نسخهای جذاب، اغراقآمیز و بزرگسالانه از دنیای کمیکهای آرچی دانست که در اواخر دهه ۲۰۱۰ به یکی از محبوبترین درامهای نوجوانانه شبکه CW تبدیل شد. داستان با ماجرایی معمایی و حالوهوایی شبیه سریال «توئین پیکس» آغاز میشود، اما خیلی زود از یک معمای جنایی ساده فاصله میگیرد و به ترکیبی آشفته از درام عاشقانه، رازهای خانوادگی، اتفاقات فراطبیعی و اجراهای موسیقی غیرمنتظره تبدیل میشود. کیجی آپا در نقش آرچی اندروز، لیلی راینهارت در نقش بتی کوپر، کول اسپراوس در نقش جاگهد جونز، مدلین پچ در نقش شرل بلاسم و کامیلا مندس در نقش ورونیکا لاج، شخصیتهای اصلی این دنیای پرماجرا را به تصویر میکشند.
یکی از دلایل اصلی محبوبیت ریوردیل، روابط عاشقانه پیچیده و زوجهای پرطرفدار آن است، به خصوص رابته بتی و جاگهد و تا آرچی و ورونیکا. این روابط که در میان طرفداران با نامهای ترکیبی خاص خود شناخته میشوند، به ویژه در دو فصل نخست، موجی از بحث و هیجان در میان مخاطبان به راه انداختند. سریال همچنین با طراحی لباسهای چشمگیر، دیالوگهای بهیادماندنی، فضای نوآر و شخصیتهایی که مدام درگیر موقعیتهای عجیب میشوند، هویت بصری و روایی منحصربهفردی پیدا کرد. البته ریوردیل از همان ابتدا با انتقادهایی درباره منطق داستانی و فاصله گرفتن از واقعگرایی روبهرو بود و البته کیفیت سریال پس از دو فصل نخست به شدت افت کرد اما با وجود ضعفهایش، تاثیر قابلتوجهی گذاشت و به سکوی پرتابی برای شهرت بازیگران جوانش تبدیل شد. این مجموعه شاید همیشه از نظر داستانپردازی منسجم نباشد، اما ترکیب معما، عاشقانه، مد و آشوبهای داستانی، آن را به یکی از سرگرمکنندهترین و بحثبرانگیزترین درامهای نوجوانانه سالهای اخیر تبدیل کرده است.
19. Thirteen Reasons Why
سالهای پخش: ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰
سازندگان: برایان یورکی
بازیگران: دیلن مینت، کاترین لانگفورد، کریستین ناوارو، آلیشا بو

«۱۳ دلیل برای اینکه» یکی از بحثبرانگیزترین درامهای نوجوانانه نتفلیکس است که با روایتی تلخ و معمایی، به سراغ تاریکترین جنبههای زندگی در دبیرستان میرود. داستان با خودکشی هانا بیکر (کاترین لانگفورد) آغاز میشود که پیش از مرگش، ۱۳ نوار صوتی ضبط کرده و در هرکدام توضیح میدهد که چگونه رفتارها و تصمیمهای افراد مختلف در زندگیاش نقش داشتهاند. کلی جنسن (دیلن مینت)، همکلاسی هانا، پس از دریافت این نوارها، قدمبهقدم با رازهایی روبهرو میشود که نگاهش به دوستان و محیط اطرافش را تغییر میدهند. در نتیجه آنچه در ابتدا معمایی درباره مرگ یک دختر به نظر میرسد، به تدریج به روایتی پیچیده درباره قلدری، آزار فیزیکی، فشارهای اجتماعی، احساس تنهایی و پیامدهای پنهان رفتارهای به ظاهر ساده تبدیل میشود. یکی از مهمترین ویژگیهای سریال، شیوه روایت غیرخطی آن است که گذشته و حال را به هم پیوند میدهد و مخاطب را همراه کلی در مسیر کشف حقیقت قرار میدهد.
کاترین لانگفورد در نقش هانا و دیلن مینت در نقش کلی، اجراهایی تاثیرگذار ارائه میکنند و شخصیتهایی را به تصویر میکشند که با احساس گناه، خشم، اندوه و ناتوانی در درک اتفاقات گذشته دستوپنجه نرم میکنند. این سریال بیشتر به دلیل پرداخت صریح به موضوع خودکشی و مسائل حساس نوجوانان، به یکی از جنجالیترین سریالهای نسل خود تبدیل شد. البته کیفیت سریال در همان فصل اول در اوج است و بهتر است که همان فصل اول را تماشا کنید چرا که پایانبندی آن هم شایسته است و نیازی به تماشای سه فصل دیگر نیست. هرچند سریال در فصلهای بعدی از معمای اولیه مرگ هانا فراتر میرود و به پیامدهای آن برای دانشآموزان، خانوادهها و مسئولان مدرسه میپردازد اما نمیتوانند جذابیت فصل نخست را تکرار کند.
18. America to Me
سالهای پخش: 2018
سازندگان: استیو جیمز

یکی از دلایلی که با وجود گسترش چشمگیر برنامههای تلویزیونی واقعنما در قرن بیستویکم، کمتر شاهد حضور نوجوانان در این آثار بودهایم، نگرانی درباره بهرهکشی از شرکتکنندگان و نقض حریم خصوصی آنهاست. حتی در بهترین نمونهها نیز این ژانر به دلیل نمایش بیپرده زندگی شخصی افراد و تبدیل لحظات خصوصی آنها به سرگرمی مخاطبان، بارها مورد انتقاد قرار گرفته است؛ به همین دلیل، کمتر پدر و مادری حاضر میشود فرزند نوجوانش را در معرض چنین تجربهای قرار دهد. با این حال، مستند America to Me به کارگردانی استیو جیمز، نمونهای متفاوت از این ژانر است. این مجموعه دهقسمتی با همکاری دانشآموزان و مسئولان دبیرستان اوک پارک اند ریور فارست در منطقه شیکاگو ساخته شد و زندگی ۱۲ دانشآموز را در طول یک سال تحصیلی دنبال میکند. دوربین در این مدت، فرازونشیبهای زندگی روزمره آنها را ثبت میکند و تصویری از تجربه نوجوانی، چالشهای مدرسه و مسائل اجتماعی ارائه میدهد.
اگرچه شبکه استارز نتوانست آنطور که باید این مجموعه را به مخاطبان معرفی کند و سریال هنگام پخش بازتاب چندانی در فرهنگ عامه نداشت، اما این موضوع از ارزشهای آن نمیکاهد. سریال با رویکردی هوشمندانه، تاملبرانگیز و بهدور از جنجالسازی، به موضوعات مهم اجتماعی میپردازد و بهجای تکیه بر حاشیهها و لحظات شوکهکننده، تلاش میکند تجربه واقعی دانشآموزان را به تصویر بکشد. همین نگاه واقعگرایانه باعث شده است که اثر، حتی فراتر از زمان پخش خود، همچنان دیدنی و قابل تامل باقی بماند. از دیگر آثار قابلتوجه در این زمینه نیز میتوان به مستند Citizen Nation و مجموعه Social Studies اشاره کرد.
17. Beverly Hills, 90210
سالهای پخش: ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰
سازندگان: دارن استار
بازیگران: جیسون پریستلی، شنن دوهرتی، جنی گارث، لوک پری

کمتر سریالی توانسته است نام یک منطقه جغرافیایی را تا این اندازه در فرهنگ عامه ماندگار کند. «بورلی هیلز، ۹۰۲۱۰» که اغلب با نام کوتاه «۹۰۲۱۰» شناخته میشود، در سال ۱۹۹۰ بهعنوان یک درام نوجوانانه پر از روابط عاشقانه و رسواییهای خانوادگی روی آنتن فاکس رفت. داستان در ابتدا درباره دو برادر دوقلو از مینیاپولیس بود که باید خودشان را با زندگی تازه در دبیرستانی در کالیفرنیا وفق میدادند؛ اما این ایده ساده به تدریج گسترش یافت و به روایتی گسترده درباره دشواریهای بزرگ شدن، روابط خانوادگی، عشق، دوستی و چالشهای اجتماعی تبدیل شد. این سریال توسط دارن استار با بازیگرانی همچون توری اسپلینگ، شنن دوهرتی، لوک پری و جیسون پریستلی، خیلی زود به پدیدهای تلویزیونی تبدیل شد.
در اوج محبوبیت، هر هفته بیش از ۲۰ میلیون نفر آن را تماشا میکردند و مخاطبان برای تماشای ترکیبی از آفتاب کالیفرنیا، تفریحات ساحلی، روابط عاشقانه و رسواییهای نوجوانانه پای تلویزیون مینشستند. موفقیت چشمگیر سریال نه تنها به تثبیت جایگاه شبکه تازهتاسیس فاکس کمک کرد، بلکه مسیر را برای ساخت بسیاری از درامهای نوجوانانه بعدی هموار ساخت. البته بورلی هیلز، ۹۰۲۱۰ هیچگاه سریالی بینقص نبود. گاهی داستانهایش بیش از حد ملودراماتیک میشدند و کیفیت بازیها نیز، بهویژه در فصلهای ابتدایی، یکدست نبود. با این حال، شخصیتها و خود سریال به مرور رشد کردند و توانستند مخاطبان را با داستانهایی درباره مشکلات واقعی نوجوانان درگیر کنند. این مجموعه چنان تاثیری بر تلویزیون گذاشت که بسیاری از آثار موفق سالهای بعد، مستقیم یا غیرمستقیم از الگوی آن الهام گرفتند.
16. One Tree Hill
سالهای پخش: ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۲
سازندگان: مارک شوآن
بازیگران: چاد مایکل موری، جیمز لافرتی، هیلاری برتون، سوفیا بوش، بتانی جوی لنز

«وان تری هیل» از آن دسته سریالهایی است که هویت آن بیش از هر چیز با شهری که داستان در آن جریان دارد، گره خورده است. این مجموعه در ابتدا با رقابت میان دو برادر ناتنی، لوکاس اسکات و نیتن اسکات، آغاز میشود که دو نوجوانی هستند که برای به دست آوردن جایگاه خود در تیم بسکتبال دبیرستان، جلب توجه دخترها و کسب محبت پدرشان با یکدیگر رقابت میکنند. اما داستان به تدریج از این رقابت فراتر میرود و به روایتی پیچیدهتر درباره زندگی در شهر کوچک تری هیل در کارولینای شمالی تبدیل میشود که گذشته والدین شخصیتهای اصلی و تصمیمهای دوران نوجوانی آنها، سالها بعد همچنان بر زندگی فرزندانشان تاثیر میگذارد.
بخش مهمی از جذابیت سریال به روابط عاشقانه پرتنش آن بازمیگردد از جمله مثلث عشقی شخصیتهای اصلی و رابطه صمیمانه و ازدواج دوستداشتنی نیتن و هیلی جیمز. در کنار این روابط، داستانهای غافلگیرکننده و گاه تراژیک، مخاطبان را پیوسته در انتظار اتفاقات بعدی نگه میدارند. سریال در طول ۹ فصل، با تمرکز بر عشق، دوستی، رقابت، فقدان و حسرت، تصویری احساسی و پرتنش از دوران دبیرستان ارائه میدهد؛ تصویری که گاهی چنان اغراقآمیز و اندوهبار میشود که کمتر مجموعه نوجوانانهای میتواند با آن رقابت کند.
15. Pen15
سالهای پخش: 2019 تا 2021
سازندگان: مایا ارسکین، آنا کانکل و سم زیبلمن
بازیگران: مایا ارسکین، آنا کانکل، موتسوکو ارسکین، ریچارد کارن

بسیاری از سریالهای نوجوانانه، دوران دبیرستان را جهنمی تمامعیار به تصویر میکشند اما هیچکدام نمیتوانند با حجم شرمندگیها، تحقیرها و موقعیتهای خجالتآوری رقابت کنند که در دوران راهنمایی انتظار نوجوانان را میکشد. پن۱۵ با نگاهی دقیق و بیپرده، دردسرها و وحشتهای کلاس هفتم را به شکلی کمنظیر به تصویر میکشد. این کمدی تلخ که داستانش در سال ۲۰۰۰ میگذرد، تجربه بزرگ شدن را با تمام لحظات دردناک، مضحک و شرمآورش روایت میکند و تجربهای را ارائه میدهد که گاهی خندهدار است و گاهی از شدت واقعگرایی، تماشایش به کاری دشوار تبدیل میشود. مایا ارسکین و آنا کانکل این سریال را به همراه سم زیبلمن خلق کردهاند و خودشان نیز در نقش نسخههای خیالی ۱۳ سالگیشان ظاهر میشوند؛ آن هم در کنار گروهی از نوجوانان واقعی و شاید در نگاه اول، دیدن دو زن بزرگسال در نقش دختران راهنمایی کمی عجیب به نظر برسد، اما بازیهای باورپذیر آنها بهسرعت این فاصله را از بین میبرد. مایا و آنا دخترانی نیستند که در مرکز توجه مدرسه قرار داشته باشند؛ آنها از آن دسته نوجوانانی هستند که تلاش میکنند با تغییر ظاهر، جلب توجه پسرها و کنار آمدن با روابط دوستی پیچیده، جایگاه خودشان را پیدا کنند.
یکی از جذابترین ویژگیهای پن۱۵، بازسازی دقیق فضای اوایل دهه ۲۰۰۰ است. از دستگاههای پخش سیدی و شلوارهای خاکیرنگ گرفته تا صداهای آشنای اتصال اینترنت دایالآپ، جزئیات آن دوران با دقتی چشمگیر بازآفرینی شدهاند. با این حال، برای لذت بردن از سریال نیازی نیست آن سالها را به خاطر داشته باشید زیرا دغدغههای اصلی شخصیتها، از کنجکاویها و علاقه به پسرها گرفته تا اضطرابهای اجتماعی، احساس طردشدگی و تلاش برای پذیرفته شدن، تجربههایی آشنا برای بسیاری از نوجوانان هستند. طنز سریال گاهی به شدت خجالتآور میشود، اما در پس این موقعیتها، نگاهی عمیق به آسیبپذیریهای دوران بلوغ وجود دارد. پن۱۵ نشان میدهد که اتفاقاتی که در بزرگسالی پیشپاافتاده به نظر میرسند، در ۱۳ سالگی میتوانند به بحرانی تمامعیار تبدیل شوند. این سریال تنها دو فصل داشت، اما هر قسمت آن با ترکیب طنز جسورانه، نوستالژی و واقعگرایی احساسی، تصویری ماندگار از یکی از دشوارترین دورههای زندگی ارائه میدهد.
14. Boy Meets World
سالهای پخش: 1993 تا 2000
سازنده: مایکل جیکوبز و آوریل کلی
بازیگران: بن سویج، ویلیام دنیلز، بتسی رندل، ویل فریدل

سریال Boy Meets World از آن دست آثاری است که وقتی آن را تماشا کنید، با خود میگویید که دیگر کمتر سریالی شبیه آن ساخته خواهد شد؛ مجموعهای که با عشق و ظرافت، داستان بزرگ شدن کوری متیوز را در طول هفت فصل و بیش از 150 قسمت روایت میکند. کوری نوجوانی شوخطبع و مضطرب است که مسیر زندگیاش را از یک دانشآموز تنبل کلاس ششم تا مردی خانوادهدوست دنبال میکنیم. او در این مسیر، در کنار برادرش اریک، بهترین دوستش شان، عشق زندگیاش تاپانگا و آقای فینی، معلمی بداخلاق، با پیروزیها، شکستها و دشواریهای فراوانی روبهرو میشود و میکوشد در دنیایی که هنوز چیزهای زیادی برای آموختن از آن دارد، خودش باقی بماند.
این سریال که نخستین بار در سال ۱۹۹۳ از شبکه ABC پخش شد، در ابتدا قرار بود بخشی از برنامههای خانوادگی شبهای جمعه این شبکه باشد و شاید کمتر کسی پیشبینی میکرد که روزی به یکی از ماندگارترین آثار تلویزیونی درباره دوران بلوغ تبدیل شود. با این حال، ساخته مایکل جیکوبز و آوریل کلی خیلی زود نشان داد که فراتر از یک کمدی نوجوانانه معمولی است. سریال با ترکیب هوشمندانه طنز، لحظات تلخ و روایتهای احساسی، به موضوعاتی میپرداخت که مخاطبان در سنین مختلف میتوانستند با آنها ارتباط برقرار کنند.
13. Never Have I Ever
سالهای پخش: 2020 تا 2023
سازنده: میندی کالینگ و لانگ فیشر
بازیگران: میتری راماکریشنان، پورنا جاگاناتان، ریچا مورجانی، یارن لوئیسون

سریال Never Have I Ever ساخته میندی کالینگ و لانگ فیشر، یکی از نمونههای درخشان کمدیهای نوجوانانه است که با ظرافت میان طنز پرهیاهو و لحظات تلخ و احساسی دوران بلوغ تعادل برقرار میکند. این سریال نتفلیکس داستان دوی ویشواکومار، نوجوان هندیآمریکایی ساکن لسآنجلس را روایت میکند که پس از مرگ پدرش، تلاش میکند زندگیاش را از نو بسازد و با چالشهای دبیرستان کنار بیاید. او در مسیر پیدا کردن عشق، جایگاه اجتماعی و هدفی برای آیندهاش، با احساسات پیچیدهای روبهرو میشود که گاهی به موقعیتهایی خندهدار و گاهی به تجربههایی دردناک ختم میشوند. میتری راماکریشنان از همان فصل نخست، با اجرای دوستداشتنی و باورپذیرش، دوی را به شخصیتی تبدیل میکند که به راحتی میتوان با او ارتباط برقرار کرد. این جذابیت در فصلهای بعدی نیز بیشتر میشود که در آنها اشتباهات، تصمیمهای عجولانه و تلاشهای گاها بینتیجه او برای تغییر دادن خودش، تصویری صادقانه از فرازونشیبهای نوجوانی ارائه میدهند.
سریال در چهار فصل دهقسمتی، با ریتمی سنجیده و فیلمنامههایی هوشمندانه، به موضوعاتی مانند سوگواری، هویت فرهنگی، روابط خانوادگی، عشق و نیاز به پذیرفته شدن میپردازد؛ آن هم بدون اینکه طنز تند و شوخیهای پرجنبوجوشش را قربانی فضای احساسی داستان کند. میتوان گفت که نقطه قوت اصلی سریال، نمایش واقعگرایانه و چندلایه فرایند بزرگ شدن است. سریال نشان میدهد که تجربه نوجوانی میتواند همزمان آشفته، شیرین، خندهدار و بهشدت دردناک باشد. نگاه فرهنگی میندی کالینگ و گروه نویسندگانش نیز به داستان هویتی متمایز میبخشد و تجربه نوجوانان هندیآمریکایی را با جزئیاتی ملموس به تصویر میکشد. در نتیجه با سریالی روبرو هستیم که کمدی درامی تاثیرگذار است که در کنار سرگرم کردن مخاطب، تصویری جامع از پیچیدگیهای بلوغ در آمریکای دهه ۲۰۲۰ ارائه میدهد.
12. Gossip Girl
سالهای پخش: 2007 تا 2012
سازنده: جاش شوارتز
بازیگران: بلیک لایولی، لایتن میستر، پن بدجلی، چیس کرافورد

سریال Gossip Girl ساخته جاش شوارتز، بیش از آنکه به راز هویت گرداننده وبلاگ مرموزش وابسته باشد، با شخصیتهای دردسرساز، روابط عاشقانه پرشور و زندگی تجملاتی نوجوانان ثروتمند نیویورک جذابیت پیدا میکرد. این سریال که پس از موفقیت «او.سی.» (.The O.C) ساخته شد، گروهی از نوجوانان مرفه منهتن را دنبال میکند که کوچکترین اتفاقات زندگیشان از طریق وبلاگی ناشناس افشا میشود. در میان آنها، دن هامفری (پن بدجلی)، پسری تنها از بروکلین، جایگاهی متفاوت دارد و از بیرون به دنیای پرزرقوبرق همسنوسالان ثروتمندش نگاه میکند. این سریال با لباسهای گرانقیمت، مدل موهای چشمگیر، هدبندهای رنگارنگ و سبک زندگی تجملاتی شخصیتهایش، به رویای بسیاری از نوجوانان درباره زندگی بیدغدغه و پرزرقوبرق جان میبخشید؛ دنیایی که در آن پول ظاهرا هیچ محدودیتی ایجاد نمیکرد و رسواییها و روابط پیچیده، بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره بودند.
با این حال، جذابیت سریال فقط به تجملات و شایعات محدود نمیشد. بازیگران توانمند، داستانهای پرتنش و روابط عاطفی پیچیده، آن را به پدیدهای فرهنگی تبدیل کردند که به شهرت ستارههایی مانند بلیک لایولی، لیتون میستر، پن بدجلی و چیس کرافورد کمک کرد. در این میان، بلر والدورف با بازی لیتون میستر یکی از درخشانترین شخصیتهای سریال بود. او در قالب دختری جاهطلب و پیچیده که استایل خاصش به الگویی محبوب برای طرفداران تبدیل شد، رابطه عاشقانه پرمخاطرهای با چاک بس (اد وستویک) از همان قسمتهای ابتدایی داشت که آتش هیجان و تنش داستان را شعلهور کرد و به یکی از ماندگارترین روابط عاشقانه تلویزیون تبدیل شد.
11. Derry Girls
سالهای پخش: 2018 تا 2022
سازنده: لیزا مکگی
بازیگران: مونیکا جکسون، لوئیزا هارلند، نیکولا کافلن، جیمیلی اودانل

بخش زیادی از تصویری که از فرهنگ نوجوانان در ذهن داریم، تحت تاثیر رسانهها و نگاه آمریکایی شکل گرفته است؛ به همین دلیل، حالوهوای کاملا ایرلندی و بیپروای «دختران دری» (Derry Girls) بیش از پیش دوستداشتنی به نظر میرسد. این کمدی سیاه و پر از لحظات خندهدار که لیزا مکگی آن را خلق کرده، در دهه ۱۹۹۰ و سالهای پایانی درگیریهای سیاسی ایرلند شمالی جریان دارد. داستان درباره چهار دختر نوجوان ایرلندی و یک پسر انگلیسی بداقبال است که در مدرسهای کاتولیک و دخترانه درس میخوانند و در میان بمبگذاریها و ناآرامیهای سیاسی، با دغدغههای معمول نوجوانی از خجالت کشیدن در برابر کسی که دوستش دارند تا دست انداختن نخستین پسری که به مدرسهشان آمده است، دستوپنجه نرم میکنند. نقطه قوت اصلی سریال، فیلمنامه هوشمند و طنز بیرحمانه آن است.
مکگی با مهارتی کمنظیر، موقعیتهای تلخ و پیچیده سیاسی را به بخشی از زندگی روزمره شخصیتها تبدیل میکند، بیآنکه اجازه دهد فضای داستان بیش از اندازه سنگین شود. اگرچه سریال به تاثیر روند صلح ایرلند شمالی و تنشهای سیاسی بر زندگی و جهانبینی نوجوانان میپردازد، در درجه نخست اثری سرگرمکننده و سرشار از شوخیهای سرگرمکننده است. همین تعادل میان طنز تلخ، نوستالژی دهه ۹۰ و پرداخت واقعگرایانه به دوران بلوغ، آن را به تجربهای متفاوت در میان کمدیهای تلویزیونی تبدیل میکند. این وسط بازیهای درخشان مونیکا جکسون، لوئیزا هارلند، نیکولا کوگلن، جیمیلی اودانل و دیلن لوولین نیز نقش مهمی در جذابیت سریال دارند. شخصیتها با تمام تفاوتها و دردسرهایشان، تصویری باورپذیر از نوجوانانی ارائه میدهند که حتی در بحرانیترین شرایط هم حاضر نیستند دغدغههای معمول این دوره از زندگی را کنار بگذارند.
10. Glee
سالهای پخش: 2009 تا 2015
سازنده: رایان مورفی
بازیگران: دیانا اگرون، کریس کولفر، دارن کریس، جسلین گیلسیگ

با وجود اینکه میتوان سریال Popular را یکی از بهترین آثار رایان مورفی درباره دوران دبیرستان دانست، این سریال خیلی زود به پایان رسید. مورفی بعدها با ساخت «گلی» (Glee) رویکردی مشابه را دنبال کرد که با نگاهی بیپرده و در عین حال هوشمندانه، دشواریهای نوجوانی را به تصویر میکشید. با این حال، چیزی که گلی را از آثار مشابه متمایز میکرد، اجراهای پرشور موسیقی و بازخوانی ترانههای محبوب بود که به جذابیت سریال جان تازهای میبخشیدند. داستان سریال طی شش فصل، اعضای گروه کر دبیرستان مککینلی را دنبال میکند. ماجرا با ویل شوستر، معلم زبان اسپانیایی و عضو سابق گروه کر، آغاز میشود که تصمیم میگیرد این گروه را دوباره به روزهای اوجش برگرداند. او برای جذب فین هادسن، بازیکن محبوب تیم فوتبال مدرسه، حتی به دردسر انداختن او و باجگیری متوسل میشود. در ادامه، گروهی از دانشآموزان متفاوت و طردشده، در کنار معلمانی که با وجود تمام موانع امیدشان را از دست نمیدهند، گرد هم میآیند. در سوی دیگر، سو سیلوستر، مربی بدزبان و کینهتوز مدرسه، با رفتارهای طعنهآمیزش پیوسته برای آنها دردسر درست میکند. در فصلهای ابتدایی، گلی چنان پرقدرت ظاهر شد که به سراغ موضوعاتی رفت که بسیاری از سریالهای نوجوانانه حتی جرئت پرداختن به آنها را نداشتند.
این سریال با ترکیب کمدی اغراقآمیز، درام احساسی و موسیقی، چالشهای واقعی نوجوانان را به نمایش میگذاشت. از قلدری و پذیرفتن هویت جنسی گرفته تا کنار آمدن با تغییرات بزرگ خانوادگی و مشکلات روابط اجتماعی، شخصیتهای اصلی در محیط مدرسه و خارج از آن با مسائل گوناگونی دستوپنجه نرم میکردند. در این میان، اجراهای موسیق پرزرقوبرق به آنها فرصتی میداد تا احساسات و دغدغههایشان را به شیوهای متفاوت بیان کنند. با وجود فرازونشیبهای داستانی و تغییرات گاهوبیگاه شخصیتها و لحن سریال، گلی در بهترین لحظاتش ترکیبی کمنظیر از انرژی موسیقی پاپ و شور و هیجان نوجوانی ارائه میداد. در نهایت، اینکه گروه موسیقی داستان به مسابقات منطقهای راه پیدا میکرد یا برنده رقابتها میشد، اهمیت چندانی نداشت؛ آنچه اهمیت داشت، تجربههایی بود که اعضای گروه به دست میآوردند و درسهایی که از شکستها و موفقیتهایشان میگرفتند. شاید نتوان گلی را سریالی بینقص یا همیشه ظریف و متعادل دانست، اما پیام مداوم آن درباره پذیرش تفاوتها، پشتکار و وفادار ماندن به خود، به ویژه برای نوجوانانی که در تلاشاند جایگاهشان را در مسیر بزرگسالی پیدا کنند، همچنان ارزشمند است.
9. Degrassi: The Next Generation
سالهای پخش: 2001 تا 2015
سازنده: یان مور، لیندا اسکایلر
بازیگران: میریام مکدونالد، کسی استیل، دریک، نینا دوبرو

سریال کانادایی Degrassi در سال ۱۹۷۹ با The Kids of Degrassi Street آغاز شد و بعدها با Degrassi Junior High و Degrassi High ادامه پیدا کرد. پس از وقفهای دهساله، Degrassi: The Next Generation در سال ۲۰۰۱ با گروه تازهای از نوجوانان بازگشت. در این فصل جدید، بازیگرانی متناسب با سن شخصیتها به ایفای نقش پرداختند و تعدادی از شخصیتهای قدیمی نیز در قامت بزرگسال به داستان برگشتند. آنچه دگراسی را از بسیاری از سریالهای نوجوانانه متمایز میکرد، رویکرد واقعگرایانه و بیپردهاش به مشکلات نوجوانان بود. موضوعاتی مانند اعتیاد، روابط، بارداری، سقط جنین، خودکشی، آزار و تعرض، خشونت گروهی، هویت و…، همگی در طول این مجموعه بررسی شدند. سریال در کنار پرداختن به مسائل تلخ و پیچیده دوران بلوغ، به رشد شخصیتها، دوستیهای عمیق و روایت داستانهایی باورپذیر نیز اهمیت میداد..
بسیاری از سریالهای نوجوانانه با بزرگشدن شخصیتها و فارغالتحصیلی آنها از دبیرستان، جذابیت خود را از دست میدهند اما Degrassi: The Next Generation با معرفی گروههای تازهای از دانشآموزان در طول فصلهای مختلف، توانست تازگی و پویایی خود را حفظ کند. در نتیجه، مدرسه همواره مرکز اصلی روایت باقی ماند و سریال در تمام ۱۴ فصل خود همچنان جذاب و متناسب با مسائل روز بود. هر قسمت معمولا بر یکی از مشکلات مشخص نوجوانان تمرکز داشت و با وجود پرداختن به موضوعات سنگینی، از شخصیتپردازی و بار عاطفی داستان غافل نمیشد. موفقیت این رویکرد باعث شد Degrassi: The Next Generation به یکی از ماندگارترین درامهای نوجوانانه تبدیل شود و پس از ۱۴ فصل، راه را برای مجموعه دیگری با نام Degrassi: Next Class هموار کند. این دنباله در سال ۲۰۱۶ از نتفلیکس پخش شد و پس از چهار فصل به پایان رسید.
8. Reservation Dogs
سالهای پخش: 2021 تا 2023
سازنده: استرلین هرجو، تایکا وایتیتی
بازیگران: دفارو ووناتای، دوری جیکوبز، پائولینا الکسیس، لین فاکتور

سریال Reservation Dogs داستان بلوغ چهار نوجوان بومی آمریکایی در ایالت اوکلاهما را روایت میکند. پس از مرگ دوستشان، نوجوانان داستان تصمیم میگیرند اوکلاهما را ترک کنند و راهی کالیفرنیا شوند که این تصمیم آغازگر مسیری تازه در زندگی آنهاست. با این حال، ویژگی متمایز سریال فقط به حضور نوجوانان بومی آمریکایی در مرکز داستان محدود نمیشود؛ گروهی که معمولا کمتر در تلویزیون به تصویر کشیده میشوند. سریال همچنین از کلیشههای چندصدساله درباره بومیان آمریکا فاصله میگیرد و با کنجکاوی بیحدوحصر و روایتی خلاقانه، جهانی منحصربهفرد میسازد. در این جهان، موجودات عجیب از عالم ارواح ظاهر میشوند، ماجراها گاهی به خوشگذرانیهای گذرا در کنفرانسهای کاری میرسند و گاهی به تاریخ دردناک مدارس شبانهروزی بومیان آمریکا یعنی جایی که کودکان بومی برای دور شدن از فرهنگ و هویت خود تحت فشار قرار میگرفتند، اشاره میشود.
سریال با مهارت میان شادی و اندوه، واقعیت روزمره و عناصر جادویی تعادل برقرار میکند. ممکن است یک قسمت مخاطب را با رفتارهای ناآگاهانه فردی که رویای اینفلوئنسر شدن دارد، از خنده رودهبر کند و قسمت دیگر با تصویر نیاکان درگذشتهای که همچنان مراقب شخصیتها هستند، اشک او را دربیاورد. در نهایت، تمام این داستانها کنار هم جهانی زنده، باورپذیر و متمایز میسازند که شخصیتهایش نه مانند غریبههایی در یک روایت تلویزیونی، بلکه همچون انسانهایی واقعی در خانه و سرزمین خود زندگی میکنند. در نهایت هارخو و وایتیتی اثری ساختهاند که هم برای نسل تیکتاک جذاب است و هم برای والدین آنها میتواند لذتبخش باشد. همچنین سریال با ارجاعات سینمایی متنوعی که علاقهمندان جدی فیلم به راحتی متوجهشان میشوند، داستانی اصیل و ملموس روایت میکند.
7. Friday Night Lights
سالهای پخش: 2006 تا 2011
سازنده: جیسون کاتیمز
بازیگران: کایل چندلر، کانی بریتون، گایوس چارلز، زک گیلفورد

هیچکس دوران دبیرستان را بدون زخم و آسیب پشت سر نمیگذارد. حتی ستارههای تیم فوتبال و محبوبترین دانشآموزان مدرسه هم دیر یا زود با ضربههای سخت زندگی روبهرو میشوند؛ چه برسد به دانشآموزان طردشده یا آنهایی که از خانوادههای کمبرخوردار میآیند. در چنین شرایطی، شاید تنها چیزی که بتوان به آن امید داشت، همدلی و مهربانی دیگران باشد؛ همان چیزی که سریال Friday Night Lights به زیبایی به شخصیتهایش هدیه میدهد. این درام به کارگردانی پیتر برگ و نویسندگی جیسون کاتیمز، با بازی کایل چندلر، تصویری بیپرده از زندگی در شهری کوچک در تگزاس ارائه میدهد و در عین حال، با حساسیت و ظرافتی کمنظیر به رنجهای شخصیتهایش میپردازد و حتی عجیبترین اتفاقات داستانی در آن نیز در نهایت به بخشی معنادار از روایت تبدیل میشوند.
یکی از ویژگیهای تحسینبرانگیز سریال، توانایی آن در کنار آمدن با تغییرات است. دقیقا مثل یک دبیرستان واقعی که هر چهار سال دانشآموزان تازهای به خود میبیند و گروهی دیگر از آن فارغالتحصیل میشوند. فصلهای اول و پنجم سریال، با وجود تفاوت چشمگیر در ترکیب بازیگران، هر دو از بهترین فصلهای آن هستند و نشان میدهند که داستان میتواند بدون وابستگی به شخصیتهای ثابت، همچنان جذاب و تأثیرگذار باقی بماند. بعضی از شخصیتها راهی زندگیهای بزرگتر میشوند و بعضی دیگر در زادگاهشان میمانند تا مسیر خود را پیدا کنند. فوتبال نقطه اتصال آنهاست، اما سریال هرگز صرفا درباره رقابتهای ورزشی نیست؛ بلکه به خانوادههایی میپردازد که گاهی ناخواسته در آنها گرفتار میشویم و گاهی خودمان برای خود میسازیم. هر شخصیت در جستوجوی جایگاه خودش در جهان است و سریال ضمن گرامیداشت لحظههای حال، همواره به آیندهای هم چشم دارد که شخصیتهایش در انتظار ساختنش هستند و در نهایت یادآوری میکند که رنجهای نوجوانی همیشگیاند، اما قدرت بخشش، مهربانی و فرصت دوباره دادن نیز چیزی نیست که با گذر زمان از میان برود.
6. Skins
سالهای پخش: 2007 تا 2013
سازندگان: برایان الزلی، جیمی بریتین
بازیگران: نیکولاس هولت، جو دمپسی، مایک بیلی، آپریل پیرسون

از هر نظر که نگاه کنیم، تلویزیون نوجوانمحور امروز را باید در دنیای پس از «اسکینز» بررسی کرد. این سریال بریتانیایی که به دست برایان الزلی و جیمی بریتین ساخته شد، با کنار گذاشتن کامل کلیشههای رایج و اولویت دادن به دیدگاههای واقعی، نوعی انقلاب در این ژانر به پا کرد. بریتین هنگام پخش نخستین قسمت سریال در ژانویه ۲۰۰۷ تنها ۲۱ سال داشت و میانگین سنی اعضای اتاق نویسندگان نیز همینقدر بود. علاوه بر این، سازندگان برای نگارش بسیاری از خطوط داستانی از نوجوانان واقعی بهعنوان مشاور کمک گرفتند. این رویکرد، نقش مهمی در تبدیلشدن سریال به اثری افسانهای با فضایی بیپرده داشت. حتی جنجالیترین ماجراجوییهای شخصیتها در دنیای مواد مخدر و روابط نیز از عمق روانشناختی و بار عاطفی برخوردار بودند؛ ویژگیهایی که بیشتر سریالهای نوجوانانه آن دوران حتی جرئت نزدیکشدن به آنها را نداشتند.
اسکینز زندگی سه گروه از دوستان در شهر بریستول انگلستان را دنبال میکرد و برای هر نسل دو فصل در نظر میگرفت. تغییر گروه بازیگران و روایت داستان در قالب نسلهای متوالی، به سریال اجازه داد تا بر تجربه خاص ۱۶ تا ۱۸ سالگی متمرکز بماند که دورهای سرشار از شور و هیجان و در عین حال ترسناک و زمانی است که بزرگسالی مانند دری به سوی آینده پیش روی نوجوانان قرار میگیرد، اما همزمان میتواند به تلهای گرفتارکننده تبدیل شود. اسکینز همچنین یکی از تلثیرگذارترین سکویهای پرتاب تلویزیونی برای بازیگران جوان در قرن بیستویکم به شمار میرود. با این حال، نوجوانی برای همیشه ادامه ندارد و دوران اوج این سریال هم ابدی نبود. با ورود گروههای جدید در فصلهای بعدی، اسکینز به تدریج در تکرار تاثیرگذاری نسل نخست با مشکل مواجه شد. با وجود این، فصلهای ابتدایی آن همچنان جایگاه ویژهای دارند به خصوص حالا که میدانیم این مجموعه به شناختهشدن بازیگرانی چون نیکلاس هولت، دو پتل و دنیل کالویا کمک کرد و مسیر حرفهای آنها را هموار ساخت.
5. .The O.C
سالهای پخش: 2003 تا 2007
سازنده: جاش شوارتز
بازیگران: پیتر گلگر، کلی روان، بنجامین مککنزی، میشا بارتون

سریال «او.سی.» بازآفرینی هوشمندانهای از سریالهای ملودرام شبانه یا به اصطلاح Nighttime soap است که در قالبی چنان مجلل و چشمنواز ارائه میشود که سخت میتوان از تماشای آن شگفتزده نشد. این سریال با ترکیب زندگی مجلل نوجوانان ثروتمند کالیفرنیا و مشکلات عاطفی آنها، کلیشههای درامهای نوجوانانه را به شکلی هوشمندانه به چالش میکشد. داستان با ورود رایان اتوود (بن مککنزی)، نوجوانی فقیر از خانوادهای ازهمپاشیده، به دنیای ثروتمندان آغاز میشود؛ اما سریال در ادامه به شخصیتهایی مانند ست کوهن (آدام برودی)، سامر رابرتس (ریچل بیلسون) و تیلور تاونسند نیز میپردازد و تحول شخصیتی آنها را به تصویر میکشد. از نوجوان فقیری مانند رایان که در محلهای نامناسب بزرگ شده و مادرش او را رها کرده است، تا نوجوان طردشده مانند ست کوهن که بازیهای ویدیویی را دوست دارد و به جذابترین دختر مدرسه علاقهمند است، «او.سی.» همواره مخاطب را دعوت میکند تا اتفاقات را از زاویه دید شخصیتهای متفاوتی ببیند.
با این حال، شوارتز تنها به رایان و ست بسنده نمیکند. با اینکه این دو شخصیت به عنوان قهرمانان اصلی چنین سریالی، همچنان جذاب و تماشایی باقی میمانند اما شوارتز برای دیگر شخصیتهای محوری نیز مسیرهای داستانی متفاوت و قابلتوجهی در نظر گرفته است. سامر رابرتس کاملترین و رضایتبخشترین روند تحول شخصیتی سریال را پشت سر میگذارد و تیلور تاونسند نیز مسیری مشابه را طی میکند؛ با این تفاوت که ابتدا شخصیتی کاملا منفی و مخالف گروه اصلی چهار نفره داستان است، اما در نهایت به یکی از اعضای آنها تبدیل میشود. در او.سی. فرقی نمیکند موضوع مرگ باشد، جدایی یا صرفا علاقهای ساده و زودگذر، همهچیز همانقدر مهم و سرنوشتساز به نظر میرسید که در ۱۷سالگی احساس میشود. در عین حال، سریال از مخاطبان میخواست آدمها را از زوایای مختلف ببینند و درباره آنها زود قضاوت نکنند. انتخابهای داستانی سریال حسابشده و پیشرو بودند و همین مسئله باعث شده است تا همچنان یکی از محبوبترین درامهای نوجوانانه قرن بیستویکم باشد.
4. Veronica Mars
سالهای پخش: 2004 تا 2006
سازنده: راب توماس
بازیگران: کریستن بل، پرسی داگز سوم، تدی دون، جیسون دوهرینگ

پیش از آنکه سریالهایی مثل Wednesday و Riverdale شخصیتهای نوجوان خود را برای حل پروندههای جنایی راهی ماجرا کنند، ورونیکا مارس (با بازی کریستن بل) بود؛ کارآگاه نوجوان افسانهای که محور سریالی همنام خودش بود. پس از قتل بهترین دوستش، لیلی (آماندا سایفرید)، زندگی ورونیکا از جهات بسیاری به کلی نابود شد. پدرش که کلانتر شهر بود، قدرتمندترین مرد شهر را مقصر میدانست و ورونیکا از جمع طرد شد و به کارآگاه خصوصی تبدیل شد. او در طول سریال تلاش میکند هم قتل دوستش و هم تجاوزی را که خودش متحمل شده روشن کند و در همین مسیر عاشق رقیب ثروتمند و روانپریشش، لوگان اکولز، میشود.
«ورونیکا مارس» تا امروز یکی از بنیادینترین و اثرگذارترین سریالهای با موضوع بزرگ شدن و گذر از نوجوانی باقی مانده است. این سریال با مهارت میان پیرنگ پرشتاب معمایی خود و کشمکشهای شخصی ورونیکا تعادل برقرار میکرد. راب توماس در این نئونوار معمایی پرمخاطره، روابط و لحظههای شیرین را به خوبی با هم ترکیب کرد و روایتگر دختری بود که با موانعی عادی و به طور همزمان تراژیک روبهرو میشد و مجبور بود پیش از آماده شدن بزرگ شود. سریال در سال ۲۰۰۴ پخش شد و نظیری نداشت و دو دهه، یک فیلم سینمایی و یک فصل احیاشده از آن منتشر شد اما هنوز هم چیزی شبیه آن نسخه اصلی ساخته نشده و همچنان یکی از اثرگذارترین سریالهای سبک خود به شمار میرود.
3. My So-Called Life
سالهای پخش: 1994 تا 1995
سازنده: وینی هولزمن
بازیگران: بس آرمسترانگ، ویلسون کروز، کلر دینز، ای جی لانگر

بعضی از سریالهای دبیرستانی بر نوستالژی استوارند، بر بازگرداندن بیننده به زمان و مکانی که دلتنگش هستیم اما درام وینی هولزمن که در حومه پیتسبورگ میگذرد، بیش از هر چیز حس شگفتی از این واقعیت را القا میکند که اصلا کسی از دبیرستان جان سالم به در میبرد یا نه. «زندگی به اصطلاح من» (My So-Called Life) با صداقتی بیپروا، غمگین و ناراحتکننده همراه شده و خوشبختانه گاهی هم بامزه است. بیش از سه دهه پس از پخش، در حالی که از تحسینشدهترین سریالهای تاریخ است و نامزدیهایی در بخشهای نویسندگی، کارگردانی و بازیگر نقش اول زن (کلر دینز) در جشنوارههای مختلف کسب کرده اما هیچوقت بیننده زیادی نداشت و فقط یک فصل دوام آورد. این سریال هم شبیه یک رمان ساختار یافته بود و هم شبیه یک درام عالی. شخصیتهایش، چه نوجوان و چه بزرگسال، آنقدر واقعی، پر از جزئیات دقیق و متفاوت از آثار رایج تلویزیونی بودند که داستانهایشان به اندازه خود زندگی گیرا به نظر میرسید.
این سریال همچنین به موضوعات داغ دهه ۹۰، از اعتیاد تا همجنسگراهراسی، میپرداخت و در داستان خود به خوبی دشواریهای روزمره دختران نوجوان را نمایش میداد. آنجلا چیس (کلر دینز) دختری پانزدهساله است که در سال دوم دبیرستان زندگیاش را زیر و رو میکند تا تجربه بهتری از دبیرستان داشته باشد. برخلاف بعضی سریالهای این چنینی که سالهای نوجوانی را پرزرقوبرق و رمانتیک جلوه میدهند، این سریال چنین نکرد. My So-Called Life در به تصویر کشیدن تجربه دبیرستانی آنجلا صادق و اندیشمندانه بود و به مسائل متعدد با ظرافت و واقعگرایی پرداخت. این اثر راه را برای بسیاری از سریالهای نوجوانانه بعدی هموار کرد و جایگاهش را به عنوان یکی از بهترین سریالهای نوجوانانه تثبیت نمود.
2. Buffy the Vampire Slayer
سالهای پخش: 1997 تا 2003
سازنده: جاس ویدون
بازیگران: سارا میشل گلر، نیکولاس براندن، آلیسون هانیگان، کاریزما کارپنتر

سریال Buffy the Vampire Slayer ساخته جاس ویدون (Joss Whedon)، از همان ابتدا با استعارهای آشنا سراغ مخاطبانش رفت. این سریال با استفاده از موجودات اهریمنی و دروازه جهنم زیر لوکیشن اصلی داستان، استعارهای از دشواریهای دوران نوجوانی میسازد. به عبارتی دبیرستان سانیدیل، جایی که بافی سامرز (سارا میشل گلر) و دوستانش درس میخوانند، درست بالای دروازهای به جهنم قرار دارد که منشا ورود موجودات شرور به دنیاست. بافی، درست مثل بسیاری از نوجوانان، ناخواسته در موقعیتی قرار میگیرد که نه خودش آن را انتخاب کرده و نه لزوما آمادگی پذیرفتن مسئولیتش را دارد. تفاوت اینجاست که بیشتر نوجوانان باید با ورود به دنیای بزرگسالی کنار بیایند، اما وظیفه بافی نجات جهان است. او و دوستانش در طول داستان، همزمان با رویاروییهای هولناک و گاه خندهدار با خونآشامها، گرگینهها، جادوگران و انواع موجودات اهریمنی، به تدریج خودشان را بهتر میشناسند و یاد میگیرند مسئولیت نقششان را بپذیرند. بافی نیز سرانجام درمییابد که همکلاسیهایش او را دیدهاند، ارزشش را درک کردهاند و زحماتش را نادیده نگرفتهاند. «بافی قاتل خونآشامها» فراتر از یک سریال اکشن فانتزی درباره مبارزه با نیروهای شر، روایتی تاثیرگذار از بزرگشدن و مواجهه با مسئولیتهای دوران جوانی است.
داستان بافی با دقت و خلاقیتی چشمگیر ساخته شده و اسطورهشناسی منحصربهفرد آن، یکی از جهانهای داستانی بهیادماندنی تلویزیون در چند دهه اخیر را شکل میدهد. سریال با وارونهکردن کلیشههای رایج داستانهای دبیرستانی، این تجربه را به شکلی هوشمندانه به تصویر میکشد و با آگاهی از تناقضها و دشواریهای نوجوانی، به تجربه مخاطبانش احترام میگذارد. همین ترکیب طنز، خودآگاهی، فانتزی و درام باعث شد سریال نه تنها بر آثار فراطبیعی تلویزیون در قرن بیستویکم تاثیر بگذارد، بلکه در شکلگیری انتظارات مخاطبان از روایتهای ژانری نیز نقشی مهم ایفا کند. البته سریال بینقص نیست. فرازونشیب کیفیت فصلها، بهویژه فصل نخست و برخی فصلهای پایانی و حواشی مربوط به سازنده سریال و تعدادی از بازیگران، گاهی بر میراث این اثر سایه انداختهاند. با این حال، این کاستیها از ارزش روایی آن نمیکاهند. سریال سالها پیش از رواج شعار «اوضاع بهتر میشود»، به کسانی که برای پذیرفتن هویت واقعی خود تقلا میکنند، امید میداد که شرایط همیشه قرار نیست همینطور باقی بماند. البته بافی برای رسیدن به این نقطه باید چند بار با مرگ روبهرو میشد و از عشق واقعیاش، آنجل، میگذشت اما در نهایت، این مسیر دشوار بخشی از داستان رشد و بلوغ او بود.
1. Freaks and Geeks
سالهای پخش: 1999 تا 2000
سازنده: پل فیگ
بازیگران: لیندا کاردلینی، جان فرانسیس دالی، جیمز فرانکو، سم لیواین

شاید بتوان گفت که سریال Freaks and Geeks ماندگارترین اثر تلویزیون در ژانر کمدی و درام نوجوانانه است که با وجود پخش تنها یک فصل، توانست تصویری صادقانه و ملموس از فرازونشیبهای دوران دبیرستان ارائه دهد. این مجموعه به کارگردانی و نویسندگی پل فیگ (Paul Feig) و با مشارکت جاد اپتاو (Judd Apatow)، داستان لیندزی ویر (Linda Cardellini) و برادر کوچکترش سم ویر (John Francis Daley) را در اواخر دهه ۱۹۸۰ دنبال میکند که در یک دبیرستان درس میخوانند، اما در گروههای کاملا متفاوتی قرار دارند. سریال به جای نمایش زندگی نوجوانان در قالب ماجراجوییهایی پرزرقوبرق و غیرواقعی، بر تجربههای روزمره، روابط دوستانه، فشارهای اجتماعی و احساسات پیچیده این دوران تمرکز میکند و از لحظات شیرین و خندهدار گرفته تا شکستها، خجالتها و سردرگمیهایی که بسیاری از نوجوانان با آنها آشنا هستند را به شکلی فوقالعاده به نمایش میگذارد. یکی از مهمترین ویژگیهای Freaks and Geeks، ترکیب هوشمندانه طنز با درامی عمیق و باورپذیر است. شخصیتهای مجموعه، همگی با جزئیاتی دقیق پرداخت شدهاند و هرکدام دنیای شخصی و دغدغههای خاص خود را دارند.
این رویکرد باعث میشود مخاطب پس از تماشای تنها ۱۸ قسمت، احساس کند یک سال سرنوشتساز را در کنار شخصیتها گذرانده است. اگرچه داستان سریال در آستانه ورود به دهه ۱۹۸۰ جریان دارد و نخستین بار در سال ۱۹۹۹ روی آنتن رفت، موضوعات آن به دوره خاصی محدود نمیشوند؛ زیرا تلاش برای پیدا کردن هویت، تلاش برای پذیرفتهشدن، تغییر روابط و کنارآمدن با واقعیتهای زندگی نوجوانی، مسائلی هستند که در نسلهای مختلف همچنان معنا دارند. همین صداقت در روایت و شخصیتپردازی، این مجموعه را به اثری تبدیل کرده است که همزمان میتواند خندهدار، تلخ، تاثیرگذار و عمیقا قابلدرک باشد.با وجود استقبال منتقدان و محبوبیتی که در سالهای بعد به دست آورد، Freaks and Geeks پس از یک فصل و تنها ۱۸ قسمت لغو شد؛ تصمیمی که همچنان از آن بهعنوان یکی از نمونههای تاسفبار پایان زودهنگام یک سریال موفق یاد میشود. با این حال، میراث این مجموعه به مراتب فراتر از مدت کوتاه پخشش است. Freaks and Geeks در نهایت یادآوری میکند که دوران دبیرستان، هرچقدر هم دشوار و ناامیدکننده باشد، تمام زندگی نیست و حتی کسانی که در آن روزها چندان به چشم نمیآیند، ممکن است در آینده مسیرهای درخشانی پیش روی خود داشته باشند.

