۵ درس مهم تابستان ۲۰۲۶ برای فصل جوایز؛ از شگفتی امی تا وسواس اسکار
با نزدیک شدن به تعطیلات آخر هفته روز کارگر و بازگشایی مدارس، نمیتوان به همه درسهایی فکر نکرد که از تعطیلات روز یادبود، آغاز رسمی فصل گرم سال، تا امروز آموختهایم. درسهایی از این دست که جیکوب الوردی و زندایا کاملا مطمئن شدند بندی شبیه به قرارداد هریسون فورد برای «جنگ ستارگان: نیرو برمیخیزد» (Star Wars: The Force Awakens) در قراردادهایشان برای فصل سوم «سرخوشی» (Euphoria) گنجانده شود. یا اینکه فقط تیلور سوئیفت میتواند چهرههای مشهور را متقاعد کند گوشیهای هوشمند متصل به اینستاگرامشان را کنار بگذارند.
و البته این را هم یاد گرفتیم که تماشاگران قطعا حاضرند پول بدهند تا آن هتوی را در حال رویارویی با مریل استریپ و رابرت پتینسون ببینند… اما برای تماشای دایناسورهای وحشی و مهاجم، نه.
با این حال، تابستان امسال درسهای مهمتری هم درباره وضعیت چهار رویداد بزرگ فصل جوایز به ما داده است؛ مسیری که با مراسم امی در ۱۴ سپتامبر آغاز میشود و با گرمی در ۷ فوریه، اسکار در ۱۴ مارس و تونی در ۱۳ ژوئن ادامه پیدا میکند. پس بیایید کتابهای درسی تابستان ۲۰۲۶ را باز کنیم و درسها را مرور کنیم، چون قطعا بعدا یک آزمون غافلگیرکننده در پیش خواهد بود.
بوی شگفتی از «خلیج بیوه» میآید

«نشان بده، نگو» (Show, Don’t Tell) توصیه خوبی هم برای فیلمنامهنویسان است و هم برای کسانی که نتایج جوایز را پیشبینی میکنند. بنابراین، اگرچه میتوانیم یک بار دیگر و با تمام احساس به شما بگوییم که اوجگیری «خلیج بیوه» (Widow’s Bay) مهمترین داستان فصل امی در تابستان امسال بوده، شاید بهتر باشد این رشد را به جای توضیح دادن، به شما نشان دهیم.
این سریال کمدی محصول اپل تیوی که کیتی دیپولد آن را خلق کرده، از زمان آغاز پخش در پایان آوریل، ابتدا دل تماشاگران را به دست آورد و بعد رایدهندگان را هم تسخیر کرد تا در نهایت بیشترین تعداد نامزدی را در میان تمام سریالهای تازهوارد به دست آورد.
عملکرد خلیج بیوه در صبح اعلام نامزدهای امی، بلافاصله رقابتی را که پیش از آن بیشتر شبیه مراسم تاجگذاری فصل پنجم و پایانی «هکس» (Hex) از اچبیاو مکس به نظر میرسید، وارد مرحله تازهای از تردید کرد. البته هکس همچنان با ۲۴ نامزدی تاریخی، رکورددار تعداد نامزدی در بخش سریال کمدی است و پیشتازی خود را حفظ کرده است.

با این همه، کارشناسانی که مسیر خلیج بیوه را زیر نظر دارند، نشانههایی از تغییر جریان میبینند. با نزدیک شدن به پایان کمپینهای تبلیغاتی برای رایدهندگان، بازیگران و تیم سازنده سریال تقریبا در همه جا حاضر شدند و حالا احتمال شگفتی در چندین شاخه، از جمله بهترین سریال کمدی، جدیتر از گذشته به نظر میرسد.
اگر حتی یکی از این شگفتیها رخ دهد، یادآوری مهمی خواهد بود از این واقعیت که تغییرات بزرگ در امی میتوانند نه طی چند ماه، بلکه ظرف چند هفته اتفاق بیفتند و حتی محکمترین کشتیها را از مسیر خود خارج کنند.
با این حال، هکس قرار نیست کاملا طلسم شود؛ بهویژه وقتی جین اسمارت در آستانه ثبت رکوردی تاریخی قرار دارد و میتواند با تبدیل پنجمین نامزدی خود به پنجمین پیروزی، در بخش بهترین بازیگر زن کمدی تاریخساز شود. اگر در طول پنج فصل هکس یک چیز یاد گرفته باشیم، این است که هرگز نباید روی شکست دبرا ونس، این زن شکستناپذیر، شرط بست.
شاخص «وسواس»

موفقیت پیاپی «وسواس» (Obsession) ساخته کاری بارکر و «اتاقهای پشتی» (The Backrooms) ساخته کین پارسونز، تابستان امسال را به فصلی ماندگار برای سینمای وحشت تبدیل کرد و بار دیگر نشان داد یوتیوب به یکی از مهمترین زمینهای پرورش نسل تازه فیلمسازان و سازندگان آثار پرفروش تبدیل شده است؛ دستکم در دنیای وحشت.
در همین حال، «سیرک دیجیتال شگفتانگیز» (The Amazing Digital Circus) نیز نشان داد که داستانهای موفق در دنیای انیمیشن هم میتوانند از یوتیوب آغاز شوند.
البته پیش از این هم بارها دیدهایم که فیلمهای ترسناک به موفقیتهای بزرگ تجاری برسند. اما آنچه وسواس را از نمونههای مشابه متمایز کرد، سرعتی بود که بحث درباره فیلم از موفقیت در گیشه به احتمال درخشش در اسکار تغییر جهت داد.
و هیچکس بیش از بازیگر ۲۵ ساله نقش اصلی فیلم و عضو آینده «مردان ایکس» (X-Men)، یعنی ایندی ناوارتی، از این تغییر سود نبرد. با استقبال گسترده مخاطبان جوان و همیشه حاضر در فضای آنلاین از فیلم، ستاره او نیز به سرعت اوج گرفت. این واقعیت که بعدها مشخص شد ناوارتی پیش از این به عنوان استریمر در توئیچ هم فعالیت داشته، کمک کرد هواداران جوان راحتتر او را یکی از خودشان بدانند.

درخواستها برای نامزدی و حتی پیروزی او در بخش بهترین بازیگر زن به سرعت شبکههای اجتماعی را فرا گرفت و بعد وارد بحثهای جدیتر و جریان اصلی رسانهها شد. خیلی زود نام او در کنار برندگان اخیر اسکار مانند مایکی مدیسون برای «آنورا» (Anora)، ایمی مدیگان برای «سلاحها» (Weapons) و البته بازیگر محبوب خود ناوارتی، مایکل بی. جردن برای «گناهکاران» (Sinners) قرار گرفت.
ناوارتی در گفتوگو با رسانه گلد دربی در ماه ژوئن درباره جردن گفته بود: «بازی او در آن فیلم واقعا برای همه کسانی که در کار حضور دارند الهامبخش است و احساس میکنم آن برد اسکار کاملا حقش بود.» ناوارتی در حال حاضر در جدول پیشبینی کارشناسان گلد بی برای بهترین بازیگر زن در رتبه دوم قرار دارد.
بازی چندلایه او، محبوبیت شخصیت نیکی که حتی قرار است به رویدادهای سالانه «شبهای وحشت هالووین» (Halloween Horror Nights) در پارکهای یونیورسال استودیوز راه پیدا کند و همچنین کم بودن تعداد رقبای جدی در فصل تابستان، همگی به موقعیت او کمک کردهاند.
احتمالا با آغاز اکران فیلمهای جدیتر و پرمدعای پاییز، این وضعیت تغییر خواهد کرد. با این حال، تردیدی نیست که فوکوس فیچرز در فصل جوایز کمپینی جدی به راه خواهد انداخت تا همه ما همچنان شیفته وسواس بمانیم.
به سوی ایتاکا و فراتر از آن

داستانی است تقریبا به قدمت حماسه هومر: کریستوفر نولان در اواخر ژوئیه یک فیلم عظیم در ابعاد آیمکس اکران میکند، منتقدان شیفتهاش میشوند، تماشاگران برای دیدنش به سالنها هجوم میآورند و پیشبینیکنندگان فصل جوایز آن را به صدر تقریبا تمام جدولهای اسکار میرسانند… بهجز چهار شاخه.
«ادیسه» (The Odyssey) سه سال پس از موفقیت گسترده «اوپنهایمر» (Oppenheimer) در اسکار از راه رسیده و در حال حاضر به نظر میرسد در مسیر عبور از ۱۳ نامزدی آن فیلم قرار دارد. حتی ممکن است به رکورد ۱۶ نامزدی گناهکاران، رکورددار سال گذشته، برسد یا از آن عبور کند.
حماسه نولان از زمان اکران در ۱۷ ژوئیه، جایگاه نخست جدول بهترین فیلم گلد بی را به طور قاطع در اختیار دارد و صرفنظر از اینکه نیمه دوم سال چگونه پیش برود، حضور آن در شاخه بهترین فیلم و بسیاری از شاخههای دیگر تقریبا تضمین شده است.
پرسش اصلی این است که آیا فیلم میتواند چنان در ذهن رایدهندگان اسکار ماندگار شود که در ماههای آینده، مانند اودیسئوس، بار دیگر به ایتاکا بازگردند و زیر انبوه تصاویر عظیم و خیرهکننده فیلم، عمق و جان دراماتیک آن را کشف کنند؟

و البته یک پرسش دیگر هم وجود دارد: آیا یونان باستان نولان پس از آنکه رایدهندگان آراکیس آیندهنگرانه دنی ویلنوو را ببینند، همچنان به همان اندازه خیرهکننده به نظر خواهد رسید؟
اوپنهایمر از این مزیت برخوردار بود که حماسهای درونی به شمار میرفت و ذهن و روان یک مرد را با زبانی عظیم و کاملا سینمایی کاوش میکرد. اما ادیسه روی صحنهای بسیار بزرگتر روایت میشود، آن هم در دورهای که به نظر میرسد رایدهندگان اسکار بیشتر به داستانهایی علاقه دارند که شخصیتها در مرکز آن قرار دارند.
برای پیدا کردن آخرین برنده بهترین فیلم با چنین ابعاد و مقیاسی، باید به «ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه» (The Lord of the Rings: The Return of the King)، فیلم پایانی سهگانه پیتر جکسون، بازگردیم و اتفاقا این مقایسه پیش از این هم مطرح شده است.
هنوز باید دید آیا نولان میتواند تاج اسکار خود را حفظ کند یا نه، اما وقتی پای ثبات در موفقیت به میان باشد، کمتر فیلمسازی را میتوان با او همتراز دانست.
ترانهای برای بیتیاس

دوستداران موسیقی تمام تابستان را با «انتخاب تگزاس» (Choosin’ Texas) سپری کردهاند؛ چرا که الا لنگلی، خواننده موسیقی کانتری، روند صدرنشینی خود در جدول هات ۱۰۰ بیلبورد را از فوریه تا فصل تابستان ادامه داده است.
این رکوردشکنی همچنین شانس او را در چندین شاخه گرمی، از جمله ضبط سال، افزایش داده است. در شرایطی که سه مدعی اصلی این شاخه، اولیویا دین، ری و تیلور سوئیفت، همچنان موقعیت نسبتا ثابتی دارند، هر تغییری میتواند به جان گرفتن ماههایی کمک کند که در دنیای گرمی چندان پرحادثه نبودهاند. از سوی دیگر، گاهی بیخبری خودش خبر خوبی است. بهویژه پس از آنکه آکادمی ضبط در ماه ژوئیه با واکنشهای تندی روبرو شد.
ماجرا پس از تغییر مجموعهای از قوانین و ایجاد شاخه بهترین اجرای موسیقی پاپ آسیایی آغاز شد؛ تغییری که باعث شد مدعیان احتمالی اصلی این شاخه، گروه مشهور کیپاپ کره جنوبی، بیتیاس، تصمیم بگیرند آخرین آلبوم خود، «آریرانگ» (Arirang)، را برای بررسی به گرمی ارسال نکنند.
اعضای گروه در حسابهای شخصی خود در شبکههای اجتماعی نوشتند: «ما تصمیم گرفتهایم امسال برای گرمی اثری ارسال نکنیم. امیدواریم موسیقی به خاطر خودش شنیده و دوست داشته شود، نه اینکه بر اساس منطقه یا زبان تقسیمبندی شود. از آرمی و همه شما که همیشه در کنار ما هستید سپاسگزاریم.»
آکادمی ضبط خیلی زود تلاش کرد فضا را آرام کند و تاکید داشت که بیتیاس همچنان برای رقابت در تمام شاخهها واجد شرایط است. با این حال، تصویری که ماجرای جایزه موسیقی پاپ آسیایی ایجاد کرده، بدون تردید پس از پایان تابستان و ورود به سپتامبر هم همچنان مسئلهای قابل بحث خواهد بود. امیدواریم در آینده راههای بهتری برای احترام گذاشتن به موسیقی جهانی پیدا شود.
خرسهای برادوی

پس از موفقیت در وستاند، پدینگتون رسما تایید کرد که بهار آینده راهی نیویورک میشود. «پدینگتون: موزیکال» (PADDINGTON The Musical) در مسیر انتقال به برادوی به آثار دیگری مانند «اویتا» (Evita) با بازی ریچل زگلر و «اینتر آلیا» (Inter alia) با حضور رزمند پایک میپیوندد؛ نمایشهایی که پس از موفقیت در جوایز الیویه، حالا چشم به جوایز تونی دارند.
فصل گذشته شاهد موفقیت دو نمایش منتقلشده از بریتانیا در هر دو سوی اقیانوس اطلس بودیم؛ جان لیسگو برای «غول» (Giant) و لسلی منویل برای «ادیپ» (Oedipus).
بیتردید امید فعالان صنعت تئاتر این است که مخاطبان برادوی به پدینگتون و اویتا فرصت بیشتری نسبت به «گربهها: بال ژلیکال» (Cats: The Jellicle Ball) بدهند؛ نمایشی که حیوانات پشمالو را با ترانههای اندرو لوید وبر ترکیب کرده بود.
این تولید که با استقبال بسیار خوبی از سوی منتقدان روبرو شد، در ماه اوت و پس از ناکامی در کسب جایزه بهترین بازآفرینی موزیکال تعطیل شد. آندره دی شیلدز، ستاره نامزد تونی این نمایش، در گفتوگو با گلد دربی گفت که دو نیروی «نفرت و عدم تحمل» در مشکلات تجاری نمایش نقش داشتهاند.
در مقابل، این تصور وجود دارد که شهرت ریچل زگلر و محبوبیت ماندگار پدینگتون، شانس بیشتری برای جذب گردشگران و تماشاگران گاهبهگاه نیویورک ایجاد میکند؛ همان گروههایی که حضورشان برای فروش بلیت در برادوی اهمیت زیادی دارد.
چنین موجی میتواند شانس هر دو نمایش را در رقابتهای تونی بالا ببرد، حتی در شرایطی که رقبای قدرتمندی مانند «جنگجویان» (Warriors) لین-منوئل میرندا در بخش موزیکالهای جدید و «اشکها و لبخندها» (The Sound of Music) در لینکلن سنتر در بخش بازآفرینیها حضور دارند. البته گاهی تنها چیزی که برای زنده نگه داشتن یک نمایش در برادوی لازم است، یک جامعه هواداری وفادار و پرشور است.
در بازنگری تازهای که درباره «پسران گمشده» (The Lost Boys)، به نظر میرسد این نمایش که مخاطبان جوان را هدف گرفته و فصل گذشته ۱۲ نامزدی به دست آورد، ظاهرا همان مخاطبان پرشور نسل زد را جذب کرده که «بیگانگان» (The Outsiders) را پس از پیروزی در بخش بهترین موزیکال، سه سال متوالی روی صحنه نگه داشتهاند.
منبع: Gold Derby




