باکی بارنز: راه نجات فیلم‌های ابرقهرمانی پروژه‌های کوچک و متمرکز است

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۶ دقیقه
مارول در عصر خستگی از ابرقهرمان‌ها؛ چرا وقت آن رسیده است کوچک‌تر فکر کند؟

سال‌هاست که فرمول فیلم‌های ابرقهرمانی مارول کم‌وبیش به یک الگوی آشنا خلاصه شده است: قهرمانان مختلف کنار هم جمع می‌شوند، تهدیدی بزرگ‌تر از همیشه جهان را به خطر می‌اندازد و در نهایت باید با یک نبرد عظیم چندجهانی، همه‌چیز را نجات دهند. اما در دوره‌ای که بخشی از مخاطبان نسبت به تکرار همین فرمول دچار خستگی شده‌اند، شاید راه نجات مارول نه در بزرگ‌تر کردن فیلم‌ها، بلکه دقیقا در کوچک‌تر کردن آنها باشد.

سباستین استن، بازیگر باکی بارنز یا همان سرباز زمستان، حالا ایده‌ای متفاوت برای شخصیت خودش مطرح کرده است: یک تریلر ۵۰ میلیون دلاری، شخصی و تاریک که به جای نجات جهان، روی ذهن آسیب‌دیده یک انسان و رازهایی از گذشته او تمرکز کند. ایده‌ای که می‌تواند مسیر متفاوتی برای استفاده از شخصیت‌های فرعی مارول باز کند و به آنها اجازه دهد خارج از سایه انتقام‌جویان، داستان خودشان را روایت کنند.

اما پیشنهاد استن فقط یک ایده برای باکی نیست. نمونه‌هایی مانند «لوگان» (Logan) و «جوکر» (Joker) نشان داده‌اند که یک شخصیت کمیک‌بوکی می‌تواند وارد ژانری کاملا متفاوت شود و همچنان هویت خودش را حفظ کند. حالا سوال این است که آیا مارول می‌تواند از این تجربه‌ها درس بگیرد و به جای رقابت بر سر بزرگ‌ترین انفجار و پیچیده‌ترین تهدید چندجهانی، سراغ داستان‌های کوچک‌تر و شخصیت‌محورتری برود؟

فیلم‌ها و سریال‌های مارول را به چه ترتیبی ببینیم؟

سباستین استن برای مارول یک پیشنهاد متفاوت دارد: یک تریلر ۵۰ میلیون دلاری برای سرباز زمستان

کافی است لحظه‌ای چشم برهم بزنید تا فکر کنید دوباره به سال ۲۰۱۹ برگشته‌ایم. جدیدترین فیلم مرد عنکبوتی، «مرد عنکبوتی: روز کاملا جدید» (Spider-Man: Brand New Day)، به‌تازگی از فروش ۲.۴ میلیارد دلار در گیشه جهانی عبور کرده است. این فیلم حالا سومین اثر پرفروش تاریخ سینما محسوب می‌شود؛ پس از «آواتار» (Avatar) و «انتقام‌جویان: پایان بازی» (Avengers: Endgame).

همه‌چیز درباره فیلم «مرد عنکبوتی: روز کاملا جدید»؛ از قصه و بازیگران تا تاریخ اکران

در همین حال، گزارش‌ها حاکی از آن است که «انتقام‌جویان: روز نابودی» (Avengers: Doomsday) فقط از پیش‌فروش بلیت در آمریکا بیش از ۵۰ میلیون دلار درآمد داشته است. نکته جالب اینکه فیلم هنوز تا ماه دسامبر اکران نمی‌شود. در نگاه اول، همه‌چیز شبیه آغاز یک دوره تازه طلایی برای فیلم‌های ابرقهرمانی است.

بااین‌حال، واقعیت چندان این‌طور به نظر نمی‌رسد. دلیلش هم این است که این شرایط برای مارول تا حد زیادی یک تغییر مسیر محسوب می‌شود. این استودیو سال ۲۰۲۵ را با عملکردی ناامیدکننده پشت سر گذاشت. هر سه فیلمی که در آن سال اکران کرد، پایین‌تر از انتظار ظاهر شدند.

«کاپیتان آمریکا: دنیای شجاع جدید» (Captain America: Brave New World) در سراسر جهان ۴۱۵ میلیون دلار فروخت. «تاندربولتز*» (Thunderbolts*) به فروش ۳۸۲ میلیون دلار رسید. حتی «چهار شگفت‌انگیز: گام‌های نخست» (The Fantastic Four: First Steps) که نقدهای مثبتی دریافت کرده بود، در نهایت ۵۲۱ میلیون دلار فروخت؛ آن هم با بودجه‌ای که حدود ۲۰۰ میلیون دلار گزارش شده است.

این اعداد البته به فاجعه‌ای مثل «مادام وب» (Madame Web) نزدیک نیستند. بااین‌حال، یک مشکل همچنان وجود دارد: مارول با ابرقهرمانانی که نمی‌توانند به‌تنهایی یک نمایش چندجهانی ۳۰۰ میلیون دلاری را جلو ببرند، چه باید بکند؟

مارول از زمانی که واکاندایی‌ها برنامه هایدرا را از ذهن سرباز زمستان حذف کردند، واقعا نمی‌دانسته با این شخصیت چه کار کند. اینجاست که سباستین استن، بازیگر سرباز زمستان، وارد ماجرا می‌شود. او این هفته پیشنهاد کرده که شاید راه‌حل، فرستادن چنین شخصیت‌هایی به فیلم‌های ژانری کوچک‌تر و کم‌هزینه‌تر باشد.

انتقام‌جویان: جنگ ابدیت

استن در گفت‌وگو با نیویورک مگزین (New York Magazine) فاش کرده که ایده‌ای تازه برای ماجراجویی بعدی باکی بارنز به کوین فایگی، رئیس مارول، پیشنهاد داده است. او این فیلم را اثری با حال‌وهوایی شبیه «سیکاریو» (Sicario) تصور می‌کند. استن گفت:

«بیایید فیلم را با بودجه‌ای خیلی کم بسازیم. داستان درباره مردی است که فکر می‌کند یکی از آدم‌های گذشته‌اش را شناخته؛ کسی که به دوره‌ای از زندگی او برمی‌گردد که تحت شست‌وشوی مغزی قرار گرفته بود. همین موضوع ذهنش را درگیر می‌کند و کم‌کم نسبت به این فرد وسواس پیدا می‌کند. بعد راه می‌افتد تا بفهمد این آدم واقعا چه کسی است و چه ارتباطی با گذشته‌اش دارد. در واقع، با یک تریلر روبه‌رو هستیم.»

در دوره‌ای دیگر، چنین پیشنهادی شاید فقط نمونه دیگری از تلاش یک بازیگر برای دخالت در کار تهیه‌کننده یا مدیر استودیو به نظر می‌رسید. اما استن این روزها در یکی از بهترین مقاطع حرفه‌ای خود قرار دارد.

او برای بازی در «کارآموز» (The Apprentice) نخستین نامزدی اسکار خود را به دست آورد. برای «مردی متفاوت» (A Different Man) نیز برنده جایزه گلدن گلوب شد. ایده قرار دادن سرباز زمستان در یک تریلر تیره و توطئه‌آمیز با حال‌وهوای سیکاریو نیز تقریبا برای مقابله با خستگی مخاطبان از فیلم‌های ابرقهرمانی ساخته شده است.

استن در تاندربولتز* محصول سال گذشته عملکرد قابل‌قبولی داشت. بااین‌حال، به‌راحتی می‌شد جای باکی را با شانگ چی، میس مارول یا یکی از اعضای «جاودانگان» (Eternals) عوض کرد و بسیاری از مخاطبان احتمالا حتی متوجه این تغییر نمی‌شدند.

مارول از زمانی که واکاندایی‌ها بین اتفاقات «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» (Captain America: Civil War) و «انتقام‌جویان: جنگ ابدیت» (Avengers: Infinity War) برنامه هایدرا را از ذهن باکی پاک کردند، واقعا نمی‌دانسته باید با سرباز زمستان چه کند.

می‌دانیم که او در «روز قیامت» (Doomsday) حضور خواهد داشت. اما آیا واقعا لازم است فقط برای کامل کردن فهرست شخصیت‌ها در فیلم باشد؟ آن هم در حالی که اعضای شناخته‌شده‌تر انتقام‌جویان دوباره تلاش می‌کنند جلوی فروپاشی جهان را بگیرند؟

چرا بهتر نیست او را به یک تریلر ۵۰ میلیون دلاری و خشن بفرستیم؟ فیلمی که در آن، سرنوشت ذهن آسیب‌دیده یک انسان مهم‌تر از ادامه حیات کل جهان و فضای زمان باشد. چنین رویکردی می‌تواند مسیر تازه‌ای برای مارول باز کند.

درباره فاز هفت دنیای سینمایی مارول چه می‌دانیم؟

برای مثال، می‌توان گوست را وارد یک فیلم سرقت ساده و جمع‌وجور کرد. توانایی عبور او از دیوارها هم می‌تواند برای ورود به یک ساختمان واقعی به کار گرفته شود.

رد گاردین نیز می‌تواند قهرمان یک کمدی جاسوسی در دوران جنگ سرد باشد. داستان می‌تواند حول ماموریت‌های عجیب و هرچه باورنکردنی‌تری بچرخد که او ادعا می‌کند برای مقابله با کاپیتان آمریکا انجام داده است.

حتی وانگ می‌تواند در یک داستان کارآگاهی ماورایی ظاهر شود. یک شیء نفرین‌شده، سه جادوگر مشکوک و هیچ درگاهی برای سفر به ابعاد دیگر؛ همین برای شروع کافی است.

جوکر

نمونه‌هایی هم وجود دارند که نشان می‌دهند چنین فیلم‌های ابرقهرمانی می‌توانند جواب بدهند؛ حتی اگر خارج از دنیای سینمایی مارول ساخته شده باشند.

«لوگان» (Logan) در اصل یک وسترن تلخ و احساسی بود. در این فیلم، ولورین در نقش یک هفت‌تیرکش سالخورده، کودکی را از میان سرزمینی خشن و خطرناک عبور می‌داد.

«جوکر» (Joker) نیز بیشتر از آنکه به فیلم‌های ابرقهرمانی شباهت داشته باشد، به مطالعات شهری و آشفته مارتین اسکورسیزی در دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ نزدیک بود؛ فیلم‌هایی که در آنها خبری از شنل و لباس ابرقهرمانی نبود.

 5 دلیل که جوکر بهترین نقش واکین فینیکس است

این دو فیلم روی هم تقریبا ۱.۷ میلیارد دلار در سراسر جهان فروختند. حتی می‌توان گفت خود مارول هم زمانی سراغ چنین فرمولی رفته بود.

«کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان» (Captain America: The Winter Soldier) ساختاری شبیه تریلرهای توطئه‌آمیز دهه ۱۹۷۰ داشت. «مرد مورچه‌ای» (Ant-Man) بیشتر شبیه یک فیلم سرقت ساخته شده بود.

«دکتر استرنج در چندجهانی دیوانگی» (Doctor Strange in the Multiverse of Madness) هم به لطف فیلمبرداری متمایز سم ریمی، حال‌وهوایی نزدیک به «مرده شریر ۲» (Evil Dead II) پیدا کرد و به شکل محسوسی به سمت وحشت رفت.

هر سه فیلم، از بسیاری از آثار گروهی و بی‌رمق‌تری که مارول در نیمه دهه گذشته بیشتر سراغشان رفته بود، هویت مشخص‌تری داشتند. البته هیچ‌کس نمی‌گوید مارول باید ساخت فیلم‌هایی را که در نهایت به یک رویارویی عظیم با حضور تمام اعضای انتقام‌جویان می‌رسند، کنار بگذارد. این مدل فیلم‌ها همچنان جای خودشان را دارند.

بهترین و بدترین فیلم‌های مارول از نگاه منتقدان

اما برای معرفی و زنده نگه داشتن علاقه مخاطبان به قهرمانان کمتر شناخته‌شده، راه‌های جذاب‌تری هم وجود دارد. این شخصیت‌ها معمولا در چنین فیلم‌هایی در حاشیه باقی می‌مانند. پس چرا نباید اجازه داد باکی همان بحران ۵۰ میلیون دلاری خودش را تجربه کند؟

وقتی چندجهانی دوباره در آستانه انفجار قرار گرفت، او همیشه می‌تواند برگردد و پشت سر ثور بایستد.

منبع: The Guardian

دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X