نقد فیلم «جنایت ۱۰۱»؛ دزدی به سبک مایکل مان

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۸ دقیقه
نقد فیلم Crime 101

فیلم‌های جنایی-تریلر روزگاری کل گیشه را تسخیر می‌کردند. اما این روزها کمتر اثری از آن‌ها دیده می‌شود. «جنایت ۱۰۱» (Crime 101) بازگشتی به این ژانر است که با الهام از بهترین کارگردان ژانر، مایکل مان، هم به فیلم‌هایی چون «دزد» (Thief) و «مخصمه» (Heat) ادای دین می‌کند، هم چرخشی مدرن به آن می‌دهد. فیلم تازه، که اقتباسی از کتابی به همین نام نوشته‌ی دان وینسلو به حساب می‌آید، درباره‌ی دزدی مرموز و کم‌حرف به نام مایک (کریس همزورث)، کارآگاه پلیس لو لوبزنیک (مارک رافلو) و کارمند شرکت بیمه، شارون (هلی بری) را است که زندگی‌اشان به نحوی به هم گره می‌خورد. در نقد «جنایت ۱۰۱» بیشتر کیستی و چیستی این شخصیت‌ها و الهام از فیلم‌های برجسته‌ی جنایی-تریلر می‌پردازم.

هشدار! در نقد فیلم «جنایت ۱۰۱» خطر لو رفتن داستان وجود دارد

نقد فیلم «جنایت ۱۰۱»؛ دزد و پلیس‌بازی در دل لس‌آنجلس

بارت لیتون، کارگردان و نویسنده‌ی «جنایت ۱۰۱»، پیش‌تر نشان داده که نقطه‌ی قوت او در ساخت مستندهای درام است. او در دو فیلم پیشین‌اش، «فریبکار» (The Imposter) و «حیوانات امریکایی» (American Animals)، با ترکیب تصاویر و مصاحبه‌های واقعی با صحنه‌های درام ساختگی، دو جنایت برجسته را بررسی کرد: اولی ماجرای مقلدی که خود را جای پسر گمشده‌ای جا می‌زند و دومی، که بَری کیهن هم در آن حضور داشت، ماجرای دزدی یک کتاب قدیمی. او حالا در «جنایت ۱۰۱» دوباره سراغ یک داستان جنایی دیگر رفته است؛ اما این بار با بودجه‌ای بزرگتر، گروه بازیگران پرستاره و فیلمنامه‌ای پرمایه‌تر که با الهام از فیلم‌های کلاسیک جنایی، داستان را به قلب لس‌آنجلس می‌برد.

نقد فیلم Crime 101

چند بزرگراه مهم ایالات متحده در جهان شناخته‌شده‌اند؛‌ مثلا Route 66 که شیکاگو را به سانتامونیکا وصل می‌کند. لیتون حالا سراغ لس‌آنجلس آمده است. داستان با بزرگراه ۱۰۱ شروع می‌شود؛ بزرگراهی در جنوب کالیفرنیا که دزد اصلی داستان، مایک، برای رفت و آمد از آن استفاده می‌کند. او که ثروتی به هم زده، حالا می‌خواهد با یک دزدی آخر در لس‌آنجلس، خود را بازنشسته کرده و با آرامش برای همیشه دزدی را کنار بگذارد. این آخری اما سخت‌تر از آن چیزی از آب درمی‌آید که مایک فکرش را می‌کرد. بعد از یک مأموریت خطرناک، مایک قید دزدی از یک جواهرفروشی در سانتاباربارا را می‌زند. اما رئیس مایک، مانی (نیک نولت) که حکم پدرش را دارد و گویا از سال‌ها پیش مایک را زیر پر و بال خود گرفته بوده، یک جوان بی‌اعصاب، اورمون (بری کیهن)، را در زمین بازی می‌اندازد تا به جای مایک کار را تمام کند.

جذاب‌ترین بخش داستان همینجاست، در تضاد شخصیت مایک و اورمون. با اینکه هر دو گذشته‌ی سختی داشته و آخرسر به دزدی روی آورده‌اند، اما روش‌های کاملا متفاوتی دارند. اولین باری که با شخصیت کیهن آشنا می‌شویم، با کمک فیلمبرداریِ اول شخص اریک ویلسون با سر به دنیای او می‌افتیم؛ دنیایی دیوانه‌وار، پر از آشوب و آدرنالین که دقیقا نقطه‌ی مقابل نظم و جزئی‌نگری مایکِ همزورث است که تمام این مدت توانسته او را از دست پلیس دور نگه دارد. این تضاد به ویژه در مقابله‌ی نهایی بین او، مایک و لو در هتل خودش را نشان می‌دهد. لحظه‌ای که مایک می‌خواهد اوضاع را کنترل کرده و با آرامش نقشه‌اش را پیاده کند، اورمون مثل انفجاری از راه می‌رسد، فریاد می‌زند و نقشه‌ها را به هم می‌ریزد.

نقد فیلم Crime 101

در «جنایت ۱۰۱» لیتون در طول ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه،‌ عجله‌ای برای تعریف داستانش ندارد. او سر صبر مهره‌هایش را در زمین بازی می‌چیند، روابط شخصیت‌ها را تعریف و از این زمان طولانی‌تر استفاده می‌کند تا انگیزه‌ها و پس‌زمینه‌ی شخصیت‌ها حسابی جا بیفتد. این را به ویژه می‌توان در جریان تحول شخصیتی شارون دید که از زنی با جاه‌طلبی‌های شغلی، به کسی تبدیل می‌شود که در برابر بی‌عدالتی‌هایی که در محیط کارش نسبت به او روا شده سکوت نمی‌کند. نقش شارون در «جنایت ۱۰۱» کاملا به تنِ هلی بری نشسته است که با شخصیت خودش در زندگی واقعی هم تناسب دارد. او که مدتی بود کم‌کار شده بود، با شخصیت زن قدرتمندی که حاضر نیست زیر بار حرف زور برود، شارون را از شخصیتی تک‌وجهی فراتر می‌برد.

این را درباره‌ی دیگر شخصیت زن داستان، مایا (مونیکا بابارو)، نمی‌توان گفت که شخصیت مستقلی ندارد و تنها به این دلیل در داستان گنجانده شده تا مایک را به سمت یک تحول شخصیتی کلیشه‌ای سوق دهد. مایا وجه لطیف‌تر و آسیب‌پذیرترِ مایک را بیرون می‌کشد. این به‌خاطر دوست داشتنِ مایا است که مایک حاضر می‌شود دیواری را که سال‌ها دور خودش ساخته، و همین او را در کارش موفق نگه داشته، بشکند. پس از آشنایی اولیه‌ی مایا با مایک، دختر که نمی‌تواند از گذشته، خانواده و هویتِ مایک سردربیاورد، از این همه رمز و راز خسته می‌شود و او را ترک می‌کند. این مایک را وامی‌دارد تا از محدوده‌ی امن همیشگی‌اش پا بیرون گذاشته و با فرستادن عکسی قدیمی از دوران بچگی‌اش برای مایا، شمه‌ای از خود واقعی‌اش را به او نشان می‌دهد.

نقد فیلم Crime 101

البته خودِ واقعیِ مایک، برای ما هم در حد شمه‌ای باقی می‌ماند. مایک، کم‌حرف و مرموز است و اجازه نمی‌دهد احساساتش از چهره‌اش مشخص شوند. او با کت‌وشلواری خوش‌دوخت، ساعت مچی به دست و خونسرد پشت فرمان می‌نشیند و اوضاع همیشه تحت کنترلش هستند. خوشبختانه، این کاراکتری نیست که اجرای پیچیده‌ای از کریس همزورث بطلبد و انتخاب او برای نقش دزد ماهر داستان، انتخاب درستی بوده است. همزورث که از دوستانِ ابرقهرمان دیگرش، کارنامه‌ی پسامارول بهتری دارد، با اتکا به جذابیت‌های فردی‌اش، از آن‌ها برای جلب اعتماد طرف مقابل استفاده می‌کند؛ چه این بیننده باشد، چه شارون یا مایا.

اما بری کیهن، که جذابیت‌های فردی زیادی ندارد، از «کشتن گوزن مقدس» (Killing of A Sacred Deer) تاکنون در اجرای شخصیت‌های اعصاب‌خردکن استاد شده است و این بار همان کار را، ولی با موی بلوند می‌کند. مارک رافلو هم اخیرا در نقش‌های پلیسی و حقوقی گیر افتاده و به جز «بیچارگان» (Poor Things)، که نقطه‌ی اوجی برای کارنامه‌اش به حساب می‌آید، نمی‌توان روند متنوعی را در انتخاب‌ها یا اجرایش دید. تمام انگیزه و هویت کاراکتر او، در گرفتن دزد بزرگراه خلاصه می‌شود. لو، که از همسرش جدا شده و در محیط کاری‌اش هم جدی گرفته نمی‌شود، مجبور است دست‌تنها سرنخ‌ها را کنار هم بگذارد. در این میان، در کلاس یوگا بیشتر با شارون گرم می‌گیرد که اطلاعاتی به او می‌دهد که سرانجام او را به مایک می‌رساند.

نقد فیلم Crime 101

«جنایت ۱۰۱» یادآور فیلم‌های کلاسیک جنایی است

امروزه نام مایکل مان با ژانر جنایی گره خورده است که با «مخمصه»، سرمشقی برای کارگردانان بسیاری فراهم کرد که می‌خواهند به ژانر پا بگذارند. «جنایت ۱۰۱» هم به‌شدت از مان الهام می‌گیرد. لیتون داستان را به سبک فیلم‌نوآرهای کلاسیک پیش می‌برد؛ البته این بار رنگی و با روایتی کاراکتر-محور که به فیلم‌های مایکل مان بازمی‌گردد. لیتون مستقیم و غیرمستقیم به منابع الهامش، نظیر فیلم‌های استیو مک‌کوئین، «بولیت» (Bullitt) و «حادثه توماس کراون» (The Thomas Crown Affair) ارجاع می‌دهد و حتی شباهت‌هایی هم بین دزد و پلیس «جنایت ۱۰۱» با پروتاگونیست‌های «راننده» (The Driver) ۱۹۷۸ به کارگردانی والتر هیل پیدا خواهید کرد.

به جز الهام از آثار کلاسیک سال‌های پیش، «جنایت ۱۰۱» از اوضاع جهانی که امروز در آن زندگی می‌کنیم نیز ایده می‌گیرد. همانطور که در فیلم تازه‌ی گلن پاول، «چگونه آدم بکشید» (How To Make A Killing)، هم می‌توان دید، امروزه با تشدید فشارهای اقتصادی، دیدگاه‌های ضدثروتمندان به موضوعی داغ در فیلم و سریال‌ها تبدیل شده است. «جنایت ۱۰۱» هم به این موضوع می‌پردازد. همانطور که قهرمان فیلم «چگونه آدم بکشید»، برای رسیدن به جایگاهی که فکر می‌کند استحقاقش را دارد دست به جنایت می‌زند، مایک نیز می‌خواهد به هر طریقی به پول برسد؛ البته آدم نمی‌کشد. او ارزش‌های مشخصی دارد؛ مثلا در دزدی‌هایش کمترین میزان خشونت را به کار می‌گیرد. اما این ارزش‌ها این حقیقت را تغییر نمی‌دهد که مایک، مثل اغلب آدم‌ها در لس‌آنجلس، دوست دارد پولدار شود و پله‌های ترقی اجتماعی را دوتا-یکی طی کند. با اینکه مایک خانه‌ی مجللی دارد، اما همچنان به پول بیشتر فکر می‌کند و دستیابی به آن را مساوی آرامش می‌داند. اما وقتی مایا از او سقف ثروت لازم برای تحقق این آرامش را می‌پرسد، مایک از جواب دادن طفره می‌رود.

از ارزش‌های لس‌آنجلسی تا فیلمبرداری در لوکیشن، «جنایت ۱۰۱» به طور خاص لس‌آنجلس را برجسته می‌کند. این خانه‌ی هالیوود و هالیوودی‌ها که کم‌تر پیش می‌آید خودش به مرکزیت داستان تبدیل شود، در «جنایت ۱۰۱» نقشی محوری نه در پس‌زمینه‌ی داستان، که در پیشبرد آن دارد. لیتون هم با تمرکز روی این موضوع و بردن دوربین به خیابان‌های شهر، تضاد کارتن‌خواب‌ها و ماشین‌های شیکی که از کنارشان عبور می‌کنند را نشان می‌دهد و اینگونه لس‌آنجلس را از جایی که فیلم‌ها در آن ساخته می‌شوند، به جایی که داستان از آن می‌گذرد تبدیل می‌کند.

نقد فیلم Crime 101

«جنایت ۱۰۱» با وجود دو صحنه‌ی تعقیب و گریز جذاب (مثل فرار اورمون از دست مایک در خیابان‌های لس‌آنجلس) و دزد اخلاق‌مدارش، همچنان داستان و کاراکترهای اغلب کلیشه‌ای دارد و در مقایسه با آثار برجسته‌ی جنایی عقب می‌ماند. با این حال، نگاه متفاوت لیتون به شهر لس‌آنجلس و جذابیت‌های یک گروه بازیگران پرستاره (که کوچکترینشان پیمان معادی است که در نقش جواهرفروشی دروغگو به نام سمی قاسم شرکت بیمه از او تست دروغ‌سنجی می‌گیرد)، بیننده را یاد آثار جنایی کلاسیک می‌اندازد. «جنایت ۱۰۱» قرار نیست رد پررنگی در ژانر جنایی-تریلر از خود به جا بگذارد، اما تلاش بارت لیتون برای احیای ژانر، آن هم در اولین فیلم درام بودجه‌بزرگش، ستودنی است.

3
از ۵
نکات مثبت
  • استفاده از گروه بازیگران پرستاره
  • ارجاع و اشارات به فیلم‌های کلاسیک جنایی و تریلر
  • تمرکز متفاوت به شهر لس‌آنجلس و فیلمبرداری در لوکیشن
نکات منفی
  • داستان و تحولات شخصیتی قابل پیش‌بینی
  • رها کردن خطوط داستانی فرعی باوجود زمان بلند فیلم
  • به حاشیه رانده شدن شارون و اورمون برای مدت طولانی

شناسنامه فیلم «جنایت ۱۰۱» (Crime 101)

کارگردان: بارت لیتون
نویسنده: بارت لیتون
بازیگران: کریس همزورث، هلی بری، مونیکا باربارو، مارک رافلو
محصول: ۲۰۲۶، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۶.۸ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز:  ۸۸٪
خلاصه داستان: مایک، دزد بزرگراه ۱۰۱، می‌خواهد بعد از یک دزدی بزرگ آخر، از کار دست بکشد. اما رئیسش، که برای مایک حکم پدر را دارد با این کار مخالفت می‌کند. همزمان، این دزد مرموز، که هیچ اثری از خود به جا نمی‌گذارد، تمام فکر و ذکر کارآگاه پلیس لو، را درگیر خود کرده به طوری که حتی ازدواجش و شغلش را تحت‌الشعاع قرار داده است….

نقد فیلم «جنایت ۱۰۱» دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوما موضع دیجی‌کالا مگ نیست.

منبع: دیجی‌کالا مگ

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما