نقد و بررسی فیلم تهران کنارت؛ آینه‌ی نسلی سرگردان؟

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۸ دقیقه
تهران کنارت

در یکی دوسال اخیر، کمتر فیلمی در سینمای ایران توانسته پیش از آنکه به واسطه کیفیت سینمایی خود شناخته شود، این اندازه درگیر حاشیه‌های فرهنگی، رسانه‌ای و اجتماعی شود. «تهران کنارت» دومین ساخته‌ی علی بهراد پس از «تصور»، پیش از آن‌که به‌ خاطر کیفیت سینمایی‌اش دیده شود، به‌ واسطه‌ی حاشیه‌هایش سر زبان‌ها افتاد. همین اتفاق باعث شد بسیاری از مخاطبان پیش از ورود به سالن سینما، تصویری از فیلم در ذهن خود ساخته باشند؛ تصویری که گاهی بیش از آنکه بر اساس خود اثر شکل گرفته باشد، محصول اخبار و جنجال‌های پیرامون آن بود.

با این حال، اگر تمام این حواشی را کنار بگذاریم، «تهران کنارت» اثری است که تلاش می‌کند تصویری متفاوت از نسل جوان امروز تهران ارائه دهد. نسلی که دغدغه‌هایش علاوه بر از آنکه اقتصادی یا سیاسی است، در بحران‌های هویتی، روابط عاطفی، احساس تنهایی و بلاتکلیفی نیز خلاصه می‌شود. علی بهراد نیز مانند نخستین فیلمش «تصور»، بار دیگر به سراغ شخصیت‌هایی رفته که بیش از آنکه درگیر اتفاقات بیرونی باشند، با آشفتگی‌های درونی خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

البته با اینکه بهراد سعی کرده یک اثر اجتماعی متفاوت و به گفته‌ی خودش برای جوانان بسازد و دغدغه‌های آن‌ها را نمایش بدهد، اما باید دید که در این راه چقدر موفق بوده است.

ماجرای توقیف و اکران فیلم «تهران کنارت» چیست؟

بررسی فیلم تهران کنارت

داستان یک عشق قدیمی

«تهران کنارت» از همان سکانس افتتاحیه، مخاطب را به دل رابطه‌ای می‌برد که سال‌ها از پایانش گذشته اما هنوز اثرش بر زندگی دو شخصیت اصلی باقی مانده است. بازگشت لیلی (آناهیتا افشار) به تهران برای حضور در مراسم عروسی و دیدار دوباره‌اش با پاشا (علی شادمان)، بهانه‌ای می‌شود تا فیلم به جای روایت خطی، خاطرات این رابطه را مانند تکه‌هایی پراکنده پیش چشم مخاطب قرار دهد؛ خاطراتی که آرام‌آرام کنار هم می‌نشینند و تصویر کامل‌تری از گذشته می‌سازند. مهم‌ترین ویژگی فیلم، ساختار روایی غیرخطی آن است. فیلم به جای آنکه این رابطه را به ترتیب زمانی روایت کند، خاطرات را به شکل پراکنده و نامنظم کنار هم می‌چیند. مخاطب در ابتدا نمی‌داند هر سکانس متعلق به چه دوره‌ای از رابطه این دو شخصیت است و تنها با پیشرفت فیلم، پازل داستان به تدریج کامل می‌شود. این شیوه روایت باعث می‌شود تماشاگر تا پایان درگیر کنار هم قرار دادن قطعات داستان باشد.

این انتخاب تنها یک بازی فرمی نیست؛ بلکه به واقعیت هم نزدیک است چرا که ما معمولا گذشته را به شکل زنجیره‌ای و منظم به خاطر نمی‌آوریم و کافی است یک تصویر یا یک مکان، خاطره‌ای فراموش‌شده را دوباره زنده کند. بنابراین روایت غیرخطی با مضمون فیلم همخوانی دارد و حس مرور گذشته را به خوبی نشان می‌دهد اما از سوی دیگر همین ویژگی برای بخشی از مخاطبان به نقطه ضعف فیلم تبدیل می‌شود. زیرا فیلم اطلاعات بسیار کمی درباره شخصیت‌ها ارائه می‌دهد و تغییر مداوم زمان روایت، در برخی لحظات باعث سردرگمی می‌شود.

لیلی در این میان به نماینده‌ی نسلی بدل می‌شود که از نظر عاطفی خسته و فرسوده است؛ دختری که میان ماندن و رفتن، عاشق‌شدن و فرار، مدام در نوسان است و صمیمیت واقعی را کنار می‌زند بی‌آن‌که خودش هم دلیل روشنی برای این گریز داشته باشد. پاشا نیز تصویر مردی است که می‌کوشد قوی به‌ نظر برسد اما در واقع اسیر شکست‌ها و گذشته‌ای است که نه توان رهاکردنش را دارد و نه امکان ساختن آینده‌ای تازه را. دو شخصیتی که به‌رغم علاقه‌ی متقابل، بلد نیستند در کنار هم زندگی کنند و شاید همین ناتوانی، صادقانه‌ترین بخش رابطه‌شان باشد.

تهران کنارت

تصویر متفاوت از نسل جوان

بی‌تردید مهم‌ترین ویژگی «تهران کنارت» تلاش آن برای ثبت حال‌وهوای نسلی است که آینده‌ی روشنی پیش رویش نمی‌بیند، روابطش ناپایدار است و دائم میان ماندن و مهاجرت گیر کرده است. کارگردان از همان فیلم نخستش، «تصور»، علاقه‌ی مشخصی به جوانان و کشمکش‌های درونی‌شان نشان داده بود و در این اثر نیز همین دغدغه را با نگاهی شخصی‌تر دنبال می‌کند. در واقع فیلم دنیایی از جوانان نسبتاً مرفه‌ی تهران را به نمایش می‌گذارد که برخلاف بسیاری از آثار مشابه، کمتر درگیر دغدغه‌های آشکار سیاسی اجتماعی‌اند و بیشتر با دنیای درونی خودشان دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

فیلمساز تلاش می‌کند سبک زندگی این گروه را بدون قضاوت به تصویر بکشد و از دورهمی‌های دوستانه و بازی‌های جمعی گرفته تا کافه‌گردی، مهمانی‌ها و روابط عاطفی آزادتر از آنچه معمولا در سینمای رسمی ایران دیده می‌شود را نشان می‌دهد که البته همی آزادتر بودن باعث حواشی آن نیز شد. البته که این تصویر تا حد زیادی نزدیک به بخشی از واقعیت زندگی نسل جدید است و انکار آن راحت نیست. صرف‌نظر از اینکه فیلم چقدر به واقعیت نزدیک‌ است، نمی‌توان انکار کرد که «تهران کنارت» تلاش کرده سراغ سوژه‌ای برود که کمتر در سینمای رسمی ایران مجال پرداخت پیدا کرده است.

شخصیت‌پردازی

یکی از مهم‌ترین مواردی که درباره «تهران کنارت» باید به آن توجه داشت، نحوه شخصیت‌پردازی آن است. علی بهراد برخلاف بسیاری از فیلم‌های داستان‌محور، علاقه‌ای ندارد گذشته شخصیت‌ها را با جزئیات برای مخاطب توضیح دهد. او ترجیح می‌دهد شخصیت‌هایش را در دل موقعیت‌ها از نگاه‌ها و سکوت‌ها گرفته تا گفت‌وگوهای روزمره معرفی کند. این شیوه در برخی لحظات به خلق فضایی طبیعی و باورپذیر کمک می‌کند و لیلی و پاشا مانند دو جوان واقعی هستند که هنوز نمی‌توانند تکلیف رابطه‌شان را مشخص کنند و بسیاری از احساسات میان آن‌ها بیان نمی‌شود.

تهران کنارت

با این حال، این رویکرد همیشه موفق نیست. فیلم اطلاعات را به‌صورت قطره‌چکانی در اختیار مخاطب می‌گذارد و تا دقایق پایانی اجازه نمی‌دهد تصویر کاملی از گذشته این رابطه شکل بگیرد و همین مسئله باعث می‌شود برخی رفتارهای آن‌ها برای مخاطب کاملا قابل درک نباشد. برای مثال، دلیل وابستگی عمیق لیلی و پاشا، چگونگی شکل‌گیری رابطه آن‌ها یا حتی علت دقیق فروپاشی این عشق، هیچ‌گاه به اندازه کافی روشن نمی‌شود. فیلم گاه تنها به اشاره‌هایی کوتاه بسنده می‌کند و این اشاره‌ها نه تنها کمکی به اصل موضوع نکرده بلکه پرسش‌های بیشتری ایجاد می‌کنند. در نتیجه مخاطب بیش از آنکه با گذشته شخصیت‌ها آشنا شود، صرفا شاهد حال و هوای آن‌هاست. در فیلمی که ستون اصلی آن بر رابطه عاشقانه دو نفر بنا شده، این کمبود تا حدی احساس می‌شود. زیرا هرچه شناخت مخاطب از شخصیت‌ها بیشتر باشد، پایان فیلم نیز اثرگذاری بیشتری خواهد داشت.

بازی بازیگران

اگر فیلم در شخصیت‌پردازی دچار کاستی‌هایی باشد، بازی بازیگران تا حد زیادی این ضعف را جبران می‌کند. علی شادمان و آناهیتا افشار زوجی هماهنگ را شکل داده‌اند و بخش مهمی از بار احساسی فیلم بر دوش آن‌ها قرار دارد. علی شادمان شخصیت پاشا را بدون اغراق و نمایش‌های احساسی عجیب و غریب بازی می‌کند. بازی او به گونه‌ای است که مخاطب می‌تواند میان امید و ناامیدی او نوسان را احساس کند، بدون آنکه فیلم مجبور باشد این احساسات را به زبان بیاورد.

آناهیتا افشار نیز در نقش لیلی تصویری از زنی ارائه می‌دهد که میان گذشته و آینده سرگردان مانده است. او تصمیم خود را برای مهاجرت گرفته، اما هنوز بخشی از وجودش در تهران و در خاطرات گذشته باقی مانده است. افشار تلاش نمی‌کند شخصیت را قهرمان یا قربانی جلوه دهد بلکه انسانی را به تصویر می‌کشد که میان عقل و احساس گرفتار شده است. در کنار این دو، حضور کوتاه اما موثر بازیگرانی مانند علی مصفا نیز به فضای فیلم کمک می‌کند. اگرچه شخصیت‌های فرعی فرصت چندانی برای پرداخت پیدا نمی‌کنند، اما حضورشان باعث می‌شود فضای اجتماعی فیلم زنده‌تر به نظر برسد. البته که در فیلمی که شخصیت‌های اصلی فرصت پرداخت ندارند، نباید انتظار پرداخت شخصیت‌های فرعی را داشته باشید.

تهران کنارت

زیبایی بصری

از نظر بصری نیز فیلم در خلق فضایی چشم‌نواز و امروزی موفق عمل کرده است. نورپردازی حساب‌شده، قاب‌بندی‌های تمیز و نماهای شبانه‌ی تهران، که آرامش و خلوتی شهر را زیر چراغ‌ها به تصویر می‌کشد برای مخاطب و به خصوص نسل جوان جذابیت بالایی دارد. صحبت از تهران شد، بدون شک یکی از نکات مثبت فیلم، نحوه استفاده از شهر تهران است. در بسیاری از آثار اجتماعی، تهران صرفا پس‌زمینه‌ای برای روایت داستان است، اما در «تهران کنارت» شهر به بخشی از روایت تبدیل می‌شود. خیابان‌ها، پشت‌بام‌ها، کافه‌ها، رستوران‌ها، مهمانی‌ها و بزرگراه‌های نورانی، تنها لوکیشن‌های معمولی نیستند. دوربین اغلب با فاصله از شخصیت‌ها حرکت می‌کند و اجازه می‌دهد فضای اطراف نیز دیده شود. در واقع دوربین بیشتر نظاره‌گر است و در بسیاری از سکانس‌ها، اجازه می‌دهد اتفاقات بدون دخالت مستقیم کارگردان جریان پیدا کنند.

نتیجه این رویکرد، خلق تهرانی است که در عین شلوغی، احساس تنهایی را به مخاطب منتقل می‌کند. شخصیت‌ها در کنار هم حضور دارند، اما فاصله عاطفی میان آن‌ها هر لحظه بیشتر می‌شود. همین تضاد میان نزدیکی فیزیکی و دوری احساسی، یکی از مهم‌ترین لایه‌های فیلم را شکل می‌دهد. فیلمساز تلاش نمی‌کند تهران را تنها شهری پر از مشکلات یا شهری آرمانی نشان دهد. بلکه آن را نوعی فضایی خاکستری ترسیم می‌کند که در آن می‌توان خندید و عاشق شد اما در نهایت سایه‌ای از ناامیدی بر تمام این لحظات سنگینی می‌کند. از همین منظر، تهران تنها محل وقوع داستان نیست، بلکه به نمادی از وضعیت روحی شخصیت‌ها تبدیل می‌شود.

هرچند این تمرکز زیاد روی زیبایی بصری منجر شده تا پرداخت داستان به خوبی انجام نشوند. به عبارتی دیگر، گاهی احساس می‌شود فیلم آن‌قدر شیفته خلق قاب‌های زیباست که روایت در اولویت دوم قرار می‌گیرد. همانطور که گفتم، برخی شخصیت‌های فرعی تنها برای تکمیل فضای فیلم حضور دارند و حذف آن‌ها تاثیر محسوسی بر داستان نمی‌گذارد. همچنین چند خرده‌روایت نیز بدون نتیجه مشخص رها می‌شوند. فیلم به آن‌ها اشاره می‌کند اما فرصت کافی برای پرداختشان ندارد. در نتیجه انسجام روایی در برخی بخش‌ها کاهش پیدا می‌کند.

تهران کنارت

ریتم نیز در بخش‌هایی بیش از حد کند می‌شود و فیلم گاهی در توصیف موقعیت‌ها مکثی طولانی دارد، بدون اینکه اتفاق دراماتیک مهمی رخ دهد. همچنین فیلم فاقد اوج‌های پررنگ و نقاط عطف مناسب است و بیشتر بر حس و حال تکیه می‌کند تا تعلیق داستانی و این موضوع همیشه جذاب نیست. این وسط ممکن است سانسور برخی لحظات باعث شده باشد که بعضی روابط یا پیوندهای احساسی شخصیت‌ها کمتر از حد انتظار پرداخت شوند، اما نمی‌توان با قطعیت گفت مشکلات روایی فیلم صرفاً نتیجه سانسور بوده است؛ زیرا بخشی از این ضعف‌ها به سبک روایت و شیوه فیلم‌نامه‌نویسی بازمی‌گردد.

این همه حاشیه ارزشش را داشت؟

«تهران کنارت» فیلمی دوپاره است؛ از یک سو تلاشی صادقانه است برای روایت تنهایی، سرگردانی و بحران هویت نسلی که میان ماندن و رفتن معلق مانده و از سوی دیگر اثری که بیش از حد به زیبایی بصری و حال‌وهوا وابسته شده و از ساختن درامی منسجم و شخصیت‌هایی عمیق بازمانده است. فیلم نه آن‌قدر ساختارشکن است که حجم گسترده حواشی پیرامونش را کاملاً توجیه کند و نه آن‌قدر بی‌کیفیت که تمام توجهش را مدیون جنجال‌ها باشد َو شاید نتوان آن را اثری فاخر در سینمای اجتماعی ایران دانست، اما نمی‌توان انکار کرد که یکی از صادقانه‌ترین و در عین حال ناتمام‌ترین تصویرها از دنیای نسلی است که سال‌هاست کمتر فرصت دیده‌شدن روی پرده‌ی سینما را داشته است. در پایان به همین دلیل است که فکر می‌کنم به خاطر جسارتش، حداقل ارزش یک بار تماشا را دارد.

2.5
از ۵
نکات مثبت
  • جسارت در انتخاب سوژه (سبک زندگی و روابط بخشی از جوانان امروز)
  • بازی‌های قابل‌توجه
  • تصویرسازی چشم‌نواز از تهران
نکات منفی
  • شخصیت‌پردازی ناقص
  • اجرای نامناسب روایت غیرخطی و سردرگم کردن مخاطب
  • شخصیت‌های فرعی کم‌عمق
  • نبود کشمکش داستانی قوی

شناسنامه فیلم «تهران کنارت»

کارگردان: علی بهراد
نویسنده: علی بهراد
بازیگران: علی شادمان، آناهیتا افشار، علی مصفا
محصول: 1405، ایران
خلاصه داستان: «تهران کنارت» داستان دیدار دوباره لیلی و پاشا، دو عاشق قدیمی، در مراسم عروسی یکی از دوستانشان و ادامه ماجرا است.

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X