رتبه‌بندی فیلم‌های «مردان سیاه‌پوش» از بدترین تا بهترین  

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۴ دقیقه
فیلم‌های مردان سیاه‌پوش

وقتی در تابستان 1997، بری ساننفلد فیلم «مردان سیاه‌پوش» (Men in Black) را روی پرده‌ فرستاد، کمتر کسی پیش‌بینی می‌کرد که این اقتباس آزاد از یک کمیک‌بوک نسبتا ناشناخته، قرار است به یکی از بزرگترین پدیده‌های فرهنگ عامه در اواخر دهه نود میلادی تبدیل شود. در آن دوران، بیگانگان فضایی در سینما معمولا یا هیولاهای ترسناکی بودند که از سینه‌های انسان‌ها بیرون می‌زدند («بیگانه»)، یا متجاوزان بی‌رحمی که با سفینه‌های غول‌پیکر قصد هجوم به کره زمین را دارند («روز استقلال»). اما ساننفلد با لحنی هجوآمیز و تاریک، زاویه‌ی دید جدیدی را به مخاطبان ارائه داد: بیگانگان سال‌هاست که در میان ما زندگی می‌کنند؛ آن‌ها هیولا نیستند، بلکه مهاجرانی پناهنده در نیویورک هستند که بعضی‌هایشان مسافرکشی می‌کنند، بعضی دیگر هم دکه روزنامه‌فروشی دارند و فقط می‌خواهند زندگی بی‌دردسری داشته باشند. در این مقاله، فیلم‌های فرنچایز خاطره‌انگیز «مردان سیاه‌پوش» را مرور می‌کنیم.

آنچه نسخه‌ی اصلی «مردان سیاه‌پوش» را به یک فیلم کلاسیک تبدیل کرد، جلوه‌های ویژه‌ی انقلابی و گریم‌های استثنایی ریک بیکر نبود؛ برگ برنده‌ی این فرنچایز، شیمی جادویی و تکرارنشدنی تامی لی جونز در نقش مامور کی -که مردی عبوس و بی‌احساس است- و ویل اسمیت در نقش مامور جی -جوانی پرانرژی و حاضر‌جواب- است. این ترکیب متضاد، فرمول کلاسیک فیلم‌های «زوج پلیس» (بادی کاپ) را با عناصر علمی-تخیلی درآمیخت و معجونی خلق کرد که هالیوود تا دهه‌ها بعد تلاش کرد طعم آن را بازتولید کند. با این حال، مسیر این فرنچایز در طول چند دهه اخیر، همیشه هموار نبوده است. ساخت دنباله‌هایی که بتوانند جادوی قسمت اول را تکرار کنند، به یک چالش فرسایشی برای استودیوی سونی تبدیل شد. از دنباله‌هایی که بیش از حد روی فرمول‌های قبلی تکیه کردند تا تلاش‌هایی برای ریبوت کردن مجموعه با بازیگران جدید، «مردان سیاه‌پوش» فراز و نشیب‌های فراوانی را تجربه کرده است. با وجود این، تقریبا همه قسمت‌های آن ارزش یک بار تماشا را دارند.

رتبه‌بندی فیلم‌های «مردان سیاه‌پوش»

4. مردان سیاه‌پوش: بین‌المللی (Men in Black: International)

بین‌المللی

  • سال اکران: 2019
  • کارگردان: اف. گری گری
  • بازیگران: کریس همسورث، تسا تامپسون، ربکا فرگوسن، کمیل نانجیانی، ریف اسپال، اما تامپسون، لیام نیسون
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 5.6 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 23 از 100

وقتی یک فرنچایز موفق به بن‌بست می‌رسد و ستارگان اصلی‌اش دیگر تمایلی -یا توجیهی- برای بازگشت ندارند، استودیوهای هالیوودی معمولا سریع‌ترین و بی‌روح‌ترین راهکار را انتخاب می‌کنند: یک اسپین‌آف با بازیگران جوان‌تر و لوکیشن‌های جدید. «مردان سیاه‌پوش: بین‌المللی» دقیقاً محصول همین تفکر کارخانه‌ای و تهیه‌کننده‌محور است. پس از منتفی شدن ایده‌ی عجیب کراس‌اوور میان «مردان سیاه‌پوش» و مجموعه فیلم‌های «خیابان جامپ شماره 21» که قرار بود با نام «مردان سیاه‌پوش 23» ساخته شود (ایده‌ای که روی کاغذ احمقانه اما در عمل می‌توانست به شدت خنده‌دار باشد)، سونی تصمیم گرفت یک داستان جدید و مستقل را روایت کند.

سازندگان برای تضمین موفقیت، به سراغ زوج کریس همسورث و تسا تامپسون رفتند؛ دو بازیگری که در فیلم «ثور: رگناروک» ثابت کرده بودند شیمی کمدی بسیار خوبی با هم دارند. تامپسون نقش مامور ام را بازی می‌:ند، زنی که در کودکی برخورد مردان سیاه‌پوش با بیگانگان را دیده اما حافظه‌اش پاک نشده است. او سال‌ها وقت صرف می‌کند تا این سازمان مخفی را پیدا کرده و به آن‌ها ملحق شود. در شعبه‌ی لندن، او با مامور اچ (کریس همسورث) که یک مامور خوش‌تیپ، مغرور و بی‌پرواست، هم‌تیمی می‌شود تا یک جاسوس را در درون سازمان پیدا کنند.

مشکل اصلی «بین‌المللی» این است که روح، و لحن کمدی سیاه فیلم‌های بری ساننفلد را کاملا از دست داده است. در قسمت‌های اصلی اصلی، کمدی از دل موقعیت‌های ابزورد و واکنش‌های جدی و بی‌تفاوت شخصیت‌ها (به خصوص تامی لی جونز) به اتفاقات دیوانه‌وار استخراج می‌شد. اما اینجا، فیلم‌نامه تلاش می‌کند با زور و ضربِ دیالوگ‌های پر سر و صدا و لوده‌بازی‌های سطحی، از مخاطب خنده بگیرد. کریس همسورث عملا در حال تکرار پرسونای «ثور» در کالبدی جدید است؛ او بامزه است، اما شخصیت مامور اچ عمق یا ظرافتی ندارد و حماقت‌های او پس از مدتی خسته‌کننده می‌شود.

از سوی دیگر، تسا تامپسون بازیگر توانمندی است و ایده‌ی اولیه‌ی شخصیت او پتانسیل بالایی داشت، اما فیلم‌نامه خیلی زود این پتانسیل را رها می‌کند تا به یک ماجراجویی بی‌روحِ شبیه به آثار جیمز باند (البته با حضور فضایی‌ها) بپردازد. لوکیشن‌های فیلم از لندن تا مراکش و پاریس تغییر می‌کنند، اما هیچ‌کدام از آن‌ها هویت دوست‌داشتنی خیابان‌های نیویورک در فیلم‌های اصلی را ندارند. نیویورک در سه‌گانه‌ی اول، خود یک شخصیت بود؛ شهری پر از موجودات عجیب و غریب که در دل شلوغی پنهان شده بودند. اما جهانگردیِ این فیلم تنها بهانه‌ای برای نمایش پرده‌های سبز و جلوه‌های ویژه‌ی بی‌روح است.

بیگانگانِ فیلم نیز به شدت فراموش‌شدنی هستند. دیگر خبری از خلاقیت‌های عروسکی و گریم‌های فیزیکی عجیب و غریب که در فیلم‌های اول حسابی دلبری می‌کردند، نیست. شرورهای فیلم، دوقلوهایی از نژاد «هایو» (Hive)، بیشتر شبیه به رقصنده‌هایی با افکت‌های نوری هستند تا یک تهدید کیهانی واقعی. تنها نقطه‌ی روشن و بامزه‌ی فیلم، شخصیت پانی با صداپیشگی کمیل نانجیانی است که یک بیگانه کوچک و وفادار است و چند باری موفق می‌شود لبخند را به لب مخاطب بیاورد.

«مردان سیاه‌پوش: بین‌المللی» فیلمی غیرضروری است که هیچ حرف تازه‌ای نمی‌زند و چیزی هم به مجموعه اضافه نمی‌کند. از آن فیلم‌هایی که بلافاصله پس از تیتراژ پایانی، دیگر چیزی از آن به یاد نخواهید آورد. مطابق انتظار، طرفداران مجموعه هم به فیلم پشت کردند و با فروش ضعیفی که در گیشه داشت، سونی تصمیم گرفت تا از ساخت قسمت دوم آن صرف نظر کند.

10 فیلم کمدی علمی-تخیلی برتر قرن 21 از بدترین تا بهترین

3. مردان سیاه‌پوش 2 (Men in Black II)

فیلم‌های مردان سیاه‌پوش

  • سال اکران: 2002
  • کارگردان: بری ساننفلد
  • بازیگران: تامی لی جونز، ویل اسمیت، لارا فلین بویل، جانی ناکسویل، رزاریو داوسون، ریپ تورن، مایکل جکسون
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.2 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 38 از 100

ساخت دنباله برای یک فیلم به شدت موفق، مخصوصا اثری که بر پایه‌ی ایده‌ای درخشان اما «یکبارمصرف» بنا شده، معمولا یک اشتباه بزرگ است. در پایان «مردان سیاه‌پوش»، آرک شخصیتی مامور کی کامل شده بود. او عشق قدیمی‌اش را پیدا کرد، حافظه‌اش پاک شد و بازنشسته شد تا یک زندگی عادی داشته باشد، در حالی که مامور جی حالا به یک مامور ارشد تبدیل شده و آماده بود تا از زمین محافظت کند. این یک پایان‌بندی بی‌نقص بود.

پنج سال بعد، زمانی که سونی تصمیم گرفت دنباله‌ی آن را بسازد، نویسندگان با یک چالش بزرگ روبه‌رو شدند: بدون تامی لی جونز، فیلم «مردان سیاه‌پوش» معنایی ندارد. پس چه باید کرد؟ پاسخ هالیوودی و تنبلانه به این سوال این بود: حافظه‌ی او را برگردانیم و همه ‌چیز را دقیقا مثل قسمت اول تکرار کنیم!

قصه‌ی «مردان سیاه‌پوش 2» از جایی شروع می‌شود که مامور جی حالا بهترین مامور سازمان است، اما نمی‌تواند با هیچ همکار جدیدی کنار بیاید (او مدام حافظه‌ی همکارانش را پاک می‌کند!). در همین حال، یک هیولای کیهانیِ بی‌رحم به نام سرلینا (لارا فلین بویل) که خود را در قالب یک مدل لباس زنانه درآورده، به زمین می‌آید تا یک شیء قدرتمند به نام «نور زارتا» را پیدا کند. تنها کسی که جای این شیء را می‌داند، مامور کی است که اکنون به عنوان یک پستچی بی‌خبر از همه جا در اداره پست کار می‌کند. حالا مامور جی باید کی را پیدا کند، حافظه‌اش را برگرداند و با هم دنیا را نجات دهند.

«مردان سیاه‌پوش 2» نمونه‌ی بارزی از بیماری دنباله‌سازی است؛ تکرار مو به موی فرمول قبلی، اما با حجم بیشتر و کیفیت کمتر. فیلم به شدت احساس بازیافتی بودن می‌دهد. ساننفلد و تیم سازنده، به جای گسترش جهان داستان، تصمیم گرفتند همان شوخی‌های فیلم اول را با شدت بیشتری به خورد مخاطب بدهند. مثلا سگ سخنگوی بیگانه، «فرانک» که در فیلم اول حضور کوتاه و بامزه‌ای داشت، اینجا به پارتنر موقت مامور جی تبدیل می‌شود و زمان بسیار زیادی از فیلم را به خود اختصاص می‌دهد که به سرعت آزاردهنده می‌شود. کرم‌های بیگانه نیز از شخصیت‌های پس‌زمینه به کاراکترهای کلیدی در اکشن تبدیل می‌شوند.

روند بازگرداندن حافظه مامور کی بیش از حد طولانی و قابل‌پیش‌بینی است و فیلم را از ریتم می‌اندازد. پویایی رابطه‌ی اسمیت و جونز در نیمه‌ی اول فیلم، به خاطر فراموشی کی، لنگ می‌زند و وقتی او بالاخره به یاد می‌آورد چه کسی است، فیلم عملا در پرده‌ی سوم خود قرار دارد. از سوی دیگر، جلوه‌های ویژه نیز نسبت به زمان خود یک قدم رو به عقب به نظر می‌رسند. در فیلم اول، تعادل فوق‌العاده‌ای میان انیماترونیک، عروسک‌ها و سی‌جی‌آی وجود داشت. اما در قسمت دوم، اتکای بیش از حد به جلوه‌های ویژه‌ی رایانه‌ای باعث شد تا فیلم در همان زمان اکران هم کمی پلاستیکی و مصنوعی به نظر برسد (به طراحی ضعیف هیولای مترو در ابتدای فیلم یا شاخک‌های سرلینا نگاه کنید).

لارا فلین بویل در نقش سرلینا، شروری ضعیف و تک‌بعدی است که هیچ‌گاه نمی‌تواند تهدیدِ چندش‌آور و ملموسِ ادگارِ حشره (شرور فیلم اول) را بازتولید کند. حتی جانی ناکسویل (ستاره‌ی مجموعه «کله‌خر») در نقش یک بیگانه‌ی دو سر، با وجود تلاش فراوان برای بامزه بودن، بیشتر شبیه به یک کاریکاتور دم‌دستی است. با تمام این ایرادات، «مردان سیاه‌پوش 2» هنوز هم لحظات سرگرم‌کننده‌ای دارد. حضور کوتاه مایکل جکسون در نقش مامور ام (که التماس می‌کند به عنوان یک مامور سیاه‌پوش استخدام شود)، شیمی همچنان جذاب اسمیت و جونز (وقتی که حافظه کی بازمی‌گردد) و مدت زمان بسیار کوتاه 88 دقیقه‌ای آن باعث می‌شود که در قالب یک سرگرمی پاپ‌کورنی و مصرفی قابل تحمل باشد. اما در مقایسه با شاهکار اول، این فیلم یک سقوط آزاد ناامیدکننده است.

۱۰۰ فیلم علمی-تخیلی محبوب تاریخ سینما

2. مردان سیاه‌پوش 3 (Men in Black 3)

فیلم‌های مردان سیاه‌پوش

  • سال اکران: 2012
  • کارگردان: بری ساننفلد
  • بازیگران: ویل اسمیت، تامی لی جونز، جاش برولین، آلیس ایو، جامین کلمنت، نیکول شرزینگر، اما تامپسون
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.8 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 67 از 100

پس از شکست هنری قسمت دوم، به نظر می‌رسید پرونده‌ی «مردان سیاه‌پوش» برای همیشه بسته شده باشد. یک وقفه‌ی ده ساله ایجاد شد و در این مدت، هالیوود و سلیقه مخاطبان به کلی تغییر کرده بود. فیلم‌های ابرقهرمانی سیاه و جدی (مانند «شوالیه‌ی تاریکی») گیشه را تسخیر کرده بودند و دوران کمدی‌های اکشن دهه نودی به سر رسیده بود. پروسه تولید قسمت سوم نیز یک کابوس تمام‌عیار بود؛ فیلم‌برداری آغاز شد در حالی که تنها یک‌سوم از فیلم‌نامه نوشته شده بود، تولید برای چند ماه متوقف شد تا نویسندگان داستان را جمع‌وجور کنند و بودجه فیلم به شکلی سرسام‌آور بالا رفت. همه چیز نوید یک فاجعه‌ی سینمایی را می‌داد. اما در کمال تعجب، وقتی «مردان سیاه‌پوش 3» اکران شد، تماشاگران و منتقدان با بهترین و احساسی‌ترین دنباله‌ی این فرنچایز روبه‌رو شدند.

داستان این‌بار روی یکی از جذاب‌ترین اِلمان‌های ژانر علمی-تخیلی دست می‌گذارد: سفر در زمان. یک قاتل فضایی بی‌رحم به نام بوریس (جامین کلمنت) از زندانی در ماه فرار می‌کند، به گذشته (سال 1969) سفر می‌کند و مامور کی جوان را به قتل می‌رساند. در زمان حال، مامور جی یک روز صبح بیدار می‌شود و متوجه می‌شود همکارش سال‌ها پیش مرده است و فضایی‌ها در حال نابود کردن زمین هستند. حالا جی باید به سال 1969 بازگردد، با نسخه‌ی جوان‌ترِ مامور کی هم‌تیمی شود، بوریس را متوقف کند و آینده را نجات دهد.

نقطه‌ی قوت «مردان سیاه‌پوش 3» در یک کلمه خلاصه می‌شود: جاش برولین. انتخاب برولین برای بازی در نقش نسخه‌ی 29 ساله‌ی تامی لی جونز، بهترین و بی‌نقص‌ترین انتخاب‌ ممکن بود. برولین فقط ادای تامی لی جونز را درنمی‌آورد؛ او به شکلی حیرت‌انگیز لحن صدا، مکث‌ها، نگاه‌های خیره‌ی مرگبار و حتی فرم لب و دهان جونز را درست در آورده است. شیمی بین ویل اسمیت و جاش برولین به قدری روان و جذاب است که کاملا فراموش می‌کنید تامی لی جونزِ واقعی تنها در 20 دقیقه از فیلم حضور دارد.

اما فراتر از بازی برولین، فیلم‌نامه موفق می‌شود به یک سوال اساسی که از قسمت اول در ذهن طرفداران بود پاسخ دهد: چرا مامور کی تا این حد ترش‌رو، بسته و غمگین است؟ بازگشت به سال 1969 تنها یک ترفند بصری برای شوخی‌های نوستالژیک نیست، بلکه بستر مناسبی فراهم می‌کند تا ما چهره‌ی خندان‌تر، امیدوارتر و بازترِ مامور کی را ببینیم و بفهمیم چه رویدادهای تلخی را از سر گذرانده که تا این حد عبوس شده است.

«مردان سیاه‌پوش 3» همچنین یکی از دوست‌داشتنی‌ترین شخصیت‌های کل مجموعه را معرفی می‌کند: گریفینِ آرکانی (مایکل استولبارگ). او بیگانه‌ای است که در پنج بُعد زندگی می‌کند و می‌تواند تمام احتمالات و آینده‌های ممکن را همزمان ببیند. نگاه لطیف و شگفت‌زده‌ی گریفین به جهان، تضاد زیبایی با تاریکیِ تهدید بوریس ایجاد می‌کند. جامین کلمنت نیز در نقش بوریس، شروری ترسناک و واقعا تهدیدآمیز خلق کرده که به آسانی، شرورهای ضعیف قسمت دوم را کنار می‌زند.

پرده‌ی سوم فیلم در پایگاه نیروی هوایی کیپ کاناورال و در زمان پرتاب فضاپیمای آپولو 11 رخ می‌دهد. سکانس اکشن نهایی، علاوه بر تعلیق بالا، به یکی از غافلگیرکننده‌ترین و احساسی‌ترین گره‌گشایی‌های تاریخ فرنچایزهای اکشن ختم می‌شود. افشای رابطه‌ی گذشته‌ی کی و جی و دلیلی که کی در تمام این سال‌ها از او محافظت می‌کرده، چنان تاثیری دارد که برای لحظاتی اشک را به چشمان مخاطبی می‌آورد که فقط برای دیدن کشتن فضایی‌ها به سینما آمده بود. «مردان سیاه‌پوش 3» یک بازگشت راضی‌کننده و یک وداع آبرومندانه با ویل اسمیت و تامی لی جونز بود.

۱۲ فیلم علمی-تخیلی که از هر نظر بی‌نقص هستند

1. مردان سیاه‌پوش (Men in Black)

فیلم‌های مردان سیاه‌پوش

  • سال اکران: 1997
  • کارگردان: بری ساننفلد
  • بازیگران: تامی لی جونز، ویل اسمیت، لیندا فیورنتینو، وینسنت دن آفریو، ریپ تورن
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.3 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 91 از 100

و در پایان می‌رسیم به فیلمی که همه چیز از آن آغاز شد. بعضی از فیلم‌ها هستند که هر چقدر هم بگذرد، گرد و غبار زمان روی آن‌ها نمی‌نشیند. «مردان سیاه‌پوش» یک معجزه‌ی سینمایی در ژانر بلاک‌باسترهای تابستانی است؛ اثری که به شکلی بی‌نقص کمدی، اکشن، تعلیق و مفاهیم فلسفی را در یک ساختار منسجم که حتی یک ثانیه‌ی اضافی هم ندارد، به مخاطب عرضه می‌کند.

داستان در مورد یک پلیس خیابانی نیویورک به نام جیمز ادواردز (ویل اسمیت) است که پس از تعقیب یک مجرم غیرعادی، توسط یک مامور مرموز و سیاه‌پوش به نام کی (تامی لی جونز) برای عضویت در یک سازمان فوق‌سری که بر فعالیت موجودات فضایی روی زمین نظارت دارد، جذب می‌شود. همزمان، یک حشره‌ی فضایی غول‌پیکر و متخاصم در مزرعه‌ای سقوط می‌کند، بدن یک کشاورز به نام ادگار را تسخیر می‌کند و به دنبال یک شیء کیهانی به نام «کهکشان» می‌گردد. مامور جی و مامور کی باید پیش از آنکه ناوگان فضایی بیگانگان برای جلوگیری از دسترسی حشره به این کهکشان، زمین را نابود کنند، او را پیدا کرده و متوقف سازند.

نبوغ «مردان سیاه‌پوش» در جهان‌سازی مینیمالیستی آن نهفته است. فیلم به جای آنکه ساعت‌ها وقت ما را با اکسپوزیشن (توضیحات اضافی) و تاریخچه‌ی سازمان هدر دهد، ما را از طریق چشمان مامور جی (که نقش مخاطب را ایفا می‌کند) به درون این دنیای دیوانه‌وار پرتاب می‌کند. از لحظه‌ای که جیمز وارد مقر سازمان مردان سیاه‌پوش می‌شود و آن بیگانگان کرم‌مانند را در حال نوشیدن قهوه می‌بیند، قوانین این جهان برای ما تثبیت می‌شود: امر غیرممکن، در اینجا یک روتین روزمره اداری است!

آنچه فیلم را از بلاک‌باسترهای هم‌دوره خود متمایز می‌کند، لحن به شدت کنترل‌شده‌ی بری ساننفلد است. ساننفلد که پیش از این در مقام مدیر فیلم‌برداری برادران کوئن کار کرده بود و در ساخت کمدی‌های سیاه مهارت داشت، به بازیگرانش دستور داد که هیچ‌کدام از دیالوگ‌های خنده‌دار را به قصد کمدی بیان نکنند. کمدی فیلم در «واکنش‌ها» است. تامی لی جونز تمام فیلم را با یک چهره‌ی سنگی و لحنی یکنواخت پیش می‌برد. وقتی او به یک بیگانه‌ی عجیب و غریب تذکر می‌دهد که ماشینش را در جای پارک ممنوع پارک نکند، انگار در حال جریمه کردن یک شهروند عادی نیویورکی است. این تضاد بین جدیت کی و تعجب پرانرژیِ ویل اسمیت، موتور محرکه‌ی کمدی فیلم است.

اما از نقش‌آفرینی‌ها نمی‌توان گفت و به وینسنت دن آفریو در نقش ادگارِ اشاره نکرد. دن آفریو یکی از بهترین بازی‌های فیزیکی دهه نود میلادی را در این فیلم ارائه می‌دهد. او نقش یک سوسک فضایی را بازی می‌کند که پوست یک انسان کشاورز (که جثه‌ی بزرگتری از خودش دارد) را مثل یک لباس مبدل پوشیده است. راه رفتن‌های غیرطبیعی، تیک‌های عصبی، صدای گوش‌خراش و تقلا برای جا گرفتن در کالبد ادگار، یک کلاس بازیگری خالص است. او همزمان ترسناک، چندش‌آور و به شدت خنده‌دار است؛ ترکیبی که خلق آن تنها از یک متخصص متد اکتینگ برمی‌آید.

طراحی موجودات فضایی توسط ریک بیکر، با استفاده از پروتزهای سنگین، انیماترونیک و استفاده‌ی بهینه و مینیمال از سی‌جی‌آی (که در سال 97 هنوز نوپا بود)، باعث شده تا فیلم به لحاظ بصری پس از دهه‌ها همچنان قابل باور باشد. طراحی دپارتمان ام‌آی‌بی با معماری مدرنیستی دهه 60 میلادی (که شبیه فرودگاه‌های قدیمی است)، این حس را القا می‌کند که این سازمان دهه‌هاست در حال فعالیت است.

اما فراتر از شوخی‌ها و آن فلشِ حافظه‌پاک‌کنِ مشهور، «مردان سیاه‌پوش» یک هسته‌ی فلسفی و اگزیستانسیالیستیِ جذاب دارد. مامور کی، اغلب دیالوگ‌های تفکربرانگیزی در باب حماقت انسان بیان می‌کند و سکانس پایانی فیلم نیز که دوربین از کره‌ی زمین به بیرون حرکت می‌کند، از منظومه شمسی و کهکشان راه شیری خارج می‌شود و در نهایت نشان می‌دهد که تمام کهکشان ما تنها یک تیله‌ی شیشه‌ای است که در دستان یک موجود بیگانه‌ی غول‌پیکر قرار دارد، یکی از ماندگارترین و تکان‌دهنده‌ترین پایان‌بندی‌های دهه نود میلادی است. این سکانس به شکلی شاعرانه و طنزآمیز، جایگاه حقیر و ناچیز بشریت را در پهنه‌ی بی‌کران کیهان یادآوری می‌کند.

«مردان سیاه‌پوش» فیلمی است که در زمان درست، با بازیگران درست و در نقطه‌ی اوج شکوفایی خلاقیت در جلوه‌های ویژه‌ی هالیوود ساخته شد. یک اثر کلاسیک کم‌‌نقص، پرانرژی و به شدت تازه که تماشای چندباره‌ی آن نه تنها خسته‌کننده نیست، بلکه هر بار جزئیات جدیدی را از این جهان غریب کشف می‌کنید. فرنچایز «مردان سیاه‌پوش» با قسمت اول، شروعی طوفانی را تجربه کرد اما در ادامه تقریبا به بن بست رسید. با این حال، هرچقدر هم که فیلم‌هایی مثل «بین‌المللی» یا قسمت دوم سعی کنند خاطرات ما را مخدوش کنند، هیچ‌کس نمی‌تواند آن حس شگفتی نسخه‌ی اصلی را از یاد ببرد.

منبع: looper

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X