از «تلما و لوئیز» تا «ستاره‌های سگی»؛ ریدلی اسکات از عشق، ۱۱ دوربین و قدرت سکوت می‌گوید

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۵ دقیقه
از «تلما و لوئیز» تا «ستاره‌های سگی»؛ ریدلی اسکات از عشق، ۱۱ دوربین و قدرت سکوت می‌گوید

ریدلی اسکات، کارگردان کهنه‌کار فیلم‌هایی چون «بیگانه» (Alien)، «بلید رانر» (Blade Runner) و «سقوط شاهین سیاه» (Black Hawk Down)، در تازه‌ترین قسمت پادکست «فیلم‌میکر تول‌کیت» (Filmmaker Toolkit) درباره فیلم جدیدش «ستاره‌های سگی» (The Dog Stars) صحبت کرده است؛ فیلمی که در کنار داستان عاشقانه‌اش، بار دیگر بخشی از روش‌های خاص این فیلم‌ساز در کار با بازیگران، طراحی صحنه و استفاده هم‌زمان از چندین دوربین را به نمایش می‌گذارد.

یکی از جذابیت‌های فیلم تازه ریدلی اسکات، ستاره‌های سگی، این است که انگار چند فیلم را یک‌جا در اختیار مخاطب قرار می‌دهد. داستان فیلم درباره مکانیکی با بازی جیکوب الوردی است که پس از آن‌که یک ویروس بیشتر تمدن انسانی را از میان برده، در جست‌وجوی ارتباطی انسانی است. فیلم در عین حال که درام ویران‌شهری است، در صحنه‌های مشترک الوردی و جاش برولین حال‌وهوای یک کمدی رفاقتی دارد، گاهی به اثری ترسناک با فضایی یادآور سینمای استنلی کوبریک تبدیل می‌شود و در بخش‌هایی نیز یک فیلم اکشن پرتحرک است.

اما در نهایت، ستاره‌های سگی بیش از هر چیز فیلمی با داستان عاشقانه میان شخصیت الوردی و زنی جوان و بیوه با بازی مارگارت کوالی است. البته چون این فیلم را ریدلی اسکات ساخته، داستان عاشقانه آن بسیار کم‌حرف و ظریف پیش می‌رود و رابطه شخصیت‌ها به شکلی بسیار محدود شکل می‌گیرد.

اسکات در گفت‌وگو با ایندی‌وایر در تازه‌ترین قسمت پادکست فیلم‌میکر تول‌کیت گفت: «وقتی به هالیوود می‌روم، داستانی را برایم تعریف می‌کنند و می‌گویند: این اثر احساساتی است یا ملودراماتیک؛ انگار این یک تعریف و تمجید است. من می‌گویم: بس کنید. این دو واژه وحشتناک‌اند.»

10 فیلم برتر ریدلی اسکات؛ بیگانه‌ها، گلادیاتورها و زنان سرکش

عشق را باید به دست آورد

ستاره‌های سگی؟

اسکات داستان‌های عاشقانه‌ای را ترجیح می‌دهد که احساسات را با خویشتن‌داری و بدون تاکید بیش از اندازه نشان می‌دهند؛ رویکردی که پیش‌تر در رابطه میان شخصیت‌های سوزان ساراندون و مایکل مدسن در «تلما و لوئیز» (Thelma & Louise) نیز دیده می‌شد. او درباره مدسن گفت: «مایکل واقعا آن‌طور که باید و شاید دیده نشد.»

اسکات در صحنه‌ای از تلما و لوئیز که شخصیت‌های ساراندون و مدسن در اتاق هتل با یکدیگر خداحافظی می‌کنند، تلاش کرده بود احساسات تا حد ممکن کنترل‌شده باقی بمانند. همین رویکرد را می‌توان در لحظاتی از ستاره‌های سگی نیز دید؛ جایی که شخصیت‌های جیکوب الوردی و مارگارت کوالی با احتیاط از حالت دفاعی خود فاصله می‌گیرند و اجازه می‌دهند احساساتشان اندکی آشکار شود. اسکات این خویشتن‌داری در بیان احساسات را تا حدی به پیشینه بریتانیایی خود نسبت می‌دهد.

او گفت: «فکر می‌کنم چرچیل یک بار گفته بود انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها فقط به خاطر زبان مشترکشان از هم جدا شده‌اند. احساسات را باید به دست آورد. به محض این‌که موسیقی اوج می‌گیرد، یعنی آن صحنه به اندازه کافی خوب کار نمی‌کند. الوردی و کوالی به جز یک بوسه، هیچ‌وقت رابطه‌شان را به مرحله‌ای کامل‌تر نمی‌رسانند.»

فیلم «ستاره‌های سگی» ریدلی اسکات در گیشه فاجعه آفرید (باکس آفیس هفته)

از یک دوربین تا ۱۱ دوربین

تلما و لوییز

بزرگ‌ترین تفاوت میان شیوه کار اسکات در تلما و لوئیز و روش او در ساخت ستاره‌های سگی به جنبه‌های فنی مربوط می‌شود. او در تلما و لوئیز برای پوشش صحنه‌ها تنها از یک دوربین استفاده می‌کرد و خودش نیز آن را هدایت می‌کرد. اما در ستاره‌های سگی معمولا برای فیلم‌برداری صحنه‌های گفت‌وگو از چهار تا شش دوربین به‌طور هم‌زمان استفاده کرده است.

اسکات این روش را پس از تلما و لوئیز در پیش گرفت و در سال‌های بعد، به‌ویژه پس از سقوط شاهین سیاه، استفاده از چند دوربین به یکی از ویژگی‌های شناخته‌شده شیوه فیلم‌سازی او تبدیل شد.

او درباره تجربه کوتاه خود در سال‌های ابتدایی فعالیتش به عنوان کارگردان در تلویزیون BBC گفت: «مدت بسیار کوتاهی به عنوان کارگردان در تلویزیون BBC کار کردم. آن‌جا یک درام زنده را با شش دوربین فیلم‌برداری می‌کردند، بنابراین یاد گرفتم که از قبل، هندسه صحنه و جای بازیگران را طراحی کنم.»

پس از دوران فعالیت در BBC، اسکات در هزاران آگهی تبلیغاتی و همچنین فیلم‌هایی که بعدها به آثار کلاسیک تبدیل شدند، از جمله بیگانه، بلید رانر و «دوئل‌بازها» (The Duellists)، خودش پشت دوربین قرار گرفت. اما پس از ساخت تلما و لوئیز به این نتیجه رسید که استفاده از چند دوربین و هدایت آن‌ها از مقابل مجموعه‌ای از مانیتورها، برای او روش بهتری است.

او گفت: «حالا تصویر دوربین مستقیما از منظره‌یاب به مانیتور منتقل می‌شود. بنابراین می‌توانم آن‌جا بنشینم، چهار مانیتور روبه‌رویم داشته باشم و مثل یک فیلم‌بردار با هر اپراتور صحبت کنم. می‌توانم بگویم: آن را از دست دادی، گرفتی، لنزت را عوض کن، زیادی کندی و از این حرف‌ها.»

اسکات زمانی که به ساخت سقوط شاهین سیاه رسید، برای فیلم‌برداری صحنه‌های اکشن بزرگ از ۱۱ دوربین استفاده می‌کرد. این روش به او اجازه می‌داد تمام چیزی را که نیاز داشت در یک برداشت به دست آورد. او گفت: «کاری که می‌توانست دو روز طول بکشد، من در یک صبح انجامش دادم.»

آزادی بازیگر، نه فقط صرفه‌جویی در زمان

ریدلی اسکات و جیکوب الوردی

استفاده از چند دوربین برای اسکات فقط راهی برای صرفه‌جویی در زمان و هزینه نیست. از نگاه او، این روش به بازیگران آزادی بیشتری می‌دهد؛ چون دیگر لازم نیست در هر برداشت، حرکات خود را دقیقا مانند برداشت قبلی تکرار کنند یا با اجرای دوباره و دوباره یک صحنه خسته شوند. اسکات هر روز با طرح‌ها و طراحی‌های دقیقی وارد صحنه فیلم‌برداری می‌شود تا همه از ابتدا بدانند برنامه چیست.

او گفت: «پیش از آن‌که به صحنه برسم، فیلم را روی کاغذ فیلم‌برداری کرده‌ام. در بعضی پروژه‌ها هنوز ساعت ۱۱ صبح بحث می‌کنند که دوربین را کجا بگذارند، اما من هر روز ساعت هشت و چهل‌وپنج دقیقه فیلم‌برداری را شروع می‌کنم.»

با این حال، این برنامه‌ریزی دقیق به معنای انعطاف‌ناپذیر بودن اسکات نیست. او می‌گوید در نهایت، حاضر است برنامه خود را براساس خواسته بازیگر تغییر دهد. اسکات گفت: «تصمیم را به بازیگر واگذار می‌کنم، نه به فیلم‌بردار. اگر بازیگر بگوید: این‌طوری را دوست ندارم، می‌گویم: پس دوست داری چه کار کنی؟»

برای اسکات، نکته اصلی پیدا کردن ریتم مناسب میان نماها است؛ ریتمی که باعث شود نماها هم در ارتباط با یکدیگر درست عمل کنند و هم در خدمت شکل کلی فیلم‌نامه باشند.

او گفت: «به حرکت نیاز دارید، اما گاهی می‌دانم چه زمانی باید بی‌حرکت ماند. مثل صدا است. سکوت بزرگ‌ترین صدایی است که می‌توانید داشته باشید؛ ناگهان سکوت می‌کنید و همه شروع می‌کنند به توجه کردن.»

ستاره‌های سگی اکنون در سینماها اکران شده است.

منبع: IndieWire

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X