آیا «اف۱» سزاوار نامزدی اسکار بهترین فیلم بود؟
همین چند روز قبل بود که نامزدهای نود و هشتمین دوره جوایز اسکار اعلام شدند و بدون شک بزرگترین غافلگیری این فهرست، حضور «اف1» (F1) در میان 10 نامزد نهایی بهترین فیلم بود. اثری پرزرقوبرق دربارهی دنیای «فرمول یک» که تا چند ماه پیش، اکثر مخاطبان و منتقدان، آن را در بهترین حالت یک بلاکباستر خوشساخت و سرگرمکننده میدانستند، نه یک مدعی جدی اسکار.
اگر کمی با سازوکار آکادمی آشنا باشیم، این انتخاب چندان هم عجیب نیست. از مدتی قبل زمزمههایی شنیده میشد که «اف1» میان رایدهندگان مسنتر آکادمی، محبوبیت خاصی پیدا کرده؛ همان کسانی که معمولا به فیلمهای قهرمانمحور واکنش مثبت نشان میدهند. در این چارچوب، نامزدی فیلم چندان غیرمنتظره نیست. اما مسئله اینجاست که این فیلم، جای آثاری را گرفته که سزاواری بیشتری داشتند و «هنریتر» بودند، از «متاسفم عزیزم» و «چارهای نیست» تا «یک تصادف ساده» که فارغ از کیفیتش، جایزه بزرگ جشنواره کن را به خانه برده بود.
«اف1» را جوزف کوشینسکی -خالق «تاپ گان: ماوریک»- ساخته و از جنبه ساختاری، شباهت زیادی به آثار قبلیاش دارد که اتفاق بدی نیست. فیلم با تکیه بر سرعت، هیجان، قاببندیهای نفسگیر و حضور موثر برد پیت، تجربهی سینمایی جذابی بود و با فروش 613 میلیون دلاری، به یک موفقیت تجاری بزرگ تبدیل شد؛ پرفروشترین فیلم کارنامهی برد پیت و در عین حال، یک برد بزرگ و حیاتی برای استودیوی اپل فیلمز.
تا پیش از اعلام فهرست نامزدهای اسکار 2026، «اف1» در جای درستی قرار داشت: یک بلاکباستر تابستانی قابل دفاع که تماشاگران را راضی کرده و سپس آرامآرام از ذهنها بیرون رفته است. حالا اما، با ورود ناگهانیاش به رقابت بهترین فیلم سال، همه چیز تغییر کرده و ما با چند سوال روبهرو هستیم: آیا نامزدی «اف1» نشانهی بازتعریف مفهوم «بهترین فیلم» در اسکار است، یا عقبنشینی دوبارهی آکادمی به سمت انتخابهای امن، نوستالژیک و بیخطر؟
بعضی از طرفداران، از تصمیم آکادمی دفاع کردهاند و میگویند «اف1» شاید یک اثر هنری جاهطلبانه نباشد اما فیلمیست که همهچیزش «درست» است. آنها پُر بیراه نمیگویند، این فیلم از جنبه فنی درخشان است. لحظهای وجود ندارد که احساس کنید از جلوههای ویژهی رایانهای استفاده شده. فیلمبرداری کلادیو میراندا هم بینقص است. دوربینهایی که مستقیما روی ماشینهای فرمول یک بسته شدهاند، تماشاگر را به قلب کابینهای تنگ و لرزان پرتاب میکنند و کوشینسکی بلد است چگونه به فرمولها و ساختارهای قدیمی ادای دین کند.

با این حال، فیلم ضعفهای مشخصی دارد، هرگز ریسک نمیکند، داستانش به شدت ساده است و شخصیتها هم پیچیدگی خاصی ندارند. البته که همهی فیلمها نباید پیچیده، فلسفی و درباره بحران وجودی باشند؛ در نقد فیلم «اف1» هم گفتم که یک فیلم خوشساخت و سرگرمکننده است و بیتردید ارزش تماشا دارد. بنابراین، خیر، «اف1» فیلم بدی نیست و حتی نباید در کنار فجایع بزرگی مانند «امیلیا پرز» قرار بگیرد که هنوز هم نمیدانیم چگونه و با چه متر و معیاری نامزد اسکار شد. مشکل اما جای دیگری است: با اینکه «اف1» فیلم خوبی است اما آیا «خوب بودن» برای اینکه نامزد اسکار شوید کفایت میکند؟ (اینکه اسکار سالهاست مشروعیت خود را از دست داده، بحث دیگریست که یک مقاله جداگانه میطلبد.)
«اف1» قصه رانندهی کهنهکار سابق فرمول یک، سانی هیز (برد پیت) را روایت میکند که سه دههی قبل، یک تصادف مهلک را پشتسر گذاشت تا برای همیشه با مسابقات خداحافظی کند. او حالا با اصرار روبن (خاویر باردم)، به میادین بازگشته است و باید در کنار جوان بااستعداد اما کمتجربه، جاشوا (دامسون ایدریس) تلاش کند تا تیم اپکسجیپی را از قعر جدول بالا بکشند. این الگو بارها در سینمای ورزشی -و اکشن- امتحان شده و جواب هم داده است و اینجا هم جواب داده اما آیا کافی است؟
در این راستا، شاید بهتر باشد «اف1» را با «تاپ گان: ماوریک» مقایسه کنیم. آن فیلم نهتنها یک اکشن تماشایی -و یک شاهکار فنی- بود، بلکه داستانی احساسی دربارهی گذر زمان، فقدان، مسئولیت و جا دادن نسل جدید داشت. فیلم از نوستالژی استفاده میکرد، اما اسیر آن نمیشد. «اف1» بیشتر شبیه پژواک همان موفقیت است و میخواهد مسیر مشابهی را طی کند. پس منطقی است که احساس کنیم فیلم چیز جدیدی برای عرضه ندارد؛ نه از جنبه روایت، نه مضمون و نه حتی جهانبینی. فیلم دقیقا میداند چه میخواهد باشد (یک اثر سرگرمکننده بلاکباستری) و از آن فراتر نمیرود.
جالب است که فیلمی مثل «آواتار: آتش و خاکستر» هم دقیقا مبتنی بر الگوها و فرمولهای جوابپسداده است و اتفاقا آنهم قدمهایش را درست برمیدارد، اما میبینیم که نتوانسته به جمع نامزدهای بهترین فیلم راه پیدا کند. اگر «آواتار» به خاطر تکراری بودن کنار گذاشته شد، چرا «اف1» از این قاعده مستثنی شد؟ پاسخ بیشتر از آنکه سینمایی باشد، ساختاری و نهادی است. «اف1» فیلمیست که اعضای آکادمی بهراحتی با آن کنار میآیند؛ کلاسیک است، قهرمان دارد و البته سیاسی و جنجالی هم نیست. بنابراین انتخابی امن به حساب میآید.
از طرف دیگر، نادیده گرفتن فیلمهایی که «اف1» جای آنها را گرفته، دشوار است. در صدر حذفشدگان، «یک تصادف ساده» قرار دارد؛ بالاتر هم اشاره کردم که مهم نیست چه دیدگاهی به آن دارید و آیا فیلم خوبی است یا خیر، این فیلم نخل طلای جشنواره کن را برد و در سالهای اخیر، برندگان کن اغلب در فهرست بهترین فیلمهای اسکار حضور داشتهاند. در واقع، این نخستین بار از زمان «تیتان» (2021) است که یک برنده نخل طلا، از فهرست نهایی جا میماند.
وضعیت «متاسفم، عزیزم» (Sorry, Baby) حتی تلختر است. فیلمی انسانی و تاثیرگذار که به سرگذشت زنی جوان پس از تعرض جنسی میپردازد و در اکثر فهرستهای بهترین فیلم سال حضور داشته است. و بعد به یک فیلم مهمتر میرسیم، «چارهای نیست» ساختهی پارک چان ووک که بیتردید از بهترینهای سال بود. اثری از یک فیلمساز مولف، با امضای فرمی مشخص، یک روایت اخلاقی پیچیده و نگاه بیرحمانه به انتخابهای انسانی و جامعه مدرن.

از این زاویه، نامزدی «اف1» بسیار عجیب به نظر میرسد و مثل این است که «سوپرمن» یا «چهار شگفتانگیز: گامهای نخست» نامزد شده باشند. حتی میتوان ادعا کرد، نامزدی یکی از آن دو فیلم، قابل دفاعتر بود، چون میانگین امتیاز بالاتری دارند و حداقل میتوانستیم بگوییم که آکادمی تصمیم گرفته به ژانر ابرقهرمانی و آثار نوجوانانه هم اهمیت بدهد.
با این تفاصیل، نامزدی «اف1» بیشتر از آنکه ناشی از کیفیت فیلم باشد، به خاطر رویکرد خاص آکادمی است: جشنوارهای امن، بدون جنجال، و البته همسو با سلیقهی جریان غالب. این مسئله همچنین به ما اثبات میکند که مفهوم «اسکار بیت» (Oscar bait – فیلمهایی که با هدف کسب جوایز اسکار ساخته میشوند)، در سالهای اخیر چگونه پوست انداخته و با ظاهری تازه، سر برآورده است. اگر در دههی گذشته فیلمهایی مثل «شکل آب»، «همهچیز همهجا به یکباره» و «آنورا» آمدند تا تعریف سنتی «فیلم برنده اسکار» را به چالش بکشند، «اف1» درست در نقطهی مقابل آنها ایستاده است: بازگشتی نوستالژیک و حسابشده به امنترین فرم ممکن از سینما.
«اف1» دقیقا میداند با چه نوع آدمهایی طرف است و به شکلی طراحی شده که رأیدهندگان مسنتر آکادمی را قلقلک دهد؛ کسانی که با سینمای دههی 70 و 80 میلادی بزرگ شدهاند و هنوز هم به الگوی «قهرمان تنها در برابر سیستم» علاقه دارند. حضور برد پیت -نمادی از دورانی که هالیوود ستاره میساخت- در همین راستاست. او اینجا بیش از آنکه یک شخصیت باشد، یادآور یک حس است؛ دورانی که سوپراستارها حرف اول و آخر را میزدند و فیلمها سادهتر به نظر میرسیدند.
«اف1» یک بلاکباستر کلاسیک است. اینجا خبری از ابرقهرمانها نیست، و جلوههای ویژهی اغراقآمیز در مرکز توجه قرار ندارند. در نتیجه، فیلم میتواند با خیال راحت برچسب «سینمای واقعی» را به خودش بچسباند؛ حتی اگر از جنبه روایت، چیز تازهای برای گفتن نداشته باشد. بنابراین برگ برندهاش همین است؛ یک معجون خوشطعم و آشنا که ما را به یاد گذشتههای شیرین میاندازد.
اما واقعیت این است که در سال 2025، فیلمهای بهتری داشتیم که کاملا مبتنی بر ساختارهای کلاسیک سینمایی بودند. آثاری که اتفاقا سعی کردند ساختارشکن هم باشند، سراغ سوژههای دشوار رفتند و زبان تازهای برای روایت پیدا کردند. شاید با خواندن این مقاله، عصبانی شوید و احساس کنید در حال نقد بیرحمانهی «اف1» هستیم اما چنین نیست، فیلم خوبی است و نقاط قوتش بر کسی پوشیده نیست اما سزاوار نامزدی اسکار بهترین فیلم نبود.
منبع: دیجیکالا مگ



در مورد دومین فیلم برتر سال نظر ندید بهتره