۹ درسی که مارول باید از دی‌سی یاد بگیرد

۲۵ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۰:۱۰ ۲۷ شهریور ۱۳۹۹ زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۵ دقیقه

مارول یا دی‌سی؟ کدام بهتر است؟ این سؤالی است که طرفداران هر دو این نام‌های بزرگ همیشه از هم می‌پرسند و سرش با هم جنگ دارند. جنگی که از همان سال‌های اولیه‌ی شکل‌گیری‌شان تا همین امروز ادامه داشته است.

واقعیت این است که هم مارول و هم دی‌سی قصه‌ها و شخصیت‌های فوق‌العاده و شگفت‌انگیزی به دنیا معرفی کرده‌اند و کلی لحظات هیجان‌انگیز و دوست‌داشتنی به مردم هدیه داده‌اند و هیچ‌چیز مانع یک هوادار دوآتشه‌ی ابرقهرمان‌ها نمی‌شود تا از قصه‌ی دلخواهش لذت ببرد، صرف نظر از اینکه شرکت پشتش چیست و کیست.

با این حال، یکسری چیزها را دی‌سی متفاوت از مارول اجرا می‌کند و بعضی چیزها را هم مارول متفاوت از دی‌سی به عمل می‌رساند. هیچ‌وقت مثل هم نخواهند بود و این چیز خوبی است. ولی اگر مؤلفه‌های مثبتی در دی‌سی وجود داشته باشد که مارول با مطالعه و بررسی آن‌ها کیفیت آثارش را از این هم فراتر ببرد، مگر اشکالی دارد؟

در ادامه ۹ نکته‌ای را می‌بینیم که مارول باید از دی‌سی یاد بگیرد.

۱. بتمن

بتمن

فکر می‌کنید چرا بتمن یکی از محبوب‌ترین قهرمان‌های تمام دوران است و هواداران بی‌شماری دارد؟ بروس وین انسانی معمولی است که قدرت‌های ماورایی و عجیب و غریب ندارد. درست است که میلیاردر است، اما فجایع ناگواری را از سر گذرانده و ضعف‌ها و شکست‌ها و غم‌هایش باعث می شود با او همذات‌پنداری کنیم و خودمان را جایش بگذاریم. بتمن شخصیتی بزرگ و تأثیرگذار است و خود دی‌سی هم باید از او بیشتر یاد بگیرد.

بتمن مثل هیچ قهرمانی نیست و با اتفاق‌های شانسی و قرار گرفتن در موقعیت‌های تخیلی به قدرت و جایگاه فعلی‌اش نرسیده است و با تمرین و ممارست و آموزش‌های سخت و طاقت‌فرسا، توانایی از پا در آوردن انواع و اقسام ضدقهرمان‌ها را پیدا کرده است.

۲. فیلم‌ها و سریال‌های انیمیشنی بهتر

نمایی از انیمیشن سوپرمن

در سینما، مارول پادشاهی می‌کند و با بی‌شمار فیلم جذاب و بی‌نظیر و دیدنی، فعلا حتی اجازه‌ی نفس کشیدن هم به دی‌سی و جهان سینمایی‌اش نداده است. اما در فیلم‌های انیمیشن کمیک بوکی، دی‌سی برگ برنده را دارد و آثار درخشان‌تری ارائه کرده است و از «سریال انیمیشنی بتمن» همیشه به‌عنوان یکی از بهترین اقتباس‌های کمیک‌بوکی یاد می‌شود. مارول در سال‌های اخیر توجه چندانی به بخش انیمیشنش نداشته است، ولی دی‌سی هر سال تعدادی فیلم انیمیشنی با کیفیت می‌‌سازد که طرفداران را راضی نگه می‌دارد.

۳. سریال‌های تلویزیونی

به نظر می‌رسد آن انرژی و هزینه‌ای که مارول صرف ساخت جهان سینمایی معرکه‌ و غول‌آسایش کرده است، دی‌سی روی بسط و شکل‌دهی جهان تلویزیونی‌اش کرده. جهان مشترک «Arrowverse» شامل تعداد زیادی قهرمان و سریال‌های مختلف می‌شود که همگی به هم مرتبط‌ هستند. اما مارول انگار خیلی روی سریال‌هایش مانور نمی‌دهد و از بین آثار تلویزیونی که تا به حال ساخته چندتایی‌شان کنسل شده‌اند (نظیر دِردِویل) و تنها سریالی که تمام‌وکمال پشتش ماند «مأموران شیلد» بود که به‌تازگی به پایان رسید.

۴. اهمیت به شخصیت‌های زن

مارگو رابی در نقش هارلی کویین

مارول در زمینه‌های بیشماری پیشروی کرده است و روز به روز بر ابعاد خودش می‌افزاید، اما در زمینه‌ی ابرقهرمان‌های زن، کمی از دی‌سی عقب افتاد. دی‌سی یکی از معروفترین قهرمان‌های زنش یعنی واندر وومن را دو سال قبل از اینکه کاپیتان مارول به جهان سینمایی مارول بیاید، به سینما معرفی کرد.

یادمان نرود چند سال طول کشید تا مارول بالاخره برای بیوه‌ی سیاه یک فیلم مستقل بسازد. ناتاشا رومانوف یکی از مهم‌ترین زن‌های تیم انتقام‌جویان است و حداقل یک سه‌گانه حقش بود. از سوی دیگر،‌ دی‌سی روی تعدادی دیگر از شخصیت‌های زنش هم مانور داده است، نظیر هارلی کویین.

۵. شخصیت‌های همراه قهرمان

دیک گریسون در ابتدا به‌عنوان رابین در کنار بتمن بود و شخصیت همراه و کمک‌دستش به حساب می‌آمد، ولی بعدها خودش قهرمانی مستقل شد. در جهان‌ دی‌سی قهرمان‌های نوجوان زیادی حضور دارند که در ابتدا دستیار و همراه قهرمان‌های بزرگتر بودند و حالا خودشان برای خودشا کسی شده‌اند. مارول در این چند سال اخیر توجهی به این بخش کمیک‌بوک‌ها نکرده است، در حالی که تماشای دو نسل مختلف از قهرمانان که در کنار هم کار می‌کنند، همیشه جذاب است.

اگر شک دارید، سریال «تایتان‌ها» (Titans) را ببینید که در آن دیک گریسون و دوستان ابرقهرمانش باید با تعداد زیادی قهرمان جوان‌تر سر و کله بزنند.

۶. ضدقهرمان‌های بهتر

هیث لجر در نقش جوکر

اگر ضدقهرمان‌های جذاب و قدرتمند نبودند، ابرقهرمان‌ها باید چه کار می‌کردند؟ گاهی اوقات یک ضدقهرمان و ابرقهرمان دو روی یک سکه هستند و به قول جوکر در شوالیه تاریکی همدیگر را کامل می‌کنند. فیلم‌های مارول در خلق ضدقهرمان‌هایی که دشمن قسم‌خورده‌ی قهرمان‌هایش باشد به اندازه‌ی دی‌سی موفق عمل نکرده است. به استثنای تانوس که ضدقهرمانی به شدت جذاب و قدرتمند بود و همیشه در یادها می‌ماند، باقی ضدقهرمان‌هایی که تاکنون دیده‌ایم خیلی ویژه و منحصر به فرد نبوده‌اند. البته بحث اینجا تصویری است که در فیلم‌ها از آن‌ها ارائه شده است، چون در کمیک‌های مارول بی‌شمار ضدقهرمان جذاب و به یادماندنی ظاهر شده‌اند.

از آنسو در فیلم‌های دی‌سی ضد قهرمانی مثل جوکر حضور دارد که شاید الان محبوب‌ترین و تأثیرگذارترین شخصیت منفی سینما است. چه جوکری که هیث لجر به تصویر کشید و چه نسخه‌ای که واکین فینیکس نمایش داد، هردو هم از نظر سینمایی موفق بودند و اسکار بهترین بازیگر را نصیب ایفاگرشان کردند و هم جایگاهی مهم و ویژه در ذهن مردم دارند. علاوه بر جوکر نام‌های دیگری هم هستند که محبوبیتشان شاید اندازه‌ی قهرمان‌ها باشد،‌ نظیر کت‌وومن، لکس لوتر و هارلی کویین.

۷. سابقه‌ی طولانی‌تر

تصویری از کمیک‌های قدیمی سوپرمن

هم مارول و هم دی‌سی سالیان دراز است که به تولید محتوا مشغول‌اند؛ مارول حتی قبلا نام متفاوتی داشت. با این حال، بیشتر ابرقهرمان‌های مطرح و مشهور مارول از جمله انتقام‌جویان، فنتستیک فور و اسپایدر من در دهه‌ی ۶۰ میلادی ظاهر شدند. در حالی که همه‌ی قهرمان‌های مهم و مطرح دی‌سی از اواخر دهه‌ی ۳۰ یا ۴۰ خلق شدند.

این سابقه‌ی طولانی‌تر به دی‌سی زمان کافی را داده است تا فرمول‌های مختلف قصه‌گویی و شخصیت‌پردازی را امتحان کند و به جایگاه فعلی‌اش برسد. آزمون و خطاهایی که مسئولین مارول با مطالعه‌شان می‌توانند نکات جالبی یاد بگیرند.

۸. شجاعت برای ریسک

کاور کمیک بتمن: جوک کشنده

بله، مارول هم لحظات بحث‌برانگیز و تکان‌دهنده زیادی داشته است؛ برای مثال وقتی که در کمیک‌ها آشکار شد که کاپیتان آمریکا عضو هایدراست و بعد معلوم شد به خاطر دستکاری خاطراتش توسط رد اسکال بوده. اما نویسنده‌ها و طراحان دی‌سی به نظر قابلیت بیشتری برای ریسک‌پذیری و طرح ایده‌ها و داستان‌های جنجالی دارند.

در دی‌سی ماجراهایی وجود دارند که همیشه در ذهن مخاطبانش می‌ماند، چون تکان‌دهنده و قدرتمند هستند و تأثیر عمیقی می‌گذراند. مثلا همین کمیک «بتمن: جوک کشنده» (Batman: The Killing Joke) را در نظر بگیرید که در آن جوکر نقشه‌ای دیوانه‌وار ترتیب می‌دهد تا جیم گوردون را تا مرز جنون بکشاند و ثابت کند همه پتانسیل جانی شدن را دارند.

۹. قهرمان‌هایشان را تا سر حد شکست می‌برند

نمایی از فیلم شوالیه تاریکی

در بحث ماجراهای جنجالی و تکان‌دهنده، دی‌سی همچنین در موقعیت‌های مختلف، قهرمان‌هایش را تحت فشارهای شدید و سنگینی قرار می‌دهد که تا یک قدمی شکست و نابودی می‌روند. نه اینکه مارول هم این کار را نمی‌کند (برای مثال ماجراهایی که در «جنگ داخلی» رخ می‌دهد) اما دی‌سی این مسائل را روی پرده‌ی بزرگ سینما هم بهتر نمایش داده است.

برای مثال، در همان سالی که «مرد آهنی» داشت اولین لباسش را می‌ساخت، بتمن باید با مرگ معشوقش کنار می‌آمد، با استاد هرج‌ومرج (جوکر) دست و پنجه نرم می‌کرد و در دید مردم گاتهام به دشمن و عامل ناامنی تبدیل شده بود.

منبع: cbr

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

۷۴ comment
  1. Avatar Mohammad

    ابر قهرمان پولدار میخوای استارک چند بار تا سر حد نابودی رفت تو فیلم انتقام جویان پایان بازی
    داشت میمرد که کاپیتان مارول نجاتش داد.
    انت من ۵ سال تو دنیای کوانتوم گرفتار بود.
    تو مرد عنکبوتی دور از خانه قزار بهش زد چی؟
    نصف قهرمانتن مارول ۵ سال مهو شدن رو چی میگی؟

  • 1
  • 2