نقد فیلم «الویس»: پادشاهی بربادرفته‌ی موسیقی راک (جشنواره‌‌ی کن ۲۰۲۲)

۷ خرداد ۱۴۰۱ | ۲۱:۳۰ ۷ خرداد ۱۴۰۱ زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۶ دقیقه
الویس. تصویر شاخص

باز لورمن پس از ۹ سال و بعد از فیلم «گتسبی بزرگ»، اینبار با فیلم «الویس» و در بخش خارج از مسابقه‌ی جشنواره‌ی کن، به میدان سینما بازگشته است.

همانطور که از نامش برمی‌آید، این اثر راجع به یکی از چهره‌های اسطوره‌ای تاریخ موسیقی دنیا و سبک راک یعنی الویس پرسلی است، کسی که با اغواگری‌های خود بر روی صحنه و اجراهای پرشور و حرارتش، لقب پادشاه راک اند روال را از آن خود کرده بود. این فیلم بر روی روز‌های ابتدایی ظهور و موفقیت پرسلی و ارتباط پیچیده‌اش با مدیر برنامه‌ی خود کلنل تام پارکر تمرکز دارد که ایفای نقش او بر عهده‌ی تام هنکس است.

این فیلم موزیکال که بازیگر کمتر شناخته‌شده‌ای به اسم آستین باتلر را در نقش اصلی خود دارد، نتوانسته است مثل خود پرسلی، پرده‌ی نقره‌ای را آتش بزند و منتقدان را راضی کند. این فیلم در وبسایت متاکریتیک امتیاز ۶۲ از ۱۰۰ را از آن خود کرده است که نمره‌ی متوسطی به حساب می‌آید. این فیلم به رغم اینکه درباره‌ی موسیقی و چهره‌ای نمادین است، نتوانسته به عمق شخصیتی الویس پرسلی و فراز و فرود‌های زندگی او نفوذ کند و با وجود اینکه باتلر، نمایش قابل قبولی از خود ارائه کرده است، تنها نگاهی گذرا و از دید لورمن به وجوه موفقیت پرسلی دارد.

اسکرین‌دیلی تیم گریرسون

الویس. باز لورمن

الویس پرسلی هنرمندی جنجالی بود که پویایی اغواگرایانه‌ی او، جوانان را به هیجان می‌آورد. باز لورمن با ساخت فیلم «الویس» این میراث را گرامی می‌دارد که مجلل، آتشین و اغراق‌شده است، دقیقا آن طور که هر کسی که از کارگردان فیلم «مولن روژ» انتظار دارد. آستین باتلر با قدرتی حیرت‌آور ظاهر می‌شود و صحنه‌های جذاب کنسرت‌ها را چنان به تصویر می‌کشد که به یادمان می‌آورد چه چیزی درباره‌ی پادشاه راک اند روال، غیر قابل انکار بود. اما تلاش این فیلم بیوگرافیک برای رفتن به ژرفای زندگی این اسطوره‌ی نمادین، کمتر باورپذیر است.

جای تعجب ندارد که این فیلم حیرت‌انگیز به نظر می‌رسد که به لطف طراحی لیاس کاترین مارتین و طراحی صحنه‌ی‌کارن مورفی میسر شده است که ادای احترامی به دوران اوج پرسلی در فاصله‌ی بین سال‌های ۵۰ تا ۷۰ است. تصویربرداری فیلم نیز در سکانس‌های اجراهای روی صحنه درخشان است و آن نوستالژی رنگ و رو رفته‌ی قدیمی را دور می‌اندازد و به تجربه‌ای سرزنده تبدیل می‌‌کند. سکانس‌‌های الویس به مدد حضور باتلر ناشناس و جوان، به ما می‌گوید که چرا پرسلی همچنان به عنوان یک چهره‌ی موسیقی شایسته‌ی احترام است و لورمن و باتلر، یکی پس از دیگری سکانس‌های پرشور ور حرارت را ردیف می‌کنند و به وجدمان می‌آورند.

ورایتی اوون گلایبرمن

الویس پرسلی. باز لورمن

اگر گروه بیتلز را قلم بگیریم، الویس شاید افسانه‌ای‌ترین چهره‌ی موسیقی عامه باشد. این موضوع سبب می‌شود تا او به انتخابی وسوسه‌انگیز برای ساخت فیلمی بیوگرافیک بدل شود اما از طرفی روایت داستان او را به چالشی بی‌نظیر تبدیل می‌کند. همه چیز درباره‌ی الویس از ظهور و سقوط و اتفاقاتی که ما بین این دو نقطه افتاده است، چنان در مخیله‌ی ما حک شده است که وقتی شما فیلم بلند دراماتیکی از زندگی او می‌‌سازید، تنها یک افسانه را از قبرش بیرون نمی‌کشید بلکه دارید با او رقابت نیز می‌کنید. چالش اصلی اینجاست که شما چه چیزی سر میز می‌آورید که پر سر و صدا‌تر و شگفت‌انگیزتر از خود حقیقت باشد؟

«الویس» باز لورمن مثل یک رویای تب‌دار پر از شور و انرژی ۲ ساعت و ۳۹ دقیقه‌ای است، فیلمی باشکوه که حماسه‌ی الویسی درون ذهن ما را به یک اجرای اپرای باشکوه و درخشان تبدیل می‌کند. لورمن که شاهکار غمناک و خیره‌کننده‌ی «مولن روژ» در کارنامه‌ی خود دارد، علاقه‌ی چندانی به کارگردانی یک اثر سینمایی بیروگرافیک پیش پا افتاده ندارد و چه کسی این را از او می‌خواهد؟ لورمن هنگام ساخت فیلم‌هایش، هر چیزی را که در اوج باشد، نشان می‌دهد و هر چیز ملال‌آور دیگر را قیچی می‌زند و دور می‌اندازد. او تلنگری به خیالات ما می‌زند و موفقیت سر صحنه‌ی پادشاه راک را پیش چشم می‌آورد، شهرتی که ریشه‌ی عمیقی در موسیقی نوابغ سیاه‌پوست داشت.

اما الویس با تمامی آتش‌بازی‌‌های لورمن که گیرایی خاص خود را دارد، همیشه قانع‌کننده نیست و بعضا نسنجیده و با تصاویر پراکنده‌ای همراه است که اینگونه به نظر می‌رسد که به قدر کفایت دراماتیزه نشده است. آستین باتلر ۳۰ ساله که در نقش الویس ظاهر شده است، آن چشمان خواب‌آلود و حرکات لب‌های او را بسیار خوب ادا می‌کند، اما شبیه‌سازی او از الویس، هیچگاه شما را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد. فیلم با اینکه درباره‌ی دنیای موسیقی است، اما آن تجلی موسیقایی را دارا نیست، صحنه‌هایی که هوش از سرتا ببرد و قلب شما را با جادوی راک اند روال تسخیر کند.

گاردین پیتر بردشاو

الویس. باز لورمن

باز لورمن دوباره یک هیاهوی الکی پر زرق و درخشان سینمایی تحویل ما داده است، دقیقا همان پولکی‌هایی که روی سر مولن روژ و جی گتسبی ریخته بود و درست مثل آلن پاتریج که گفته بود محبوب‌ترین آلبومش از بیتلز، بهترین آلبوم آن‌هاست، لورمن هم فیلمی به ما داده است که فکر می‌کند بهترین اثر سینمایی درباره‌ی اولیس است.

این فیلم ۱۵۹ دقیقه‌ای، یک مونتاژ مجلل و در عین حال فراموش‌شدنی است که هیچ تنوعی در ریتم خود ندارد و با پایان یافتن فیلم، ممکن است سوالات بی‌پایانی از خودتان بپرسید که لورمن درباره‌ی موسیقی الویس چه فکر می‌کند؟ آیا او برای مثال برخی از آهنگ‌های الویس را به آثار دیگرش ترجیح می‌دهد یا بعد از اینکه ۲۰ ثانیه گذشت، خیال کرده که اصل مطالب را گرفته و اسپاتیفای می‌بندد؟

لورمن آشکارا علاقه‌ای به بررسی رابطه‌ی ناکارآمد بین الویس و مدیر برنامه‌ی خود که موضوع محوری فیلم است، ندارد و بازی باتلر در نقش پرسلی نیز به رغم شایستگی چندان الهام‌بخش نیست. لورمن حتی نسبت به وجوه درونی شخصیت‌های او نیز بی‌علاقه است و مرگ زندگی فردی مهم مثل پارکر را صرفا با بی‌اعتنایی و در تیتراژ‌ پایانی فیلم نشان می‌دهد. از طرفی لورمن علاقه دارد که الویس را از طعنه، شکست‌ها و رنج و عذاب نجات دهد و تنها شکوه حضور او بر روی صحنه‌ی را سرتیتر فیلم خود کند. به نظر می‌رسد که این فیلم نیز تنها یک اقدام برای ارائه تصویری بدلی از الویس بود که هیچ هدفی خاصی در خود نداشت.

هالیوود ریپوتر دیوید رونی

الویس پرسلی. باز لورمن

اینکه شما چه حسی نسبت به «الویس» لورمن دارید، عمدتا به این مربوط است که چه حسی درباره‌ی سبک پر زرق و برق و ماکسیمالیسم ویژه‌ی او دارید. نتیجه‌ی کار،‌ فیلمی است که با لحظات ملودرام شما را به وجد می‌آورد و شدیدا سرگرم‌کننده است.

سوال اصلی این است که آیا باتلر می‌تواند یکی از ماندگارترین نماد‌های تاریخ فرهنگ عامه‌ی آمریکا را به درستی از آب دربیاورد؟ جواب یک بله‌ی کامل است. حرکات او بر روی صحنه، جذاب و مبهوت‌کننده است و او به خوبی آن پارادوکس تراژیک موفقیت را که با رویای آمریکایی گره خورده است، به تصویر می‌کشد.

شاید عده‌ای آرزوی این داشتند که با فیلم بیوگرافیکی مواجه شوند که دسترسی بیشتری به قلب خونین و زخم‌خورده‌ی داستان بدهد، اما «الویس» از حیث به تصویر‌کشیدن چیزی که او را به یک ستاره‌ی تابناک در آسمان موسیقی بدل کرد، بسیار خوب کار خودش را انجام می‌دهد. سکانس‌های اجراهای زنده بسیار جذاب است که دستپخت مندی واکر است. شاید بسیاری این فیلم را به خاطر جلوه‌هایش نادیده بگیرند، اثری که انقدر در لایه‌های سطحی مجلل خود می‌ماند که از رفتن به زیر پوست موضوع محوری خود سر باز می‌زند، اما به عنوان ادای احترامی به یک قهرمان غیرعادی اجراهای صحنه‌ای، این فیلم مثل یک ستاره می‌درخشد.

برچسب‌ها :
دیدگاه شما