۱۰ پیشدرآمد برتر تاریخ بازیهای ویدیویی؛ از یاکوزا زیرو تا رد دد ۲
در دنیای سینما، پیشدرآمدها (Prequels) وضعیت نسبتا ضد و نقیضی دارند. برخی از آنها مانند «مردان ایکس: کلاس اول» (X-Men: First Class) جهانها و داستانهای موجود خود را غنیتر میکنند. دستهای دیگر، مانند فیلم فاجعهبار «طلوع هانیبال» (Hannibal Rising)، تمام رمز و رازها را از بین میبرند و البته مواردی هم مانند سهگانهی پیشدرآمد «جنگ ستارگان» (Star Wars) وجود دارند که هیچکس واقعا نمیتواند روی آنها اتفاق نظر داشته باشد. با این حال، در دنیای بازیهای ویدیویی، پیشدرآمدها معمولا عملکرد بهتری نسبت به همتایان سینمایی خود دارند. فقط کافی است به بازی اخیرا منتشر شده «مافیا: کشور قدیمی» (Mafia: The Old Country) نگاه کنید؛ یک ماجراجویی لذتبخش در اوایل دههی ۱۹۰۰ میلادی که سالهای شکلگیری امپراتوریهای جنایتکارانهی بازیهای قبلی را به تصویر میکشد.
بازیهای پیشدرآمد اغلب از فناوریها و ابزارهای توسعهی بهتری بهره میبرند که باعث میشود از نظر بصری و فنی، بسیار چشمگیرتر از قسمتهای پیشین خود باشند. اما پیشدرآمدهای واقعا شاهکار تنها به خاطر جلوههای بصری یا گیمپلی خود در یادها نمیمانند، بلکه دلیل ماندگاریشان این است که چگونه نحوهی تجربه ما از بازیهای اصلیِ محبوبی را که عاشقشان شده بودیم متحول میکنند و به داستانهایی که برایمان ارزشمندند، شاخ و برگ میدهند.
با در نظر گرفتن این موضوع، پیشدرآمدهای زیر نه تنها به خاطر دستاوردهای فنی و گیمپلی، بلکه به این دلیل انتخاب شدهاند که دیدگاه ما را نسبت به برخی از شخصیتها و جهانهای موردعلاقهمان برای همیشه تغییر دادند. این فرصت مضاعف برای بسط دادن و عمیقتر کردنِ آنچه از پیش دوستش داشتیم، باعث شده تا برخی از بازیهای حاضر در این لیست، حتی به عنوان بهترین قسمت در کل مجموعهی خود شناخته شوند. پس بدون هیچ مقدمهی دیگری، به سراغ ۱۰ مورد از بهترین پیشدرآمدهای تاریخ بازیهای ویدیویی میرویم.
۱۰. Batman: Arkham Origins
تهیهکننده: Warner Bros. Interactive Entertainment / سازنده: WB Games Montreal
سال انتشار: 2013
پلتفرم: PS3, Xbox 360, Wii U, PC

بازی آرکام اوریجینز که با هدف کوتاه کردن زمان انتظار بین دو بازی آرکام سیتی و آرکام نایت منتشر شد، هشت سال قبل از اتفاقات بازی اول رخ میدهد. این بازی که توسط استودیوی WB Montreal توسعه یافته است، یک بتمن ۲۷ ساله را در تقابل با هشت تن از مرگبارترین قاتلان گاتهام، از جمله بین (Bane)، دثاستروک (Deathstroke) و ددشات (Deadshot) قرار میدهد که همگی توسط بلک ماسک (Black Mask) استخدام شدهاند تا در ازای ۵۰ میلیون دلار، خفاش گاتهام را به قتل برسانند. این اتفاقات همچنین به عنوان داستان پیدایش جوکر عمل میکند؛ کسی که برای اولین بار خود را به گاتهام میشناساند و شهر را با نوع خاص و منحصربهفرد جنون جنایتکارانه خود آشنا میکند.
در زمان انتشار، این بازی شاید به شکلی ناعادلانه با آرکام سیتی مقایسه میشد. اما این مقایسه در حق بازی کملطفی بود؛ اثری که به جای تلاش برای پیشی گرفتن از آثار راکاستدی (Rocksteady)، به عنوان یک همراه فوقالعاده برای آن عمل میکند. استودیوی WB Montreal هر آنچه که باعث عظمت بازیهای راکاستدی شده بود را برداشت، وفادارانه آنها را حفظ کرد و از آنها برای خلق یک داستان اولیهی جذاب برای نسخههای خاص بتمن و جوکر در دنیای آرکام بهره برد. فراتر از آن، بازی با معرفی TN-1 (سرم ابرسربازِ بین)، زمینهساز سهگانهی اصلی آرکام میشود. این سرم در نهایت به عنوان پایهای برای تایتان (Titan) استفاده میشود؛ ماده مخدر قدرتمندتری که پیامدهای مهمی در جریان اتفاقات Arkham Asylum و آرکام نایت به همراه دارد.
۹. God of War: Chains of Olympus
تهیهکننده: Sony Computer Entertainment / سازنده: Ready at Dawn
سال انتشار: 2008
پلتفرم: PSP

با وجود عرضه روی یک کنسول دستی، بازی God of War: Chains of Olympus روی کنسول PSP از نظر داستانی، مقیاسی کوچکتر از سهگانه اصلی روی کنسولهای خانگی نداشت. بازی Chains of Olympus به عنوان پیشدرآمدی بر بازی گاد آو وار (محصول سال ۲۰۰۵)، کریتوس و شمشیرهای آشوبش را به دنیای مردگان (The Underworld) میبرد و برمیگرداند؛ آن هم در یک داستان شوم که قصه او را به جریان میاندازد و پایههای نفرت او از خدایان را بنا میکند.
استودیوی سازنده یعنی Ready at Dawn با شعلهور کردن این آتش کینه، نه تنها اثری غوطهور در افسانههای هیجانانگیز گاد آو وار خلق کرد، بلکه با ساختن یک بازی برای پلیاستیشن پرتابل که تا این حد زیبا به نظر میرسید و به شدت در گیمپلی ریسپانسیو بود، دست به کاری شبیه به جادوگری زد. این استودیو موفق شد در اثری که شاید چشمگیرترین بازی منتشر شده از نظر بصری برای اولین کنسول دستی سونی باشد، اکشن نفسگیر و کمبوهای سرگیجهآور و نمادین گاد آو وار را برای این دستگاه کوچک بازآفرینی کند و اطمینان حاصل کند که به رغم نبود استیک آنالوگ دوم، تاب دادن بیمحابای آن شمشیرها همچنان به همان اندازه لذتبخش است. این بازی میتواند به راحتی به عنوان یک اثر مستقل روی پای خود بایستد، اما به عنوان پیشدرآمدی برای یکی از سهگانههای شاخص پلیاستیشن، به عنوان یک بسط خارقالعاده برای حماسه یونانی و خونآلود کریتوس عمل میکند.
۸. Super Mario World 2: Yoshi’s Island
تهیهکننده: Nintendo / سازنده: Nintendo EAD
سال انتشار: 1995
پلتفرم: SNES

به دنبال انتشار بازی Super Mario World در سال ۱۹۹۰ و با توجه به انقلاب سهبعدی که در افق پدیدار میشد، نینتندو به یک بازی پلتفرمر سایداسکرولینگ بزرگ از ماریو برای کنسول SNES نیاز داشت. بنابراین، با تایید میاموتو (Miyamoto)، شیگفومی هینو (Shigefumi Hino)، خالق یوشی، چراغ سبز را برای توسعهی یک بازی با محوریت دایناسور محبوب ساختهی خودش دریافت کرد. نتیجهی این کار، بازی Super Mario World 2: Yoshi’s Island بود؛ یعنی یکی از بهترین پلتفرمرهای دوبعدی در تمام دوران.
اثر پرچمدار نینتندو معمولا توجه چندانی به خطوط زمانی و داستانهای اصلی ندارد، اما Super Mario World 2 به عقب برمیگردد تا داستانی را درباره نحوهی نجات «بیبی ماریو» (Baby Mario) توسط گروهی از یوشیها روایت کند، پیش از آنکه همگی برای نجات «بیبی لوئیجی» (Baby Luigi) از دست کامک (Kamek) راهی شوند. این یک داستان پیدایش بانمک است که توضیح میدهد چگونه یک لولهکش نوزاد با یک دایناسور دوست میشود، اما روایت داستانی در واقع مسئله اصلی بازی نیست. با Yoshi’s Island، نینتندو با این هدف پیش رفت که یک بازی «ملایمتر و آرامشبخشتر» بسازد که گشتوگذار و اکتشاف را به پلتفرمینگ دقیق ترجیح میداد. برای انجام این کار، نینتندو محدودیتهای زمانی را برای بازیکنان حذف کرد تا بتوانند با سرعت و میل خودشان پیشروی کنند و مجموعه حرکات خاص یوشی، مانند پرش لرزان (flutter jump)، کنترل شخصیت را در هوا آسانتر میکرد.
اما فراتر از تواناییهای منحصربهفرد یوشی، Super Mario World 2 یک وداع نمادین با دوران کنسول SNES است. سبک هنری زیبا و ماژیکمانند آن با دست کشیده شده و به صورت دیجیتالی اسکن شده بود و تم موسیقی Yoshi’s Island اثر کوجی کوندو (Koji Kondo) چنان قطعه بینقصی است که در ذهن حک میشود و هر بار که پخش میشود نمیتوانید جلوی زمزمه کردن آن را بگیرید. این بازی شاید برخی از اولین قدمهای بیبی ماریو را به ما نشان دهد، اما به عنوان یک پکیج کامل، نقطه اوج یک تیم توسعهدهنده پلتفرمر دوبعدی است که تمام تجربه استثنایی خود در طراحی بصری، صوتی و فنی را به نمایش گذاشتهاند.
۷. Divinity: Original Sin
تهیهکننده: Larian Studios / سازنده: Larian Studios
سال انتشار: 2014
پلتفرم: PS3, Xbox 360, PC

با وجود اینکه Divinity: Original Sin از نظر فنی ابتداییترین نقطه در خط زمانی سری دیوینیتی نیست زیرا این عنوان متعلق به بازی Dragon Commander است که یک پیوند غیرمعمول از سیستمهای بازی نقشآفرینی و استراتژی محسوب میشود، اما تنها بازی در این مجموعه است که ما آن را واقعا به عنوان یک پیشدرآمد در نظر میگیریم. این بازی نقشآفرینی که بیش از یک هزاره قبل از بازی Divine Divinity (محصول سال ۲۰۰۲) اتفاق میافتد، سالهای اولیه ریولون (Rivellon)، دنیای فانتزی حماسی و اورجینال استودیوی لاریان (Larian Studios) را به تصویر میکشد. اگرچه این بازی یک فصل پایهای و ضروری برای افسانههای این سرزمین نیست، اما در تثبیت خطرات جادوی سورس (Source) و انگیزههای کسانی که از آن استفاده میکنند، فوقالعاده عمل میکند. و به لطف جادوگران جاودانه دنیای دیوینیتی، طرفداران قدیمی این فرصت را پیدا میکنند تا با نسخههای بسیار جوانتری از شخصیتهایی مانند زاندالور (Zandalor) و بلگار (Bellegar) ملاقات کنند.
اما داستان Original Sin آن چیزی نیست که این بازی را خاص میکند. در عوض، موفقیت این پیشدرآمد در این است که چگونه سرنوشت مجموعه را زیر و رو کرد و آن را از یک اثر کالت که با مشکلاتی دست و پنجه نرم میکرد، برداشت و در مسیر تبدیل شدن به یکی از غولهای نقشآفرینی در تمام دوران قرار داد. استودیوی لاریان یک سیستم مبارزه نوبتی کاملا جدید برای Original Sin توسعه داد که با یک سیستم عناصر تقویت میشد و به شما اجازه میداد تا افکتها را برای ایجاد نتایج هیجانانگیز با هم ترکیب کنید؛ مایعات را با یک طلسم یخ منجمد کنید و دشمنان خود را مجبور کنید روی خونی که از آنها ریخته شده لیز بخورند، یا رعد و برقهای شاخهای را با کمک کمی باران رسانای الکتریسیته تقویت کنید. همهی اینها باعث شد نبردها به یک امر بسیار تاکتیکی و انعطافپذیر تبدیل شوند و همین توجه به جزئیات به عناصر نقشآفرینی بازی نیز اختصاص داده شد. با آزادی عمل در پرداختن به ماموریتها تقریبا به هر روشی که فکرش را بکنید، Original Sin نه تنها قوانین را برای جانشین استثنایی خود یعنی Original Sin 2 پایهگذاری کرد، بلکه زمینه را برای بازی بالدورز گیت 3 از استودیوی لاریان که برنده چندین جایزه «بهترین بازی سال» شد نیز فراهم نمود.
۶. Devil May Cry 3: Dante’s Awakening
تهیهکننده: Capcom / سازنده: Capcom Production Studio 1
سال انتشار: 2005
پلتفرم: PS2

وقایع بازی دویل می کرای 3 چندین سال پیش از بازی اول جریان دارد و یک دانتهی بسیار جوانتر را به تصویر میکشد که بار دیگر همان شخصیت باحال و مغروری را به نمایش میگذارد که در بازی دوم (که فضایی عبوستر و جدیتر داشت) از بین رفته بود. بازگشت به گذشته به شرکت سازنده یعنی کپکام اجازه داد تا شخصیتی را که طرفداران در وهلهی اول عاشقش شده بودند، بازیابی کند. فراتر از آن، این بازی حتی داستان گذشته و زندگی اولیه برادر دوقلوی دانته، یعنی ورجیل (Vergil) را بازنویسی میکند تا اطمینان حاصل کند که نسخهی نوجوان از این شخصیت محبوب طرفداران، میتواند برای وقایع Dante’s Awakening زنده و در داستان حاضر باشد.
دویل می کرای 3 همچنین کار دشواری برای نجات دادن شهرت لکهدار شدهی دانته داشت و این کار را با اعتماد به نفس و مهارت کامل انجام داد. علاوه بر این، در حالی که دویل می کرای 2 هنوز بخشی از خط داستانی رسمی محسوب میشود، وقایع Dante’s Awakening به عنوان پایهای برای تمامی بازیهای بعدی سری عمل میکند و ضمن برطرف کردن حفرههای داستانی، انگیزههای مهم شخصیتها را توضیح میدهد. فراتر از بازگرداندن دانته به ریشههای باحال خود و زنده کردن ورجیل، این بازی با درجه سختی بیرحمانهاش طرفداران را به وجد آورد. برای روشن شدن موضوع، کپکام در اقدامی معروف، حالت سخت (Hard mode) نسخهی ژاپنی بازی را به عنوان درجه سختی معمولی (Normal) برای انتشار در آمریکای شمالی در نظر گرفت.
این موضوع برای برخی به یک مانع تبدیل شد، اما بسیاری از طرفداران از این چالش اضافی لذت بردند؛ به خصوص با توجه به اینکه تغییرات سیستم مبارزه تا چه حد محبوب شده بود. در حالی که دانته همیشه قادر بود سلاحهای سرد و دوربرد را برای اجرای کمبوهای متوالی ترکیب کند، بزرگترین پیشرفت بازی اضافه کردن سبکهای مبارزه متفاوتی بود که نحوهی کنترل دانته را تغییر میداد؛ یک انتخاب فوقالعاده محبوب برای اثری که شما را به چالش میکشد تا بزرگترین و جذابترین کمبوها را به هم پیوند دهید.
۵. Halo: Reach
تهیهکننده: Microsoft Game Studios / سازنده: Bungie
سال انتشار: 2010
پلتفرم: Xbox 360

به مدت ۱۰ سال، طرفداران در کنار «مستر چیف» (Master Chief) کمحرف سفر کردند، در حالی که او با مهاجمان بیگانهای به نام کاوننت (Covenant) میجنگید و در نهایت آنها را شکست داد. اما استودیوی بانجی برای آخرین بازی هیلوی خود، زمان را به روزهای اولیه این جنگ بینکهکشانی به عقب برگرداند، زمانی که بشریت کاملا در جبههی بازندهها قرار داشت. وقایع ریچ در هفتههای پیش از رویدادهای Halo: Combat Evolved جریان دارد و شما را در نقش یکی از اعضای «تیم نوبل» (Noble Team)، یک واحد عملیات ویژه از اسپارتانها، قرار میدهد تا در ماموریتی سرنوشتساز از سقوط سیاره ریچ به دست کاوننتها جلوگیری کنید. این پیشدرآمد کاملا مستقل، با غیبت مستر چیف تقریبا احساس رهایی میکند و شخصیتهای متنوع تیم نوبل نشان میدهند که سربازان اسپارتان دیگر، با وجود میراث مشترکشان، چقدر میتوانند با مشهورترین شخصیت این مجموعه متفاوت باشند.
در آخرین ماموریت محکوم به شکست اما در عین حال حیاتی این تیم، آنها کورتانا (Cortana) را از آزمایشگاهی در سیاره ریچ تا سفینه UNSC Pillar of Autumn اسکورت میکنند و بدین ترتیب، رویدادهای اولین بازی هیلو را کلید میزنند. این اثر، هم یک خداحافظی بینقص برای استودیوی بانجی است و هم لحظهای عالی برای تکمیل کردن چرخهی داستانی هیلو. اما این پیروزیها با تراژدی آمیخته شدهاند؛ شاید اقدامات تیم نوبل آغازگر ماموریت مستر چیف برای نجات جهان باشد، اما آخرین ماموریت آنها فداکاریهای سنگینی را میطلبد. ماندن «نوبل سیکس» (Noble Six) روی سیارهی رو به نابودی برای آخرین ایستادگی و مبارزه علیه کاوننتها، اکنون یک لحظهی افسانهای در سری هیلو محسوب میشود؛ لحظهای مشابه فیلم Rogue One که سالها قبل از اینکه جنگ ستارگان آن را به تصویر بکشد، در این بازی خلق شد و یکی از برترین مراحل پایانی است که تاکنون ساخته شده است.
۴. Yakuza 0
تهیهکننده: Sega / سازنده: Ryu Ga Gotoku Studio
سال انتشار: 2017
پلتفرم: PS3, PS4, Xbox One, PC

سری بازیهای یاکوزا مدتهاست که یکی از بزرگترین مجموعههای ژاپنی شرکت سگا بوده است، اما تنها در سالهای نسبتا اخیر توانسته در غرب مورد توجه قرار گیرد و محبوبیت کسب کند. این موج محبوبیت را میتوان به بازی یاکوزا زیرو نسبت داد؛ یک پیشدرآمد که قهرمانان داستان یعنی کازوما کیریو (Kazuma Kiryu) و ماجیما گورو (Majima Goro) را به نسل جدیدی از طرفداران که شاید اولین بازی یاکوزا در سال ۲۰۰۵ را از دست داده بودند، دوباره معرفی میکند.
وقایع این بازی تقریبا دو دهه پیش از اتفاقات اولین بازی یاکوزا جریان دارد و داستان عجیب یک قطعه زمین خالی و کوچک را روایت میکند که به شکلی، تمام خانوادههای تبهکار بزرگ منطقه کاموروچو (Kamurocho) را به یک جنگ منطقهای دور از ذهن میکشاند. گفتن هر چیز بیشتری در این باره، یک داستان دیوانهوار پر از روسای یاکوزا که برای قدرت رقابت میکنند، قاتلان چینی و خیانتهای گیجکننده را اسپویل میکند. خوشبختانه، به دلیل ماهیت پیشدرآمد بودن آن، بازیکنان برای ورود به بازی نیازی به هیچ دانش قبلی از این سری ندارند.
در حالی که داستان درگیرکنندهی یاکوزا زیرو هر طرفدار درامهای جنایی ژاپنی را راضی خواهد کرد، این فرصت دیدن کازوما و ماجیمای جوانتر است که در جوانی رفتار کاملا متفاوتی نسبت به سالهای بعدی خود دارند و بزرگترین غافلگیریهای بازی را رقم میزنند. کازوما کلهشقتر است و هنوز به آن گانگستر پخته و خویشتنداری که در نهایت به آن تبدیل میشود، مبدل نشده است. در همین حال، شخصیت «سگ وحشی» ماجیما هنوز به طور کامل شکل نگرفته است، بنابراین این گانگستر، در این مقطع بیشتر یک قهرمان ساکت و خونسرد است. تکامل آنها و تبدیل شدنشان به شخصیتهایی که در نهایت میشناسیم، ستون فقرات روایت گستردهی بازی را تشکیل میدهد و این پیشدرآمد را به نقطه شروعی بینقص برای هر کسی که میخواهد وارد این سری اکنون بسیار محبوب سگا شود، تبدیل میکند.
۳. Deus Ex: Human Revolution
تهیهکننده: Square Enix Europe / سازنده: Eidos Montreal
سال انتشار: 2011
پلتفرم: PC, PS3, Xbox 360, Wii U

میتوان این بحث را مطرح کرد که Deus Ex: Human Revolution بسیاری از چیزهایی را که باعث موفقیت چشمگیر و تاریخی قسمت اصلی Deus Ex شده بود، کمرنگ و ساده کرد. این بازی نسبت به قسمت پیشین خود که آزادی عمل فوقالعادهای داشت، انعطافپذیری کمتری دارد و سادهتر شده است. با وجود این، Human Revolution جایگاه خود را در میان برترینها به دست میآورد، تا حدودی به این دلیل که داستان پیشدرآمد آن نگاهی عمیقتر و شخصیتر به عناصر فرابشری این سری میاندازد.
آدام جنسن (Adam Jensen)، قهرمان داستان، در یک فاجعه در اوایل بازی بازوهای خود را از دست میدهد و اندامهای او به اجبار با پروتزهای مکانیکی جایگزین میشوند. اما در حالی که این پروتزها موقعیت شغلی او را نجات میدهند، ناخواسته او را وارد یک جنگ فرهنگی بین نخبگان ثروتمند و سایبورگهای ارتقایافته جهان و طبقات کارگر محروم میکنند. همانطور که خود جنسن و آینهی شکسته حمامش به شما میگویند، او «هرگز چنین چیزی نخواسته بود». در حالی که داستان مرکزی بازی با موفقیت به فضای علمیتخیلی پر از توطئهی قسمت اصلی میپردازد، این پرسشهای فرهنگی و اخلاقیِ مطرح شده توسط جامعهی ارتقایافتهی Human Revolution است که واقعا آن را به سطوح بالایی ارتقا میدهد. هر شخصیت دیدگاه خاص خود را در مورد مسئلهی تفرقهانگیز این جهان دارد و با وجود برخی استعارههای نژادپرستانهی تا حدودی ناشیانه، داستان نکات برجستهای را در مورد خطراتِ علم افسارگسیخته و مبتنی بر سرمایهداری بیان میکند. جهان آغشته به فضای ماتریکس و مبتنی بر فناوری نانو در بازی Deus Ex در آغاز هزاره جدید، یک آینده خیالی دور از ذهن بود، اما با گذشت هر سال به شکلی فزاینده واقعگرایانهتر شده است. Human Revolution با موفقیت شکاف بین رویکرد تقریبا طنزآمیز قسمت اصلی و چیزی به مراتب جدیتر را پر میکند و در نتیجه، به یک پادآرمانشهر سایبرپانکی به شدت جذاب دست مییابد.
۲. Metal Gear Solid 3: Snake Eater
تهیهکننده: Konami / سازنده: Konami Computer Entertainment Japan
سال انتشار: 2004
پلتفرم: PS2

هیدئو کوجیما در بازی Metal Gear Solid 2: Sons of Liberty بزرگترین شوخی را انجام داد و به جای قهرمان جاسوس و محبوب همه یعنی سالید اسنیک (Solid Snake)، رایدن (Raiden) تازهوارد را به عنوان قهرمان غافلگیرکنندهی داستان معرفی کرد. سه سال بعد، کوجیما نوع دیگری از این شوخی را پیاده کرد؛ به این صورت که Metal Gear Solid 3: Snake Eater را به عنوان یک پیشدرآمد با محوریت نیکد اسنیک (Naked Snake) ساخت، مردی که در نهایت به بیگ باس تبدیل میشود.
زمانی که بازی برای اولین بار معرفی شد این موضوع را نمیدانستیم، اما متال گیر سالید 3 چه از نظر گیمپلی و چه از نظر داستان، مسلما به مهمترین بازی این مجموعه تبدیل شد. این بازی با قرار دادن نیکد اسنیک در دل جنگل، ژانر مخفیکاری را متحول کرد و رویای کوجیما برای ساخت یک بازی متال گیر در یک محیط وسیع را برآورده ساخت. جنگلهای شوروی که سختافزار پلیاستیشن ۲ را به چالش میکشیدند، یک موفقیت فنی و تغییر مسیر بزرگی نسبت به راهروهای محصور شادو موزس (Shadow Moses) یا بیگ شل (Big Shell) بودند؛ جایی که یک سیستم استتار تطبیقی هوشمند جایگزین مکانهای پنهانشدن ثابت مانند کمدها شد. در نتیجه این طراحی جدید، همه چیز از مخفیکاری گرفته تا باسفایتها در متال گیر سالید 3 نسبت به بازیهای قبلی به طرز چشمگیری متفاوت است و فضای زیادی برای آزمایش نحوهی شکست دادن یک باس یا نفوذ به یک پایگاه در اختیار بازیکن قرار میدهد.
اما جادوی بازی فقط در نحوهی مبارزه با هر باس یافت نمیشود، بلکه در داستانی است که هر یک از آنها روایت میکنند. وقایع متال گیر سالید 3 پایههای تمام چیزهایی که قبل و بعد از آن رخ دادهاند را بنا میکند. بازی Snake Eater نه تنها خاستگاه پاتریوتها، سازمان سایه و آنتاگونیست نهایی سری را فاش میکند، بلکه به خاستگاه تراژیک و غمانگیز بیگ باس نیز میپردازد. عواقب رویارویی او با باس برای همیشه نگاه ما را به این شخصیت نمادین کوجیما تغییر داد. با پیشرفت ماموریتش، نیکد اسنیک از یک جاسوس سازمان سیا به شخصیتی تراژیک تبدیل میشود که خیانت کشورش به او، وی را در مسیری قرار میدهد که از تمام بازیهای متال گیر میگذرد و تا پایان زمانی این حماسه در بازی Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots امتداد مییابد.
۱. Red Dead Redemption 2
تهیهکننده: Rockstar Games / سازنده: Rockstar Games
سال انتشار: 2018
پلتفرم: PS4, Xbox One, PC

چگونه میتوان بعد از یک شاهکار، اثری دیگر ارائه داد؟ خب، اگر شما راکاستار گیمز باشید، به سادگی یک شاهکار دیگر میسازید. راکاستار با بهرهگیری کامل از قدرت پلیاستیشن ۴ و ایکسباکس وان، با ساخت رد دد ریدمپشن 2 یکی از خیرهکنندهترین و وسیعترین بازیهای جهانبازی که تاکنون روی یک دیسک منتشر شده است را خلق کرد. از نحوهی نوسان وزن قهرمان جدید داستان، آرتور مورگان (Arthur Morgan)، بسته به میزان غذا خوردنش گرفته تا نحوهی تجزیه شدن لاشه حیوانات که تقریبا در لحظه اتفاق میافتد، سطح جزئیاتی که این استودیو در بازی گنجانده به معنای واقعی کلمه سرگیجهآور است و شاید راکاستار در اینکه بیضههای اسب شما بسته به دما کوچک و بزرگ میشوند کمی زیادهروی کرده باشد، اما تمام اینها در جهت بازآفرینی کامل یک چشمانداز زیبا از غرب وحشی است.
اما این دستاوردهای فنی در مقایسه با داستان حماسی بازی درباره یک غرب وحشی رو به مرگ در آستانهی یک قرن جدید و صنعتی، تقریبا کمرنگ میشوند. آرتور مورگان مردی است که دورانش رو به پایان است؛ نه به خاطر سبک زندگی جنایتکارانهاش، بلکه به این دلیل که با تغییرات سریع ایالات متحده و تبدیل شدنش به یک ملت مدرن، او به آرامی به عنصری اضافی و ناکارآمد تبدیل میشود. نقشآفرینی راجر کلارک (Roger Clark) در نقش مورگان حقیقتا حیرتانگیز است و شخصیتی را به تصویر میکشد که به طور مساوی ترکیبی از اعتماد به نفس و آسیبپذیری است؛ در حالی که همدستان، سبک زندگی و حتی بدن خودش مدام به او خیانت میکنند. در طول سالهای پایانی دوران جنایتکاریاش، آرتور از نزدیک میبیند که چگونه گروه محبوبش به دلیل سهلانگاری رهبر آن، یعنی داچ (Dutch)، از هم میپاشد و این سقوط، بستر قدرتمندی را برای انتقال پرچم از آرتور به جان مارستون (John Marston)، قهرمان بازی اول، فراهم میکند.
بازی رد دد ریدمپشن 2 هر آنچه از یک پیشدرآمد آرزو دارید را برآورده میکند؛ از بهبود تمام جنبههای گیمپلیِ یک مجموعه گرفته تا روایت داستانی که اسطورهشناسی جهانش را با تاثیری باورنکردنی بسط میدهد و دقیقا به همین دلیل است که در صدر فهرست بهترین پیشدرآمدهای بازیهای ویدیویی قرار میگیرد.
منبع: IGN








وحید سرت سلامت گل من
نکته منفی اش اینه خیلی هاش نمیشه دیگه الان تجربه کرد با کیفیت فنی بهتر
بازی های psp و ویتا که هیچ که به نظرم چندتا بازی خوب دارن از جمله اون آنچارتد گلدن
همین گاد اف وار چاینس اینم نمیشه کاشکی حداقل اینا رو تو یک بسته ریجستر میداد اون متال گیر پیس والکر هم نمیشه
ارجینز هم هم البته با ایکس باکس میشه
عالی