بهترین فیلمهای برندن فریزر؛ از «مومیایی» تا «نهنگ»
اواخر دههی نود میلادی، برندن فریزر همان چیزی بود که هالیوود برای بلاکباسترهایش نیاز داشت؛ یک قهرمان اکشن کاریزماتیک، مستعد در کمدی و آغشته به نوعی معصومیت و آسیبپذیری ذاتی. او با فرنچایز «مومیایی» به یک ستارهی محبوب و بلامنازع تبدیل شد؛ ستارهای که میتوانست یکتنه بار سنگین پروژههای بزرگ تجاری را به دوش بکشد. فریزر در اوج بود و به نظر نمیرسید چیزی بتواند جلوی موفقیتهای پیاپی او در گیشه را بگیرد. اما هالیوود صنعت بیرحمی است و فریزر ناگهان محو شد.
از روی اتفاقات تلخی که برای برندن فریزر رخ داده، میتوان یک کتاب نوشت. از مصدومیتهای شدید جسمانی ناشی از بدلکاریها، بحرانهای روحی، افسردگی مزمن، پروسهی فرسایشی طلاق، و البته طرد شدن از صنعتی که به راحتی قهرمانش را خانهنشین کرد. مردی که روزگاری تضمینکنندهی فروش گیشه بود، رفتهرفته به سایهای از خود تبدیل شد که هرازگاهی در نقشهای فرعی ظاهر میشود و ظاهرا دیگر قرار نیست در کانون توجه قرار بگیرد.
خوشبختانه، قصهی برندن فریزر پایانبندی تلخ و غمانگیزی ندارد. برعکس، در یکی از باشکوهترین و احساسیترین بازگشتهای تاریخ سینما، او دوباره برخاست تا ثابت کند پتانسیلهای بازیگریاش فراتر از یک ستاره خوشچهره معمولی است و میتواند لایههای عمیقتری از درد و رنج انسانی را به تصویر بکشد. او از وسط جهنم عبور کرد و بار دیگر قلب سینمادوستان را بهدست آورد. حالا شاید بهترین زمان باشد که کارنامهی هنری پرفرازونشیب این بازیگر را مرور کنیم.
بهترین فیلمهای برندن فریزر که باید ببینید
10. کلهپوکها (Airheads)
9. جرج جنگل (George of the Jungle)
8. قاتلان ماه گل (Killers of the Flower Moon)
7. مانکیبون (Monkeybone)
6. روابط مدرسه (School Ties)
5. خانواده اجارهای (Rental Family)
4. مسحور (Bedazzled)
3. بازگشت مومیایی (The Mummy Returns)
2. نهنگ (The Whale)
1. مومیایی (The Mummy)
10. کلهپوکها (Airheads)

- سال اکران: 1994
- کارگردان: مایکل لمان
- سایر بازیگران: استیو بوشمی، آدام سندلر، کریس فارلی، ارنی هادسون، مایکل مککین، جاد نلسن، مایکل ریچاردز، جو مانتگنا
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.2 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 32 از 100
در دههی 90 میلادی، شاهد ظهور موجی از فیلمهای کمدی پیرامون جوانان بیکار و معتاد به ماریجوآنا بودیم. معروفترینها، «ماجراجویی بسیار عالی بیل و تد» (1989) و «مات و مبهوت» (1993) هستند، و «کلهپوکها» هم ادامهدهندهی همین مسیر است. این فیلم کالت، داستان «لون رنجرز» -یا همان «رنجرهای تنها»- را دنبال میکند؛ یک گروه موسیقی هوی متال نه چندان موفق، متشکل از چستر (برندن فریزر)، رکس (استیو بوشمی) و پیپ (آدام سندلر). این سه نفر که به شدت تشنهی یک فرصت بزرگ هستند، با تفنگهای قلابی آبپاش به یک ایستگاه رادیویی در لسآنجلس نفوذ میکنند تا دیجی آنجا، ایان (جو مانتگنا) را مجبور کنند نوار دموی آنها را پخش کند. وقتی نقشه به هم میریزد، آنها به طور تصادفی کل ایستگاه را گروگان میگیرند.
فیلم از حضور چهرههای تثبیتشدهای همچون جاد نلسن، ارنی هادسون و مایکل مککین، و همچنین ستارگان نوظهور آن زمان مثل کریس فارلی بهره میبرد. علاوه بر این، فیلم تواناییهای سندلر و فریزر در حوزهی کمدی را هم به رخ کشید. قصه در این فیلم بیمعناست و ضعفهای فراوانی دارد اما چیزی که فیلم را به اثری کلاسیک تبدیل میکند، ادای دین آن به موسیقی راکاندرول است. شما نمیتوانید با وجود نقشهی احمقانهشان، از این آدمهای بازنده حمایت نکنید.
فریزر نقش چستر را با سادهلوحی خاصی بازی میکند و این شخصیت را در نقطهی مقابل کاراکترهای عجیبوغریب بوشمی و سندلر قرار میدهد؛ در حقیقت او با وجود همهی رفتارهای احمققانهاش، عنصر منطقی و آدم واقعگرای گروه است. اگر آدام سندلر روی انتخاب برندن فریزر برای این نقش پافشاری نمیکرد؛ بدون حضور او، «کلهپوکها» احتمالا به اثر متفاوتی تبدیل میشد. کاملا مشخص است که سندلر، پتانسیلهای فریزر جوان را درک کرده بود.
9. جرج جنگل (George of the Jungle)

- سال اکران: 1997
- کارگردان: سم وایزمن
- سایر بازیگران: لزلی من، جان بنت پری، ریچارد راوندتری، توماس هادن چرچ، هالند تیلور، جان کلیز، کریستال
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 5.6 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 56 از 100
بسته به اینکه در دهه 90 میلادی در چه سنوسالی بودید، احتمالا شناخت شما از برندن فریزر هم متفاوت است. اگر کودک آن دهه بودید، شکی نیست که او را از فیلم «جرج جنگل» (اقتباسی از انیمیشن کودکانهای به همین نام) میشناسید. این کمدی اسلپاستیک که یک پارودی از تارزان است، ماجراهای جرج (برندن فریزر) را دنبال میکند؛ یک مرد دوستداشتنی و عضلانی که پس از جان سالم به در بردن از یک سانحه هوایی در نوزادی، توسط گوریلها در جنگلهای آفریقا بزرگ شده است.
پس از نجات یک زن ثروتمند به نام اورسولا (لزلی مان) از چنگال شیر، جرج او را به خانه جنگلی خود میبرد تا او را با زندگی ایدهآلش آشنا کند. وقتی نامزد شکارچی اورسولا (توماس هیدن چرچ) از راه میرسد و به جرج آسیب میرساند، اورسولا جرج مجروح را به «تمدن» برمیگرداند؛ جایی که جرج درگیر یک تضاد فرهنگی شهری میشود. «جرج جنگل» جلوههای ویژه مضحکی دارد و هیچچیز را جدی نمیگیرد اما به لطف نقشآفرینی بینقص فریزر، نمیتوان در برابر جذابیتهای این فیلم خانوادگی مقاومت کرد.
بازسازیهای سینمایی از کارتونهای کلاسیک همواره پرریسک بودهاند. خوشبختانه، «جرج جنگل» به ذات کودکانهی داستان تکیه کرده و سعی نمیکند حرفهای عجیب و متفاوت بزند. با تشکر از رویکرد فریزر در ایفای نقش جرج، صداقت او باعث شده تا لحظات احساسی فیلم، واقعی و خالص به نظر برسند. و راستی چه کسی میتواند جذابیتهای یک میمون سخنگو با لهجه بریتانیایی (با صداپیشگی جان کلیز) را نادیده بگیرد؟ «جرج جنگل» شاید محصول دهه 90 میلادی باشد، اما اثر تاریخ مصرف گذشتهای نیست. این فیلم، پتانسیل فریزر در ژانر کمدی را به همه نشان داد و او را به یک ستارهی محبوب تبدیل کرد.
8. قاتلان ماه گل (Killers of the Flower Moon)

- سال اکران: 2023
- کارگردان: مارتین اسکورسیزی
- سایر بازیگران: لئوناردو دیکاپریو، رابرت دنیرو، لیلی گلداستون، جسی پلمونس، تانتو کاردینال، جان لیسگو، کارا جید مایرز
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 93 از 100
این فیلم درام-حماسی مارتین اسکورسیزی، داستان واقعی قتلهای سرخپوستان در دهه 20 میلادی در اکلاهما را به تصویر میکشد؛ دورانی که در آن دهها نفر از اعضای ثروتمند قبیله اوسِیج به طور سیستماتیک به قتل رسیدند. لئوناردو دیکاپریو نقش مرد جوان جاهطلب اما سادهلوحی به نام ارنست بورکهارت را بر عهده دارد که همراه با عمویش، ویلیام کینگ هیل (رابرت دنیرو) توطئهچینی میکنند تا زمینهای نفتخیز قبیلهی اوسیج را به چنگ بیاورند، آنها برای رسیدن به این مهم، اعضا را یکی پس از دیگری مسموم میکنند. بورکهارت به پیشنهاد عمویش، با یک زن سرخپوست نیز ازدواج میکند تا برنامههایش را بهتر اجرا کند.
فیلم از کتاب غیرداستانی دیوید گرن به همین نام اقتباس شده؛ طبق معمول، اسکورسیزی این دوران تاریخی را با شکوهی بینظیر بازسازی میکند، و با استادی تمام رویدادها را به نمایش میگذارد. برندن فریزر نقش دبلیو. اس. همیلتون، وکیل جنجالی ویلیام کینگ هیل را بازی میکند. در حالی که فیلم فضای واقعگرایانهای دارد، فریزر سعی میکند نقشش را کمی کمیک بازی کند؛ همیلتون وکیلی پرخاشگر و دادوبیدادکن است که شاید در یک فیلم دیگر، فرصت بیشتری هم برای خودنمایی پیدا میکرد.
اینجا اما، فریزر کمی در حاشیه است، چون چشم برداشتن از رابرت دنیرو آسان نیست. او اینجا یک شرور ترسناک است که با هوشمندی، برای قتلها برنامهریزی میکند تا بتواند قدرت و پول بیشتری بهدست بیاورد، و البته هیچ اهمیتی به جان دیگران -بهویژه سرخپوستان- نمیدهد. ویلیام کینگ هیل در دنیای واقعی، مرد ثروتمند و بانفوذی بود که این جرایم را واقعا مرتکب شد و «قاتلان ماه گل» تصویر درستی از این قاتل بیرحم ارائه میدهد.
7. مانکیبون (Monkeybone)

- سال اکران: 2001
- کارگردان: هنری سیلیک
- سایر بازیگران: بریجیت فوندا، کریس کاتان، ووپی گلدبرگ، رز مکگوآن، جانکارلو اسپوزیتو، جان تورتورو
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 4.9 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 21 از 100
«مانکیبون» را باید یکی از فراموششدهترین آثار اوایل قرن 21 بدانیم. این فیلم لایو اکشن که از عناصر استاپموشن هم بهره میبرد، اقتباسی آزاد از رمان «شهر تاریک» است و داستان کارتونیست جوانی به نام استو مایلی (برندن فریزر) را روایت میکند که به کما میرود و در یک دنیای زیرزمینی سورئال و کارناوالگونه به نام «داون تاون» گرفتار میشود. او برای بازگشت به دنیای زندگان، باید «مرگ» (ووپی گلدبرگ) را فریب دهد و با مانکیبون (جان تورتورو)، که بدن استو را دزدیده تا در دنیای واقعی ویرانی به بار بیاورد، بجنگد.
«مانکیبون» برداشتی خلاقانه و بیپروا از زندگی پس از مرگ ارائه میدهد. فیلم با اینکه در دوران اکران با بازخوردهای منفی روبهرو شد اما به شدت خندهدار است و به طرز درخشانی انیمیشن، عروسکگردانی و کمدی فیزیکی را تلفیق میکند. فیلم در «جهانسازی» هم عملکرد خوبی دارد؛ «داون تاون» یک برزخ خاص برای هنرمندانی است که به کما رفتهاند و فضای پیچیدهای دارد که حسوحال شگفتیهای دوران کودکی را زنده میکند.
اگر سختگیر نباشید، «مانکیبون» شما را سرگرمکننده خواهد کرد. فریزر مثل آثار قدیمیترش، نقشآفرینی فیزیکی ملموسی ارائه میدهد و خودش را در این نقش رها میکند. مشخصا نقدهای زیادی به این فیلم وارد است اما فریزر همهی تلاشش را کرده و مثل همیشه، دوست دارید او را تشویق کنید. این فیلم برای مخاطب خاص ساخته شده و برای همهی سلیقهها مناسب نیست اما ویترین جذابی برای نمایش تواناییهای بازیگری فریزر است.
6. روابط مدرسه (School Ties)

- سال اکران: 1992
- کارگردان: رابرت مندل
- سایر بازیگران: مت دیمون، کریس اودانل، راندال باتینکف، کول هاوزر، امی لوکین، پیتر دونات، ژلیکو ایوانک، کوین تایگ
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.9 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 60 از 100
عادلانه نیست اگر یکی از اولین نقشآفرینیهای تاثیرگذار فریزر را در «روابط مدرسه» از قلم بیندازیم. این درام نوجوانانه، قصهی دیوید گرین (برندن فریزر) را روایت میکند، یک نوجوان یهودی از طبقه کارگر که در دهه 50 میلادی برنده بورسیه فوتبال در یک مدرسه مخصوص نخبگان در نیو اینگلند میشود. او برای جا افتادن در میان همکلاسیهای ثروتمند و پروتستان خود، دینش را پنهان میکند، اما با فاش شدن رازش، با یهودیستیزی و خیانت روبهرو میشود. «روابط مدرسه» که بازتابی از تجربه شخصی فیلمنامهنویس آن یعنی دیک وولف (که خود در دهه 50 میلادی هنگام حضور در یک مدرسه شبانهروزی معتبر با یهودیستیزی شدیدی مواجه شده بود) است، مضمون «تعصب» را با نگاهی ریزبینانه بررسی میکند.
با اینکه فریزر نقش اصلی فیلم را بر عهده دارد، اما «روابط مدرسه» از یک گروه بازیگری پرستاره متشکل از ستارههای آینده هالیوود از جمله مت دیمون، کریس اودانل و بن افلک بهره میبرد. تقابل فریزر در برابر دیمون (که نقش رقیبی منفور به نام چارلی دیلون را بازی میکند) از جذابترین عناصر فیلم است. «روابط مدرسه» حرفهای مهمی میزند و مقولههایی همچون شکاف طبقاتی را در کانون توجه قرار میدهد. اینجا خبری از پایان خوش هالیوودی هم نیست و رابرت مندل (کارگردان) به ما میگوید که بعضی از مسائل تلخ فرهنگی را نمیتواند صرفا با آرزو کردن و خوشبینی از بین برد.
5. خانواده اجارهای (Rental Family)

- سال اکران: 2025
- کارگردان: هیکاری
- سایر بازیگران: تاکههیرو هیرا، ماری یاماموتو، آکیرا اموتو، شانون ماهینا، شینو شینوزاکی، کیمورا بان
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.6 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 87 از 100
برندن فریزر پس از سالها دوری از سطح اول هالیوود و تجربههای تلخ شخصی، حالا به بازیگری تبدیل شده که رنج و انزوای انسانی را بهتر از هر کسی روی پرده مجسم میکند. «خانواده اجارهای» بیگمان یکی از بهترین فیلمهای این ستارهی دوستداشتنی در سالهای اخیر است. هیکاری، کارگردان ژاپنی فیلم، با دستمایه قرار دادن یک پدیدهی فرهنگی خاص در توکیو، اثری ساخت که فراتر از یک کمدی-درام ساده، نامهای عاشقانه به تنهایی انسان مدرن است. فریزر اینجا، آن آسیبپذیری و گرمای ذاتی خود را به کار میگیرد تا مخاطب را با شخصیتی همراه کند که در میان شلوغیهای شهری بیگانه، به دنبال معنا میگردد.
ماجراها پیرامون فیلیپ (برندن فریزر) اتفاق میافتد؛ یک بازیگر آمریکایی فراموششده و بیپول که در توکیو روزگار میگذراند و برای فرار از انزوا، شغل عجیبی را میپذیرد: کار در یک آژانس ژاپنی که اعضای خانواده را برای مقاصد مختلف اجاره میدهد. فیلیپ حالا باید در نقش یک مرد غربی، در زندگی غریبهها نقشهای متنوعی را بازی کند؛ از پدری دروغین برای یک دختر کوچک نیازمند محبت که قصد ورود به مدرسهای معتبر را دارد، تا خبرنگاری قلابی برای پیرمردی که با بیماری زوال عقل دستوپنجه نرم میکند. اما همانطور که در چنین درامهای شخصیتمحوری انتظار میرود، خطوط میان واقعیت و نقشآفرینی خیلی زود کمرنگ میشوند. فیلیپ که خود از دردی عمیق رنج میبرد، در میان این روابط مصنوعی و اجارهای، پیوندهایی واقعی پیدا میکند.
«خانواده اجارهای» از آن جنس آثار بیادعاست که بیشتر از قضاوت کردن، به فضاسازی و واکاوی احساسات علاقه دارد؛ فیلمی که بهجای پاسخ دادن، سوال میپرسد و اجازه میدهد این پرسشها در ذهن تماشاگر ریشه بدوانند. ساختهی هیکاری، درامی تفکربرانگیز دربارهی هویت، فقدان و گسست است؛ دربارهی آدمهایی که برای پر کردن خلاء عاطفی خود حاضرند دست به دامان عشق پولی شوند. فریزر با آن نگاههای پر از حسرتش، به ما یادآوری میکند که حتی در میان این روابط ساختگی هم میتوان رگههایی از حقیقت را کشف کرد.
4. مسحور (Bedazzled)

- سال اکران: 2000
- کارگردان: هارولد رامیس
- سایر بازیگران: الیزابت هارلی، فرانسیس اوکانر، اورلاندو جونز، پل آدلستین، توبی هاس، میریام شر، گابریل کاسیوس
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.1 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 50 از 100
فیلمهایی که دربارهی معامله با نیروهای تاریک و برآورده شدن آرزوها ساخته میشوند، اغلب یک مشکل یکسان دارند؛ خواسته یا ناخواسته مبتنی بر فرمولهای مشخصی هستند و در نهایت به پیامهای اخلاقی تکراری و قابلپیشبینی ختم میشوند. «مسحور» اما تلاش میکند از این رویکردهای رایج فاصله بگیرد و به مسیر متفاوتی برود. این فیلم که در واقع بازسازی اثری به همین نام محصول 1967 است، قصهی مرد جوانی به نام الیوت (برندن فریزر) را روایت میکند که در عشق ناکام مانده و حاضر است برای رسیدن به همکارش که دختر رویاهای اوست، روح خود را به شیطان (الیزابت هارلی) بفروشد. در نگاه اول، این قصه تفاوت چندانی با دیگر آثار فانتزی-عاشقانه ندارد، اما رویکرد طنزآمیز هارولد رامیس به این ایده، فیلم را به تجربهای سرگرمکننده تبدیل میکند.
فیلمنامهی «مسحور» بهخوبی میداند چطور از دل موقعیتهای کلیشهای، کمدی بیرون بکشد. متن فیلم نه تنها دیالوگهای بامزهای دارد، بلکه با شناخت درست از ضعفهای شخصیتی کاراکترها، آنها را مدام در تلههایی میاندازد که خودشان ساختهاند. الیوت هفت آرزو دارد و هر بار که آرزویی میکند، شیطان با سوءاستفاده از جزئیاتی که او فراموش کرده بیان کند، آرزویش را به یک کابوس خندهدار تبدیل میکند. برندن فریزر مثل همیشه، تواناییهای کمدیاش را به رخ میکشد و با هر آرزو، به یک شخصیت کاملا متفاوت تبدیل میشود؛ بازی او گاهی تا حدودی کارتونی و اغراقآمیز است، اما دقیقا همان چیزی است که فیلم به آن نیاز دارد. در نقطهی مقابل، الیزابت هارلی در نقش شیطانی فریبکار و جذاب، شیمی بسیار خوبی با فریزر ایجاد کرده است.
«مسحور» شاید نوآورانه نباشد اما به اندازهی کافی برگ برنده دارد که توانایی ایستادن روی پای خود را داشته باشد. فیلم بیوقفه سعی میکند با موقعیتهای ابزورد (پوچ) و چرخشهای داستانیاش، چیزهای تازه رو کند و با اینکه گاهی از منطق دور میشود، اما هرگز شما را خسته نمیکند.
3. بازگشت مومیایی (The Mummy Returns)

- سال اکران: 2001
- کارگردان: استیون سامرز
- سایر بازیگران: ریچل وایس، آرنولد وسلو، اودد فهر، دواین جانسون، پاتریشیا ولاسکوئز، آهارون ایپاله، تام فیشر
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 46 از 100
در «بازگشت مومیایی»، استیون سامرز سعی کرد فرمولهای موفق قسمت اول را در ابعادی بزرگتر تکرار کند. با اینکه نتیجهی نهایی عالی از آب درنیامد و خبری از طراوت و حس ماجراجویانهی نسخهی اصلی نیست، اما این فیلم هنوز هم یکی از سرگرمکنندهترین بلاکباسترهای اوایل دههی 2000 محسوب میشود. بازگشت برندن فریزر در نقش ریک اوکانل و حضور دوبارهی آرنولد وسلو در نقش ایمهوتپ، دقیقا همان چیزی بود که طرفداران انتظارش را میکشیدند و همین اشتیاق باعث شد فیلم در گیشه به موفقیتی چشمگیر برسد. این اثر با بیش از 433 میلیون دلار فروش جهانی، همچنان پرفروشترین فیلم تاریخ این فرنچایز است و احتمالا این رکورد را تا زمان اکران «مومیایی 4» حفظ خواهد کرد.
فیلم جذابیتهای فراوانی دارد و از ابتدا تا انتها با تعقیبوگریز، انفجار و نبردهای بزرگ پیش میرود و به مخاطب فرصت زیادی برای نفس کشیدن نمیدهد. با این حال، نمیتوان از بزرگترین نقاط ضعف آن چشمپوشی کرد؛ در همان روزهای اکران، شخصیت «شاه عقرب» که ظاهر و هیبت دواین جانسون را دارد، با شایستگی به یکی از بدترین موجودات سیجیآی تاریخ سینما تبدیل شد و همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است. از آنجایی که جانسون در آن روزها سرگرم شرکت در مسابقات کشتی کج بود، نتوانست تصاویر و ویدیوهای کافی در اختیار انیماتورها قرار دهد. در نتیجه آنها مجبور شدند به تصاویر موجود اکتفا کنند و امیدوار باشند تلاشهایشان به نتیجهی مثبتی ختم میشود؛ اتفاقی که البته رخ نداد.
با وجود این، «بازگشت مومیایی» هنوز هم اثر محبوبی در میان طرفداران این مجموعه است. فیلم به بینقصی قسمت اول نیست، اما با تکیه بر ستارگان کاریزماتیک و ریتم سریعش موفق میشود تا تجربهای جذاب را برای تماشاگر رقم بزند؛ اثری که به ما یادآوری میکند یک ماجراجویی پرهیاهو حتی با ضعفهایش میتواند جای خود را در فرهنگ عامه تثبیت کند. فریزر چند سال بعد، برای قسمت سوم یعنی «مومیایی: مقبره امپراتور اژدها» بازگشت اما آن فیلم در مجموع یک افتضاح تمامعیار است و حتی سازندگان اصلی فرنچایز، آن را به رسمیت نمیشناسد.
2. نهنگ (The Whale)

- سال اکران: 2022
- کارگردان: دارن آرونوفسکی
- سایر بازیگران: سیدی سینک، هانگ چائو، سامانتا مورتون، جیسی سینک، تای سیمپکینز، ساتیا سریدهران
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.6 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 64 از 100
اقتباسی از نمایشنامهای به همین نام اثر ساموئل دی. هانتر، «نهنگ» ما را به درون آپارتمان تاریک و خفقانآور مردی به نام چارلی (برندن فریزر) میبرد؛ یک معلم زبان انگلیسی که از چاقی مفرط رنج میبرد و در روزهای پایانی عمرش، تلاش میکند تا رابطهی ازدسترفتهاش را با دختر نوجوان و پرخاشگرش ترمیم کند. دارن آرونوفسکی که همواره به بررسی انزوا، خودویرانگری و رنجهای بشری علاقهمند بوده است، اینجا هم جهانی عذابآور خلق میکند که در آن، مخاطب چارهای جز رویارویی مستقیم با دردهای فیزیکی و روحی شخصیت اصلی ندارد.
«نهنگ» بر نقشآفرینی خیرهکننده و دردناک برندن فریزر استوار است. او که پس از سالها دوری از سطح اول هالیوود، به میدان بازگشته بود، حتی با اینکه گریم سنگینی داشت، اما توانست انسانی آسیبپذیر و پر از حسرت را به تصویر میکشد که همزمان حس ترحم و همدلی مخاطب را برمیانگیزد. فیلم به زیبایی نشان میدهد که چارلی چگونه در زندان بدن و گذشتهی تلخ خود گرفتار شده است؛ مردی که اشتباهات بزرگی مرتکب شده اما حالا به دنبال یک جرقه از انسانیت و انجام دادن حداقل یک کار درست در زندگیاش است. تعاملات او با شخصیتهای معدود داستان، به ویژه پرستارش لیز (هانگ چائو)، لایههای عمیقتری از پشیمانی و میل به رستگاری را در او نمایان میکند.
برخی از منتقدان، «نهنگ» را به تئاترگونه بودن یا اغراق در برانگیختن احساسات متهم کنند، اما نمیتوان منکر تاثیرگذاری آن در انتقال مفاهیمی چون بخشش، عشق و جستجوی معنا در اوج تاریکی شد. «نهنگ» فیلمی نیست که تماشای آن آسان باشد؛ اثری تلخ و گزنده اما به طرز عجیبی امیدوارکننده است که تا مدتها پس از تیتراژ پایانی، در ذهن شما باقی میماند و یادآور میشود که انسانها فارغ از ظاهرشان، تا چه اندازه میتوانند پیچیده و نیازمند محبت باشند. فریزر برای بازی در این فیلم، جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را هم به خانه برد.
1. مومیایی (The Mummy)

- سال اکران: 1999
- کارگردان: استیون سامرز
- سایر بازیگران: ریچل وایس، آرنولد وسلو، جاناتان هاید، جان هانا، کوین جی اکونر، اودد فهر، پاتریشیا ولاسکوئز
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.1 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 64 از 100
فرنچایز کلاسیک «مومیایی» که دههها با هیولاهای یونیورسال شناخته میشد، در سال 1999 به دست استیون سامرز بزرگترین چرخش تاریخ خود را تجربه کرد. سامرز با تلفیق ژانرهای مختلف و به کارگیری لحنی ماجراجویانه و جلوههای ویژهی رایانهای (که آن روزها نوپا بود)، اثری متفاوت خلق کرد که بیشتر از آنچه تصور میشد، مورد استقبال عموم قرار گرفت. رویکرد نوآورانهی سامرز، فیلم را به یکی از پرفروشترین آثار سال تبدیل کرد و نگاه فرهنگ عامه به شخصیت مومیایی را برای همیشه تغییر داد.
قصهی فیلم ما را به مصر سال 1925 میبرد؛ جایی که یک سرباز قدیمی به نام ریک اوکانل (برندن فریزر) که حالا به یک شکارچی گنج تبدیل شده، با یک مصرشناس جوان به نام اِولین (ریچل وایس) همراه میشود تا شهر باستانی و گمشدهای به نام «شهر مردگان» را پیدا کنند. اوضاع زمانی خطرناک میشود که آنها به مقبرهی ایمهوتپ (آرنولد وسلو) میرسند؛ کاهن اعظمی که سه هزار سال پیش به دلیل عشق به معشوقهی فرعون و قتل پادشاه، زنده مومیایی شده بود. اِولین به طور تصادفی متنی از «کتاب مردگان» را بلند میخواند و باعث بیداری این موجود نامیرا میشود تا قهرمانان قصه مجبور شوند دنیا را از شر یک نفرین باستانی نجات دهند.
بهترین ویژگی فیلم، شیمی جادویی و بینظیر میان برندن فریزر و ریچل وایس است که به قدری شیرین از آب درآمد که طرفداران هرگز بازیگر دیگری را در این قالب نپذیرفتند. ریک و اِولین نقطهی مقابل یکدیگر هستند، اما همین تفاوت باعث گرایش آنها به هم شده است. فارغ از اینکه تا چه اندازه طرفدار نسخهی کلاسیک سال 1932 هستیم، ساختهی استیون سامرز، جذابترین نسخهی «مومیایی» است و سزاوارانه جایگاه یک اثر کلاسیک محبوب را پیدا کرده؛ بیدلیل نیست که طرفداران برای بازگشت این تیم رویایی لحظهشماری میکنند.
منبع: collider



