معضل وسعت مراحل در بتمن: آرکام | جعبه‌ابزار بازی‌سازان (۱۲)

فربد آذسن ۹ آذر ۱۳۹۷ | ۱۸:۰۰ 30 نوامبر 2018
GMTK Arkham Knight

تقریباً سه سالی می‌شود که کانال یوتیوب مارک براون (Mark Brown) در ویدئوهایی کوتاه و آموزنده به بررسی و توصیف جنبه‌های مختلف بازی‌های ویدئویی و مفاهیم مربوط به این حوزه می‌پردازد. ما هم تصمیم گرفتیم محتوای این ویدئوها را با کمی تصرف و تلخیص و منطبق کردن آن با مدیوم نوشتار، به فارسی برگردانیم. این سری مقالات برای کسانی که آرزوی بازی‌ساز شدن را در سر می‌پرورانند، یا صرفاً می‌خواهند بازی‌های ویدئویی را بهتر و عمیق‌تر درک کنند، بسیار مفید خواهد بود. با مجموعه مقالات «جعبه ابزار بازی‌سازان» همراه باشید.

به نظر من بازی‌های بتمن شرکت راک‌استدی (Rocksteady) مدرکی دال بر این هستند که بزرگ‌تر شدن به معنای بهتر شدن نیست.

تیمارستان آرکام (Arkham Asylum)، اولین بازی سری، سورپریزی خوشایند بود. این بازی هم ‌به‌نوبه‌ی خودش یک بازی عالی بود، هم از لیسانس بتمن به نحو احسن استفاده کرده بود. سازندگان بازی به‌خوبی درک کرده بودند چه ویژگی‌هایی باعث محبوبیت بتمن شده‌اند. آن‌ها درک کرده بودند بتمن صرفاً یک آدم ثروتمند نیست که شورتش را روی شلوارش پوشیده و به اراذل خیابانی مشت و لگد می‌زند.

Mark Brown - Arkham Trilogy 1

برای شروع، بهتر است به شرورهای عالی تیمارستان آرکام اشاره کنم. شرورهای بازی موجوداتی مجنون و تیمارستانی هستند که می‌توانند وارد ذهن شوالیه‌ی تاریکی شوند و او را به بازی بگیرند.

مبارزات تن‌به‌تن بازی بسیار روان‌اند، طوری که یادآور هنرهای رزمی به کار گرفته شده در سریال‌های انیمیشنی بتمن هستند. همچنین وقتی بتمن باید با اراذل تفنگ به دست رو در رو می‌شود، در میان سایه‌ها پنهان می‌شود و از طریق ترساندن دشمن‌ها آن‌ها را خلع سلاح می‌کند.

Mark Brown - Arkham Trilogy 2 Mark Brown - Arkham Trilogy 3

در واقع تیمارستان آرکام مثل یک بازی وحشت وارونه است، انگار که ایفا کردن نقش زینمورف در بازی بیگانه: تنهایی (Alien: Isolation) به بازیکن واگذار شده است.

به هنگام انتشار تیمارستان آرکام، شهرهای بزرگ و باز یکی از شاخصه‌های اصلی بازی‌های ابرقهرمانی بود، اما ویژگی‌های گیم‌پلی تیمارستان آرکام سازندگان را از محیط شهری و باز بی‌نیاز کرده بود. محیط بازی، محیط نسبتاً کوچک و خودمانی تیمارستان آرکام است.

Mark Brown - Arkham Trilogy 4 Mark Brown - Arkham Trilogy 5

اما بعد دنباله‌ها از راه رسیدند و در آن‌ها بزرگ‌تر شدن مقیاس بازی اجتناب‌ناپذیر بود. در شهر آرکام (Arkham City) چند بلوک شهری به بازی اضافه شد و ساختار آن از مترویدوانیا به دنیا باز (Open World) تغییر پیدا کرد. شوالیه‌ی آرکام (Arkham Knight) هم که برای خودش یک‌پا مینی جی‌تی‌ای (GTA) است!

ولی آیا بتمن از این فضای اضافه برای جولان دادن سود می‌برد؟ من که اینطور فکر نمی‌کنم. بزرگ‌تر شدن مقیاس بازی به گیم‌پلی پایه‌ی تیمارستان آرکام چیزی اضافه نکرد. در واقع نه‌تنها چیزی اضافه نکرد، بلکه به آن آسیب زد.

در دنباله‌های بازی، به مد شکارچی (Predator Mode) کلی گجت جدید و خرت‌وپرت دیگر اضافه شد. اما این گجت‌ها و خرت‌وپرت‌ها بیشتر در اتاق‌های کوچکی که هدفی مشخص درشان نهفته کارآمد بودند؛ اتاق‌هایی که شما را تشویق می‌کردند هوشمندانه بازی کنید و دشمنانتان را تنهایی گیر بیندازید. برای شکست دادن دشمنانی که باید به طور تصادفی روی پشت‌بام‌های دو دنباله‌ی بعدی باهاشان بجنگید، به این همه ابزار مختلف نیازی نیست.

Mark Brown - Arkham Trilogy 6 Mark Brown - Arkham Trilogy 7

در دنباله‌ها، سیستم مبارزه‌ی بازی نیز گسترش یافت، اما در عین حال خسته‌کننده‌تر شد، چون جنگیدن با ده‌ها اراذل بی‌نام‌ونشان که بی‌هدف در دنیای بازی پراکنده شده‌اند، حس رضایت خاصی به آدم منتقل نمی‌کند.

Mark Brown - Arkham Trilogy 6 - 1

بازی‌های سندباکس در آرمانی‌ترین حالت باید حاوی مکانیزم‌هایی باشند که در محیط سندباکس بهشان محتاج می‌شوید. مثلاً آزادی عمل در حمله کردن به مقر دشمن در فارکرای یا تعقیب‌وگریز پلیس و بازیکن در سری جی‌تی‌ای نمونه‌ای از این مکانیزم‌ها هستند. در غیر این‌صورت، تنها کاری که سازنده انجام داده، طراحی یک سیستم منوی پیچیده است که از با استفاده از آن می‌توان بین لحظات مختلف گیم‌پلی جهش کرد.

البته اگر بخواهیم منصف باشیم، راک‌استدی مکانیزم‌هایی که برای اجرا شدن به محیط بزرگ‌تر احتیاج داشتند، به بازی اضافه کرد، اما آیا کسی درخواست کرده بود مبارزات تانک‌مانند با بت‌موبیل یا ماموریت‌های تعقیب و گریز مخفیانه و آزادسازی برج‌ها (به یاد سری کیش قاتلان (Assassin’s Creed)!) به بازی اضافه شود؟

Mark Brown - Arkham Trilogy 8 Mark Brown - Arkham Trilogy 9 Mark Brown - Arkham Trilogy 10
یکی از بزرگ‌ترین قربانی‌های بازی‌های دنیا باز داستان است. وقتی تعداد گزینه‌های پیش روی بازیکن برای سرگرم شدن از حدی فراتر رود، خط روایی انسجام و تمرکزش را از دست می‌دهد و ساختارش به هم می‌ریزد. در شوالیه‌ی آرخام، متوقف کردن مترسک (Scarecrow) چندان اضطراری به نظر نمی‌رسد، چون یک عالمه ماموریت جانبی برای انجام دادن وجود دارد: متوقف کردن سارقان بانک، منفجر کردن محموله‌های تفنگ، تعلیم عزریل (Azriel) و تعقیب کردن یک خفاش انسان‌نما.

Mark Brown - Arkham Trilogy 11

در واقع، شوالیه‌ی آرکام می‌خواهد این حس را به بازیکن منتقل کند که هرکس دارد بتمن را به سمت خودش می‌کشد و او دارد زیر بار سنگین مسئولیت له می‌شود، اما این حس پوچ و توخالی از آب درمی‌آید، چون در بازی هیچ نیازی به عجله کردن یا اولویت‌بندی ماموریت‌ها نیست.

یکی از وقایعی را که در ابتدای شوالیه‌ی آرکام می‌افتد به‌عنوان مثال در نظر بگیرید. دو تن از متحدان بتمن تقریباً همزمان با یکدیگر گروگان گرفته شده‌اند، اما برخلاف فیلم شوالیه‌ی تاریکی (The Dark Knight) که در آن بتمن باید در مدتی کوتاه تصمیم می‌گرفت چه کسی بمیرد و چه کسی زنده بماند، در این بازی چنین ریسکی وجود ندارد.

ریدلر (Riddler) با نهایت صبوری منتظر می‌ماند شما به مفخی‌گاه زیرزمینی‌اش بروید و تمام حرف‌هایش راجع‌به کشتن گروگان‌ها صرفاً قپی آمدن است. بتمن هر موقع که دلش خواست می‌تواند آن‌ها را نجات دهد. این صرفاً یک ماموریت جانبی است.

Mark Brown - Arkham Trilogy 12

بازی‌های دنیا باز به آهنگ (Pacing) گیم‌پلی نیز آسیب می‌زنند. در بازی‌های کاملاً خطی مثل آنچارتد ۲ (Uncharted 2) سازندگان می‌توانند با هوشمندی و به شکلی حساب‌شده لحظات تیراندازی، سکوبازی، پیشبرد داستان و حل معما را در طول بازی تقسیم کنند تا از سر رفتن حوصله‌ی بازیکن جلوگیری کنند، مکانیزم‌های گیم‌پلی را به طور تدریجی به او آموزش دهند و همچنین سطح چالش بازی را آهسته و پیوسته بالا ببرند.

در بازی‌های سندباکس به‌زحمت می‌توان چنین سیستمی را پیاده کرد. در چنین بازی‌هایی ممکن است مدتی درگیر انجام کارهای تکراری شوید و منحنی سختی (Difficulty Curve) عجیب و بی‌قاعده‌ای را پشت سر بگذارید.

البته بازی‌های دنیا باز هم خوبی‌های خودشان را دارند: بازیکن آزادی عمل بیشتری در اختیار دارد، می‌تواند ماموریت‌ها را به هر ترتیبی که دلش می‌خواهد انجام دهد و محتوای بیشتری برای تجربه کردن دارد و بنابراین خرید چنین بازی‌هایی از لحاظ مالی به‌صرفه‌تر است. بازی‌هایی مثل فال‌اوت (Fallout) و اسکای‌ریم (Skyrim) از دنیاهای بزرگ و باز به نحو احسن استفاده می‌کنند. اما امروزه وقتی سازندگان وعده‌ی دنیاهای بزرگ‌تر و وسیع‌تر را می‌دهند، به‌شخصه چندان هیجان‌زده نمی‌شوم.

در چنین مواقعی دو حالت پیش می‌آید: یا با یک بازی مثل کیش قاتلان طرفیم که اینقدر در آن کار برای انجام دادن وجود دارد که انگار یک نفر روی نقشه‌ی آن یک سطل اکلیل خالی کرده است:

Mark Brown - Arkham Trilogy 13

یا با یک بازی مثل سوخت (Fuel) کدمسترز (Codemasters) طرفیم که رکورد گینس بزرگ‌ترین دنیای بازی به آن تعلق دارد، ولی حتی یک چیز جالب درون این دنیا به چشم نمی‌خورد.

Mark Brown - Arkham Trilogy 14

برای همین شاید تیمارستان آرکام نشان‌دهنده‌ی این باشد که دنیای باز لزوماً نباید معنی «دنیای» باز بدهد و مقیاس محیط بازی را باید با توجه به محتوای معناداری که داخل آن گنجانده شده سنجید، نه مساحت آن به کیلومتر مربع.

تیمارستان آرکام محیط کوچکی دارد، ولی آهنگ گیم‌پلی آن از شوالیه‌ی آرکام بهتر بود و داستان آن از شهر آرکام متمرکزتر بود. بازی حس کلاستروفوبیکی دارد، اما مکانیزم‌های گیم‌پلی آن با این حس جور هستند.

مرد عنکبوتی به دنیایی باز و بزرگ احتیاج دارد تا در آن به این طرف و آن طرف تاب بخورد، اما نقاط قوت بتمن موقعی معلوم می‌شوند که در مکانی بسته پیش دشمنانش حبس شده باشد.

بازی‌های دنیا بازی که دنیایشان فوق‌العاده باز و بزرگ است جای خود را دارند، اما در کنار آن‌ها به بازی‌های سندباکسی احتیاج داریم که محیطشان کوچک و خودمانی است. مثلاً عمارت اسپنسر (Spencer Mansion) در رزیدنت ایول (Resident Evil) و خانه‌ی کوچک پورتلندی گان‌هوم (Gone Home) نمونه‌هایی از چنین دنیایی هستند: دنیایی سرشار از جزئیات، ولی فاقد مساحت خالی و بی‌معنی، دنیایی که به خاطر گشت و گذار و رفت و آمد زیاد در آن تمام سوراخ‌سنبه‌هایش را از بر می‌شوید، نه دنیایی که تمام بخش‌های آن را به هنگام رانندگی با یک خودروی اسپورت با بی‌تفاوتی پشت سر می‌گذارید، دنیایی که در حافظه‌یتان ذخیره می‌شود و صرفاً یک محیط خشک و سرد نیست که از محتوا و قابلیت پر شده است.

همان‌طور که سفتون هیل (Sefton Hill)، کارگردان سری آرکام، به هنگام عرضه‌ی تیمارستان آرکام گفت: «معلوم است که چرا مردم گول قابلیت‌های زیاد را می‌خورند. ذهن انسان خود به خود قابلیت‌های زیاد را با کیفیت بالا نسبت می‌دهد.»

دن استیپلتون (Dan Stapleton)، یکی از منتقدان IGN، در ویدئویی مخصوص رتبه‌بندی بازی‌های آرکام گفت:

«[شوالیه‌ی آرکام] برای من شماره‌ی اول است و بعد از آن تیمارستان آرکام. صرفاً به خاطر حجم محتوای آن.»

محتوای کم و شگفت‌انگیز، از محتوی زیاد و متوسط بهتر است. تعداد بازی‌هایی که محتوایشان زیاد و متوسط است، زیادتر از حدی‌ست که باید باشد.

منبع: مارک براون – یوتیوب

صفحه اصلی بازی - اخبار بازی - تریلر بازی - نقد و پیش نمایش | دیجی‌کالامگ

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

۲ دیدگاه
  1. mahdi64333 mahdi64333

    شاهکاری که بزرگ شدن بیش از حد خیلی بهش ضربه زد دارک سولز 2 بود. نسخه اول بازی جهان بی نظیری داشت. یه جهان کوچیک با عمق زیاد و پر جزییات. اما وقتی دارک سولز 2 اومد با بزرگ کردن بازی بخش گشت و گذار که یکی از مهمترین مزیت های دارک سولز 1 بود رو نابود کرد! باعث شد که تلپورت از همون اول برای همه بونفایر ها آزاد بشه و این یعنی از اکثر قسمتای بازیو فقط یکبار عبور میکنیم که این باعث میشه اصلا توی جهان بازی غرق نشیم و فقط از خیلی جاها رد بشیم. در حالکیه توی دارک سولز 1 ده ها بار از یکجا میگذریم. بک ترک کردن توی نسخه اول به دلیل کوچیکتر بودن جهان ممکنه و باعث میشه پلیر مسیر طولانی ای که اومده و دشمن پاک کرده رو حس کنه اما چون جهان نسخه دوم خیلی بزرگ شده بک ترک غیر ممکن میشه و پلیر فقط از بونفایری به بونفایر بعدی میپره. توی یه جهان کوچیک ولی غنی جارو کردن آیتم ها و دشمن های منطقه ها لذت بخشه ولی بزرگ شدن کاری میکنه که این کار خسته کننده و تکراری بشه. دلیل این همه مشکل اینه که بودجه استودیو بالا میره و کاری بجز بیخودی بزرگ کردن بازی نمیتونن انجام بدن. ای کاش استودیو ها بجای چسبیدن به یه بازی خاص و بد تر کردنش بازی های کاملا جدید بسازن. 🙁

  2. AL//N AL//N

    بازار خرید و وفروش بازی های دسته دوم همیشه حسادت ناشر ها رو به دنبال داشته.دو حربه برای مبارزه با این بازار تو نسل هشتم به وجود اومد:الف:بزرگ تر کردن بازی و ب:عرضه ناقص بازی ها و کامل کردنش در یک بازه زمانی طولانی.
    الف:بزرگ تر کردن بازی صرفا به نقشه محدود نمیشه و دامن خود کاراکتر ها رو گرفته.کم تر بازی جدیدی رو میشناسیم که یک درخت مهارت تو بازی شون نگونجونده باشن وبازیکن رو برای به دست آوردن یک قابلیت ساده و کلیدی در بازی،ساعت ها سر کار نگذاشته باشند.شاید فروش عجیب و غریب بازی های راک استار با تکیه بر محیط های بزرگ هم مزید بر علت این قضیه باشه.فراموش نکنیم تا قبل از عرضه GTA V،سازنگان بتمن برای نگه داشتن بازیکن ها در شهر آرکام دست به حقه مسخره ای زده بودن:
    یکی از مراحل batman:arkham city جوری طراحی شده بود که باید به مدت 6 ماه،تو روز هایی که از یک تقویم واقعی مشخص شده بود، به یکی از زندانی ها سر میزدید تا محل مخفی کردن گروگان ها رو بهتون بگه.نکته آیرونیک(!) ماجرا این بود که خیلی ها که دنبال جمع کردن تروفی نبودن،حتی از وجود همچین زندانی با خبر نشدند وبازی رو فروختند!نا گفته پیداست که بعد از تاثیر پذیری از ساخته راک استار،نقشه ها و طراحی مراحل بتمن :شوالیه آرکام دستخوش چه تغییراتی شد.شاید دور شدن از فضای کمیک استریپی هم این دور شدن بیشتر به چشم آورد.
    ب:عرضه ناقص بازی ها: گیمر هایی که از عرضه DLC برای Mass effect 3 درست در روز انتشارش شاکی بودند،حالا با خوشحالی اخبار زمان کامل شدن بازی های 60 دلاریشون ،برای ماه ها(شاید هم سال ها)ی آتی رو تعقیب میکنند! اخیراً برنامه انتشار DLC های Assassins creed :odyssey اعلام شده که برخلاف دفعات قبلی،به صورت تکه تکه و اپیزودیک عرضه میشن.چه علتی پشت این تصمیم قرار داره غیر از وادار کردن خریداران به نگه داشتن بازی تا زمان عرضه محتوای دانلودی و البته مجبور کردن بقیه به خرید بازی؟
    صحبت از Spider man شد.به نظرم این بازی مصداق بارز Plagiarism هست.گاها به این فکر میکنم که اگه سری آرکام بتمن ساخته نشده بود،insomniac games میخواست از چه چیزی الهام بگیره(بخونید تقلید کنه.)
    بتمن شوالیه آرکام،ویچر 3 و MGS 5،هر سه در یک سال عرضه شدند ،هر سه هایپ شده ترین بازی های سال بودن،هر سه بدترین نسخه های مجموعه خودشون بودن و هر سه هم در یک دام مشترک افتادن.بزرگ تر شدن به هر قیمتی!خانه های بزرگی که با هیچ اسباب و اثاثی پر نشده اند!