نقد فیلم «چگونه آدم بکشید»؛ گلن پاول و مارگارت کوالی در کمدی سیاه فراموششدنی
با فروپاشی اقتصادی که این روزها در سطح جهانی شاهد آن هستیم، فیلم و سریالهایی که بر محوریت «تنفر از پولداران» ساخته شده، بیشتر و بیشتر شدهاند. ترندی که از فیلم «انگل» (Parasite) و «منو» (The Menu) شروع شد و حالا به «چگونه آدم بکشید» (How to Make a Killing) رسیده است؛ یک کمدی سرگرمکننده اما فراموششدنی دربارهی مردی که میخواهد به هر طریق ممکن، ارثیهی خانوادگی را به چنگ آورد. حتی اگر مجبور باشد آدم بکشد. در نقد «چگونه آدم بکشید» به داستان فیلم و اجرای قابل پیشبینی گلن پاول در نقش اصلی آن میپردازم.
هشدار! در نقد فیلم «چگونه آدم بکشید» خطر لو رفتن داستان وجود دارد
نقد فیلم «چگونه آدم بکشید»؛ یک قاتل بیقریحه
جان پتن فورد با اولین فیلم خود، «امیلی جنایتکار» (Emily the Criminal)، نشان داد که کارگردانی آتیهدار است؛ به ویژه استاد اینکه بگذارد داستان با جریانی آرام بالا بگیرد و درست موقعی که انتظار ندارید، غافلگیرتان کند. در «امیلی جنایتکار» جوانی (با اجرای آبری پلازا)، زیر بار وام دانشجویی و جامعهای که به او فرصتی دوباره نمیدهد، لِه میشود. «چگونه آدم بکشید» با پرداختن به مسائلی چون طبقهی اجتماعی، تلاش برای رسیدن به یک زندگی بهتر و اسیر حرص و طمع شدن، تقریبا از همان خط فکری پیروی میکند که «امیلی جنایتکار». اما آن تازگیِ فیلم اول فورد را ندارد. به ویژه که «چگونه آدم بکشید» عملاً بازسازی مدرن فیلم ۱۹۴۹ رابرت هیمر، «قلبهای مهربان و نیمتاجها» (Kind Hearts and Coronets) است؛ اما بدون اهمیت عنصر طبقه اجتماعی آن هم بهخاطر تغییر پسزمینهی داستانی به امریکای کنونی.

در تازهترین فیلم فورد، داستان بکت ردفلو را دنبال میکنیم؛ جوانی که در حاشیهی نیویورک زندگی میکند، اما معتقد است استحقاق جایگاهی بالاتر از اینها را دارد. قضیه به مادرش برمیگردد. پس از آنکه مادرش، مری (نل ویلیامز)، در ۱۸ سالگی حامله شده، خانواده او را طرد کردهاند و دیگر ارتباطی با آنها نداشته است. این کینهها ادامه یافته تا جایی که پس از مرگ هم قبر مری در آرامگاه خانوادگی قرار نگرفته و هیچکس به ختماش نمیآید. او در آخرین جملاتش از بکت قول میگیرد که تا به زندگی که استحقاقش را دارد نرسیده، از پا ننشیند. این جمله است که کل داستان را شروع میکند؛ داستانِ اینکه بکت چگونه یاد گرفت آدم بکشد.
این روزها گلن پاول به جای پدرو پاسکال به نقش اول هالیوود تبدیل شده است و با اینکه روزگاری از او بهعنوان «تام کروزِ امروز» یاد میکردند، اما نقشهای اخیر او، در «هیتمن» (Hitman)، «مرد فراری» (The Running Man) و حالا «چگونه آدم بکشید» نشان میدهند که اجرای پاول فراتر از یک بُعد نمیرود.
البته این به کمبودهای فیلمنامه نیز برمیگردد. با اینکه بکت راوی داستان است و تمام مدت در زندان داستان زندگیاش را برای کشیشی روایت میکند، اما ما نمیتوانیم فراتر از بهانههای سطحی، به عمق انگیزهها و احساسات او پی ببریم. این بخشیاش به فیلمنامهی پتن فورد بازمیگردد که با وجود اقتباس از کتابی از روی هورنیمن و فیلم هیمر، همچنان فیلمنامهای آبکی و شخصیتپردازی سطحی دارد؛ اما بخش دیگرش به خود پاول بازمیگردد. تا اینجا دیدهایم که اجرای او برای نقشهای اکشن به خوبی جواب میدهد. اما وقتی پای تمام ظرافتهای یک بازیگر نقش اول مرد در هالیوود وسط باشد، او توانایی اجرای احساسی بالایی ندارد. مقایسهی او با تام کروز هم که قیاس مع الفارغ است.

در ادامه داستان، بکت که میداند خانوادهاش او و مری را طرد کرده و حاضر نیستند ذرهای از اموال هنگفتشان را با او قسمت کنند، تصمیم میگیرد خود دست به کار شود و پیش از آنکه دیگر دیر شده باشد، حق خود را بگیرد؛ آن هم با کشتن تکتک ردفیلدهای باقیمانده و به ارث بردن ۱۸ میلیارد دلار اموال آنها.
بکت از تیلور (رف لاو) شروع و به سادگی غرقش میکند. در مراسم ختم تیلور، پدر او، وارن (بیل کمپ)، عذاب وجدان میگیرد و شغل سابق تیلور در مؤسسهی سرمایهگذاریاش را به بکت میدهد. بکت در مسیر کشتن یکی دیگر از ردفلوها، نوآ (زک وودز)، با دوستدختر او، روث (جسیکا هنویک)، آشنا و پس از منفجر کردن نوآ، به او نزدیکتر میشود. بکت با وجود داشتن یک شغل خوب و دوستدختری حتی بهتر، باز از اندیشهی ارثیهی ردفلوها بیرون نمیآید. در این میان، دختری از گذشتههای بکت، جولیا (مارگارت کوالی) از راه میرسد و برای بکت دردسر درست میکند.
این اولین باری است که مارگارت کوالی را در نقش یک Femme Fatal میبینیم. او از پاول بازیگر بهتری است، اما اجراهایش بالا و پایین دارد. کوالی را میتوان در مقابل پاول یکی از نقش اصلیهای زن پرطرفدار این روزهای هالیوود دانست. اگر نگاهی به سه نقش اخیر او در «ماده» (The Substance)، «ماه آبی» (Blue Moon) و «هانی نکن!» (Honey Don’t) بیندازید، میبینید که او نقشهای متنوعی را انتخاب میکند، اما در اجرایش تنوع ندارد. او در «ماده»، که کمدی سیاه در ژانر وحشت بدنی است، خوش درخشید، اما با تکرار فوت و فنهای آشنا در اجرایش در «ماه آبی» و «هانی نکن!» – که در آن کوالی نقش کارآگاهی در شهری کوچک را بازی میکند – به ریتمی تکراری افتاد و این بار در «چگونه آدم بکشید» هم این ریتم را تکرار کرده؛ به طوری که اجرایش انرژی ندارد و تمام فیلم روی یک نت یکنواخت حرکت میکند. نکتهای خارج از بحث که شاید دربارهی کوالی برایتان جالب باشد بدانید، این است که لباسهای کوالی در فیلم همه از برند «شنل» (Chanel) هستند و خود کوالی هم سفیر این برند است که از نوجوانی برایشان روی رانوِیهای مختلفی رفته.
«چگونه آدم بکشید» در چرخهای تکراری فرومیرود
آنچه فیلمهایی چون «انگل»، «منو» و خود پتن فورد در «امیلی جنایتکار» در آن موفق عمل میکنند، این است که مدام بیننده را غافلگیر میکنند. چون موضوع، ساده و تکراری است؛ نحوهی اجرای آن است که داستان را متمایز میکند. اما «چگونه آدم بکشید» در بعد از مقدمات گذشتهی مادر بکت، دیگر به مونتاژی از قتلها تبدیل میشود که نه آنقدر هوشمندانهاند و نه آنقدر باورپذیر. مخصوصا که بکت، به عنوان یک آدم معمولی میتواند به همین راحتی در روز روشن آدم بکشد و حتی افبیآی هم بویی از آن نبرد. در این میان، جولیا هم از قتلهای بکت مدرک دارد و میخواهد پول هنگفتی از او تیغ بزند. بکت هم چارهای جز اطاعت از جولیا نمیبیند. مخصوصا وقتی بیش از همیشه به ارثیهی ردفلوها نزدیک شده است.

بکت پس از قتل استیون، کاساندرا و مکآرتور، و مرگ وارن براثر سکته، تنها یک ردفلوی دیگر را در مسیر رسیدن به ارثیهاش میبیند: پدربزرگ وایتلاو (اد هریس). وایتلاو با دادن تفنگی از جنگ جهانی اول به بکت، عملاً او را به کشتن خودش تشویق میکند و با مرگ وایتلاو، تمام مال و اموال ردفلوها به بکت میرسد. خوشحالی بکت اما مدت زیادی دوام نمیآورد. چرا که افبیآی او را به دستگیر میکنند؛ البته نه به جرم قتل تمام ردفلوها، که به قتل لایل، شوهرِ جولیا که آن هم پاپوشی از سوی دخترک است تا از بکت اخاذی کند.
۲۴ ساعت پیش از اعدام بکت، جولیا افشا میکند که مدرکی دال بر بیگناهی بکت دارد، اما تنها به شرطی آن را رو خواهد کرد که بکت تمام اموال خود را به نام جولیا بزند. بکت هم که چارهی دیگری ندارد، چنین میکند و با اینکه روث را از دست میدهد، اما در صحنهی آخر از زندان آزاد شده و با جولیا به عمارت ردفلوها میرود.
«چگونه آدم بکشید» در نهایت با داستان و شخصیتپردازی ضعیف، کمدی ضعیفتر، و اجراهای کمتر از حد انتظار، به یک فیلم فراموششدنی دیگر تبدیل میشود که نقاط قوت پتن فورد را در خود ندارد. باید دید آیا این کارگردان میتواند در آینده از این تجربه درس گرفته و راهی برای اثبات دوبارهی خود پیدا کند.
- داستان سرگرمکننده
- اجرای جسیکا هنویک و بیل کمپ
- شخصیتپردازی سطحی
- کمدی ضعیف با کاراکترهای کلیشهای
- اجرای کمتر از حد انتظار دو ستارهی فیلم، گلن پاول و مارگارت کوالی
- عدم تناسب پیام فیلم با داستان با تغییر پسزمینهای که داستان در آن اتفاق میافتد
شناسنامه فیلم «چگونه آدم بکشید» (How to Make a Killing)
کارگردان: جان پتن فورد
نویسنده: جان پتن فورد
بازیگران: گلن پاول، مارگارت کوالی، جسیکا هنویک، اد هریس
محصول: ۲۰۲۶، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۶.۵ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: ۴۳٪
خلاصه داستان: بکت ردفلو، به توصیهی مادر مرحومش، میخواهد به زندگی که استحقاق آن را دارد برسد. این تنها با به ارث بردن ثروت ردفلوها محقق میشود که سالها پیش، بعد از حاملگی مادرش او را از خانواده طرد کردند. بکت در مسیر دستیابی به این ثروت، باید از سد ۷ عضو خاندان ردفلوها بگذرد تا مال و اموال را مال خودش کند و به نظر میرسد تنها راه تحقق آن، این است که دست به کشتن بزند…
منبع: دیجیکالا مگ