پایانبندی «سوپرگرل» (۲۰۲۶) چه تفاوتی با کمیک دارد و چرا این تغییر به نفع فیلم است؟
دنیای سینمایی جدید دیسی با انتشار فیلم «سوپرگرل» (Supergirl) با بازی میلی الکاک در نقش دختر پولادین، مسیری متفاوت نسبت به کمیک پیش گرفته است. با اینکه فیلم تازه، که داستانش پس از وقایع فیلم ۲۰۲۵ «سوپرمن» (Superman) اتفاق میافتد، بهشدت از کمیک تحسینشدهی «سوپرگرل: زن فردا» (Supergirl: Woman of Tomorrow) نوشتهی تام کینگ و بیلکیز ایولی الهام میگیرد، اما چند تفاوت کلیدی بین کمیک اصلی و فیلم جدید دیسی وجود دارد.
عناصر کلیدی داستان همچنان سر جایشان هستند. کارا زور-ال (میلی الکاک) با دختری جوان به نام روثی مری نول (ایو ریدلی) همراه میشود تا از کرِم (ماتیاس خونارتس)، رهبر راهزنانی که خانوادهی روثی را کشته و سگ کارا را مسموم کردهاند انتقام بگیرند. اما در نهایت، تصمیمی که کارا میگیرد، تغییری اساسی در شخصیتپردازی و جهانسازی کمیکها ایجاد میکند.
هشدار! در ادامه خطر لو رفتن داستان فیلم «سوپرگرل» وجود دارد
با رسیدن به اوج داستان، روثی و کارا بالاخره کرم را پیدا میکنند. این دو که بیشتر زمان فیلم مشغول تعقیب و گریز با کرم بودهاند، حالا احساسات ضد و نقیضی نسبت به او دارند. در طول سفرشان، روثی اصرار دارد که باید از کرم انتقام بگیرند و او را بکشند؛ تصمیمی که کارا بهشدت با آن مخالفت میکند. با این حال، در دقایق پایانی فیلم میبینیم که کارا خلاف گفتهاش، دقیقا همین کار را انجام میدهد و با ضربات مرگبار به کرم، پشتسرهم او را به خاطر گناهانش مجازات میکند.
تصمیم سوپرگرل برای انتقام از کرم نهتنها با اصول اخلاقی این کاراکتر در فیلم همخوانی ندارد، که با رفتار اکثر ابرقهرمانان کمیکهای دیسی، به ویژه کریپتونیاییهایی که روی سینهاشان علامت S نقش بسته، هم در تضاد است. مهمتر از همه، این تصمیم با تصمیمی که سوپرگرل در کمیک «زن فردا» میگیرد فرق دارد. با این حال، فیلم «سوپرگرل» با منطق تازهای، این رفتار ابرقهرمان را توجیه میکند و از این طریق، هم از شخصیت خودش و هم سوپرمن کاراکترهای متفاوتی میسازد.
زن فردا، و زن دیروز

فیلم «سوپرگرل» چه از نظر بصری و چه از نظر محتوایی با کمیک اصلی چند تفاوت عمده دارد؛ مثلاً جلوههای بصری و زیباییشناسی جذاب و رنگارنگ ایولی از کمیکها، حالا به تصویری بیروح تبدیل شده که گاه از «نگهبانان کهکشان» (Guardians of the Galaxy) الهام میگیرد. دیالوگهای زیبای کینگ هم، که بیشتر به «شهامت واقعی» (True Grit) شباهت پیدا میکرد، در اقتباس سینمایی با دیالوگهای آبکی فیلمهای بلاکباستری عوض شده است. با این حال، فیلم همچنان خط داستانی اصلی کمیک را پی میگیرد. در هر دو داستان، روثی مری سوپرگرل را پیدا و او را راضی میکند با هم دنبال قاتل تبهکاری به اسم کرم بروند. کرم کریپتو را مسموم میکند و این بهانهای دست سوپرگرل میدهد تا با روثی کل کهکشان را به دنبال کرم زیر پا بگذارند. در این میان، سوپرگرل از دغدغههایش میگوید. از اینکه در سایهی سوپرمن مانده و اینکه از چه اصول اخلاقی پیروی میکند.
مثل فیلم، در کمیک هم روثی آخر داستان میخواهد ضربهی نهایی را به کرم زده و او را بکشد. اما هرچه امتحان میکند، از پس این کار برنمیآید. سوپرگرل از راه میرسد و اعتراف میکند که نمیتواند به روثی یاد بدهد که چطور از عطش خود به انتقام دست بکشد؛ چون خودش هم هنوز دربارهی نابودی کریپتون خشم فروخوردهی زیادی دارد. سوپرگرل برای آنکه وجدان روثی را راحت کند و او را از بار روانی سنگین انتقام دور نگه دارد، تصمیم میگیرد خودش کرم را بکشد؛ اما روثی جلوی سوپرگرل را میگیرد.
در نهایت، سوپرگرل کرم را به «فانتوم زون» (Phantom Zone) میبرد؛ یک بُعد ماورایی که کریپتونیاییها بدترین مجرمان خود را به آنجا میفرستند. داستان کمیکها سپس به قرنها بعد میپرد. سوپرگرل، که تا ابد جوان میماند، پیش روثی میرود که حالا پیر شده است. او اما کرم را هم با خودش پیش روثی میبرد. کرم که اندازهی قرنها فرصت داشته به گناهان خود فکر کند، با اشکهایی که در چشمانش حلقه زده، صادقانه از روثی عذرخواهی کرده و طلب بخشش میکند.
روثیِ سالخورده با عصایش ضربهای به کرم میزند و او را نمیبخشد. اما باز هم این پایان بهشدت با پایان فیلم متفاوت است. فیلم «سوپرگرل» ۲۰۲۶ اساسا با رویکردی متفاوت سراغ موضوعاتی چون بخشش و انتقام میرود و در آخر فیلم، کارا گلوی کرم را با شمشیر روثی میبرد. اما این تفاوت بزرگ در پایانبندی «سوپرگرل» نسبت به کمیک، بهخاطر تغییرات دیگری که کرگ گیلسپی، کاگردان، و آنا نوگیرا، نویسندهی فیلم، انجام دادهاند، جواب میدهد.
شرور فیلم «سوپرگرل» با نسخهی کمیک تفاوت دارد

یک نگاه به ماتیاس در خونارتس فیلم کافی است تا بفهمید این شرور چقدر با نسخهی کمیک سوپرگرل تفاوت دارد. کرم در فیلم بیشتر به کاراکتری از فیلمهای «مکس دیوانه» (Mad Max) میماند؛ اما در کمیک «سوپرگرل: زن فردا» او شبیه یک آدم معمولی است با ریش و موهای قرمز.
در داستان کینگ و ایولی، کرم بیشتر به کاراکتری فرصتطلب و حیلهگر از دنیای «شهامت واقعی» میماند و کمی از راهزنان فضایی شرورتر است. در کمیک، کرم پدر روثی را میکشد (نه کل خانوادهاش را) و هیچ قدرت ابرانسانی ندارد. در حالی که در فیلم گفته میشود که قدرت کرم به اندازهی هزار مرد است و میبینیم تانکی را با یک دست میگیرد. در کل، فیلم «سوپرگرل» کرم را از آنچه که در کمیکهاست، بسیار شرورتر جلوه میدهد.
او اساسا رهبر یکسری آدمرباست که دختران را به مقاصد شرورانه میدزدند و آنها را «عروس» خطاب میکند. او حتی بدون هیچ دلیل خاصی و بدون اینکه سرش را بلند کند به کریپتو آسیب میزند. در طول فیلم میبینیم که کرم بیآنکه خم به ابرو بیاورد، بهراحتی همه حتی بچهها را میکشد. خلاصه، کرم در «سوپرگرل» ۲۰۲۶ بهشدت شرور و مشمئزکننده است. پس اگر سوپرگرل او را میبخشید و همینطور بدون انتقام رهایش میکرد، کرم بهسرعت آدمهای دیگری پیدا کرده و به شرارتهایش ادامه میداد. با اینکه دنیای دیسی کسانی مثل گرین لنترنها را دارد که حافظ صلح و امنیت کهکشان هستند، کرم نمادی از تهدیدی است که نمیتوان جلوی او را با روشهای اخلاقی گرفت.
البته برخی از طرفداران استدلال میکنند که این تصمیم سوپرگرل با شخصیتش با کمیکها سازگاری ندارد و گیلسپی و نوگیرا اگر میخواستند میتوانستند کاراکتر کرم را تغییر دهند تا بیشتر با جهانبینی «سوپرگرل: زن فردا» همخوانی داشته باشد. بنابراین، تغییر پایانبندی فیلم یک موضوع را ثابت میکند؛ اینکه گیلسپی و جیمز گان از قصد میخواستهاند که شخصیت و دنیای «سوپرگرل» را نسبت به کمیک تغییر دهند.
آیا سوپرگرل شکست میخورد؟

فیلم «سوپرگرل» دو خط داستانی اصلی دارد. اولی دربارهی کارا و احساسات او دربارهی دور افتادن از خانهاش است. این که به هیچ جا احساس تعلق نمیکند. مشخصا به ویژه بعد از نابود شدن آرگو سیتی و مرگ والدینش. در آغاز فیلم، او را میبینیم که در سراسر کهکشان مثل یک آواره اینجا و آنجا میرود و فلشبکهایی از جوانیاش و رسیدن او به زمین، این احساس عدم تعلق را تشدید میکنند. اما در پایانبندی نهایی فیلم میبینیم که کارا در گفتگویش با کلارک میگوید که میخواهد همراه کریپتو روی زمین بماند. این گفتگو، تحول شخصیتی کارا از آغاز تا پایان فیلم را نشان میدهد. کارا دیگر خود را روی زمین بیگانه نمیبیند.
دومین خط داستانی «سوپرگرل» به اولی ارتباط پیدا میکند، اما تفاوت عمدهای بین نسخهی کمیک و نسخهی فیلم وجود دارد. بهخاطر تضاد بین حرف و عمل کارا در فیلم ۲۰۲۶، کمی ناهماهنگی و عدم انسجام در این خط داستانی ایجاد شده است. مثل کمیکها، سوپرگرل مدام دربارهی خطرات و بار سنگین انتقام برای روثی میگوید و او را از کشتن کرم بر حذر میدارد. برای همین، وقتی آخرسر خودش دست به کار میشود و کار کرم را تمام میکند، تضادی اساسی بین حرف و عمل سوپرگرل ایجاد میشود. انگار حرفهای پیشین او به روثی صادقانه نبوده است. فیلم همچنین مدام نشان میدهد که کارا با تعریف خود از خوب و بد دست به گریبان است. خلاف جور-ال (بردلی کوپر) در فیلم «سوپرمن»، که به پسرش میگوید باید به زمین برود و حاکمیت بهحق خود را روی ساکنان آن پیاده کند، پدر و مادر کارا به او میگویند که باید در زمین کارهای خیر انجام دهد؛ به ویژه که کارا قدرتهای فوقالعادهای دارد که انسانها از آن بیبهره هستند. کلارک (دیوید کورنسوت) هم وقتی کارا به زمین میرسد، این مسئولیت را یاد دخترک میاندازد و به او لباس ابرقهرمانی میدهد که عملاً نماد خوبیها است.
در فیلم اما کارا توضیح میدهد که نمیتواند مثل کلارک اینقدر خوشبین باشد یا دقیقا از اصول اخلاقی او پیروی کند. او میگوید که کلارک در هر چیزی خوبیهای آن را میبیند؛ اما خودش حقیقتِ آنها را. فیلم «سوپرگرل» این رویکرد قهرمان خود را به گذشتهی دخترک نسبت میدهد. خلاف کلارک، که تقریباً از وقتی چشم باز کرده روی زمین بوده، کارا دنیای کریپتون و سپس نابودیاش را دیده. او با پدر و مادرش زندگی کرده و سپس آنها را به شکل فجیعی از دست داده است. آن وقت از زمینی سردرآورده که کاملا برایش بیگانه بوده. کلارک اما از کودکی در آغوش محبتآمیز خانوادهی کنت بزرگ شده که او را مثل پسر خودشان دوست دارند.
در دوسوم ابتدایی فیلم، داستان اینطور القاء میکند که زاویهی دید کارا و اینکه خلاف کلارک نمیتواند در همهچیز خوبی ببیند، اشتباه است. تا پایان ماجرا اما کارا میفهمد که چارچوب اخلاقیاش اشتباه نیست؛ بلکه متفاوت است. او به دنیا و پیچیدگیهایش نگاه میکند، درد و رنجها را میبیند و نسبت به کلارک، درک عمیقتری نسبت به آنها دارد. کارا میداند که کشتن کرم، با اینکه یکی از خبیثترین آنتاگونیستهای ممکن است، باز هم روح فرد را آزار میدهد. برای همین، نمیگذارد روثی کرم را بکشد و در عوض، خودش بار سنگین این تصمیم را به دوش میکشد. به عبارت دیگر، کارا قهرمانانهترین کار ممکن را میکند و نمیگذارد روثی معصومیت خود را زیر پا بگذارد. شاید این حرکت تصمیمی نباشد که اگر سوپرمن در این موقعیت بود میگرفت؛ یا تصمیمی که سوپرگرلِ کمیک «زن فردا»؛ اما این تصمیمی است که کارای فیلم «سوپرگرل» میگیرد و خوببودن او را از زاویهی دیگری نشان میدهد.
منبع: Den of Geek



